مقاومت
۱۹ شهریور ۱۳۹۳
هادي خرسندي از قتلعام ايرانيان در اشرف مينويسد
بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
هر كو شراب فرقت روزي چشيده باشد
داند كه سخت باشد قطع اميدواران
با ساربان بگوييد احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند ما را در ديده آب حسرت
گريان چو در قيامت چشم گناهكاران
اي صبح شب نشينان جانم به طاقت آمد
از بس كه دير ماندي چون شام روزهداران
چندين كه برشمردم از ماجراي عشقت
اندوه دل نگفتم الا يك از هزاران
سعدي به روزگاران مهري نشسته در دل
بيرون نميتوان كرد الا به روزگاران
چندت كنم حكايت شرح اين قدر كفايت
باقي نميتوان گفت الا به غمگساران».
سايت قاصدان آزادي 18 شهريور 1393 ـ 9 سپتامبر 2014