Iran-Spring
اجتماعی ۱۱ مهر ۱۳۹۳

اختلال دو قطبی را بیشتر بشناسیم

اختلال دو قطبی را بیشتر بشناسیم

 

همه ما می‌توانیم احساسات منفی و فراز و نشیب‌هایی را در زندگی تجربه کنیم اما برای فرد مبتلا به اختلال دو قطبی، این فراز و نشیب‌ها مانند قله کوه و یا عمق دره به نظر می‌رسند. اختلال دو قطبی که هم چنین به عنوان افسردگی شیدایی شناخته می‌شود باعث تغییرات جدی در خلق و خوی، انرژی، تفکر و رفتار در اوج شیدایی در یک سو و پایین‌ترین حد افسردگی از طرف دیگر است. اختلال دو قطبی بیش از یک خلق و خوی خوب یا بد زودگذر، چرخه اختلالی است که می‌تواند روزها، هفته‌ها و یا ماه ها طول بکشد.

علاوه بر احساس افسردگی، فرد مبتلا به اختلال دوقطبی هم چنین دوران‌هایی از شیدایی را نیز می‌گذراند که نشانه‌های آن شامل خو‌ش‌بینی افراطی، شادی، سرخوشی و احساس عظمت است. افکار پرسرعت، بیش‌فعالی، کاهش نیاز به خواب، افزایش تحریک پذیری، رفتار تکانشی و رفتار احتمالا بی‌پروا نیز از نشان‌های این دوران به شمار می‌روند.

اختلال دو قطبی می‌تواند به شغل، روابط و یا عمل‌کرد تحصیلی فرد مبتلا آسیب زند و باعث اختلال زندگی روزانه او شود. به عنوان مثال در یک دوران جنون شیدایی، فرد ممکن است شغل خود را ترک کند، مقادیر بسیار زیادی قرض با کارت‌های اعتباری بانکی به بار بیاورد و یا فقط دو ساعت خواب در روز برای او کافی باشد. در حالی که در دوران افسردگی، همان شخص ممکن است آنقدر احساس خستگی کند که حتی خارج شدن از رختخواب برای او مشکل باشد و یا مملو از احساس خود بی‌زاری و ناامیدی بیش از حد به خاطر بیکاری و داشتن بدهی باشد.

علل اختلال دو قطبی به طور کامل درک نشده‌ است اما به نظر می‌رسد که علل ارثی در این اختلال نقش دارند. اگر چه برخی از افراد که به صورت ژنتیکی مستعد اختلال دو قطبی هستند، اما به این بیماری مبتلا نمی‌شوند. برخی از مطالعات تصویربرداری از مغز نشان می‌دهد که تغییرات فیزیکی در مغز افراد مبتلا به اختلال دو قطبی به وجود می‌آید و برخی تحقیقات دیگر عدم تعادل انتقال دهنده‌های عصبی، عملکرد غیر طبیعی تیروئید، اختلالات ریتم شبانه روزی، و سطوح بالای هورمون استرس، یعنی کورتیزول را در این اختلال یافته‌اند.

به نظر می‌رسد عوامل محیطی و روانی نیز در بروز این اختلال نقش داشته باشد. استرس شدید ناشی از وقایع سخت زندگی می‌تواند به اختلال دو قطبی در فردی که با آسیب پذیری ژنتیک به این اختلال مستعد است، بیانجامد. سوء مصرف مواد مخدر مانند کوکائین، اکستازی، آمفتامین، داروهای سرکوب کننده اشتها، کورتیکواستروئیدها، و داروهای تیروئید می‌تواند شیدایی را آغاز کند، در حالی که داروهای آرام بخش و الکل می‌تواند به افسردگی بیانجامند. تغییرات فصلی و محرومیت از خواب نیز می‌توانند دوره‌های شیدایی و افسرده‌گی را آغاز و یا شدیدتر کنند. اولین جنون شیدایی یا افسردگی در اختلال دو قطبی معمولا در دوران نوجوانی یا اوایل دوران بلوغ رخ می‌دهد.

اگر چه این اختلال قابل درمان است، بسیاری از مردم علائم هشدار دهنده را نادیده می‌گیرند و یا ممکن است اشتباه در تشخیص باعث این امر شود، در حالی که مبتلایان به شدت به کمک نیاز دارند. از آنجایی که اختلال دو قطبی بدون درمان تمایل به بدتر شدن دارد، شناخت نشانه‌های آن بسیار مهم است و شناخت این مشکل اولین گام برای بهتر شدن است.

افسانه‌های بسیاری در مورد اختلال دوقطبی وجود دارد. یک باور غلط این است که وضعیت افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نمی‌تواند بهبود یابد و این افراد نمی‌توانند یک زندگی طبیعی داشته باشند. حقیقت این است که بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دو قطبی در کار خود موفق هستند، زندگی شادی با خانواده و دوستان خود دارند و روابط آن‌ها رضایت بخش است. زندگی با اختلال دو قطبی چالش برانگیز است، اما با درمان مناسب و مهارت‌های مقابله‌ای سالم، مدیریت صحیح و یک سیستم پشتیبانی قوی، افراد مبتلا به اختلال دو قطبی می‌توانند زندگی بسیار خوبی داشته باشند.

یک باور غلط دیگر این است که افراد مبتلا به اختلال دو قطبی به طور مداوم بین شیدایی و افسردگی نوسان دارند. واقعیت این است که بعضی از افراد بین وضعیت‌های شدید شیدایی و افسردگی نوسان دارند اما بیشتر آن‌ها اغلب اوقات افسرده هستند تا شیدا. دوره‌های از شیدایی هم ممکن است بسیار خفیف باشد و به چشم نیاید. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال هم می‌توانند دوره‌های طولانی مدتی را بدون هیچ علایمی سپری کنند.

افسانه دیگر این است که اختلال دوقطبی تنها خلق و خوی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما واقعیت این است که اختلال دوقطبی بر سطح انرژی، توانایی قضاوت، حافظه، تمرکز، اشتها، الگوی خواب، میل جنسی، و اعتماد نیز تاثیر می‌گذارد. علاوه بر این، اختلال دوقطبی با اضطراب، سوء مصرف مواد مخدر، و مشکلات سلامتی مانند دیابت، بیماری‌های قلبی، میگرن، و فشار خون بالا ارتباط داده شده است.

هم چنین، این باور غلطی است که به غیر از مصرف دارو، هیچ کار دیگری نمی‌توان برای کنترل اختلال دو قطبی انجام داد. در‌واقع در حالی که دارو پایه و اساس درمان اختلال دوقطبی را تشکیل می‌دهد، درمان و استراتژی‌ به خود کمک کردن نیز نقش مهمی در کنترل این اختلال بازی می‌کند. افراد مبتلا می‌توانند با ورزش منظم، خواب کافی، تغذیه درست، نظارت بر حالات خود، کم کردن سطح استرس به حداقل، و با حمایت اطرافیان این اختلال را کنترل کنند.

علایم اختلال دو قطبی می‌تواند به طور گسترده ای در الگو، شدت و فرکانس از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت باشد. چهار نوع مختلف اختلال خلق و خوی در اختلال دوقطبی وجود دارد. شیدایی، جنون خفیف، افسردگی، و مرحله مختلط هر نوع از این اختلالات مجموعه‌ای منحصر به فرد از علایم را به دنبال دارد.

در مرحله شیدایی اختلال دوقطبی، افزایش انرژی، خلاقیت و سرخوشی بیش از حد رایج است. آن‌ها معمولن زیاد و خیلی سریع صحبت می‌کنند. بسیار کم می‌خوابند، و بیش فعال هستند. مبتلایان در مرحله شیدایی، هم‌چنین ممکن است احساس کنند قدرتمند و آسیب ناپذیر هستند و یا برای رسیدن به عظمت به دنیا آمده‌اند. در حالی که در ابتدای شیدایی فرد احساس خوبی دارد در‌واقع این احساس خیلی زود از کنترل خارج می‌شود. به عنوان مثال، رفتارهای بی‌پروا مانند قمار کردن پس اندازه‌ها، درگیر شدن در فعالیت جنسی نامناسب، و یا سرمایه‌گذاری‌های احمقانه از جمله علایم این دوران است. آن‌ها هم چنین ممکن است عصبانی، تحریک‌پذیر و پرخاشگر باشند هنگامی که دیگران با برنامه‌های آن‌ها هماهنگی و هم صدایی ندارند. در این صورت هر گونه انتقادی را سرزنش خواهند کرد. برخی از افراد حتی توهمات بینایی و شنوایی را تجربه خواهند کرد.

در گذشته، افسردگی دو قطبی با افسردگی یک بیماری در نظر گرفته می‌شد اما تحقیقات بسیاری نشان دادند که تفاوت معنی‌داری بین این دو اختلال و به ویژه هنگامی که درمان توصیه می‌شود، وجود دارد. در اغلب موارد افراد مبتلا به افسردگی دو قطبی درمان با داروهای ضدافسردگی نتیجه نمی‌دهد. در‌واقع حتی این خطر وجود دارد که داروهای ضدافسردگی اختلال دو قطبی را شدیدتر کند و نوسان بین شیدایی و افسردگی را سریع‌تر کرده و با سایر داروهای ثبات خلق و خوی تداخل کند.

با وجود شباهت‌های بسیار، برخی علایم در افسردگی دو قطبی بیشتر از افسردگی رایج هستند. برای مثال، در افسردگی دوقطبی احتمال تحریک پذیری، احساس گناه، نوسانات خلقی غیرقابل پیش‌بینی، و احساس بی‌قراری بیشتر وجود دارد. افراد مبتلا به افسردگی دو قطبی نیز به آرام حرکت کردن و آرام صحبت کردن، خواب زیاد و افزایش وزن تمایل دارند. و علاوه بر این، احتمال اینکه آن‌ها به افسردگی روانی psychotic depression یعنی بیماری که در آن تماس با واقعیت از بین می‌رود، دچار شوند بالا است که آن‌ها را به ناتوانی‌های عمده در کار و عملکرد اجتماعی محکوم می‌کند.

در هر حال احساس ناامیدی، احساس غم یا خالی بودن، تحریک پذیری، ناتوانی در تجربه لذت، خستگی یا از دست دادن انرژی، تنبلی جسمی و روانی، کمبود اشتها، مشکلات خواب، تمرکز و حافظه، احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه همراه با افکار مرگ یا خودکشی از جمله علائم متداول افسردگی دو قطبی به شمار می‌روند.

اختلال دو قطبی مختلط شامل علائم متداول افسردگی همراه با اضطراب، تحریک پذیری، بی‌خوابی، حواس پرتی و افکار پر سرعت است. این ترکیب از انرژی بالا و خلق و خوی افسرده به خصوص خطر بالای خودکشی را همراه دارد.

اختلال دوقطبی به درمان طولانی مدت نیاز دارد زیرا یک بیماری مزمن و عود کننده است. بنابر این مهم است که درمان حتی زمانی که فرد مبتلا احساس بهبود دارد ادامه داشته باشد. این درمان بیشتر از درمان دارویی که به تنهایی معمولا کافی هم نیست به ترکیبی از دارو، تراپی روانپزشکی، تغییر در شیوه زندگی و حمایت اطرافیان نیاز دارد.

سایت خودنویس

به اشتراک بگذارید: