Iran-Spring
رسانه ها ۱۷ مرداد ۱۳۹۳

پايان دادن به بنيادگرايي مذهبي از تهران شروع مي شود

پايان دادن به بنيادگرايي مذهبي از تهران شروع مي شود

مخصوصاً كه زمينه مناسب براي بنيادگرايي به‌دليل مجموعه‌يي از پارامترهاي متداخل و در ارتباط با هم، -و فقدان مكانيزم عملي مناسب از سوي كشورها و دولتهاي منطقه و قانع شدن آنها به شيوه دفاع منفي كه رژيم ايران به سادگي آن را سوراخ مي‌كند- فراهم است و همين امر تهديدي كه اين كشورها را احاطه كرده است، بزرگتر و جديتر مي‌كند، و براي از بين بردن اين موضوع همت و پشتكاري فوق‌العاده متناسب با سطح تهديدي كه شكل داده مي‌طلبد.
رابطه و پيوند ديالكتيكي شيوع بنيادگرايي مذهبي در كشورهاي منطقه و رسيدن آن به اين سطح از خطر كه منطقه را فراگرفته، با ظهور رژيم مذهبي بنيادگرا در ايران، امري شناخته شده و معلوم است، به‌طوري‌كه بقا و ادامه اين رژيم همزمان با ريشه‌دوانيدن و شيوع بنيادگرايي مذهبي در كشورهاي منطقه است، از اين‌رو توصيف دقيقي كه خانم مريم رجوي رئيس‌جمهور برگزيده مقاومت ايران براي اين پديده غيرانساني و ارتباط نزديك آن با رژيم ايران انتخاب نمود را مي‌توان يك دستورالعمل پايه‌يي براي اقدام جدي و فعال جهت از بين بردن آن محسوب كرد.
خانم مريم رجوي در سخنان خود در مورد بهترين شيوه براي از بين بردن پديده بنيادگرايي مذهبي گفت: (راه‌حل عملي براي تحقق صلح و بردباري و دموكراسي در اين منطقه در گرو نابود كردن رژيم ايران است)، زيرا رژيم ايران تنها طرفيست كه استقرار امنيت و صلح و بردباري و دموكراسي در منطقه را خطري براي خود مي‌بيند، چون در تعارض با آن و شيوه هرج‌ومرج طلبانه‌اش براي برانگيختن بحران و فتنه است.
سخن از مقابله با بنيادگرايي مذهبي و محدود ساختن و پايان دادن به تأثيرات منفي آن، از منبع و منشأ اصليش شروعمي‌شود، بدون قيام به اين عمل و يك تلاش جهاني مؤثر براي خشكاندن كامل اين سرچشمه، هر سخني از هرگونه مكانيزم ديگر براي از بين بردن بنيادگرايي مذهبي به‌مثابه چيدن و زدن شاخ و برگهاي آن است، ما بر اين باوريم كه اكنون زمان عمل و تلاش جدي جهاني و مؤثر فرارسيده تا به هشدارها و فراخوانهاي خانم رجوي توجه شود و مي‌توان آنها را به‌عنوان يك نقشه مسير مؤثر و راهبردي براي از بين بردن بنيادگرايي مذهبي كه ريشه‌اصلي آن در تهران است قرار داد، به‌ويژه با توجه به تجربه و اشراف تاريخي اين رهبر اپوزيسيون در مورد پديده بنيادگرايي مذهبي به‌مثابه پديده اي كه از تهران و از سوي رژيم مذهبي بنيادگراي تهران شروع شده و مقاومت ايران به‌طور عام و سازمان مجاهدين خلق به‌طور خاص اولين طرفهايي بودند كه با آتش بنيادگرايي مذهبي سوختند و بهاي گزافي را براي مخالفت و مقابله با آن پرداختند. ».
نزار جاف

سايت نافذة لبنان- لبنان 14مرداد93ـ5 اوت 2014

مريم رجوي : رژيم ولايت ‌فقيه حامل بدعت بنيادگرايي زير پرچم اسلام و عامل اصلي مصيبتها و بحرانهايي كه بر جهان اسلام از جمله عراق ، سوريه ، فلسطين ، لبنان و يمن تحميل شده است
« بسوي منطقه يي بدون بنيادگرايي مذهبي-
براي همه كشورهاي منطقه روشن است كه مهمترين و بزرگترين مشكلي كه كشورهاي منطقه از وجود آن رنج مي‌برند و بر اوضاع آنها از زوايا و در سطوح مختلف تأثير مي گذارد، همان مشكل بنيادگرايي مذهبي است كه تروريسم و جنايت سازمان‌يافته نيز از آن ناشي مي‌شوند...
بنيادگرايي مذهبي طي 3 دهه گذشته به شكل قابل توجهي در منطقه رشد و شاخ و برگ يافته است، و اين مهم‌ترين بيماري مسري فكري و سياسي كه صلح و امنيت و ثبات را تهديد مي‌كند هم اكنون آن‌قدر آشكار است كه براي كسي قابل انكار نيست؛ و در پس سكوت و بي‌موضعي در قبال اين مشكل بسيار خطرناك، اهداف و طرح و برنامه خاص سياسي خوابيده است چرا كه چنين رويكردي با چنين مشكل خطرناكي و اصلاح نكردن و مقابله نكردن با آن، به نوبه خود زمينه را براي اين‌كه [بنيادگرايي] همه را جارو كند ايجاد مي‌كند. در 26 ژوئيه جاري از طرف مقاومت ايران مراسم افطاري در پاريس با شعار (ديكتاتوري مذهبي در ايران؛ كانون جنگهاي فرقه‌گرايانه در منطقه) برگزار شد. در اين مراسم هيأتهايي از 31 كشور از نقاط مختلف جهان حضور پيدا كردند. خانم مريم رجوي رئيس‌جمهور منتخب مقاومت ايران، مجدداً به روشن ساختن مشكل بنيادگرايي مذهبي پرداخت و توجه همگان را به خطرات آن جلب كرد و همزمان بر عمل مشترك براي ازبين بردن آن تأكيد نمود. خانم رجوي در سخناني كه در اين مراسم ايراد كرد رژيم ولايت‌فقيه در ايران را حامل بدعت بنيادگرايي زير پرچم اسلام دانست و آن را عامل اصلي مصيبتها و بحرانهايي كه بر جهان اسلام از جمله عراق و سوريه و فلسطين و لبنان و يمن تحميل شده است، به‌شمار آورد. در حقيقت اين محكوم كردن رژيم ايران از سوي خانم رجوي خود به خودي و بيهوده نيست بلكه بر مبناي يك واقعيت آشكار مي‌باشد. اين واقعيت همان بنيادگرايي در منطقه است كه پيش از آمدن اين رژيم وجود نداشت و با روي كارآمدن و برپايي اين رژيم به وجود آمد.
خانم رجوي معتقد است، ديدگاه و چشم‌اندازي كه مي‌توان با آن مشكل بنيادگرايي را حل و درمان كرد و آن را از ميان برد در فراهم كردن زمينه مناسب براي ريشه‌كني اساسي آن با برپايي جبهه اي در منطقه براي رويارويي و ايستادگي در برابر بنيادگرايي نهفته است. هم‌چنين در نظر گرفتن اين كه راه كار عملي براي تحقق صلح و بردباري و دموكراسي در منطقه در ريشه‌كني رژيم ايران نهفته است. [خانم رجوي] گفت كه مقاومت ايران همان تضمين تحقق اين راه‌حل است چون بقا و ادامه داشتن رژيم ايران بمعني باقي ماندن نقطه كانوني بنيادگرايي مذهبي و ادامه دادن به تهديد مردم و كشورهاي منطقه مي‌باشد. خانم رجوي دو دليل اصلي براي اين‌كه مقاومت ايران تضمين اين راه كار مي‌باشد مطرح كرد:
اولاـ اين‌كه مقاومت ايران تنها طرفي است كه بدعت بنيادگرايي را افشا كرد و در طول 3 دهه درباره آن هشدار داد و از همه طرحهاي رژيم بر عليه كشورهاي منطقه پرده برداشت.
ثانيا - اين‌كه مقاومت ايران يك آلترناتيو عملي مي‌باشد كه از هر جنبه آماده است كه زمام امور را در تهران پس از سرنگون كردن يا پائين كشيدن اين رژيم برعهده بگيرد. وي به مقابله با تمامي علل و عناصر متشكله بنيادگرايي مذهبي و تروريسم در منطقه فرا مي‌خواند.».
محمد رحيم
سايت مفكر حر- سوريه 13مرداد93ـ4 اوت 2014

به اشتراک بگذارید: