گزارش تحليلي از کشتار 130 کودک به دست طالبان
پاکستان به مدت بيش از سي سال گروه هاي مختلف اسلاميست راديکال را تغذيه فکري کرده، آموزش داده، حمايت و تأمين مالي کرده و مورد حفاظت و استفاده ابزاري قرار داده است. اين جهاديستها که شناخته شده ترين گروهشان طالبان افغانستان هستند، حربه اي در خدمت منافع استراتژيک پاکستان عليه هند در منطقه مورد مناقشه کشمير، يا در افغانستان براي دادن عمق استراتژيک بيشتر به اسلام آباد به شمار مي رفتند. آي.اس.آي ISI، سرويس هاي مخفي نيرومند پاکستان، هماهنگ کننده اصلي اين بازي بسيار پيچيده بود که آن را بدون اينکه الزاما هميشه به دولتهاي مستقر در اسلام آباد اطلاع دهد، به اجرا مي گذاشت. سقوط طالبان افغانستان در سال 2001 باعث توقف اين مانوورها نشد و به رغم فشار ايالات متحده چه از راه استمالت و چه تهديد دولت اسلام آباد، پاکستان متحدي غير قابل اعتماد در بازي منطقه اي باقي ماند و به پناه دادن به طالبان و القاعده ادامه داد و در عين حال برخي از گروه هاي جهاديست را با شدتي بيش يا کم مورد تعقيب قرار مي داد.
اين سياست نهايتا بر ضد مبتکرين آن عمل کرده است. پاکستان امروز در خاک خود با نسخه پاکستاني طالبان افغان که به ايجاد و گسترش و پناه دادنشان ادامه داده، روبرو شده است. ارتش پاکستان در جنگي بسيار خشن در همان دره هاي استان مرزي شمال غرب که زماني انگليس ها در آن دست به «جنگهاي کوچک جوانمردانه» عليه پاتانها [پشتونها] مي زدند، درگير شده است. اما روايت جديد جنگ چيز جوانمردانه اي ندارد : شريرانه و سنگدلانه است. همان طور که حمله خونين به يک مدرسه پيشاور نشان داد و جنگي است که تا کنون ده ها هزار کشته بر جاي گذارده است.
ترور بي نظير بوتو – طالبان پاکستان (جمعيت موسوم به «تحريک طالبان»TTP) هنگام تأسيس در سال 2007، اتحادي نا محکم بين حدود دوازده گروه راديکال پشتون بود. تنها وجوه اشتراک آنها با همتايان افغان خود ايدئولوژي راديکالشان با هدف تحميل «قانون شرع»، يار گيري انحصاري از بين پشتون ها و اعمال خشونت است. اما هدف اصلي آنان سرنگون کردن دولت پاکستان است. در آن هنگام نظاميان پاکستاني هنوز به توان خود در کنترل اين گونه سازمان اطمينان داشتند، چرا که به هر حال به مديريتشان عادت کرده بودند و علاوه بر اين در بخشي از ايدئولوژي اسلاميست و ضد غربي آنان سهيم و شريک هستند. ترور خانم بي نظير بوتو که به طالبان نسبت داده شد، نخستين علامت نگران کننده از قدرت يابي اين سازمان بود. از آن زمان، بر شمار ترورها، حملات انتحاري و آدم ربائي مرتبا افزوده شد. طالبان پاکستان کنترل دره هاي کاملي در کشور را به دست گرفتند، به نحوي که گاه عمليات نظامي گسترده اي براي بيرون راندنشان لازم آمد. تا همين دو سال پيش، ايالات متحده و کشورهاي همسايه پاکستان درباره اراده جدي اسلام آباد به مبارزه با طالبان خود ابراز ترديد جدي مي کردند و به آي.اس.آي ظنين بودند که پشت پرده در تحرکات سازمان مزبور دست دارد. ليکن ديگر چنين نيست. ارتش پاکستان به طور جدي شروع به حمله به مخلوق خود کرده است. آخرين تهاجم ارتش به مناطق شمال وزيرستان و خيبر بسيار گسترده و سنگين بوده، به نحوي که بسياري از کادرهاي طالبان ناگزير از پناه بردن به افغانستان شده اند. نشانه ديگر تغيير وضعيت : همکاري بين ايالات متحده و نظاميان پاکستاني که از عمليات سال 2011 عليه اقامتگاه اسامه بن لادن به حالت تعليق در آمده بود، اخير بهبود يافته است. آمريکائي ها حملاتي با پهپاد (drones) عليه فرماندهان طالبان پاکستاني در خاک افغانستان انجام داده، پذيرفته اند لطيف محصود، يک مسئول طالبان که سال گذشته در افغانستان دستگير شده، را به مقامات پاکستاني تحويل دهند.
اما شايد براي آنکه اسلام آباد کنترل تمام قلمرو خود را به دست آورد، دير شده باشد. مانند عربستان سعودي که اکنون شاهد رقابت «دولت اسلامي» [داعش] با بنيادگرائي وهابي خود و پيشي گرفتن بر آن است، «جمهوري اسلامي پاکستان» نيز که از ابتدا به نام اسلام تأسيس شد و رهبرانش به طور سيستماتيک دين را براي رسيدن به اهداف سياسي خود وسيله قرار داده اند، سر انجام با راديکالتر از خود دست به گريبان شده است. از اين رو، الگوي تأسيس موفق شبه دولت اسلامي در بين النهرين به شکل يک خلافت، ممکن است در دره هاي استان مرز شمال غرب پاکستان نيز مورد تقليد قرار گيرد.»
در همين رابطه فيليپ ژلي در سرمقاله فيگارو زير عنوان «سبعيت» از جمله مي نويسد : «کدام نوع انسان و به نام کدام ايدئولوژي، مي تواند به اين فکر بيافتد که حمله به يک مدرسه، ولو به ارتشي که با آن در جنگ است، وابسته باشد، و کشتار 130 دانش آموز در کمال خونسردي، عمليات درستي است؟ صرف قتل غير نظاميان ديگر براي ديوانگان «الله» کفايت نمي کند : جهاديست هاي داعش گروگان هاي خود را سر مي برند و زنان را به بردگي جنسي مي کشند و طالبان دست به حملات قهرمانانه عليه دشمنان بي دفاع با لباس مدرسه مي زنند. آيا اين اوج موفقيت اسلام راديکال است؟ مسابقه اي که اين بربرهاي عصر ما در سبعيت با يکديگر گذاشته اند، ديگر کسي را «نمي ترساند» : بلکه نفرت و انزجار و بخصوص «خشمي» بر مي انگيزد که سر انجام کار اين وحوش را خواهد ساخت. مايل بوديم در ابراز احساس شفقت و همدلي باقي بمانيم و همان طور که در برابر فجايع مشابه مي گوئيم، اين بار نيز بگوئيم: «ما همه پاکستاني هستيم». اما «کشور پاک ها» بيش از آن با آتش تروريسم بازي کرده که امروز از سوختن دستش ابراز تعجب کند و فرياد اعتراض بردارد. طالبان مخلوق سرويس هاي مخفي پاکستان (ISI) هستند که با همدستي CIA مسلح شدند تا شوروي ها را از کابل بيرون کنند. طبعا جانوري که به اين ترتيب خلق شده، دير يا زود دستي را که به آن خوراک رسانده، گاز مي گيرد. اکنون از زمان حملات تروريستي 11 سپتامبر 2001، سيزده سال است که آمريکا در افغانستان در جنگ است (طولاني ترين جنگ تاريخ ايالات متحده) و هفت سال است که جنبش طالبان پاکستان (TTP) منازعه را به آن سوي مرز، عليه دولت اسلام آباد، کشانيده است.
در شرايطي که ناتو آماده مي شود بار و بنديل خود را از افغانستان جمع کند، شاگرد جادوگرهائي که با آتش بازي کرده اند، خود را در برابر مسئوليت يک افتضاح عظيم تاريخي مي يابند. طالبان در افغانستان مرتبا در حال پيشروي بوده، به قلب کابل حمله مي کنند، به طوري که واشينگتن ناگزير بيش از ده هزار نفر از سربازانش را در محل باقي مي گذارد. طالبان پاکستان نيز بي کار نيستند و به رغم تهاجم سي هزار سرباز پاکستاني به مناطق عشايري تحت کنترلشان از شش ماه پيش، توان رزمي خود را حفظ کرده اند. آسياي مرکزي که لابراتواري براي ضد تروريسم بود، شکست پشت شکست را کلکسيون مي کند. امروز غربي ها در لانه زنبور عراق-سوريه وارد عمل شده اند، بدون آنکه فرمول معجزه آسايي براي پيروز شدن در اين جنگ در دست داشته باشند. اما چالش اسلاميستي چاره ديگري باقي نمي گذارد : چه با آن رو در رو شويم و چه با آن پيمان اتحاد ببنديم، اين هيولا براي بچه ها سرنوشتي وحشت بار نظير آنچه ديديم در نظر گرفته است...