Iran-Spring
مقاومت ۲۱ اسفند ۱۳۹۲

قتل‌عامي در عراق كه بايد تهران را خشنود كرده باشد

قتل‌عامي در عراق كه بايد تهران را خشنود كرده باشد

تصاويري كه توسط افرادي كه در اين حمله زنده ماندند گرفته شده، نشان مي‌دهد كه قربانيان از ناحيه سر يا گردن يا هر دو، مورد اصابت گلوله قرارگرفتند. برخي از آنها قبل از اعدام، دستشان توسط مهاجمين از پشت بسته شده بود. هفت نفر ديگر از ساكنان اشرف شامل يك مرد و شش زن توسط نيروي مهاجم به گروگان گرفته شدند و از آنموقع تاكنون هيچ چيزي از آنها شنيده نشده است. دولت عراق توضيحات ضد و نقيضي در مورد اين قتل‌عام ارائه داده است. حقي الشريفي يكي از سرپرستان عراقي اين كمپ در آن زمان به خبرگزاري فرانسه گفت "حتي يك سرباز عراقي وارد كمپ اشرف نشده است،". مقامات ديگر عراقي به خبرگزاري رويتر گفتند، نيروهاي امنيتي عراقي به ساكنان مجاهد خلق شليك كردند ولي اين كار را بعد از اين‌كه ساكنان به يكي از دربهاي ورودي حمله كردند انجام دادند. در حالي‌كه مقامات ديگر عراقي انفجار تصادفي بشكه‌هاي نفت را مقصر حادثه دانستند. دفتر مالكي در روز قتل‌عام بيانيه‌يي منتشر و خواستار اخراج اعضاي مجاهدين خلق "كه به‌طور غيرقانوني در خاك عراق هستند "گرديد و همزمان بر "تعهد عراق بر سلامتي افرادي كه در خاك عراق هستند "تأكيد كرد. تا امروز هيچ تحقيق رسمي توسط مقامات عراقي، دولت ايالات متحده آمريكا يا سازمان ملل [در رابطه با قتل‌عام كمپ اشرف] انجام نشده است.تحت كنوانسيون چهارم ژنو و قوانين بين‌المللي ناظر بر حقوق پناهجويان، آنها مشتركاً مسئول امنيت و سلامتي اعضاي مجاهدين خلق مستقر در عراق هستند.
دولت اوباما از موضع بغداد در مورد قتل‌عام كمپ اشرف حمايت كرده است. يك مقام وزارت‌خارجه آمريكا ماه گذشته در ايميلي به من گفت "ما هيچ اطلاعات معتبري كه نشان‌دهنده شركت دولت عراق در هرگونه فعاليتي در رابطه با حمله به كمپ اشرف باشد را در اختيار نداريم".. شواهد نشان مي‌دهند كه حداقل، دولت مالكي در رابطه با كشتار ناموجه [بدون تحريك] شهروندان غيرنظامي در كمپ اشرف مطلع بوده است. از سوي ديگر، رها كردن قربانيان اشرف توسط امريكا، روزنه تضمينهاي امنيتي ايالات متحده به كساني كه خطرات جاني همكاري با واشنگتن را سبك سنگين مي‌كنند، تيره مي‌سازد.
داستان ام ئي كي، به همان اندازه بي‌رحمانه و پيچيده است كه تصور يك ايران مدرن و امروزي، پيچيده و دشوار است. اين سازمان در سال 1965 در مخالفت با رژيم شاه تشكيل شد. بنيانگذاران ام ئي كي به اين نتيجه رسيدند كه پايبندي به اسلام شيعي به‌عنوان يك اعتقاد انقلابي، توده‌هاي مردم را به سمت يك جامعه مبتني بر عدالت سوق خواهد داد. نيروهاي چند‌مليتي در عراق، در نامه اي بتاريخ ژوئيه 2004، ساكنان اشرف را به‌خاطر "رد كردن خشونت و تروريسم" مورد ستايش قرار دادند، و استاتوي افراد حفاظت‌شده آنها را تحت كنوانسيون چهارم ژنو تأييد كردند. به ساكنان كارتهاي "افراد حفاظت‌شده" داده شد كه داراي علامت پليس نظامي آمريكا [دژباني - م] بود، و تحت فرماندهي سرهنگ دوم توماس كنتول نيروهاي آمريكايي از محيط بيروني اشرف حفاظت به‌عمل آورده و اجازه دادند كه 3400 ساكن اشرف، كمپ را به‌طور مستقل اداره كنند. هم سرهنگ مارتين و هم سرهنگ كنتول، در طول دوره نظارت خود بر اشرف، روابط شخصي (عاطفي) با اعضاي مجاهدين برقرار كردند. سرهنگ مارتين در زمان خروج از عراق در اواخر 2006 به ساكنان گفت: "ما هرگز شما را رها نخواهيم كرد". سرهنگ كنتول بياد مي‌آورد كه زماني كه اشرف را در سال 2003 ترك كرد، حسين مدني، يكي از اعضاي مجاهدين به وي گفت كه ساكنان اشرف "هيچ صدايي در جهان ندارند، " و از اين آمريكايي خواست تا "صداي آنها باشد". حسين مدني يكي از 52نفري بود كه در حمله اول سپتامبر 2013 به قتل رسيد. در سال 2009، آمريكا اختيارات را به دولت عراق سپرد. اين كار به‌رغم بيانيه‌هاي مكرر مقامات عراقي در طي ساليان، كه استاتوي ساكنان به‌عنوان افراد حفاظت‌شده را زير سؤال مي‌بردند و آنها را تهديد به اخراج مي‌كردند صورت گرفت. سازمان ملل در سال 2011 اعلام كرد كه ساكنان پناهجوياني هستند كه داراي حق "حفاظت از امنيت پايه اي خود" مي‌باشند. سال بعد از آن، وزارت‌خارجه آمريكا مجاهدين را از ليست گروههاي تروريستي خود خارج كرد (اين گروه در سال 1997 وارد اين ليست شده بود). سپس در صبح روز اول سپتامبر 2013، گروهي متشكل از 120 مرد يونيفرم پوش تا دندان مسلح وارد كمپ شدند، و به‌مدت دو ساعت به تعقيب و شكار ساكنان پرداختند. اين تصور كه مهاجمان متعلق به نيروهاي امنيتي عراق نبوده و يا همدست آنان نبودند نامعقول است. براي شروع، بايد گفت كه اين كمپ 14 مايل مربعي، خود توسط تأسيسات ارتش و پليس عراق محاصره شده است. سرهنگ كنتول مي‌گويد: "مقر فرماندهي ارتش عراق اكنون همان جايي است كه مقر فرماندهي من بود. من از مقر خود مي‌توانستم كل كمپ را زير نظر داشته باشم". اين‌كه اين تعداد افراد مهاجم بتوانند وارد اشرف شده، سلاحهاي خود را شليك كنند و مواد منفجره را بدون اين‌كه نيروهاي عراقي متوجه شوند منفجر كنند، ساده‌لوحي محض است. شيوه‌هاي به‌كار گرفته شده توسط مهاجمان، چنان‌كه توسط بازماندگان حمله گزارش شده است و روي تصاوير ويدئويي نيز ضبط شده، بيانگر دست داشتن دولت عراق است. سرهنگ مارتين ماه گذشته در برابر زير كميته پارلمان كانادا شهادت داد كه: "نيروهاي مهاجم، يا مربيان آنها، توسط كارشناسان تيمهاي واكنش ويژه آمريكايي آموزش داده شده بودند... آنها حركات ما را بيش از حد خوب تقليد مي‌كردند كه بتوان گفت كس ديگري آنها را آموزش داده است". در نهايت هم پاسخ دولت مالكي به اين حملات در دست است. سرهنگ مارتين مي‌گويد: "هرگز هيچ تحقيقات واقعي و حرفه‌اي و اقدامات جرم شناسي صورت نگرفت". چيزي كه از اين هم عجيب تر است، اين است كه بغداد در ابتدا نسبت به هفت ساكن اشرف كه به گروگان گرفته شدند ابراز بي‌اطلاعي كرد. ولي 12روز بعد از حمله، سخنگوي وزارت حقوق‌بشر عراق در راديو "عراق آزاد" كه توسط آمريكا بنيان گذاشته شد، تأييد كرد كه هفت گروگان در بازداشت نيروهاي امنيتي عراق هستند. سرهنگ مارتين گفت: "ما اين افراد را ديگر نخواهيم ديد". تاريخچه و ايدئولوژي مجاهدين خلق ايران نگران‌كننده است. ولي اين امر، شكست آمريكا در حفاظت از افراد آسيب‌پذير را كه واشنگتن وادار به خلع‌سلاح در ازاي تضمينهاي مشخص امنيتي كرد، مشروع نمي‌كند. در عين حال بدرفتاري بغداد نسبت به مجاهدين خلق، نتيجه بلافصل فاصله گرفتن عراق از واشنگتن و نزديك شدنش به ايران است».

به اشتراک بگذارید: