كنفرانس مطبوعاتي مريم رجوي در پاريس
اين پروندة ننگين كه 11 سال پس از حملة 17 ژوئن 2003بسته ميشود، هيچ نتيجهيي جز به گروگان گرفتن مقاومت يك ملت در زنجير، سوء استفاده از قضاييه فرانسه و به انحراف كشاندن مبارزه با تروريسم و ميدان دادن به پدرخواندة بنيادگرايي و تروريسم نداشت.
از جانب مردم و مقاومت ايران بر حقايق زير تأكيد ميكنم:
1 - قضايية فرانسه اذعان ميكند كه سازمان مجاهدين يك مقاومت مشروع را به پيش ميبرد و شامل تعريف تروريسم نميشود. اما در 17 ژوئن 2003، 1300 مأمور پليس به بهانة سخيف تروريسم و تأمين مالي تروريسم به دفاتر شوراي ملي مقاومت و منازل خانوادههاي شهيدان حمله ور شدند.
2 ـ اين حمله دو ماه قبل در سفر وزير خارجة وقت فرانسه به تهران برنامهريزي شده و به گفتة مقامات وقت فرانس،ه هدفش متلاشي كردن مقاومت ايران بود. يك قرارداد تجاري بزرگ بين رژيم ايران و فرانسه در مه 2003 پشتوانة حمله بود. ارگانهاي مختلف رژيم ايران در ارتباط تنگاتنگ با سرويسهاي فرانسوي به پروندهسازي پرداختند.
3 ـ دستگاه ضد تروريسم قضايية فرانسه با خرج دهها ميليون يورو، كوهي از مدارك را جمعآوري و ترجمه كرد اما هيچ نشاني از تروريسم در آنها وجود نداشت.
4- سازمان اطلاعات آخوندها، قاضي بروگير و سرويس فرانسوي از همان 17 ژوئن 2003، با يك افتضاح مواجه بودند، فقدان هر گونه مدرك. براي جبران اين فضاحت هفت مامور شناخته شده وزارت اطلاعات به عنوان شاهد به كار گرفته شدند. به خدمت گرفتن مزدوران وزارت اطلاعات، براي شهادت دادن عليه مقاومين بهراستي شرمآور است. در اين ميان بسياري از مطبوعات فرانسه هم كه منافع مشخصي را دنبال ميكنند تا توانستند دروغهاي گشتاپوي آخوندها را تكرار كردند بدون اين كه حق پاسخگويي به مقاومت بدهند.
5 ـ اين پرونده توجهات مقامات فرانسوي را از مبارزه عليه تروريسم منحرف كرد. به جاي ايستادگي در برابر رژيمي كه در سه دهه، بذر داعش و حزب الشيطان و تروريسم پاشيده است، آلترناتيو آن يعني شوراي ملي مقاومت و همچنين سازمان مجاهدين را كه يك اسلام دموكراتيك و بردبار را نمايندگي ميكند، سركوب كردند. اين سياست غلط تا آنجا به بنيادگرايي ميدان داد كه امروز، بنيادگرايي، از ميان جوانان فرانسوي نيز سربازگيري ميكند.
بايد تأكيد كنم كه كساني كه براي مقابله با داعش، رژيم ايران را به همكاري دعوت ميكنند، به گونهيي فاجعهبار اشتباه ميكنند. مقابله با افراطيگري فقط با اعمال قاطعيت عليه رژيم ايران به ثمر ميرسد.
6- همچنانكه اميل زولا براي دفاع از حقيقت و عدالت گفت:
من آنهايي را كه در همكاري با ديكتاتوري ملايان، مقاومت يك ملت براي آزادي را قرباني كردهاند، متهم ميكنم.
من آنهايي را كه در مماشات با آخوندها، آنها را در تداوم كشتار و شكنجه و سركوب مردم ايران ياري رساندهاند، متهم ميكنم.
من آنهايي را كه ارزشها و سنتهاي دموكراتيك فرانسه را در پاي منافع اقتصادي پايمال ميكنند و بهيك رژيم سركوبگر اجازه ميدهند تا عدالت جمهوري را آلت دست خود سازد، متهم ميكنم.
اينها نهتنها زبان حال مقاومت ايران، بلكه نداي وجدان مردم فرانسه است. و حالا زمان پاسخگويي است. كساني كه مسبب اين بيعدالتي فاجعهبار شدند، بايد به پاي ميز محاكمه كشيده شوند.
7 ـ اين پروندة در 11 سال گذشته مستقيم و غيرمستقيم فشارهاي بسياري به اعضاي مقاومت در اشرف و ليبرتي وارد كرد. اكنون كه فرانسه براي حل بحران عراق پيشقدم شده، انتظار ميرود كه به يك ابتكار عمل انساني براي حفاظت ساكنان ليبرتي كه پناهندگان و افراد حفاظتشده تحت كنوانسيون چهارم ژنو هستند، دست بزند و امنيت آنها را تضمين و به محاصره ضدانساني كمپ خاتمه دهد و سرانجام ميخواهم احترام قلبي خود را نسبت به سمبلهاي جهان بشري آبه پير، دانيل ميتران، لوسي و ريموند اوبراك، آدرين زلر و ماريو استازي و مولود آئونيت ابراز كنم. آنها شرافت و وجدان فرانسه را به ياري مقاومت ايران آوردند هم چنين، از اكثريت مجلس ملي و سناي فرانسه و از 14 هزار شهردار و منتخب فرانسوي كه در كنار ما ايستادند، تجليل ميكنم. و البته تمامي اهالي اورسوراواز و والدواز كه همواره از ما دفاع كردهاند.
و نهايتا از همه وكلايمان كه كار درخشاني را ارائه كردند، تشكر ميكنم.
سپتامبر 2014