Iran-Spring
اجتماعی ۱۵ آذر ۱۳۹۳

بيانيه زنداني سياسي ارژنگ داودي به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو

بيانيه زنداني سياسي ارژنگ داودي به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو


نيك‌اندشاني كه پاي در زنجير
با اهنگ طبل خونشان
حقوق تاريخي انسان را
طلب مي‌كنند
حواريون جهانگير آزادي بشريت اند
هم ميهنان، فرزندان دلاور ايران‌زمين، جوانان ايراني، ايرانيان دانشجو در سراسر گيتي
در دنياي مدرن به‌ويژه در عصر ارتباطات و دنياي اينترنت، قدرت مطلقه و دايمي بالذاته كريه مي‌نمايد. اصولاً حتي اگر قدرت نسبي و موقت هم نشأت گرفته از خواست و اعتماد مردم نبوده و متبلور از آزادي، دموكراسي، عدالت و در يك كلام مردم دوستي نباشد، مانند خوره به‌جان اصحاب قدرت و اهالي جامعه افتاده و هر دو طرف را به سرنوشتي نامعلوم و ناخواسته گرفتار مي‌نمايد.
فدا شدن جان انسانها براي اهداف ديگراني كه خود نه تنها حاضر بجانفشاني نيستند بلكه آزمندانه مترصد بهره‌برداري از غنايم!؟ احتمالي هستند، حكايت قصه پر آب چشمي ست كه در كشور ما سري به درازناي تاريخ فرهنگ و تمدن ايراني دارد.....
سردمداران مطلق انديش رژيم حاكم كه تا قبل از نشستن بر اريكه قدرت، خاتمه دادن به بي‌عدالتي‌ها و پايان بخشيدن به ابعاد گوناگون استضعاف را موعظه مي‌كردند، در ۳۶ سال گذشته به‌وضوح نشان داده‌اند كه براي تثبيت موقعيت غاصبانه، تحكيم قدرت پوشالي و حفظ ثروتهاي نجومي بادآورده از دست يازي به سرنيزه و اعمال هرگونه خشونت عريان هيچ ابايي ندارند.
سركردگان رژيم جعلي فقيه، به موازات دهن كجيهاي مستمر با جهانيان و ضديت مرتجعانه با فرايند پربركت جهاني شدن، در عرصه داخلي هم براي تداوم قدرت مطلقه خود به قلب معناي اميد، تغيير آرمانهاي ملي انقلاب ۵۷ و نيز تقليل ناجوانمردانه مطالبات مردم بپاخاسته ايران به برگزاري رياكارانه شعائر صرف مذهبي، حتي دين، فرهنگ و هنر مردم را در خدمت توجيه ناكامي‌هاي پي‌درپي خود گرفته و به تأسي از تمام مستبدان تاريخ معاصر هم‌چون صدام حسين، معمر قذافي و... اندك فريادي از اعتراض را نيز با مشت آهنين چنان در نطفه خفه كرده و مي‌كنند كه چنگيزيان تاريخ را رو سفيد كرده‌اند؟!
دو جناح اين رژيم قرون‌وسطايي نه تنها در پنهانكاري حقايق و پنهان‌سازي فجايع بعد از انقلاب، همواره با هم همداستان بوده‌اند بلكه در مقام توجيه انحرافات اساسي و تطهير جنايات سازمان‌يافته، سعي در ربودن گوي سبقت از يكديگر داشته‌اند. اهالي اين دستگاه ستمباره كه در قرن با شكوه بيست‌و يكم، هنوز هم رفتارشان تداعي‌گر دوران انكيزاسيون روحانيت سياسي زده مسيحي در عصر سياه تفتيش عقايد است، به‌جاي ترويج نوعدوستي، انسانيت را لگدمال كردند. تمدن، اخلاق و هنر اصيل را به سخره گرفته و با قيافه‌اي حق بجانب به بهانه برقرار نمودن آرمانهاي نخ نما شده‌اي كه هرگز برآورده نشدند، آزادي‌ها را به يغما بردند، منافع ملي را برباد دادند و استقلال را از كف بنهادند، اما سوگمندانه حتي توان آن را نداشتند كه حداقلي از پيشرفتهاي رايج در دنياي جهاني شده امروز را ـ نه در مقام قياس با دنياي پيشرفته كه در مقايسه با همسايگان عقب مانده‌تر ما در دوران ستمشاهي!؟ ـ براي ايرانيان بپاخاسته به ارمغان بياورند.
هم ميهنان، اعتراضات گسترده بعد از انتخابات جعلي ۸۸ و تحركات پراكنده بعدي به نوعي دنباله از جان گذشتگيهاي سه دهه اخير ايرانيان براي نيل به آزادي و در راستاي استيفاي حقوق حقه انساني و شهروندي بوده است. مجموعه ‌اين اعتراضات و تحركات كه از يكسو بيانگر آمادگي جمعي ايرانيان براي به ثمر رساندن يك مبارزه سراسري اصيل بوده و از ديگرسو نشان از استمرار نوعي رفتار مدني و مسالمت‌آميز براي رسيدن به مطالبات ديرپاي اقشار و طبقات گوناگون اجتماعي اعم از كارگران، زنان، فرهنگيان و دانشجويان و... دارد، در واقع مي‌تواند و بايستي به‌عنوان درآمدي بر ورود قاطعانه به پيش ـ مرحله تدارك رسمي براي آغاز دوران تازه‌يي در فرايند حيات اجتماعي ما به‌شمار آيد. زيرا كه اين اعتراضات و تحركات هر روز پربارتر از روز پيش گرديده و بدون ترديد تا دست‌يابي كامل به آرمان ۲۰۰ ساله جنبش آزادي‌خواهي نيز ادامه خواهد يافت.
امروز همه ايرانيان كه صرفنظر از ويژگيهاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اعتقادي به طرز منسجم در كنار هم قرار گرفته و به شكلي مشهود در برابر رژيم منسوخ فقيه ايستاده‌اند و در تمامي زمينه‌ها از خود حس همدلي و همبستگي بسيار عميقي بروز مي‌دهند. اين حقيقت به نوبه خود نشان مي‌دهد كه خرد همگاني ايرانيان تحولات بي‌سابقه‌يي را از سر مي‌گذراند. علاوه بر اين تحركات گسترده صنفي، ملي و سراسري كه اقشار مختلف و طبقات گوناگون جامعه ايراني را در خود جاي داده به‌وضوح، تمام فاكتورهاي ضروري براي تبديل و تحول به يك جنبش فراگير اجتماعي را به همراه دارد. به همين خاطر، اميد به احقاق حقوق معطل مانده از دوران انقلاب مشروطه، در دل همگان چند چندان شده و نيل قطعي به مجموع خواستها و ناخواستهاي تلنبار شده بعد از انقلاب ۵۷ را نويد مي‌دهد. .....
پر واضح است كه به‌ويژه در دوران معاصر و در تمام جوامع بپاخاسته بشري، همواره موتور محركه جنبشهاي اصيل اجتماعي، دانشجويان بوده‌اند. اينك نيز كه مثل هميشه تاريخ، تنها راه‌حل انواع بحرانهاي موجود در كشور، همراهي و همسويي هر چه بيشتر كليه مبارزان سياسي، فعالان اجتماعي و كنشگران فرهنگي با مردم به‌ويژه با زحمتكشان جامعه است تا تلاشهاي جانفرساي پيشگامان براي كنار زدن دستگاه فرتوت حاكم به‌منظور اجرايي شدن پيش‌شرطهاي لازم در مسيربرگزاري رفراندوم تعيين نوع نظام آينده كشور به ثمر بنشيند، نبايستي جاي خالي دانشجويان به‌مثابه پيشتازان بالقوه تغييرات اجتماعي، بيش از اين احساس شود.
جوانان و دانشجويان، عزيزان تاريخ اينده‌ايران زمين، اينك ضمن گرامي‌داشت شصت‌و يكمين سالگشت ۱۶ اذر ۳۲ كه به حق نقطه عطفي در تاريخ آزادي خواهي، دموكراسي پذيري و عدالت طلبي جنبش دانشجويي كشور به حساب مي‌ايد و تمامي دانشجويان ميهندوست و مردم گرا نيز نسبت به آن تعهد آرماني و تعلق خاطر دارند و همراه با تجديد پيمان ناگسستني خود با آرمانهاي معطل مانده جنبش ۲۰۰ ساله آزادي‌خواهي ايرانيان، از درون سياهچالهاي قرون‌وسطايي رژيم منحط فقيه، دستان اميدوار خود را به سوي يكايك هم ميهنان به‌ويژه جوانان و بالاخص دانشجويان دراز نموده، اطمينان مي‌دهم كه آينده از آن ماست اگر كه با هم باشيم.
بدون كمترين ترديد، يزدان پاك به تلاشهاي هماهنگ ما آن‌قدر فراواني و آن‌قدر فزوني خواهد بخشيد كه بتوانيم از خودمون و از آب و خاك آريايي‌مون به خوبي نگهداري كنيم.
همه تونو دوست دارم .... و براي ساختن يك ايران آزاد، يك ايران آباد، يك ايران دموكرات، يك ايران سرشار از عشق و داد، روي همتون، روي يكايك تون حساب مي‌كنم. شاد زي و دير زي همگان را آرزومندم.
زنده باد ايراني پاينده باد ايران در اهتزاز باد پرچم سه رنگ اهورايي
ارژنگ داودي معلم، شاعر، نويسنده زنداني سياسي
زندان رجايي شهر- ۱۲ آذر 93 ».
سايت فعالين حقوق بشر و دمكراسي13 آذر 1393ـ 4 دسامبر 2014

به اشتراک بگذارید: