نگرشی تحلیلی به اعتراضاتی که فرانسه را تکان داد
اشتباه نکنید عکس فوق سوریه نیست بلکه تصویر دانش آموزان مدرسه ای در پاریس را نشان میدهد که مورد بی حرمتی پلیس قرار گرفته اند. این اقدام واکنشهای بسیار منفی اجتماعی را علیه اقدامات پلیس برانگیخت
سرمقاله لوموند روزنامه اصلی فرانسه در مطلبی تحلیلی تحت عنوان «چرخه نفرت را بشکنیم» بقلم مدیرمسئول و سردبیر ارشد این روزنامه نوشته است:
«جمهوری پنجم فرانسه روز شنبه اول دسامبر وارد یکی از متلاطم ترین دوران تاریخ خود شد. حال وقایع روز شنبه 8 دسامبر، چهارمین روز تظاهرات "جلیقه زردها" در پاریس، نشان خواهد داد که آیا این خطرناک ترین دوران جمهوری پنجم نیز به شمار خواهد آمد یا خیر. روشن است که الیزه و دولت تصمیم گرفته اند بر خطرات انفجار خشونت در جنبش اعتراضی جاری تأکید مکرر کنند با این امید که از شمار تظاهر کنندگان و پیامدهای سیاسی منفی این جنبش کاسته شود. با این حال تهدید واقعی است. خشونتهای غیر قابل تحمل پایان هفته گذشته، خشونت لحن فزاینده برخی چهره های جنبش، تحرکات گروهکهای افراطی که خواب درگیری مسلحانه را می بینند و آن را در گفتگوهای پشت صحنه پنهان نمیکنند، کلیه این عوامل به یک نگرانی مشروع خوراک میرساند. این نگرانیها را رفتار برخی یگانهای پلیس تشدید میکند : تصاویر دهها دانش آموز یک دبیرستان در شهرک مانت-لا-ژولی که آنان را در وضعیتی تحقیر آمیز نشان میدهد، جرم آنها هر چه که باشد (مسدود ساختن ورودی دبیرستان و پرتاب اشیاء مختلف به سوی پلیس)، غیر قابل توجیه است. این خطای اخلاقی از سوی نیروهای حافظ نظم نه تنها خطر شعله ور ساختن هر چه بیشتر یک سیر تصاعدی بی پایان از تعرضات به پلیس و سرکوب خشن تلافی جویانه را در بردارد، بلکه همان طور که تصاویر شورشهای خیابانی در پاریس نشان داد، نوعی تصور ناسالم وجود یک جنگ داخلی را به اذهان منتقل میسازد...
باید به این چرخه مرگبار پیش از آنکه نفرت در کشورمان ریشه بگیرد، پایان داد و بلاوقفه تأکید کرد که احدی از ادامه خشونتها سود نخواهد برد. محکوم ساختن خشونتها باید بدون قید و شرط و استثناء باشد.
در واقع، دولت نمیتواند همزمان همگان را به آرامش فرا بخواند و در عین حال رفتاری مماشات گرانه در برابر انحرافات نیروهای انتظامی داشته باشد. و اما متأسفانه تا این ساعت رئیس جمهور و نخست وزیر هیچیک این احساس را منتقل نکرده اند که کار دیگری جز تشدید تنش عمومی میتوانند انجام دهند. طی روزهای اخیر، به قدری از خود تضاد در رفتار و گفتار و ندانم کاری نشان داده اند که نه تنها خود تأثیرات امتیازاتی را که به معترضین داده اند خنثی کرده اند، بلکه تردیدهای قوی درباره توان خود به برون رفت از یک بحران بزرگ سیاسی-اجتماعی نیز بوجود آورده اند.
این هفته وحشتناک را باید دنباله یک سال و نیم زمامداری امانوئل ماکرون دانست که هیچگاه برای مقابله با مکانیسمی که شخص او را به قدرت رسانید (نفی سیاست و حکومت به سیاق گذشته و نفی قشر سیاسیون و نخبگان سنتی که در فرمول «بروید پی کارتان!» (« dégagisme ») خلاصه میشود) و همچنین ارزیابی دامنه بحران اجتماعی و شکافهایی که از مدتها پیش وجود داشت و به قوت یافتن این مکانیسم که همانا زیر سؤال بردن «دموکراسی بر پایه نمایندگی» (démocratie représentative) است، تلاشی نکرد و سیاست خود را واقعا با اولویت های زمانه که تشدید احساس بی عدالتی در جامعه و اضطرار وضعیت زیست محیطی است، منطبق نساخت.
یک تصمیم بخصوص، کور بودن مسئولان مجریه در برابر واقعیات را سمبلیزه میکند : حذف مالیات بر ثروت (ISF). این مالیات که بهیچوجه نمیتوان آن را عوامفریبانه یا صرفا چپ روانه توصیف کرد، در شرایطی که رونق کار پول و سرمایه های هنگفت روز به روز شکاف بین ثروتمندان و قشرهای فرو دست را افزایش میداد، شاخص ترین سمبل مشارکت صاحبان ثروت در اجرای طرحهای عام المنفعه و اصلاحات ضروری برای ایجاد دگرگونی های عمیق در جامعه بود. برای امانوئل ماکرون، حفظ این مالیات میتوانست نشانگر توان او به مقاومت در برابر فشار و شانتاژ قشر ناچیزی از ثروتمندان به تبعید مالیاتی و خارج ساختن سرمایه های خود از کشور باشد و بخصوص نشان دهد که در عرصه سیاست، شهامت واقعی نه تحمیل فداکاری و پرداخت هزینه بر قشرهای دور دست جامعه، بلکه توان "نه" گفتن به نزدیکان و همان کسانی است که شما را به قدرت رسانیده اند.
مالیات بر ثروت حتی تا پایان نخستین تابستان زمامداری رئیس جمهور دوام نیاورد، زیرا او نخواست کمترین تغییری در برنامه اعلام شده دوران کارزار انتخاباتی خود بدهد. 18 ماه بعد، در اوج بحرانی که سراسر کشور را به لرزه در آورده، تنها کاری که رئیس جمهور کرده این بوده که در را بر ابراز تردیدها و پرسشهای اعضاء اکثریت پشتیبان خود مبنی بر درست بودن آن تصمیم بسته است. این یک فرصت از دست رفته دیگر بود تا "جلیقه زردها" قانع شوند میزی که از ابتدای شروع جنبش عمومی خود مطالبات و موضوعات واقعی شایان بحث را روی آن قرار داده اند، چپه نکنند.
حال میماند که تنها امیدوار باشیم جنبش را تلاطمات هیجانی و خشم و خروشها و همچنین تحریکات برخی سیاسیون که تلاش میکنند آن را در راستای منافع خود کانالیزه کنند، با خود نبرد. «دموکراسی بر پایه نمایندگی» با تمام معایبی که دارد (و معایب جمهوری ما قطعا قابل ترمیم و اصلاح است)، مناسب ترین سیستم سیاسی برای در نظر گرفتن خواستهای مرتبط با عدالت اجتماعی است و خشونت بدترین شیوه بیان این خواست...»
رادیو فرانسه شنبه ۸ دسامبر طی گزارشی گفت :
در فرانسه، جنبش "جلیقه زردها" برای چهارمین بار تظاهرات سراسری خود را برگزار کرد. دولت فرانسه که از چند روز قبل به خاطر احتمال بروز خشونت شدیداً نگران بود، "تدابیر امنیتی استثنایی" اتخاذ کرده است. شنبۀ هفتۀ گذشته، خشونت در اطراف خیابان شانزهلیزۀ پاریس به حدی کمسابقه رسید و حتی وزارت کشور اعلام کرد که برخی از تظاهرکنندگان قصد کشتن افراد پلیس را داشتهاند. این بار نیز درگیریهایی در پاریس به وجود آمد، اما به طور کلی تا اواسط بعدازظهر، تظاهرات در سایر نقاط کشور خشونت زیادی به دنبال نداشت.تا حوالی ساعت سه بعد از ظهر روز شنبه ٨ دسامبر/١٧ آذر، تعداد کل شرکتکنندگان در تظاهرات، در سراسر کشور ٣١هزار نفر، و در شهر پاریس ٨هزار نفر برآورد شد.نیروهای انتظامی از نخستین ساعات شروع تظاهرات، حدود ٧٠٠ نفر را بازداشت کرد که اکثراً به سرعت آزاد شدند. اما در پایتخت، بیش از ۴٠٠ نفر در بازداشت ماندهاند.
در برخی خیابانهای مرکزی پاریس امروز نیز مثل هفتۀ گذشته تعدادی از ویترین مغازهها شکسته شد. تعدادی از تظاهرکنندگان حتی وارد "دراگ استور" معروف شانزهلیزه شدند که امروز بسته بود و شیشههای خود را با حفاظ پوشانده بود. اما تظاهرکنندگان با شکستن حفاظها وارد مغازه شدند ولی پلیس توانست آنان را با گاز اشکآور به بیرون براند.
در اطراف خیابان شانزه لیزه، نیروهای انتظامی از خودروهای زرهی که در پایتخت کمتر دیده شده استفاده کردند. همچنین در برخی محلات پاریس، نیروهای سوارکار ژاندارمری با اسب وارد عمل شدند.
ادوارد فیلیپ نخست وزیر فرانسه از همۀ کسانی که با دولت همکاری کردهاند تشکر کرد و گفت: "یکبار دیگر از همۀ مسئولان سیاسی، سندیکاها، انجمنها و همۀ شهروندانی که برای آرامش فراخوان دادند تشکر میکنم". او گفت فرانسویانی که مایلند خواستههای خود را ابراز کنند باید از خرابکاران و اخلالگران جدا بمانند.
دولت فرانسه که شدیداً نگران بروز ناآرامی و خشونت در سطح گسترده است و تجربۀ تلخ شنبۀ هفتۀ گذشته را پشت سر دارد، نظارت و بازرسیها را امروز بسیار افزایش داده بود.
در اینحال پلیس پاریس اعلام کرد که بخشی از نقشهها و برنامههای امنیتی پلیس روی اینترنت افشا شده است. دادسرای پاریس تحقیق در مورد "سرقت اطلاعات" را آغاز کرده است. اطلاعات محرمانهای که در فضای مجازی پخش شده شامل برنامهریزیهای فنی پلیس برای حفظ امنیت و آرامش بوده است. اما پلیس پاریس میگوید که لو رفتن این اطلاعات را در نظر گرفته و اقدامات خود را با توجه به این رویداد غیرمنتظره تنظیم کرده است.
سرقت تفنگ
مقامات قضایی پاریس گفتهاند مردی که مظنون به سرقت یک تفنگ پلیس است بازداشت شده است. دادستان پاریس گفت که این "سلاح جنگی" که در موارد مبارزه با تروریسم استفاده میشود، روز شنبۀ گذشته در شرایطی همراه با "خشونتی باورنکردنی" دزدیده شد. این تفنگ هنوز پیدا نشده اما یک نفر به اتهام سرقت و "اقدام به قتل" بازداشت شده است. هویت این فرد و جزییات سرقت اعلام نشده است.
سرایت به خارج
جنبش جلیقه زردها که در سطح جهانی انعکاس رسانهای زیادی داشته، در بلژیک عملاً تکرار شد. روز شنبه ٨ دسامبر، همزمان با تظاهرات در فرانسه، چندصد نفر که جلیقههای زرد به تن داشتند در شهر بروکسل دست به راهپیمایی زدند. پلیس بلژیک نزدیک به صد نفر را بازداشت کرده است. به نظر میرسد که پلیس قبل از شروع تظاهرات این افراد را شناسایی کرده بوده است. در فرانسه و در بلژیک، نیروهای انتظامی به شدت از فعالیت گروههای کوچک افراطی نگرانند و میگویند که تقریباً تمامی خشونتی که طی تظاهرات دیده میشود، ناشی از اقدامات حسابشدۀ این گروههای افراطی است که گاه با انواع سلاحهای سرد و ماسک ضد گاز به تظاهرات میآیند.
راه پیمایی هواداران محیط زیست
اما روز شنبه ٨ دسامبر، گذشته از تظاهرات جلیقه زردها، تعدادی از سازمانها و انجمنهای طرفدار محیط زیست نیز یک "راهپیمایی برای آب و هوا" برگزار کردند. در پاریس، نزدیک به ٢هزار نفر در تظاهراتی بسیار آرام شعار میدادند که "آخر ماه" با "آخر دنیا" تفاوتی ندارد. اشارۀ آنان به اعتراضات جلیقه زردها بود که بارها گفتهاند فکر کردن به مشکلات کمبود درآمد و گذراندن آخر ماه به دغدغههای اقلیمی و اندیشیدن به سرنوشت کرۀ زمین تقدم دارد
روزنامه معروف فیگارو نیز روز ۸دسامبر2018 در سرمقاله تحلیلی خود با عنوان «بی نظمی عمومی» نوشته است :
«...دور از فضای "وحدت ملی" ژانویه 2015 در فردای حمله خونین به "شارلی هبدو"، امروز اکثریت خاموش فرانسویان روی نیروهای حافظ نظم برای حفاظت از خانه مشترک حساب میکنند. اقلیت کوچکی که همچنان قصد رویارویی با آنها را دارد، دیگر از تظاهر کنندگان دارای خواستهای مشخص تشکیل نشده، بلکه مجموعه نا همگونی است از افراد با هدفهای متفاوت و مشخص : دامن زدن به اغتشاش و هرج و مرج برای سرنگون کردن جمهوری، حذف مجلس سنا، تسخیر ساختمان وزارت اقتصاد، تخریب سمبل های ملی، شکستن و خرد کردن و به آتش کشیدن برای لذت بردن از این مناظر و عکس سلفی گرفتن در کنار شعله های آتش، یا خیلی ساده سوء استفاده از شرایط طغیان برای انجام "خرید رایگان" از فروشگاهها...
فضا را آمیزه ای از سرمستی انقلابی، تب و تاب نیهیلیستی و غارتگری گله ای فرا گرفته است...آنارشیست های حرفه ای که میخواهند فرانسه را در ظلمات فرو برند، در کنار شاگرد کودتاچی ها و لات و اوباش حومه های حساس صف واحدی تشکیل داده اند. با آن تجمعات کوچک بدور از خشونت ماه نوامبر در تقاطع جاده های مختلف کشور با خواست مشخص حذف مالیات "کربن" فاصله داریم.
اگر برخی "جلیقه زردها"ی واقعی میخواهند همه چیز را تغییر دهند و طرحی نو در اندازند، این حق آنهاست. بفرمایند: انتخابات پارلمان اروپا شش ماه دیگر برگزار میشود. لیستهای انتخاباتی و برنامه هایشان را برای ارائه به شهروندان رأی دهنده آماده کنند. اما تا آن زمان پایتخت در وضعیت یک شهر محاصره شده قرار دارد و سراسر فرانسه نفس را در سینه ها حبس کرده و نگاهها به پلیس برای حفاظت از نظم و امنیت دوخته شده است. پلیس آخرین پناهگاه اوتوریته دولتی است که همه جا لگد مال شده است. مأموران هدف پاره سنگهای کنده شده از سنگفرش خیابانها از سوی یک نسل جوان سرگشته و سر در گم بر سر و صورت و سینه شان هستند. آنان شجاعانه و جوانمردانه در برابر حملات "انقلابیون" محلات زیبای پایتخت می ایستند، اما وقتی تعدادی دانش آموز دبیرستانی متخصص پرتاب سنگ و بطری و انواع اشیاء و خشونتهای رایگان را به صف کرده به زانو با دستها روی سر بر زمین می نشانند، "وجدانهای بیدار" فریاد "بازگشت پینوشه" سر میدهند...
آیا نقش واقعی پلیس همین است؟ مسلما نه. اما چه کس دیگری میتواند وضعیت را کنترل کند؟ وقتی والدین، آموزگاران، منتخبین و قضات از وظیفه حفظ اوتوریته و هر گونه سلسله مراتب در خانه و مدرسه و اجتماع استعفا میدهند، حاضر نیستند کمترین فداکاری و گذشتی را طلب و یادآوری کنند که حق بدون تکلیف وحود ندارد، نیروهای حافظ نظم هستند که باید بهای عواقب آن را بپردازند. در واقع امروز پلیس ناگزیر است نواقص و شکافهای جامعه ای از هم گسسته را پر کند. این البته مأموریت اصلی این نهاد نیست و به همین دلیل است که نیروهایش کرارا ابراز خستگی و سرخوردگی میکنند...»
پاریزین روزنامه دیگر پاریس در همین تاریخ با عنوان «تمهیدات خارج از نرم برای نبرد پاریس» نوشته است :
عنوان گزارش پاریزین در مورد میزان نیروهای انتظامی و ژاندارمری و ابزار و آلات بی سابقه بکار گرفته شده برای مقابله با تظاهرات امروز است. دولت اعلام کرد که 89هزار مأمور نیروی انتظامی در مقابل جلیقه زردها بسیج شده اند. قبل از نبرد پاریس، نبرد ارقام و نبرد ارتباطات. از چند روز پیش، اعضای دولت با سخنرانیهای اضطراب آمیز خود برای انصراف تظاهرات کنندگان «صادقی» که در پاریس و بسیاری شهرهای دیگر تظاهرات می کنند. در الیزه مدعی اند که افرادی در میان آنها هستند که آماده «کشتن» هستند. جنبش جلیقه زردها به گفته کریستوف کاستنر، وزیر کشور «غولی است که از پدید آورنده های خود فرار کرده است».
یک مقام عالیرتبه می گوید «نبرد بالای 75درصد پیروزی داشته باشد. باید مردم را مسئول کرد، چرا که ما با امنیت شوخی نمی کنیم. می ماند که نبرد میدانی، ما در آنجا تمهیدات بزرگی اتخاذ کرده ایم. پلیسها بیش از پیش مهاجم و متحرک خواهند بود. توصیه های مشخص میدانی داده شده است برای جلوگیری از اتلاف وقت بین فرمان داده شده تا اجرای آن». طبق این گزارش، 89هزار نیرو، شامل پلیس، ژاندارمی از جمله 8هزار در پاریس بسیج شده اند. شمار نیروهای امنیتی مخفی و نیروهای اطلاعاتی در این ارقام محاسبه نشده است. همچنین نیروهای کمکی بی شماری هم هستند که شامل این مجموعه نمی شوند. هرچه باشد، این شنبه به عنوان شنبه سیاه در سطح معابر عمومی اعلام شده است. ادارات قضایی و دوایر تابعه آن برای رسیدگی به هزاران دستیگر شده، آماده باش هستند.
برای تقویت این نیروها، همچنین چهار خودروی زرهی ژاندارمری در مناطق پاریس مستقر شده اند. این زرهی های مدرن برای اولین بار است که بکار گرفته می شوند. به گفته سرهنگ ولانتن، رئیس ستاد گروه زرهی ژاندارمری متحرک، «این زرهی ها به صورت دو به دو کار می کنند و با یک اسکادران زمینی همراهی می شوند». برای اولین بار است که از سال 1974 به این سو، در این حد از نیروی ژاندارمری در پایتخت فرانسه مستقر می شود. تعداد زیادی از ایستگاههای مترو، ایستگاههای ماشین ها و دوچرخه های برقی کرایه ای و .... بسته شده اند. تعدادی از خطوط مترو و آر.او.آر (متروی سریع السیر پاریس به حومه ها) نیز بسته شده اند.