نگاهي به نکات اصلي عامل انسداد مذاکرات اتمي
خانم آشتون و جواد ظريف در اطلاعيه مشترک خود اذعان کردند که «اختلاف نظرات اساسي در بعضي حوزه هاي کليدي باقي مانده است».
سانتريفوژها – کلمه کليدي مذاکرات، «سانتريفوژ» است : دستگاهي که امکان غني سازي اورانيوم را مي دهد و اين ماده غني شده را مي توان پس از آن، به عنوان سوخت يک نيروگاه هسته اي غير نظامي به کار برد و يا در ساختن بمب اتمي مورد استفاده قرار داد. در جريان نخستين مذاکرات بين اروپائيان و ايراني ها در سال 2003، ايران تنها 160 سانتريفوژ در اختيار داشت. امروز، جمهوري اسلامي بيش از 20000 سانتريفوژ دارد که 9000 دستگاه آن فعال است. هر چه شمار آنها بيشتر باشد، زمان موسوم به breakout يعني زمان لازم جهت به دست آوردن اورانيوم غني شده کافي براي ساختن بمب، کوتاه تر خواهد بود.
اصرار «1+5» براي کاستن قابل ملاحظه از شمار سانتريفوژها از همين نکته ناشي مي شود. لوران فابيوس، رئيس ديپلماسي فرانسه، روز 10 ژوئن اظهار داشت که ايران تنها مي تواند داشتن «چند صد سانتريفوژ» را مطالبه کند. اما رهبر عالي جمهوري اسلامي، علي خامنه اي، روز 8 ژوئيه با تأکيد بر اينکه ايران در بلند مدت به 190000 سانتريفوژ نياز خواهد داشت، آب سردي بر سر همه ريخت. ايالات متحده به نوبه خود خواستار محدود ماندن تعداد سانتريفوژها به 4000 تا 6000 دستگاه است. اين محدوديت براي ايراني ها غير قابل قبول است.
تشکيلات غني سازي – ظريف در مصاحبه اي با روزنامه نيويورک تايمز به تاريخ 15 ژوئيه، پيشنهاد کرده توان غني سازي اورانيوم کشور به مدت هفت سال در سطح فعلي منجمد شود. اما اين براي غربي ها کافي نيست. يک کارشناس نزديک به پرونده مي گويد که قبولاندن مطالبات غربي ها به مقامات بالا براي مذاکره کنندگان ايراني بسيار دشوار است : «وقتي خامنه اي ميگويد که کشور به 190000 سانتريفوژ نياز دارد، ظريف به لحاظ سياسي نمي تواند به تهران باز گردد و با توافق نامه اي که سقف سانتريفوژها را در حد 5000 محدود ساخته، فرياد پيروزي سر دهد».
اورانيوم با کيفيت نظامي – با اين حال، به گفته کلسي داونپورت ، کارشناس سازمان غيردولتي «انجمن كنترل سلاح» Arms Control Association، تمرکز محض بر شمار سانتريفوژها يک اشتباه است. به گفته وي، «راههاي ديگري براي طولاني کردن زمان لازم جهت توليد اورانيوم با کيفيت نظامي وجود دارد». اين مدت زمان را مي توان طولاني ساخت چنانچه ذخيره اورانيوم قبلا غني شده به پودر (بي اکسيد اورانيوم يا UO2) مبدل شده، تحت کنترل اکيد بين المللي قرار گيرد. ذخيره مزبور به شکل پودر قابل مصرف براي مقاصد نظامي نيست. خانم داونپورت مي افزايد : «اين تدبير مي تواند مطالبات دو طرف را بر آورده سازد، زيرا ضمن دادن امکان توسعه يک برنامه هسته اي غير نظامي به ايران، تضميني است براي جامعه بين الملل که ايران نخواهد توانست دور از انظار سريعا به سلاح اتمي دست يابد».
سقف بندي و ذخيره سازي – براي ساختن بمب اتم، به اورانيوم غني شده تا 90% نياز است. هنگامي که اورانيوم تا 20% غني شده باشد، سريعا مي توان به غلظت 90 درصدي رسيد. حسب توافق نامه ژنو، ايران در اواخر ژانويه پذيرفت ذخيره اورانيوم 20% غني شده خود را به مدت شش ماه کاهش دهد. غربي ها مي خواهند که سقف غني سازي تا حداکثر 5% تعيين شده، ضمنا ذخيره قبلا غني شده به ميزان 20% کاهش يابد. ايران حدود هفت تن اورانيوم غني شده در اختيار دارد. براي توليد بمب تقريبا يک تن اورانيوم غني شده در سطح پائين ضروري است. غربي ها مايلند ذخيره موجود را به پائين تر از اين مقدار تقليل دهند.
فردو، نطنز، اراک – ايران دو سايت اصلي غني سازي در اختيار دارد که وجود آنها مدتهاي طولاني مخفي نگاه داشته شده بود. سايت نطنز که بزرگتر است در سال 2002 کشف شد. وجود سايت فردو که زير زمين ساخته شده، در سال 2009 فاش گرديد. غربي ها خواستار بسته شدن فردو هستند، در حالي که ايرانيها پيشنهاد مي کنند آن را به يک مرکز تحقيقات پزشکي مبدل سازند. در اراک، ايران به احداث يک نيروگاه تحقيقاتي با آب سنگين ادامه مي دهد. گفته مي شود ايراني ها پذيرفته اند توليد آن را به جاي ده کيلو پلوتونيوم که ابتدا در نظر گرفته بودند و براي ساختن يک يا دو بمب کفايت مي کند، به يک کيلو در سال محدود سازند. آنها همچنين مي گويند آماده اند از ساختن واحد بازپردازش که براي استخراج پلوتونيوم با کيفيت نظامي مطلقا ضروري است، خودداري کنند.»
لوموند