Iran-Spring
رسانه ها ۲۸ آذر ۱۳۹۳

کنگره دست و بال ديپلماسي اوباما را مي بندد

کنگره دست و بال ديپلماسي اوباما را مي بندد

در اين قانون، تشديد تحريم هاي تجاري عليه روسيه و تحويل سلاح هاي آمريکائي به سه کشوري که مسکو با آنها اختلافات ارضي دارد (سه جمهوري شوروي سابق که در سال 1991 مستقل گرديدند) : مولداوي، گرجستان و اوکرائين، پيش بيني شده است. جان مک کين،سناتور جمهوريخواه که آماده تصدي رياست کميسيون نيروهاي مسلح سنا مي شود، علنا اينکه آمريکا به اين کشورهاي «مورد تجاوز روسيه قرار گرفته» کمک نظامي نکرده است، را يک «افتضاح» توصيف کرده است. مک کين که خلبان سابق نيروي هوا-درياي آمريکا در ويتنام بوده، معتقد است که رفتار کرملين پوتين به همان اندازه خطرناک است که سياست برژنف در سالهاي اوج جنگ سرد. رئيس جمهور فعلي آمريکا البته هيچ سمپاتي شخصي و بخصوصي به همتاي روس خود ندارد، اما بر اين باور است که نفت بر آتش ريختن دردي را دوا نمي کند. اوباما به حق مي انديشد که امروز راه حل نظامي براي آرام ساختن سواحل رودهاي «دنيستر» و «دنيپر» يا مناطق قفقاز کند. او نمي پذيرد که کرملين تضمين کتبي حفظ تماميت ارضي اوکرائين در ازاي رها کردن سلاحهاي اتمي يف داده شد، را زير پا گذارد. اما رئيس جمهور آمريکا به درستي معتقد است که بايد بين مسأله کريمه، شبه جزيره اي که مردم آن خالصانه وابستگي عميق تاريخي به روسيه دارند، و مناطق حوزه رود «دن» که مردم آن ولو با که کاخ سفيد زير و بم و ظرافتهاي مسأله را مي بيند و طبق آن عمل مي کند،«کاپيتول» [کنگره آمريکا] جهان را يا تماما سياه مي بيند يا تماما سفيد. اوباماي دموکرات بر اين باور است که آميزه اي از ديپلماسي باز و تحريمهاي بسيار تدريجي مي تواند روسيه را به قطع مداخلات خود در دونيتسک و لوهانسک وادار کند. او مقايسه بي معني پوتين با هيتلر را رد مي کند و از خطرناک بودن ايدئولوژي نو محافظه کاري حاکم بر حزب جمهوريخواه کنوني که به نام اصول اساسي دموکراسي، عراق را به آتش و خون کشيد، آگاه است. او از ياد نبرده که اصحاب اين ايدئولوژي، 2003 به عراق (از جمله شخص وي) را «مونيخيهاي خطرناک» توصيف مي کردند.
حال که جدائي طلبان «دنباس» زير فشار مسکو مطالبات خود را رقيق کرده، از اين پس تنها خواستار يک نظام فدرال به سبک آلمان در اوکرائين هستند، فاکتهاي صحنه به نظر مي رسد تحليل اوباما را تأييد مي کند.
اينجا يک پرسش باقي مي ماند : آيا اوباما تصميم کنگره را با استفاده از اختيارات رياست جمهوري وتو خواهد کرد يا ناگزير «قانون حمايت از آزادي اوکرائين» را امضا و به آن قوت اجرائي خواهد داد؟ بهترين راه حل اينست که به پوتين وعده داده شود رئيس جمهور آمريکا شق اول را تنها در ازاي استقرار مؤثر ناظران «سازمان امنيت و همکاري يف ديگر کنترلي بر آن ندارد، انتخاب خواهد کرد...
ثوسيديديس Thucydide [ژنرال، فيلسوف سياسي و مورخ نظامي آتني قرن چهارم پيش از ميلاد]، به ما اين نکته يک کشور امر سالم و مفيدي نيست. براي موفقيت هر ديپلماسي جدي، جمع سه شرط اساسي ضروري است : حفظ اختفا و استتار و محرمانه بودن، نرمش پذيري و استقلال عمل در برابر گروه هاي فشار. کنگره آمريکا هيچيک از اين سه شرط را عرضه نمي کند. اوباما از بدو روي کار آمدن در سال 2009، انرژي زيادي را مصروف حل و فصل دو پرونده بزرگ و حساس ديپلماتيک ساخته است : منازعه اسرائيل و فلسطين و منازعه ايران-غرب. و هر بار کنگره چوب لاي چرخ او گذاشته است. مشکل امروز اينست که حزب جمهوريخواه آمريکا در مقايسه با دوران هنري کيسينجر و جيمز بيکر، تغيير بسيار کرده و از يک تشکل سياسي سنتا هوادار «بيزنس ـ تجارت» و در نتيجه بسيار مصلحت گرا (پراگماتيک)، به جمعي که ملاحظات ايدئولوژيک بر آن چيره است، مبدل شده است. يک مثال : هنگامي که نتانياهو قصد کرد توافق هاي اسلو – که روح حاکم بر آن بوضوح تأسيس يک کشور فلسطين مستقل در اراضي کرانه باختري و غره بود - ، را بر هم بزند، بدون کمترين زحمتي به حزب جمهوريخواه آمريکا اتکا کرد، زيرا حزب مزبور اکنون بازيچه دست جناح مسيحي-انجيلي آن شده که معتقد است خداوند ارض مقدس را به قوم يهود بخشيده و کسي نمي تواند در اين حکم تقدير چون و چرا کند...لذا تا زماني که کنگره آمريکا اختيارات وسيع خود در امر سياست خارجي را حفظ کند، ديپلماسي آمريکا از انسجام و استحکام برخوردار نخواهد شد.»

2014 نويسنده : رنو ژيرار

به اشتراک بگذارید: