رسانه ها
۲۷ مهر ۱۳۹۳
حزب الله و تروريست سعودي!
دفاع حزبالله از يك تروريست محكوم در عربستان خود دليلي بر فرقه گرايي اين حزب است و دليلي بر اينكه اين حزب بيش از هرچيز، از احترام به كشورها يا درك مفهوم دولت دور است چرا كه يك حزب ايراني است كه وظيفه اش از هم پاشيدن كشورهاي ما و برانگيختن فرقه گرايي در آنها مي باشد. مثال نمر النمر تروريست مانند هر تروريست ديگري است، تنها تفاوت از نظر حزبالله و هر فرقه گراي ديگر اين است كه «نمر» شيعه است و حزبالله و فرقهگرايان مانند آن معتقدند كه گرايش به اين فرقه ي شيعه بهمعني مصونيت و ضرورت اشك تمساح ريختن پيش سازمان هاي حقوق بينالملل است درحالي كه اعدام يك تروريست سني و خواستن آن از كشورهاي عربي از جمله عربستان امري طبيعي بهشمار مي آيد. لذا همواره از حسن نصرالله رأس بنيادگرايي شيعه در منطقه مان مي شنويم كه از سني ها بهعنوان تكفيري ها سخن مي گويد! امروز چه قدر مسخره است كه حزبالله بيانيه اي صادر مي كند و از النمر تروريست دفاع مي كند و در آن از چيزي كه «ريشه كني و سركوبگري» نام مي نهد و از محدودكردن «سخن آزادانه و مبارزه مسالمت آميز!» سخن مي گويد. حزبالله اين را مي گويد و خودش همان كسي است كه بيروت را اشغال كرده و دموكراسي را در آن فلج نموده است. اين را مي گويد و خودش كسي است كه سوريهايي را كه خواهان زندگي با كرامت هستند مي كشد و براي نجات جنايتكار فاسدي به نام بشار اسد كار مي كند. و امروز حزبالله اين حرف ها را به عربستان مي زند درحالي كه خودش روند انتخاب رئيسجمهور لبنان را فلج مي كند و اين حرفهايش را مي زند درحالي كه در عراق و يمن براي خدمت به پروژه فرقه گرايانه و توسعهطلبانه ي ايران در منطقه درگير است. بعد از همه ي اينها حزبالله آمده تا به عربستان درس بدهد. مانند آنچه چند سال پيش با مصر كرد و ديديم كه چگونه اين حزب با كمك اخوان المسلمين اقدام به فراري دادن تروريست هايش از زندانهاي مصر در بحبوحه ي انقلاب كرد! در نتيجه اين بيانيه ي حزبالله براي هزارمين بار مؤيد اين ضرورت است كه صداي شيعيان خردمند و ميانه رو براي مقابله با بنيادگرايي تروريسم شيعه در منطقه ـ چه حزبالله و چه غير آن ـ بلند شود. داستان، داستان يك بيانيه كه اينجا يا آنجا صادر مي شود نيست. بلكه ضرورت وجود صداهاي سازمانيافته شيعه و ميانه رو و با استقامت بر گفتن سخن حق و ايستادگي در برابر تروريسم شيعه است. متأسفانه آدمي خود را ناچار مي بيند با فوريت تمام اين را بگويد: مانند ما كه از تروريزم سني جلوگيري كرده و مي كنيم، برعهده ي شيعيان خردمند است كه از تروريزم شيعه جلوگيري كنندكه از بيروت تا عراق تا سوريه و بحرين تا يمن روشن و آشكار است. اگر حزبالله و در پشت سرش ايران، خردمندان شيعه را تهديد و مرعوب مي كردند پس اين خطرش كمتر از تهديد «القاعده» ـ و پيش از آن ـ صدام حسين براي خردمندان سني نيست كه همچنان با بنيادگرايي در تمام اشكالش ـ سني و شيعه ـ مي جنگند و در رأس همه اين خردمندان پادشاهي عربستان سعودي قرار دارد».
« طارق الحميد ـ مطبوعاتي و نويسنده عربستاني و سر دبير سابق روزنامه «الشرق الاوسط»
روزنامه الشرق الاوسط- فرامنطقه اي26 مهر 1393 ـ 18 اكتبر 2014