Iran-Spring
رسانه ها ۱۹ آذر ۱۳۹۲

دولت «مادر» و دولت «گرگ» ، قصه اي براي بزرگ و كوچك

دولت «مادر» و دولت «گرگ» ، قصه اي براي بزرگ و كوچك

اين داستان ِ بچگي ما بود. بزرگ كه شديم اين داستان از مصداقيت خود نيافتاد. حكومت اگر حكومت واقعي باشد «مادر» است و مردم نيز بچههايي هستند كه به «مادر» نياز دارند اما اگر حكومت «مادر» نباشد گرگ تيز دندان است و در اين حالت مردم حق دارند عليه گرگ دندانتيز ، دندان تيز كنند.
و اكنون كه دوران كودكي ما به پايان رسيده ، مي بينيم كه ديكتاتور ، گرگي است كه مردم را از هم ميدرد. به سوريه يا عراق يا ايران بنگريد كه بزرگترين ديكتاتورهاي اين دوران در قرن حاضر هستند.
در سوريه بعداز دهها سال مردم عليه ديكتاتوري خانواده اسد قيام كردهاند و اكنون سه سال است كه انقلاب آنها ادامه دارد و بشار اسد نيز با حمايت گلهيي از گرگها هنوز بر سر كار مانده است!
در عراق نيز هرچند كه وضعيت نسبت به ايران و عراق بغرنجتر است اما مردم بعداز ده سال تجربه انبوه، در چند سال گذشته يك ديكتاتوري در «عراق جديد!» را احساس كرده و در معرض فراز و نشيبهاي فاصله قيام تا پيروزي قرار گرفته و نارضايتي عليه دولت رو به افزايش است.
در ايران نيز حسن روحاني رئيس جمهور آخوندهاي عوامفريب حاكم بر اين كشور شده است. كسي كه گرگ است و به «روباه» نيز شباهت دارد. جنگ گرگها در درون حاكميت به شدت ادامه دارد. گرگ گرگ است هر چند كه در پوست روباه باشد. برخي اوقات نيز به «موش» نيز شباهت دارد. وقتي كه احساس خطر بكند و راه گريزي برايش نباشد، خود را به موش مردگي ميزنند اما اگر آنرا نكشيد مجددا سرپا شده چيزي از مملكت باقي نميگذارند و مجددا همان گرگ تيزدندان ميشوند.
برخي ويژگيها ايران بعداز انتخابات را با عراق قبل از انتخابات دور هم جمع گرد ميآورد و به طور مقطعي خلقهاي منطقه را تهديد ميكنند. هر دو حكومت در زير فشار داخلي و بينالمللي هستند. تحريمهاي اقتصادي عليه ايران و فشارهاي سياسي عليه عراق ادامه دارد. سنگ بناي هر دو حكومت، دروغ، تهديد و قدرتنمايي است و در عين حال بي چشم و رو هستند و از هيچ جنايت ريز و درشتي ابايي ندارند. اما بسيار «ترسو» هستند و با يك «پخ» كردن و «چغ» كردني خود را خيس ميكنند و ....
به پروژه اتمي رژيم ايران بنگريد كه نخستين بار اين اپوزيسيون ايران بود كه آنرا فاش ساخت و دولتهاي ابرقدرت را تشويق نمود تا وي را يك «چغ» بكنند. «چغ» كه كردند حاكمان ايران آنرا به خوردن زهر تشبيه نمودند كه نوشيدن آن به منزلة فروپاشيدن آن است.
بايستي اين حقيقت را هم بگوييم در امر ديكتاتوري، رژيم ايران استاد است و دولت عراق شاگرد. استاد در تلاش براي آموزش دادن به شاگرد و شاگرد در تلاش براي آموزش گرفتن از استاد است. به كارنامه اعمال دولت عراق بنگريد و ببينيد كه اين صحنه چقدر واقعي است. در دروغگويي، در تصفيه مخالفان، در نقض حقوق بشر و در اعدام كردن، يا در حكمراني و انحصار و سركوب اقليتها و ... حقاَ كه هيتلر و موسوليني قرن بيستم در مقايسه با اين زوج قرن بيست و يكم اصلا به حساب نميآيند.
در عراق بعداز فراز و نشيبهاي بسيار در صحنه سياسي اين كشور و كشتار و مجروح شدن صدها هزار نفر بهعلت بالادست بودن حاكمان ناشايست و دخالت كشورهاي اقليمي و در راس همه آنها ايران، وضعيت بسيار بغرنج و خطرناكي شكل گرفته است.
در عراق فردي و حزبي حكومت ميكند كه از همه پرنسيبهاي دمكراتيك و تمدن به دور است و در مدت چند سال گذشته نقش «گرگ تيزدندان» را ايفا نموده و تا جايي كه توانسته باشد مخالفان خود را كشتار نموده و يا لااقل آنها را متهم به ترور و فساد و چيزهايي از اين قبيل نموده و براي آنها حكم اعدام و زندان صادر كرده است...
فردي و حزبي حكومت ميكند كه زير سايه و پرچم امريكا براي خدمت به همساية شرقياش كار ميكند و منافع و امنيت اين همسايه را منافع و امنيت خود ميداند و دشمن وي را دشمن خود ميداند..
فردي و حزبي حكومت ميكند كه مطمئن است مردم نسبت به وي خشمگين هستند و چند ماه ديگر فروپاشيده خواهد شد و بر اثر فشارها ستارهاش غروب خواهد كرد. از اين رو در چند ماه آينده به هر ميزان كه برايش مقدور باشد عليه مخالفان خود و مخالفان ولي فقيه ايراني اقدام خواهد كرد. زيرا كه به ميزاني كه شايسته مجازات باشد انجام داده و سنگين بار ا ست.
اگر چنين نيست چرا بجز عليه رژيم ايران عليه همه ميايستد؟! آيا دولت كنوني عراق حكومت «مادر» است يا همان «گرگ تيزدندان»؟ آيا تابع قوانين بينالمللي و دمكراتيك و تمدن است يا تابع «قانون جنگل»؟ پاسخ اين سوالات و بسياري سوالات ديگر از نظر ما كردها روشن است. اگر قدرت داشته باشد در جلوي هر خانهيي، چوبة اعدام بپا خواهد ساخت و طناب دار بر گردن صاحب خانه خواهد آويخت.
اكنون نيز كه ستارة بخت نخست وزير عراق رو به افول است و همه طرفها مخالف اين هستند كه مجددا بعداز انتخابات آينده نخست وزير شود، و بعداز اينكه در سفرش به ايالات متحده امريكا موفقيتي كسب نكرد و با انجماد به بغداد برگشت، مجددا به «استاد»ش رجعت نمود تا شايد با تهديد و ترور و انفجار مجددا بر تخت نخست وزيري جلوس كند.
داستان ديكتاتور، داستان آن «ميمون»ي است كه وقتي زير پايش را داغ نمودند، بچة خود را نيز زير پا نهاد تا آسيب نبيند. يعني اينكه ديكتاتورها به ميمون نيز شباهت دارند!

به اشتراک بگذارید: