روحانی بر سر قبر خمینی چه گفت؟؛ برآمدن سپاه و خامنهای یا پایان ماجرا؟
در ۳ شهریور و به بهانه هفته دولت، حسن روحانی بر سر قبر خمینی در حالی حاضر میشد که یک وزیر خود را در استیضاح اعضای مجلس از دست داده بود و وزیر دیگرش نیز در آستانه حذف شدن از دولت قرار داشت. دولت او کماکان زیر ضرب حریف بود تا مسئولیت اوضاع آشفته نظام بر گردنش باشد.
به هر رو پیش از سخنرانی روحانی بر سر قبر خمینی وزیر کار او، علی ربیعی یا همان مقام امنیتی قدیمی؛ عباد حذف شد و در فردای سخنان روحانی وزیر اقتصادش را نیز روحانی از دست داد.
تعادل موجود در درون خلافت اسلامی! در ظاهر امر نیازمند قربانی برای انداختن تقصیرها به گردنش است اما فراتر از جستجو برای یک مخرج جهت تخلیه فشارها، هدف تامین یکدستی نظام برای مقابله با بحرانهاست. دو ستون اصلی نظام یعنی نهاد سپاه و نهاد ولایت فقیه در تهاجمات خود حتی به سراغ حوزه علمیه نیز رفتهاند. سخنرانی رحیمپور ازغدی و متهم کردن مراجع تقلید به بیسوادی و بیخاصیت بودن، شمشیر کشیدن سپاه در درون حوزهها بود. [میتینگ سپاه در فیضیه قم؛ ترساندن مراجع حکومتی یا مقدمه چینی برای تصفیه؟]
رجعتی به خمینی
با این همه روحانی بر سر قبر خمینی بر روی سهمحور دست گذاشت که بیش از پیش نمایانگر عمق بحرانی بود که هر لحظه تعمیق میشود. او قبر خمینی را فرصتی یافت تا رجعتی به او بکند، همچون همهی مدعیان و مخالفان خانهزاد خامنهای که با نقل قولها و روایتهای من درآوردی از خمینی میکوشند او را قواره تمایلات خود نشان دهند. روحانی نیز عبارت معروف خمینی یعنی «همه با هم» را در برابر خامنهای و سپاه قرار داد و یادآوری کرد که «امام راحل هیچگاه نگفت که همه با من، بلکه همیشه عنوان همه با هم بودن را بهکار میبرد.»
روحانی با زبان بیزبانی به صاحب فرمان و صاحب سلاح در درون نظام -یعنی خامنهای و سپاه- اعلام کرد که با حذف بقیه از جمله خودش نمیتوانند مسیر دشوار پیشاروی را بپیمایند. در نتیجه در ادامه افزود: «امروز روزی نیست که بخواهیم باری که بر دوش داریم را بر دوش دیگری بیفکنیم و این فکر که کسی میتواند حساب خود را از دیگری جدا کند، اشتباهی محض و بزرگ است.»
اشاره روحانی در این قسمت میتواند انگشت اشارهای باشد به سمت آنچه خامنهای درباره برجام گفت: «مذاکرات برجام اشتباه بود. در موضوع مذاکرات بنده اشتباه کردم و به اصرار آقایان اجازه تجربه را دادم که البته از خطوط قرمز معینشده هم عبور کردند. رئیسجمهور اعتراف کرد اگر محدودیتهای شما نبود ما امتیازات بیشتری میدادیم.» [سخنرانی خامنهای؛ رهنمودهایی برای انسجام درونی نظام یا شتاب در شکست]
منافع فوری و آثار جام زهر
خامنهای از منافع فوری برجام یعنی گسترش حضور نظامی خود در سوریه، عراق و یمن بهره برد و توانست به پشتوانه پولی که از این طریق به دست آورد به تامین مالی از جمله جنگهای منطقهایاش بپردازد اما اکنون که آثار آن جام زهر آشکار شده است همهی تقصیرها را به گردن روحانی و تیم او میاندازد. خامنهای البته کاری خارج از عرف نظام ولایت فقیه انجام نداده است؛ در این نظام رئیس جمهورها همواره قربانی قدرت قاهر ولی فقیه هستند. اینبار اما با این تفاوت که شرایط به میزان زیادی با گذشته متفاوت است. پس این پرسش پیش میآید که آیا خامنهای و سپاه میتوانند سرنوشت خود را از روحانی و سایر شرکا جدا کنند؟
حوزههای علمیه؛ خامنهای و سپاه
اینبار روحانی در حالی آماج سیلیهای خامنهای قرار میگیرد، که پای حوزههای علمیه نیز وارد قضیه شده است. میتینگ سپاه در مدرسه فیضیه به تاریخ ۲۵ مرداد شروع این روند بود.
پس از آغاز قیام ایران در دی ۹۶ یکی از کانونهای تهاجم قیامآفرینان دفاتر نمایندگان خامنهای و برخی از حوزههای علمیه بود. این واقعیت بسیاری از مراجع و آخوندهای حکومتی در حوزههای علمیه را به این فکر انداخت که به تدریج حساب خود را از خلافت اسلامی! جدا کنند تا اگر سلطنت ولایت مطلقه فقیه واژگون شد آنها نیز با آن کشتی غرق نشوند.
از سوی دیگر سپاه و خامنهای نیز به این نتیجه رسیدند که بروز هرگونه شکاف و شقه جدی در حوزههای علمیه میتواند نظام را از درون دچار خلاء مشروعیت کند؛ راه حل پیشنهادی از طرف اطلاعات سپاه تسلط و کنترل گستردهتر بر حوزههای علمیه بود. آنچه در ۲۵ مرداد در مدرسه فیضیه گذشت تازه شروع این مسیر بود.
روحانی که شاهد این صحنه در پهنهی کشمکشهای درونی نظام میباشد، میداند که تضعیف آن بخش از حوزه که دل خوشی از خامنهای ندارد یا به هر رو در فکر فاصله گرفتن از او هست، راه را برای تضعیف بیشتر خود او نیز فراهمتر میکند. با چنین درک و دریافت از شرایط پیش روست که روحانی بر سر قبر خمینی اشارهای هم به حوزههای علمیه و جایگاه آنها میکند.
روحانی میگوید: «نهاد روحانیت و دین و نهاد دولت در کنار یکدیگر قرار دارند و حاکمیت دولت و نظام نمیتواند از هم فاصله داشته باشد. فقاهت، ولایت و حوزههای علمیه و روحانیت از ابتدای انقلاب اسلامی در کنار دولت هستند و دولت نیز همواره در مسیر ارشادات آنها حرکت کرده است.» [روزنامه ایران ۴ شهریور ۹۷]
شکستن سختترین استخوان
اکنون این پرسش به میان میآید: کدام منفعت خامنهای و سپاه را بر آن میدارد که گام نهایی برای حذف روحانی و تیم او را برندارند؟
اما شاید این پرسش چندان دقیق نباشد. پرسش صحیحتر این میتواند باشد: کدام زیانها و پیامدهای خسارتبار، خامنهای و سپاه را در حذف روحانی و تیمش مردد میکند؟
دستوپا زدنهای روحانی بر سر قبر خمینی با هدف به تعویق انداختن گزینهایست که به حذف او منجر میشود. به هر رو روزها و هفتههای آتی پاسخ این پرسشها را در خود حمل میکنند اما آنچه در ورای حذفها و منکوب کردنها در درون نظام رقم میخورد، برآمدن بیشتر نقش خامنهای و جایگاه سپاه در تمامیت نظام است؛ آنچه میتواند در نگاه نخست نشاندهندهی یکدستی هستهی سخت نظام در شرایط بحرانی بقای آن باشد اما در محتوا مقدمهی شکستن سختترین استخوان نظام خواهد بود.