غزه و مذاكرات هسته اي
مهلت ۶ ماهه براي نيل به توافق نهايي جامع كه ۲۰ ژوئيه يا ۲۹ تير بود گذشت ولي حتي پيش از آن مذاكرهكنندگان تصميم به تمديد گفتگوها براي چهار ماه ديگر گرفتند. اما، اين بار آقاي نتانياهو «جيك جيكي» هم نكرد.
سكوت نتانياهو با توجه به عكسالعمل پر جار و جنجال ماه نوامبر او بهنظر شگفتآور ميرسد. برخي ممكن است بگويند كه گسترش درگيري در غزه توجه رهبري اسراييل را به آنجا معطوف داشته است. يكي از روزنامههاي اسراييلي حتي نوشت؛ «نتانياهو ميخواست به ايران حمله كند، ولي در عوض در غزه گير كرده است».
نتانياهو، اما، نظرش را خيلي واضح گفت كه اسراييل ترجيح ميدهد هيچ توافقي صورت نگيرد تا اينكه توافقي بد به امضا رسد، كه شايد سكوت نسبياش را به تمديد مذاكرات توجيه كند. ولي در تفكر نتانياهو، حماس هنوز جاي ايران را بهعنوان چالش عمده امنيتي اسراييل نگرفته است. در گيري غزه احتمالأ نگرانيهاي نخستوزير اسراييل درباره ايران را شتاب بخشد و بر روند مذاكرات هستهيي تأثير گذارد و نهايتأ حتي نيل به توافق در مذاكرات دشوارتر شود.
مذاكرهكنندگان آمريكايي با جدا كردن موضوعات مختلف منطقه كه ايران در آن دخالت دارد سعي كردند كه با ايران وارد گفتگو در آن زمينهها چون توليد موشك توسط ايران، روابط ايران با تروريستها، يا نقض حقوقبشر در ايران نشوند، و در واقع طفره رفتند. مذاكرهكنندگان ايراني هم بهروشني گفتند كه نميخواهند وارد بحث درباره موضوعات گستردهيي چون سوريه و عراق با آمريكائيها در طول گفتگوهاي هستهيي شوند زيرا چنين مأموريتي ندارند. و تأكيد كردند كه ميخواهند برنامه هستهيي را از مسائل ديگر مجزا نگهدارند. منطق بر اين بود كه با چنين شيوهاي چشمانداز نيل به توافق را بالا ببرند، بهويژهاينكه بحث هستهيي بخودي خود موضوع غامضي است. گرچه، چنين جداسازي در عمل تقريبأ غيرممكن است، و بحرانهايي مثل غزه بر محاسبات تمام كشورهاي مذاكرهكننده و مواضع كشورهايي چون اسراييل كه منافع زيادي در نتيجه مذاكرات دارد، تأثير ميگذارد. در واقع، براي اكثر كشورهاي عرب و اسرائيل، نگرانيها درباره ايران هميشه فراتر از برنامه هستهيي اين كشور بوده است. براي برخي از دولتها جاهطلبيهاي منطقهيي ايران، روابطش با گروههاي شيعه در كشورها ي همجوار، و ارتباطاتش با گروههاي تروريستي در سرتاسر منطقه بيش از خواست ايران براي توانائيهاي هستهيي هشدار دهنده است. حتي براي اسرائيل، نگراني عمده اين نيست كه ايران ضرورتأ سلاحهاي هستهيي را عليه آن بهكار گيرد بلكه توانايي ايران در توليد تسليحات هستهيي اين كشور را در ارتباط با مسائل ديگر گستاختر خواهد كرد. چنين امري براي اسرائيل، با توجه به روابط ديرينه ايران با حزبالله، و حمايت مالي و نظامياش از حماس و ديگر گروههاي پيكارگر فلسطيني در غزه، غيرقابل پذيرش است. بنابراين وقتي يك درگيري در منطقه بروز ميكند كه نفوذ ايران را تقويت كند، موضع رهبران اسراييل نسبت به برنامه هستهيي ايران احتمالأ سختترميشود.
اسراييل كوچكترين ترديدي در نقش ايران در درگيري غزه ندارد. درست است كه ايران حمايت از حماس را پس از پشتيباني اين گروه از مخالفان اسد بحال تعليق در آورد، مقامات اسراييلي و ديگر تحليلگران باور دارند كمكهايي كه ايران در گذشته به حماس كرده به اين گروه توانايي شروع حملات را داده است. براي مثال، گرچه بيشتر راكتها ساخت محلي است، ولي باور عمومي بر اينستكه بيشتر قطعات اين راكتها و دانش ساختن و آموزش نحوه كاربرد آنها از ايران آمده است. وقتي درگيري متوقف شود، اين نوع رابطه ايران با جنگ در مرزهاي اسراييل احتمالأ توجه بيشتري را جلب ميكند.
نتانياهو هماكنون ارتباطات را ترسيم كرده است : «حماس و جهاد اسلامي از سوي ايران مسلح شده، آموزش ديده، و حمايتهاي مالي دريافت كردهاند... ايران نبايداجازه يابد كه بتواند مواد فسيلي توليد كند تا بتواند از آن براي سلاحهاي هستهيي استفاده كند. اگر چنين امري تحقق يابد آنچه ما در اطراف خود ميبينيم و آنچه در خاورميانه ميگذرد، بمراتب بدتر خواهد شد». يك مقام ارشد آمريكايي كه در مذاكرات شركت داشت به خبرنگاران در وين گفت «ايران مسئوليت دارد كه ادامه تأمين سلاحهاي جنگي كه سوخت ماشين جنگ را تأمين كند، را متوقف سازد» كه در واقع پژواك نظريات نخستوزير اسراييل است. نگرانيهاي مشابهاي احتمالأ در كنگره آمريكا نيز وجود داد كه گرفتن تصميم به رفع تحريمها را دشوار ميكند، مادام كه باور بر اينست ايران حماس را قادر ساخت تا به متحد اصلي آمريكا در خاورميانه حمله كند. در همين حال، شركاي مذاكرهكننده آمريكا بهويژه فرانسه با برنامه سخت عدم توليد و تكثير سلاحهاي هستهيي ممكنست بيشتر به جديت ايران در تكميل هر نوع توافق مظنون شود. غزه يادآور اينستكه ايران تحريم سازمان ملل متحد را با كمك به جنگافروزي در منطقه نقض كرده است.
يك گزارش سازمان ملل متحد در ماه ژوئن سال ۲۰۱۴، براي مثال، نتيجهگيري كرد كه راكتها و ديگر سلاحهاي توقيف شده از سوي اسراييل در درياي سرخ از ايران آمده بود. اسراييل ادعا كرده است كه مقصد اين سلاحها غزه بوده است. اين گزارش در زمان پخش توجه زيادي را جلب نكرد، ولي پس از درگيري در غزه ممكنست بيشتر مورد بررسي و توجه قرار گيرد.
و بالاخره اينكه، با توجه با اينكه اجماع گسترده در محكوم كردن حملات اسراييل و تشخيص رهبري ايران كه اين درگيريها ميتواند به تثبيت وجهه ايران بهعنوان رهبر مقاومت عليه اسراييل كمك كند. فشار عمومي در داخل ايران ممكنست فقط منجر به حمايت بيشتري از گروههاي پيكارگر فلسطيني از سوي دولت ايران شود.
رهبران ايران ممكنست ارزش ويژهيي در حمايت از حماس، بهرغم شكاف گذشته با حماس بر سر سوريه، با هدف ازبين بردن تشنجات فرقهاي كه جاهطلبيهاي گستردهتر ايران در منطقه به چالش طلبيده، در نظر گيرند. در ۱۴ ژوئيه خامنهاي از طريق توئيتر پيام داد كه «قتلعام در غزه از سوي صهيونيستها بايد دولتها و ملتهاي مسلمان را بيدار كرده باشد كه اختلافات را متوقف كرده و با هم متحد شوند».
حمايت بيشتر از پيكارگران غزه، در عوض، به مقاومت بينالمللي در برابر توافق هستهيي با ايران كه نتيجهاش به تخفيف تحريمها عليه ايران ميانجامد، منجر خواهد شد.
اما، ايران و آمريكا دلايل ضروري براي نيل به توافق هستهيي موفقيتآميز دارند كه به آنها انگيزه براي ادامه همكاري، بهرغم تحولات مستمر در غزه، در راستاي اين توافق را ميدهد. براي اوباما، نيل به توافق هستهيي با ايران از طريق ديپلوماسي يك دستآورد عمده در سياست خارجي خواهد بود، يك مشكل عمده را در يك منطقه پرتلاطم ازبين خواهد برد. از سوي ديگر، در ايران، خامنهاي هنوز از مذاكرات براي پاياندادن به تحريمها براي حل مشكلات وخيم اقتصادي حمايت ميكند. آيا ميتوان به فرمولي براي توافق دست يافت كه خواستههاي ايران براي برنامه هستهيي مسالمتآميز را تأمين كند، ولي باندازهاي محدود باشد كه رضايت آمريكا و متحدانش را برآورده سازد هنوز نامعلوم است. ولي اگر درگيريهاي غزه ادامه يابد، دشوارتر خواهدبود كه مذاكرات را از جريانهاي گستردهتر منطقهيي تفكيك كرد پديدهاي كه باعثميشود مذاكرات به يك نتيجه موفقيتآميزي منجر نشود».
سايت صداي آمريكا 10مرداد93 ـ 1 اوت 2014