Iran-Spring
ایران ۲۷ آذر ۱۳۹۳

خاطرات آيت‌الله منتظري از حبس تا حصر

خاطرات آيت‌الله منتظري از حبس تا حصر
از اين معنا، بله اين سبب شد كه من تعجب ام كردم، يادمست در همين اتاق كه من بودم، وقتي كه اين رو به من گفتند، من نماز خواندم، ناهار خوردم و خيلي ناراحت بودم. بعد با همين دامادم آقاي سيد هادي هاشمي تلفني صحبت كردم. گفت كه حالا امام تصميم گرفته شما چيزي نگيد. گفتم آخه مثل اين‌كه ما هم بالاخره توي انقلاب سهيميم. و اگر كار خلافي بشد به حساب ما هم گذاشته مي‌شد. همين جا تو همين اتاق من استغاره كردم با قرآن، اين آيه اومد وحد طيب من القول و حدو الا صراط (هدايت شدم به گفتار خوش و به راه خدا) اين آيه از قرآن اومد. من گفتم خوبه، من فوري نامه نوشتم به‌عنوان اعتراض و فرستادم تهران هم براي ايشون و هم براي شوراي قضايي. بعدش كه اونا رو تو خاطرات دنبالش هست. كه چه خوب حالا اون مجاهدين خلق در جريان مرصاد آمدن به ايران حمله كردند، چه ربطي به اين مجاهدين داره كه سالهاست در زندانند. اين خيلي كار غلطيه لا... كسي گناه ديگري را... اونها آمدن حمله كردن، اونا رو هر كاري مي‌خواي بكني، اما ايني كه تو زندان سه سال چهارسال محكوم شدند، ما يكدفعه بگيرم بگيم تو در موضعت هستي اونوقت اعدامش كنيم، اين خيلي كار غلطيه نامه من هست. بعدش باز نامه ديگه نوشته شد، يك روز هم قاضي القضات آقاي حسينعلي نيري، اشراقي دادستان اينها رو خواستم بهشون گفتم، حالا كه محرمه اقلا دست نگه داريد. باز اينها بالاخره ادامه داشت. و دو سه تا نامه رد و بدل شد كه اينا تو خاطرات هست. و لذا از خاطرات ما آقايون خيلي اوقاتشون تلخه، تا حالا چاپ هم نشده فقط تيراژ شده اما عليه خاطرات مانوشتند چاپ مي‌كنند. اين هم يكي از قضايايي بود. كتاب ما را نمي‌گذارند چاپ بشد، ولي ضدش چاپ ميشه. من آدم صريح الهجه اي بودم، لذا با مرحوم آيت‌الله خميني هم خيلي صريح صحبت مي‌كردم. حالا پيش ايشون بسا چيزهاي ديگه گفتند و بلاخره مسايل به اين‌جاها كشيده. حالا اف بر اونهايي كه اين كارها را كردند بالاخره من ذاتا مي‌خواستم يك جور بشد به اصلاح بگذرد مسايل نشد.
آيت‌الله حسينعلي منتظري در فروردين1368 از جانشيني رهبر انقلاب بركنار شد.
در آبان1376 حصر خانگي آغاز شد كه 5سال طول كشيد. آيت‌الله منتظري در 29آذر1388 در 87سالگي در قم درگذشت.
بي.بي.سي فارسي26 آذر 1393 ـ17 دسامبر 2014

به اشتراک بگذارید: