نبرد مردم ایران با دیکتاتوری به «جنگِ جنگها» رسیده است؟
در چهار دهه گذشته نام خامنهای ولیفقیه ارتجاع با سرکوب، اعدام و سرکشی علیه مردم ایران گره خورده است. کارنامه حکومت ولایت فقیه مملو از جنایتهایی است که از دهه ۶۰ تا امروز ادامه یافته است؛ از اعدامها و قتلعام زندانیان سیاسی تا سرکوب قیامهای مردمی. در طول این سالها هزاران زندانی سیاسی، فعال مدنی و جوان معترض قربانی ماشین سرکوب حکومتی شدهاند. بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که حاکمیت ولایت فقیه در ایران برای حفظ قدرت خود از هیچ خشونتی علیه مردم دریغ نکرده است. در سالهای اخیر و بهویژه در جریان قیامهای مردمی، تصاویر تکاندهندهای از سرکوب معترضان و انتقال پیکر شهیدان در کیسههای سیاه منتشر شد؛ تصاویری که افکار عمومی را به شدت تکان داد و بار دیگر توجه جهان را به وضعیت حقوق بشر در ایران جلب کرد. در چنین شرایطی بسیاری از فعالان سیاسی و تاریخی معتقدند که مبارزه مردم ایران برای آزادی ریشهای بیش از یک قرن دارد. از جنبش مشروطه و مبارزات آزادیخواهان گرفته تا جنبشهای سیاسی قرن بیستم و مقاومت سازمانیافته در برابر دیکتاتوری مذهبی، همواره یک خواست مشترک در میان مردم ایران وجود داشته است: آزادی، حاکمیت مردم و پایان استبداد. امروز نیز بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد؛ مقطعی که در آن سرنوشت آینده کشور میتواند رقم بخورد. تقابل میان دیکتاتوری مذهبی و خواست آزادی مردم به مرحلهای رسیده که برخی آن را «جنگ جنگها» و «آزمایش آزمایشها» توصیف میکنند. در چنین شرایطی بحث درباره آینده سیاسی ایران، نقش مقاومت ایران، و چشمانداز یک جمهوری دموکراتیک بیش از هر زمان دیگری مطرح است. بسیاری معتقدند که پایان یک دوره طولانی از استبداد تنها زمانی ممکن خواهد شد که مردم ایران بتوانند حاکمیت خود را به دست بگیرند و مسیر آینده کشور را تعیین کنند. اگر شما هم درباره آینده ایران و پایان استبداد نظر یا تحلیلی دارید، دیدگاه خود را در بخش کامنتها بنویسی.
=1