جلوگيري مردم از اعدام يک جوان در سنندج
قرار بر اين بود صبح ساعت 5 بامداد عمر شهبازي اعدام شود. اما خانواده او با دلهره و نگراني در مقابل زندان جمع شدند. کم کم مردم شهر با خبر شدند و به همديگر خبر ميدادند تا جلوي زندان مرکزي سنندج تجمع کرده و مانع اجراي اين حکم شوند. مردم با تجربه سنندج ،مردمي که بارها جان اعداميها را نجات داده اند٬ بسرعت در مقابل زندان تجمع کرده و در نهايت نزديک ساعت 5 صبح جمعيتي حدود چهارصد نفر تجمع کردند. تيم اعدام و دادستان و قاضي و خانواده مقتول به همراه تعداد زيادي پليس داخل زندان رفتند. همه چيز آماده بود که خون بريزند و دستهايشان را بشويند و مشغول صبحانه خوردن شوند. اين بار اما روياي جنايتشان در هم ريخت. اين بار صدها نفر باهم زمزمه اعتراض سر داده و ميگفتند ديگر دوران اعدامها را به پايان ميرسانيم. ديگر نميگذاريم بکشيد و جنايت کنيد. تجمع ادامه داشت و نيروهاي پليس زيادي که اکثرا گارد ويژه بودند دو طرف بلوار ارشاد را قرق کردند و مردم را به محاصره دراورده بودند. اعتراض مردم بالا ميگرفت و خبر ميامد که هنوز بخاطر تجمع اعتراضي مردم جرات اعدام ندارند.
پليس با تشبثات فراوان قصد مرعوب کردن مردم را داشت. ساعت هفت و نيم صبح به تجمع کنندگان دو بار وحشيانه هجوم آوردند و با باتون و گاز اشک آور و اسپري مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند. اما مردم جسورانه مقابله ميکردند و عقب ننشستند. اين يک جنگ و نبرد مهم عليه اعدامها در ايران بود. چند نفر از جمله چند زن که جسورانه در صف اول بودند٬ مجروح شدند که تظاهر کنندگان انها را از محل کمي دورتر بردند. اما تجمع ادامه داشت. در نهايت ساعت ۹ صبح مزدوران حکومت اسلامي به زور ميخواستند مردم را متفرق کنند که نتوانستند. بعد قول دادند که اگر معترضين فقط در داخل ماشينها بنشينند٬ محکوم را اعدام نميکنند. تعدادي از مردم در داخل ماشينها نشستند. ولي همچنان در مقابل زندان ماندند و منتظر پاسخ بودند. در نهايت تيم اعدام و خانواده مقتول و دادستان و قاضي به همراه تعداد زيادي ماشين پليس از زندان خارج شدند و گارديها نيز ناچار شدند صحنه را ترک کنند. خبر دادند که دادستان اعلام کرده است يکماه اعدام را عقب مياندازند تا خانواده محکوم بتوانند فرصت داشته باشند که از خانواده مقتول رضايت بگيرند. واقعيت اما بر کسي پوشيده نيست که آنها آماده اعدام بودند. ولي جرات اعدام کردن اين فرد را بدليل اعتراض صدها نفره و حضور مردمي خشمگين و جان به لب رسيده نداشتند.