معلم شجاع ما
در اين دو كنفرانس كه به مقابله با پديده بنيادگرايي مذهبي و نقش زنان در رويارويي با آن اختصاص يافته بود، هيأتهاي زنان كه از كشورهاي مختلف از 5 قاره جهان حضور يافته بودند را دنبال كردم، و در قياس با كنفرانسهاي قبلي كه قبلاً در بسياري از آنها شركت كرده بودم، از همه آنها عظيمتر بود و شايد حتي مقايسه آن بهلحاظ سازماندهي و ميزان حضور و ديناميزم با كنفرانسهاي قبلي ظلم باشد. وقتي غروب 28فوريه گذشته از الجزاير به پاريس رسيدم، هيأتهايي را ديدم كه براي اولين بار از كشورهاي مختلف آمده بودند، و اين توجه مرا جلب كرد ضمن اينكه اكثر آنان زنان شجاع و جسوري بودند مانند هيأت مصر و پاكستان و هند و مراكش علاوه بر هيأت ايسلند و آفريقاي جنوبي. خانم مريم رجوي كه جهان او را بهعنوان برجستهترين زن سياستمداري كه اپوزيسيون ايران را هدايت ميكند شناخته است، در خلال اين دو روز كنفرانس، جهان او را راهبر و معلم و مربي زنان جهان و بهخصوص زنان عرب و مسلمان يافت، و او ما هيأتهاي زنان را به شدت مجذوب خود كرد وقتي كه دو سخنراني قوي خود را ايراد نمود كه طبق معمول موفق شد چندين پيام گويا و رساي داراي مفهوم عميق را برساند،اما من بيشتر از فصاحت و بلاغت كلمات و جملات بيان شده او كه اصلاح طلبي و اعتدال مورد ادعاي رئيس جمهور ايران روحاني را فاش و تكذيب و برملا مي كرد و آن را به موضوع بنيادگرايي اسلامي ربط مي داد متأثر و شگفت زده شدم آنجا كه در سخنراني خود در كنفرانس عظيم اول مارس گفت بنيادگرايي اسلامي از يك سو از زن ستيزي ديناميزم ميگيرد و از سوي ديگر به طور دائم از آن ستم و تبعيض مي تراود، به نحوي كه اگر زن ستيزي از سياستهاي اين رژيم كنار گذاشته شود، نظام ولايت فقيه فرو ميريزد.به همين دليل نه آخوند خاتمي و نه آخوند روحاني كه به نمايش اصلاحطلبي و اعتدال رو آوردند، هيچ كدام به كاهش ستم و سركوب عليه زنان ايران نزديك نميشوند.زيرا چنين كاري آغاز پايان رژيم است و الحق كه خانم رجوي با اين كلام فصيح و قوي خود به نقطه مركزي حقيقت زد،بهطوريكه هيأتهاي زنان با كف زدن شديد به اين قسمت واكنش نشان دادند و زنان ايراني حاضر در كنفرانس شروع به دادن شعارهاي حماسي كردند.خانم رجوي ابداً عادت ندارد بي پايه و هدف سخني بگويد و دائماً دلايل و علل مطالبش را مطرح ميكند،و وقتي كه اصلاح طلبي روحاني را مورد انتقاد قرار داد و او را متهم كرد كه جرأت ندارد ظلم و سركوب عليه زنان ايران را كاهش دهد،دلايل اين اتهام را شرح داد و گفت همان لوايحي را كه احمدينژاد براي تشديد نابرابري عليه زنان به مجلس آخوندها داده بود، حالا روحاني آن را به عنوان قانون واجب الاجرا ابلاغ ميكند.قانون مجاز بودن ازدواج مردان با دختر خواندههايشان، سهميهبندي و جداسازي جنسيتي در دانشگاهها و ممنوع كردن دختران از تحصيل در دهها رشته دانشگاهي از اين شمار است به تجربه زندگي من اصلاحات و اعتدالي كه بر ظلم به زنان و اجحاف حقوق آنها بنا شده باشد،را مطلقاً نميتوان اصلاحات به شمار آورد بلكه كاملاً عكس آن است،و روحاني كه شب و روز اشتباهات اقتصادي احمدي نژاد را به رخ مي كشد،اما در عين حال خط او در ظلم و ستم به زنان ايران را ادامه ميدهد،و ميزان و معياري كه ميتواند دوران روحاني را از دوران احمدي نژاد جدا كند موضوع برخورد با موضوع حقوق زنان است،و اين دو دوره به لحاظ شيوه و خط مشي برخورد با پرونده زن كاملاً يكسان است،بنابراين كاملاً طبيعي است كه دوران روحاني را امتداد طبيعي دورانهاي قبلي و بلكه از نظر حقوق بشر و حقوق زنان و پرونده هاي ديگر طي ده سال گذشته بدتر دانست. هر بار به عنوان ميهمان مقاومت ايران به پاريس ميروم،از خانم رجوي بيشتر ياد مي گيرم،آن زن جسور و شجاع كه دائماً تأكيد ميكند محتوا و جوهر انساني غني و عظيم است و انسان قادر است با كمك و الهام گرفتن از اين جوهر،همواره آموزشها و درسهاي بيشتر فرا بگيرد،و او ايمان دارد كه نيروهاي نهفته در انسان عظيم است به عظمت خود وجود انساني و انسان بايد همواره درون خود را در جستجوي ياقوتها و مرواريدها و جواهر پرداخت انساني كاوش كند.».
سايت السوسنه- 12 مارس 2014