Iran-Spring
مقاومت ۰۳ اسفند ۱۴۰۴

سخنرانی خانم مریم رجوی به‌مناسبت روز جهانی زن

 سخنرانی خانم مریم رجوی به‌مناسبت روز جهانی زن

 

=1

رهبری زنان؛ ضرورت یک ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک

 دختران و خواهران عزیزم در سراسر ایران، قانون‌گذاران، دانشگاهیان، متفکران، شخصیت‌های محترم! به همه شما درود می‌فرستم. روز جهانی زن که امسال از قیام بزرگ و خونبار ایران گرما و نیرو گرفته، روز زنان و جوانان قیام‌آفرین ایران است. آن‌ها که زنجیرهای اختناق را گسستند و به بزرگ‌ترین دژ سرکوب و زن‌ستیزی در جهان امروز یورش بردند. در میان این‌همه خون که خیابان‌های ایران را سرخ‌فام کرده، زن ایرانی از یک‌سو داغدار است برای آن جان‌های پرپر شده و آن گل‌های سرخ، از سوی دیگر امید دارد زیرا می‌بیند که آن آرزوی دور، دیگر محال نیست و یک افق روشن در پیش روست. آری صبح نزدیک است. در این قیام بار دیگر زنان نشان دادند که نه قربانیان بی‌قدرت، بلکه نیروی تغییرند؛ از دختران شورشگری که مردم را برانگیختند، سازمان دادند، به یاری دستگیرشدگان و مجروحان شتافتند و از خود گذشتند مثل کیمیا و زهرا، سارا و ملیکا و آرزو و اکرم و ده‌ها زن قهرمان دیگر، تا مادران و خواهرانی که داغ‌ و اندوه بسیار در دل اندوختند، اما نیروی امید شدند. زنان و مردان و جوانانی که به‌قول مسعود رجوی «با بهای سنگین و خونین از ۷دی تا ۲۱دی در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشر در سراسر ایران درس‌های ماندگار و فراموشی‌ناپذیر برجای گذاشتند». پس برای آن زنان و جوانان گلوله‌باران‌ شده، آن هزاران جان شیفته، آن سرهای پرشور که متلاشی شد، آن قلب‌های پرامید که از هم شکافته شد، آن چشم‌های زیبا که نابینا شد و آن ده‌ها هزار رزمندة آزادی که در بند و اسارت‌اند، اما مقاومت می‌کنند، برمی‌خیزیم و یک دقیقه دست می‌زنیم. جایگزین دموکراتیک هماورد استبداد زن‌ستیز قیام بزرگ دی‌ این واقعیت را مهر کرد که ایران در آستانه یک دگرگونی بزرگ است. در زندگی مردم هر کشوری چنین لحظات سرنوشت‌سازی به ندرت پیش می‌آید. درست در همین شرایط است که امر خطیر جایگزینی اهمیت فوق‌العاده پیدا می‌کند. خوشبختانه رنج و پایداری زن ایرانی بی‌ثمر نمانده و در یک جایگزین مردمی یعنی شورای ملی مقاومت به‌بار نشسته است. ...... رهبری زنان شاخص قاطعی برای شناخت مدعیانی در صحنه سیاسی است که خود را جایگزین وانمود کرده‌اند. در حالی که نسخه‌یی از نظام مردسالار و ادامه آزادی‌کشی و استبداد هستند. حالا با این شاخص به یک جماعت نئوفاشیست مدعی سلطنت بنگرید که خود را مخالف رژیم حاکم جا زده اما در تفکر زن‌ستیز و سرکوبگر، همزاد همین رژیم ارتجاعی است بی‌آن که عمامه داشته باشد. فردا سالروز کودتای سوم اسفند است که در آن انگلیسی‌ها رضاخان قزاق را روی کار آوردند. رضاخان با تحمیل بی‌حجابی اجباری، حق زنان برای انتخاب آزادانه پوشش را انکار کرد و این سنت زن‌ستیز و استبدادی را بنیاد گذاشت. پسرش می‌گفت زنان شرور و دسیسه ‌کارند و یک الگوی کالایی از زن را حاکم کرد. اکنون بازمانده همان پدر و پسر یک جایگزین با همان ارزش‌ها و مناسبات عقب ‌مانده را در سر دارد. به طرح منتشر شده‌اش نگاه کنید. عجیب نیست که در ساختار حکومتی این پلاتفرم، زنان هیچ جایگاهی ندارند. بله، عجیب نیست؛ ‌ بلکه قانونمند است. فاشیسم چه از نوع دینی و چه از نوع سلطنتی‌ با زنان در ستیز است. در قانون اساسی آن رژیم، پادشاهی مختص مردان بود و فرزندان پسر آن‌ها. در قانون اساسی رژیم آخوندی نیز حذف زنان از اصول خدشه‌ناپذیر است. قاضی شدن زنان ممنوع است. رئیس جمهور شدن زنان ممنوع است. محرومیت‌ها و ممنوعیت‌ها برای زنان ایران که یک فهرست بی‌انتهاست، ذاتی استبداد و آزادی‌کشی است. در نقطة مقابل آزادی و دموکراسی با برابری و با مشارکت فعال زنان در رهبری تضمین می‌شود. در نتیجه جایگزین واقعی این رژیم ضدبشری و زن‌ستیز، آلترناتیوی است که دهه‌ها علیه دیکتاتوری‌های شاه و شیخ جنگیده و پیشتاز برابری و رهبری زنان در عمل است. تغییر دموکراتیک در ایران در گروی رهبری زنان است در پایان اجازه بدهید از بحث حاضر که پیوند میان یک جایگزین دموکراتیک با نقش زنان است بر چند نتیجه مهم تأکید کنم: ۱.جایگزین فاشیسم دینی، به‌واسطه مبارزه‌اش با شاه و شیخ؛ و پایبندی عملی به مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی اعتبار پیدا می‌کند. ۲. نیروی شایسته جایگزینی، نه تنها متکی به یک جنبش سازمان‌یافته است، بلکه در ساختار مبارزاتی‌اش، زنان نقش تعیین‌کننده دارند. ۳. برنامه‌ها و هدف‌های دموکراتیک برای آینده ایران، از برپایی یک جمهوری دموکراتیک تا آزادی‌های فردی و اجتماعی، حقوق برابر زنان، حقوق بشر ، جدایی دین و دولت و حقوق ملیت‌های ستمزده، یک کل به‌هم پیوسته است، و شرط عملی شدن آن‌ها نقش رهبری‌کننده زنان است. ۴.بدون رهبری زنان نه تغییر دموکراتیک در ایران امکان‌پذیر است، نه پس از سرنگونی رژیم انتقال آرام، منظم و دموکراتیک قدرت متصور است و نه از دموکراسی و عدالت و توسعه حقیقی اثری خواهد بود. اکنون در سراسر میهن، عزم جوشان برای آزادی شعله‌ور است دیدید که چهلم شهیدان موسم سوگ و ماتم نشد به جای آن خلقی سوگند خورد و عهد و پیمان بست برای ادامه راه شهیدان و برای از سرگیری قیام تا سرنگونی. پس برای برای پیروزی مردم ایران، برای حمایت از زندانیان قیام و زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان زیر اعدام ، زنان آگاه و آزاده در سراسر جهان را به یاری و حمایت از زنان ایران فرا می‌خوانم. در برابر اراده‌های استوار زنان و مردان ایران، بنیاد این حکومت ضدبشر و زن‌ستیز بی‌تردید فرو خواهد ریخت. بهار آزادی مردم ایران فراخواهد رسید.