Iran-Spring
سیاسی ۲۲ مرداد ۱۳۹۴

جنگ گرگها : ما ديوانه نيستيم ....!

جنگ گرگها : ما ديوانه نيستيم ....!


وي گفته در دوره هاي مختلف مسئولاني معتقد بودند كه كليد حل مشكلات٬ مذاكره با آمريكا است كه اين « بادكنك» مذاكره اكنون تركيده و معلوم شده فقط « باد» بوده و به درد « گرفتاري هاي ما» نمي خورد.
لاريجاني در بخش ديگري از سخنان خود به نقد و بررسي متن « برجام» پرداخته و اظهار كرده كه « اگر اين توافق نامه تصويب شود٬ بهترين كار اين است كه غني سازي را براي مدتي تعطيل كنيم. »
به گفته وي « مطابق توافقنامه وين, ما به دست خودمان { براي توليد ۳۰۰ كيلو اورانيوم توافق شده در متن برجام} تمام منابع اورانيوم طبيعي را از بين برده و تبديل به زباله مي كنيم» كه اين كار بايد متوقف شود.
لاريجاني همچنين افزوده « تقاضاي پركردن دهليزهاي استوانه رآكتور اراك نهايت تحقير يك ملت است و ما ديوانه نيستيم فردو كه ۸۰ متر زير زمين است را تبديل به آزمايشگاه كنيم.

 

روزنامه وطن امروز 22 مرداد 94 ـ سرمقاله عليه «حقالناس»: اگر ميخواهند رهبر اپوزيسيون باشند به سلامت
- حسين قدياني: «چيزي در صندوق ريخته شد, چيز ديگري خوانده شد»! اين ادعاي عاليجناب است مربوط به هر 2 مرحله 84! 88 هم كه ديگر اظهرمنالشمس است! ناظر بر 24 خرداد 92 اما بنازم اين همه تناقض را! تا ديروز داعيه داشتند: «اين, دموكراتترين انتخابات ممكن است»! حال مدعي شدهاند: «شوراي نگهبان و... آنجا هم بناي دستكاري داشتند, منتهاي مراتب اين بار نتوانستند»! از نظر ايشان, انتخابات تنها وقتي سالم است كه يا خودشان برنده باشند يا نماينده محترم! البته با توجه به جديدترين اظهارات, حتي در چنين انتخاباتي هم, باز قصدي بوده, ولو آنكه مقصود حاصل نشده باشد! آني فكر كنيد در آخرين رخداد مردمسالارانه خرداد, قاليباف رئيسجمهور شده بود! چه ميكرد ايشان؟ يك وقت هست طرف, گلوي خود را مبدل به بلندگوي دشمن ميكند؛ يك وقت هست كيلومترها جلوتر از اجنبي, به خصم قدارهبند خط ميدهد! طبق نظر اهل فن, بسياري از سخنان مخدوش چند وقت اخير اين خاندان, جملگي عنوان «مجرمانه» دارد. اگر جرايد زنجيرهاي, رنگ لوگوي خود را با پرچم تروريستهاي تكفيري ست ميكنند, مرفهين بيدرد هم عليالدوام مشغول سلفي گرفتن هستند؛ روزي با سلفيها, روزي با آفرينندگان سلفيها! انصافا جز مشتي لعين داعشي, جز مشتي ملعون در مايههاي بشكه سعودي به درك واصل شده, جز ملك عبدالله, جز عبدالله اردني, جز سران قدارهبند غرب, جز ضدانقلاب سلطنتطلب و جز مشتي آشوبگر روز عاشورا آيا جماعت ديگري هم پيدا ميشود كه اين همه اصرار داشته باشد بر افتراي تقلب به نظام 300 هزار شهيد ما؟ اصلش بر اين باورم؛ اگر بعضي اظهارنظرها «جرم» است, با «مجرم» بايد صرفنظر از تشخيص مصلحت, تنها و تنها بر مبناي عدالت رفتار كرد. از قضا, مصلحت هم تنها و تنها حكم به اجراي عدل و داد ميدهد بويژه درباره خواص كه چند صباحي است بيش از روح خدا, توافق خستهاي را بهانه كرده, مدام خواب كدخدا را ميبينند! اما باور ديگري هم هست مرا! بعضيها اگر تا اين اندازه, مشكوك به صحت و سلامت انتخابات جمهوري اسلامي هستند, اولا چرا نامزد ميشوند, ثانيا چرا نامزد معرفي ميكنند! مگر 300 هزار خون مطهر و سرخ, مسخره آقايان است؟ مگر ملت شهيدپرور, مسخره آقايان است؟ مگر انقلاب اسلامي, مسخره آقايان است؟ مگر مردمسالاري ديني مسخره آقايان است؟ مگر شوراي نگهبان مسخره آقايان است؟ مگر مادر فرزند از دست داده هميشه حاضر در صف انتخابات مسخره است؟ مگر قانون مسخره آقايان است؟ در اوج جنگ, زير باران گلوله و آتش, اصحاب مخلص و فداكار انتخابات, خطر را به جان خود ميخريدند, صندوق راي را ميبردند آن سوي خط مقدم, بلكه حتي شهيد بعد از اين هم, عاقبت در سرنوشت خود مشاركت كند! چه بسيار شهيد كه صبح, راي خود را در صندوق ريختند و غروب, خون خود را بر خاكريز! حال آيا سهم اين منظومه باشكوه, تهمت تقلب است؟ همين ساليان اخير در «مريوان» برف باريده بود عين چي! ماشين با آنكه شاسيبلند بود, هيچ رقمه قادر نبود صندوق راي را رهسپار روستاهاي اطراف كند! بچههاي انتخابات مانده بودند چه كنند! يكيشان پيشنهاد داد؛ «يا علي ميگوييم و به عشق «حضرت آقا» صندوقها را پياده تا هر كجا شد ميبريم!» برف در بعضي ارتفاعات, تا بالاي زانو هم ميرسيد اما بنازم وجدان دستاندركاران انتخابات جمهوري اسلامي را كه عاقبت, يك روستا را هم از قلم نينداختند! «من يك موي شما كوخنشينان را به همه دنياي كاخنشينان نميدهم» يعني در نظام الهي ما, روستايي اگر منزلتي بالاتر از شهري نداشته باشد, شأن پايينتري هم ندارد! چه ميكنيد آقايان؟ چه ميگوييد؟ اگر جمهوري اسلامي را واقعا اهل تقلب ميدانيد كه روزي موفق به خبط ميشود و دگر روز نه, فرض است بر شما اين حداقل از وجدان را داشته باشيد و ديگر, نامزد همچين انتخابات متقلبانهاي(!) نشويد! عجبا! هم ميخواهيد نان انقلاب را بخوريد, هم ميخواهيد سنگ انقلاب را به سينه بزنيد! هم ميخواهيد نان خميني را بخوريد, هم ميخواهيد عليه گودنشينان دست به قيام بزنيد! هم ميخواهيد نان خامنهاي را بخوريد, هم ميخواهيد «حقالناس» و «رايالناس» را قرباني منافع شوم خود كنيد! هم ميخواهيد نان ملت را بخوريد, هم ميخواهيد عكس يادگاري بگيريد با جلاد تحريم! جناب عاليجناب! ما منكر سوابق انقلابي شما در مكتبخانه سيداحمد روستاي سقريه, واقع در بخش نوق, از توابع بهرمان شهرستان رفسنجان نيستيم! ايضا منكر سابقهدار بودن خاندان شما هم نيستيم! گرم باد دم آيتالله آملي كه در نهايت, حق گردنكلفت رشوهگير را كف دستش گذاشت! ما «آملي» را تنها نميگذاريم, چون «عدالت» را تنها نميگذاريم! اگر بعضيها دوست دارند اپوزيسيون را رهبري كنند, به سلامت! از سفينه نجات روحالله, مدعياني پياده شد, آب از آب تكان نخورد!

به اشتراک بگذارید: