بيانيه سرکوب شدگان دستفروش در برابر شهرداري تهران !
سرکوب سيستماتيک جامعه، خصوصا فرودستان همچنان در حال ادامه است. چند روز پيش، جواني دستفروش در نتيجه طرح پليسي-امنيتي برخورد با دستفروشان، در ايستگاه متروي گلبرگ خودکشي کرد. اين اتفاق دلخراش، مطمئنا فقط معلول رفتار نادرست مامورين مترو نيست چرا که در طول سالهاي اخير فشار اقتصادي و امنيتي بر فرودستان همچنان در حال افزايش است و همه ما آخرين پردههاي اين سياستهاي فقيرسازانه که جان فقرا را به لب رسانده به خاطر داريم:
افزايش حداقل دستمزد ۲۵ درصدي با وجود تورم ۵۰ درصدي در غياب نمايندگان واقعي کارگران، آن هم در شرايطي که فردي مانند بابک زنجاني با استفاده از فساد دروني نظام اقتصادي و سياسي و رانتها و روابط سياسي-امنيتي بخشي بزرگي از سرمايههاي کشور را در مسير منافع اقتصادي خود و برخي چهرهها مانند سعيد مرتضوي که نام آشنايي براي مردم دارند به کار انداخته است. از سوي ديگر فساد گسترده در سازمان تامين اجتماعي حکايت از آن دارد که سازماني که بايد تامين کننده منافع کارگران و زحمتکشان باشد، حيات خلوت مالي دانهدرشتها شده است. اين سياستهاي سرکوبگرانه پردههاي بسياري دارد:
• تخريب محلات و خانههاي فرودستان به بهانه ايجاد نظم و انضباط اجتماعي،
• آزار و اذيت کودکان کار و خيابان و باجگيري از آنها توسط ماموران شهرداري،
• تشويق مردم به کمک نکردن به متکديان با اين استدلال که آنها توسط باندهاي مخوف(!) سازماندهي ميشوند و ...
به تمام اينها بايد طرح حذف سوبسيدها (هدفمندي يارانه ها) را افزود که نتيجه آن جز فقر بيشتر طبقات محروم و ثروتمند شدن ثروتمندان را در بر نداشته.
در اين ميان هر از گاهي بخشهاي مختلفي از هيات حاکمه با اجراي طرحهاي نمايشي و سوء استفاده از احساسات مردم تلاش مي کنند تا چهره انساندوستانهاي از خود به نمايش بگذارند، اما کيست که نداند اجراي طرح رستورانگردي کودکان کار، علاج سوء تغذيه ناشي از فقر نيست و کيست که بپذيرد زنان خانهدار در محلات محروم تهران تا وقتي تبعيضهاي تاريخي، عرفي و قانوني بر حق حيات و مشارکتشان چنبره زده است، با چند جلسه کارگاه باصطلاح آموزشي در اداره خود و خانواده، توانمند خواهند شد؟ در شرايطي که در طول ۴ ماه گذشته صدها نفر از مردم اعدام شدهاند در حاليکه بسياري از آنان ساکنان محرومترين نقاط کشور مانند سيستان و بلوچستان، کردستان و خوزستان بودهاند. نمايشهايي مانند "منشور حقوق شهروندي"، دردي از جامعه دوا نميکند و پيداست که در شرايط سرکوب تنها تلاشي است براي به تعويق انداختن طرح عمومي مسائل.
ناديده گرفته شدن حقوق مردم به همين جا ختم نميشود! فرداي روز خودکشي جوان دستفروش، شاهد بوديم که دو زن کارگر به علت کامل نبودن تجهيزات امدادي آتشنشاني تهران، در حادثه آتش سوزي يک کارگاه توليدي در روز تعطيل، از بالاي ساختمان به پايين سقوط کردند و جان خود را از دست دادند. جاي تاسف دارد که تجهيزات گروههاي ضربتي پليس براي جمعآوري گيرندههاي ماهوارهاي به مراتب از نيروهاي امدادگر کاملتر است و شهرداري هزينههاي زيادي صرف تبليغات درباره افزايش جمعيت و يا مسائل ايدئولوژيک مي کند، اما تعهدي نسبت به جان مردم و تجهيز امکانات ايستگاههاي آتش نشاني ندارد!
ما نويسندگان اين نامه سرگشاده ضمن مردود خواندن ادعاي شهرداري مبني بر درخواست مردم براي برخورد با دستفروشان، با تاکيد بر ساختاري بودن نابرابريهاي اجتماعي و اقتصادي، معتقديم:
۱- وظيفه و نقش شهرداري، اداره محيط شهر به گونهاي است که شرايط زيست سالم و انساني در محيط شهري را براي همگان فارغ از جنسيت، قوميت و مليت فراهم کند و نه اين که با رفتارها و اقدامات خشونت آميز و ضد انساني، رنج فقرا و آناني که براي ادامه حيات مجبور به دستفروشي هستند را مضاعف کند.
۲- شهرداري تهران بايد به جاي آنکه به بهانه تامين امنيت دست به سرکوب و خشونت بزند و رفتارهاي نظامي پيشه کند، درباره مسائلي نظير استثمار کودکان و نوجوانان بيپناه مهاجر توسط پيمانکاران بازيافت، فسادهاي مالي، برنامههاي نمايشي، نتايج سوء تخريب خانههاي مردم در برخي محلات مانند خاک سفيد، دروازه غار، اتابک و فرحزاد و بي توجهي به آلودگي هوا و آلودگيهاي زيست محيطي پاسخ دهد. البته اين روش مديريت شهري دور از ذهن نيست، وقتي شهردار تهران، همان کسي است که پيشنهاد حمله گازانبري به دانشجويان معترض در تيرماه سال ۷٨ را داده و همچنان براي سومين دوره متوالي، شهردار منتخب؟ شوراي شهر است!
٣-شهرداري تهران بايد ضمن توضيح، اقدامات تبعيضآميز خود در ارائه خدمات و امکانات شهري و کالبدي به محلات جنوب شهر و حاشيهها را متوقف کند و خدمات مربوط به زيباسازي و بهسازي معابر، آبروها و اِلِمانهاي شهري را به طور يکسان به همه مناطق شهر ارائه دهد.
۴- شهرداري تهران بايد ضمن عذرخواهي و جبران خسارات به خانواده مقتولين حادثه آتش سوزي خيابان جمهوري، نسبت به تجهيز و به روز رساني امکانات آتشنشاني اقدام کند و هزينههايي که صرف تبليغات ايدئولوژيک و سياسي ميکند را مستقيما و تنها براي بهبود و ارتقاي زندگي مردم هزينه کند.
۵- رسانهها و جامعه مدني در داخل ايران، در طول اين چند روز، سکوت کرده اند! ما خواهان شکسته شدن اين سکوتيم. ممکن است اين سکوت از نظر برخي قابل درک باشد، اما آن که غربال در کف دارد، از پس کاروان ميآيد!
۶- ۵.۷ ميليون نفر بيکار در ايران امروز نشان ميدهد نه تنها معضل فقر، مسالهاي سطحي و ناشي از ضعفهاي فردي نيست، بلکه ريشههاي آن را بايد در نظام نابرابر توليد، توزيع ثروت و فساد اقتصادي - در غياب نظام سياسي مردمي، آزاد و دموکراتيک- جستوجو کرد. يکي از راه هاي رهايي از ستم طبقاتي و نابرابري که خود را از طريق تاکيد بر ناتوانيهاي فردي افراد براي پيدا کردن شغل يا درآمد کافي مشروع جلوه ميدهد، تشکل يابي هاي مستقل از ساختار هاي حکومتي و اتحاد ميان مردم است.
۷- شهرها بايد توسط مردم و براي مردم و مستقل از جريانات سياسي و ايدئولوژيک اداره شوند.
با اميد برقراري آزادي، برابري و برادري!
يکم بهمن ماه هزار و سيصد و نود و دو