Iran-Spring

روزنامه فرانکفورتر روندشاو : چگونه رژیم ایران اعضای اپوزیسیون در آلمان را تهدید می‌ کند

روزنامه فرانکفورتر روندشاو : چگونه رژیم ایران اعضای اپوزیسیون در آلمان را تهدید می‌ کند

چگونه رژیم ایران اعضای اپوزیسیون در آلمان را تهدید می‌ کند

نوشته: سیلویا بیلرت 

دوم ژانویه ۲۰۲۶ 

تظاهرات بزرگ شورای ملی مقاومت، اوایل سپتامبر در بروکسل

سرویس‌های اطلاعاتی  رژیم حاکم بر ایران اعضای اپوزیسیون و حتی خانواده‌های آنان را در داخل ایران هدف ترور قرار می‌دهند، اما این تهدید به مرزهای کشور محدود نمی‌شود و مخالفان رژیم در اروپا نیز نمی‌توانند احساس امنیت کنند. رژیم اکنون تحت فشاری بی‌سابقه قرار دارد، وضعیتی که به‌ احتمال زیاد آن را بیش از پیش خطرناک و تهاجمی می‌کند.

وقتی سمیرا چند ماه پیش با والدینش در ایران تماس گرفت، بلافاصله متوجه شد که اتفاقی افتاده است. مادرش در تماس ویدیویی روسری بر سر داشت. سمیرا پرسید: "مهمان دارید؟" مادرش با  تاکید سرش را تکان داد. سمیرا فهمید که باید دروغ بگوید، بی‌تردید یکی از ماموران دستگاه اطلاعات داخلی، خارج از قاب دوربین نشسته بود. سمیرا در گفتگو با فرانکفورتر روندشاو گفت: " مادرم در خانه، فقط زمانی روسری سر می کند که مهمان داشته باشیم." او می‌خواست روایت کند که رژیم ملایان حاکم بر ایران با خانواده‌اش چه می‌کند.

پیش از آن تماس تلفنی، والدین سمیرا توسط پلیس مخفی ایران بازداشت شده و ساعتها تحت بازجویی قرار گرفته بودند. این زن که اکنون ۴۱ سال دارد، چنین تجربه‌ای را از دوران کودکی خود بخوبی می‌شناسد: والدینش بارها به نهادهای امنیتی احضار شده بودند. او می‌گوید: "در کودکی همیشه می‌ترسیدم که دیگر هرگز برنگردند."

مادر از آنچه در بازجویی بر او گذشته چنین روایت می‌کند:
"به ما گفتند شما در اروپا در تظاهرات شرکت کرده‌اید و علیه ملایان شعار داده‌اید. بعد تهدید کردند: پسرتان باید مراقب خودش باشد، او تازه پدر شده است. دخترتان هم در آلمان سه فرزند دارد. ما می‌دانیم کجا زندگی می‌کند و او را چنان از میان برمی‌داریم که هیچ اثری از او باقی نماند."

او با گریه ادامه می‌دهد: "گفتند ما به شما هشدار داده‌ایم و حتی نمی‌گذاریم یک قطره آب هم بنوشید." این یک اصطلاح فارسی است که معنایش چنین است: زندگی‌ تان را به جهنم تبدیل خواهیم کرد.

قلب سمیرا از درد به تپش افتاده بود. عمدا صدایش را بلند کرد تا مامور اطلاعاتی که در پس‌ زمینه حضور داشت، تمامی کلماتش را بشنود:
"مامان، بگو بیایند. من نمی‌ترسم. من آزادی مردمم را انتخاب کرده‌ام. برایم مهم نیست چه بلایی سرت می‌آورند، دیگر نمی‌خواهم هیچ ارتباطی با تو داشته باشم." سمیرا تماس را قطع کرد.

او امیدوار است دستگاه اطلاعاتی ایران پیام را گرفته باشد، این‌ که دژخیمان رژیم دست از آزار و فشار بر خانواده‌اش در ایران بردارند و دیگر با اعمال فشار، آنان را وادار نکنند که فعالیت‌های سیاسی خود علیه رژیم ایران در خارج از کشور را متوقف کنند. سمیرا امیدوار است که خانواده‌اش دیگر ناچار به تحمل این همه رنج و عذاب نباشند.

او می‌داند که والدینش دلیل قطع ارتباطش را درک می‌کنند. افزون بر این، مادر سمیرا و عمه‌ اش خود در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی، به‌ عنوان هواداران سازمان مجاهدین خلق و پس از انقلاب ۱۳۵۷، علیه رژیم ملایان فعالیت می‌ کردند. در سال ۱۳۶۳، هر دو زن جوان بازداشت شدند. مادر سمیرا موفق شد بگریزد، اما عمه‌ اش هرگز به خانه بازنگشت. چهل سال بعد، سمیرا کاملا  اتفاقی دریافت که چه سرنوشتی برای عمه‌اش رقم خورده بود.

آنچه سمیرا از سر می‌گذراند، نمونه‌ای از شیوه‌ی رایج و تکرارشونده‌ عملکرد رژیم در بسیاری از موارد مشابه است. حاکمیت ملایان با تحت فشار قرار دادن اعضای خانواده - از جمله والدین، خواهران و برادران، فرزندان، عموها و عمه‌ها- که در داخل ایران زندگی می‌ کنند، می‌ کوشد مانع از مشارکت فعالان تبعیدی در فعالیت‌ها و تظاهرات مخالفان شود یا آنان را به بازگشت وادار کند.

در این میان، هواداران سازمان مجاهدین خلق بطور خاص در معرض خطر قرار دارند. دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان نیز در تازه‌ترین گزارش خود هشدار داده است که سرویسهای اطلاعاتی ایران می‌کوشند افرادی را که با اعضای اپوزیسیون در ارتباط هستند، گاه از طریق بازجویی‌هایی که چندین روز به طول می‌انجامد، تحت فشار قرار داده و به همکاری وادار کنند.

پس از فرار از ایران و پناه بردن به خارج از کشور، بار دیگر دچار آسیب‌ها و زخم‌های عمیق روانی شد

همزمان، بستگان آنان در ایران تهدید می‌شوند که ممکن است برای اعضای خانواده‌شان در تبعید "حادثه‌ای" رخ دهد، تهدیدهایی که باید آن‌ها را کاملا  جدی گرفت.

نعمت تعریف می‌کند که یک سال پیش، خودرویی برای مدت طولانی جلوی آپارتمانش در برلین پارک شده بود و سه مرد داخل آن  نشسته بودند. او متوجه شد که تحت تعقیب قرار گرفته است. وقتی با آنها صحبت کرد، پاسخها به زبان فارسی داده شد. "آنها می‌خواستند درباره کاری که انجام می‌دهم با من حرف بزنند."

نعمت فعال سیاسی است، در تظاهرات شرکت می‌کند و سخنرانی‌هایی نیز داشته است. او تهدید کرد که با پلیس تماس می‌گیرد و بعدا شکایت کرد. او به روزنامه فرانکفورتر روندشاو گفت: "همسرم بسیار ترسیده است و ما نگران پسر بزرگمان در ایران هستیم."

پسر بزرگسال نعمت سالها  و بدفعات برای بازجویی احضار شده است. در این بازجویی ها به او گفته‌اند: "می‌دانیم پدرت با مجاهدین خلق همکاری می‌کند. به او بگو ساکت بماند."

امسال، در جریان یک بازجویی پنج ساعته، پسر نعمت تهدید شد که ممکن است شغل و آپارتمانش را از دست بدهد و حتی اتفاقی برای والدینش در آلمان رخ دهد. ماموران اطلاعاتی می‌دانستند که او و خانواده‌اش کجا زندگی می‌کنند. نعمت احساس می‌کند که بار دیگر مورد آسیب قرار گرفته است. او خود دو بار در دوران حکومت ملایان زندانی شد: یک‌ بار در جنوب ایران، در اوایل دهه ۱۹۸۰ و بار دیگر اوایل دهه ۱۹۹۰. در این بازداشت‌ها، هم بلحاظ جسمی و هم بلحاظ  روحی تحت شکنجه بود. بسیاری از دوستانش در دادگاههای نمایشی به اعدام محکوم شدند و به قتل رسیدند.

نعمت می‌گوید: "هر بعد ازظهر می‌آمدند و فهرستی از اسامی را می‌ خواندند. عصرها، تعداد گلوله‌ها را می‌شمردیم." هر گلوله به معنای اعدام یکی از دوستانش بود. او هرگز نمی‌دانست که فردا زنده خواهد ماند یا نه و خانواده‌اش نیز هیچگاه نمی‌دانستند که کجا نگه داشته شده است.

براساس اظهارات نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در آلمان، اتحادی که عمدتا از سوی سازمان مجاهدین خلق حمایت می‌شود، در آلمان ۱۰۰ مورد تهدید علیه "اعضای رسمی و هواداران مجاهدین خلق" ثبت کرده است که از این میان، ۷۳ مورد بطور مستند ثبت شده‌اند.

همان‌طور که اسناد به‌دست‌آمده توسط شورای ملی مقاومت ایران نشان می‌دهند و نزد روزنامه فرانکفورتر روندشاو موجود است، این داستانها در بسیاری موارد شباهت‌ای قابل‌ توجهی دارند.

جواد دبیران، سخنگوی شورای ملی مقاومت ایران، به این روزنامه می‌ گوید که موج تهدیدها در حال حاضر بشدت رو به افزایش است. او هشدار می‌دهد که نباید به سرویس‌های اطلاعاتی رژیم اجازه داد بدون نظارت و کنترل در خاک آلمان فعالیت کنند. او تاکید می‌کند: "ماموران و جاسوسان رژیم باید اخراج شوند. آن‌ها تهدیدی جدی برای امنیت داخلی آلمان هستند و راه را برای اقدامات تروریستی هموار می‌کنند." دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی آلمان نیز همین ارزیابی را دارد و بر خطرات ناشی از فعالیت‌های کنترل‌نشده‌ سرویس های اطلاعاتی رژیم ایران تاکید می‌کند.

در آخرین گزارش این اداره آمده است: "فعالیت‌های جاسوسی سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ایران اغلب برای آماده ‌سازی اقدامات تروریستی دولتی، از جمله آدم‌ ربایی یا حتی قتل هدف‌ها، بکار گرفته می‌شود." این سرویس ‌ها "با پرخاشگری شدید"، مخالفان رژیم مقیم در خارج از کشور را در سراسر جهان ردیابی کرده و "با بی‌رحمی با آنها مقابله می‌کنند."

دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی همچنین از اقدامات "ارعاب" و "خنثی‌سازی" اعضای اپوزیسیون و نیز "مجازات خائنین یا جداشدگان" گزارش می ‌دهد. در این میان، اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بطور خاص در مرکز توجه و هدف این فعالیت‌ها قرار دارند.

بنا به اظهارات شورای ملی مقاومت ایران، ظاهرا یک قاضی در جریان محاکمه ۱۰۴ نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق در تهران بارها اروپا را تهدید کرده است که اگر کشورهای دیگر احکام اعدام او علیه "محارب" (دشمنان خدا و در نتیجه دشمنان دولت ایران) را اجرا نکنند، "مردم" خودشان این احکام را عملی خواهند کرد. شورای ملی مقاومت این تهدید را به‌ عنوان یک "تهدید غیرمستقیم" تفسیر می‌کند که نشان می‌دهد رژیم ایران ممکن است مرتکب "اعمال تروریستی در خاک اروپا" شود.

نمونه‌های تاریخی از تروریسم دولتی رژیم ایران در اروپا وجود دارد: در دهه ۱۹۹۰، سرویس های مخفی رژیم چندین ترور سیاسی را انجام دادند. به‌ عنوان نمونه، در سال ۱۹۹۲، چهار عضو اپوزیسیون کرد-ایرانی بطور عمدی در رستوران "میکونوس" در برلین به ضرب گلوله کشته شدند. دادگاههای آلمان پس از بررسی پرونده، مشخص کردند که این حمله با دستور مستقیم دولت ایران انجام شده بود.

دو حمله برنامه‌ریزی‌ شده موفق به اجرا نشدند: یکی در مارس ۲۰۱۸ علیه گردهمایی بزرگ مجاهدین خلق در تیرانا، آلبانی، و دیگری در ژوئن ۲۰۱۸ علیه تجمعی با هزاران شرکت‌ کننده در ویلپنت، نزدیک پاریس. اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی، به جرم تلاش برای بمب‌گذاری به ۲۰ سال زندان محکوم شد.

از سال ۲۰۱۹، سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ایران بارها افراد بلند پایه اپوزیسیون را به‌ عنوان بخشی از عملیات‌های پیچیده ربوده‌اند. در سال ۲۰۲۳، یک شهروند ایرانی با گذرنامه آلمانی در جریان سفری به دبی ربوده شد و در ایران به اعدام محکوم گردید.

حملات سایبری علیه مخالفان  رژیم ایران

آلخو ویدال-کوادراس از اسپانیا، نایب‌ رئیس سابق پارلمان اروپا و از حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران، در نوامبر ۲۰۲۳ ترور شد، این حادثه اندکی پس از آن رخ داد که وزارت امور خارجه رژیم ایران نام وی را در فهرست تحریم‌های "حامیان تروریسم" قرار داده بود.

در همان سال، یک حمله آتش ‌سوزی شدید به دفتر  شورای ملی مقاومت ایران در برلین - ویلمرزدورف  صورت گرفت که احتمالا اقدامی از سوی رژیم ایران علیه مخالفان بوده است. تحقیقات در این زمینه هنوز ادامه دارد و دفتر دادستانی عمومی به دلایل امنیتی، اطلاعاتی در این باره را ارائه نمی‌کند.

سازمان‌های اطلاعاتی رژیم ایران با استفاده از ایرانیان تبعیدی، اطلاعاتی درباره اعضای اپوزیسیون جمع‌آوری می‌کنند. جواد دبیران می‌گوید: "من معتقدم که رژیم شبکه‌ای از خبرچینان را در آلمان هم ایجاد کرده است." وی همچنین بر این باور است که رژیم مامورانی را به عنوان پناهنده به اروپا می‌ فرستد. در جریان اعتراض‌ها، ماموران رژیم از شرکت‌ کنندگان عکس می‌گیرند تا پیام روشنی منتقل کنند: "ما شما را زیر نظر داریم."

سرویس‌های اطلاعاتی داخلی و خارجی غیرنظامیِ وابسته به وزارت اطلاعات و امنیت و نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از شیوه‌های دیگری هم برای حمله استفاده می‌ کنند. آن‌ها حساب‌های کاربری شبکه‌ های اجتماعی یا حساب‌های ایمیل اعضای اپوزیسیون را هک می‌کنند، روزنامه‌ نگاران و کنشگران مدافع حقوق بشر و حقوق زنان نیز از جمله اهداف این حملات هستند.

انتشار مطالب شخصی یا ساختگی در شبکه‌های اجتماعی با هدف بی‌اعتبار کردن قربانیان انجام می‌شود. همچنین سرویسهای اطلاعاتی هویت‌ها و داده‌های علمی را از مؤسسات پژوهشی سرقت می‌کنند. ابعاد گسترده این اقدامات به ‌تفصیل در گزارش دفتر فدرال حفاظت از قانون اساسی با عنوان "بینش سایبری: در سایه فضای سایبری" تشریح شده است.

دبیران می‌گوید: "مهم‌ ترین گام، تعطیلی سفارتخانه ‌ها، کنسولگریها و تمامی نهادهای وابسته به رژیم است، چرا که بسیاری از این ماموران عمدتا از طریق همین ساختارها هدایت و کنترل می‌شوند." 

به‌ گفته شورای ملی مقاومت ایران، سرکوب گسترده‌ی ملایان علیه مخالفان در تبعید را باید در چارچوبی فراتر از صرفا افزایش شمار احکام اعدامی دانست که رژیم این روزها در داخل ایران اجرا می‌کند. دبیران تاکید می‌کند که رژیم تحت فشار شدید قرار دارد و از موجودیت خود بیمناک است.

بر اساس گزارش سازمان‌های حقوق بشری، تنها در سال جاری بیش از ۱۵۰۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند. عفو بین‌الملل در پاسخ به تحقیقی اعلام کرده است: "اکثریت قریب به اتفاق این افراد تاکنون به اتهام قتل یا جرایم مرتبط با مواد مخدر محکوم شده‌اند." با این حال، شمار قابل‌ توجهی از زندانیان سیاسی نیز در میان کشته‌ شدگان هستند، از جمله حامیان اعتراضات "زن، زندگی، آزادی"، فعالان حقوق بشر، هنرمندان و حامیان سازمان مجاهدین خلق ایران. تنها در ماه نوامبر، مجازات اعدام برای ۳۳۵ نفر، از جمله هشت زن، اجرا شد.

افراد آسیب‌ دیده در آلمان چاره‌ای جز ارائه گزارش به پلیس ندارند، با این حال، پلیس عملا  ابزار چندانی برای مقابله با این تهدیدها در اختیار ندارد. شورای ملی مقاومت ایران توصیه می‌کند که قربانیان هر مورد مشکوکی را ثبت و ضبط کنند، مراقب اطلاعات شخصی خود باشند و در تعامل با غریبه‌ها در فضای آنلاین احتیاط کنند. همچنین، در جریان تظاهرات، باید نسبت به فیلمبرداری و ضبط تصاویر توسط دیگران هشیار باشند.

دلیل اعلام‌ شده توسط مقامات برای بازجویی‌های مکرر از والدین سمیرا این بود که آنها به دنبال خواهر سمیرا می‌گشتند. سال گذشته، سمیرا بطور اتفاقی در ایستگاه قطار آلمان با غرفه‌ای رو برو شد که توسط هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران اداره برپا شده بود. در آن غرفه کتابی قرار داشت که شامل اسامی ۲۰ هزار فعال مجاهدین خلق بود که توسط رژیم اعدام شده بودند و نام عمه‌اش، لادن، نیز در میان آن‌ها به چشم می‌خورد.

https://www.fr.de/politik/wie-das-iranische-regime-oppositionelle-in-deutschland-bedroht-94106691.html