تكذيب قتل عام67 توسط آخوند جنایتکار موسوي بجنوردي و زدن ماسک انسانی به چهره خمینی سفاک
محمد موسوي بجنوردي، مديرگروه فقه و حقوق پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي درباره برخي ازاظهارات در رسانههاي بيگانه كه مدعي حكم امام براي مصادره اموال اعداميها شده بودند، گفت: حقيقت امر اينست كه پس از پذيرش قطعنامه منافقين از راه قصر شيرين حمله كردند و تا اسلامآباد هم پيشروي كردند. همان زمان وزير اطلاعات وقت به امام خبر دادند كه برخي از اعضاي منافقين كه در زندانها هستند ميخواهند شورش كنند؛ امام دستور داد كه در هر شهر حاكم شرع، دادستان انقلاب و نماينده وزارت اطلاعات از آنها مجدد بازجويي كند و ...اگر برنگشتند و با كساني كه پس از حمله منافقين به خاك كشور و تصرف اسلامآباد؛ باز هم با آنها اظهار همسويي ميكردند؛ «طبق موازين برخورد شود» . عضو سابق شوراي عالي قضايي تأكيد كرد: امام هيچ حرفي در مورد اعدام كردن يا نكردن اين افراد نگفتند كه بخواهند در مورد مصادره اموال آنها دستوري داده باشند. ... موسوي بجنوردي گفت: اصل ماجرا همين است كه امام دستور دادند اينها مجدد بازجويي شوند و اگر قضات حكم اعدام دادند ديگر ربطي به امام پيدا نميكند.... تنها دستور امام اين بود كه سه نفري كه گفتم مجدداً از اين افراد بازجويي كنند و اگر برگشتند آزاد شوند و گرنه «طبق موازين» حكم بدهيد و آن حكم را هم «حاكم شرع» بايد صادر ميكرد. ...»
آخوند محمدموسوي بجنوردي از جنایت پیشگان دو آتشه ای است که مسیر رذالت را در مکتب خمینی جلاد به نجو مطلوب آخوندی طی کرده است. قتل عامهای سال 67 که 30000 هزار انسان شریف مجاهد و مبارز بدستور شخص خمینی با تشکیل کمیسیون مرگ صورت گرفت ، جنایاتی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت و یا ماستمالی کرد. دستور صریح خمینی و دنائت ورذالت اعضای کمیسیون مرگ و دست اندرکاران نظام آخوندی آنقئر عیان است که آخوند موسوی بجنوردی با این اراجیف نمی تواند بر چهره خمینی سفاک ، ماسک مهربانی و انسانیت بزند. تاریخ و مردم ایران هیچوقت این جنایات بزرک بر علیه بشریت و دیگر جنایاتی که حاکمین بر میهنمان مرتکب شده اند را فرراموش نخواهند کرد و این جنایتکاران در ایران فردا به محاکمه فرا خوانده می شوند و بایستی پاسخگوی این جنایات باشند
فرمان قتل عام توسط خمینی

متن فرمان قتل عام زندانیان سیاسی ایران
" بسم الله الرحمن الرحیم"
از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه مىگویند ازروى حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کردهاند، و باتوجه به محارببودن آنها و جنگهاى کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور باهمکاریهاى حزب بعث عراق و نیز جاسوسى آنان براى صدام علیه ملت مسلمان ما، و با توجهبه ارتباط آنان با استکبار جهانى و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتداى تشکیل نظامجمهورى اسلامى تاکنون، کسانى که در زندانهاى سراسر کشور بر سرموضع نفاق خود پافشارىکرده و مىکنند محارب و محکوم به اعدام مىباشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با راىاکثریت آقایان حجهالاسلام نیرى دامت افاضاته (قاضى شرع) و جناب آقاى اشراقى ) دادستان تهران) و نمایندهاى از وزارت اطلاعات مىباشد، اگر چه احتیاط در اجماعاست، و همین طور در زندانهاى مراکز استان کشور راى اکثریت آقایان قاضى شرع، دادستانانقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازمالاتباع مىباشد، رحم بر محاربینسادهاندیشى است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظاماسلامى است،امیدوارم با خشم و کینه انقلابى خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوندمتعال را جلب نمائید، آقایانى که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردیدنکنند و سعى کنند [اشداء على الکفار] باشند. تردید در مسائل قضائى اسلام انقلابىنادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا مىباشد. والسلام.
روحالله الموسوى الخمینى "
در پشت نامه بالا احمد پسر خمینی نوشته است :
" پدر بزرگوار حضرت امام مدظلهالعالى
پس از عرض سلام، آیت الله موسوىاردبیلى در مورد حکم اخیر حضرتعالى دربارهمنافقین ابهاماتى داشتهاند که تلفنى در سه سوال مطرح کردند:
۱- آیا این حکم مربوط به آنهاست که در زندانها بوده اند و محاکمه شده اند ومحکوم به اعدام گشته اند ولى تغییر موضع ندادهاند و هنوز هم حکم در مورد آنها اجرانشده است، یا آنهایى که حتى محاکمه هم نشدهاند محکوم به اعدامند؟
۲- آیا منافقین که محکوم به زندان محدود شده اند و مقدارى از زندانشان را همکشیده اند ولى بر سرموضع نفاق مىباشند محکوم به اعدام مىباشند؟
۳- در مورد رسیدگى به وضع منافقین آیا پروندههاى منافقینى که در شهرستانهائى کهخود استقلال قضائى دارند و تابع مرکز استان نیستند باید به مرکز استان ارسال گرددیا خود مىتوانند مستقلا عمل کنند؟
فرزند شما، احمد "
زیر این نامه خمینی نوشته است:
" بسمه تعالى
در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است، سریعادشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگى به وضع پروندهها در هر صورت که حکمسریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.
روحالله الموسوى "
آیت الله منتظری که از این مکاتبات با خبر میشود برای موسوی اردبیلی ، که درآن زمان رئیس شورای عالی قضایی بود پیغام میدهد که :
" مگر قاضی های شما اینها را به ۵ یا ۱۰ سال زندان محکوم نکرده اند، مگر شما مسول نبوده اید، آن وقت تلفنی به احمد آقا میگویید که اینها را مثلا در کاشان اعدام کنند یا در اصفهان.. شما خودت میرفتی با آنها صحبت میکردی که کسی که مثلا مدتی در زندان است و به ۵ سال زندان محکوم شده و روحش هم از فعالیتهای منافقین خبر دار نبوده چطور ما او را اعدام کنیم. "
آیت الله منتظرى در آن زمان در نامه معروف خود به خمینى می نویسد :
" آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد, حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود ... آیا می دانید که در برخى زندانها دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار میگیرند ... "
شکنجه ها و رفتارهای وحشیانه ای که بر زندانیان به ویژه بر دختران در آن مقطع اعمال شده است بنا بر گفته بازمانده گان آن دوره غیر قابل انکار است.
متن نامه حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی خوزستان حجه الاسلام احمدی به خمینی در مورد چگونگی اجرای حکم درباره منافقین، مورخه ۲۳/۵/۱۳۶۷
"بسمه تعالی
حضرت آیت الله العظمی امام خمینی دامت برکاته
با عرض سلام، در رابطه با حکم اخیر حضرتعالی راجع به منافقین گرچه اینجانبکوچکتر از آنم که در این باره صحبتی بکنم ولی از جهت کسب رهنمود و من باب وظیفهشرعی و مسئولیت خطیری که در تشخیص موضوع به عهده میباشد معروض میدارد که بر سرنفاق بودن یا پافشاری بر موضع منافقین، تفسیرها و تحلیلهای گوناگونی میشود و نظرهاو سلیقه ها بین افراط و تفریط قرار دارد که به تفصیل خدمت حاج احمد آقا عرض کردم واز تکرار آن خودداری میشود. من باب مثال در دزفول تعدادی از زندانیان به نامهایطاهر رنجبر - مصطفی بهزادی - احمد آسخ و محمدرضا آشوع با اینکه منافقین را محکوممیکردند و حاضر به هر نوع مصاحبه و افشاگری در رادیو و تلویزیون و ویدئو و یااعلام موضع در جمع زندانیان بودند، نماینده اطلاعات از آنها سئوال کرد شما کهجمهوری اسلامی را بر حق و منافقین را بر باطل میدانید حاضرید همین الان به نفعجمهوری اسلامی در جبهه و جنگ و گلوگاهها و غیره شرکت کنید، بعضی اظهار تردید و بعضینفی کردند، نماینده اطلاعات گفت اینها سر موضع هستند چون حاضر نیستند که در راهنظام حق بجنگند. به ایشان گفتم پس اکثریت مردم ایران که حاضر نیستند به جبهه بروندمنافقند؟ جواب داد حساب اینها با مردم عادی فرق میکند و در هر صورت با رای اکثریتنامبردگان محکوم شدند فقط فرد اخیر در مسیر اجرای حکم فرار کرد. لذا خواهشمند استدر صورت مصلحت ملاک و معیاری برای این امر مشخص فرمایید تا مسئولین اجرا دچاراشتباه و افراط و تفریط نشوند.
حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی خوزستان - محمد حسین احمدی
رونوشت : حضرت آیت الله العظمی آقای منتظری مدظله "
آیت الله منتظری نامه ایی دیگر به خمینی مینویسد و در آن گفته های حاکم شرع یکی از استانهای کشور را نقل می کند :
" سه روز قبل قاضی شرع یکی از استانهای کشور که مرد مورد اعتمادی میباشد با ناراحتی از نحوه اجرای فرمان حضرت عالی به قم امده بود. میگفت مسئول اطلاعات یا دادستان ( تردید از من است) از یکی از زندانیان برای تشخیص این که سر موضع است یا نه پرسید، تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی؟ ، گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی؟ ، گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ عراق به جبهه بروی؟ ، گفت آری، پرسید حاضری روی مین بروی؟ ، گفت مگر همه مردان حاضرند روی مین بروند، وانگهی از من تازه مسلمان نباید این همه انتظار داشت.گفت معلوم میشود تو هنوز سر موضعی، و با او معامله سر موضع انجام داد، و این قاضی شرع میگفت من هر چه اسرار کردم تصمیمات به اتفاق آرا باشد و اکثریت پذیرفته نشد، و نقش اساسی را همه جا مسئول اطلاعات دارد و دیگران عملا تحت تاثیر میباشند... . "
آیت الله منتظری با نیری - قاضی شرع اوین ، اشراقی -دادستان و پور محمدی نماینده وزارت اطلاعات صحبت میکند و به آنها میگوید:
" گفتن الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه دارید. آقای نیریگفت ما تا الان ۷۵۰نفر رادر تهران اعدام کرده ایم ، ۲۰۰ نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده ایمکلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمائید