Iran-Spring
زنان ۱۸ اسفند ۱۳۹۹

پيام خانم مريم رجوی به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن

پيام خانم مريم رجوی به مناسبت ۸ مارس،  روز جهانی زن

زنان دلیر که کانون‌های شورشی را برپا کرده‌اید

روز جهانی زن بر شما و بر عموم خواهرانم در سراسر ایران گرامی باد.

امسال روز جهانی زن در ایران در میان شعله‌های قیام خونین مردم بلوچستان فرا رسیده است.

قیامی با دهها شهید که در آن جوانان شورشگر با حمله به ساختمان فرمانداری و مراکز سپاه و نیروی انتظامی عزم مردم ایران را برای سرنگونی رژیم نشان دادند.

مردم ما درسیستان و بلوچستان از فقیرترین مردم خاورمیانه و تمام آسیا هستند. با جمعیتی که هفتاد درصد آنها زیر خط فقر مطلق‌اند. دو سوم‌ آنها آب آشامیدنی ندارند.

و بسیاری از کودکان آنها به‌علت ضعف بینایی و نداشتن عینک به‌مدرسه نمی‌روند.

برای زنان ستمزدهٔ بلوچ تهیه غذا و حتی آب خوردن کاری طاقت‌فرساست.

کودکان‌ آنها از فقر و بیماری به خود می‌پیچند

و جوانان برومندشان دسته دسته در زاهدان و شهرهای دیگر

اعدام می‌شوند.

آنها نه برای یک زندگی بهتر که برای بقا و حیات خود، به‌سرنگونی رژیم نیازمندند.

آنچه در سَراوان و سایر شهرهای بلوچستان رخ داد واقعه‌یی بی‌دنباله نیست؛ این همان آتشفشان دی و آبان است که فوران کرده است.

و از این پس باز از خشم زنان و مردان ایران در سراسر کشور زبانه خواهد کشید.

استراتژی خامنه‌ای که می‌خواست تلفات انبوه بیماری کرونا را سپر حفاظت رژیمش کند، دوام نیاورد.

آتش زیر خاکستر قیام‌ها دوباره شعله کشید .

وهمچنانکه آن جوان شورشگر بلوچ گفت: حالا زمان زمان مردم ایران علیه حاکمیت ولایت فقیه است.

زنان و دختران بلوچ در همین قیام پشتیبان و یاری‌رسان کانونهای شورشی و برادرانشان هستند.

بله قیام مردم ایران با پیشتازی زنان بساط استبداد زن ستیز را

از تمام ایران جارو خواهد کرد.

خواهران عزیزم!

امروز بیماری کرونا و فقر و سرکوب چهرهٔ شهرها و روستاهای ما را

تیره و تار کرده اما در دل همین تاریکیها عزم زن ایرانی برای

بدست‌آوردن آزادی و برابری و دگرگونی مناسبات سیاسی و اجتماعی شعله‌های‌امید را فروزان کرده است.

این امید متکی به آمادگی اجتماعی برای سرنگونی رژیم است.

این امید متکی به پوسیدگی این رژیم است که در موقعیت سرنگونی است.

امروز نه برنامه موشکی و اتمی آخوندها و نه سپاه پاسداران خامنه‌ای بلکه مردم ایران و بویژه زنان ایرانند، که معادلهٔ ایران را تغییر میدهند.

پس امسال روز جهانی زن برای زن ایرانی حامل یک تعهد است:‌

اینکه می‌توان و باید از دل کرونا و سرکوب و فقر، آزادی و برابری را به‌پیروزی رساند.

در روز جهانی زن به‌تمام زنان پیشتاز تاریخ معاصر ایران درود می‌فرستم:

زنان شجاعی که در صف مقدم جنبش تنباکو استبداد حاکم را به‌لرزه درآوردند.

زنان آگاه و رزم‌آوری که در بسیاری صحنه‌های انقلاب مشروطه تعیین‌کننده بودند.

زنان والایی که ستارگان آسمان شعر و ادب و فرهنگ ایران شدند.

زنان پیشتاز در جنبش‌های انقلابی در دههٔ پنجاه همچون فاطمه امينی، مرضیه احمدی‌اسکویی، و مهرنوش ابراهیمی که راه سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی را گشودند.

و درود میفرستیم به دهها هزار زن مجاهد و مبارزی که در دههٔ ۶۰ در رویارویی با رژیم ‌آخوندی شکنجه یا شهید شدند.

و در رأس آنها اشرف‌ رجوی سمبل مقاومت به هرقیمت در برابر استبداد وحشی حاکم.

نامی که در کارزار هزار اشرف در ایران و اشرف نشانها در سراسر جهان همچنان بر قلبها و زبانها جاریست

و سلام بر هزاران هزار زن شجاعی که در قیام‌ها و جنبشهای اعتراضی علیه رژیم ولایت فقیه بپاخاسته‌اند.

به‌ویژه آنها که خیزش بزرگ آبان را برپا کردند و شهیدان بسیاری تقدیم آرمان آزادی و برابری کردند.

آخوندها فهرست نامهای آنها را پنهان نگه‌داشته‌اند اما پیام‌خون آنها، شکست قطعی استبداد دینی است که با مشارکت فعال زنان ایران محقق میشود.

خواهران عزیزم!

وقتی می‌گوییم زن ایرانی پرچمدار امید به‌آینده و امید به‌آزادی و برابری است علاوه بر سوابق درخشان‌مبارزاتی، ظرفیت و توانمندی امروز او را در نظر داریم.

این ظرفیت را در شورای مرکزی مجاهدین متشکل از زنان مجاهد خلق میتوان دیدکه یک مقاومت سراسری را در برابر هیولای سرکوب و زن‌ستیزی رژیم آخوندی پیش میبرند.

آنها یک جنبش رزمنده را در محاصرهٔ دو دیکتاتوری خامنه‌ای – مالکی در اشرف و لیبرتی سرفراز و استوار نگهداشتند. آنهم به همراه نسلی از برادرانشان. از برادران رها و آزاد از ایدئولوژی جنسیت و فردیت.

آنها بذرافشان قیامها در شهرهای ایران شدند و امید مجسم مردم ایران برای آزادی را خلق کردند.

همچنین صفی از زنان مقاوم و مبارز که در زندانهای سراسر ایران پایداری میکنند. اگر چه که بی‌نام و نشان‌اند اما بالاترین مقاومتها را میکنند و به این سربلند هستند.

به پتانسیل و توانایی زنان اشاره کردیم. به قیام‌های دو سال گذشته از دیماه ۹۶‌تا دی ۹۸‌ به اینها نگاه کنید که خواهران و دختران دلیر ما در این قیامها چه قهرمانیها از خودشان نشان دادند.

نیروی محوری قیام دی ۹۶ زنان و جوانان‌بودند.

همه به یاد داریم که تصویر نمادین آن قیام تصویر دختری بود که درمیان دودهای گاز اشک‌آور مشت خودش را بلند کرده بود.

در آن روزها سران سپاه جنایتکار خامنه‌ای گفتند: (در این اعتراضها هم) حلقهٔ اصلی تحریک و شروع زنان بودند.

در قیام آبان ۹۸، رسانه‌های رژیم باز نوشتندکه: «میان‌داری و میدان‌داری ویژهٔ زنان در اغتشاشات اخیر، چشمگیر به نظر می‌رسد».

وزیر کشور رژیم میگفت درتهران هریک از «هسته‌های چهار- پنج نفره یا شش نفره» را یک زن هدایت میکرد.

در اتوبان ستاری تهران، حرکت اعتراضی و شعار‌دادنها و بستن اتوبان، هفت ساعت بی‌وقفه ادامه داشت.

آنچه در این اعتراض طولانی توجه‌برانگیز بود، زنجیرهٔ انسانی زنان بود که عرض اتوبان ستاری به سمت جنوب را بسته بود.

در کرج هم بسیاری از شرکت‌کنندگان در اعتراضات را، زنان تشکیل میدادند.

آری نیروی شورش آن آبان خونین و آتشین، همچنان در دل جامعهٔ ایران موجود است و در هر فرصتی همچون طوفان یا سیل خروشان بیرون میزند.

و باز این زن ایرانی است که در قلب هر قیام و خیزشی ایستاده است.

از قضا علت ترس آخوندها از نیروی مقاومت زنان درست همین است.

آنها برای مهار این نیروی بالنده و پیشرو انواع سلاح‌ها را به‌کار گرفته‌اند؛ از تبعیضهای ضدانسانی تا سرکوب و کنترل دائمی و به فقر کشاندن آنها در مقیاس میلیونی.

در نتیجه می‌بینیم هر جا که فقر و فلاکت هست، قربانی نخست آن ، زن ایرانی است.

هر جا که بجای مسکن و سرپناه بیغوله‌ها یا کپرها برقرار شده‌اند باز این زن ایرانی است که بیش از همه باید بینوایی و ناامنی و داغ و درد اون رو تحمل کند.

در همین یکسال گذشته که گسترش کرونا در ایران و مرگ و میر دردناک هموطنان بیداد می‌کرد خواهران پرستار ما هزاران بار از جان خودشون چشم پوشیدند.

هزاران بار بدون تجهیزات حفاظتی به‌نجات بیماران شتافتند.

به‌طوری که بنا به‌آمارهای دستکاری شدهٔ رژیم حداقل ۶۰ هزار پرستار به‌کرونا مبتلا شده‌اند.

اما پاسخ آنها را آخوندها با استثمار هرچه وحشیانه‌تر و اخراج و سرکوب داده‌اند.

با این حال، پرستاران کوتاه نمیایند و با تظاهرات در مقابل مراکز رژیم فریاد میزنند که تبعیض تا کی؟حق ما را بدهید.

در همین مدت خواهران زحمتکش کارگر ما که عمدتاً در مشاغل غیررسمی کار می‌کنند اولین قربانی کرونا بوده‌‌اند.

تا تابستان امسال برطبق آمار رسمی نزدیک به ۸۷۰‌ هزار زن شغل خود را از دست داده‌اند و به‌ ارتش گرسنگان پیوسته‌اند.

امروز چهل‌میلیون نفر از جمعیت کشور ما جمعیت غیرفعال‌اند.

و ۲۸‌میلیون نفر از آنها زنان هستند. یعنی حق مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی از آنها گرفته شده.

شمار زنان سرپرست خانوار که درسال ۱۳۹۵ سه میلیون نفر بود؛ حالا به ۴ تا ۵ میلیون نفر رسیده‌اند که بیش از هشتاد‌درصد آنها بیکارند.

حالا تصور کنید وقتی همین زنان سرپرست خانوار به‌کرونا مبتلا میشوند، بچه‌های اونها از کجا باید هزینه درمان مادرشان را بیاورند؟

هزینهٔ خورد و خوراک خودشون را چگونه تأمین کنند؟

حرفهای یک زن جوان به‌نام زیبا که با سه فرزند و یک همسر معلول نان‌آور خانواده‌است زندگی هولناک چند میلیون زن سرپرست خانوار را اینطور شرح میده:

« از مرگ (براثر کرونا) نمی ‌ترسم.

تنها ترسم گرسنگی فرزندانم در نبود من است».

راستی که قلب هرانسانی از این سخنان به درد میاید.

بله جامعهٔ ما در زیر شلاق ستم و استثمار است.

این جامعه‌یی است بنا شده بر دوش بردگانی که سمفونی خودشون را در صدای شلاق‌ها می‌شنود.

زنان کارتن‌خواب زنان زباله‌گرد زنان تیره‌روزی که قربانیان فساد همین رژیم‌اند زنان بیماری که پولی برای درمان ندارند زنان روستایی در استانهای جنوب و شرق ایران که بخاطر قحطی آب به‌خاک سیاه

نشسته‌اند. بله آوارگان آب.

زنان کارگری که آه در بساط ندارند.

زنان شالیکارکه بخاطر حفظ شغل خود مجبورند هر روز در هوای سرد در میان آبها به‌مدت ده ـ دوازده ساعت کار کنند.

دختران قالی‌باف‌که به‌انواع بیماریها دچار می‌شوند.

زنان دستفروشی که مدت‌هاست، درآمدی ندارند.

زنانی که در کردستان به کار طاقت‌فرسای کولبری رو آورده‌اند و بارهای سنگین را آنهم در مسیرهای صعب‌العبور کوهستانی حمل میکنند.

همچنین‌خانواده‌های زلزله‌زده که هنوز بی‌خانمان هستند. و همین حالا در سی‌سخت یاسوج زنان وکودکان در سرمای زمستان بی‌سرپناهند.

و باز فاجعهٔ دلخراش دختر بچه‌هایی که با اجبار و تحمیل ازدواج کرده‌اند

یا در اثر فقر برای فروش گذاشته میشوند.

همچنین زنان معلم که عدهٔ زیادی از آنها حقوقشان به یک دلار در روز هم نمیرسد.

دختران دانشجو که بخاطر سنگینی هزینه‌ها امکان ادامهٔ تحصیل ندارند.

و باز فارغ‌التحصیلان بیکار و زنان شاغل که در خطر سقوط

به زیر خط فقر قرار دارند.

بله اینها همه چهره‌های مجسم فقر دردناکی است که تار و پود جامعهٔ امروز ایران را تنیده است.

فقری مصیبت‌زا که در همهٔ عرصه‌ها اولین قربانی‌اش زن ایرانی است؛ و اونه که بیشترین جراحت‌ها و دردها را بر شانه‌های خود دارد؛

اونه که بیشترین خون جگر‌ها را تحمل می‌کند.

در عین حال عزم جزم کرده تا این شب تیره و تار را به صبح روشن برساند.

زندگی امروزش تیره و تار است،‌اما چنانکه در آبان آتشین و خونین نشان داد در طرف روز و روشنایی ایستاده ‌است.

به‌قول زنده‌یاد شاملو:

طرف ما شب نیست

چخماقها

کنار فتیله‌ها بی‌طاقتند

خشم کوچه در مشت توست.

در لبان تو شعر روشن صیقل می‌خورد

و شب از ظلمت خود وحشت میکند.

بله زنان ایران که به‌این ظلمت‌سرا نگاه می‌کنند حرف‌شان اینست که تمام این نظم ارتجاعی را برخواهیم چید.

به‌آخوندها میگویند:‌ این برج و باروی پوسیده که روی انبارهای باروت بنا کرده‌اید درهم خواهیم شکست.

صدای ما دیگر نالهٔ دلشکستگان نیست؛ غرش طوفانی است که ارتجاع و ستم و زن‌ستیزی را درهم خواهد پیچید.

هموطنان‌عزیز!

زنان آگاه و آزاده!

ما می‌خواهیم به جای استبداد زن‌ستیز حاکم، يك جمهوری کثرت‌گرا براساس حقوق بشر برپا کنیم.یک جمهوری مبتنی بر جدايی دين و دولت.

ما در پی تحقق يك دموكراسی واقعی هستيم كه لازمهٔ آن مشاركت فعال

و برابر زنان در رهبری سياسی جامعه است.

در ايران فردا جميع آزاديهای فردی در مورد زنان باید به‌ رسميت شناخته شود.

از جمله آزادی در اعتقاد و مذهب اشتغال و رفت‌و‌‌آمد.

زنان در انتخاب پوشش خود آزادند.

در ایران فردا زن و مرد به حقوق اجتماعی سياسی، فرهنگی

و اقتصادی کاملا برابر دست خواهند یافت.

زنان باید درگزينش همسر و ازدواج از آزادی كامل برخوردار باشند.

در زندگی خانوادگی هرگونه اجبار و تحميل به زن ممنوع است.

حق متساوی طلاق برای زنان، به‌رسميت شناخته ميشود.

چند همسری ممنوع است.

خشونت جسمی، جنسی و روانی عليه زنان در محيط کار، در مراکز آموزشی خانواده و هر جای دیگر جرم شمرده ميشود.

هرگونه بهره‌كشی جنسی از زن تحت هر عنوان ممنوع است.

قانون شريعت آخوندها جايی در قوانين ايران فردا نخواهد داشت.

و ميثاقهای بين‌المللی درمورد حقوق و آزاديهای زنان و مشخصاً «کنوانسيون رفع کليه اَشکال تبعيض عليه زنان» نصب‌العين قوانين مدنی قرار خواهد گرفت.

در روز جهانی زن به رزم و مقاومت خواهران و دختران دلیرم

در کانونهای شورشی درود میفرستم.

و همهٔ شما خواهران عزیزم، شما دختران بی‌باک و زنان بپاخاسته را به گسترش قیام برای سرنگونی رژیم و کسب آزادی و برابری فرامیخوانم.

شما زنان معلم و پرستار، دختران دانشجو و دانش‌آموز، شما زنان دستفروش، خانه‌دار، و زنان کارگر و کشاورز.

پیام این ظلم از حدگذشته این درد و رنجهای انباشته شده و وضعیت جوشان و شعله ور ایران این است که هیچ نیرویی نمیتواند جلوی سرنگونی آخوندها را بگیرد.

شرایط عینی و موقعیت انقلابی فراهم است و باید با نیروی آگاه و رزمندهٔ شما با پیشتازی خواهران مجاهدتان به جانب آزادی، سمت و سرعت و شتاب بگیرد.

زنان ایران آموخته‌اند که در مقابل فلاکت و فقر و تعدی و سرکوب بجای اینکه در خود فرو بروند بپاخیزند.

هر مانع و محدودیت و ستمی که رژیم بر شما روا میدارد، میدانی برای به آزمایش کشیدن اراده‌های شماست.

بر همهٔ این موانع شورش کنید.

تسلیم شدن، خسته شدن، ناامید شدن، دشمن را جری‌تر میکند.

در مقابله با دشمن دیده‌اید که هر زمان بپامی‌خیزید و میخروشید آخوندها وادار به عقب نشینی میشوند.

آری شما از پیشتازان خود آموخته‌اید یعنی از نسل زنان مجاهد و مبارز

که چهار دهه است در مقابل این رژیم زن‌ستیز، جنگیده و مقاومت کرده‌اند.

این نسل از شکنجه‌گاهها و میدانهای اعدام گذشته، در زیر موشکباران و تیر و تبر دشمن، در اشرف و لیبرتی ایستاده ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍. زخمی شده اما با بدنی مجروح و خونچکان دوباره برخاسته و نبرد را از سر گرفته است.

پس حرف یک چیز بیشتر نیست: استمرار مبارزه و قیام.

حرف این است که باید در برابرسرکوب و ستم و درد و مصیبت،جنگاورتر باشید.

همچنانکه مسعود گفته است: «شورشگران پیروزی می‌سازند.

و سرنوشت ایران با قیام فرزندان مجاهدش در میدان فدا و مجاهدت نوشته میشود». آری بدست شما زنان و مردان شورشگران.

ما میخواهیم و میتوانیم خامنه‌ای و حکومتش را سرنگون و ایران و ایرانی را آزاد کنیم.

شما میتوانید و باید پیروزی را بسازید.

شماییدکه میتوانید جرقهٔ اعتراضها و اعتصابها را بزنید.

شمایید که میتوانید کانونهای شورشی و شوراهای مقاومت مردمی را برپا کنید

و شمایید که می‌توانید جوانان بجان آمده را به‌تشکیل کانون‌های شورشی ترغیب کنید و از هر راهی که ممکن است،‌ از آنها حمایت کنید مسئولیت برپایی و پیشبرد‌ قیام را بردوش خود بگذارید.رنج‌های شما پلی بسوی آزادیست و در آن سوی پل آنچه قد می‌افرازد،

باز شمایید یعنی زنانی که یک جامعهٔ آزاد و برابر را رهبری و هدایت میکنند. سلام بر همه شما

به اشتراک بگذارید: