Iran-Spring
جهان ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

مخالفان جنگ ناپدید شده اند.

مخالفان جنگ ناپدید شده اند.

 لوموند – ۳ ژوئن ۲۰۲۶
تنها در مسکو:  مقاومت روسیه چگونه میکوشد زیر سایه پوتین زنده بماند
در برابر قدرتی سرکوبگر
از زمان تهاجم به اوکراین، «نامرئیها» ــ روزنامه نگاران گمنام، وکلا و فعالان مدنی ــ اطلاعات مربوط به سرنوشت هزاران زندانی سیاسی را که به دلیل مخالفت با کرملین به احکام سنگین محکوم شدهاند، گردآوری میکنند.
چهار سال پس از آغاز تهاجم گسترده به اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ به دستور کرملین، هزاران نفری که آن شب در میدان پوشکین مسکو و در ۵۳ شهر دیگر روسیه تجمع کرده بودند، اکنون تنها به خاطرهای دور تبدیل شدهاند.
روبانهای سبز، نماد مخالفت با جنگ، دیگر بر نیمکتها و تیرهای چراغ برق دیده نمیشوند.
گرافیتی ها پاک شدهاند.
زنان دیگر ناخنهای خود را به رنگهای زرد و آبی اوکراین رنگ نمیکنند.
اعتراضهای انفرادی ــ از آنجا که هیچ تجمعی مجاز نیست و بهطور رسمی هنوز هم به بهانه کووید ممنوع اعلام میشود ــ دیگر حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد.
اصلاً چه فایدهای دارد که کسی برای در دست گرفتن یک پلاکارد اعتراضی به تنهایی، خطر سالها زندان را به جان بخرد؟
با این حال، ماشین قضایی روسیه همچنان به نابود کردن زندگی انسانها ادامه میدهد.
در ۱۲ فوریه، ماکسیم کروگلوف ۳۹ ساله که شش ماه در بازداشت موقت به سر میبرد، با دستبند در برابر دادگاه منطقه زاموسکوورتچیه در مسکو حاضر شد.  او معاون حزب دموکرات «یابلوکو» است؛ یکی از قدیمیترین احزاب سیاسی روسیه که درسال ۱۹۹۳ و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تأسیس شد. کروگلوف که استاد علوم سیاسی تطبیقی در دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه است، متهم شده که: آگاهانه اطلاعات نادرست درباره ارتش منتشر کرده و انگیزه آن نفرت یا دشمنی سیاسی، ایدئولوژیک، نژادی، ملی یا مذهبی بوده است.»
این اتهام بر اساس ماده ۲۰۷٫۳ قانون کیفری روسیه مطرح شده؛ مادهای که تنها یک هفته پس از ورود تانکهای روسی به اوکراین در زمستان ۲۰۲۲ تصویب شد.
اقدامی که به او نسبت داده میشود به همان سال بازمیگردد؛ زمانی که او در کانال تلگرامی خود این پیام را منتشر کرد:
«یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد. ارتش روسیه در شهر بوچا حضور داشت. سپس ارتش روسیه بوچا را ترک کرد. اما چیزی که در بوچا باقی ماند، مرگ بود؛ نه صلح، نه نظم، نه نازیزدایی، بلکه مرگ و ویرانی. ما به یک تحقیق بین المللی درباره جنایات جنگی نیاز داریم.»
با این حال، او تنها سه سال بعد، در اول اکتبر ۲۰۲۵، بازداشت شد و بلافاصله به زندان موقت منتقل گردید.
دستگاه قضایی روسیه که تحت فرمان ولادیمیر پوتین عمل میکند، میتواند صبر کند؛ اما چیزی را فراموش نمیکند.
بازداشت موقت ماکسیم کروگلوف بار دیگر تا نوامبر ۲۰۲۶، یعنی شش ماه دیگر، تمدید شده است.
قاضی دلیل این تصمیم را «پیچیدگی ویژه پرونده» اعلام کرده است.
او همچنان با مجازات حداکثر ده سال زندان روبه روست.  پیش از او نیز افراد بسیاری فقط به دلیل ابراز خشم، بیان دیدگاهی صلحطلبانه یا حتی طرح یک تردید، محکوم شدهاند.
حتی استفاده از واژه «جنگ» ممنوع بود و باید به جای آن عبارت «عملیات نظامی ویژه» به کار میرفت.
هزاران نفر به خاطر یک پیام، یک نقاشی یا یک کمک مالی محکوم شدند. یا حتی به خاطر قرار دادن تکه های کاغذ ضدجنگ به جای برچسب قیمت کالاها در یک سوپرمارکت در سنپترزبورگ.
برای چنین اقدامی، الکساندرا اسکوچیلنکو، هنرمند و موسیقیدان ۳۳ ساله، در نوامبر ۲۰۲۳ به هفت سال زندان محکوم شد.
او سرانجام یک سال بعد در چارچوب تبادل زندانیان میان روسیه و غرب آزاد شد و اکنون در تبعید زندگی میکند.
چه تفاوتی میان برچسبهای قیمت روسی و کارتپستالهای آلمانی خانواده هامپل وجود دارد؟
در طول چهار سال گذشته، سازمان «مموریال» که در دسامبر ۲۰۲۱ در روسیه منحل شد، موفق شده است ۱۴۰۰ زندانی سیاسی را شناسایی کند.
بر اساس آمار کنونی سازمان دیگر یعنی «اوویدی-اینفو»، شمار زندانیان سیاسی به ۲۱۷۶ نفر رسیده است.
این سازمان که در زمینه رصد سرکوب سیاسی فعالیت میکند نیز اکنون در تبعید به سر میبرد.
اما شمار زیادی از زندانیان در این آمارها ثبت نشدهاند.
دانییل بیلینسون، از بنیانگذاران اوویدی-اینفو که چهار سال است در فرانسه زندگی میکند، میگوید:
«موارد بسیار بیشتری از آنچه میدانیم وجود دارد.»
او ادامه میدهد:فهرست افراد ثبتشده به عنوان "تروریست" و "افراطی" اکنون ۲۰ هزار نام را در بر میگیرد و همچنان در حال افزایش است.»سرگئی اسمیرنوف، سردبیر رسانه «مدیازونا» که از ویلنیوس با او تماس گرفته شده، نیز تأیید میکند:
«بهراحتی میتوان تعداد زندانیان سیاسی را دو برابر کرد.»
او میافزاید:صدها پرونده وجود دارد که ما اساساً از آنها اطلاع نداریم. فقط در همین لحظه، بیش از ۲۰۰ پرونده کیفری به اتهام افراطگرایی به خاطر کمکهای مالی ساده به بنیاد مبارزه با فساد گشوده شده است.»
این بنیاد را الکسی ناوالنی در سال ۲۰۱۱ تأسیس کرده بود.
در مارس ۲۰۲۲، ولادیمیر پوتین در گفتوگو با شبکه روسیا ۲۴ اعلام کرده بود که روسیه به یک «پاکسازی طبیعی و ضروری جامعه» نیاز دارد.
سرکوب بیامان در روسیه تنها مخالفان سیاسی یا ضدجنگها را هدف قرار نمیدهد؛ بلکه وکلا، روزنامهنگاران، افراد الجیبیتیپلاس، فمینیستها، فعالان محیط زیست، شاعران، متهمان به کفرگویی، انجمنهای مدافع حقوق بشر و هر کسی را که جرأت کند نظری متفاوت از خط رسمی تبلیغات دولتی بیان کند نیز در بر میگیرد. این سرکوب صدها هزار نفر را وادار به ترک کشور کرده است. از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۷۰ رسانه روسی نیز راه تبعید را در پیش گرفتهاند؛ امری که بزرگترین جامعه روزنامهنگاران تبعیدی جهان را شکل داده است.
تحریریه رسانه «مدیازونا» که میان چندین کشور پراکنده شده و همانند بسیاری از رسانه های دیگر با برچسب «عامل خارجی» شناخته میشود، همچنان با کمک خبرنگاران محلی ناشناس به کار خود ادامه میدهد.
سرگئی اسمیرنوف میگوید:آنها تقریباً هر روز در دادگاه ها حاضر میشوند تا جلسات رسیدگی را پوشش دهند، چون تعداد پرونده ها بسیار زیاد است، اما نامشان زیر مقالهها نمیآید. حتی مینویسیم "مطلع شدیم که..." تا مشخص نشود خودشان در محل حضور داشتهاند. اما صادقانه بگویم، ما نمیتوانیم از آنها محافظت کنیم و خودشان هم این را میدانند.»
در کشوری که پیشتر نیز دوران سرکوب شوروی را تجربه کرده است، هزاران دوربین نظارتی و سامانه های تشخیص چهره که حتی در متروی مسکو نصب شدهاند، وضعیت مخالفان جدید را دشوارتر کردهاند.
با وجود خطرات، این روزنامه نگاران که در کشور خود به افرادی مخفی و زیرزمینی تبدیل شدهاند، همچنان به کار اطلاعرسانی ادامه میدهند.
بدون آنها، سرنوشت زندانیان، احکام محکومیت، شکنجهها، بستریهای اجباری در بیمارستانهای روانی، ناپدیدشدنها و خودکشیهای زندانها در سکوت باقی میماند.
بدون آنها، سرنوشت سوریان خوروخوردین ۲۴ ساله، دانشجوی مؤسسه مهندسی فیزیک مسکو که به اتهام خرابکاری و خیانت بزرگ به نوزده سال زندان محکوم شده است، در بایگانی دادگاهها دفن میشد.
برای گمراه کردن نهادهای امنیتی، وبسایتهای واسطه ای با نامهای ساختگی ایجاد شده اند که اطلاعات جمعآوریشده توسط این «نامرئیها» در آنها منتشر میشود.
یکی از این افراد که از طریق یک شبکه اجتماعی با او تماس گرفته شده است، همراه با یک شکلک خندان میگوید:بعد رسانههای مستقر در خارج کشور این مطالب را بازنشر میکنند. این شیوه ما برای مقاومت است.»
اما انجام این مأموریت هر روز دشوارتر میشود؛ زیرا اینترنت به تدریج محدودتر شده و دسترسی به برنامه هایی مانند تلگرام و واتساپ مسدود شده است تا کاربران به استفاده از برنامه روسی «مکس» که امنیت کافی ندارد، سوق داده شوند.
ویپیان ها نیز اکنون در تیررس مقامات قرار گرفتهاند.
در واکنش به این وضعیت، گروهی از دانشآموزان و دانشجویان با نام «قوی سرخ» در ۲۹ مارس فراخوان تجمع اعتراضی دادند؛ تاریخی نمادین که به ماده ۲۹ قانون اساسی روسیه اشاره دارد؛ مادهای که آزادی بیان را تضمین و سانسور را ممنوع میکند.
اما این اقدام برای آنان گران تمام شد. ۲۵ نفر از آنها بازداشت شدند و دو نفر ناچار به فرار از کشور شدند؛ اقدامی که این تلاش تازه برای اعتراض را در نطفه خفه کرد. گاهی نیز ممکن است کسی ناپدید شود، بیآنکه کسی متوجه شود.
در ۲۴ فوریه ۲۰۲۵، درست سه سال پس از آغاز تهاجم گسترده به اوکراین، الکساندر اوکونف ۳۷ ساله در برابر یادمان کشته شدگان جنگ در کالینینگراد خود را به آتش کشید.
روی برف کنار او با اسپری نوشته شده بود: نه به جنگ»
اقدامی افراطی از سوی مردی تنها.
انکار نهایی این ادعای وجود اجماع عمومی پیرامون جنگ.
این حادثه تنها در ۶ مارس توسط وبسایت تحقیقی «وژنیه ایستوریا» فاش شد؛ رسانهای که با اتکا به اطلاعاتی از لیتوانی موفق به تحقیق درباره آن شده بود.
سازمانهای امنیتی روسیه این ماجرا را با دقت پنهان کرده بودند و تصاویر پنج دوربین نصب شده در اطراف یادمان را فوراً جمع آوری و حذف کرده بودند؛ احتمالاً از ترس بار نمادین این اقدام.
در ژانویه ۱۹۶۹، خودسوزی یان پالاخ، دانشجوی دانشگاه چارلز پراگ، دهها هزار نفر را به خیابانها کشاند و بعدها به یکی از نمادهای مقاومت علیه اشغال شوروی در چکسلواکی تبدیل شد.
سرگئی پارخومنکو میگوید:هر چیزی که به سازماندهی یا فعالیت گروهی مربوط باشد، در داخل کشور غیرممکن شده است؛ فقط افراد باقی ماندهاند. واژه "تنها" کلیدواژه مقاومت در روسیه است.»
این روزنامه نگار سرشناس که از سال ۲۰۲۱ کشور را ترک کرده، بنیانگذار چندین ابتکار مدنی است؛ از جمله «ردکولگیا» که همچنان آن را برای حمایت از روزنامه نگاری آزاد در روسیه اداره میکند و همچنین پروژه «آخرین نشانی شناخته شده» که برای گرامیداشت قربانیان سرکوب سیاسی در اتحاد شوروی و روسیه ایجاد شد و نام قربانیان را روی پلاکهایی بر دیوارهای مسکو و دیگر شهرها نصب میکرد.
این پروژه که در سال ۲۰۱۵ آغاز شد، خیلی زود با شکست روبهرو شد.
پلاکها را کندند.
با این حال، برخلاف فضای ایدئولوژیک حاکم که از سوی کرملین تحمیل میشود و استالین و چهرههای دوران «ترور بزرگ» بلشویکی مانند فلیکس ژرژینسکی، بنیانگذار پلیس مخفی چکا، را بازسازی و تجلیل میکند، برخی از «نامرئیها» هنوز شبها تکههای مقوا حاوی نام و تاریخ قربانیان را بر دیوارها میچسبانند.
این پلاکهای موقت که جایگزین نمونه های فلزی شدهاند نیز بهطور منظم کنده میشوند.
اما باز هم سایه هایی در تاریکی بازمیگردند و پلاکهای تازهای نصب میکنند.
ولادیمیر پوتین که ۲۶ سال است بر رأس فدراسیون روسیه قرار دارد، همواره قدرت خود را بر پایه خشونت و اجبار بنا کرده است.کافی است جنگهای چچن در سال ۱۹۹۹، گرجستان در ۲۰۰۸ و اوکراین در ۲۰۱۴ را به یاد آوریم.
یا ترور آنا پولیتکوفسکایا در روز تولد پوتین در سال ۲۰۰۶ و همچنین قتل پنج روزنامهنگار دیگر از رسانه «نوایا گازتا».
یا دهها جوانی که پس از اعتراضات گسترده میدان بولوتنایا علیه انتخاب مجدد او در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ روانه زندان شدند.یا ترور بوریس نمتسوف، مخالف سرشناس حکومت، در نزدیکی کرملین در سال ۲۰۱۵.یا تلاش برای مسموم کردن الکسی ناوالنی در سال ۲۰۲۰ و سپس دومین مسمومیت او در سال ۲۰۲۴ که این بار مرگبار بود؛ زمانی که این مخالف ۴۷ ساله در حال گذراندن حکم نوزده سال زندان به اتهام افراط گرایی در یک مستعمره کیفری بود.
این سرکوب دیگر گزینشی نیست؛ امروز به پدیدهای گسترده و فراگیر تبدیل شده است. اردوگاههای کار اجباری که پس از اعزام مجرمان عادی به جبهه جنگ اوکراین خالی شده بودند، اکنون با زندانیان سیاسی پر میشوند؛ زندانیانی که هر روز بر تعدادشان افزوده میشود.
در ماه آوریل، برای نخستین بار، اداره امور قضایی دیوان عالی روسیه هیچ آمار رسمی منتشر نکرد و به گفته دانییل بیلینسون:حتی آمار سالهای گذشته نیز حذف شده است.» هرچه بیشتر، دادگاهها پشت درهای بسته برگزار میشوند.
با گذشت زمان، شکلهای اعتراض نیز متنوع تر شدهاند؛ از چسباندن برچسبهای اعتراضی گرفته تا خرابکاری در خطوط راهآهن، آتش زدن مراکز جذب نیروهای نظامی و تخریب تأسیسات برق راهآهن.
در مقابل، محکومیتها به اتهام تروریسم یا خیانت بزرگ نیز به وفور صادر شدهاند.
از سال ۲۰۲۲ تاکنون، دستکم ۶۳ قانون و اصلاحیه در قوانین کیفری و اداری روسیه تصویب شده تا مخالفان خاموش و هرگونه مقاومت نابود شود.
طبق پژوهش سازمان «اوویدی-اینفو»، بیش از ۹۰ درصد این قوانین به روابط خارجی، آزادی بیان، افراطگرایی و خیانت بزرگ مربوط میشوند.  هیچ چیز به شانس واگذار نشده است.
سال ۲۰۲۲: تا پانزده سال زندان برای «بیاعتبار کردن ارتش» یا انتشار «اطلاعات نادرست» درباره نیروهای مسلح.
سال ۲۰۲۴: مصادره اموال افرادی که بر اساس قوانین سانسور پیشین محکوم شدهاند.
در همان سال، ممنوعیت «تبلیغ» الجیبیتیپلاس به «تشویق به نداشتن فرزند» نیز گسترش یافت تا به گفته مقامات «ارزشهای سنتی معنوی و اخلاقی» حفظ شود.
سال ۲۰۲۵: سن مسئولیت کیفری در پروندههای «تروریسم» یا «افراط گرایی» از ۱۶ سال به ۱۴ سال کاهش یافت؛ تصمیمی با پیامدهای فاجعهبار.
نوجوانانی که متهم شدهاند از طریق اینترنت به «سفارشهای اوکراینی» پاسخ دادهاند، به پانزده یا هفده سال زندان با رژیم سخت محکوم میشوند؛ تنها به خاطر پرتاب یک کوکتل مولوتوف یا آتش زدن یک ترانسفورماتور برق راه آهن.
دانییل بیلینسون میگوید: اغلب خود سازمان امنیت فدرال روسیه پروندهها را از ابتدا میسازد، چون درگیر کردن افراد کمسنوسال بسیار آسان است.»
دیمیتری زاخواتوف نیز میافزاید:سازمان امنیت فدرال ناظر مطلقی است که بر همه چیز، حتی دادگاهها، حکومت میکند.»
این وکیل که اکنون در ویلنیوس زندگی میکند، پیشتر از اعضای گروه «پوسی رایوت» دفاع کرده بود.
او در دسامبر ۲۰۲۲، سه ماه پس از فرار مارینا اووسیانیکووا، روسیه را ترک کرد.
اووسیانیکووا همان روزنامهنگاری بود که در جریان پخش زنده اخبار شبکه اول روسیه، پشت سر مجری با پلاکارد «نه به جنگ» ظاهر شد و سپس در مرکز مسکو با تابلویی ایستاد که روی آن نوشته شده بود:پوتین یک قاتل است و سربازانش فاشیست هستند.»  او گریخت.  وکیلش نیز سرانجام گریخت.
از آوریل ۲۰۲۵، علیه زاخواتوف نیز به اتهام «تأمین مالی تروریسم» و «تبلیغ تروریسم» پرونده تشکیل شده است.
زاخواتوف دیگر وکالت نمیکند.
او به همراه ماریا سولنووا، نماینده پیشین شورای شهر مسکو که خود نیز غیاباً با همان اتهامات محکوم شده است، بنیاد «اکشِنلایف» را تأسیس کرده؛ بنیادی که برای نیروهای اوکراینی غذا، پهپاد، خودرو و تجهیزات جمع آوری میکند.
ماریا سولنووا میگوید:من به حفظ سلامت کسانی کمک کردهام که از کشور خود، کشوری که مورد حمله قرار گرفته، دفاع میکنند. تنها تروریست این داستان روسیه است.»برای او نیز حکم بازداشت صادر شده است.
زاخواتوف میگوید: «فاشیسم یک خط مستقیم نیست که نباید از آن عبور کرد؛ برعکس، ایجاد چارچوبی مبهم است تا کسی که هرگز حتی اسلحهای ندیده نیز بتواند به تروریسم متهم شود.»
بهتدریج، سازماندهی مقاومت به خارج از مرزهای روسیه منتقل شده است.
سازمان «پروی اودل» (اداره اول) که توسط وکیل حقوق بشر ایوان پاولوف تأسیس شده، علیه پرونده های خیانت و جاسوسی مبارزه میکند.
پاولوف حتی پیش از آغاز جنگ به تبعید رفته بود.
او در دسامبر ۲۰۲۱ در تلگرام نوشت:اداره اولِ بخش تحقیقات سازمان امنیت فدرال پروندههای خیانت و جاسوسی را بررسی میکند. اداره اول دادگاهها بر روند قضایی این پروندهها نظارت دارد. اداره اول نهادهای دولتی مسئول طبقهبندی اسناد و حفاظت از اسرار دولتی است. اما اداره اول ما برای این مبارزه خواهد کرد که حقوق شما پایمال نشود.»
از آن زمان، این سازمان فرمان محرمانهای را نیز افشا کرده است که ولادیمیر پوتین در ۸ مارس ۲۰۲۲ امضا کرده بود.
بر اساس این فرمان، نیروهای امنیتی مجاز بودند افرادی را که با «عملیات نظامی ویژه» مخالفت میکنند بدون محاکمه در بازداشت موقت نگه دارند.
این اقدام در مناطق اشغالی اوکراین بهطور گسترده اجرا شد و شهروندان روس نیز قربانی آن شدند.
پیگیری سرنوشت این «ناپدیدشدگان»، همانند پیگیری وضعیت بازداشتشدگان و متهمان، عمدتاً بر عهده داوطلبان، وکلا، فعالان و مدافعان حقوق بشری است که همچنان در برابر نظام سرکوبگر ایستادگی میکنند.
حرفه وکالت به یکی از خطرناکترین مشاغل روسیه تبدیل شده و چندین وکیل نیز خود راهی زندان شدهاند.
با وجود آنکه نرخ تبرئه در روسیه از ۰٫۲ درصد فراتر نمیرود، کار آنان همچنان حیاتی است؛ زیرا به گفته دیمیتری زاخواتوف:این کار امکان حفظ ارتباط با جهان خارج را فراهم میکند.»
بیرون آوردن زندانیان سیاسی از فراموشی و رسانهای کردن سرنوشت آنان برای جلوگیری از بدترین اتفاقات، یکی از اولویتهای «نامرئی ها» است.
نمونه آن سرگئی دودچنکو است.  او در پاییز ۲۰۲۲ در پرونده موتورسواران استاوروپول که بهطور مسالمتآمیز اعتراض کرده بودند، بازداشت شد. دودچنکو متهم شد که قصد آتش زدن یک مرکز جذب نیرو در پیاتیگورسک را داشته است.
او تحت شکنجه و خشونت فیزیکی قرار گرفت و سپس در تابستان ۲۰۲۴ به هفت سال و نیم زندان محکوم شد.
در بهار ۲۰۲۶، حکم او با اتهام خیانت بزرگ به ده سال زندان افزایش یافت.
اتهامی که هر شهروندی را برای مدت طولانی به یک مطرود اجتماعی تبدیل میکند.
در خارج از روسیه، گروهها، انجمنها و رسانههای متعددی که همگی به کمکهای مالی وابستهاند، دوباره شکل گرفتهاند.
اما اجرای مأموریتها همچنان محلی و فردی باقی مانده است.
انجمن «ایدیتیه لِسوم» («از راه جنگل بروید») که در سپتامبر ۲۰۲۲ توسط گریگوری اسوردلین، مدیر پیشین یک مؤسسه حمایت از بیخانمانها در سنپترزبورگ، تأسیس شد، همچنان از سربازان فراری و «همه کسانی که نمیخواهند بجنگند» حمایت و راهنمایی میکند.
شبکه «کیدمپینگ» اطلاعات مربوط به کودکان اوکراینی ربودهشده از خانوادههایشان را جمع آوری میکند.
شبکه «تن استر» نیز برای افراد الجیبیتیپلاس تحت تعقیب، امکان خروج اضطراری از کشور را فراهم میکند.
اولگا پروکوپیوا، مدیر انجمن «روسیه آزادیها» که پس از اعتراضات بزرگ سال ۲۰۱۲ در فرانسه تأسیس شد، میگوید:
«مقاومت امروز عمدتاً از طریق همیاری و همبستگی انجام میشود.»
این «داوطلبان»، همانگونه که خود را مینامند، با وجود خطرات فراوان، در محیطی خصمانه و در میان جمعیتی که یا منفعل است یا تبلیغات کرملین را پذیرفته، به فعالیت ادامه میدهند؛ در حالی که همواره از شناسایی شدن، تعقیب شدن یا لو رفتن هراس دارند.
دو سال است که گروه کوچکی نیز آخرین سخنان محکومان را پیش از اعلام حکم دادگاه جمعآوری میکند.
این ابتکار با عنوان «آخرین کلام» و با حمایت سازمان «اوویدی-اینفو» به صورت آنلاین منتشر میشود.
وظیفه کسانی که در خارج از روسیه هستند این است که این سخنان را تا حد امکان منتشر کنند؛ سخنانی که هر یک در حکم یک بیانیه سیاسی هستند.
تظاهرکنندگان ۲۵ اوت ۱۹۶۸
نیکلای کرتوف، فعال حقوق بشر که اکنون در ریگا زندگی میکند و بنیانگذار این پروژه است، توضیح میدهد:
«ایده این پروژه زمانی به ذهنم رسید که آخرین سخنان ناوالنی را در یکی از دادگاههایش شنیدم؛ و همچنین سخنان پایانی لاریسا بوگوراز را.»
لاریسا بوگوراز از مخالفان دوران شوروی بود که در میان «هفت تظاهرکننده»ای قرار داشت که در ۲۵ اوت ۱۹۶۸ در میدان سرخ مسکو علیه اشغال چکسلواکی توسط اتحاد شوروی اعتراض کردند و بهای سنگینی برای آن پرداختند.
در آن زمان، «سامیزدات»ها، یعنی نشریات زیرزمینی و مخفی مخالفان شوروی، این «آخرین سخنان» را منتشر میکردند.
این بار، سرگئی پارخومنکو، روزنامهنگار روس، دو نمونه از این سخنان را انتخاب کرده است.
نخست، ولادیمیر اوسیپوف که در مسکو زندگی میکرد و در شبکه اجتماعی «اودنوکلاسنیکی» ــ سایتی مشابه «همکلاسیهای قدیمی» ــ مطالبی درباره انفجار پل کریمه و حملات روسیه به اهداف غیرنظامی در اوکراین منتشر کرده بود.
او به اتهام «انتشار اطلاعات نادرست درباره ارتش» بازداشت و به شش سال و نیم زندان محکوم شد.
سپس به بازداشتگاهی در منطقه کومی، در ۱۳۰۰ کیلومتری مسکو، منتقل شد و در همانجا در سن ۵۵ سالگی جان باخت.با وجود مرگ او، حکم محکومیتش در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.
در آن جلسه، دخترش به جای او سخنرانی کرد و از پدرش به عنوان یک «انسانگرا» یاد کرد.
نمونه دوم، دیمیتری بوگموت است. او پژوهشگر مؤسسه فیزیک هستهای سنپترزبورگ بود و در آوریل ۲۰۲۴ به دلیل اظهارات صلحطلبانهای که در یک انجمن رایانهای ۱۲ نفره منتشر کرده بود، بازداشت شد.
چند دقیقه پیش از صدور حکم دادگاه ــ هفت سال زندان به اتهام انتشار اطلاعات نادرست ــ در ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶ چنین گفت: جناب قاضی،
وقت زیادی از شما نخواهم گرفت.من در سال ۱۹۷۵ متولد شدهام. بنابراین، میتوان گفت دوران طلایی زندگی من، یعنی تا حدود سی سالگی، همزمان با پرسترویکای گورباچف و سالهای دهه ۱۹۹۰ تحت ریاست جمهوری بوریس نیکلایویچ یلتسین بود.میتوانم بگویم که شاید من فرزند آن دوران باشم؛ دورانی که در آن ایده خلع سلاح جهانی ترویج میشد، ایده بهبود روابط با غرب و ایده همکاری و تعامل.
همچنین سخنان پوتین را به یاد میآورم که آشکارا در تلویزیون بیان کرده بود؛ احتمالاً حوالی سال ۲۰۰۰، یعنی زمانی که به قدرت رسید.اگر درست به خاطر داشته باشم، این سخنان را در همان سالی گفت که مناقشه اوکراین آغاز شد.او در برابر میلیونها بیننده اعلام کرد:ما دیگر در سال ۱۹۳۷ نیستیم و هیچکس را با خودروهای زندان نخواهند برد."اما دقیقاً همان اتفاقی که او انکار میکرد، برای من رخ داده است.
تنها چیزی که مأمورانی که برای بازداشت من آمدند کم داشتند، کتهای سیاه مأموران چکا بود...
تاریخ حقیقت را آشکار خواهد کرد.»گویی او انتظار دارد روزی اعاده حیثیت شود؛ همانگونه که قربانیان ترور استالینی سالها بعد بیگناه شناخته شدند.  قسمت بعدی: «تنها در پکن  به زودی.