كيهان : برجام انتها ندارد
رئيسجمهور آمريكا در تشريح قطعنامه مورد اشاره چند روز پيش گفت: «ساختاري كه در نظر گرفته شده به نحوي است كه ما ميتوانيم به هر نوع مخالفتي كه ممكن است ايران با دسترسي به هر سايتي اعلام شده يا اعلام نشده, داشته باشد غلبه كنيم و اگر آنها (ايران) همكاري نكردند, آن وقت باز هم ما در موضعي خواهيم بود كه تحريمها را سرجايشان باز گردانيم.» در جاي ديگر اوباما به صراحت نظام جمهوري اسلامي را يك نظام طرفدار تروريسم معرفي ميكند و ميگويد: «ايران يك رژيم دينسالار بيرحم و حامي تروريسم است و پس از 15 سال شرايط براي اقدام نظامي مناسبتر است.» به كارگيري اين ادبيات نشان از آن دارد كه غرب و به ويژه آمريكا با يك رويكرد كاملا هدفمند و تعريف شده به دنبال تصويب چنين قطعنامهاي بوده است و حداقل آن اين است كه چنين قطعنامهاي دستاورد بزرگي براي جمهوري اسلامي ايران نخواهد داشت و بينظير بودن آن با نگاه مثبت كمي اغراقآميز است. اين روزنامه ادامه ميدهد: ايران در «برجام» متعهد گرديده كه به قطعنامه شوراي امنيت پايبند باشد و اين برخلاف قطعنامههاي گذشته بود كه ايران خود را متعهد به پايبندي به آن نميديد. بنابراين هيچگاه برخلاف آنچه توسط تيم مذاكرهكننده و برداشت رئيسجمهور محترم منتشر ميشود, نميتوان گفت ايران موظف به اجراي «برجام» است ولي ميتواند قطعنامه را اجرا نكند. در بخش مقدمه برجام (بند «ن» كه در ترجمه رسمي وزارت خارجه آمده است) تاكيد شده قطعنامه شوراي امنيت براي ايران داراي «محدوديتهاي خاص» خواهد بود. اين محدوديتها شامل چه چيزهايي ميشود؟ حديقف اين محدوديتها كجاست؟ اين آن چيزي است كه با اجرايي شدن قطعنامه فقط ميتوان به عمق و گستره آن پيبرد و از هماكنون نميتوان براي آن دستاوردي را پيشبيني كرد؟! محدوديتهاي موشكي و تسليحاتي كه در ضميمه قطعنامه 2231 براي ايران بيان گرديده به معني آن نيست كه ايران ميتواند اين محدوديتها را ناديده بگيرد, چرا كه در بند 7 قطعنامه مورد اشاره (بخش ب) مجموعه پيوستها را ذيل ماده 41 منشور سازمان ملل معرفي كرده است و اين برخلاف آن انتظار است كه ايران از ماده 41 منشور خارج شده است. اگر ايران صدور قطعنامه 2231 شوراي امنيت را براي خود يك موفقيت و دستاورد بزرگ بداند, ديگر نميتواند بندهاي ضميمههاي اين قطعنامه را ناديد بگيرد!
جوان تصريح ميكند: با توجه به همين چند مورد مختصر نميتوان چندان خوشبين به قطعنامه صادر شده بود و نه تنها آن را دستاورد ندانست, بلكه چالشي جدي براي آينده فرض كرد. لذا به نظر ميرسد در مقام تصميمگيري براي آينده «برجام» به ويژه قطعنامه 2231, با ابهامات و پرسشهاي اساسي مواجه هستيم, چرا كه هنوز سه سوال مهم در اين زمينه باقي است؛ 1- ارتباط قطعنامه و برجام و الزامآور بودن اجراي قطعنامه بر اساس برجام 2- بحث پذيرش نظام بازرسيها و تاييد و تكذيبهايي كه در اين زمينه از سوي برخي مسئولان صورت ميگيرد. 3- محدوديتهاي موشكي و تسليحاتي و تعريفهاي متفاوت از موشكهاي بالستيك, بنابراين يقينا آنچه اتفاق افتاده است بخشي از واقعيت صحنه است و درك همه واقعيتها هم نيازمند گذشت زمان است و هم نيازمند داشتن يك شامه قوي براي ديدن افقهاي دوردستي كه ممكن است برخلاف انتظار داشتن دستاوردهاي بينظير, حامل خسارتهاي بزرگ براي نظام باشد.