رسانه ها
۲۲ مهر ۱۳۹۳
جلادان و بي چيزها
طي دهه هاي گذشته يك تكواژه اين ميزان باعث وحشت نشده است. كشورها دور و برشان را مي پايند. اقليتها گردن هايشان را مي پايند.
سابقه ندارد كه يك تكواژه با اين سرعت به همه جا وارد شود. ناگهان در دفتر كاخ سفيد حاضر مي شود و رئيسجمهور گريخته را وادار به بازگشت به خاورميانه مي كند. همچنين در دفتر تصميم گيرندگان در پاريس و لندن و برلين و تهران و پايتخت هاي ديگر حاضر مي شود. جهان غرق در دو پرسش به هم پيوسته است: «داعش» چه مي كند؟ و ما با «داعش» چه خواهيم كرد؟
اگر اسامه بنلادن زنده بود به البغدادي افتخار مي كرد. قدرت «خليفه» براي ترويج و بازاريابي و ايجاد رعب و وحشت روي دست همه ي اساتيدش بلند شده است. نام «القاعده» به اقدامات زيادي نياز داشت تا بالا نشين شود. در اينجا ميان مخفي شدن در افغانستان و پاكستان، و اعلام دولتي كه از سرزمين عباسيان تا امويان امتداد دارد فرقي هست. براي آنكه مي داند، تاريخ يادآوري مي كند كه جنگ هاي موصل و رقه و كوباني از «جنگ هاي نيويورك و واشنگتن» سهمگين تر و وحشت ناكتر بودهاند.
تشكيلات «داعش»، محاسبهها و اولويتها را تغيير داد. در اينجا ما شاهد يك ائتلاف بين المللي - عربي شامل دهها كشور هستيم كه هواپيماهايشان در جنگ عليه اين تشكيلات شركت دارند. همچنين مي شنويم كه اين جنگ سالها يا دههها به طول مي انجآمد و نيازمند صبر و آداپتاسيون و هماهنگي است. همچنين سناريوهاي زيادي را مي شنويم كه بعد از «داعش» مانند پيش از آن نيست و اينكه نقشهها براي حفاظت از خود پيش از تصرف شدن توسط اين تشكيلات، نيازمند جراحي داخلي هستند و اجزاي تشكيل دهنده اگر مي خواهند از زهر «داعش» نجات يابند، بايد جام زهر همزيستي و الزامات آن را بخورند.
«داعش» يك تشكيلات مخوف بسيار خطرناك است. همزيستي با آن غيرممكن و تنها راهحل ريشهكن كردن آن است. اما اين روند ريشهكني نيازمند قرائت درستي از آنچه رخ داده و مي دهد است. در اينجا تلاشي وجود دارد كه اينگونه تلقين شود كه مشكلات فعلي با چيرگي «داعش» و بهخاطر آن بهوجود آمدند. اين مطلقاً درست نيست.
پيش از تصرف موصل توسط «داعش»، در 10ژوئن گذشته، عراق در مسير چند دستگي بيشتر قرار داشت. آشفتگي مستمر روابط شيعه - سني و آشفتگي واضحي در روابط ميان بغداد و اربيل وجود داشت. مانورهاي بعد از انتخابات اخير، شكنندگي مؤسسه هاي عراقي را فاش كرد و جنگ موصل، از رسوايي بازسازي ساختار ارتش عراق پرده برداشت. پيش از اعلام «دولت خلافت» چند دستگي در سوريه كاملاً عيان بود و ارقام كشته شدگان و كوچ كردهها بحران سوريه را كانديداي دايره المعارف ([ فهرست ركوردهاي ـم] ) گينس كرد. پيش از آنكه «داعش» منطقه و جهان را به خود مشغول كند، انحطاط لبنان يك گزينه ي ريشهدار در سرزمين سدر بود. [ لبنان سرزمين درخت سدر گفته مي شود و نقش آن بر پرچم رسمي اين كشور حك شده است ـم]
طبقه ي سياسي عراق از تصرف مساحت هاي بزرگي از كشور توسط «داعش» دچار وحشت شدند و از خود ارتش ـ كه از پايان يافتن اشغال اراضيشان توسط آن خوشحال بودند ـ درخواست كمك كردند. فرمانده كل (نوري المالكي) قيمت فروپاشي لشكر هاي ارتش در برابر «داعش» را پرداخت. در وهله ي اول خيال مي كرديم خطري كه «داعش» ايجاد مي كند، سياستمداران عراقي را به سمت درس عبرت گرفتن و بازگشت سريع به «شراكت» پس از ساليان «شراهت» [حرص و طمع ورزي] مي كشاند. محاسبه ي ما اشتباه بود. اگر بمباران هاي ائتلاف عليه مواضع «داعش» و حمايت نظامي را در نظر نگيريم [استثنا كنيم] چيزي تغيير نكرده است. يك دولت چگونه از جنگ عليه «داعش» سود مي برد وقتي از تعيين دو وزير ـ اول دفاع و دوم كشور ـ عاجز بوده است؟ اين افتضاح است.
در سوريه هم همانطور است كه در عراق است. هجوهاي [نكوهش و بدگويي و ضد مدح ـ م] شديدي به «داعش» و انديشه ي تكفيري و توطئه و تأمين كنندگان مالي آن وجود دارد. براي نمونه نشنيديم كه گردان هاي ميانه رو در اپوزيسيون سوريه، نيروهايشان را متحد كنند. نشنيديم كه رژيم كه مراقب بمباران هايي است كه بدون اجازه در زمين كشورش انجام مي شود، اقدام به ابتكاري ـ و لو محدود ـ كرده باشد. نشنيديم كه مثلاً بگويد آماده ي آتشبس با اپوزيسيون غير تكفيري و آماده ي انتقال اختيارات جدي به رئيس دولتي است كه اجزاي مختلف تشكيل دهنده را نمايندگي مي كند. اين افتضاح است.
در لبنان همچنين است. صحنه هاي وحشتناك و زشت. كشوري كه پناهندگان سوري نزديك به يك سوم ساكنان آن را تشكيل مي دهند و آتش از مرزهايش به داخل برخي شهرهايش نفوذ كرده است. كشوري كه از وحدتش بجز ارتشش باقي نمانده است و آن هم عليرغم اينكه سريال تحقير لبنانيها ادامه دارد، در معرض تهديد قرار دارد. منطق شراهت [حرص و طمع ورزي ـم] مانع از انتخاب رئيسجمهور مي شود و شكنندگي دولت را تشديد مي كند. هجوگويي هاي شديد به «داعش» و تكفيري ها، و لذت ساديستي از ديدن كاخ بدون رئيسجمهور. اين افتضاح است.
چيرگي «داعش» از عمق بحران ما پرده برداشت. بحران رابطه ي ما با گذشته و حال خودمان. بحران رابطه مان با افراد ديگر در جوامعمان، بحران رابطه مان با ايده ي دولت و مؤسسه ها. اين بحران افشا كرد كه ما در برابر خط و شيوه ي جلادان (كساني كه سر مي برند)، تا چه اندازه دستمان خالي است. عليرغم اين با نكوهش و بدگويي از «داعش» آن را مي پوشانيم و دولت در بغداد را كامل نمي كنيم و در دمشق دست به ابتكاري نمي زنيم و در بيروت يك رئيسجمهور انتخاب نمي كنيم. و درحالي كه بر خاكمان جنگي جريان دارد كه مي توان "معماها " را يكي از ژنرال هايش دانست، «داعش» را نكوهش مي كنيم و انحطاط خودمان را ادامه مي دهيم.
روزنامه الحيات دوشنبه 13اكتبر 2014
سابقه ندارد كه يك تكواژه با اين سرعت به همه جا وارد شود. ناگهان در دفتر كاخ سفيد حاضر مي شود و رئيسجمهور گريخته را وادار به بازگشت به خاورميانه مي كند. همچنين در دفتر تصميم گيرندگان در پاريس و لندن و برلين و تهران و پايتخت هاي ديگر حاضر مي شود. جهان غرق در دو پرسش به هم پيوسته است: «داعش» چه مي كند؟ و ما با «داعش» چه خواهيم كرد؟
اگر اسامه بنلادن زنده بود به البغدادي افتخار مي كرد. قدرت «خليفه» براي ترويج و بازاريابي و ايجاد رعب و وحشت روي دست همه ي اساتيدش بلند شده است. نام «القاعده» به اقدامات زيادي نياز داشت تا بالا نشين شود. در اينجا ميان مخفي شدن در افغانستان و پاكستان، و اعلام دولتي كه از سرزمين عباسيان تا امويان امتداد دارد فرقي هست. براي آنكه مي داند، تاريخ يادآوري مي كند كه جنگ هاي موصل و رقه و كوباني از «جنگ هاي نيويورك و واشنگتن» سهمگين تر و وحشت ناكتر بودهاند.
تشكيلات «داعش»، محاسبهها و اولويتها را تغيير داد. در اينجا ما شاهد يك ائتلاف بين المللي - عربي شامل دهها كشور هستيم كه هواپيماهايشان در جنگ عليه اين تشكيلات شركت دارند. همچنين مي شنويم كه اين جنگ سالها يا دههها به طول مي انجآمد و نيازمند صبر و آداپتاسيون و هماهنگي است. همچنين سناريوهاي زيادي را مي شنويم كه بعد از «داعش» مانند پيش از آن نيست و اينكه نقشهها براي حفاظت از خود پيش از تصرف شدن توسط اين تشكيلات، نيازمند جراحي داخلي هستند و اجزاي تشكيل دهنده اگر مي خواهند از زهر «داعش» نجات يابند، بايد جام زهر همزيستي و الزامات آن را بخورند.
«داعش» يك تشكيلات مخوف بسيار خطرناك است. همزيستي با آن غيرممكن و تنها راهحل ريشهكن كردن آن است. اما اين روند ريشهكني نيازمند قرائت درستي از آنچه رخ داده و مي دهد است. در اينجا تلاشي وجود دارد كه اينگونه تلقين شود كه مشكلات فعلي با چيرگي «داعش» و بهخاطر آن بهوجود آمدند. اين مطلقاً درست نيست.
پيش از تصرف موصل توسط «داعش»، در 10ژوئن گذشته، عراق در مسير چند دستگي بيشتر قرار داشت. آشفتگي مستمر روابط شيعه - سني و آشفتگي واضحي در روابط ميان بغداد و اربيل وجود داشت. مانورهاي بعد از انتخابات اخير، شكنندگي مؤسسه هاي عراقي را فاش كرد و جنگ موصل، از رسوايي بازسازي ساختار ارتش عراق پرده برداشت. پيش از اعلام «دولت خلافت» چند دستگي در سوريه كاملاً عيان بود و ارقام كشته شدگان و كوچ كردهها بحران سوريه را كانديداي دايره المعارف ([ فهرست ركوردهاي ـم] ) گينس كرد. پيش از آنكه «داعش» منطقه و جهان را به خود مشغول كند، انحطاط لبنان يك گزينه ي ريشهدار در سرزمين سدر بود. [ لبنان سرزمين درخت سدر گفته مي شود و نقش آن بر پرچم رسمي اين كشور حك شده است ـم]
طبقه ي سياسي عراق از تصرف مساحت هاي بزرگي از كشور توسط «داعش» دچار وحشت شدند و از خود ارتش ـ كه از پايان يافتن اشغال اراضيشان توسط آن خوشحال بودند ـ درخواست كمك كردند. فرمانده كل (نوري المالكي) قيمت فروپاشي لشكر هاي ارتش در برابر «داعش» را پرداخت. در وهله ي اول خيال مي كرديم خطري كه «داعش» ايجاد مي كند، سياستمداران عراقي را به سمت درس عبرت گرفتن و بازگشت سريع به «شراكت» پس از ساليان «شراهت» [حرص و طمع ورزي] مي كشاند. محاسبه ي ما اشتباه بود. اگر بمباران هاي ائتلاف عليه مواضع «داعش» و حمايت نظامي را در نظر نگيريم [استثنا كنيم] چيزي تغيير نكرده است. يك دولت چگونه از جنگ عليه «داعش» سود مي برد وقتي از تعيين دو وزير ـ اول دفاع و دوم كشور ـ عاجز بوده است؟ اين افتضاح است.
در سوريه هم همانطور است كه در عراق است. هجوهاي [نكوهش و بدگويي و ضد مدح ـ م] شديدي به «داعش» و انديشه ي تكفيري و توطئه و تأمين كنندگان مالي آن وجود دارد. براي نمونه نشنيديم كه گردان هاي ميانه رو در اپوزيسيون سوريه، نيروهايشان را متحد كنند. نشنيديم كه رژيم كه مراقب بمباران هايي است كه بدون اجازه در زمين كشورش انجام مي شود، اقدام به ابتكاري ـ و لو محدود ـ كرده باشد. نشنيديم كه مثلاً بگويد آماده ي آتشبس با اپوزيسيون غير تكفيري و آماده ي انتقال اختيارات جدي به رئيس دولتي است كه اجزاي مختلف تشكيل دهنده را نمايندگي مي كند. اين افتضاح است.
در لبنان همچنين است. صحنه هاي وحشتناك و زشت. كشوري كه پناهندگان سوري نزديك به يك سوم ساكنان آن را تشكيل مي دهند و آتش از مرزهايش به داخل برخي شهرهايش نفوذ كرده است. كشوري كه از وحدتش بجز ارتشش باقي نمانده است و آن هم عليرغم اينكه سريال تحقير لبنانيها ادامه دارد، در معرض تهديد قرار دارد. منطق شراهت [حرص و طمع ورزي ـم] مانع از انتخاب رئيسجمهور مي شود و شكنندگي دولت را تشديد مي كند. هجوگويي هاي شديد به «داعش» و تكفيري ها، و لذت ساديستي از ديدن كاخ بدون رئيسجمهور. اين افتضاح است.
چيرگي «داعش» از عمق بحران ما پرده برداشت. بحران رابطه ي ما با گذشته و حال خودمان. بحران رابطه مان با افراد ديگر در جوامعمان، بحران رابطه مان با ايده ي دولت و مؤسسه ها. اين بحران افشا كرد كه ما در برابر خط و شيوه ي جلادان (كساني كه سر مي برند)، تا چه اندازه دستمان خالي است. عليرغم اين با نكوهش و بدگويي از «داعش» آن را مي پوشانيم و دولت در بغداد را كامل نمي كنيم و در دمشق دست به ابتكاري نمي زنيم و در بيروت يك رئيسجمهور انتخاب نمي كنيم. و درحالي كه بر خاكمان جنگي جريان دارد كه مي توان "معماها " را يكي از ژنرال هايش دانست، «داعش» را نكوهش مي كنيم و انحطاط خودمان را ادامه مي دهيم.
روزنامه الحيات دوشنبه 13اكتبر 2014