حقوق انساني در پشت سرگذاشتن دموكراسي
بنا يراين در همه موارد و مطالعه حقوق انسانها و اعمال حقوق اصلي انساني در نظر گرفته شده است.
اما چنين بنظر مي رسد كه بجاي توسعه بزرگترين دستاورد تاريخ انسانيت در جهان ، حكومت هاي پيشرو سعي مي كنند در دوران حاضر اين پيام را خصوصاً موقعي كه يك مورد خاص مطرح باشد ، همواره بعقب سوق دهند. حقوق انساني بر پايه اصول دموكراسي ياد شده واقعاً وقتي ارزش هاي خود را نشان مي دهند كه مثلاً در ارتباط با نمايندگان ملت و حكومت دولتهايي قرار يگيرند كه از حقوق انسانها همانند ساير كهكشان ها از كهكشان راه شيري فاصله زيادي داشته باشند.
يكي از سه كشور رديف اول ناقص حقوق انساني در جهان ، رژيم ايران است كه از دهها سال پيش ملت و خصوصاً زنان به تصورات قرون وسطايي ، در يك موقعيت كاملاً اصطراري و بد شكل ممكنه مورد اذيت و آزار قرار گرفته و با "دستور از خداوند" انسانها در گروههاي 100 نفري اعدام و هزاران هزار شكنجه و از ميليون ها زن ايراني سلب اعتبار و حيثيت مي گردد بطوريكه كوچكترين مشابه آنرا حتي در ساير كشورهاي عربي نيز نمي توان مشاهده كرد.
غرب از دوران جهاني سازي حقوق انساني را بيش از پيش ناديده مي گيرد. رعايت وضعيت اقتصادي ، وضايت بازار بورس ، دسترسي سريع به امكانات مالي و معاملات ارزي در بازار تجارت ، از آزادي ملت ها به اهميت تر است و اگر اين واقعيت ها در ارتباط با حقوق انساني قرار بگيرند ، همانند آنچه كه اخيراً در رابطه با بحران شبه جزيره كريمه مشاهده گرديد كه بر حقوق ملت ها تاكيد شده بود، بيشتر در محافل فرعي و فاقد هر گونه اعتبار باقي مي مانند. در اين گونه موارد از اعمال حداقل محدوديت ها ايران رعايت اين حقوق صرف نظر مي گردد، زيرا نمي بايستي وضعيت شكننده اقتصاد ي روسيه مورد تهديد قرار بگيرد.
حالا يك وضعيت متحول بوجود آمده و تراست ها نمايندگان خود را در سطح سياسي و با ارزيابي اوضاع و احوال ، اسبهاي مسابقه را سم كوبان به صحنه رقابت مي فرستد تا جزو اولين برندگان قرار بگيرند تا بتوانند در بازار بدون رقيب و وامانده ايران تبليغات (اقتصادي) خود را عرضه نمايند. اما ايران از جامعه تشكيل شده كه نداي آزادي سر ميدهد. حداقل از سال 2009 ايران بشدت در فوران است. كارگران به اعتراضات خود، گروههاي قومي غير وابسته ، زندانيان و ايرانيان در تبعيد بهيچوجه ساكت نشسته اند. ممكن است مطبوعات غرب از سالها قبل اعتراضات شديد ملت ساكت بوده و حداكثر بشكل حاشيه اي بدان اشاره كرده اند . در اين زمينه و تقريباً بطور روزانه يك فراخوان عمومي از طرف عفو بين المللي براي اقدام براي اقدام فوري بجهت وضعيت فاجعه انگيز حقوق بشر در كشور منتشر شده و اين در حالي است كه نه بوسيله رئيس جمهور باصطلاح ميانه رو و شديداً مورد تحسين (غرب) حسن روحاني و نه بوسيله توافق نامه اتمي ، كوچكترين نشانه اي از تغيير وضعيت بدست ملاها مشاهده نگرديده است. برعكس در اين دوره تعداد افراد اعدام شده بيشتر از زماني است كه محمود احمدي نژاد در محافل بين المللي مورد تحقير و تمسخر قرار مي گرفت.
دولتهاي غربي مي بايست تدريجاً واقف شوند كه در مقابل قانون اساسي خود با چنين موضع گريهاي خنده آوري بالاخره مي بايست بهايي پرداخت نمايند يا خير و حداقل نبايد روبروي كشور بنيادگراي شماره 1 دنيا چهره واقعي خود را حفظ نمايند؟ در اين ميان هيچ شهروندي و قبل از همه جوانان اين مليت ها ديگر ادعا هاي پوشالي حقوق بشري (اين) كشورها را جدي نمي گيرند.
آنها ( از اين واقعيت ها) روي بر گردانده و ديگر در انتخابات شركت نمي كنند و (در عوض) ترجيح مي هند در يوتيوپ به آمريكا اهانت ورزي نمايند. آنها به تئوري هاي توطعه بر انگيز گرايش پيدا كرده و بدين وسيله باورهاي خود را از دموكراسي غربي از دست مي دهند. كساني كه با خون خود همراه با سختي هاي طاقت فرسا براي يك ايران با الگوي دموكراسي غربي مبارزه مي كنند هم در اين راه به ترديد مي افتند.
آيا اين همان آينده اي است كه سياست ما فعالانه آنرا بآتش مي كشد؟ شايد تنها نمايندگان اطريشي نيستند قبل از اينكه بار ديگر چشماهاي خود را بطرف تهران گرد مي كنند ، مي بايستي بدين واقعيت فكر بكنند.
نشريه اينترنتي دي فرايه ولت
25 آوريل 2014