سخنراني هاي شخصيت هاي آمريكايي در كنفرانس سناي آمريكا درباره نقش رژيم ايران در عراق و حفاظت ليبرتي
سناتور روي بلانت:
اين در واقع مطلقاً زمان مناسبي براي هر تشويق و گذاشتن هر فشاري است كه ميتوانيم روي وزارت امور خارجه بياوريم تا به تعهداتمان به نفرات كمپ ليبرتي عمل كنيم. چيزهايي كه ما توافق كرديم كه بايد انجام دهيم، و بخشي از آن نامهاي است كه سناتور لوين و سناتور مككينو سناتور شاهين و من امضا كرديم شما لازم نيست بهعنوان يك فرد، بهعنوان سناتور، بهعنوان فرماندار، شما لازم نيست قولي بدهيد، اما وقتي بهعنوان يك كشور و يا در هر ظرفيت ديگر قول ميدهيد، قول شما تنها به اندازه همان قدر كه مايل به نگهداشتن آن هستنيد ميارزد. ما تعهدي داديم، و صراحتاً نظر من اين است كه فكر ميكنم اين تعهد حق بود، اما مهمتر اينكه ما تعهد داديم. و در يك دموكراسي، در جهاني كه در آن مردم بايد در مورد آنچه شما مي گوييد به شما تكيه ميكنند، بسيار حائز اهميت است كه آنچه كه شما مي گوييد انجام ميدهيد را انجام دهيد. چه با كمپ اشرف، كمپ ليبرتي، آنچه كه توافق كرديم با اوكراين بكنيم و يا با سازمان مجاهدين خلق، كه در آن ما اعلام كرديم آن سلاحها را بدهيد و ما تماميت ارضي شما را تضمين ميكنيم.
سفير ميچل ريس:
امروز بعدازظهر همانطور كه سناتور بلانت گفت، از تعدادي از مقامات رسمي برجسته پيشين و كارشناسان سياست خارجي خواهيم شنيد. هر يك آشفتگي در عراق و نفوذ رو به رشد (رژيم) ايران را نه تنها در عراق، بلكه در سراسر منطقه نيز مورد بحث قرار ميدهند. به نظر ميرسد هر وقت كه ما اين روزها به خاورميانه نگاه ميكنيم اوضاع بدتر و بدترميشود. در چند سال گذشته، نخستوزير مالكي به اعتماد ميليونها نفر از شهروندان عراقي كه او را به نمايندگي براي منافع همه عراق انتخاب كردند خيانت كرده است... بنابراين بايد از خودمان بپرسيم كه چرا ما امروز در اينجا هستيم؟ دوستان، پاسخ اين است كه ما امروز اينجا هستيم كه به مردان و زنان شجاع در كمپ ليبرتي ايمان داشته باشيم. آنها دلسرد نشدهاند. آنها شكست را نميپذيرند. اين به ما بستگي دارد كه به احترامگذاشتن به آنها ادامه بدهيم، به فداكاري آنها احترام بگذاريم، به تعهد آنها احترام بگذاريم، با متعهد كردن مجدد خودمان به وظيفه ادامه اين مبارزه. اما نه فقط بهخاطر اينكه ما ميخواهيم ايمانمان را حفظ كنيم، هر چقدر هم كه مهم باشد. ما ميخواهيم خودمان را متعهد كنيم، چون مبارزه آنها، مبارزه ما هم هست. آنها براي ايراني مبارزه ميكنند كه در آن همه شهروندان بتوانند هر طور كه مايلند صحبت كنند، هر طور كه مايلند عبادت كنند و هر طور كه مايلند رأي بدهند. آنها براي ايراني مبارزه ميكنند كه در آن مردان و زنان حقوق برابر دارند و مردم ميتوانند در آزادي و با عزت زندگي كنند. آنها براي ايراني بدون سلاح هستهيي مبارزه ميكنند كه تروريسم را ترويج نميكند و در صلح با تمام همسايگانش است. به اين دليل است كه ما امروز در اينجا هستيم، چون مبارزه آنها مبارزهيي است كه همه ما به آن اعتقاد داريم. و اگر همه ما معتقديم و اگر همه ما همچنان مبارزه ميكنيم، مطمئن هستم كه يك روز ما در تهران جشن ميگيريم.
سخنراني هاوارد دين رئيس پيشين حزب دموكرات آمريكا:
فرمانده نيروهاي آمريكايي در آنجا به تكتك 3000نفر از آنها مدرك امضا شدهيي را داد كه آنها طبق كنوانسيون چهارم ژنو مورد حفاظت قرار خواهند گرفت و ايالات متحده اطمينان حاصل خواهد كرد كه اين امر محقق خواهد شد. بسياري از آن افراد طي چهار نوبت كشتار پس از آن، جان خود را از دست دادهاند، بسياري با دستان بسته و بر روي تخت بيمارستان، در حاليكه اين مدرك را در دست داشتند. و بههمين دليل اين موضوع از اهميت بالايي برخوردار است.
اما مسأله فقط در مورد 2800 مخالف ايراني نيست كه سلاحهاي خود را ده سال است تحويل دادهاند و مروج دموكراسي و حقوق زنان در ايران بودهاند. بلكه همچنين مربوط به اين ميشود كه بزرگترين و قدرتمندترين كشور دنيا هم به قول خود وفا كند. ولي ما هنوز به قول خود وفا نكردهايم. و فكر ميكنم اين وجه مشترك ما است... جلسه استماع خيلي خوبي امروز برگزار شد. و ميخواهم از اعضاي كميته امور خارجي كنگره كه واقعاً كارمندان وزارتخارجه را بهخاطر دروغها، چشمپوشي از حقايق و در معرض خطر قرار دادن عامدانه 2800 شهروند بيگناه مؤاخذه كردند سپاسگزاري كنم...اگر اتفاقي براي آنها بيفتد، لكه ننگ اخلاقي براي رياستجمهوري باراك اوباما خواهد بود و جبران نخواهد شد. اين امري است كه توجه رئيسجمهور را ميطلبد. ما همه نامههاي زيادي به او نوشتهايم. و سخنان زيبايي دريافت ميكنيم. ولي ما دنبال حرف نيستيم، دنبال عمل هستيم...
سخنراني تام ريج- نخستين وزير امنيت آمريكا:
اما يك نكته اساسي وجود دارد كه به نظر من ما را متوجه سه علت اصلي ميكند: رژيم ايران، رژيم ايران و رژيم ايران...
در سوريه، آمريكا اساساً بيش از سه سال را ناديده گرفت، وقتي ميتوانست اقدامات مهمي انجام دهد و تأثيرات سوء را كاهش دهد. اما انتخاب اين بود كه اين كار انجام نشود. چه كسي بيشترين سود را برد؟ رژيم ايران. چه كسي بيشترين سود را از آشوب در جنوب لبنان ميبرد؟ و غزه. به نظر من رژيم ايران. و چه كسي مواد منفجره و تكنولوژي و قابليتها براي كشتار سربازان آمريكايي در افغانستان و عراق را مهيا ميكند؟ رژيم ايران. چه طرفي بيشتر از رئيسجمهور آمريكا و كنگره آمريكا بر روي مالكي در بغداد تأثير ميگذارد؟ رژيم آخوندها در ايران. بنابراين، مهم نيست كه نقشه را چگونه بكشيد. به هر حال، در هر نقطه اي در آن منطقه كه شرايط مخرب وجود داشته باشد، سرنخ آنها رژيم ايران است...
اما هماكنون روشن است كه رژيم ايران بزرگترين دولت حامي تروريسم است و بيشتر به يك ايده شباهت دارد اما شايد تاريخ دانان بيشتر روي اين موضوع تأمل كنند و نتيجه متفاوتي بگيرند...
بايد بر روي رژيم ايران متمركز شد. چرا؟ به دو دليل. من امروز اينجا هستم زيرا فكر نميكنم هيچ هدف مهمتري از اين باشد كه آمريكا به قول خود نسبت به زنان و مردان كمپ ليبرتي وفا كند. قدمت اين تعهد ده سال است. تعهدي كه اكنون شايد براي زنان و مرداني كه در آنجا هستند قديمي شده و كررا توسط آمريكا مورد اغماض قرار گرفته و نقض شده است.... بنابراين او بايد برود. و ما بايد خواستار يك دولت فراگير شويم كه شامل رؤساي عشاير و رهبران سني شود و همچنين كردها. يك دولت اتحاد ملي. تنها رئيسجمهور آمريكا و كنگره ميتوانند صداي خود را بلند كرده و يكصدا بگويند كه بهعنوان آمريكاييهايي كه مدت زيادي خون و قيمت داده در آن منطقه دادهايم، اين خواسته ما است. ما از شما در سال 2010 حمايت كرديم اما شما اعتماد ما را از دست داديد. و وعدههايي كه به مردم عراق داديد را نقض كرديد. بنابراين برويد بيرون. دوما، بايد بر روي دوستان خود متمركز شويم. يعني ميهن دوستان و مخالفان ايراني.
وزارتخارجه آمريكا به همكاران من، جمهوريخواه و دموكرات، اعضاي جامعه آكادميك، نظاميان، جوامع اطلاعاتي و انتظامي، گفته است : «ما حضور دائمي در كمپ ليبرتي داريم». سازمان ملل گفته است : «ما حضور دائمي در كمپ ليبرتي داريم». آنها هر دو گفتهاند كه «اگر از اشرف به ليبرتي بروند، ما هر چه در توان داريم انجام خواهيم داد تا نقل مكان آنها تسريع شود». و وعدهها يكي پس از ديگري نقضميشود. غذرخواهي ميكنم اگر تكرار مكررات است. اما افرادي كه شايسته است از آنها عذرخواهي شود، ساكنان كمپ ليبرتي هستند. زيرا آنها به ما اعتماد كردند و ما به دولت خودمان اعتماد كرديم. بنابراين از نظر بسياري از ما اين يك موضوع شخصي است. دولت ممكن است نگران وجهه و وعده خود نباشد. اما ما نگران وجهه خودمان هستيم و اين گروه از زنان و مردان فوقالعاده به راه خود تعهد دارد...
سرهنگ وسلي مارتين از فرماندهان حفاظت اشرف:
زمانيكه در سال 2005 به عراق بازگشتم، پس از ارتكاب به تمام آن جنايات جنگي در زمانيكه در پنتاگون بودم، ديدم تمامي مناطق نفوذ (رژيم) ايران ديگر بهطور كامل تحت كنترل حكومت ايران درآمده بود. شاهد منطقه جديدي از درگيريها بودم. و آن استان ديالي و همچنين بغداد بود. سپس شاهد گسترش نفوذ رژيم ايران و تقويت بنيادگرايان شيعي از بغداد بهسمت شمال بودم. و اين دقيقاً محلي بود كه اشرف در آنجا واقع شده است. ما بهطور مداوم به دولت خود گوشزد كردهايم كه مالكي شخص خوبي نيست. او يك مدره نيست، او عروسك خيمهشب بازي رژيم ايران است. و ديديم چگونه هواپيماهاي (رژيم) ايران از بر فراز سر عراق گذشته تا از دولت اسد در سوريه حمايت كنند. ما ظلم و ستم را در عراق ديديم. ما نفوذ ادامهدار و فزاينده را ديديم. يكي از مزدورترين نفرات رژيم ايران، مشاور امنيت ملي موفقالربيعي بود.. ژنرال گاردنر به ما گفت، به ربيعي اعتماد نكنيد. او يك اوباش است... مالكي انتخابات سال 2010 را دزديد. علاوي در انتخابات شركت كرده بود و بيشترين كرسيها را بهدست آورده بود. طبق قانون اساسي، قرار بود علاوي دولت را تشكيل بدهد و آيتالله سيستاني به مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و مالكي گفت كه علاوي بايد اجازه داشته باشد دولت را تشكيل بدهد... اجازه بدهيد من يك دقيقه براي كمپ ليبرتي صحبت كنم. همانطور كه توسط سخنرانان قبلي اشاره شد، ما يك توافق بهعمل آورديم. يكي از چيزهايي كه در موافقتنامهها هست اين است كه وقتي شما آنها را در وسط مبارزه بهعمل ميآوريد، يعني سربازان آمريكايي موافقتي را انجام ميدهند، چه بهصورت نوشته يا شفاهي، مثل اين است كه آن توافق در بتون قفل شده باشد و از آن به بعد بخشي از شخصيت شماميشود. براي افسراني كه به مأموريت در اشرف منصوب شده بودند ديدن نقض اين توافقنامهها واقعاً تحريككننده است. به همين دليل است كه ميبينيد افرادي مثل ديويد فيليپس، خود من، تام كنتول، لئو مكگلاسكي و ديگران، مصرانه صدايشان را بلند ميكنند. و در ضمن، هيچيك از ما براي وقتي كه صرف ميكنيم، چيزهايي كه مينويسيم، سخنرانيهايي كه ميكنيم و ياهر چيزديگر حقالزحمهيي را نميپذيرد. دليلش اين است كه ما ميدانيم چه چيزي درست است. ما براي انسانيت مبارزه ميكنيم و ما براي قولي كه خودمان به مردم داديم مبارزه ميكنيم..».
تلويزيون التغيير 14مرداد93 ـ 5 اوت 2014