محاكمه فرمايشي قاتلان شهيد بهنود رمضاني از شهداي قيام 88
مادر اين شهيد راه آزادي از عموم مردم ايران، فعالان سياسي، مدني و حقوقبشري دعوت نمود كه در اين دادگاه كه در روز يكشنبه ۲۵ آبان ماه ساعت 00: 9 صبح در شعبه هشت دادگاه نظامي تهران تشكيل ميشود شركت كنند .
يکشنبه 25 آبان ساعت 9 صبح و در شعبه ۸ دادگاه نظامي تهران
محل دادگاه : خيابان شريعتي بالاتر از معلم نرسيده به چهار راه قصر مجتمع قضايي نيروهاي مسلح شعبه8 دادگاه
داشتن کارت ملي جهت شرکت الزامي است
بهنود رمضاني قراء ، متولد سال ۱۳۷۱ در شهرستان قائم شهر مازندران دانشجوي ترم دوم رشته مهندسي مکانيک دانشگاه نوشيرواني بابل در چهارشنبهسوري ۱۳۸۹ بر اثر ضربات باتوم نيروهاي بسيج در ميدان ۲۲ نارمک تهران کشته شد و جسدش به بيمارستان الغدير تهران منتقل شد.
روز ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ خانواده بهنود رمضاني جسد وي را از پزشک قانوني تحويل گرفته و در روز ۲۷ اسفند، در روستاي قراخيل از توابع شهرستان قائم شهر دفن شد.
هم چنين در دانشگاه نوشيرواني دانشجويان دانشگاه نوشيرواني بابل در مراسم چهلم شهادت بهنود رمضاني با سر دادن شعارهايي عليه رژيم برگزار گرديد
پدر بهنود رمضاني در مصاحبه با "روز" خواهان معرفي قاتل فرزندش شد و اعلام کرد شکايت اش را تا شناسايي و محاکمه قاتل پي گيري خواهد کرد. او به روز گفت : پسرش شب چهارشنبه سوري از سوي موتور سواران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، دست، پا و گردن او شکسته، يکي از بيضه هايش ترکيده و جان باخته است.
يکي از شاهدان عيني جان باختن بهنود رمضاني نيز در مصاحبه با "روز" از يورش موتورسواران بسيجي به ميدان 22 نارمک خبر مي دهد و مي گويد :بسيجي بودند؛ همان موتورسواراني که در خيابان ها ويراژ ميدهند و حيدر حيدر مي گويند. روي دو موتور هم کپسول مخصوص آتش داشتند. ما نه شعاري ميداديم نه کاري داشتيم. چهارشنبه سوري بود و ما مراسم سنتي مان را برگزار کرده بوديم. کم کم داشتيم خداحافظي ميکرديم به خانه هايمان برويم، که يکباره هجوم آوردند و با باتوم و شوکر برقي شروع به زدن کردند. خيلي بد مي زدند...
اين شاهد عيني مي افزايد: مردم شروع به داد و بيداد کردند. عده اي به کمک آمدند و بسيجي ها کنار کشيدند. در اصل از آمدن و سر و صداي مردم ترسيدند به طوريکه يک موتورشان جا ماند. يکهو صداي داد و فرياد شنيدم که مي گفتند کشتند.. کشتند.... بلند شدم و ديدم بهنود افتاده تکان نميخورد.... آمبولانس آمد و او را به بيمارستان بردند ما هم رفتيم اما گفتند تمام کرده.... هنوز باورم نمي شود.... بعد نوشتند نارنجک دستي ترکيده و تکه تکه شده و... همه اينها دروغ است اينقدر زدند که او را کشتند؛ هيچ نارنجکي نترکيد. اينقدربا باتوم زدند که هيچ جاي سالمي در بدنش نمانده بود.
عليرغم ماهيت ضدبشري رژيم، و دادگاههاي ضد مردمي اش درچارچوب سياست سركوبگرانه رژيم، اما بدليل ايستادگي و شكايت خانواده بهنود و حمايت مردم منطقه از خانواده بهنود و شاهدين صحنه بشهادت رساندن بهنود توسط بسيجيان مزدور، رژيم وادار به برگزاري اين دادگاه شده و احيانا نتيجه دادگاه چه بسا به محكوميت خود خانواده نيز بشود ولي رژيم وادار به برگزاري يك دادگاه نمايشي بدليل شكايت خانواده شده است!