داعش حاصل حكومت مذهبي ايران و ديكتاتوري اسد است
و مفسران بسياري هم اكنون بر اين عقيده هستند كه ميتوان داعش را فقط با بمباران مناطق تحت اشغال آن و شريك شدن با دشمنانش از هر نوعي، از بين برد.
تاكتيكهاي داعش شوكه كننده هستند و حرافي آن بگونهاي است كه ما نميتوانيم روي آنها تمركز نكنيم. اما فهم اين تهديد زياد بدرد نميخورد اگر نتوانيم آنرا در محتواي درستش مورد ارزيابي قرار دهيم. ما ميتوانيم ميزان زيادي تسليحات به پيشمرگهها بدهيم و مواضع داعش را نابود كنيم اما بايد در عين حال با ريشه اين تهديد درگير شويم.
در يك تفسير در 16 اوت در ديلي تلگراف، نخستوزير كامرون براي يكبار، بصورت ظاهري و خلاصه روي اين حقيقت انگشت گذاشت كه درگيري فعلي در خاورميانه فقط درگيري سني و شيعه نيست بلكه رقابتي بين مسلمانان عادي و در مقابل تمامي اشكال گروههاي افراطي خشونتبار است كه هر كدام ميخواهد جاهطلبي خود را از طريق هر نوع رسم اسلامي كه تحت فشار دولت فعلي است ابراز كند - بعنوان مثال سنيهاي تحت ديكتاتوري مالكي بي صلاحيت. اما بنظر ميرسد كه غرب قصد دارد اين ايده را بپروراند كه به نوعي ايران ميتواند يك شريك در زدن زيرآب افراطيگرايي كه داعش نمايندگي ميكند باشد.
آنچه آنها درك نمكنند اينكه رژيم ديني ايران طرف ديگر سكه همين تروريسم افراطي است. تعهد آن به اسلام شيعه راديكال كمك كرد تا شرايطي بوجود آيد كه به داعش منجر شد از طريق حمايت از يك حكومت شيعه انحصاري در عراق و يك ديكتاتوري سركوبگر در سوريه.
ديگران استدلال ميكنند كه انگليس بايد با ايران و اسد در جنگ دنيا عليه داعش كار كند مشابه همكاري ما با استالين عليه نازيسم آلمان طي جنگ جهاني دوم. آنچه مبلغان اين سياست درك نميكنند اينكه ديكتاتوري استالين حاصل نوعي عكسالعمل به نازيسم هيتلري آلمان نبود. ديكتاتوري ديني ايران و عروسكهاي متحد آن در سوريه و عراق راه را براي توليد گروههاي تروريستي شنيع مانند داعش هموار كردهاند.
غرب يعني اوباما و كامرون، در انتخاب متحدان منطقهاي خود براي جنگ عليه افراطيگرايي در خاورميانه ساده لوح بودهاند. كشورهاي مسلمان بالنسبه مدره كه سنتاً متحد غرب هستند ميتوانند نقش مثبتي ايفا كنند. كمك آنها به جنگ عليه داعش احتمال اندكي دارد كه بجاي آن حمايت مستقيم از گروههاي افراطي ديگر را بنشاند. لذا ايران كه با هوشياري در هر دو طرف عليه وسط بازي ميكند نميتواند چيزي بيش از يك دشمن در نبرد غرب عليه افراطيگرايي باشد.
آيا غرب بجاي ديكته كردن به كشورهايي نظير تركيه و اردن بايد گوش هم بكند تا بتواند بر پايه يك جغرافياي گستردهتر سياست كار كردن براي ثبات بخشيدن به خاورميانه را اجرا كند در حاليكه اينكار را با رابطه علاقه/تنفر/تهديد خود با ايران هيچگاه نميتواند بكند. متأسفانه، سياست ما براي نزديكي سريع برخي از متحدان بالقوه را كه نميتوانند صرفاً با تاكتيكهاي اسد را بمباران كن/اسد را بمباران نكن ما مطمئن گردند از ما دور كرده است. دخالت اوباما/كامرون باعث خجالت اعتبار غرب شده چون يكدست نيست و داراي تناقضهاي منطقي است. اين ترسناك نيست كه 11 سال بعد از تجاوز ما به عراق اين كشور تبديل به پايگاه بربريت داعش شده؟ تا به امروز، 3000 عضو گروه مقاومت اصلي ايران يعني مجاهدين خلق در كمپ اشرف در عراق سرگردان هستند تحت تهديد دائم هم از جانب عوامل ايراني كه كاملاً در دولت بغداد نفوذ كردهاند و هم افراطيون داعش كه در حال نزديك شدن هستند.
در 27 ژوئن، نمايندگان انگليس از هر دو مجلس در يك گردهمايي بزرگ 100000 ايراني در پاريس شركت كردند كه به همراه آنها صدها پارلمانتر و اشخاص برجسته و مقامات كشوري سابق از آمريكا، اروپا و ديگر قارهها بودند تا از رئيس جمهور منتخب شوراي ملي مقاومت ايران خانم مريم رجوي حمايت كنند.
خانم رجوي كه ائتلاف اپوزيسيون دمكراتيك ايراني را نمايندگي ميكند، چشمانداز خود براي ايران آينده را در يك طرح ده مادهاي كه خواستار آزادي، دمكراسي، جدايي دين از دولت و ايران غيراتمي است، خلاصه كرد. انگليس بنظر ميرسد كه براي اينكه روحاني را ناراحت نكند مجاهدين/شورا ملي مقاومت را وقعي نمينهد.
توجه نكردن به جنبش وي بخش تفكيك ناپذير از يك رويكرد كوته بينانه دردناك به درگيريهاي فزاينده در خاورميانه است.جمهوري اسلامي ايران با رفتار وحشيانه با مردم خودش مطمئناً نميتواند يك متحد قابل اتكا در جنگ با داعش باشد. با نفوذ غالب آن در بغداد، ايران يك عامل تشديد كننده بحران فعلي است كه اگر غرب از آن استقبال كند دارد جنگ جهاني سوم را ميپروراند.
اگر يك سيكل بيپايان افراطيگري بايد پايان يابد، غرب بايد فوراً يك موضع عليه افراطيگري در تمامي اشكال آن اتخاذ كند. براي اينكا، ما بايد از تمامي اهرمها در روابطمان با بازيگران مدره، سكولار و دمكراتيك در خاورميانه، از شوراي ملي مقاومت ايران گرفته تا كردهاي عراقي تا شوراي همكاري خليج استفاده كنيم. هدف ما تنها نميتواند نابود كردن داعش سال 2014 باشد، بلكه نابود كردن شرايطي است كه به داعش اجازه داد تا قيام مردمي در موصل را عليه مالكي خبيث مورد بهره برداري قرار دهد. شوراي ملي مقاومت ايران / مجاهدين خلق ايران از 11 سال پيش در حال هشدار دادن و هوشيار كردن غرب هستند اما گوشها كر بودند تا وقتي كه واقعيت بوقوع پيوست.
براي غرب، اذعان به اينكه دو دشمن برجسته براي آزادي و ثبات در خاورميانه هست يك شروع ميتواند باشد. اما با استقبال از يكي و مخالفت با ديگري، غرب ممكن است جريان خشونت را با اخلال مواجه كند اما هرگز نخواهد توانست جلوي رشد افراطيگرايي را بگيرد. تا زمانيكه حكومت ديني شيعه در ايران باقيست، افراطيون جديد سني همواره آماده خواهند بود تا با آن رقابت كنند تا روح جهان اسلام را كنترل كنند.
هافينگتون پست انگليس
19 سپتامبر 2014
نويسنده: لرد مگينس، عضو مجلس لردها