دیدار دانشجویان با خامنهای یک نمایش ضروری و یک اجبار برای تخلیه بیخطر نارضاییهای اجتماعی
امری که پیشاپیش روشن میکرد اینچنین میدان دادنی به آن دانشجویان، یک حرکت برنامهریزی شده است. اما بهنظر میرسد این برنامه آن طور که مد نظر گردانندههای آن بود، پیش نرفت. مروری به گوشههایی از آن ملاقات، صحت این مدعا را روشن میکند.دانشجوی بسیجی سحر مهرابی دختری که اعلام شده بود عضو شورای مرکزی نظارت بر نشریات دانشجویی (یعنی اداره سانسور نشریات دانشجویی) است در این نمایش خطاب به خامنهای پرسید چرا پاسخگو نیستی؟ او گفت:«آقای خامنهای! گویی در دعوای میان مسئولان کشور، هنوز مخاطب بایدها مشخص نیست. مسئولان از هر جناح در برابر انتقادات در نقش اپوزیسیون ظاهر شده و با فرافکنی از زیر بار پاسخگویی، شانه خالی میکنند و این امر، نتیجهیی جز تشدید شکاف میان مسئولان و مردم ندارد. لذا این سؤال جدی مطرح است که رئیس دولتی که مسئولیت نهادهای اجرایی را برعهده دارد، و یا رئیس قوه قضاییهای که اختیارات نظارتی و قضایی دارد و یا جنابعالی که برخی، اختیارات مندرج در اصل ۱۱۰قانون اساسی را کف اختیاراتتان میدانند، در برابر پرسشها، انتقادات و اعتراضات مردم چه پاسخی دارید؟»یک دانشجو به اسم «کوهی مقدم» رو به علی خامنهای گفت مردم از بازی سیاسی درون چارچوب نظام کنارکشیدهاند!او گفت: «شما تأکید فراوانی به حفظ امید در جامعه دارید، اما این امیدواری الزاماتی دارد… بعد از ۴دهه حیات انقلاب اسلامی هنوز نتوانستیم یک ساز و کار برای طرح اعتراضات مردمی به وجود بیاوریم… برای مردم دعوای چپ و راست؛ اصلاحطلب و اصولگرا؛ دیگر نه ارزشی دارد و نه اهمیتی! حرف درمانی و سخنرانی هم گرهای از کار مردم باز نمیکند…وی ادامه داد : « عدم امکان عملی تحقیق و تفحص از برخی نهادهای تحتامر جناب عالی مانند سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ایران، قوه قضاییه، صدا و سیما، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام، در کنار ضعف روحیه پاسخ گویی در مسئولان به خودی خود مشکل آفرین است»یک دانشجوی دیگر به اسم «معتمدینژاد» از فساد در قضاییه و مسئولان نظام گفت: طبق فرمایش شما در سال گذشته «قوه قضاییه باید پرچمدار حقوق عمومی در جامعه شوداما بهراستی مردم ما چقدر بر این امر باور دارند که قوه قضاییه حافظ حقوق آنها است؟ عدم شفافیت باعث شده مفسدین بهجای مستضعفین احساس امنیت کنند اشرافی گری مسئولان در قوانین موجود جرم نیست اما اعتراض به آن جرمی نابخشودنی است!بهدنبال پخش متن دیدار علی خامنهای با دانشجویان و صحبتهای آن جلسه، یک موج توییتری درباره آن ملاقات و نمایش اجرا شده در آن در اوج دموکراسی برخاست!اصولگرایان نفس طرح سوال از خامنهای را نشان وجود دموکراتیسم خامنهای و باندش قلمداد کردند و تلاش کردند نان آن بازی را بخورند! وجناح مقابل نمایش دموکراتیسم آقا را به ریشخند گرفت و در واقع قضیه را از دماغ آقا بیرون کشیدند! در حالیکه همگان میدانند کل این بازی و طرحهایش بی فایده است و «دیگه تمومه ماجرا!»برای خوب روشن شدن ساختگی بودن نمایش با بازیگری علی خامنه ای یکی اینکه سحر مهرابی دانشجوی بسیجی بهدلیل عدم نقدپذیری حسن روحانی در مراسم افطاری وی شرکت نکرده بود! آمد بیت آقا و خوب انتقاد کرد!محمدرضا محمدی عضو شورای ناظر بر نشریات دانشجویی هم روز ۸خرداد در گفتگو با فارس گفت: «آنچه روز گذشته در مقابل رهبر معظم انقلاب قرائت شد، مایه تعجب نمایندگان نشریات دانشجویی بود. بهنظر میرسد متن تهیه شده در جلسات نمایندگان دانشجویی در دقیقه نود توسط افراد غیر دانشجو تغییر کرده است».این حرفها نشان میدهد که حتی بدون در نظر گرفتن اینکه متن کذایی به کدام سو تغییر داده شده است اما معلوم است که نمایشی در جریان بوده است ولی از آنجا که نظام ظرفیت هیچ مانور یا نمایشی را در این زمینهها ندارد حالا بعد اجرای این شو این طور باعث درد سر برایشان شده است.
این اولین بار نیست که این گونه مانورها کار دستشان میدهد.
اگر یادتان باشد چند وقت پیش دختری در یکی از پارکهای تهران مورد ضرب و شتم زنهای بسیجی قرار گرفت با پخش تصاویر آن در فضای مجازی، از بالا تا پایین از وزیر تا سرکردگان انتظامی به صحنه آمدند و عذرخواهی کردند.آنها گفتند مأمور مزبور را تحت پیگرد قرار دادهاند.اما دو روز بعد وقتی دیدند آن نمایش روز اول و آن عذرخواهیها که برای آب ریختن روی آتش بوده خودش در حال تبدیل شدن به شکافی در دستگاه سرکوب شده موج حمله و توهین به همان خانم هموطن و تقدیر و حمایت از مأمور انتظامی شروع شد.چه اجباری او را وادار به این نمایشات میکند.
اولاً یک فشار سنگین اجتماعی روی نیروهای نظام هست که برای سفیدسازی و برای پیدا کردن یک سوپاپ اطمینان برای تخلیه بیخطر نارضاییهای اجتماعی.ثانیا یک فشار سنگینتر اجتماعی هم روی رهبری این نظام وجود دارد که نیاز دارد نشان بدهد دستگاهش نقدپذیر است و نیازی به شورش و اعتصاب و اعتراض و قیام نیست و با روشهای سادهتری هم میشود تغییراتی ایجاد کرد که این البته ادامه همان بازی «اصلاحطلب، اصولگرا»ست که پنبه آن را مردم در قیام دیماه زدند و پایانش را اعلام کردند و این بازیها نوشدارو پس از مرگ سهراب و در حکم تنفس مصنوعی دادن به «میت» است.نگاهی به سلسله بهم پیوسته حرکتهای اعتراضی در ۷۲روز پس از نوروز ۹۷تا امروز این امر را بهروشنی اثبات میکند.اعتراضاتی که از اهواز شروع شد و از بانه و اصفهان سر در آورد به کازرون رسید و اکنون جاده های کشور را در اعتصاب کامیوندارن با رژه شکوهمندشان در تسخیر دارد، این است آن الزامی که خامنهای و تمامی حکومت را ناگزیر از بازیهای آنچنانی و نمایشهای دموکراسی در بیت رهبری و کاخ روحانی میکند