كلاهي كه در ژنو برداشتند در وين گذاشتند!
1- بعد از قرائت بيانيه مشترك ايران و 5+1 در وين كه با ذوق زدگي ناشيانه يا فرمايشي! روزنامه هاي زنجيره اي و سايت هاي همسو با آنها روبهرو شد و در فضايي كه همه جا سخن از يك « پيروزي بزرگ» ! و « بي نظير» ! در ميان بود, اگر چه آرزو و ايده آل ما نيز آن بود كه با اين جشن و سرور همراه و همخوان باشيم ولي مروري گذرا بر متن توافقنامه حكايت از آن داشت كه همراهي با دست افشاني هاي اين و آن, ناديده گرفتن واقعيات و تبديل كردن « آرزو» به « خبر» است! مخصوصاً آن كه برداشت اعلام شده رئيس جمهور محترم كشورمان از توافق وين با برداشت رئيس جمهور آمريكا از همان سند, فاصله اي پرنشدني و تفاوتي 180 درجه اي داشت. از اين روي, تيتر اول كيهان چهارشنبه 24 تيرماه را به اختلاف 180 درجه اي ياد شده ميان روايت رؤساي جمهور دو كشور از توافق وين اختصاص داديم و طي يادداشتي با عنوان « اين نيز گفتني است» به مواردي از اين برداشت دوگانه و متضاد اشاره كرديم.
آن روز اما, تمامي رسانه هاي داخلي با تيترهاي درشت به استقبال توافق وين رفته بودند و درباره پيروزي بزرگي! كه به دست آمده است, داد سخن داده بودند, نظير؛ « جهان به ايران سلام كرد» ! « خجسته باد اين پيروزي» ! « پيروزي بدون جنگ» ! « آغاز عصر ايراني» ! « ايران بر قله توافق» ! « پيروزي استقامت, شكست تحريم» ! « جهان تغيير كرد» ! « پيروزي تاريخي ملت ايران» ! « گل صدبرگ توافق شكفت» ! « كليد تدبير قفل تحريم ها را گشود» ! « خورشيد درخشان شد, تا باد چنين بادا» ! « دنيا به احترام ايران ايستاد» ! « كليد چرخيد, ايران خنديد» ! « تدبير كارساز شد, توافق تاريخي» ! « فتح الفتوح ديپلماسي ايران» ! « پيروزي ايران در جنگ اراده ها» ! « تثبيت ايران هسته اي با ايستادگي ملت» ! و… و متاسفانه صدا و سيما نيز در اين « جشن پيروزي» ! و اعلام به اصطلاح اين « توافق تاريخي» ! سنگ تمام گذاشت به گونه اي كه انگار براي ارزيابي ماجرا و بيان واقعيات رسالتي برعهده ندارد! و البته بعد از چند روز به ياد برخي از مفاد سند وين و مخصوصا بندهاي 11 و 12 قطعنامه در حال تصويب شوراي امنيت افتاد… كه بگذريم! اعلام ترديد كيهان درباره توافق وين و اشاره به مواردي از توافق ياد شده كه در آن خطوط قرمز هسته اي كشورمان ناديده گرفته شده بود با اعتراض گسترده و فراواني روبهرو شد كه در بسياري از موارد با فحاشي و ناسزاگويي نيز همراه بود. در اين ميان, برخي از دوستان نيز به دلسوزي - و نه غرض ورزي- به كيهان توصيه مي كردند كه از ابراز ترديد يا مخالفت درباره توافق وين خودداري كند و توضيح مي دادند كه متن توافق وين با همه جزئيات آن به رؤيت رهبر معظم انقلاب رسيده و موافقت كامل حضرت ايشان را نيز در پي داشته است! و تقدير و تشكر حضرت آقا از تيم هسته اي حاكي از موافقت ايشان با توافق ياد شده است. پاسخ ما اين بود كه تقدير رهبر معظم انقلاب نشانه تلاش صادقانه و شبانه روزي تيم محترم مذاكره كننده است كه از سوي هيچ انسان منصف و آزاد انديشي قابل انكار نيست و توافق هر چه باشد, تلاش و فداكاري تيم كشورمان در خور تقدير است. اما, براي ارزيابي توافق وين و تشخيص خوب و بد آن, معيارها و ملاك هاي جداگانه اي از سوي حضرت آقا ارائه شده است كه در همان خطوط قرمز اعلام شده قابل تعريف است و محال است حضرت ايشان با توافقي كه در آن از خطوط قرمز اعلام شده عبور شده باشد موافق باشند. البته, بعد از بيانات رهبر معظم انقلاب و تاكيد ايشان بر ضرورت بررسي دقيق متن توافق وين, معلوم شد كه اگر با توافق يادشده, موافقت داشتند, تاكيد ايشان بر ضرورت بررسي دقيق متن آن ضرورتي نداشت. در پايان اين بند از يادداشت پيش روي گفتني است كه طي چند ماه اخير با موارد مشابه ديگري نيز روبهرو بوده ايم كه كساني برداشت هاي خود درباره برخي از مسائل- از جمله مسائل هسته اي- را به حضرت ايشان نسبت داده اند كه خوشبختانه در همه موارد, اعلام نظر صريح رهبرمعظم انقلاب و تاكيد معظم له كه نظرات علني ايشان با نظرات غيرعلني حضرتش متفاوت نيست, كارساز و گره گشا بوده است.
2- و اما, بعد از اين مقدمه كه طرح آن را ضروري دانسته ايم بايد گفت, مروري هر چند گذرا بر متن توافق وين, به وضوح نشان مي دهد برخي از خطوط قرمز حياتي نظام در توافق مورد اشاره, ناديده گرفته شده است كه به آن خواهيم پرداخت, اما آنچه امروزه و در اين ميان, خطرناك تر به نظر مي رسد و اشاره به آن ضرورت فوري دارد, قطعنامه اي است كه قرار است امروز -دوشنبه- در شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب برسد. چرا كه تصويب اين قطعنامه, توافق وين را به يك سند بين المللي و لازم الاجرا تبديل مي كند. با تصويب اين قطعنامه- به گونه اي كه خواهيم پرداخت- بيم آن مي رود كلاهي كه حريف در توافق ژنو و لوزان برداشته بود! در توافق وين بر سرمان بگذارد! بخوانيد؛
3- قطعنامه اي كه قرار است امروز در شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب برسد- همان گونه كه در متن توافق آمده است- اصلي ترين تضمين توافق وين است و اين توافق را به يك سند رسمي و لازم الاجراي بين المللي تبديل خواهد كرد كه جاي كمترين سرپيچي از تعهدهاي اعلام شده در آن را باقي نمي گذارد. گفتني است برخي از مواد منشور سازمان ملل متحد, براي الزام اعضاء به اجراي مصوبات شوراي امنيت اين سازمان محدوديت هايي نظير عدم تعارض با قوانين داخلي و حاكميت ملي كشورها قائل شده است ولي اين محدوديت ها درباره قطعنامه هايي كه تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل به تصويب مي رسند, وجود ندارد و تمامي قطعنامه هاي فصل هفتمي بدون كمترين استثناء لازم الاجرا هستند. بند 7 از ماده 2 منشور مللمتحد در اين باره تصريح مي كند كه؛ « هيچ يك از مقررات مندرج در اين منشور, مللمتحد را مجاز نمي دارد در اموري كه ذاتاً جزو صلاحيت داخلي هر كشوري است دخالت نمايد وليكن اين اصل به اعمال اقدامات قهري پيش بيني شده در فصل هفتم لطمه اي وارد نخواهد آورد» . قطعنامه اي كه قرار است امروز به تصويب برسد, مستند به ماده 41 از فصل هفتم منشور مللمتحد است و انجام تعهدهاي ناشي از آن براي كشورمان الزام آور خواهد بود.
4- « سند وين» مطابق آنچه در بند فوق آمده است, با تصويب قطعنامه شوراي امنيت, قطعي و الزام آور مي شود و مهلت دو هفته اي براي بررسي مفاد آن از سوي مجلس شوراي اسلامي و يا شوراي عالي امنيت ملي كشورمان, كمترين تاثيري در قبول يا رد آن نخواهد داشت, توضيح آن كه اگر مجلس شوراي اسلامي يا شوراي عالي امنيت بعد از بررسي متن توافق وين به اين نتيجه برسند كه بخش هايي از آن با منافع ملي كشورمان در تعارض است و يا در آن, خطوط قرمز اعلام شده از سوي ايران رعايت نشده است, نتيجه اين بررسي با عرض پوزش فقط براي ثبت در تاريخ ارزش دارد و در تغيير متن و انطباق آن با خواسته ها و مواضع ايران اسلامي كمترين تاثيري نخواهد داشت چرا كه با تصويب قطعنامه شوراي امنيت و قبل از انجام اين بررسي ها, متن توافق وين الزام آور شده و مفاد آن از سوي كشورمان پذيرفته شده تلقي مي شود!
5- برخي از مسئولان محترم كشورمان در اظهارنظرهاي رسمي خود از قطعنامه فصل هفتميشوراي امنيت سازمان ملل كه قرار است امروز به تصويب برسد با عنوان « يك دستآورد» ! ياد مي كنند و از جمله اعلام مي دارند با تصويب اين قطعنامه اولاً ؛ تمامي قطعنامه هاي قبلي شوراي امنيت كه عليه فعاليت هسته اي ايران صادر شده است لغو مي شود و ثانياً ؛ اين قطعنامه انجام تعهدهاي حريف در توافق وين را تضمين مي كند و… كه در اين باره بايد گفت؛
الف: برخلاف آنچه دوستان عزيزمان مطرح مي كنند, قطعنامه هاي قبلي لغو نمي شوند, بلكه مفاد آنها در قطعنامه اخير شوراي امنيت جاي گرفته و تجميع مي شود.
ب: جمهوري اسلامي ايران هيچ يك از قطعنامه هاي قبلي شوراي امنيت سازمان ملل را نپذيرفته و آنها را غيرقانوني اعلام كرده بود و براي اثبات نظر خود نيز دلايل و شواهد محكم و مستندي داشت. اما قطعنامه اخير را پذيرفته است بنابراين, برخلاف تصور يا تلقي دوستانمان, قطعنامه هاي قبلي نه فقط لغو نمي شوند, بلكه با تجميع در قطعنامه اخير به قوت خود باقي خواهند ماند, با اين تفاوت كه تاكنون قطعنامه هاي ياد شده را غيرقانوني مي دانستيم ولي در حالت جديد بر قانوني! و لازم الاجرا بودن آنها مهر تأييد زده ايم!
ج: موضوع فصل هفتم منشور سازمان مللمتحد كه قطعنامه هاي قبلي با استناد به ماده 41 آن عليه كشورمان تصويب شده بود, درباره كشورهايي است كه صلح و امنيت منطقه اي و جهاني را برهم زده و يا تهديدي عليه آن محسوب مي شوند. سخن مستند و مستدل جمهوري اسلامي ايران براي اعلام غيرقانوني بودن قطعنامه هاي مورد اشاره اين بود كه شوراي امنيت سازمان ملل بر اساس كدام سند يا شاهد و قرينه اي, فعاليت هسته اي ايران را تهديدي عليه صلح و امنيت منطقه اي يا جهاني تلقي كرده است كه صدور قطعنامه هاي فصل هفتمي عليه كشورمان را توجيه قانوني كند؟! و اكنون با تن دادن به قطعنامه فصل هفتمي اخير- بيآن كه بخواهيم و يا به آن توجه داشته باشيم- رسماًپذيرفته و اعلام كرده ايم كه برنامه هسته اي ايران تهديدي عليه صلح و امنيت جهاني و منطقه اي است! چرا؟! پاسخ روشن است, زيرا صدور قطعنامه فصل هفتمي اخير را پذيرفته ايم و موضوع فصل هفتم منشور سازمان مللمتحد از ماده 39 تا 51 آن, درباره كشورهايي است كه صلح و امنيت جهاني و منطقه اي را به خطر انداخته و يا تهديدي عليه آن به حساب مي آيند!
6- بند 11 از پيش نويس قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل درباره فعاليت هسته اي ايران تصريح مي كند در صورتي كه يكي از طرف هاي برجام بر اين اعتقاد باشد كه تعهدهاي توافق وين و يا بخشي از آن اجرا نشده است, شوراي امنيت ملزم است ظرف 30روز نظر اعلام شده را به رأي بگذارد تا چنانچه اقدام كشور ياد شده (بخوانيد ايران) مصداق نقض تعهد تلقي شود, ادامه اجراي پاراگراف A از بند 7 اين قطعنامه لغو شود. توضيح آن كه موضوع پاراگراف ياد شده, لغو قطعنامه هاي قبلي شوراي امنيت عليه برنامه هسته اي ايران و بازگشت دوباره آنها است بنابراين مفهوم بند 11 اين است كه اگر يكي از 6 كشور گروه 5+1 اعتقاد داشته باشد كه ايران به تعهدهاي خود پايبند نبوده و يا بخشي از آن را اجرا نكرده است, شوراي امنيت ظرف 30روز ادامه لغو قطعنامه هاي قبلي را به رأي مي گذارد و چنانچه ادامه لغو قطعنامه هاي پيشين رأي نياورد مطابق ماده 12 از قطعنامه پيشنهادي, تمامي تحريم هاي ناشي از قطعنامه هاي قبلي بدون نياز به تصويب مجدد- در اين نكته دقت كنيد- بارديگر لازم الاجرا خواهد شد. اكنون به موضوع بعدي كه اوج موذي گري و خدعه حريف است توجه كنيد!
7- نكته در خور توجه اين كه, در اين رأي گيري نيازي به رأي اكثريت اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل نيست و از آنجا كه 5 كشور عضو دائمي اين شورا يعني آمريكا, انگليس, فرانسه, چين و روسيه داراي حق وتو هستند, فقط كافي است كه يكي از آنها خواستار بازگشت قطعنامه هاي قبلي شود. در اين صورت, حتي اگر همه اعضاي ديگر شوراي امنيت نيز نظر ديگري داشته و خواهان عدم بازگشت قطعنامه هاي قبلي باشند, نظر و خواست آنها نمي تواند مانع از بازگشت قطعنامه هاي قبلي باشد, چرا كه خواست و نظر همه آنها با همان يك رأي, يكي از 5 كشور ياد شده « وتو» و بي اثر خواهد شد. به بيان ديگر بندهاي 11 و 12 پيش نويس قطعنامه اي كه قرار است امروز به تصويب برسد, تصميم احتمالي - فقط احتمالي- چين و روسيه براي پيشگيري از بازگشت قطعنامه هاي قبلي را غيرقابل اجرا و بي اثر كرده است. زيرا بر فرض كه يكي از دو كشور چين و يا روسيه بخواهند مانع از بازگشت قطعنامه هاي قبلي شوند, در اين صورت, اگر چه هر دو كشور ياد شده داراي حق وتو هستند و مي توانند خواستار ادامه بخشA از بند 7 يعني ادامه لغو قطعنامه هاي قبلي و عدم بازگشت دوباره آنها شوند ولي رأي منفي فقط يكي از سه كشور آمريكا, فرانسه و انگليس براي بي اثر كردن تصميم آنها كافي است زيرا اين سه كشور نيز داراي حق وتو هستند و راي منفي هر يك از آنها به بازگشت دوباره قطعنامه هاي ياد شده به مفهوم وتوي نظر ساير اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل خواهد بود. اكنون مي توان اين اظهارنظر اوباما را به ارزيابي نشست كه با تلويحي نزديك به تصريح دست چين و روسيه را در پيشگيري از اقدامات آمريكا عليه برنامه هسته اي ايران, كوتاه اعلام كرده بود.
8- پيش نويس قطعنامه اي كه قرار است امروز - و يا حداكثر چند روز ديگر- در شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب برسد, از سوي آمريكا تهيه و ارائه شده است و از آنجا كه تصويب آن به دلايل ياد شده, مي تواند ايران را با دشواري هاي فراواني روبهرو كند پيشنهاد مي شود جمهوري اسلامي ايران از هم اكنون, مخالفت خود با پيش نويس مورد اشاره را رسماً اعلام كرده و خواستار تغيير بخش هايي از متن پيش نويس- از جمله بندهاي 11 و 12, ضميمهB و… آن- شود.
9- درباره متن سند وين كه با عنوان برجام از آن ياد مي شود نيز گفتني هايي هست كه اصلاح آن ضرورتي حياتي دارد و در شماره هاي آينده به آن خواهيم پرداخت ولي از آنجا كه تصويب قطعنامه فصل هفتمي اخير متن ياد شده را قطعي و لازم الاجرا خواهد كرد, انتظار مي رود و انتظار منطقي و فوري و حياتي نيز هست كه جمهوري اسلامي ايران نظر نهايي خود درباره آن را به نتيجه بررسي هاي دقيق اين سند از سوي مجلس شوراي اسلامي, شوراي عالي امنيت ملي موكول كند و براي انجام اين بررسي دقيق علاوه بر دو نهاد ياد شده, از حقوقدانان برجسته و صاحبنظران ديگر نيز بهطور جدي دعوت بهعمل آورد.