Iran-Spring
سرکوب ۲۹ مهر ۱۳۹۳

خطر اعدام قريب الوقوع سامان نسيم

خطر اعدام قريب الوقوع سامان نسيم


اين زنداني در منطقه سردشت در جریان یک درگیری مسلحانه با سپاه پاسداران كه به کشته شدن یکی از اعضای سپاه انجاميد ، در تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۹۰بازداشت شد.
وي در شعبه ۱ دادگاه انقلاب مهاباد به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد و حکم اعدام وی در دیوان عالی کشور به تائید رسید..

شایان‌ ذکر است که سازمان عفو بین‌الملل در رابطه با پرونده سامان نسیم بیانیه‌ای صادر کرد و در بخشی از این بیانیه آمده بود: «سامان نسیم به اتهام قتل یکی از اعضای سپاه پاسداران درحالی‌که کمتر از سن قانونی بوده دستگیر و به اعدام محکوم‌ شده است» در ادامه این بیانیه آمده است: «سامان نسیم در دادگاه اتهام قتل را رد کرده و گفته تنها اقدام به تیراندازی هوایی کرده است.» همچنین سازمان عفو بین‌الملل گزارش کرده است که سامان نسیم تحت شکنجه قرارگرفته و در تحقیقات اولیه اجازه دسترسی به وکیل را نداشته است.

كمپين حمايت از زندانيان (كارون پرس)– يكشنبه 27 مهر 93
حكم اعدام براي نوجواني ديگر
مادر «رحمان درويش‌پور» که در آستانه اعدام قرار دارد و خانواده مقتول روز يک شنبه گذشته، در زمان تعيين شده براي اجراي حکم قصاص، براي مرتبه دوم فرصت دوباره به وي دادند، با درخواست کمک از مردم گفت: «پسرم هزار بار پشيمان شده است.» پدر رحمان به کارون پرس گفت: ماجراي اين قتل به ۶سال پيش بازمي گردد که رحمان۱۷ ساله و «سعيد» به خاطر يک خط موبايل با هم درگير شدند و خاتمه اين دعوا ختم به فوت دوستش رمضان شد.
«قاسم درويش‌پور» با شکرگذاري بابت فرصت دوباره‌اي که خانواده مقتول به پسرش داده است، گفت: «شروع فجر يک شنبه جاري قرار بود پسرش رحمان اعدام شود ولي خانواده مرحوم سعيد يک بار ديگر منت گذاشتند و يک فرصت ديگر را براي ادامه زندگي رحمان به ما دادند. در واقع قرار بود تيرماه امسال رحمان اعدام شود که دوستان و دلسوزان رحمان همگي به خانواده مرحوم باوي ملتمسانه خواستار يک مهلت ديگر براي فراهم شدن مبلغ ديه شدند.»
وي افزود: «خانواده آن مرحوم ابتدا مبلغ ۶۰۰ ميليون تومان را به عنوان ديه درخواست کردند که با تلاش فراوان و خواهش‌هاي مردم خير خواه، به ۴۰۰ ميليون تومان کاهش يافت. هرچند که ما اميدواربوديم ولي مي‌دانستيم که نمي‌توانيم اين رقم را تهيه و آماده کنيم. خود من فقط ۴۰ميليون تومان توانستم با فروش وسايل منزل و همه داشته‌هايم تهيه کنم که به واسطه عده‌اي از خيران، اين مبلغ به ۳۵۰ميليون تومان افزايش پيدا کرد.»
پدر رحمان اضافه کرد: «هرچند خيلي به خانواده مرحوم باوي مديون هستيم ولي خيلي به ايشان التماس کرديم که فقط همين مبلغ را با کمک مردم توانستيم آماده کنيم و با اين مبلغ رضايت بدهند ولي خانواده آن مرحوم که حق هم دارند، نپذيرفتند.» وي افزود: «چهارماهي که به ما مهلت دادند، روز يک شنبه گذشته به سر آمد و رحمان دوباره به ما پس داده شد.»
خبرنگار کارون پرس نوشته است هنوز حرف‌هاي پدر رحمان تمام نشده بود که مادر وي در آن سوي خط، تلفن را گرفت و با ناله، شيون و در حالي که گريه امانش نمي‌داد، گفت: «تو را به خدا دعا کنيد که خدا نجاتمان دهد. هيچ کس نمي‌تواند مرا درک کند که شش سال است خنده به منزلمان راه ندارد و شش سال است مدام در حال دعا کردن به روح دوست رحمان، سعيد هستم و از خدا مي‌خواهم که به خانواده‌اش صبر بدهد و محبت رحمان را در دل‌هايشان قرار دهد.»
مادر رحمان گفت: «از همه خيران به عنوان يک مادر داغ‌دار و غم‌ديده مي‌خواهم که از دستشان هرچه برمي آيد و هرگونه کمکي که مي‌توانند براي رضايت خانواده مرحوم سعيد کنند، دريغ نکنند. من هم به عنوان يک مادر زجرديده، هميشه دعاگوي ايشان و بلاگردانشان خواهم بود.»
مادر رحمان که اين روز‌ها بيش از تمامي اين سال‌ها بي‌تاب فرزندش است، از دوستي رحمان و مقتول به خورنا گفته است: «آن‌ها مانند دو برادر بودند و مثل هم لباس مي‌پوشيدند. غذاهايي را که سعيد دوست داشت، رحمان لب نمي‌زد تا براي او هم ببرد. کسي چه مي‌دانست که به خاطر يک خط موبايل تا سر حد مرگ با هم درگير شوند. روز درگيري ما در اهواز نبوديم و رحمان در خانه تنها بود. بعد به ما خبر دادند که با دوستش درگير شده و چاقوي آشپزخانه را به سمت او پرتاب کرده است که چاقو به سينه سعيد برخورد مي‌کند و کشته مي‌شود. شش سال است که رحمان روزي هزار بار براي ما مي‌ميرد. کاش‌‌ همان موقع به جاي سعيد، رحمان مرده بود.»

يكشنبه 27 مهر 93
ايران يك جوان را در دزفول اعدام مي كند
ماموران امنيتي در ايران، يك جوان را به دار آويخته اند. اين جوان در دزفول اعدام شده است. هويت فرد اعدام شده، كيان قايه وند، 21ساله عنوان شده است. وي در روز 23مهرماه به دار آويخته شده است. بنا به آخرين آمار، نزديك به هزار اعدام در ايران طي دوره روحاني صورت گرفته است.

كمپين حمايت از زندانيان – شنبه 26 مهر 93
خطر اعدام ۵زنداني در زندان اروميه
به گزارش منتشر شده روز شنبه 26مهر ۵ زنداني محکوم به اعدام در زندان مرکزي اروميه براي اجراي حکم به سلول انفرادي منتقل شدند. اسامي اين زندانيان که قرار است به‌زودي اعدام شوند، عبارتند از: نجات کريمي، اسفنديار قهرماني، بهرام صديقي، آرش سيگاري و فخرالدين زنده ‌دل.

كمپين بين المللي حقوق بشر در ايران – يكشنبه 27 مهر 93
شوک الکتريکي به يک زنداني به دليل مطرح کردن بحث سياسي در بند
يک زنداني سياسي کرد به نام سينا قاسمي، ۲۰ ساله را به دليل مطرح کردن بحث هاي سياسي در بند، از بند جوانان خارج کرده اند و پس از انتقال او به سلول انفرادي، دست و پاي او را بسته اند و با باتوم و شوک الگتريکي او را مورد شکنجه قرار داده اند.
يک فعال حقوق بشر به کمپين بين المللي حقوق بشر در ايران گفت، گارد ويژه زندان مرکزي اروميه، يک زنداني سياسي کرد به نام سينا قاسمي، ۲۰ ساله را به بهانه مطرح کردن بحث هاي سياسي در بند، از بند جوانان خارج کرده اند و پس از انتقال او به سلول انفرادي، دست و پاي او را بسته اند و با باتوم و شوک الگتريکي به آزار واذيت بدني او اقدام کرده اند.
اين فعال حقوق بشر به کمپين گفت:« مسولان زندان پس از ضرب و شتم اين زنداني را به بند کارگري منتقل کرده اند در حاليکه آثار ضرب و شتم کاملا روي بدنش مشخص بوده است. ظاهرا انتقال او به بند کارگري غير از تنبيه مضاعفش به اين دليل بوده که نمي خواستند ضرب و شتم او از سوي هم بندي هايش ديده شود و يا به نحوي به رسانه‌هاي خارج از زندان رسانده شود.» به گفته اين فعال حقوق بشر، سينا قاسمي، اهل کردستان و ۲۰ ساله کرد در اسفند ماه سال ۹۲ در شهر اروميه از سوي نيروهاي اداره اطلاعات اين شهر بازداشت شد و پس از دو هفته بازجويي در بازداشتگاه ستاد خبري اداره اطلاعات اروميه به بند جوانان زندان مرکزي اروميه منتقل شده است. اين زنداني در اوايل مهرماه امسال به اتهام تبليغ عليه نظام از سوي شعبه يک دادگاه انقلاب اروميه به يک سال حبس محکوم شد.

چهارشنبه 16 مهر 93
فشار بر زنداني سياسي شاهين ذوقي تبار
زنداني سياسي شاهين ذوقي تبار از دانشجويان اخراجي هوادار سازما ن مجاهدين، روز 10 مهر، به يکي از بندهاي زندانيان عادي زندان گوهردشت کرج منتقل شده است. وي كه از ٢٠ ارديبهشت ١٣٩٢ تا خرداد ٩٣ در بند الف سپاه محبوس بود، به اتهام هواداري از مجاهدين مورد بازجويي و شکنجه قرار داشت. وي سپس به بند زندانيان سياسي زندان اوين منتقل و سرانجام به گوهردشت فرستاده شد.
در پي انتقال تعدادي از زندانيان سياسي بند 350 اوين به زندانهاي مختلف در اطراف تهران و شهرستانها، دژخيمان خامنه اي سعي ميكنند اين زندانيان را در ميان زندانيان عادي و خطرناك قرار دهند. از جمله عبدالعلي دلف لويمي كه هفته اول مهرماه به زندان گوهردشت منتقل شده بود، هم اكنون در يكي از بندهاي زندانيان عادي و خطرناك در گوهردشت نگهداري ميشود.
فشار بر دراويش
بنا به گزارشهاي دريافتي ديكتاتوري آخوندي پس از اعتراضات دراويش در هفته هاي اخير ، فشار بر اين هموطنان را شدت بخشيده است و سعي مي كند به شيوه هاي مختلف آنها را سركوب كند.... از جمله روز دوشنبه 14 مهر دكتر علي محمد صابري از دراويش ،هنگام خروج از منزل مورد تعقيب تعدادي از عوامل اطلاعات قرار گرفته و مأموران اطلاعات آخوندي با ريختن بنزين روي خودرو او قصد انفجار آن را داشته اند. همچنين موتور سواران لباس شخصي با راه اندازي گشت، خانه دكتر شهرام پازوكي از دراويش را زير نظر گرفته و ترددات وي را كنترل مي كنند.

پنجشنبه 24 مهر 93
براي سعيد شيرزاد كيفرخواست صادر شد
پرونده سعيد شيرزاد زنداني سياسي زندان اوين پس از صدور کيفرخواست به دادگاه انقلاب فرستاده شده اما هنوز براي وي تعيين شعبه نشده است. سعيد شيرزاد ۱۲ خرداد ماه سال جاري در محل کار خود در پالايشگاه تبريز بازداشت و سپس به تهران انتقال يافت. وکيل سعيد شيرزاد، اميرسالار داوودي طي مراجعه به دادگاه انقلاب مطلع شده که کيفرخواست صادر شده اما هنوز تعيين شعبه نشده است. به گفته يك منبع مطلع، بازداشت اخير سعيد شيرزاد به علت پيگيري وضعيت کودکان زندانيان مرتبط با سازمان مجاهدين بوده است.

بام آزادي (سايت هواداران آيت اله بروجردي) – يكشنبه 27 مهر 93
اطلاعيه شماره 6 طرفداران آقاي کاظميني بروجردي
روز شنبه 26 مهرماه 1393 مطابق با 18 اکتبر 2014 ، بر اثر پيگيري هاي مستمر خانواده آقاي کاظميني بروجردي و همچنين پيگريهاي سازمان هاي بين المللي حقوق بشري، خانواده ايشان موفق شدند 5 دقيقه ملاقات حضوري داشته باشند و ابراز داشته اند که از نظر جسمي وضعيت عمومي آقاي بروجردي وخيم است و در اين مدت کاهش وزن چشمگيري نيز داشته اند.
همچنين در اين ديدار آقاي بروجردي از شرايط سخت خود بسيار اظهار ناراحتي کرده اند. اين در حالي است که تاکنون از وضعيت و محل نگهداري ايشان اطلاعي در دست نيست و همچنان محروم از دارو و درمان است. اين دگرانديش در هجدهمين روزي است که در اين شرايط کاملا غير انساني و تحت شکنجه نگهداري ميشود و در اين شرايط جان ايشان در خطر جدي مي باشد . خانواده آقاي بروجردي ضمن تشکر از همه سازمانهاي بين المللي نگراني عميق خود را از وضعيت بحراني اقاي بروجردي اعلام کردند و خواستار ادامه تلاشهاي مدافعين حقوق بشر، مقامات بين المللي و رسانه ها براي نجات ايشان شدند.

آژانس خبري كردپا – شنبه 26 مهر 93
نگراني جدي از وضعيت ٣ زنداني سياسي کُرد وجود دارد
نگراني جدي از وضعيت ٣ زنداني سياسي کُرد وجود داردآژانس کُردپا: دو زنداني سياسي کُرد در زندان‌هاي کرمانشاه و سنندج در وضعيت وخيم جسمي بسر مي‌برند و در زندان اروميه نيز يکي فعال سياسي در خطر اجراي حکم اعدام است.
به گزارش آژانس خبررساني کُردپا، حکم اعدم سامان نسيم بعد از تأييد در ديوان عالي کشور به شعبه‌ي اجراي احکام دادگاه انقلاب مهاباد ارسال گرديده و دو زنداني ديگر به نام‌هاي زينب جلاليان و خبات محمدزاده دچار بيماري از ناحيه چشم و کليه هستند.
فعالين حقوق بشر و دمكراسي در ايران – دوشنبه 28 مهر 93
پرونده سازي اخير موسوم به پرونده محاربه !؟(ارژنگ داودي)
گزارش زنداني سياسي ارژنگ داودي در مورد آخرين وضعيت پرونده موسوم به محاربه که بر مبني آن محکوم به اعدام شده است جهت اطلاع افکار عممومي و انتشار در رسانه ها در اختيار « فعالين حقوق بشر و دمکراسي در ايران» قرار داده شده است. متن گزارش به قرار زير مي باشد
با ياد خدا ايرانيان جهان متحد شويم با درود به تمام جان نثارداشته گان راه آزادي بشربا سلام به تمامي انسانهاي آزادي خواه، دموکرات منش و نيک انديش جهان و تجديد پيمان با تمامي جمهوري خواهان دموکرات و سکولار ايراني نيک انديشاني که پاي در زنجير با آهنگ طبل خون شان حقوق تاريخي انسان را طلب مي کنند حواريون جهانگير آزادي بشريت اند.
هم ميهنان، آيا موج مخالفت هاي داخلي و خارجي با صدور حکم اعدام براي اينجانب، رژيم ولايت فقيه را به عقب نشيني عقلاني وامي دارد يا کما في السابق به جنون تندروي هاي ناشي از لجاجت ذاتي و کودکانه مي کشاند !؟
پرونده سازي اخير موسوم به پرونده محاربه !؟ پس از صدور حکم اعدام در تيرماه سال جاري توسط احد از ميرزا بنويس هاي دژخيم در شعبه ۱ بيدادگاه انقلاب کرج به سرکردگي آصف الحسيني ، نهايتا در اواخر مردادماه سال جاري به شعبه ۳۲ ديوانعالي کشور ارجاع داده شد. اين در حاليست که شخص صادر کننده اين رأي مضحک را هرگز نديده ام و هنوز که هنوز است اين حکم احمقانه به اينجانب ابلاغ نگرديده ، زيرا که فقط از طريق وکيل مربوط در جريان امر قرار گرفته ام.
چندي پيش هنگام مراجعه وکيل ياد شده به شعبه ۳۲ براي ارائه لايحه دفاعي، با تأکيد بر اين حقيقت مستند که دوران تمام محکوميت هاي قبلي ام به اتمام رسيده از رييس شعبه ۳۲ به نام فرج الهي خواستار تسريع در امر رسيدگي به اين پرونده سازي بي سروته شد که وي در پاسخي سرسري اظهار داشته بود که سعي مي کند تا پايان امسال يعني در يک بازه زماني ۸ ماهه، پرونده را تعيين تکليف نمايد. البته اطاله دادرسي در بيدادگاه هاي رژيم قانون ستيز ولايت فقيه به صورت امري عادي درآمده و رسيدگي قضايي !؟به پرونده هاي ارجاعي به ديوانعالي کشور نيز هرگز از اين قاعده مستثني نبوده و نه تنها هيچ پرونده اي در مدتي کمتر از ۶ ماه به سرانجام نمي رسد بلکه بعضا سالها نيز به درازا مي کشد !؟
اما ظاهرا جاري شدن موج مخالفت هاي جهاني با اين حکم بربرمآبانه به موازات سيل اعتراضات مردمي در داخل کشور که حتي به ديوارنويسي هاي گوناگون از سوي بعضي جوانان پرشور و تشنه آزادي و عدالت منجر گرديد، اينک باند مافيايي حاکم بر تهران را به چاره انديشي واداشته، زيرا در آخرين مراجعه همسرم به اتفاق وکيل ياد شده به شعبه ۳۲ به آنها اعلام شد که پرونده مذکور حداکثر!؟ تا نيمه مهرماه تعيين تکليف نهايي خواهد شد و اين به معناي آن بود که معجزه اي رخ داده و براي اولين بار در تاريخ حيات ناميمون رژيم بي دروپيکر فقيه، يک پرونده در کمتر از ۲ ماه !؟ در ديوانعالي مورد بررسي و تعيين تکليف قرار خواهد گرفت.
هر چند که اينک تعيين تکليف نهايي پرونده با يک ماه تأخير به نيمه اول ماه آبان موکول گرديده ، اما روي هم رفته در اين رابطه، حداقل ۳ فرضيه مي تواند مطمح نظر باشد.
۱ـ حجم رو به زياد مخالفتهاي بين المللي و اعتراضات داخلي ، رژيم را به وحشت انداخته و لذا مزدوران اطلاعاتي ـ امنيتي تصميم گرفته اند تا هر چه زودتر اشتباه انتحاري خود را درز بگيرند.
۲ـ بخش وحشي تر نيروهاي اطلاعاتي ـ امنيتي سپاه و وزارت به سرکردگي «کميته حذف بيت رهبري » براي هر چه سريعتر سر به نيست کردن من، ميرزا بنويس شعبه ۳۲ ديوانعالي کشور را تحت فشار قرار داده اند تا به صورت فورس ماژور ، پرونده را نهايي کند يا به عبارت دقيق تر، تصميمات اتخاذ شده از سوي آنان را به عنوان رأي مرجع قضايي ، انشاء و اعلام نمايد.
توضيح آنکه بويژه در ۲ دهه اخير شعبه هاي ۳۱ و ۳۲ ديوانعالي کشور اصطلاحا با القابي چون دوقلوهاي امنيتي !؟ مفتضح بوده اند ولي پس از خيزش هاي سال ۸۸ و متعاقبا افزايش شمار اينگونه شعب به ۶ واحد ، اينکه به شعبه هاي ۲۹ تا ۳۴ ديوان، « شش قلوهاي امنيتي !؟»اطلاق مي گردد.
۳ـ چون طبق اعلام رسمي قوه قضاييه رژيم، ابتدائا ترخيص قطعي اينجانب از زندان براي تاريخ ۱۸\۶\۱۳۹۲ تقويم شده بود، رژيم آدمکش به سرکردگي فقيه جعلي مي خواهد مقدمات آزادي مرا فراهم بياورد تا همانطور که بازجوي بند امنيتي ۲ـ الف به نام مصطفوي که قطعا يک بيمار ساديستي است !؟در تابستان سال ۸۶ به صراحت تهديد کرد ، پس از استخلاص از زندان « در يک حادثه ساختگي مثلا يک سانحه رانندگي از بين مي روي » اين تهديد را عملي سازند.
به آگاهي همگان مي رسانم که پس از اين تهديد با داد و فرياد فراوان توانستم يکبرگ کاغذ و قلم بگيرم و بناچار وصيت نامه اي که براي اولين بار در سال ۸۳ در زندان اوين تنظيم کرده بودم را اين بار در تاريخ ۱۶\۴\۱۳۸۶ در يکي از سلولهاي انفرادي بند ۲ـ الف با کمي جرح و تعديل ، تنفيذ کرده و به مسئولان آن بند امنيتي، ارايه نمايم. زنده باد ايراني پاينده باد ايران در اهتزاز باد پرچم سه رنگ اهورايي -ارژنگ داودي معلم، شاعر، نويسنده زنداني سياسي در بند دو قلوهاي بهم نچسبيده خامنه اي ـ رفسنجاني زندان رجايي شهر۲۲ مهرماه ۱۳۹۳

به اشتراک بگذارید: