Menu
مهرداد هرسینی

مهرداد هرسینی

نعل وارونه ی «رهبر موقت»!

maghalat 52764رهبر موقت نظام شکست خورده آخوندی در تازه ترین سخنان و ضمن فرار به جلو، به وجود «ناعدالتی» در این حاکمیت خون ریز و جبار اعتراف نمود.

به یقین با نیم نگاهی به دجالگری های خامنه ای و ریختن اشک تمساح برای مردم بجان آمده و اقشار بشدت ضربه خورده میهن امان، بیان این اعترافات بخودی خود گویای عمق فاجعه ای است که اکنون نه تنها در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اجتماعی و ملی بلکه فراتر از آن در زمینه حقوق بشر، سیاست و سرکوب خونین مردم و شکنجه و کشتار زندانیان سیاسی در زندان های کشور ساری و جاری است.ولی فقیه طلسم شکسته بصراحت اعتراف میکند: «پیشرفت در عرصه های مختلف به معنای واقعی کلمه رخ داده اما در زمینه «عدالت» اقرار می کنیم که عقب مانده ایم». (خبرگزاری حکومتی ایلنا ۲۹ بهمن ۱۳۹۶)اینکه چگونه در این مملکت «پیشرفت در عرصه های مختلف به معنای واقعی» صورت گرفته و اینکه چرا مردم و قریب ۷۲ درصد از جامعه ۸۰ میلیونی ما که اکنون با «فقر مطلق و یا نسبی» دست به گریبان هستند، از وجود خیرات و برکات این پیشرفت ها بهره مند نشده اند، خود گویای دجالگری ولی فقیهی است که در چنبره بحران های داخلی، منطقه ای و بین الللی در گوشه رینگ «فریاد آی دزد، ای دزد» سر می دهد.نیاز وی به دروغگویی ترجمان همان دروغگویی و عوام فریبی های تمامی دیکتاتورها می باشد که در پایان عمر ننگین و سرکوبگرانه خود، «صدای انقلاب مردم» را می شوند.
براین سیاق است که باید عجز و لابه های آخوندک شیاد روحانی مبنی بر طرح «رفراندوم» و یا سخنان اخیر ولی فقیه زهر خورده که بکرات مورد «لطف و مرحمت» توده ها ی میلیونی با شعارهای «خامنه ای حیا کن، مملکت رو رها کن» قرارگرفته، ارزیابی نمود.خامنه ای بی شرمانه از پیشرفت!! سخن میگوید، همان پیشرفتی که اکنون ایران را به سوریه دوم در خاورمیانه تبدیل کرده است، همان حکومتی که سرآمد فساد، غارت، چپاول و سرکوبگری می باشد، همان مملکتی که اکنون نه هوا برای استشمام دارد و نه آب و خاک و محیط زیست و اقتصاد و پول!کشوری که دریاچه ها و رودخانه ها، تالاب ها و منابع زیر زمینی و آبی اش سالیان سال است که دیگراز مرز بحران گذشته و به مرز بروز «جنگ» رسیده است. سخن از ویرانه ای است که ۸ سال در تنور جنگ ضد میهنی بهترین فرصت ها را برای سازندگی و برقراری یک دمکراسی پایدار و مردمی سوزاند و هزاران میلیارد دلار از درآمد های نفتی کشور و یا بیش از یک میلیون از جوانان این سرزمین را یا در تنور جنگ و یا برای برپایی «اتحاد جماهیر» آخوندی با صدور ترویسم و بنیادگرایی هزینه نمود.
سخن از بی شرمی رهبر حکومتی است که به گفته معاون اول «امنیتی ترین رئیس جمهور نظام» تنها طی ۸ سال بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار نفت فروخته، اما در خزانه حکومتی «پولی باقی نمانده است».سخن از حاکمیتی است که سرآمد تمامی دیکتاتورهای تاریخ در زمینه نقض حقوق بشر، اعدام، سرکوب، سنگسار، اسید پاشدین علیه زنان آزاده، چشم و درآوردن و قطع دست و پا می باشد.
همان رژیمی که از صدر تا ذیل اش، از وزیر و کیل اش تا مدیر و مدبرش! در جرم و جنایت و شکنجه و کشتار و در فساد و غارتگری شهره آفاق می باشد.
همچنین باید از ولی فقیهی سخن گفت که اکنون به پایان تمامی ظرفیت های ممکن استراتژیک خود در داخل و منطقه رسیده است و برای فرار از مکافات و مواخذه مردم ایران و افکار عموم بین الملل ناچار به دروغ بافی و عذر تقصیر خواستن است.خامنه ای خود را عامدانه به کوچه علی چپ می زند و تلاش دارد تا با سرهم بندی کردن چنین سناریوهای مسخره ای، ولی فقیه را به بخشی از «اپوزیسیون» رژیم تبدیل کند.
وی زمانی از پیشرفت در تمامی زمینه ها سخن می گوید که خود مسئول تمامی بدبختی ها و رنج و مصائب مردم و میهن امان و همچنین بزرگترین جنایتکار معاصر تاریخ است.شکنجه و کشتار دگر اندیشان، قتل عام زندانیان بیدفاع و بی گناه در سیاهچال های حکومتی، قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷, پروژه قتل های زنجیره ای، سرکوب خونین دانشجویان، سرکوب قیام مردم در سال ۸۸, اعدام مجاهدین و دگر اندیشان، قتل عام مجاهدان دست بسته در اشرف قهرمان، بمباران یاران بیدفاع و بی سلاح ما در زندان لیبرتی تنها و تنها بخشی از پرونده خونین «پیشرفت های ولی فقیه در تمامی زمینه ها» می باشند.
وی که درزمینه شکست های استراتژیک نظام آخوندی «قمار باز» قهاری است، بصراحت می گوید: «اینکه می‌گوییم انتقاد داشته باشند، نه فقط انتقاد از دولت یا قوه قضاییه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد».!به یقین بیان این جملات نه روبه سوی مردم بجان آمده که طی قیام دی و بهمن ماه با شعار های «مرگ بر خامنه ای، مرگ بر اصل ولایت فقیه» کلیت نظام را به چالش سرنگونی کشیده اند، نیست، بلکه بیشتر مصرف داخلی برای جنگ قدرت در میان باند های متخاصم رژیم برسر سهم بیشتر دارد. خامنه ای بخوبی به ابعاد تنفر عمومی از رژیم ولایت واقف است. وی می داند که اساسا توده های گرسنه و متنفر از رژیم آخوندی هرگز نسبت به شخص وی «انتقاد» ندارند، بلکه آنچه را که جامعه جوشان و پویای ایران به خارج از مرزها ساطع کرده است، همان ضرروت سرنگونی رژیم و رسیدن به حاکمیت مردمی و نه حاکمیت مطلق ولی فقیه می باشد.این همان جوهر و مضمون خواسته های جامعه دردمند و بجان آمده ما می باشد که تبلور آن را در شعارهای بغایت رادیکال و ضد کلیت نظام آخوندی به نمایش گذاشته اند.
پاره کردن و به آتش کشیدن تصاویر منحوس ولی فقیه ویا به آتش کشیدن دفاتر نمایندگان ولایت در بیش از ۶۰ شهر کشور دیگر هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشته است که خواسته های مردم دیگر «انتقادی» نیست، بلکه برآمده از چالشی ملی برای رسیدن به کرامت، حریت انسانی و دمکراسی است. بقول مقاومت ایران: «مردم ایران در جریان قیام قهرمانانه دی ماه با شعارهای مرگ بر اصل ولایت فقیه و حکومت آخوندی سرنگون سرنگون پیشاپش پاسخ این ندامت کردن‌های دیرهنگام را داده اند. او با این ترفند ابلهانه دیگر قادر نیست نظام درهم شکسته و سراپا تباهش را از سرنگونی محتوم نجات دهد. جوانان ایران عزم جزم کرده اند که ایران اشغال شده را برای همیشه از لوث وجود نظام جلادان و غارتگران پاک کنند».درپاسخ به اعترافات «گهر بار» ولی فقیه یک شبه به نقل از صائب تبریزی باید گفت:
«نعل وارونه ست جام می ز ساقی خواستن
ورنه خوناب جگر پیمانه ٔ مارا بس است»

زندانیان سیاسی نه «معتاد اند» ونه داوطلب «خودکشی»

سینا قنبری،  وحید حیدری و محسن عادلی، به‌عنوان زندانیان سیاسی در زندان‌های  رژیم در زیر شکنجه جان باختند و رژیم اعلام کرد که خود کشی کرده اند

 ابعاد سرکوب مردم ایران به‌ویژه پروژه کاملا سازمان داده شده رژیم برای سر به نیست کردن قیام کنندکان در سیاهچال ها اکنون نه تنها به بروز شقه و شکاف در راس حاکمیت راه برده، بلکه فراتر از آن زنگ های خطر را برای خانواده ها و بستگان زندانیان و وجدان های بیدار، سازمان ها و مدافعان حقوق بشر بصدا در آورده است.

سخن از پروژه ای بنام «قتل های زنجیره‌ای» در درون زندان‌های کشور می‌باشد که بر اساس آن تا به امروز ۱۲ تن از زندانیان و قیام کنندگان سر به نیست شده و بر اساس داده‌های حکومتی پایانی بر تونل بی انتهای این جباریت نیز متصور نیست.
بر این سیاق می‌توان اذعان نمود که خامنه‌ای طلسم شکسته به دلیل وجود مجموعه بحران‌های رژیم به‌ویژه در زمینه داخلی و بین‌المللی و به دلیل شکسته شدن طلسم قدرقدرتی وی و دستگاه سرکوبگر سپاه پاسداران وزارت اطلاعات در میان مردم، از فردای قیام در دیماه گذشته به‌طور خزنده سیاست و شیوه‌ی نوینی را برای سر به نیست کردن زندانیان به اجرا درآورده است.ابعاد جنایات رژیم در زندان‌ها وجود شناعت و قساوت قضائیه رژیم به حدی است که حتی صدای پاسدار احمدی‌نژاد، سوگلی ولی‌فقیه را نیز درآورده است. وی که اکنون در پروسه یک جنگ و جدال با باند لاریجانی بسر می‌برد، به‌صراحت به وجود این پروژه ضد انسانی در زندان‌ها اعتراف کرده و می‌گوید: «یک جوانی که به تنگ آمده است، یک مردی که در مقابل خانواده به خاطر فقر شرمنده است به محض اینکه صدایش درمی‌آید، دستگیر می‌شود و می‌برند در زندانها و افراد را بدون ملاحظه دستگیر می‌کنند، جنازه را تحویل می‌دهند و بعد هم می‌گویند معتاد بوده است، خودکشی کرده است».واقعیت در لابلای این جملات آن است که به یقین اعتراف به چنین جملاتی آنهم از سوی رئیس‌جمهور اسبق این نظام که صد البته از سر خیر و صلاح و یا دلسوزی برای مردم به زبان آورده نشده، به‌خوبی نشان از عمق فاجعه‌ی انسانی در درون سیاه چالهای دیکتاتوری ولی‌فقیه دارد.
در این راستا نیازی نیست تا چراغی به تاریک خانه فساد و سرکوب در درون نظام آخوندی انداخت، به همان میزان نیز نیازی نیست تا سری به سردخانه‌ها و قبرستان‌ها با گورهای بی نام و نشان قربانیان زد، بلکه کافی است تا همین داده‌های قطره‌ای سران و متولیان حکومتی و جنگ باندهای صدپاره نظام را با دقت مد نظر قرار داده تا تصویر بهتری از بربریت ساری و جاری در نظام آخوندی وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران به دست آوریم.ادعای خودکشی زندانیان سیاسی و یا اعتیاد قیام کنندگان به مواد مخدر و قرص‌های روان‌گردان که به‌کرات و عامدانه از سوی دستگاه تبلیغاتی دیکتاتوری ولی‌فقیه تکرار می‌شود، ترجمان همان «قتل زندانیان سیاسی زیر شکنجه» می‌باشد که خامنه‌ای و باندهای جانی رژیم از فردای قیام با دستگیری‌های های کور و بی هدف، آن را برای منکوب نمودن جامعه ساری و جاری نموده‌اند.بر اساس داده‌های مقاومت ایران قریب «۸۰۰۰ نفر» از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم دستگیر شده‌اند. به گفته نماینده خامنه‌ای در مشهد، آخوند علم الهدی، تنها در این شهر «۸۵۰ » دستگیری به ثبت رسیده که در میان آنان «۴۰ الی ۵۰ » نفر از سرشاخه‌های قیام بوده‌اند.
حال اگر همین اعتراف آخوند حکومتی از ابعاد گسترده دستگیری‌های کور در مشهد را برای ۱۴۲ شهری که در آنها قیام آفرینان بنیان نظام را به آتش کشیده‌اند، مبنا محاسبه قرار دهیم، به یقین هرچه بهتر می‌توان به ابعاد واقعی دستگیری‌ها و بگیروببندهای حکومتی در میهن امان رسید.به یقین پروژه امنیتی برتل های زنجیره‌ای در زندان‌ها علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع که از دی‌ماه گذشته در شهرهای کوچک آغاز گردید و در مدت کوتاهی به زندان‌های بزرگ کشور رسیده است، بخشی ازسیاست های استراتژیک دیکتاتوری ابوداعش حاکم بر میهن امان برای مهار اوضاع بحران و نارضایتی عمومی، به‌ویژه در میان اقشار جوان کشور است.خامنه‌ای زهر خورده که اکنون در بن بست و سراشیب سرنگونی قرار گرفته است، برای کنترل وضعیت انفجاری جامعه و برای «زهر چشم گرفتن» از توده‌های به جان آمده از ظلم و ستم حکومتی، اکنون برای حفظ موجودیت و بقاء این رژیم ضد ایرانی به هر جنایتی دست میزند.
وی که مسبب اصلی تمامی جنایات وضعیت نابسامان کشور می‌باشد، در روزهای پایانی دستان آلوده قوه قضائیه، دولت وزارت کشور با تمامی زیرمجموعه‌های سرکوبگر آن، وزارت اطلاعات، بسیج سرکوبگر، سپاه و دوایر موازی را برای اجرای این سیاست ضد انسانی باز گذاشته است تا با راه انداختن حمام خون دیگری «تاج و تخت» ولایت را به هر قیمت که شده حفظ نمایند.

رهبر موقت: «آی دزد»!!

maghalat cf2a8
خامنه ای رهبر موقت رژیم آخوندی

رهبر فاسد ترین حکومت در طول تاریخ میهن امان در تازه ترین سخنان از وجود واقعیتی بنام «فساد سازمانداده شده» در حاکمیت خود خبر داد.

خامنه ای که اکنون از سوی اقشار مختلف جامعه با شعارهای «مرگ بر اصل ولایت فقیه» بطور گسترده ای «مورد استقبال»!! قرارگرفته است، درسخنان روز گذشته خود از جمله تاکید کرد: «فساد همچون اژدهای هفت‌سر افسانه‌ها است که از بین بردن آن به راحتی امکان‌پذیر نیست ولی حتماً باید انجام شود».ترجمان این جملات که در خود تناقضات بسیاری مانند «امکان پذیر نبودن» امر مبارزه با فساد راحمل می کند، در حالی است که شخص ولی فقیه در این حاکمیت غارتگر، خود با درآمد های ۹۵ میلیارد دلاری سر منشاء و مامن تمامی فاسدان و دزدان حکومتی است. وجود حساب های بانکی سران دزد و غارتگر رژیم در کشورهای خارجی که اکنون بواقع حکایت همان «افسانه اژدهای هفت سر» را دارند، دیگر برهیج ایرانی پوشیده نیست.این سخنان بواقع بیان کننده وضعیت بسیار شکننده رژیمی است که در پایان عمر ننگین خود، میهن ما را به ویرانه ای و قریب ۷۰ میلیون نفر از آحاد مردم ایران به فقر و فلاکت و تهی دستی کشانده است. وجود ۲۰ میلیون حاشیه نشین شهرها، لشکر ۸ میلیونی بیکاران، دو میلیون کودک کار و بی سرپرست، وجود کلیه، قرنیه، کبد، فک و سر و صورت فروشی، وجود ۱۷ استان بشدت ضربه خورده، به موازات از بین رفتن بیش از ۶۰ درصد از واحد های تولیدی و صنعتی و فرار ۶ میلیون ایرانی به خارج از کشور تنها گوشه هایی از ترجمان «چپاول، دزدی و فسادی» است که حاکمیت طی چهار دهه از زمان برروی کار آمدن بر ایران و ایرانی تحمیل نموده است.همچنین این وضعیت وخیم ماحصل سیاست های مخرب و غارتگرانه «رهبر موقت» حکومتی است که اساس و بنیان رژیم اش را بر پایه «فساد و غارت» گذاشته است. براین منطق برای خامنه ای اصلا و ابدا دزدی، چپاول و فساد تفاوتی چندان ندارد، «اوجب واجبات» در این حاکمیت خون ریز همان «سر سپردگی» تام و تمام به ولی فقیه است و بس.
 بدین سان است که دزدان و سارقان دسترنج مردم، زحمت کشان، معلمان، کارگران و اقشار ضربه پذیر در کاخ نشسته و لشکر تهی دستان در غار فلاکت و بدبختی.خامنه ای نیاز ندارد تا برای وجود «فساد حکومتی» روضه خوانی کند، نیازی هم نیست تا برای باند های غارتگر، فاسد و دزد در درون حاکمیت که مملکت، اموال ملی و درآمد های عظیم نفت و گاز را ارث پدری خود پنداشته اند، نصیحت و چانه درازی کند، بلکه بجا است تا پاک سازی را از بیت خود، قوای سه گانه، سپاه پاسداران و فرماندهان مزدور، بسیج سرکوبگر و انواع و اقسام باند های مافیایی در وزاتخانه ها آغاز نماید.
وی که در راس فساد و غارت در حکومت قرار دارد در یک فرافکنی تلاش می کند تا خود را نسبت به مصائب و ابعاد پدیدار شده از فساد سازماند داده شده حکومتی مبرا سازد! و توپ را به زمین «کارگزاران و متولیان» رژیم و باند های غارتگر رژیم بیاندازد.پیشتر خبرگزاری حکومتی رویترخبرگزاری (۲۰ آبان ۱۳۹۲) در یک گزارش تحقیقی اعلام کرد که «خامنه ای نظارت بر سازمانی را به نام «ستاد اجرایی فرمان امام» را برعهده دارد که میزان دارایی‌های این سازمان «بالغ بر ۹۵ میلیارد دلار» تخمین زده می‌شود».به نوشته رویترز، «این رقم چیزی حدود چهل درصد بیشتر از صادرات نفتی ایران در سال گذشته است» و «حتی از ثروت اندوخته شاه سابق ایران هم پیشی می‌گیرد.»ابعاد فساد در رژیم آخوندی بحدی است که نزدیک ترین و امنیتی ترین کارگزاران حکومت نسبت به سرنوشت شوم و پایان این روند اینگونه هشدار داده اند. احمد توکلی بی محابا می گوید: «فساد سیستماتیک شده است. فساد حکومت را ساقط می‌کند و اگر مبارزه با فساد نشود قطعا فساد جمهوری اسلامی را ساقط می‌کند». (سایت حکومتی آفتاب نیوز ۱۷ بهمن ۱۳۹۶)روضه های ضد فساد که اکنون از سوی ولی فقیه طلسم شکسته و یا تمامی باند های غالب و مغلوب رژیم بلند می شود، گویای عمق فاجعه و واقعیت در این رژیم غارتگر بوده و حکایت همان دزدی است که فریاد «آی دزد» را میزند.

خامنه‌ای «حکم اعدام» دستگیر شدگان را صادر کرده است!

maghalat 2d8ecاز فردای قیام مردم میهن امان در بیش از ۱۴۰ شهر کشور، شاهد دستگیری‌های کور و بی‌هدف از سوی دستگاه اطلاعات و امنیت رژیم هستیم.

گزمگان ولی‌فقیه در حالیکه از ماه ها قبل در اوج آمادگی بوده و نسبت به بروز انفجار جامعه هشدار پشت هشدار می دادند، با نخستین جرقه در کوچه و خیابانهای شهرهای میهن یکبار دیگر «غافلگیر» شدند.این وضعیت در حالی است که ولی‌فقیه طلسم شکسته از فردای قیام در سال ۸۸ و سرکوب خونین و در آن دوران سرمایه‌گذاری هنگفتی برای به بند کشیدن جامعه جوان کرده بود. بر این اعتقاد شکست خورده، وی به اشتباه بر این بار بود که باید «کار پایه‌ای» در جامعه انجام داد.
خاطرمان هست یکی از پروژه‌های امنیتی در آن دوران تبدیل «کودکستان‌ها و مدارس» به حوزه‌های علمیه بود که دیکتاتوری مذهبی با اعزام آخوندهای ریز و درشت حکومتی به‌عنوان «مشاوران فرهنگی»، تلاش داشت تا دست به مغزشویی کودکان نوجوانان میهن امان زده و از آنان عناصر «مکتبی» و لشکری برای حفظ حکومت «ولایی» بسازد.خامنه‌ای به مانند قمارباز قهاری است که اگر در همه چیز شکست خورده و زبون باشد، به یقین در یک مورد ید طولایی دارد و آن نیز همان درک ارتجاعی از مقوله‌ای بنام «سرکوب» می‌باشد. بر این اساس است که وی به مانند تمامی دیکتاتورهای تاریخ سنگ بنا را بر سرکوب، اختناق و هرچه بیشتر امنیتی، نظامی و پلیسی کردن جامعه گذاشته است. رشد و نمو انواع و اقسام دستگاه‌های موازی اطلاعاتی، نیروهای سرکوبگر مختلف، لباس شخصی‌ها به موازات تمامی ارگان رسمی سرکوب مانند بسیج، سپاه و یا نیروی انتظامی تماما بخشی از «شاهکارهای» مقام معظم برای قفل نگهداشتن جامعه دردمند امان می باشند.در دوران اخیر نیز درب سرکوب و اختناق بر همین منوال چرخیده است. برای نمونه درحالیکه اخیراً کارگزاران رژیم از وجود قریب ۵ هزار دستگیری در جریان قیام خبر داده‌اند، اما آمارهای مقاومت و مجاهدین و به‌ویژه ابعاد روبه رشد قتل زندانیان بی‌دفاع که پیکر آنان هر روز در گوشه و کنار خیابانها پیدا می‌شوند، سخن از دستگیری قریب «هشت هزار» نفر را دارند که تماما ترجمان ابعاد فاجعه‌ای انسانی بنام «سر به نیست کردن» سیستماتیک و سازمان داده شده زندانیان سیاسی در سیاهچال های حاکمیت می باشند.قتل زندانیان در زیر شکنجه، استعمال داروهای غیرمجاز و مخدر، تبعید زندانیان سیاسی، بی خبری از سرنوشت بسیاری از آنان، نبود وکیل مدافع و سازمان‌های ناظر فوق بشری برای رسیدگی به وضعیت اسرا و دروغ‌پردازی‌های دیکتاتوری ولی‌فقیه مبنی بر «خودکشی» زندانیان بی‌دفاع، تماما بخشی از پازل پروژه سر به نیست نمودن زندانیان را به نمایش می‌گذارند.
آخوند احمد خاتمی، نماینده «رهبر موقت» در سخنانی به گوشه‌ای از تصمیم نهایی رژیم برای سرکوب مخالفان اعتراف کرده است. وی به نیابت از خامنه‌ای، به‌صراحت فرمان «باغی» بودن زندانیان قیام را صادر نموده و بدین‌سان سمت سوی رفتار حاکمیت با زندانیان دست بسته سیاسی را ترسیم می کند.
خاتمی می‌گوید: «یک حرفی را در فتنه ۸۸ گفتم، بار دیگر آن حرف را تکرار می‌کنم، در فقه ما آنکس که علیه حاکم عادل اسلامی! بریزه به خیابان، بزنه، بکشه، آتش بزنه، باغی است و حکم باغی در فقه ما اعدام است». (سایت مجاهدین خلق ۱۴ بهمن ۱۳۹۶)به یقین این پاسخ رهبری شکست خورده و غرق در بن بست و بحران می‌باشد که جز حربه سرکوب خونین، راه حل دیگری برای خروج از مجموعه بحران های داخلی نمی بیند.
 ادای این سخنان از سوی نماینده ولی‌فقیه در حالی است که دیگر اهرم صدور بحران به خارج از مرزها، توانمندی خود برای حل و فصل مسائل رژیم و به‌ویژه ظرفیت های استراتژیک خود را از دست داده است.
خامنه‌ای در باتلاق‌های داخلی، منطقه‌ای بین‌المللی گیر افتاده است و درشکه نظام در حال از هم پاشیدن و تکه تکه شدن می‌باشد. ریزش نیروهای زهوار رفته، فرار از خدمت، سوزاندن کارت‌های بسیج سرکوبگر که گوشه‌هایی از آن را مردم در شبکه‌های مجازی تجربه کرده‌اند، تنفر عمیق مردم از کلیت نظام ع وجود نارضایتی شدید عمومی به موازات رشد اعتراضات و تداوم آنها به طرق مختلف، تماما موئید «بدبختی و فلاکت» رهبر موقت نظام است.همچنین ابعاد وخیم سرکوب و فشارهای روحی، روانی و فیزیکی بر زندانیان و دستگیر شدگان به حدی است که حتی صدای متولیان حاکمیت را نیز در آورده است. مواضع اخیر مجلس نشینان حکومتی، گسیل نمایشی نمایندگان ارتجاع به زندان اوین و برگزاری شوها و جلسات صرفا نمایشی و یا سخنان اخیر امنیتی‌ترین رئیس‌جمهور نظام مبنی بر شنیدن صدای مردم، تماما یادآور روزهای پایانی رژیم سلطنتی می باشند.

آخوند روحانی بر سر قبر خمینی ملعون و با چهره‌های رنگ و رو باخته خطاب به باندهای رژیم و مردم ایران واقعی‌ترین تصویر را از آینده دیکتاتوری ولی‌فقیه ارائه داده است. وی به‌صراحت اعتراف می کند: «رژیم گذشته‌ای که فکر می‌کرد سلطنت او مادام‌العمر و حکومت سلطنتی ابدی است، به این دلیل همه چیز را از دست داد که صدای نقد مردم را نشنید. صدای نصیحت مردم را هم نشنید. صدای مصلحان و ناصحان و علما و بزرگان و فرهیختگان را هم نشنید. صدای اعتراض مردم را هم نشنید، فقط یک صدا شنید و آن صدای انقلاب مردم بود».

نظام «کف بر دهان» آورده!

maghalat 93e5bجامعه جوشان ایران از فردای قیام بهمن علیه کلیت نظام فاسد و غارتگر ولی‌فقیه شاهد این واقعیت است که از صدر تا ذیل حاکمیت به‌ویژه «رهبر موقت» کف بر دهان بی‌پروا به دنبال «عوامل فتنه» می‌باشند.

سخن از قیامی مردمی با خواسته‌های به‌حق اما سازمانده داده شده و دارای رهبری ذیصلاح است که کلیت نظام آخوندی با تمامی باندهای تبهکار و سرکوبگر آن تحت نام «اصولگرا و یا اصلاح‌طلبان» قلابی را به چالشی ملی برای رسیدن به حاکمیت مردمی، حقوق بشر و دمکراسی کشانده است.این را دیگر ما به‌عنوان «نافیان» این نظام نمی گوئیم، داده‌های خامنه‌ای و رسانه‌های رژیم تماما طی هفته‌های گذشته موئید این واقعیت می‌باشند. نیم نگاهی به عربده‌کشی‌های نمایندگان ولی‌فقیه زهر خورده و طلسم شکسته و وارونه نمایی‌های آنان در «نمایشات» موسوم به جمعه و همچنین تئوریسین‌های و نظریه‌پردازان در رادیو و تلویزیون‌های حکومتی، دیگر جای هیچ شک و شبهه‌ای مبنی بر نقش اصلی «مجاهدین» در قیام اخیر باقی نمی‌گذارد.به عنوان نمونه آخوند خاتمی که مردم به‌درستی به وی لقب «خرچنگ نظام» را داده‌اند به باندهای توسری‌خورده و زهوار درفته رژیم به‌ویژه بسیجیان قفل شده و سپاه آچمز شده می‌گوید: «فتنه منافقین (مجاهدین) در سال ۷۵ و سال ۸۸ و دی ماه ۹۶ را، همه را، شما جمع کردید. مردم فتنه‌های بعدی را هم شما جمع کنید و می‌توانید جمع کنید».نمونه‌های این چنینی فراوان هستند و اساسا نیازی نیست تا به فاکت ها و وجود ادله برای اثبات این حقیقت که پیام مجاهدین و مریم رجوی اکنون در سراسر میهن ساری و جاری شده است، اشاره نمائیم.
اذعان «دشمن مردم ایران» به واقعیتی بنام «نقش مقاومت ایران» در راه‌اندازی و سازماندهی قیام بهمن ماه را پیشتر «رهبرموقت» نظام که دیگر پشمی به عبا و عمامه وی باقی نماینده اعلام کرده بود.
وی با تاکید اعتراف می‌نماید: «رأس سوم نیزمنافقین (مجاهدین) هستند و از ماهها قبل آماده بودند. رای سازماندهی و عملیات دو قرارگاه فرماندهی در همسایگی ایران تشکیل شده بود، یکی از این قرارگاهها برای هدایت عملیات در فضای مجازی بود و قرارگاه دوم برای مدیریت اغتشاشها». (سایت مجاهدین خلق ۱۹ دی ۱۳۹۶)بر این منطق است که شاهد راه افتادن موجی از عربده‌کشی‌های سران و متولیان حکومت علیه نقش اصلی مجاهدین در شهرهای میهن می‌باشیم. سخن از قیامی است که بر بستر گسترده گرسنگان، لشگر بیکاران، فقرا و محرومان آغاز گردید و در روند منطقی خود به خواسته‌های سیاسی و در نهایت به شعار مردمی «مرگ بر اصل ولایت فقیه» راه برد.
بر این منطق برخلاف تمامی سیاه نمایی‌های ولی‌فقیه و دستگاه تبلیغات حکومتی باید یادآور شد که بقول خانم رجوی مثلث این قیام از سه رأس «مردم، مجاهدین و کلیت رژیم آخوندی» تشکیل شده است. خزعبلات خامنه‌ای و دشمن سازی‌های واهی برای کشور، حکایت «خاک پاشیدن بر اصل موضوع» دارد و تنها برای سرگرم نمودن «وادادگان توسری‌خورده» نظام است ولاغیر!دیکتاتوری ولی‌فقیه در زمینه دروغ بافی و لغز خوانی قهار است، این را تاریخچه منحوس ولایت طی سه دهه گذشته به‌کرات اثبات کرده است. چرخاندن وقایع و تحریف حقایق نیز بر همین منوال همواره بخشی از سیاست‌های راهبردی رژیم می‌باشد.آن مثلث دروغین که خامنه‌ای ریاکارانه و عامدانه از آن سخن می‌گوید، نه در خارج از مرزهای کشور، بلکه ریشه عمیق در میهن اسیرمان دارد.

شرط و مبنا ما ایرانیان هستیم و بر این سیاق عنصر «عینی» و «ذهنی» نیز در کوچه و خیابان‌های کشور و در حاشیه شهرها و آلونک آبادها، کودکان فقر و کار، زنان خیابانی، کارگران استثمار شده و مناطق زلزله زده و محروم به انتظار نشسته‌اند.آخوند دری نجف‌آبادی نماینده خامنه‌ای در اراک، وزیر پیشین اطلاعات و عضو هیئت رئیسه خبرگان به این واقعیت برآمده از بطن جامعه جوان و پویای ما، اینگونه اعتراف کرده است: «در جریان قیام در اراک به منزل ما حمله شد و من در منزل بودم، البته در اتفاقات اخیر سن این‌ها بسیار کم بود، سن افرادی که به منزل ما حمله کردند هرچند سروصورت خود را بسته بودند زیر ۳۰ سال و حتی کمتر از ۱۸ سال بودند؛‌ البته من فقط استان مرکزی را عرض می‌کنم». (سایت همبستگی ملی ۷ بهمن ۱۳۹۶)این واقعیتی است که به یقین در حوزه درک و فهم هیچ دیکتاتور، به‌ویژه از نوع مذهبی و ولایی آن نمی‌باشد. بر این اساس باید مواضع اخیر متولیان هراس زده رژیم علیه مجاهدین را تحلیل نمود و بر این منطق باید به چشم انداز استمرار قیام و قیام‌های بعدی بسیار امیدوار بود.

به کمک دستگیر شدگان قیام بشتابیم!

maghalat eab85

تجمع مردم و خانواده ها  در مقابل زندان اوین و اعتراض به دستگیری جوانان قیام 96

با اوجگیری قیام مردم علیه دیکتاتوری خامنه ای و فریاد های میلیون ها هموطن بجان آمده علیه کلیت نظام آخوندی با شعارهای «مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی»، دستگاه سرکوبگر اطلاعات رژیم ضمن راه اندازی موج دستگیری های کور، تلاش دارد تا اوضاع بشدت درهم ریخته نظام را آرام نماید.

واقعیت درایران آخوند زده آن است که دیکتاتوری ولی فقیه زهر خورده و طلسم شکسته اساسا توان سرکوب کامل مردم وبویژه قیام کنندگان را ندارد. سیستم اعصاب رژیم با نخستین جرقه های قیام بشدت برهم خورده و حاکمیت در اوج آمادگی کامل و با راه اندازی انواع و اقسام سیستم های اطلاعاتی، بسیج و سپاه، یکبار دیگر تجربه کرد که به چه میزان پوشالی، ضربه پذیر و جامعه جوان ایران به چه میزان خواهان دگرگونی و سرنگونی این رژیم است. این بزرگترین خصلت قیام اخیر گرسنگان و میلیون ها ایرانی برای رسیدن به حاکمیت مردمی می باشد.
براین منطق استمرار حملات بی امان جوانان و قیام کنندگان به ماشین سرکوب و خون ریزی رژیم طی روزهای اخیر و بویژه به آتش کشیدن تصاویر منحوس خامنه ای و سران رژیم، آتش زدن دفاترنمایندگان ولی فقیه در بیش از ۶۰ شهر، حمله به پایگاه های بسیج ضد مردمی، مراکز دولتی و یا حکومتی تماما موئید این واقعیت هستند که سنبه مردم و مقاومت مردمی بسیار پر زورتر تمامی تبلیغات دروغین و عربده کشی های ولی فقیه می باشند.همچنین به حاکمیت یکبار دیگر ثابت شد که این جنبش اتفاقا هم «رهبر ذیصلاح» و هم «سازمان رهبری کننده» دارد. سخن از سازمان مجاهدین خلق است که ضمن برخورداری از حمایت های بین المللی و برخلاف تمامی تبلیغات دروغین رژیم، ریشه های عمیق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جامعه تشنه ایران داشته و با تمامی کشتار، خون ریزی، بمباران و رنج و شکنج اعضاء و کادرهای آن طی سه دهه اخیر، ذره ای از این خواست ملی برای رساندن جامعه به دمکراسی، حقوق بشر و حاکمیت کوتاه نیامده است.
این را دیگر ما نمی گوئیم، بلکه از صدر تا ذیل رژیم، از خامنه ای طلسم شکسته تا نمایندگان وی در شهرها و استان های کشور، از مجلس حکومتی با نمایندگان ریز و درشت اش، از فرماندهان سپاه سرکوبگر پاسداران، بسیج و اطلاعاتی های تا رئیس جمهور دست ناشنده ولی فقیه ودرمانده طی هفته های اخیر بکرات بدان اعتراف کرده اند.
نیم نگاهی به مواضع سران و متولیان رژیم و نیم نگاهی به رسانه های حکومتی، رادیو وو تلویزیون و تریبون نمازهای جمعه و کف بردهان آوردن کارگزاران رژیم تماما مهر تائیدی براین واقعیت می باشند.و باز بر همین سیاق است که باید به نیاز حکومت شدید برای نمایش قدرقدرتی و عربده کشی علیه مردم بجان آمده رسید، امری که خود را اکنون در دستگیری های کور و بی هدف طی هفته های اخیر به نمایش گذاشته است. دراین رابطه پیشتر شورای ملی مقاومت از دستگیری «۸ هزار نفر» از مردم و مفقود الاثر شدن «شمار زیادی» طی هفته های اخیر خبرداده است.
درتازه ترین اطلاعیه شورای ملی مقاومت (۲ بهمن ۱۳۹۶) از جمله تاکید شده است: «دستگیریهای گسترده و جمعی در ایران در حالی است که خبر شهادت زندانیان تحت شکنجه یکی پس از دیگری به‌گوش می رسد. سرکردگان فاشیسم دینی با وقاحت تمام دلیل این قتلهای جنایتکارانه را خودکشی زندانیان یا تزریق مواد مخدر و یا نرسیدن مواد مخدر عنوان می‌کنند. دستگیریهای خودسرانه و جمعی و قتل زندانیان زیر شکنجه بدون تردید جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود و دخالت جامعه جهانی را الزامی ساخته است».به یقین پرشدن زندان ها از جوانان، نوجوانان و زنان مقاوم که شاخص های اصلی مقاومت علیه دیکتاتوری مذهبی می باشند و همچنین تجمع خانواده های اسرا و دستگیر شدگان پشت درب زندان های رژیم تنها نمونه های کوچک ازاین وضعیت بحرانی و نیز بربریت ساری و جاری در ایران می باشد.
یک سایت حکومتی ضمن اذعان به ابعاد بحران انسانی و شکنجه های وحشیانه علیه بازداشت شدگان در سیاهچالهای رژیم می نویسد: «نیروی انتظامی در غالب بازداشتگاه‌ها رفتار مناسبی با بازداشت شدگان نداشته و اکثریت بازداشت شدگان از فحاشی و رفتارهای زننده مامورین در زمان بازداشت و مدت زمان چند ساعته نگهداری در بازداشتگاه‌های نیروی انتظامی خبر می دهند. برخی ازبازداشت شدگان در بازداشتگاه‌ها به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند».این گزارش سپس می افزاید: «پیکر سینا قنبری صبح روز شنبه ۱۵ دی ماه در حالی که کیسه زباله به دور گردنش بسته شده بود در کف سرویس بهداشتی قرنطینه زندان اوین توسط زندانیانی که وظیفه نظافت را داشته‌اند پیدا می‌شود». (سایت حکومتی کلمه ۱ بهمن ۱۳۹۶)«رهبر موقت» تلاش دارد تا با اعمال سیاستی خزنده و بی سروصدا، جنبش را سرکوب کند. دلیل اعمال چنین سیاستی نیز بسیار روشن است، وضعیت بشدت ضربه خورده حاکمیت و وجود محاصره در زمینه های داخلی، منطقه ای و بین المللی است.
دراین راستا دستگیری های کور و حمله و هجوم شبانه گزمگان هارارتجاع به خانه های مردم و قیام کنندگان به موازات لبخند های آخوند شیاد روحانی واشک تمساح وی برای قیام کنندگان، تماما دو روی سکه ای بنام تروریسم حکومتی و سرکوب می باشند.سخن از طراحی نقشه شوم رژیم برای پرکردن زندان ها و سربه نیست کردن زندانیان بی دفاع و بی گناه در سیاهچال های حکومتی می باشد.
علیه این جباریت و برای دفاع از حقوق زندانیان دربند متحدا اقدام کنیم و جهانی را برسر آمران و عاملان کشتار فرزندان میهن امان بشورانیم.

«رهبر موقت» عصاره متعفن ولایت

moghavemat1 eb18d
عصاره متعفن ولایت به مانند سلف تاریخی خود، شیخ فضل الله نوری، در قیاسی مع الفارق میلیون ها ایرانی بجان آمده از جور، ظلم و ستم آخوندی را «مگس روی زخم» خطاب کرد.

به یقین چنین بی احترامی عامدانه از سوی خامنه ای که منطقا باید «مظهر فهم و کمالات»!! در یک دیکتاتوری مذهبی و غیر متعارف باشد، نه اولین آن و نه آخرین از نوع خود خواهد بود، حداقل تا زمانیکه مردم حساب خود را با این رژیم خون ریز، فاسد و غارتگر تعیین و تکلیف نکرده اند.
همچنین بکارگیر چنین واژه هایی سخن از اسرار و رازهای مگو و پشت پرده نظامی سرکوبگر را دارند که بنا کرده است تا دیگربار دست به قتل عام گسترده اسرا و قیام کنندگان بزند.طی هفته های گذشته بوفور چنین واژه هایی از دهان کف آلود متولیان و کارگزاران رژیم تکرار شده است، واژه هایی مانند «بزغاله، آشغال، گوساله» و یا بقول آخوند روحانی «یک اقلیت کوچک» تماما ترجمان سخنان سردمدار و رهبر نظامی است که اکنون ضمن فحاشی آشکار به مردم، شمشیر سرکوب را علیه جوانان و نوجوانان قیام کننده از رو بسته است.براین سیاق شاهد بودیم که هنوز جوهر سخنان «گهربار» مقام معظم و سکاندار کشتی سوراخ سوراخ شده ولایت خشک نشده، آخوند صدیقی نماینده خامنه ای در نمایش جمعه تهران (۲۲ دی ۱۳۹۶) با اعتراف به ابعاد وسیع تظاهرات در شهرهای کشور، قیام کنندگان را «اشغال» خطاب کرد و افزود: «اجتماع ملت، دریایی ایجاد کرد و آشغال ها را شست و تمیزکرد».
همچنین جلالی پور، یک پاسدار شکنجه گر حکومتی که اکنون لباس «اصلاح طلبی» بتن کرده، قیام کنندگان را «کرکس» نامید.
به موازات این علائم ونشانه ها و ابراز چنین سخنان و فحاشی هایی از سوی کارگزاران ریز و درشت رژیم و صرفنظر از فرهنگ منحط آخوندی و لفاظی های متولیان حکومت علیه لشکر گرسنگان، باید به ابعاد سرکوب طی هفته های اخیر در میهن امان اشاره نمود.اکنون کمتر روزی نیست تا جنازه اسیران و بازداشتی ها در بیابان ها، جاده ها و شهرهای کشور یافت نشوند. بکارگیری سسیتماتیک شکنجه برای «اعترافات اجباری» به همراه خوراندن مواد سمی و دارو به دستگیرشدگان با ادعای دروغین «خودکشی» اسیران در سیاهچال های کشور، تماما نشان از تصمیم حاکمیت برای منکوب نمودن مردم و قیام کنندگان را دارند.براساس داده های مقاومت ایران قریب هشت هزار نفر طی هفته های اخیر در شهرهای مختلف دستگیر شده اند. از آمار دقیق قتل، کشتار و مثله مثله کردن زندانیان بدلیل شرائط بسته زندان ها و نبود وکیل و نظارت سازمان های حقوق بشری، هنوز نمی توان با قاطعیت رقم دقیقی ارائه داد، اما وجود «۹۰ درصد دستگیر شدگان زیر ۲۵ سال» که «۳۵ درصد آنان دانش آموزان» می باشند و همچنین موارد بسیاری از شکنجه شدگان در شهرهای کوچک، بویژه در بخش های امنیتی مانند استان کردستان، اراک، زنجان، مرکزی و یا خوزستان بخوبی آینه تمام قدی از جباریت ساری و جاری در زندان های رژیم می باشند.دراین رابطه خانم مریم رجوی ضمن هشدار به جامعه بین المللی اعلام کرد: «آتش گشودن به روی تظاهرکنندگان، دستگیریهای جمعی و به شهادت رساندن زندانیان زیر شکنجه که این روزها توسط دژخیمان نظام ولایت فقیه در شهرهای مختلف ایران جریان دارد، بدون تردید از مصادیق جنایت علیه بشریت است و از سوی جامعه بین المللی اقدام فوری می طلبد. سکوت در برابر این جنایتها، فاشیسم دینی حاکم بر ایران را در ادامه و استمرار این جنایات جری تر می کند».همچنین علائم و نشانه های این بربریت را وزیر دادگستری در دولت آخوند روحانی اینگونه به تصویر کشیده است: «در رابطه با بازداشتی‌ها یکی از موضوعاتی که همه از جمله مقام معظم رهبری و روسای قوا بر آن اتفاق نظر داشتند، این بود که یک سری اتفاقاتی افتاده و در آن افراد مختلف با انگیزه‌های گوناگون ورود پیدا کرده‌اند که باید آنها را تفکیک کنیم». (خبرگزاری حکومتی ایسنا ۲۸ دی ۱۳۹۶)براین منطق از هم اکنون می توان با براه افتادن ماشین «تفکیک» که ترجمان همان شیوه های فاشیسم هیتلری در اردوگاه های مرگ نازی می باشد، سرکوب خونین، شوه های تلویزیونی و اعترافات دروغین و تماما ساختگی از سوی وزارات بدنام اطلاعات را در آینده نزدیک شاهد بود و بدین سان به عمق رذالت و دنائت سازمانداده شده حکومتی علیه قیام کنندگان رسید.

قوز بالا قوز شد!

maghalat f405cاز قدیم الایام گفته اند، طرف اومد زیرابرو رو شو برداره، زد چشمو و چالشو کور کرد.

حال این حکایت سفر محمدجواد ظریف به بروکسل برای چفت و بست کردن وضعیت نامتعادل توافق نامه برجام شده است.

خامنه ای طلسم شکسته و غرق در بحران با گسیل رئیس دیپلماسی ورشکسته حکومت برای بدست آوردن دل بازماندگان سیاست مماشات در اتحادیه اروپا، به اشتباه بر این باور بود که عنقریب به ضرب پول‌های بادآورده نفتی و قراردادهای اقتصادی خواهد توانست سمت سوی شتابان علیه مطامع کشور گشایانه و تروریستی حکومت را ترمز زده و آن را مهار نماید؛ اما یکبار دیگر تجربه کرد که با وجود تمامی اختلاف نظرها در جامعه بین‌المللی بر سر «حفظ» یا «خروج» از برجام، کشورهای ذیربط بر سر اصلی‌ترین سیاست‌های مخرب دیکتاتوری ولی‌فقیه نقطه نظرات مشابه و همخوانی دارند.در این رابطه وزیر خارجه فرانسه در کنفرانس مطبوعاتی بروکسل که ظریف را در آن شرکت نداده بودند، گفت: «همه طرف‌های امضاکننده باید (برجام) را رعایت کنند... اما (توافق اتمی) به این معنی نیست که ما سایر نقاط اختلاف را که هم در زمینه بالستیک و هم در زمینه اقدامات (رژیم) ایران در سراسر منطقه وجود دارند... پنهان کنیم». (سایت مجاهدین خلق ۲۲ دی ۱۳۹۶)

مشابه چنین نقطه نظراتی نیز از سوی وزیر خارجه آلمان و انگلیس نیز ابراز گردیده است، امری که بخوبی مبین شکست رژیم برای کشاندن اتحادیه اروپا به باتلاق سیاست‌های مخرب خود دارد.

بر این منطق مشاهده می‌شود که واقعیت‌ها و داده‌های این سفر که به یقین شکست سنگینی برای دیکتاتور جبار بود، تصویر دیگری را به جهانیان نشان داده‌اند. در یک کلام سفر ظریف به بروکسل که مورد اعتراض گسترده ایرانیان و اشرف نشانان و همچنین مدافعان حقوق بشر قرارگرفته بود، به موضوعات مهم دیگری مانند «پروژه‌های موشک‌های بالستیک» و نیز «دخالت‌های تروریستی» رژیم در منطقه کشیده شد.پیش از برگزاری این دور از مذاکرات، وزارتخارجه فرانسه نیز در بیانیه‌ای موضوع صریح این کشور در رابطه با سیاست‌های مخرب دیکتاتوری ولی فقیه را منتشر نمود. در این بیانه از جمله تاکید شده است: «برنامه موشک بالستیکی ایران با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت مطابقت ندارد و عامل بی‌ثباتی منطقه است. اطلاعاتی که درباره انتقال موشکها و کمکهای ایران به کشورها و موجودیت‌های غیردولتی منطقه وجود دارد یک عامل نگرانی جدی هستند. به همین دلیل برنامه موشک بالستیکی ایران باید به چارچوب کشیده شود» (همان منبع بالا)به موازات این تحولات که به گفته بسیاری از ناظران به «قوز بالا قوز» برای خامنه ای تبدیل گردیده است، باید به اساسی‌ترین موضوع مردم ایران یعنی نقض شدید حقوق بشر در دیکتاتوری مذهبی آخوندی اشاره نمود.

به یقین دست دادن به نماینده یک دیکتاتور خون ریز که میلیون ها ایرانی با شعارهای کوبنده «مرگ بر خامنه ای» وی را تا زباله دان تاریخ مشایعت می کنند، نه تنها جای افتخار ندارد، بلکه مایه شرم و لکه ننگی برای حقوق بشر نوین می باشد.این واقعیتی است که مردم ایران و قربانیان این رژیم خودکامه اکنون از بازماندگان سیاست مماشات سوال کرده و آن را به چالشی جدی در زمینه حقوق بشر می کشند.

حقوق بشر جهان شمول است و در این هیچ جای شک شبهه ای نیست. ماده ۲ بیانیه جهانی حقوق بشر بصراحت تاکید دارد: «میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمرو قضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد».بر این منطق باید گفت، آری حقوق بشر «خوب و مفید» است، اما برای همه، بویژه برای ملت هایی مانند ما ایرانیان که اکنون زیر ستور گزمگان ارتجاع مذهبی، بنیادگرایی و تروریسم دولتی در حال «جان دادن» می باشند. لذا نباید و نمی توان موضوع حقوق بشر را با دو عینک متفاوت دید و یا نسبت به آن اغماض نمود.ما با یک دیکتاتور خون ریز مذهبی سروکار داریم که جهانیان در قیام اخیر مردم طی هفته‌های گذشته به گوشه‌ای از ابعاد دنائت، سبوعیت و بربریت آن صحه گذاشته‌اند. تصاویر سرکوب خونین مردم، چاقو بدستان و قمه کشان خامنه ای علیه نوجوانان، زنان و مردم بجان آمده و زدن تیر خلاص بر سر و صورت تظاهر گنندگان و از همه مهم تر عربده‌کشی‌های حاکم قهار در سخنرانی اخیرش، بخوبی مبین وجود ابعاد سرکوب در ایران می باشند. بنابرداده‌های مقاومت ایران تنها بیش از ۸۰۰۰ نفر طی هفته‌های اخیر در شهرهای میهن دستگیر شده‌اند.از آمار مفقودین تا نگارش این نوشتار هیچ خبری در دست نیست و شکنجه و کهریزکی کردن دستگیر شدگان که نمونه‌های آن را در قتل شهید «سهراب قنبری»، «وحید حیدری» و «محسن عادلی» زیر شکنجه می‌بینیم، تنها گوشه‌هایی از این سبوعیت و بربریت ساری و جاری در زندان‌های ایران می باشند.

در این رابطه پیشتر شورای ملی مقاومت (۱۹ دی ۱۳۹۶) تاکید کرده بود: «هزاران زندانی دیگر قیام در شرایط سخت و نامشخصی در زندانهای مختلف کشور به‌سر می‌برند و بسیاری از آنها تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند. گفته می‌شود برخی دیگر از بازداشت‌شدگان نیز زیر شکنجه به شهادت رسیده اند».

شورای امنیت – اقدامی نمادین علیه نقض حقوق بشر در ایران

maghalat 6fccdسرانجام پس از دهه‌ها تلاش و کوشش مردم و مقاومت ایران، پرونده خونین نقض حقوق بشر در ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری ولی‌فقیه روز جمعه گذشته در دستور کار شورای امنیت ملل متحد قرار گرفت.

صرف‌نظر از نتایج حاصله از جلسه شورا و بحث‌های رد و بدل شده میان نمایندگان عضو این شورا و صرف‌نظر از تلاش‌های پشت پرده رژیم آخوندی و اذناب اقتصادی آن برای منحرف نمودن موضوع سرکوب خونین مردم ایران و قیام کنندگان، به یقین این اقدام نمادین تحولی بزرگ در راستای حقوق بشر نوین و نخستین پیروزی برای تمامی حامیان حقوق انسانی به‌ویژه مقاومت ایران می‌باشد.
سخن از خواسته‌ای است که اکنون با گذشت بیش از سه دهه از استقرار دیکتاتوری مذهبی در ایران همواره در رأس خواسته‌ها، تلاش‌ها و اهداف مجاهدین و مقاومت ایران بوده است.اعتراف سران سرکوبگر رژیم بر نقش مجاهدین در راه افتادن سیل بین‌المللی علیه دیکتاتوری ولی‌فقیه را پاسدار مقدم فر اینگونه به تصویر کشیده است: «دم خروس رو اینها نشان دادند چطور؟ بلافاصله ترامپ آمد موضعگیری کرد... اینها اگر... اینطور موضعگیری نمی‌کردند یعنی منافقین نمی‌آمدند اطلاعیه حمایتی بدهند و موضعگیری کنند رسانه هاشون فعال بشوند... این‌قدر زود هول شدند اینها سریع یا ترامپ بیاد سخنگوی وزارت‌خارجه شون بیاد وزیر خارجه شون موضع بگیره دیگران چقدر هول و با سرعت دو روز سه روز از حوادث گذشته بود سریع آمدند».به موازات این روند مهم، وجود ۶۴ قطعنامه علیه نقض حقوق بشر در ایران و وجود گزارشگر ویژه برای رسیدگی به سرکوب، اعدام، دستگیری و بربریت ساری و جاری در ایران، خود به‌خوبی مبین وجود واقعیتی بنام «سرکوب سیستماتیک» از سوی دیکتاتوری ولی‌فقیه در میهن امان می‌باشد.

به موازات این واقعیات نیز اکنون مردم جهانی به عینه می‌بینند که این دیکتاتوری خون‌ریز چگونه با گلوله بست جوانان، زنان باردار و اقشار به جان آمده علیه ظلم، ستم، و با گسیل گزمگان ولایت و حکومتی نظامی اعلام نشده، مذبوحانه تلاش دارد تا قیام را در نطفه خفه کند.

دستگیری‌های کور، قطع شبکه‌های اینترنتی و به‌ویژه شبکه‌های مجازی، کهریزکی کردن دستگیر شدگان برای نمایش‌های تلویزیونی و یا اعدام‌های هرچه بیشتر و به صحنه آوردن فرماندهان مزدور سپاه، بسیج و ارتش و یا ایجاد فضای امنیتی شدید در شهرهای کشور آینه تمام قد سرکوب خونین مردم و گرسنگان در ایران می‌باشند.نماینده آمریکا در شورای امنیت، نیکی هیلی با اشاره به واقعیت‌های غیرقابل انکار از وضعیت بحرانی در ایران آخوند زده می‌گوید: «طی هفته گذشته آنچه که در کشور ایران اتفاق افتاده، چیزی است که جهان باید به آن توجه کند. این واقعه خود بیان خودجوش حقوق بشر است. مردم ایران در بیش از ۷۹ نقطه در سراسر کشور بپا خاسته‌اند. این نمایش قدرتمندی از سوی مردم شجاعی است که آنقدر جانشان از دولت سرکوبگر خود به لب رسیده که حاضرند در اعتراض علیه آن، جان خود را به‌خطر بیندازند. جهان باید شجاعت آنها را تحسین کند».بر این منطق است که باید به جوهر این جلسه مهم و اساسا بردن این پرونده خونین به شورای امنیت ملل متحد نگریست. خامنه‌ای طلسم شکسته با ترفندها و بکارگیری تمامی امکانات مردم ایران تلاش نمود تا جلسه شورا را از واقعیت‌های روز در ایران منحرف نماید. دروغگویی های مشمئز کننده نماینده دیکتاتوری جلسه شورا و وارونه نمایی واقعیت‌های غیرقابل انکار در ایران و به‌ویژه سرکوب خونین قیام کنندگان که صحنه‌های دردآور آن را اکنون جهانیان در رسانه‌های خارجی و شبکه‌های مجازی به‌وفور می‌بینند، تنها گوشه‌ای از این تلاش‌های مذبوحانه بود.همچنین در این راستا باید به یاوه‌گویی‌های رژیم در جلسه شورای امنیت مبنی بر عدم مداخله دیگر کشورها «در امور داخلی ایران» اشاره نمود. این درخواست عوام فریبانه در حالی صورت گمی گیرد، که بنا بر تمامی شواهد، دیکتاتوری خون‌ریز ولایت ید طولایی در دخالت در کشورهای منطقه، شاخ آفریقا و آسیای میانه دارد.

ارسال نیروهای تروریستی، آموزش و کمک‌های مالی و تسلیحاتی، راه‌اندازی شبکه‌های اطلاعاتی، مشارکت مستقیم در جنگ علیه مردم سوریه و عراق و یمن، و یا ارسال موشک به نیروهای تحت امر خود، تنها گوشه‌هایی از این پازل دخالت می‌باشند. بر این منطق است که مردم قهرمان سوریه با بیش از نیم میلیون کشته و مجروح تبعات سنگین دخالت‌های مستقیم نیروی تروریستی قدس را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند باز بر این منطق است که در جای جای جهان ما رد پای تروریسم صادراتی رژیم را از آرژانتین تا ایالات متحده و اروپای مرکزی و سپس تا شرق آسیا را به‌خوبی می‌بینیم.

قیام ایران – کلوخ‌انداز را پاسخ سنگ است

maghalat dce73رشد و گسترش جنبش اعتراضی علیه کلیت نظام آخوندی اکنون می‌رود تا بساط این حکومت ننگین و سرکوبگر را از میهن امان جاروب کنند.

صحنه‌های پرشور در میادین و خیابان‌های بیش از ۵۱ شهر در مهین اسیر و به‌ویژه حضور گسترده جوانان و زنان وا قشار به جان آمده و سرکوب شده، اکنون خواب را از چشم حاکمان زر و زور ربوده است.خامنه‌ای جنایتکار و خیل گزمگان سرکوبگر وی هیچ حد و مرزی را در شناعت و بی‌رحمی باقی نگذاشته‌اند. صحنه‌های دردآور قتل‌عام جوانان، حمله و هجوم «آدم آهنی» های حکومتی و نیروهای سرکوبگر، پلیس، لباس شخصی‌ها و بسیج ضد مردمی به تظاهرکنندگان تماما به موازات روضه‌ای صد من یک غاز آخوند شیاد روحانی مبنی بر دعوت به «آرامش» صورت می‌گیرند. بر این منطق اکنون شاهد هستیم که دیکتاتوری خون‌ریز شمشیر سرکوب و قتل‌عام مردم را از رو بسته است و سران جنایتکار حکومت بر طبل هرچه بیشتر نظامی، امنیتی کردن جامعه تلاش می‌کوبند.هدف رژیم به موازات سرکوب خونین، منحرف کردن جنبش و ضربه زدن و یا ربودن رهبری قیام است. لجن پراکنی های گسترده سران رژیم در رسانه‌های حکومتی علیه مجاهدین خلق و مریم رجوی به یقین آینه تمام قد این سیاست ضد خلقی است که باید آن را به جد افشاء نمود.

تلاش پاسداران سیاسی رژیم در داخل و خارج از کشور نیز در همین راستا است. روضه‌های صد من یک غاز مشتی عامل حکومت و مماشات گر و نان خوره‌ای پنهان و آشکار وزارت بدنام اطلاعات و تلاش آنان برای «آرام کردن» قیام کنندگان تماما در راستای این سیاست ولی فقیه می‌باشند.

آنان به‌خوبی می‌دانند که با رفتن خامنه‌ای، بساط اپوزیسیون نمایی در داخل و خارج از کشور جمع خواهد شد. به‌ویژه همان «اصلاح طلبان» قلابی که اکنون چهره از نقاب کشیده و نسخه سرکوب مردم را به سپاه خون‌ریز پاسداران می‌دهند.به موازات این واقعیات، اکنون همگان شاهد هستند که چگونه گزمگان ولایت با زدن تیر به سر و صورت قیام کنندگان، بکار گیری از نارنجک و گلوله‌های ساچمه‌ای، استفاده از قمه و چاقو برای کشتار مردم، گاز اشک‌آور و شلیک مستقیم به قیام کنندگان قهرمان، به مقابله با خواسته‌های به‌حق مردم به جان آمده برخاسته‌اند. سخن از قیامی است که تنها طی چند ساعت از شعار «نان من کو» به «مرگ بر خامنه‌ای، خامنه‌ای حیا کن، مملکت رو رها کن» تبدیل گردید.در یک کلام صحنه، صحنه دستان خالی مردم بی‌دفاع و بی‌گناه، اما مصمم برای رسیدن به خواسته ملی و واژگون نمودن بساط دیکتاتوری خامنه‌ای و در طرف دیگر ماشین سرکوب خونین یک دیکتاتور قهار با تمامی امکانات سرکوب.
بر این مبنا است که ایرانیان دردمند و جهانیان رهنمود برادر مسعود به قیام آفرینان را فهم می‌کنند آری پاسخ تنها در این جمله است «شاه سلطان ولایت، آتش جواب آتش»

منتخب ویدئوکلیپ