رهبری آینده ایران و سوریه
. اما چرا اين يك اقدام هوشمندانه است زيرا اولين واكنش عملي عليه رژيم ايران كه الآن جنگ واقعي در سوريه را هدايت ميكند ميباشد، رژيمي كه با خون و ثروت مردم ايران اين جنگ را تامين ميكند، و ديگر دليلي براي اپوزيسيون سوريه وجود ندارد كه چيزي را در برخورد با رهبري ايران رعايت كند.مهندس مريم رجوي كسي است كه بيشترين آزار را به رژيم ايران ميرساند، و رژيم ايران نتوانسته او را از بين ببرد. وي توانش را از رهبري جنبش مجاهدين خلق ميگيرد، تشكيلاتي آهنين كه چپ و اسلام را سرجمع كرده است. و طي سه دهه هيچ رژيم عربي، به استثناي صدام حسين، جرأت نكرده از اين جنبش حمايت كند. در رابطه با ايران- كه مسئول بيشترين مشكلات منطقه ميباشد- چه چيزي باقي مانده كه بايد رعايت كرد و در نظر گرفت؟ و سوريه مشخصاً محل بزرگترين جنايات رژيم تهران است كه مسئول فاجعه صدها هزار كشته و مجروح در آنجاست، و اگر حمايت ايران نبود رژيم بشار اسد قطعاً خيلي زود سرنگون شده بود. حمايتي كه براي مردم ايران، ميليارها دلار و هزاران تن از فرزندانش هزينه برداشته و نيتجهآن هم يك شكست بزرگ براي اين مردم خواهد بود... الجربا براي مقاومت ايران چه كاري ميتواند انجام دهد؟ ... يكي از دستاندركاران گفت جدا از برجسته كردن جنبش مجاهدين خلق...اپوزيسيون سوريه ميتواند رابطهيي خاص با آنها ايجاد كند، مجاهدين خلق گروهي آموزش ديده هستند كه توانايي تهديد رژيم ايران را دارند... همكاري با آنها شايد تعادلقوا را تغيير ندهد اما علائم مهمي ميدهد، اولا: دولت تهران بايد بفهمد كه حمايت از اسد برايش قيمت سياسي دارد و ائتلاف با مجاهدين خلق جزو آن ميباشد. و علامت دوم: اينكه اپوزيسيون سوريه فرقهگرا نيست، و ويژگي بهرهبرداري از مذهب توسط حكومت ايران را درك ميكند، و زمانيكه الجربا دستش را در دست اپوزيسيون ايران ميگذارد ثابت ميكند كه او ضد مردم ايران و ضد شيعيان نيست، بلكه او مخالف دو رژيم شرور دمشق و تهران است. و سوم: اين واكنشي است به اقدام اطلاعات ايران در حمايت از اپوزيسيون ساختگي سوريه كه وابسته به رژيم است، به جاي اپوزيسيون حقيقي سوريه، كه با ائتلاف و ارتش آزاد نمايندگي ميشود. تمام رژيمهاي اين منطقه به درجاتي از اپوزيسيونهاي خود در عذاب هستند، اما ايران كه اپوزيسيونهاي كشورهاي منطقه را بهكار مي گيرد در واقع دولتي شيشهيي است و بيشترين تهديد را از درون خود دارد، در ايران نيروهاي زيادي با اين رژيم مخالف هستند و عليه آن فعاليت ميكنند، اگرچه تعداد بسيار كمي از آنها در رسانه ها ظاهرميشوند.اپوزيسيون اصلي،مجاهدين خلق،قديمي ترين و سازمان يافته ترين است. اعضاي اين جنبش در درون رژيم نفوذ دارند، و گنجينه عظيم انساني از ايرانيان مهاجر و پناهنده در غرب در اختيار دارند.اپوزيسيونهايي از اقليتهاي عرب و آذري و بلوچ نيز هستند و همينطور كردها در شمال غرب ايران كه قويتر هستند و فعاليتهاي نظامي بيشتري دارند.ملاقات الجربا با خانم رجوي ممكن است به قطع رابطه اعراب با اپوزيسيون ايران پايان دهد و در را براي بقيه مخالفان ايراني بهمنظور ايجاد ارتباط با آنها باز كند.».
روزنامه الشرق الاوسط 26 می 2014