ايران - محمد حياتي در مورد انحراف در انقلاب دموكراتيك مي گويد
شكنجه هاي حنيف نژاد از روز اول دستگيري اش توي آمبولانس و حين حركت تا وقتي به اوين رسيد كه از صبح تا شب و هر روز چيزي ازش باقي نگذاشتند. جز شكنجه شكستن دماغ، پا و متالكه. مي خواهم اين را بگويم اين وضعيت ساواك شاه است. اين وضعيت مربي بچه شاه است. حالا نگاه كنيد چگونه مي خواهند ورق را برگردانند؟ چرا؟ با چه شعارهاي مزخرف ! و ضد انقلابي! خودشان هم مي دانند به جايي نمي رسند.
آخر آن موقعي كه خميني توانست انقلاب را بدزدد، انقلابيون توي زندان بودند. امروز كه اينطور نيست. انقلابيوني در صحنه هستند با 57 سال مبارزه و 44 سال مبارزه با خميني، با صدو بيست هزار شهيد، سي هزار شهيد در قتل عام 67. اينها هستند، و اينها موتور محركه قيام كنوني هستند. اينها خودشان مي دانند. ولي رژيم هم پشتشان هست. [وزارت] اطلاعات هم پشت همين بچه شاه هست. در همين تاكتيك ها و ترفندها و توطئه هايي كه به عنوان وكيل و ائتلاف و . . . غيره، پشتشان هست. اينها خوب مي دانند.
بنا بر اين يك هدف بيشتر ندارند. مي دانند كه خودشان شانسي ندارند. پس چه كاري بكنند؟ اون كاري كه مي خواهند بكنند اين است كه جلوي قيام را بگيرند و بين مجاهدين كه موتور محركه اصلي اين قيام تا سرنگوني هست، با مردم فاصله بياندازند. و كور خوانده اند و هرگز نخواهند توانست.