علائق اوباما ـ خامنه اي چگونه شكل گرفت
ميانجي مورد بحث کسي نيست جز سلطان قابوس (عمان) که روز 25 اوت 2013 به تهران رفت. او از اينکه ايراني ها و آمريکايي ها از پنج ماه پيش مخفيانه در کشورش، تنها کشور خليج که با ايران شيعه روابطي عالي دارد، مشغول مذاکره هستند، بي اطلاع نبود. علي خامنه اي که به طور غريزي ضد آمريکايي است، مدتي ترديد مي کند و به مخاطبانش ياد آور مي شود که «به آمريکايي ها اعتماد ندارد، اما موضوع را بررسي خواهد کرد».
باراک اوباما از زمان انتخاب خود در سال 2008، دست کم دو نامه محرمانه به او نوشته، بر قصد خود داير بر يافتن راه حلي از راه مذاکره براي منازعه اتمي تأکيد کرده بود. در آوريل 2012، چند روز پيش از شروع مذاکرات بين تهران و غربي ها در استانبول، واشينگتن پيامي براي علي اکبر صالحي، وزير خارجه وقت ايران، مي فرستد که در آن آمده : «واشينگتن نمي تواند تا انتخابات رياست جمهوري نوامبر آمريکا پيشهادي جدي به تهران بدهد». ايراني ها مشکل آمريکايي ها را درک مي کنند، اما اين پيام به صالحي کمک مي کند رهبر را که اهرمهاي اساسي قدرت را در دست دارد، قانع کند براي نخستين بار اجازه تماس هاي مستقيم با ديپلمات هاي آمريکايي را صادر کند. اين تماس ها از سي سال قبل که دو کشور متعاقب انقلاب اسلامي 1979 قطع رابطه کرده بودند، ممنوع بود.
صالحي که از دانشگاه آمريکايي معروف MIT آمريکا دکتراي فيزيک اتمي دارد، به دليل صلاحيت ها و مواضع به دور از کشمکش هاي سياسي درون رژيم وي، مورد علاقه رهبر است. در نوروز سال ايراني (مارس 2013)، خامنه اي اين تابو را مي شکند. يکي از منابع نزديک به مذاکره کنندگان تهران به ياد مي آورد که «وضعيت در بانک مرکزي ايران دشوار شده بود. حتي آيت الله هاي بزرگ قم در دفتر رهبر زبان به شکايت از وضعيت بد اقتصادي کشور گشوده بودند».
مذاکرات سري
با اين حال خامنه اي مي خواهد که رئيس جمهور وقت، محمود احمدي نژاد، از اين چرخش مهم آگاه شود و نامه اي در اين راستا به احمدي نژاد مي نويسد. اما او فورا مخالفت مي کند. به گفته همين منبع، «احمدي نژاد مدعي بود که اين تله اي است که آمريکايي ها گسترده اند». رهبر سرانجام موفق مي شود مخالف خواني هاي احمدي نژاد را خنثي کند. در اين بين، يک هواپيماي نظامي آمريکايي در اواسط ماه مارس در عمان بر زمين مي نشيند. سرنشينان آن عبارتند از : ويليام برنز، نفر دوم وزارت خارجه آمريکا، جيک ساليوان ، مشاور ديپلماتيک اصلي جو بايدن، معاون رئيس جمهور، و يک تيم محدود از کارشناسان فني. هدف از اين ديدار اول محدود است : بررسي جوانب يک مذاکره دو جانبه در پرونده اتمي.
سه ماه بعد، حسن روحاني مدره در ژوئن 2013 با وعده لغو تحريم هاي تحميل شده بر کشورش به دليل جاه طلبي هاي هسته اي آن، به رياست جمهوري انتخاب مي شود. روحاني که پيش از اين طي سال هاي 2005-2003 مذاکره کننده اصلي پرونده اتمي بوده، از اينکه مي شنود تماس هاي سري با آمريکايي ها برقرار شده بوده، خشمگين مي شود و از همين رو با صالحي که اکنون رئيس سازمان انرژي اتمي شده، اصطکاکاتي نيز پيدا مي کند. و اما طنز تاريخ اينکه به مدت دو سالي که مذاکرات ادامه خواهد داشت، صالحي و ديگران گاه مجبور مي شوند اصرار روحاني بر امضاي هر چه سريع تر توافق نامه به خاطر عمل به وعده انتخاباتي خود را مهار کنند.
چهار نشست جديد بين ايران و آمريکا پس از شروع به کار رسمي روحاني در ماه اوت، و پس از آن، دو نشست تازه در اکتبر برگزار مي شود. هر چند عمان همچنان ميزبان برخي از اين نشست ها است، جلسات گفتگوي ديگري در نيويورک در حاشيه اجلاس مجمع عمومي ملل متحد در اواخر سپتامبر برگزار مي شود که در جريان آن باراک اوباما به حسن روحاني تلفن مي زند. جواد ظريف، رئيس جديد ديپلماسي ايران، که پانزده سال در آمريکا مقيم بوده، ده روز ديگر در نيويورک باقي مي ماند.
اين دور از گفتگوهاي سري که با انتخاب روحاني تحرک تازه اي يافته، مباني نخستين توافق چارچوبي مياني با هدف حل و فصل منازعه اتمي در تاريخ 24 نوامبر 2013 در ژنو را فراهم مي آورد. پس از تماس تلفني تاريخي اوباما با روحاني، آمريکا اسرائيل و متحدان غربي خود را در جريان مذاکرات سري مزبور قرار مي دهد. در ماه اکتبر 2014 هنگامي که مذاکرات شروع به درجا زدن مي کند، اوباما نامه چهارمي به خامنه اي مي نويسد. بازيگر تازه اي در صحنه خاورميانه ظاهر شده و سازمان موسوم به «دولت اسلامي» (داعش) بخش هاي بزرگي از عراق را به تصرف در آورده، از اين پس ايران را تهديد مي کند. اوباما تأکيد مي کند که همکاري با ايران عليه داعش به نام «منافع مشترک» دو کشور، امکان پذير است. اما رهبر مانند نامه هاي قبلي رئيس جمهور آمريکا، اين يکي را نيز بي پاسخ مي گذارد.
در اوايل سال 2015، مذاکرات به برخي موانع در جنبه هاي فني مربوط به کنترل توان غني سازي اورانيوم در ايران برخورد مي کند. منبع فوق الذکر مي گويد : «با ورود آژانس بين المللي انرژي اتمي به صحنه، پرونده مين گذاري مي شود». ايران خواستار آن مي شود که درباره اين موانع مستقيما با آمريکا مذاکره کند. در تهران، صالحي براي کمک به ديپلمات ها فرا خوانده مي شود. اما رئيس سازمان انرژي اتمي ايران مي گويد او تنها زماني با آمريکايي ها مذاکره خواهد کرد که در برابر خود مسئولي هم سطح خود را داشته باشد، يعني ارنست مونيز ، وزير انرژي آمريکا. ايران در نامه اي خطاب به اوباما، خواست صالحي را منعکس مي کند. اوباما اين ايده را «جالب» ارزيابي مي کند. مونيز که به کاخ سفيد احضار شده، اين مذاکره را مي پذيرد. صالحي و مونيز شخصا يکديگر را نمي شناسند، اما هر دو مسير تحصيلي و مطالعاتي واحدي داشته اند. در اين بين، نفر سومي نيز واسطه مي شود که عبارتست از مايکل دريسکول ، مدير تز دکتراي صالحي در دانشگاه MIT، که امروز به ارنست مونيز نزديک است.
بين ماه هاي ژانويه و ژوئن، صالحي و مونيز به مدت ده روز به مذاکره مي پردازند. آنها يکديگر را با نام کوچک خطاب مي کنند و موفق مي شوند جنبه هاي فني قضيه را حل و فصل کنند. مي ماند حساس ترين مسأله که تصميم گيري سياسي نهايي از سوي شخص علي خامنه اي است. اين نيز سرانجام در روز 14 ژوئيه، پس از 17 روز گفتگوهاي فشرده و ده ها ديدار دو جانبه اين بار بين جان کري و جواد ظريف، عملي مي شود.
در بعد از ظهر دوشنبه 13 ژوئيه، شخص صالحي خبر خوش را تلفني به کسي که نخستين چراغ سبز را داده بود، يعني علي خامنه اي، اطلاع مي دهد. ظريف نيز به نوبه خود مراتب را به آگاهي روحاني مي رساند.