Menu

ضد جاسوسي

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات در استان آذربایجان غربی

jasusi 8f96fرژیم جنایتکار آخوندی در مقابل مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران، فقط به سرکوب، دستگیری، اعدام, شکنجه و ترور اکتفا نکرده بلکه از یک کارزار شیطان سازی و «جنگ روانی» بر اساس دروغ و دجالیت محض ازجمله در آذربایجان غربی استفاده می‌کند.

وظایف و مأموریت‌های عوامل و مهره‌های وزارت اطلاعات

برخی از مهم‌ترین مأموریت‌های مهره‌های وزارت اطلاعات در پوشش انجمن نجات در آذربایجان غربی به‌قرار زیر است:

۱- اعزام مزدوران آخوندها به سیرک ولایت در اطراف اشرف به‌منظور زمینه‌سازی اقدامات تروریستی علیه مجاهدین و مشروع کردن کشتار آنان.

۲- ارتباط و مراجعه به خانواده‌های اشرفی‌ها برای دروغ‌پردازی علیه مناسبات مجاهدین به‌منظور نامه‌نگاری و جمع‌آوری امضا خطاب به ارگان‌های حقوق بشری

۳- برگزاری نمایش و تجمعات فرمایشی از طرف وزارت اطلاعات به‌منظور دروغ‌پردازی علیه مجاهدین

۴- شرکت در مستندهای سفارشی وزارت اطلاعات

شرکت در سیرک وحوش ولایت تحت عنوان خانواده مجاهدین

حکومت آخوندی از بهمن ۸۸ تا دی ۹۰ با اعزام گروهی از مزدورانش به عراق تحت عنوان خانواده ساکنان اشرف و استقرار آن‌ها در کنار اشرف و با نصب ۳۲۰ بلندگو به‌صورت شبانه‌روزی به جنگ روانی و شکنجه روانی ساکنان مشغول بود. این اقدام ضد بشری به کمک عوامل اطلاعاتی رژیم در سفارتش در بغداد صورت می‌گرفت. هدف از این اقدامات زمینه‌سازی برای اعمال فشار هرچه بیشتر بر مجاهدین و فراهم کردن زمینه حمله و کشتار در اشرف توسط دولت مالکی بود.قادر رحمانی، منصور تنهایی، سعید باقری دربند، ناصر سیدعلی بابایی ازجمله پادوهای وزارت اطلاعات در آذربایجان غربی بودند که هیچ نسبتی با ساکنان اشرف نداشتند ولی برای اجرای مأموریت به این سیرک ساخته و پرداختة وزارت اطلاعات اعزام شدند.

خیمه‌شب‌بازی وزارت اطلاعات در دانشگاه‌های کشور با پادوهای حقیر

وزارت اطلاعات به فاصله کوتاهی پس از خروج نام سازمان از لیست‌های استعماری- ارتجاعی در برخی دانشگاه‌های کشور، نمایشگاه‌هایی را برگزار کرد. در کنار این نمایشگاه‌ها، جلسات ابراز ندامت تعدادی از مزدوران وزارت اطلاعات تحت عنوان پرسش و پاسخ برگزار می‌شد. علاوه بر این تعدادی از مدیران و مهره‌های وزارت اطلاعات هم به‌عنوان مهمان ویژه، در این نمایش‌ها شرکت داشتند.

بعضی از این نمایشگاه‌ها در آذربایجان غربی بود که با بازیگری تعدادی از پادوهای وزارت سرکوب و جنایت تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» برگزار شد.

صحنه چرخان این نمایش وزارت اطلاعات یک مأمور بدنام به اسم آرش رضایی بود که رسانه‌های رژیم از او با عنوان «مدیرعامل انجمن نجات آذربایجان غربی» نام می‌برند: «مدیرعامل انجمن نجات آذربایجان غربی: نمایشگاه دگردیسی در [مجاهدین] به کار خود پایان داد. این نمایشگاه ماه‌ها قبل قرار بود برگزار شود، اما در فضای کنونی بهترین شرایط برای واکاوی افکار و دیدگاه‌های [کسانی] که نامشان را مجاهد گذاشته‌اند ایجاد شد و با کمک مسئولان ذی‌ربط این نمایشگاه را برگزار کردیم. گفتنی است نمایشگاه دگردیسی [مجاهدین] از ۲۰ تا ۲۵ آذر جاری در مجتمع فرهنگی ارشاد ارومیه برپا بود» (خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس – ۲۷ آذر ۹۱)

مستندهای سفارشی وزارت اطلاعات

یکی دیگر از پهنه‌هایی که وزارت اطلاعات، مأموران و مزدورانش در شعبه آذربایجان غربی را بکار می‌گیرد صنعت جعل و دروغ و سریال سازی و مستندسازی علیه مجاهدین است. بعضی از این مستندهای سفارشی تحت عنوان «پایانی بر پایان» و یا «ملاقات پشت دیوارهای اشرف» و مواردی از این قبیل هستند.

رژیم در وحشت از اقبال اجتماعی مردم، بخصوص نسل جوان به مجاهدین، خودش را به آب‌وآتش میزند و کارزار تبلیغاتی گسترده‌یی علیه مجاهدین به راه انداخته است؛ در جریان این کارزار اهریمنی و در کنار استفاده از انواع شیوه‌های تبلیغاتی و دجالگرانه از نوع آخوندی یا از نوع مدرن که برای مخدوش کردن چهره مجاهدین به خدمت گرفته‌شده، اقدام به ساختن و پخش صدها به‌اصطلاح مستند و سریال تلویزیونی سفارشی و فیلم سینمایی هم کرده است.

همه تبلیغات رژیم علیه مجاهدین بر اساس خط مشخصی که توسط رأس نظام، یعنی ولی‌فقیه و بیت او به همه سردمداران و دستگاه تبلیغاتی رژیم ابلاغ‌شده و بر اساس دستور و رهنمودی که توسط شورای عالی سیاست‌گذاری به دست‌اندرکاران ابلاغ گردیده، صورت می‌گیرد.

شورای عالی سیاست‌گذاری با ابلاغ یک دستورالعمل خطاب به ارگان‌های تبلیغاتی رژیم این خط را داده است که:

-تولید برنامه‌های تلویزیونی برای آگاه کردن مردم مخصوصاً جوانان بی‌اطلاع در صداوسیما با استفاده از بریدگان از طریق وزارت اطلاعات و آقای هاشمی نژاد از کانون هابیلیان

-بسیج خانواده‌های شهدای ترور در داخل و خارج

یکی از روش‌های تکراری و کهنه اطلاعات آخوندی که همیشه هم به کار گرفته، قطار کش کردن مأموران لو رفته وزارت اطلاعات تحت عنوان «اعضای سابق مجاهدین» می‌باشد. هدف شهادت دروغ در مورد تشکیلات و مناسبات درونی مجاهدین و هر چیزی است که به مجاهدین مربوط می‌شود. از همان نوع شهادت‌هایی که رژیم به‌طور وسیعی در جریان پرونده‌سازی ۱۷ ژوئن به کار گرفت و دیدیم که قضاییه فرانسه چطور به همه آن‌ها مهر ابطال زد. همان یاوه‌هایی که وزارت اطلاعات علیه مجاهدین ساخته بود و در ۲۰ دادگاه بین‌المللی در اروپا و آمریکا مشخص شد چیزی جز تکرار دروغ‌های آخوندها نیست.

وزارت جعل و دروغ اطلاعات در این مستندها، ترفندهایی را برای فریب مخاطب بکار گرفت که البته بیشتر باعث رسوایی آخوندها شد: «برای ساخت این مستند اولین کاری که کردیم این بود که با مدیران تلویزیون به توافق رسیدیم که از ادبیات رایج و نگاه رسمی به [مجاهدین] کمی فاصله بگیریم و بتوانیم از زبان کسانی که در مقطعی این [سازمان] را تجربه کرده و در حال حاضر پشیمان هستند، مسائل را در میان بگذاریم و در فیلم ما هیچ فرد حکومتی و دولتی وجود ندارد». (محمد شیشه‌گر- تهیه‌کننده «ملاقات پشت دیوارهای اشرف» –هابیلیان – ۱۶ شهریور ۱۳۸۹)

این فیلم‌ها تماماً با همکاری و مشارکت چندین ارگان و نهاد جنایت و سرکوب رژیم ازجمله وزارت اطلاعات و با امکانات آن‌ها و پول و بودجه دولتی ساخته می‌شوند ولی مدعی هستند «در فیلم ما هیچ فرد حکومتی و دولتی حضور ندارد!».

علت این‌که رژیم می‌خواهد مأموران خودش را به‌عنوان عضو سازمان مجاهدین قالب کند هم همین است، چون می‌داند همین‌که اسم رژیم بیاید، دیگر هیچ‌کس اعتماد نمی‌کند، بنابراین این‌طوری وارد می‌شود تا شاید به خیال خودش مردم را ترغیب به شنیدن حرف‌های عوامل وزارتی بکند ولی سفارشی بودن این‌گونه فیلم و مستندها بر هیچ‌کس پوشیده نیست و دست‌اندرکاران نیز بارها به آن اعتراف کرده‌اند: «زمانی که من این کارها را می‌ساختم بعضی می‌گفتند شما سفارشی ساز هستید. پول دریافت می‌کنید تا حرف جمهوری اسلامی ایران را بزنید». (گودرزی، کارگردان «رؤیای سیاه» – خبرگزاری اطلاعات آخوندی موسوم به مهر – ۶ شهریور ۱۳۹۳)

قابل‌توجه اینکه این حرف‌ها را هواداران مجاهدین به این عمله جعل و تحریف نمی‌زنند، اما کار این‌ها آن‌قدر کثیف و ننگین است که از طرف حتی کسانی که به نظر می‌رسد با این‌ها حشرونشر و آشنایی دارند محکوم و طرد می‌شوند و به آن‌ها گفته می‌شود که شما پول می‌گیرید که این چیزهای سفارشی را بسازید و تحویل بدهید.

اما چرا رژیم بااین‌همه ننگ و فضیحت، باز اقدام به کاری می‌کند که هیچ‌کسی را هم نمی‌تواند گول بزند؟ و این‌قدر هم پول و امکانات صرف این کار می‌کند؟ خیلی ساده مجبور است و اگر این کار رو نکند چکارکند؟!

حرف وزارت اطلاعات در این مستندهای سفارشی که تعدادی از پادوهای اطلاعات آخوندی در آذربایجان غربی ازجمله مرضیه قرصی و غلامرضا شیردم و تعداد دیگری را به جست‌وخیز واداشت چه بود؟!

«گوینده: با وقوع انقلاب اسلامی و آزادی زندانیان سیاسی، رجوی نیز آزاد می‌شود و به‌سرعت به سازمان‌دهی نیروهای پراکنده می‌پردازد». (مستند سفارشی ملاقات پشت دیوارهای اشرف – شبکه یک رژیم – ۲۱ خرداد ۸۹)
«در جریان اغتشاشات سال گذشته [۱۳۸۸] اسم [مجاهدین] بعد از مدت‌ها که خبری از آن‌ها نبود، دوباره در رسانه‌ها مطرح شد… این‌که چنین گروهی بدون هیچ سابقه‌یی در ذهن مخاطب جوان، دوباره مطرح شود، موجب نگرانی فردی مانند من شد؛ و این مطرح‌شدن، خیلی از سوی آن‌ها بزرگ جلوه داده می‌شد به این نحو که ما… می‌توانیم مخالفت‌هایمان را در قالب تظاهرات خیابانی و اعتراضات مردمی ساماندهی کنیم». (محمد شیشه‌گر- تهیه‌کننده مستند سفارشی «ملاقات پشت دیوارهای اشرف» –هابیلیان – ۱۶ شهریور ۱۳۸۹)
«سال ۱۳۸۸ و بعد از وقایعی که در مورد انتخابات به وجود آمد… شاهد حضور [مجاهدین] در بطن ماجراهای یادشده بودیم و دیدیم خیلی از سرنخ‌های ایجاد آشوب و فتنه به منافقین ارتباط دارد. نیتم این بود که در صورت فراهم شدن شرایط، این فیلم را برای جوانانی که هم سن و سال من و شما هستند اما آشنایی چندانی با چهره نفاق واقعی ندارند بسازم…». (ایمان گودرزی، کارگردان مستند سفارشی «پایانی بر پایان» – سایت هابیلیان – ۱۲ بهمن ۱۳۹۱)
آنچه در محتوای گفته‌های بالا جلب‌توجه می‌کند این است که چند کلمه کلیدی بارها تکرار شد ازجمله واژه جوان، جوانان… جوانان خبر ندارند، مجاهدین جوانان و ذهن جوانان را نشانه گرفتند و… یکی هم کلید واژه فتنه، فتنه ۸۸ که منظور همان قیام سال هشتادوهشت است و این‌که دوباره ممکن است شعله بکشد و… بخصوص که تلألؤ این اسم امروز صدچندان شده، جهانی شده، چیزی که همین قلم به مزدها را مجبور کرده که برای مقابله با آن به قول خودشان یک موج قوی رسانه‌یی راه بیندازند.ایمان گودرزی کارگردان مستند سفارشی «پایانی بر پایان» اعتراف جالب دیگری دارد که می‌گوید:«قبل از اینکه کار را کلید بزنیم، به این نتیجه رسیدیم که کار نفاق علیه جمهوری اسلامی، یک کار بین‌المللی است». (سایت هابیلیان – ۱۲ بهمن ۱۳۹۱)

به دلیل همین وحشت از مجاهدین است که رژیم جعل و دروغ تلاش می‌کند با شیطان سازی، با صنعت مونتاژ و مستندسازی‌های مجعول، با آن مقابله کند. مستند سفارشی پایانی بر پایان که ۴۷ قسمت بود به اعتراف رژیم توسط وزارت اطلاعات و سایر ارگان‌های سرکوب ازجمله سپاه تهیه‌شده بود

. بعد از مرور برخی از مأموریت‌ها و وظایف مزدوران اطلاعات آخوندی در شعبه وزارت اطلاعات آذربایجان غربی لازم است به صحنه‌گردان این زائده اطلاعات و بعضی از مهره‌های زبون آن نگاهی داشته باشیم.

 arash b3302آرش رضایی؛ صحنه‌گردان شعبه وزارت اطلاعات در آذربایجان غربیموسوم به نجات

  بر اساس گزارش‌ها ارسال‌شده از جانب هواداران مجاهدین در داخل کشور، یکی از مزدوران و مأموران بدنام وزارت اطلاعات آخوندی در استان آذربایجان غربی، فردی است بنام آرش رضایی که هیچ‌گاه پایش به هیچ‌یک از قرارگاه‌های ارتش آزادی‌بخش نرسیده است.

بر اساس گزارش‌ها ارسال‌شده از جانب هواداران مجاهدین در داخل کشور، یکی از مزدوران و مأموران بدنام وزارت اطلاعات آخوندی در استان آذربایجان غربی، فردی است بنام آرش رضایی که هیچ‌گاه پایش به هیچ‌یک از قرارگاه‌های ارتش آزادی‌بخش نرسیده است.

وزارت اطلاعات، به‌منظور بالا بردن نرخ مأمور خود در تاریخ ۱۲ اسفند سال ۸۳, می‌نویسد: «…آرش رضایی یکی از جداشدگان مجاهدین خلق است …» (ایران دیدبان – ۱۲ اسفند ۸۳)

آرش رضایی طی روزهای ۲۰ تا ۲۵ خرداد سال ۸۳ برای سفیدسازی در هتل «ساحلِ» ارومیه در اتاق شماره ۲۱۹ مستقر شد.ازآنجاکه هویت وی به‌عنوان مأمور وزارت اطلاعات برای اکثر خانواده‌ها و هواداران مجاهدین در شهرهای آذربایجان برملا شده است، وی برای پیشبرد توطئه‌های وزارت علیه اشرف از بریده مزدورانی که به صفوف مقاومت پشت کرده و به دشمن پیوسته بودند، استفاده می‌کرد.

مزدورانی که زیر نظر آرش رضایی به انجام‌وظیفه برای وزارت اطلاعات گمارده شدند عبارت‌اند از: قادر رحمانی، منصور تنهایی، سعید باقری دربندی، مرضیه قرصی غلامرضا شیردم و تعداد دیگری از این مزدوران.

مأموریت‌های ابلاغ‌شده به مأمور آرش رضایی

۱- تخلیه اطلاعاتی تسلیم‌شدگان به رژیم آخوندی که به زیر قبای آخوندها خزیدند، برای به‌روز کردن اطلاعات مربوط به مجاهدان و به‌ویژه مجاهدانی که خانواده‌های آنان در آذربایجان غربی مستقر هستند باهدف توطئه بیشتر علیه مجاهدین.

۲- به‌کارگیری مزدوران جدیدالاستخدام برای دروغ‌پردازی علیه مجاهدین و اشرفی‌ها جهت درج در سایت وزارت اطلاعات موسوم به «نیم‌نگاه».

۳- شرکت در خیمه‌شب‌بازی آخوندها که به‌وسیله وزارت اطلاعات در آذربایجان غربی، اصفهان، شیراز و سایر شهرها برگزار می‌گردد.

۴- مراجعه به خانواده‌های قربانیان جنگ ضد میهنی و دروغ‌پردازی مبنی بر دیده شدن فرزندانشان در صفوف مجاهدین و تشویق آنان برای مراجعه به اشرف و لیبرتی و شرکت در جلساتی که برای ارگان‌های بین‌المللی ترتیب داده می‌شود.

وزارت جعل اطلاعات آخوندی برای رونق بخشیدن به پادوی دون‌پایه خودش، نه‌فقط او را «عضو سابق مجاهدین» معرفی می‌کرد بلکه برای او سابقه تراشی مجعول هم می‌کرد:

«انجمن غیردولتی نجات شاخه آذربایجان غربی و کرمانشاه، با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد
آرش رضایی عضو سابق سازمان مجاهدین خلق معتقد است به مدت ۲۴ سال اسیر در [مجاهدین] بوده است»(ایران دیدبان – ۱۹ اسفند ۸۳

آرش رضایی مزدور، قبل از جنگ آمریکا و عراق تلاش کرد تا طبق سناریو وزارت اطلاعات به بهانه فعالیت‌های تبلیغی در ارتباط با مجاهدین قرار بگیرد تا زمینه اعزامش به منطقه مرزی و نفوذ به ارتش آزادی‌بخش فراهم شود. با شروع جنگ، این طرح وزارت اطلاعات متوقف گردید ولی بعد از جنگ فعالیتش علیه مجاهدین را در یک تشکل پوششی وزارت اطلاعات موسوم به نجاتِ رژیم ادامه داد.

قادر رحمانی؛ مزدور اطلاعات آخوندی
قادر رحمانی؛ مزدور اطلاعات آخوندی

قادر رحمانی یکی از مزدورانی است که شرایط سخت بعد از جنگ آمریکا و عراق را نتوانست تحمل کند و خودش را به خروجی تحت کنترل آمریکایی‌ها تسلیم کرد و نهایتاً در شهریور ۱۳۸۴ نزد رژیم بازگشت. سایت‌های وزارت اطلاعات رژیم مانند نجات، هابیلیان و اینترلینک خبر بازگشت این مزدور را منعکس کردند.

جالب است که در جشن وزارت اطلاعات برای برگشتن این مزدور، سردمداران سرکوب و کشتار در آذربایجان غربی شرکت کرده بودند و قادر رحمانی سرسپاری خود به رژیم آخوندی را به تمام و کمال اثبات کرد:

«در مورخه ۷/۶/۸۴ در ساعت ده صبح آقای قادر رحمانی یکی از رها شدگان [مجاهدین] که یک هفته پیش به همراه چهار نفر دیگر از جداشدگان [سازمان] مذکور به کشور بازگشته بودند در محل دفتر انجمن نجات شاخه استان آذربایجان غربی در فضایی پراحساس، پرشور و صمیمی به اعضای خانواده و بستگانش تحویل داده شد… در این مراسم صمیمی و پراحساس آقای قادر رحمانی ضمن سخنان کوتاهی … حضور خود را در میان اعضای خانواده‌اش… فعالیت‌های خستگی‌ناپذیر انجمن نجات ایران و مقامات جمهوری اسلامی دانست». (سایت نجات رژیم – ۸ شهریور ۸۴)
در نمایش دیگری که توسط دستگاه سرکوب آخوندها برای برگشت قادر رحمانی و بقیه مزدوران خزیده زیر عبای آخوندها برپاشده بود به نقش سربازان بدنام وزارت اعتراف کردند: «معاون رئیس‌کل دادگستری استان زنجان گفت: مهرورزی، رأفت و عطوفت اسلامی شامل حال افراد بریده از [مجاهدین] می‌شود. داوود محمدی روز دوشنبه در مراسمی که به مناسبت رهایی تعدادی از این افراد از [سازمان مجاهدین] توسط “انجمن نجات” و بازگشت آنان به کشور و آغوش گرم خانواده برگزار شد، تأکید کرد: همه مسئولان نظام برای رهایی فرزندان این کشور از [مجاهدین] تلاش می‌کنند، به گفته محمدی، رهایی یافتگان از [مجاهدین] می‌توانند با ملحق شدن به انجمن نجات، زمینه نجات افراد دربند بیشتری را فراهم آورند. صمد اسکندری در این مراسم از برخورد خوب و اسلامی مسئولان امنیتی و قضایی ایران تشکر کرد کریم محمدی، یکی دیگر از بریدگان نیز قدردانی از برخورد خوب مسئولان ایران به‌خصوص سربازان گمنام امام زمان…» کرد. (خبرگزاری ایرنا – ۷ شهریور ۸۴)

بر اساس این خطِ رژیم، مزدور قادر رحمانی راه خیانت را ادامه داد و به گماشته‌یی تام و تمام برای دجالان حاکم بر میهنمان تبدیل شد. او بلافاصله به خدمت اطلاعات آخوندی در استان آذربایجان غربی (ارومیه) درآمد.

نامبرده در صحبتی که با آرش رضایی عامل اطلاعات آخوندی در ارومیه انجام داده و دریکی از سایت‌های اطلاعات در تاریخ ۲۴ شهریور ۸۴ درج‌شده است به طرز مشمئز کننده‌یی به تعریف و تمجید از رژیم پرداخت و تلاش کرد که دستان خون‌چکان آخوندها را پاک کند.

«نسبت به همه و به‌خصوص نسبت به جمهوری اسلامی ایران دیدگاه جدید پیدا کردم … از لحظه ورودم به کشور عزیزم با مشاهده طرز برخورد انسانی و پر عطوفت مسئولین ایرانی متوجه شدم که تبلیغات رهبری سازمان علیه کشورم و مسئولین آن بی‌اساس و غیرواقعی است و از این بابت خیلی خوشحالم»

ta cae3aمنصور تنهایی؛ پادوی اطلاعات آخوندی

منصور تنهایی دی‌ماه ۸۳ به دلیل سختی‌ها و پیچیدگی‌های مبارزه که بعد از تغییر دولت قبلی عراق، شرایط

منطقه و بین‌المللی خیلی بغرنج شده بود، به عهد و پیمان‌های خودش برای آزادی مردم و میهن پشت کرد و خودش را تسلیم کرد و به یکی از عوامل اطلاعات برای پیشبرد زندگی ننگین و خفت‌بار خودش تبدیل شد. رژیم ضد بشری برای مقابله با مجاهدین این خیانت‌کاران زبون و درهم‌شکسته را به‌عنوان آلت فعلی علیه اشرفی‌ها بکار گرفت تا شاید بر فضای سمپاتیک اجتماعی و اقبال عمومی از مجاهدین در داخل و خارج کشور تأثیر منفی بگذارد.

منصور تنهایی به‌محض رسیدن به ایران مثل بقیه واماندگان از مبارزه توسط وزارت اطلاعات تحویل گرفته‌شده و به محلی که از قبل توسط اطلاعات در کرج آماده‌شده بود منتقل شد. طی ۱۰ روز همه اطلاعات خودش در مورد ارتش و رزمندگان آزادی را در برگه‌های مخصوص در اختیار مأموران بدنام اطلاعات قرارداد و به شناسایی مجاهدان و مسئولین ارتش آزادی از طریق عکس و فیلم پرداخت. پرسشنامه‌های وزارت اطلاعات تماماً در مورد قرارگاه اشرف و خانواده‌های مجاهدین در داخل کشور بود. این مزدور به‌ویژه اسامی و اطلاعات خودش در مورد مجاهدین شهر اشرف از استان‌های آذربایجان را به تمام و کمال به گماشتگان سرکوبگر اطلاعات داد تا اعتماد جلادان اطلاعات را برای ادامه حیات ننگین خویش جلب کند.

منصور تنهایی در ابتدای ورود به تشکل اطلاعاتی موسوم به انجمن نجات، توسط آرش رضایی توجیه شد. مأموریت‌های مشخص‌شده برای این مزدور ازاین‌قرار بود:

۱- دیدار با خانواده‌های مجاهدین و ارائه اطلاعات دروغ برای نگران کردن این خانواده‌ها نسبت به سرنوشت فرزندان و اقوام آن‌ها

۲- مراجعه به خانواده‌های قربانیان جنگ ضد میهنی و دروغ‌پردازی مبنی بر دیدن فرزندان و منسوبین آنان در نزد مجاهدین و تشویق آنان برای مراجعه به شهر اشرف در راستای طرح توطئه آخوندها علیه مجاهدان آزادی

۳- تشویق خانواده‌های مجاهدین و خانواده‌های مفقودین جنگ ضد میهنی برای نوشتن نامه و امضای طومار خطاب به مجامع حقوق بشری و ارگان‌ها و مقامات عراقی

۴- دروغ‌پردازی علیه مناسبات مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی و سر هم کردن یک‌مشت جعلیات تحت عنوان «خاطره‌نویسی» و درج در سایت وزارت اطلاعات موسوم به نجات و گرفتن مزد متناسب با میزان رذالت و فرومایگی و انتشار آن توسط وزارت جعل و سرکوب به‌صورت کتاب.سرنوشت رقت‌بار این مزدور درعین‌حال درماندگی رژیم را برملا می‌کند و مسئولیت و نقش وزارت اطلاعات در مورد نحوه حل‌وفصل امور این قبیل گماشته‌ها را نشان می‌دهد و روشن می‌شود که اشرفی‌ها، اولین هدف توطئه‌های وزارت اطلاعات هستند.سوءاستفاده از عواطف خانوادگی روشی است که آخوندها وقتی می‌بینند دیگر از کشتار و شکنجه و اعدام و بمباران و محاصره نتیجه نمی‌گیرند به آن متوسل می‌شوند. روش آخوندها به دلیل ماهیت آن‌ها همیشه همین بوده که البته بیانگر اوج استیصال و درماندگی در مقابل پایداری مجاهدین می‌باشد.

ادامه مطلب...

گزارشي از جاسوسان اينترنتي وزارت اطلاعات

jasus 54bc4

دو شرکت امنیت سایبری روز سه‌شنبه سوم مرداد در گزارشی گفتند که گروه‌های جاسوسی سایبری وابسته به رژيم ایران که طی چهار سال گذشه فعال بوده‌اند کشورهای مختلف از جمله عربستان سعودی، آلمان و آمریکا را هدف می‌گیرند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، در این گزارش پژوهشی که توسط یک موسسه ژاپنی به نام «ترند مایکرو» این حملات سایبری که تا ماه‌های اخیر از جمله آوریل ادامه داشته است بررسی و تحلیل شده‌اند.

طبق یافته‌های این پژوهش، جاسوسان سایبری وابسته به ایران که با نام «کُپی‌کیتنز» فعالیت می‌کنند از روش‌های ساده ولی موثری مثل خلق صفحات فیس‌بوک جعلی، آلوده کردن سایت‌ها و ضمیمه‌های نرم‌افزار ورد مایکروسافت به ویروس (بدافزار) استفاده می‌کنند.آنها با جعل مارک‌های مشهوری مثل توئیتر، یوتیوب، بی‌بی‌سی و یا شرکت‌های کامپیوتری معتبر مثل مایکروسافت و اینتل، محصولات و حساب‌های شخصی جعلی خلق می‌کنند.

پژوهشگران در بیانیه‌ای که همزمان با انتشار نتایج این تحقیقات منتشر شد گفته‌اند که «کُپی‌کیتنز با وجود عدم برخورداری از پیچیدگی‌های فنی و نظم عملیاتی، بسیار سمج است».

«اما ویژگی‌های آن باعث می‌شود که بسیار پرسر و صدا باشد و کار کشف، رصد و یافتن شیوه‌های مقابله با آن ساده است».

در این گزارش مشخصا اعلام نشده که این گروه جاسوسی سایبری، وابسته به حکومت ایران است. شرکت ژاپنی «ترند مایکرو» با وجودی که متخصص حملات سایبری وابسته به حکومت‌هاست فقط روی جنبه‌های فناوری این نوع حملات تمرکز می‌کند و به تحلیل سیاسی نمی‌پردازد.

اما پژوهشگران «کِلیر اسکای» به خبرگزاری رویترز گفتند که کُپی‌کیتنز بخشی از ساختار حکومت ایران است و استفاده از «کیتن» در صنعت کامپیوتر و فضای مجازی به معنای وابستگی به ایران است، همان طور که به عنوان مثال «خرس» اشاره به روسیه یا «پاندا» اشاره به وابستگی به چین است.

کُپی‌کیتنز با یک گروه ایرانی دیگر به نام «راکت کیتن» تفاوت دارد که از سال ۲۰۱۴ تعدادی از مقام‌های سیاسی و نظامی مهم کشورهای منطقه، آمریکا و یا ونزوئلا را مورد حمله سایبری قرار داده است.

طبق گزارشی که روز سه‌شنبه منتشر شد کُپی‌کیتنز حداقل از سال ۲۰۱۳ فعال بوده است، هر چند فعالیت‌های آن نخستین بار در نوامبر ۲۰۱۵ توسط دو موسسه امنیت سایبری «کِلیر اسکای» و «مینروا لبز» کشف شد.

اوایل سال جاری، موسسه کِلیر اسکای در گزارش دیگری تعدادی از حملات سایبری توسط این گروه را بر شمرد که اهداف آنها اعضای پارلمان آلمان بودند.

در بخش دیگری از این گزارش گفته می‌شود که در ماه آوریل امسال این گروه توانست به ای میل‌های یک کارمند وزارت خارجه قبرس تحت کنترل ترکیه نفوذ کند و از آنجا سعی کرد راه خود را برای نفوذ به اهداف وابسته به چند حکومت دیگر باز کند.

 مرداد 96

ادامه مطلب...

آخوند خودفروخته لبناني پرده ها را كنار ميزند و مزدوري براي اطلاعات و نيروي قدس را علني ميكند

 750 00baf

آخوند خود فروخته لبناني، محمد علي حسيني مدتي است به اصل خويشتن بازگشته و در يك سقوط آزاد بار ديگر به خدمت نيروي قدس و وزارت اطلاعات آخوندي و حزب الشيطان، شعبه سپاه پاسداران در لبنان در آمده است.

وزارت اطلاعات در پي گردهمايي بزرگ ايرانيان در پاريس كه اركان رژيم آخوندي را به لرزه درآورده است، از سر استيصال از ماهيت اين آخوند خودفروخته پرده برداري كرد و در روز ۱۷ تير ماه او را براي لجن پراكني عليه مقاومت ايران همراه با مأموران پيشاني سياه مانند قربانعلي حسين نژاد، محمد كرمي، عيسي آزاده، بتول سلطاني، رضا جبلي، داود باقروند، زهرا معيني، علي اكبر راستگو، محمد حسين سبحاني، مهدي خوشحال و محمد رزاقي (معروف به محمد رذل) در زير زمين رستوراني وابسته به اطلاعات آخوندي (با نام تهران) در منطقه ۱۵ پاريس مورد مصرف قرار داد. برخي از اين مزدوران كه مدارك و سوابق مزدوري يكايك آنها پيش از اين افشا شده است، در كشورهاي مختلف پرونده جنايي دارند.

حسين نژاد در شناسایی اشرف قبل از قتل عام دهم شهريور ۱۳۹۲ به خدمت گرفته شد و در همان زمان جزييات و عكسها توسط مقاومت منتشر شده است. او كه در تير ۱۳۹۴ با مزدوران ديگر براي شناسايي دفترمركزي شورا به اور سور اواز رفته بود توسط ژاندارمري بازداشت شد و متعاقباً به دريافت پول از احمد ظريف وابسته اطلاعات در سفارت رژيم در پاريس براي انجام مأموريتهاي گوناگون اعتراف كرد.

محمد حسين سبحاني همان مزدوري است كه در خرداد ۱۳۸۶ در پاريس به خاطر چاقوكشي به پناهندگان ايراني بازداشت شد.

رضا جبلي در اسفند ۱۳۸۶ با پاسپورتي كه وزارت اطلاعات براي او صادر كرده بود براي شركت در جنايت عليه مجاهدين از ايران به اشرف رفت و سپس توسط پليس بازداشت شد. وي در سالهاي بعد به جرم بچه دزدي در كانادا محكوم شد.

آخوند حسيني در سفري كه توسط احمد ظريف ترتيب داده شده است، روز پنجشنبه ۱۵ تير از بيروت به پاريس رفت. هزينه سفر و هتل آخوند خودفروخته لبناني در پاريس توسط احمد ظريف واز طريق مزدور قربانعلي حسين نژاد پرداخت شده است. مزدور قربانعلي با يكي ديگر از عوامل اطلاعات، آخوند لبناني را در فرودگاه تحويل گرفته و به يك هتل به نام ”سنت اونور“ بردند.

مقامات مسئول و شخصيتهاي سياسي در كشورهاي عربي در مورد اين آخوند مزدور كه به نحو مشكوك در حومه جنوبي بيروت، مركز حزب الله و نيروي قدس بسر مي برد، مي گويند او مزدوري است كه با چسباندن خود به كشورها و دولتهاي عربي مي خواهد رد گم كرده و بر اصل موضوع سرپوش بگذارد.

آخوند حسيني كه قبلاً حدود يك دهه در قم بسر برده و عضو حزب الشيطان بوده است پس از خروج از ايران و موضعگيري در برابر حزب الشيطان، در همبستگي با سازمان مجاهدين خلق ايران متعهد به «مقابله با تروريسم و استبداد ديني كه در رژيم ولايت فقيه ايران تجسم يافته » گرديد و تصريح كرد « هرگونه نزديكي يا هر رابطهاي با اين رژيم و مزدورانش را خيانت بزرگ» بشمار مي آورد (سند به تاريخ ۲۸ اوت ۲۰۰۷ ضميمه است).

 اين «خط سرخ» خيانت، در سالهاي بعد بارها با خط و امضاي آخوند مزبور از جمله در ۲۹ سپتامبر۲۰۰۸ و ۲۳ اكتبر۲۰۱۴ و ۲ ژوئن ۲۰۱۵ مورد تأكيد و تصديق مجدد قرار گرفته است. 

در اين سالها مجاهدين اشرف و ليبرتي عليرغم محاصره ضد انساني و شرايط سختي كه در آن قرار داشتند، به درخواست مصرانه آخوند مزبور كه خواهان «كمك مالي و مساعدت براي حوزه بني هاشم در لبنان» و كمك به شيعيان ضد رژيم ايران و حزب الشيطان بود مستمرا به او كمك كرده اند (رسيدها موجود و قابل انتشار است). همچنين در زماني كه وي در لبنان دستگير شد و به زندان افتاد مجاهدين همه هزينه هاي حقوقي و وكيل و خانواده او را پرداخت كرده و به حمايت همه‌ جانبه از او برخاستند. سرانجام آخوند حسيني در سال ۲۰۱۴ از زندان آزاد شد اما كماكان تا مارس ۲۰۱۷ بر دريافت كمك مالي از مجاهدين به نحوي كلافه كننده اصرار و پافشاري ميكرد (ايميلهاي يوميه موجود و قابل انتشار است).

نهايتاً آخوند فروماية مدعي شيعه در لبنان، عهد و پيمان خود براي ايستادن در برابر تروريسم و استبداد ديني ولايت فقيه را صريحاً در يك ايميل به تاريخ ۱۳ مارس ۲۰۱۷ زير پا گذاشت و منتفي اعلام كرد. وي همزمان به شانتاژ روزانه براي اخاذي از مجاهدين روي آورد؛ اما مجاهدين اعتنايي ننموده و با او قطع رابطه كردند.

متعاقباً آخوند فرومايه در ايميل هاي متعدد و در توييت خود مجاهدين را به نحوي مضحك و ابلهانه به «غصب و سرقت» حقوق (!) خود متهم كرد و در يك باج خواهي رقت انگيز «وزارتي» تهديد كرد فقط در صورتي دست از سر مجاهدين بر خواهد داشت كه طي يك هفته ۳۰ هزار دلار به او بپردازند (اسناد موجود و قابل انتشار است).

آخوند خودفروخته كه با ماموران وزارت اطلاعات و نيروي قدس در بيروت و دوحه و پاريس در ارتباط است در اين اثنا بارها به قطر سفر كرده و در جلساتي كه توسط سرويسهاي مربوطه راه اندازي و تامين مالي شده، به سخنراني پرداخته است. وي سال گذشته به مدت دو هفته به همراه خانواده اش در يكي از هتلهاي پاريس ميهمان سرويس مربوطه بود.  

نكته بسيار قابل توجه ديگر در خصوص بازي دوبله و كثيف اطلاعات آخوندها با موضوع اهواز اينكه آخوند خودفروخته در روز ۲۹ خرداد در آستانه گردهمايي بزرگ مقاومت در توئيتر خود به دستور وزارت اطلاعات با سخافت ادعا كرد«ما از مريم رجوي فارسي خواستيم دولت عربي الاهواز و جزاير امارات را به رسميت بشناسد، او رد كرد». اين در حالي است كه آخوند كذاب هرگز و هيچگاه جرأت بيان چنين چيزي را كه فقط به سود رژيم آخوندها و حربه اي عليه مقاومت ايران و عليه هموطنان عرب ماست نداشته است.  اطلاعيه خود او در اين باره به تاريخ ۲۴ ژانويه ۲۰۱۶ كاملاً گوياست. مجاهدين در آن زمان نيز موضعگيري واضح، صريح و عاري از هرگونه ابهام در اين خصوص را شرط ادامه رابطه و كمك مالي به او قرار دادند. او در اين متن بر «ضرورت همياري و همكاري اهوازيها با تمامي مردم ايران و بويژه با شوراي ملي مقاومت ايران» و «اهميت عدم وجود هر گونه گرايش جدايي طلبانه در رابطه با برادرانمان و اهل اهوازمان» تاكيد مي كند و از آنها مي خواهد «بهترين روابط هماهنگي را با برادرانشان در شوراي ملي مقاومت ايران براي محقق نمودن هدف يگانه شان در آزاد سازي ايران از دار ودسته ستمگر حاكم، داشته باشند» چرا كه «اطلاعات رژيم ولايت فقيه، بر اساس اصل ” تفرقه بيانداز حكومت كن“ براي ايجاد چند دستگي بين آحاد مردم يكپارچه ايران، عمل مي كند...» (سند ضميمه است).

شوراي ملي مقاومت ايران

كميسيون امنيت و ضد تروريسم

۱۸ تير ۱۹۶ (۹ ژوئيه ۲۰۱۷)

k 4f11e

aaa c39e5

20174111611925374072 888b6

20174111611925374071 19fdb

 

ادامه مطلب...

4 سال و سه ماه زندان براي جاسوس رژيم در برلين

دادگاهی در برلین یک فرد پاکستانی‌تبار را به ۴سال و سه ماه حبس محکوم کرد. به گفته منابع امنیتی آلمان او برای "نیروی قدس سپاه پاسداران" با هدف انجام عملیات تروریستی در آلمان و فرانسه دست به جمع‌آوری اطلاعات زده است.

german polizei 8f249فردی که به اتهام جاسوسی برای ایران دستگیر شده بود در دادگاهی در برلین در روز دوشنبه (۲۷مارس ۷/ فروردین) به ۴سال و سه ماه حبس محکوم شد. این فرد که پاکستانی‌تبار است به گفته مقامات قضایی آلمان در پی انجام عملیات تروریستی در آلمان و فرانسه بوده است.

سخنگوی دادگاه برلین این فرد را با نام "مصطفی حیدر س." معرفی و تاکید کرد که جرم وی برای قاضی اثبات شده است. وکیل "مصطفی حیدر س." گفت که موکلش این رای را نپذیرفته و درخواست رسیدگی به پرونده‌اش در دادگاه تجدید‌نظر را داده است.

برنامه‌ریزی جاسوس ایران برای "ترور" سیاستمدار آلمانی؟

"مصطفی حیدر س." که ۳۱سال دارد در ژوئیه ۲۰۱۶در آلمان دستگیر شد. به گفته منابع قضایی آلمان این فرد پیش از دستگیری‌اش به مدت دست‌کم یک سال در خدمت "نیروی قدس سپاه پاسدران" بوده و برای ایران جاسوسی می‌کرده است.

سخنگوی دادگاه برلین افزود که وی به طور دائم حقوقی معادل ۲۰۵۲یورو در ماه برای جاسوسی از  ایران دریافت می‌کرده است.

عملیات تروریستی در فرانسه و آلمان

"مصطفی حیدر س." از ماه ژوئیه ۲۰۱۵تا اوت ۲۰۱۵یک پروفسور فرانسوی- اسرائیلی به نام "داوید راوش"، را که در دانشگاه پاریس در رشته اقتصاد تدریس می‌کرده  تحت نظر داشته و درباره او اطلاعات جمع‌آوری می‌کرده است. به گفته منابع آلمانی مصطفی حیدر س." به این منظور بارها به پاریس سفر کرده و مسیرهای تردد این پروفسور را شناسایی کرده بود.

Reinhold robe 7b68fراینهولد روبه، رئیس پیشین انجمن آلمان و اسرائیل

وی برای این ماموریت بیش از ۳۰۰عکس و بیش از ۲۰ویدئو تهیه کرده بود. "مصطفی حیدر س." با تهیه گزارشی به صورت پاور‌پوینت ماموران امنیتی ایران را در جریان عملیات خود قرار داده و از جزییات کار خود آنها را اگاه کرده است. او برای مثال درباره دوربین‌های نصب شده‌، شمار نگهبانان، محل ساختمان پلیس و تدابیر امنیتی در مسیر تردد این پروفسور اطلاعات جامعی جمع‌آوری کرده و آن را در اختیار ماموران ایرانی قرار داده است.

"مصطفی حیدر س." هم‌چنین درباره راینهولد روبه، رئیس پیشین انجمن آلمان و اسرائیل نیز اطلاعاتی برای ایران جمع‌آوری کرده است. او نه تنها درباره عادات روزانه این سیاستمدار آلمانی دست به جاسوسی زده، بلکه دوستان و بستگان روبه را نیز شناسایی کرده بود.

راینهولد روبه که عضو حزب سوسیال دمکرات آلمان است، پیشتر نیز مسئول پارلمان آلمان در امور ارتش این کشور بوده است.

یکی از ماموران سازمان امنیت داخلی آلمان (اداره حافظ قانون اساسی آلمان) در دادگاه به عنوان شاهد گفت که ایران با جمع‌آوری این اطلاعات می‌خواسته که در صورت بروز جنگ میان جمهوری اسلامی و کشورهای غربی فهرستی از "اهداف آسان تروریستی" در اختیار داشته باشد.

این مامور آلمانی افزود که این فهرست می‌توانسته به عنوان اهداف در یک "جنگ نامتقارن" مورد استفاده ایران قرار گیرد. سازمان امنیت داخلی ‌آلمان از از طریق منبعی که نام آن در دادگاه فاش نشد از فعالیت‌های "مصطفی حیدر س." مطلع شده است.

بیشتر بخوانید: فرد متهم به جاسوسی برای ایران در دادگاه برلین "از ترس" سکوت کرده است

"مصطفی حیدر س." در جریان محاکمه از ارائه هرگونه توضیحی خودداری کرد. به گفته سخنگوی دادگاه برلین در صورتی که وی اطلاعاتی به دادگاه ارائه می‌داد می‌توانست مجازات خود را به مدت ۱۵ماه کاهش دهد.

وکیل او مدعی شد که موکلش به دلیل "ترس" از انتقام آمران این فعالیت‌های جاسوسی در دادگاه سکوت کرده است.

ادامه مطلب...

اسوشيتدپرس : جاسوس ايراني در آلمان محاكمه مي شود

image001 f76b9خبرگزاري آسوشيتدپرس, 8مارس2017 – ساعت1634 – برلين – بقلم كريستن گريشابر -  يك مرد 31ساله پاكستاني روز چهارشنبه در برلين به جرم عامل جاسوسي ايران در اروپا مورد محاكمه قرار گرفت. وي در آلمان مشغول جمع آوري اطلاعات حول حمله احتمالي به اسراييل و اهداف يهودي در آلمان و فرانسه بوده است.

حيدر سيد مصطفي متهم است كه اطلاعات وسيعي را براي واحد ويژه سپاه پاسداران جمع آوري مي كرده است... وي اين اطلاعات را به شخصي بنام محمود مي فرستاده كه او آنها را به نيروي قدس ايران منتقل مي كرده است

او مخفيانه تعداد 900عكس و دهها فيلم از اهدافي كه مي خواسته در پاريس و برلين تهيه كرده است. ..

مصطفي در ژوييه 2016 در آلمان دستگير شد و حملاتي كه تدارك مي ديد عملي نشدند... مصطفي به گفته مايكل گريوين دادستان آلمان حداقل 2052يورو (2170دلار) بابت اين فعاليتهاي جاسوسي دريافت كرده بود. مصطفي اگر محكوم شود به مدت 4سال به زندان خواهد افتاد.

محاكمه او قرار است دوشنبه از سر گرفته شود و دادگاه آلمان 8 جلسه استماع براي او تعيين كرده است.

سايت راديو آلمان نيز در مطلبي با تيتر ” محاكمه "جاسوس سپاه پاسداران" در دادگاهي در برلين” نوشت :

در آلمان رسيدگي به اتهامات دانشجويي پاكستاني كه گفته مي‌شود به احتمال براي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اطلاعات جمع‌آوري مي‌كرده, آغاز شده است. مراكز و افراد يهودي هدف جاسوسي متهم ۳۱ ساله بوده‌اند.

به گزارش خبرگزاري فرانسه, شعبه‌ي رسيدگي به پرونده‌هاي امنيتي دادگاه عالي برلين از امروز چهارشنبه (۸ مارس/ ۱۸ اسفند) بررسي اتهامات شخصي را آغاز كرده كه احتمال مي‌رود جاسوس جمهوري اسلامي در آلمان باشد.

اين فرد حيدر سيد مصطفي و شهروند پاكستان معرفي شده كه گفته مي‌شود از مراكز يهوديان و مقامات اين مراكز جاسوسي كرده است. جاسوسي احتمالا با هدف جمع‌آوري اطلاعات براي حملات تروريستي صورت گرفته است

بنا بر متن دادخواست, متهم ۳۱ ساله دست‌كم يك سال مشغول جمع‌آوري اطلاعات از اهداف احتمالي در آلمان, فرانسه و ديگر كشورهاي غرب اروپا بوده است. بر اين اساس, اين فرد از طرف يگاني ويژه از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران مأموريت داشته است.

راينهولد روبه از حزب سوسيال دمكرات آلمان و رئيس پيشين "انجمن آلمان و اسرائيل" از جمله افرادي است كه اعلام شده بود دانشجوي پاكستاني زندگي روزمره او را زير نظر داشته و مسيرهاي آمد و رفت او را كنترل مي‌كرده است.

گفته مي‌شود كه متهم افزون بر اين, درباره يك استاد فرانسوي-‌اسرائيلي دست به جاسوسي زده است. اين استاد در يك دانشسراي عالي اقتصاد در پاريس شاغل است.

شبكه اول تلويزيون آلمان پيش از اين از "جاسوسي ناشيانه"ي متهم پاكستاني خبر داده بود. بر اساس اين گزارش, حيدر سيد مصطفي براي "سفارش‌دهند‌ه‌ي احتمالي خود, يعني ايران" گزارشي با پاورپوينت و به زبان انگليسي تهيه كرده كه در آن هم اشتباهات املايي به چشم مي‌خورد و هم اطلاعاتي نادرست درباره سير زندگي راينهولد روبه.

متهم  پاكستاني در سال ۲۰۱۲ به عنوان دانشجو به آلمان آمد و در سال ۲۰۱۶ دستگير شد.

تا پايان ماه مارس (۱۱ فروردين) ۷ جلسه‌ي رسيدگي ديگر به اتهامات او برگزار خواهد شد.

ادامه مطلب...

جاسوسي رژيم عليه پناهندگان در نروژ

vavak b12efپليس امنيتي و ضد تروريستي نروژ در گزارش سالانة خود از تلاش‌هاي رژيم آخوندي براي اذيت و آزار پناهندگان و مخالفان ايراني در نروژ پرده برداشت. در قسمتي از اين گزارش تحت عنوان «جاسوسي عليه پناهندگان» آمده است، رژيم ايران از جمله حكومت‌هايي است كه سرويس‌هاي اطلاعاتي آن براي دسته‌بندي کردن افراد و گروههايي که بعنوان منتقد و يا مخالف حكومت شناخته مي‌شوند، فعال هستند. هدف، وارد آوردن فشار و يا تهديد کردن افراد براي همکاري و يا مجبور کردن آنان به فاصله‌گرفتن از فعاليت‌هاي انتقادي عليه رژيم است. اين سرويس‌ها هم‌چنين در صدد بررسي و شناسايي ساير افرادي هستند كه دشمن رژيم هستند. به همين دليل در سال 2017 نيز بخشي از محيط‌هاي پناهندگي و اپوزيسيون در نروژ هم‌چنان از اهداف اين سرويس‌هاي امنيتي خواهند بود.

گزارش سالانة پليس امنيتي و ضد تروريستي نروژه هم چنین می نویسد:«رژيم ايران کار و فعاليت در زمينة توسعه و آزمايش‌کردن موشک‌هاي باليستيکي را دنبال مي‌کند. در نتيجه، شركتهاي  نروژي که به توسعة فن‌آوري مربوطه مشغولند، بايستي هم‌چنان مراقب تلاش مقامات رژيم ايران براي کسب غير قانوني (فن آوري) در نروژ باشند».

يادآوري مي‌شود، سرويس‌هاي امنيتي و اطلاعاتي ساير كشورهاي اروپايي نیز مكرراً درگزارشهای خود، نسبت به فعالیتهای جاسوسی وزارت اطلاعات آخوندي در خاک اروپا هشدار داده اند. ازجمله، سرویسهای امنیتی آلمان و هلند بارها فعالیتهای جاسوسی وسرکوبگرانه مأموران اطلاعات آخوندی علیه پناهندگان ومخالفان ایرانی را گزارش کرده و خاطرنشان کرده اند که هدف اصلی این وزارتخانه مجاهدین وشورای ملی مقاومت ایران وپخش اطلاعات غلط و شيطان‌سازي علیه آنهاست.

ادامه مطلب...

كشف و محاكمه دو ديپلمات تروريست رژيم دركنيا

iranian teririst 3b517دو دیپلمات ـ تروریست حکومت آخوندی در کنیا دستگیر و محاکمه شدند.  

به گزارش  آسوشيتدپرس، دو کارمند سفارت رژیم در کنیا به نامهای نصرالله ابراهيم و عبدالحسين قلي صفايي روز سه شنبه در یک اتومبیل سفارت رژیم در حال فیلمبرداری وشناسایی ، دستگیر شدند.

این دو تن از ملاقات دو تروریست زندانی رژیم که به جرم داشتن 15 کیلو مواد منقجره به 15 سال زندان محکوم شده بودند، بر می گشتند.

یکسال پیش نیز پلیس کنیا از کشف یک گروه تروریستی وابسته به رژیم ایران در این کشور خبر داده بود.

ادامه مطلب...

100 جاسوس فعال رژيم در اتریش

SPY c4a24روزنامه اتریشی “دی پرسه” روز 21 سپتامبر 2016 در گزارشي نوشت : “کارشناسان امنیتی می گویند که در اتریش بیش از ۱۰۰نفر برای سرویس‌‌های مخفی جمهوری اسلامی ایران کار می‌کنند و یا با آن همکاری دارند. وظیفه آن‌ها، برخلاف آنچه در گزارش کنگره آمریکا می‌توان خواند، تنها زیرنظر گرفتن مخالفان تبعیدی یا اعمال فشار بر آن‌ها نیست، بلکه مدارکی به‌دست آمده که آن‌ها در زمینه دور زدن تحریم‌ها و پول‌شوئی هم فعال هستند”.

روزنامه اتریشی “دی پرسه” گزارش می‌دهد که وین از جاسوسان جمهوری اسلامی پر شده است. برخی از این جاسوسان، ایرانی و برخی از آن‌ها اتباع کشورهای دیگر هستند. کنگره آمریکا قبلا تعداد جاسوسان رژیم تهران در اتریش را حدود ۱۰۰نفر اعلام کرده بود.

به گزارش رادیو آلمان، گزارش ۶۴صفحه‌ای کتابخانه تحقیقاتی کنگره آمریکا در آخرین ماه سال ۲۰۱۲انتشار یافت. بخش کوچکی از این گزارش به بررسی فعالیت‌های وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران اختصاص داشت. در این بخش آمده بود: “وین… ظاهرا از جاسوسان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران پر شده است. این ثمره روابط خوب اتریش و ایران از زمان انقلاب است.”

سکوت وزارت کشور اتریش

روزنامه دی‌پرسه می‌نویسد: “وزارت کشور اتریش حاضر به اعلام موضع در مورد حضور جاسوسان ایرانی نیست و به گزارش سال ۲۰۱۲نهاد حفاظت از قانون اساسی استناد می‌کند”. در گزارش نهاد حفاظت از قانون اساسی اتریش، بدون ذکر نام از کشوری خاص آمده است: “اتریش به‌خاطر تاریخ، موقعیت، بی‌طرفی و استقرار نهادهای بین‌المللی متعدد، یکی از مهمترین محل‌های تلاقی سرویس‌های مخفی جهان است.” روزنامه اتریشی در ادامه گزارش خود می‌نویسد: “کارشناسان امنیتی حدس می‌زنند که در اتریش بیش از ۱۰۰نفر برای سرویس‌مخفی ایران کار می‌کنند یا با آن همکاری دارند. وظیفه آن‌ها، برخلاف آنچه در گزارش کنگره آمریکا می‌توان خواند، تنها زیرنظر گرفتن مخالفان تبعیدی یا اعمال فشار بر آن‌ها نیست. بلکه مدارکی به‌دست آمده که آن‌ها در زمینه دور زدن تحریم‌ها و پول‌شوئی هم فعال هستند”. براساس اطلاعاتی که دی‌پرسه کسب کرده، غرب در عین‌حال عراقی‌هایی را نیز تحت‌نظر دارد که برای عملیات مختلف به رژیم تهران کمک می‌کنند. این روزنامه می‌نویسد که جمهوری اسلامی در عراق که از زمان دخالت نظامی آمریکا در ده ‌سال پیش به وسیله اکثریت شیعه اداره می‌شود، نفوذ زیادی کسب کرده است.

ادامه مطلب...

افشاي عوامل كثيف وزارت اطلاعات از شبكه جاسوسي افشا شده در دادگاه برلين

تلويزيون رنگا رنگ و وبلاگ پژواك ايران زمين در سلسله افشاگريهاي قابل توجه، دست به افشاي بخشي از شبكه وزارت اطلاعات در كشورهاي اروپايي زده اند كه توسط مامور ارشد وزارت اطلاعات و افسر نيروي قدس، كيانهمر با نام مستعار سجاد هدايت مي شوند

http://pezhvake-iranzamin.blogspot.co.uk/

ادامه مطلب...

گزارش دفتر نمايندگي شورا در آلمان در باره محكوميت دو مزدور وزارت اطلاعات در دادگاه برلين

meysam panahi said rahmani 2 42bfeصحن دادگاه برلين ـ محاكمه دو متهم به جاسوسي ميثم پناهي و سعيد رحماني

دادستان گفت : اسناد موجود نشان ميدهد كه انگيزه ميثم پناهي براي همكاري با وزارت اطلاعات هيچ ربطي به مناسبات داخل مجاهدين نداشته است بلكه صرفا بخاطر پول بوده است و حتي در يكي  از چتها گفته است ما بازاء اطلاعاتي كه من ميدهم بايد پول خيلي بيشتري به من داده شود.

گزارش دفتر نمايندگي شورا در آلمان  در باره محكوميت دو مزدور وزارت اطلاعات در دادگاه برلين ، به جرم جاسوسي عليه مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران

برلين 22 ژوئيه 2016 ـ روز سه شنبه 29 تير ماه بعد از 9 ماه تحقيقات گسترده قضايي و در پايان دو ماه رسيدگي و 9 جلسه علني استماع، دادگاه برلين حكم خود را در مورد پرونده جاسوسي عوامل وزارت اطلاعات عليه سازمان مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران صادر كرد.
برغم تشبثات گسترده وزارت اطلاعات و نيز بسيج مزدوران در اروپا مزدور ميثم پناهي كه از سال 1392 به جاسوسي عليه مقاومت ايران مشغول بوده به 2 سال و چهار ماه زندان و پرداخت هزينه هاي دادگاه محكوم شد. مزدور ديگر، سعيد رحماني از اين پيش تر به 100 روز كار اجباري محكوم شده بود.
برگزاري چنين دادگاهي ، نيازمند يك گزارش مشروح و تفصيلي است كه زمان و فرصت كافي مي طلبد اما بمنظور اطلاع و هوشياري هموطنان بويژه پناهندگان ايراني در كشورهاي مختلف، شمه اي از آنچه در جلسات دادگاه گذشته و يا در حكم دادگاه و شهادتهاي پليس جنايي فدرال آمده است در خلاصه گزارش زير بطور محوري به اطلاع هموطنان ميرسد:
1-بر اساس حكم دادگاه و اسناد ارائه شده به دادگاه، ميثم پناهي از سال 1392 در خدمت يك مامور وزارت اطلاعات بنام كيانمهر با اسم مستعار ”سجاد”، در قبال دريافت پول مشغول جمع آوري اطلاعات و تلاش براي ايجاد يك شبكه جاسوسي در كشورهاي اروپايي، عليه سازمان مجاهدين و شوراي ملي مقاومت بوده است. سجاد با سابقه 29 ساله در وزارت اطلاعات، گرداننده پايگاه وزارت بدنام و نيروي تروريستي قدس در هتل مهاجر بغداد ميباشد و از سالها پيش در اطلاعيه هاي دبيرخانه شوراي ملي مقاومت و كميسيون امنيت و ضد تروريسم افشا شده است. علاوه بر اين تلويزيون ملي ايران-سيماي آزادي در برنامه هاي متعددي اين دژخيم را افشا كرده بود.
در جلسات دادگاه كه از 13 خرداد 95 شروع شد، مزدور ميثم پناهي كه از زندان به دادگاه منتقل ميشد در يك محفظة شيشه اي قرار داشت.
2-دادستان ارشد فدرال در اولين جلسه دادگاه، كيفرخواست و ليست طولاني اتهامات را يك به يك قرائت كرد و گزارشها و اسناد جاسوسي و ارتباطات تلفني و اينترنتي و انتقال اطلاعات به سجاد را ارائه كرد.

meysam panahi said rahmani 72d34جاسوسان محكوم شده ميثم پناهي (نفر سمت راست) و سعيد رحماني (صورت خود را پوشانده است)

طبق اين اسناد براي دادگاه روشن گرديد كه مزدور ميثم پناهي بطور روزانه اطلاعات ريز و درشت جمع آوري شده در مورد مجاهدين در كشورهاي مختلف را به سجاد منتقل مي كرده و در موارد متعددي براي بخدمت گرفتن افراد جديد و گسترش شبكه جاسوسي وزارت اطلاعات در سطح اروپا با روشهاي گوناگون اقدام كرده است.
شيوه شناخته شده براي اين كار لجن پراكني عليه مجاهدين در پوشش انتقاد و دلسوزي و تلاش براي نجات آنها همراه با حملات موازي لفظي به رژيم براي رد گم كردن بوده است. در همين خصوص طبق اسناد دادگاه، سجاد حداقل از سه نفر از نادمين خواسته است مجموعه اي از اراجيف و اكاذيب مورد نظر وزارت اطلاعات را تحت عنوان خاطرات خود بنويسند تا توسط وزارت اطلاعات بصورت كتاب به چاپ برسد.
در كيفر خواست تصريح شده است كه وزارت اطلاعات از طريق ماموران خود تلاش ميكند نفوذ خود را گسترش دهد و مورد به مورد مجاهدين و شورا را با كمك فعاليتهاي تبليغاتي بي اعتبار كنند.
3- ميثم پناهي در فروردين و ارديبهشت1393 براي آموزش هاي جاسوسي و توجيهات تكميلي مخفيانه همراه با يك مامور وزارت اطلاعات از طريق تركيه به ايران ميرود. اما در آستانه سفر دوم به ايران در روز 6 آبان 1394 در آلمان دستگير ميشود. وي در ازاي جاسوسي و مزدوري حداقل مبلغ 28600 يورو از سجاد دريافت كرده است. پناهي اعتراف كرده كه اطلاعات اشرف و ليبرتي را در اختيار سجاد قرار ميداده است. وي در فروردين 1391 از اشرف به ليبرتي منتقل شده و در ارديبهشت همان سال توسط مجاهدين اخراج و سپس به هتل مهاجر بغداد رفت.
4-بر اساس كيفرخواست و شهادت افسران پليس جنايي فدرال، ميثم پناهي و ديگر مزدوران بغايت تلاش كرده بودند با سوء استفاده از ارتباطات و آشنايي هاي قبلي خود با مجاهدين در كشورها و مراكز مختلف در عين پنهان كردن مأموريت خود، به جاسوسي و كسب اطلاعات از سازمان مجاهدين و شوراي ملي مقاومت ايران بپردازند. دادستان و قضات دادگاه ، در موارد متعدد با ذكر جزئيات و تشريح ترفندهاي اطلاعات آخوندي، تاكيد كردند كه يك مأموريت ابلاغ شده به مزدوران به خدمت گرفتن نادمين و بريدگان براي جاسوسي در مورد آلباني و افرادي بوده است كه به اين كشور ميرفتند.
5-در يكي از جلسات دادگاه يكي از اعضاي دفتر نمايندگي شوراي ملي مقاومت در برلين بمدت سه ساعت در مقابل دادگاه شهادت داد و منجمله گفت : يكي از افرادي كه در هتل مهاجر به خدمت گرفته شد و سريعاً تحويل نيروي قدس شد، بريده اي بود بنام مسعود دليلي كه بعدا راهنما و دستيار دژخيمان و جلاداني شد كه در 10 شهريور 1392 به قتل عام در اشرف مبادرت كردند.52 تن از مجاهدين را بقتل رساندند و 7 تن را به گروگان گرفتند. آنها دليلي را نيز در همان روز به قتل رسانده و صورتش را براي اينكه شناخته نشود سوزاندند. قاضي اسناد مربوط به اين قتل عام را بعنوان اسناد دادگاه ثبت كرد.
6- جاسوسان و وكلاي استخدامي تلاش زيادي داشتند كه سردژخيم سجاد را يك كارمند دون پايه سفارت رژيم در بغداد قلمداد كنند تا روابط مزدوران با او رابطه اي عادي وانمود شود، در همين خصوص قاضي از شاهد دفتر شورا سوال كرد كه آيا اين مزدوران از هويت سجاد مطلع بودند يا خير؟ او پاسخ داد كليه اعضا و هوادران مجاهدين چه در اشرف و ليبرتي و چه در خارج كشور از ماهيت و اهداف سجاد در هتل مهاجر و تلاش او براي بخدمت گرفتن بريدگان از طريق اطلاعيه هاي دبيرخانه و كميسيون امنيت شورا و از طريق سيماي آزادي و همچنين توضيحات شفاهي مسئولين مجاهدين و دفاتر شورا، مطلع بوده اند و هيچكس ناآگاهانه در دام اين دژخيم نيفتاده است.
7- يك افسر اداره پليس جنايي آلمان شهادت داد كه موسي اكبري نسب يكي از ساكنان سابق ليبرتي كه در روز 6 آبان 1394 همزمان با دستگيري ميثم پناهي موقتا بازداشت شده و خانه او مورد تفتيش قرار گرفته بود، ارتباطات گسترده اي با سجاد داشته و از او پول ميگرفته است. سجاد متقابلا از موسي اكبري نسب خواسته بود با بريدگان مجاهدين ارتباط برقرار كند و آنها را بخدمت بگيرد. به گفته افسر پليس جنايي نفرات مرتبط با سجاد توجيه شده بودند كه رد تماسهاي تلفني و متون چت خود با سجاد را بلافاصله پاك و يا مخفي كنند تا كسي متوجه اين رابطه بكلي سري نشود.
8- دريكي از جلسات دادگاه قاضي فردي بنام شهاب كريمي را كه از مرتبطين با سجاد و ميثم پناهي بود به دادگاه احضار كرد. اين مزدور از قاضي درخواست كرد جلسه دادگاه غيرعلني باشد چرا كه نميخواهد در حضور هواداران مقاومت شهادت بدهد. قاضي اين خواست را رد كرد وگفت علنيت دادگاه يكي از پايه هاي قضائيه المان است و به وي تكليف كرد كه در دادگاه حاضر شود.
شهاب كريمي در پاسخ به سوالات مكرر رئيس دادگاه در مورد علت ترك ليبرتي و رفتن به هتل مهاجر، ابتدا تلاش كرد علت را مناسبات مجاهدين در ليبرتي جلوه بدهد، اما سرانجام ناگزير شد اذعان كند كه از ليبرتي همراه با ميثم پناهي اخراج شده و به هتل مهاجر رفته است. شهاب كريمي در روز 6 آبان 1394 همزمان با ميثم پناهي توسط پليس آلمان بازداشت و مورد بازجويي قرار گرفته و خانه اش هم تفتيش و بازرسي شده بود.
9- يك افسر ديگر پليس جنايي فدرال در دادگاه شهادت داد و گفت: ما در ژوئن 2014 اطلاعاتي دريافت كرديم كه فعاليتهايي ازطرف وزارت اطلاعات براي جاسوسي عليه مجاهدين صورت ميگيرد. متعاقبا در اكتبر 2014 اطلاعات جزيي تري از جاسوسي فعال عليه مجاهدين از سرويس اطلاعات خارجي آلمان BND دريافت كرديم. اين اطلاعات كه از يك منبع ناشناس و حاوي اسامي مشخصي بود. نشان ميداد كه افراد بخصوصي در ليبرتي هدف اين جاسوسي قرار گرفته اند تا شايد اطلاعات بيشتر و بالاتري بدست وزارت اطلاعات رژيم ايران برسد . شنود مكالمات سجاد با مزدوران و آناليز آن براي پليس جنايي روشن كرده بود كه سجاد يك مامور بالاي وزارت اطلاعات با مأموريتهاي جنايتكارانه مشخص عليه مجاهدين در ليبرتي است.
افسر پليس خاطرنشان كرد: ميثم و سجاد از طرق مختلف با هم ارتباط داشتند. ما يكبار در يك تماس تلفني بين سجاد و ميثم فهميديم كه از طريق تلگرام هم با يكديگر ارتباط دارند و از آن نقطه ما روي برنامه هاي مختلف ارتباطي وي شنود گذاشتيم. از ژوئن 2015 به ارتباطات مكتوب بين دو طرف رسيديم. ميزان چت ها با سجاد خيلي فشرده بود. ميثم پناهي روزانه با سجاد چت داشت. با وايبر هم صحبت ميكردند. شنود روي وايبر از سپتامبر 2015 گذاشته شد و از آن آن پس بيشترين انتقال اطلاعات به سجاد از طريق وايبر صورت ميگرفت.
افسر پليس اعلام كرد ميزان پولي كه از طرف سجاد به پناهي رسيده است حداقل 28،600 يورو بوده و اين پول از طريق وسترن يونيون و توسط فردي بنام محمد ثامر براي او ارسال ميشد. افسر پليس گفت ميثم پناهي نزد او اعتراف كرده است كه بمدت 19 روز مخفيانه همراه با سجاد در ايران بوده است.
10- قاضي سندي را كه توسط اطلاعات خارجي آلمان BND در 25 اوت 2015 در باره سجاد تنظيم شده بود در جلسه دادگاه قرائت كرد. طبق اين سند، سجاد اولين بار در سال 2012 توسط سرويس آلماني شناسايي شده است. او سعي ميكند نفرات بريده در هتل مهاجر بغداد را بخدمت بگيرد. افراد بخدمت گرفته شده عموماً از طريق تركيه و قاچاقچي هاي حرفه اي به كشورهاي مورد نظر در اروپا اعزام ميشوند تا براي شيطان سازي و فعاليتهاي جاسوسي عليه مجاهدين بكار گرفته شوند.
11-يك شاهد ديگر از مقامات پليس جنايي فدرال كه مسئول بازجويي از ميثم پناهي بود، فاش كرد بسياري از ارتباطات مزدور را از طريق تلفن دستي ”آيفون 6 “ او ، شنود كرده اند و از اينرو هيچ شكي در جاسوسي اين افراد نيست. مقام پليس جنايي افزود : سجاد در بغداد نفرات بريده را عضوگيري مي كرد. سجاد از طريق تلفن، وايبر، چت، اِل لاين،تلفن و كامپيوتر با آنها رابطه بر قرار ميكرد. سجاد هميشه دستورات و نكاتش را براي مزدوران مي نوشت و از طريق وسا يل ارتباطي به آنها منتقل ميكرد. ميثم نيز به ديگران ميگفت اگر ميخواهي ايران بروي مشكلي نيست تا تركيه برو بقيه كارها را سجاد حل مي كند.... ما مطمئن بوديم كه سجاد يا يكي از نفراتش پناهي را در تركيه تحويل گرفته و به ايران برده اند.نكته ديگر اينكه ميثم پناهي بلحاظ خرج كردن پول دستش باز بود و محدوديتي نداشت و براي پليس بسيار روشن بود كه افراد اين شبكه به چه كاري مشغول بودند درغير اينصورت اصلاً آنها راتحت تعقيب قرار نمي داديم.
12- در جلسه پاياني دادگاه، دادستان به سه نمونه مشابه از موارد جاسوسي براي رژيم ايران در خاك آلمان در گذشته اشاره كرد كه هر سه مورد به زندان محكوم شدند. دادستان افزود سجاد اطلاعاتش را اساساً از طريق افراد موسوم به ”اعضاي سابق مجاهدين“ دريافت ميكرد. دادستان با يادآوري جزيياتي از مزدوري و مأموريتهاي ميثم پناهي خاطرنشان كرد كه وي در مورد مجاهدين در كشورهاي مختلف اطلاعات جمع آوري كرده و در اختيار سجاد قرار ميداده و كار او منحصر به آلمان نبوده است.
مزدوران طبق خط ابلاغ شده وزارت اطلاعات مدعي بودند كه بخاطر سختي شرايط يا مناسبات دروني مجاهدين به سمت وزارت اطلاعات رفته اند . دادستان در اين باره گفت اسناد موجود نشان ميدهد كه انگيزه ميثم پناهي براي همكاري با وزارت اطلاعات هيچ ربطي به مناسبات داخل مجاهدين نداشته است بلكه صرفا بخاطر پول بوده است و حتي در يكي از چتها گفته است ما بازاء اطلاعاتي كه من ميدهم بايد پول خيلي بيشتري به من داده شود.
13-در حكم دادگاه يك سند حاوي جدول پرداختهاي پول از وزارت اطلاعات به مزدوران وجود دارد . در اين سند
تاريخ پرداختهاي پول با روز و تاريخ معين ثبت شده است كه آخرين آن 2000 يورو هشت روز قبل از دستگيري مزدور ميثم پناهي است. پرداختها از 500 يورو شروع شده و در 29 آوريل 2015 به 5630 يورو ميرسد . اين سند بخوبي نشان ميدهد كه رژيم آخوندي و دستگاههاي اطلاعاتي آن براي لجن پراكني و جاسوسي عليه مجاهدين و كسب اطلاعات و رد يابي مسئولين آن ها در ليبرتي و آلباني و آلمان و ساير كشورها تا کجا پول خرج ميكند.
14-طبق حكم صادره ، مزدور محكوم شده مي بايد علاوه بر زندان هزينه دادگاه را هم بپردازد و علاوه بر اين در در حكم تصريح شده است كه موارد زير مصادره شده و در نزد دادگاه باقي خواهد ماند.
-تلفن دستي شماره 1 HTC
- تلفن دستي آيفون 6 سفيد رنگ
- تلفن دستي سامسونگ گالاكسي سياه رنگ
- تلفن دستي نوكياي سياه رنگ
- كامپيوتر نوت بوك
15-قاضي در پايان جلسه نهم دادگاه در روز 29 تير ضمن اعلام محكوميت ميثم پناهي گفت: وزارت اطلاعات سرويس مخفي يك قدرت خارجي است و پناهي بعنوان جاسوس براي آنها كار كرده است. اين فعاليت در خاك آلمان و بر اساس قانون عليه جمهوري فدرال آلمان و متحدان آن در ناتو هم محسوب ميشود زيرا ميثم پناهي در مورد اعضاي مجاهدين خلق در فرانسه، هلند، انگلستان ، آلباني و ايالات متحده اطلاعات جمع آوري و به وزارت اطلاعات منتقل ميكرده و ميدانسته كاري كه انجام ميدهد مجازات دارد. او نسبت به عملي كه مرتكب ميشد مشرف بود و ميدانست اين عمل خلاف قانون و قابل پيگيرد و كيفر است. پناهي همزمان با دريافت پول از كمكهاي اجتماعي در آلمان حقوق جاسوسي خود را از اطلاعات ايران نيز دريافت ميكرده است.

ادامه مطلب...

اطلاعاتي كه اشرف و ليبرتي را هدف قرارداد

Otto Bernhard 8899fمن براين عقيده هستم كه برخي از اين اطلاعات كه نهايتا در اختيار [رژيم هاي] ايران و عراق قرار گرفته موجب شد تا ساكنان كمپهاي اشرف و بعدا ليبرتي تهديد شوند و مورد حمله قرار بگيرند، حملاتي كه منجر به كشته هاي زياد شده است

متن مصاحبه آقاي اوتو برنهارد عضو هيئت رئيسه بنياد كنراد آدنائر در آلمان ـ 20 ژوئيه 2016

كميته آلماني همبستگي براي ايران آزاد كه رياست آن را از چند سال پيش من برعهده دارم، از اينكه بالاخره يك جاسوس ايران در آلمان نه تنها دستگير بلكه محكوم شده است استقبال ميكند. با دو و نيم سال حبس بعنوان مجازات تازه خيلي به او ارفاق شده است. اين جاسوس اعتماد شهروندان و بطور خاص ايرانيان مقيم اينجا را مورد سوء استفاده قرار داد تا براي رژيم ظالم حاكم بر ايران جاسوسي كند. من براين عقيده هستم كه برخي از اين اطلاعات كه نهايتا در اختيار [رژيم هاي] ايران و عراق قرار گرفته موجب شد تا ساكنان كمپهاي اشرف و بعدا ليبرتي تهديد شوند و مورد حمله قرار بگيرند، حملاتي كه منجر به كشته هاي زياد شده است. ما نگران اين هستيم كه خيلي اطلاعات در مورد آن ساكنان از طريق اين جاسوسها به [رژيم] تهران رسيده باشد.
براي ما اين قضيه يك دليل اثباتي است كه رژيم حاكم بر ايران كه بعنوان يك رژيم معتدل تبليغ ميشود، كمافي السابق از ابزارهاي سخت و خشن استفاده ميكند. اپوزيسيون را در داخل كشور – جايي كه اپوزيسيون رسما اجازه حضور ندارد – تعقيب، محكوم و اعدام مي كند و همزمان اعضاي اپوزيسيون در خارج كشور از جمله در آلمان مورد جاسوسي قرار ميگيرند تا فعاليتهاي اين مخالفان را با مانع مواجه كنند.
ما مطئنيم كه دهها جاسوس ديگر در آلمان حضور دارند و ما اميدواريم كه اين تحول يك علامت به همه آنها بفرستد كه افراد اجازه ندارند تصور كنند ميتوانند در آلمان دست به اقدامات غيرقانوني بزنند و مجازات نشوند. با اين زمينه ميخواهم يكبار ديگر آنچه را كه در ابتداي صحبت گفتم تكرار كنم: ما استقبال ميكنيم از محكوميت اين جاسوس. اين تحول براي ما دليل براي اين هست كه رژيم ايران رژيمي است كه نميخواهد با دمكراسي سر و كار داشته باشد بلكه حاكميتي است كه ميخواهد با استفاده از هر ابزاري خود را در قدرت نگه دارد.

ادامه مطلب...

دادگاه جاسوسي در برلين چهره واقعي دولت ايران را نشان ميدهد

L Heuser schnarenberger 8f991

خانم زابينه لويت هويزر شنارنبرگرـ وزير سابق دادگستري آلمان

سايت فوكوس آنلاين
چهارشنبه 29 ژوئن 2016
دو ايراني در آلمان در برابر دادگاه قرار دارند. اينها مظنون به كار براي سرويس مخفي ايران هستند. اين امر نشان ميدهد كه نبايستي اجازه بدهيم سياست به ظاهر تنش زدائي دولت ايران ما را بفريبد.

جاسوسي ايران در آلمان نه از بابت روابط خوب بين دو كشور و نه هم با توجه به كشور قانون، قابل قبول نيست. اين امر نقض زننده قانون بوده و بصورت هدفمند با حق حاكميت آلمان مغايرت دارد. رژيم ايران عليرغم همه‌ي به اصطلاح نزديكي ها و با وجود قول و قرارهاي عالي براي داشتن شانس در آينده، مكررا و آگاهانه حق تماميت كشور ما را، و همچنين حقوق پايه‌اي شهروندان ايراني ما كه براي مقاومت عليه رژيم كار ميكنند را، نقض ميكند. اين رژيم خودش را با دروغهايش همواره مجازات ميكند: اينها همگي بر خلاف فعاليتهايي كه اين روحاني ”مدره“ قول داده و تبليغ ميكند، ميباشد.

در تاريخ 28 اكتبر 2015 بر اساس تحقيقات و درخواست دادستاني كل كشور در خانه هايي در محله كرويتس‌برگ برلين و برخي جاهاي ديگر كه محل توطئه و خدنگ بوده، تفتيش هايي صورت گرفت و مظنونيني بر مبناي تصميمات قضايي دستگير شدند. اكنون تحقيقات به اتمام رسيده و اقامه دعوي به جريان افتاده است. در اين اثناء يكي از مظنونين در برلين در برابر دادگاه قرار دارد.

سرويس مخفي ايران جنبش اپوزيسيون ايران را مورد جاسوسي قرار ميدهد

طبق انتشارات دادستاني كل آلمان اين مساله بسيار خوب مورد تحقيق قرار گرفته و اتهامات مستند عليه دو مرد ايراني ميباشد. آنها بايستي از ژانويه 2013 و اوت 2014 در ماموريتٍ سرويس مخفي ايران، جنبش اپوزيسيون ايران ”سازمان مجاهدين خلق ايران“ و ”شوراي ملي مقاومت ايران“ را مورد جاسوسي خود قرار داده باشند. دادگاه حاضر اين هشدار را ميدهد كه رژيم تهران با چه شدت و حدتي در آلمان فعال است.

در اين رابطه همه چيز جديد نيست. تحت تعقيب قرار داشتن مرگبار مخالفين رژيم در خارج و بخصوص در آلمان قبلا به اوج خود رسيده بود: سوءقصد در رستوران ميكونوس (سپتامبر 1992). قتل خونسردانه نمايندگان اقليتهاي كرد يك قتل عام بود كه رژيم ايران اينگونه در آلمان عمل نكرده بود. در دادگاه آن مشخص شد كه دولت ايران اين جنايت را مقرر داشته و سازمان داده بود. بدين وسيله براي اولين حكم صادر شد كه جمهوري اسلامي ايران دستور قتل صادر ميكند.

نقض حقوق پايه‌اي شهروندان آلماني

به همان شكل دادگاه كنوني ميخواهد كشف كند كه تا چه حد جاسوسي ايران در آلمان فعال بوده و حقوق پايه‌اي شهروندان آلماني را نقض ميكند. من از موفقيت تعقيب و تحقيقات دادستاني آلمان استقبال ميكنم چونكه اين امر اكنون بسيار مهم است زيرا كه در وضعيتي قرار داريم كه براي روابط جديد بين جمهوري فدرال آلمان و ايران با شادي و خوشي تبريك گوئي ميشود.

هنوز نميتوان پي برد كه بر خلاف يك چنين لحن هائي اوضاع در ايران بهبود يافته باشد، بلكه بسيار هم بدتر شده است. رژيم تلاشهايش را براي سركوب مخالفين در داخل توسط شكنجه و اعدام، و در خارج با ابزاري كه بتواند دهان مقاومت را ببندد، تشديد ميكند. ديدار رئيس جمهور ايران از وين دست آخر بدين دليل كنسل شد كه اطريش حاضر نبود تظاهرات مجاهدين خلق عليه روحاني را آنگونه كه تهران رسما درخواست كرده بود، ممنوع كند.

ايران يك ديكتاتوري مذهبي بر مبناي تحقير بي قيد و شرط

تنها روشنگري بي دريغ دسيسه هاي رژيم ايران چهره اين كشور مذهبي را افشاء ميكند كه تلاشش براي چه امري هست تا وجهه‌اش در كشورهاي ما جدي گرفته شود: بعنوان يك ديكتاتوري مذهبي بر مبناي تحقير بي قيد و شرط. براي دستيابي به اين هدف دولت، مذهبيون ايران دست به ترور زده و استراتژي بي ثباتي جهاني را دنبال ميكنند. رژيم در اين راستا نقض حق حاكميت ملي و نقض معاهدات بين المللي را كتمان نمي كند.

اين يك اشتباه پايه‌اي است كه يك چنين اقدام دولتي با بردباري روبرو گردد. آتش بيار مخاصمات خاورميانه كشور مذهبي است كه از 36 سال پيش دنبال توسعه طلبي بوده و سوريه، عراق، لبنان و يمن را به هرج و مرج كشانده است. موجوديت ترور داعش ناشي از بنيادگرائي مذهبي ايران است. صدها هزار انسان كشته شده و ميليونها پناهنده، مجروح و بيمار رواني قربانيان بحران خارج از حد حقوق بشري جهاني هستند.

همكاري اولياي امور بايستي تقويت يابد

براي اقدامات پيش گيرانه بايستي اولياي امور هماهنگي كرده و ارتباطات بين المللي داشته باشند. آنها بايستي با فعاليتهاي بين المللي ايران و همانطور با داعش كه نطفه بنيادگرائي اسلامي است، مشتركا مقابله كنند. بنيادگرائي اسلامي بزرگترين تهديد بوده و بايستي در هر جائيكه ظهور ميكند، مورد مقابله قرار گيرد.

همه ساله اولياي امور امنيتي آلمان در رابطه با ”سرويس امنيتي“ ايران كه در آلمان و اروپا عمل ميكنند، و ”مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت را بعنوان هدف مقدم“ تحت نظر دارند، گزارش ميكنند.

در رابطه با نويسنده مقاله:

خانم زابينه لويت هويزر شنارنبرگر از 1992 تا 1996 و از 2009 تا 2013 وزير دادگستري فدرال آلمان بود. از سال 1978 عضو حزب ليبرال بوده و از 1990 تا 2013 نماينده مجلس فدرال آلمان بود.

http://www.focus.de/politik/experten/mutmassliche-agenten-angeklagt-ein-spionage-prozess-in-berlin-zeigt-das-wahre-gesicht-der-iranischen-regierung_id_5675921.html

ادامه مطلب...

افشاي جاسوسان اطلاعات آخوندي در گزارش مشترك وزارت دفاع و كنگرة آمريكا – قسمت دوم

iran spring 14 98573

انتشار گزارش تحقيقات پنتاگون و كنگره امريكا، در بارة شبكة جاسوسان و مأموران وزارت اطلاعات در خارج كشور، ضربه ايي خرد‌كننده به گشتاپوي آخوندي و سايت‌ها و تشكلات پوششي آن وارد آورد و جاسوسان و مزدوران را از آينده تيره‌وتارشان به وحشت انداخت. در همين رابطه سايت پوششي وزارت اطلاعات نوشت: «(سازمان مجاهدين) بزرگ‌ترين فيلي که توانست هوا کند تا به‌زعم خود عليه جداشدگان بکار گيرد، جا دادن مجموعه‌يي از مطالب… به درون گزارشي با عنوان و اسم پنتاگون بود… ازآن‌پس هم‌وطنان مشاهده کردند که حمله و هجوم بي سابقة رسانه‌هاي مختلف مجاهدين عليه جداشدگان آغاز گرديد». (اينترلينك 29 دي 91)

وزارت اطلاعات به نگراني خود از زبان مأمور انگليس زبان اين مركز جاسوسي اذعان كرد و نوشت: «سؤال مطرح‌شده منتهي به شروع تحقيقات اين است: سازمان مجاهدين خلق چگونه توانسته است در بخش “دفتر پشتيباني جنگ غيرعامل و مبارزه تکنيکي عليه تروريسم” در وزارت دفاع اين کشور نفوذ کند؟»(ان سينگلتون، اينترلينك 7 بهمن 91) به‌راستي چرا گزارش تحقيقاتي وزارت دفاع و كنگرة آمريكا چنين تأثيري داشته است؟ زيرا همة موفقيت و هنر يك سرويس اطلاعاتي اين است كه خيلي علني و مطرح نشود تا بتواند در خفا كارش را پيش ببرد، كما اين‌که يك جاسوس و مهرة اطلاعاتي هم تا وقتي ارزش دارد كه شناخته نشود، وقتي شناخته مي‌شود يعني ديگر تاريخ‌مصرفش سر آمده و خواه‌وناخواه دور انداخته مي‌شود، چون ديگر هيچ كارايي ندارد و از جاسوس به يك پادو حقير! تبديل مي‌شود. از سوي ديگر اعلام و علني شدن نقش و مأموريت آن‌ها، تحت تعقيب قرار گرفتن و مجازات از سوي كشورهاي محل اقامت آن‌ها را در پي خواهد داشت. اگرچه ماهيت همة آن‌ها از قبل توسط مجاهدين و مقاومت ايران افشاشده و ازنظر طيف هواداران مقاومت شناخته‌شده بودند، اما اين جاسوسان مي‌توانستند بگويند و مي‌گفتند كه مجاهدين به هر كس كه با آن‌ها مخالفت بكند، انگ و برچسب مزدوري مي‌زنند؛ اما وقتي دو ارگان خارجي، آن‌هم با وزن وزارت دفاع و كنگرة آمريكا روي آن صحه مي‌گذارند، ديگر مهر تأييدي است بر آنچه تابه‌حال مجاهدين و مقاومت ايران مي‌گفتند و رژيم و به‌طور خاص مأموران و مزدوران اطلاعاتي پيام قدرت و پيروزي مقاومت را از آن مي‌گيرند. به‌ويژه اينكه در همين گزارش آمده است: «دولت ايران، مجاهدين خلق را سازماني كه بيشترين تهديد را براي جمهوري اسلامي ايران ايجاد کرده، تلقي مي‌کند. يكي از اصلي‌ترين مسئوليت‌هاي وزارت اطلاعات انجام عمليات مخفي عليه مجاهدين خلق و شناسايي و از بين بردن اعضاي آن است. اين وزارتخانه داراي بخش دروغ‌پراکني مي‌باشد، كه مسئول توليد و انجام جنگ رواني عليه دشمنان جمهوري اسلامي است. وزارت اطلاعات در خارج از ايران هم عضوگيري مي‌کند، از سال 1990 تا 1993 اعضاي سابق مجاهدين خلق را در اروپا عضوگيري كرد و از آن‌ها براي راه‌اندازي يك كمپين اطلاعات دروغ عليه مجاهدين به كار گرفت. استخدام ان سينگلتون و همسر ايراني او مسعود خدابنده يك نمونه گوياست از اينكه وزارت اطلاعات چگونه غير ايراني‌ها را مجبور به همكاري مي‌کند. اَن سينگلتون در اواخر دهه 80 با مجاهدين خلق مرتبط بوده و مسعود خدابنده و برادر او ابراهيم در آن زمان هر دو از اعضاي مجاهدين بودند. در سال 1996 مسعود خدابنده تصميم به ترك اين سازمان گرفت. بعدازآن، او با اَن سينگلتون ازدواج كرد. به فاصله كمي بعدازاين ازدواج وزارت اطلاعات با تهديد به اينكه اموال گسترده مادر خدابنده را در تهران ضبط مي‌کند، آن‌ها را مجبور به همكاري كرد. سينگلتون و خدابنده بعد موافقت كردند كه براي وزارت اطلاعات كار و عليه سازمان مجاهدين خلق جاسوسي كنند. در سال 2002 سينگلتون در تهران با عوامل وزارت اطلاعات كه نسبت به سابقه او علاقه‌مند بودند ملاقات كرد. اَن سينگلتون در حين اقامت خود در تهران آموزش‌ها و تعليمات وزارت اطلاعات را فراگرفت و به دنبال بازگشت به انگلستان در زمستان 2002 او سايت اينترلينك را راه‌اندازي كرد». اين سه جاسوس، يعني اَن سينگلتون و مسعود خدابنده و ابراهيم خدابنده، بعد از استخدام، به‌طور خاص عليه اشرف و اشرفي‌ها مورد استفادة ديكتاتوري آخوندي قرار گرفتند. از شکنجه‌گاه اوين تا زمينه‌سازي‌هاي تروريستي براي منفجر کردن شبكه‌هاي آب‌رساني اشرف و شركت در محاصره اشرف تا بلندگوهاي شكنجه رواني تا شاهد تراشي عليه مجاهدين در کارزاري كه مقاومت ايران عليه ليست تروريستي انگليس و بعد در آمريكا پيش مي‌برد و از كودتاي 17 ژوئن و پرونده‌سازي در «د اس ت» فرانسه عليه رئيس‌جمهور برگزيده مقاومت تا برنامه چاقوكشي عليه پناهندگان در سالن فياپ پاريس و تا انواع مصارف تبليغاتي در بلندگوي بي‌بي‌سي فارسي يا كتاب نويسي درباره ياوة فرقه و صدامي بودن ارتش آزادي‌بخش فقط برخي از وظايف و مأموريت‌هاي آن‌هاست.
پيشينة جاسوس‌هاي گشتاپوي آخوندي

مسعود خدابنده، يك مأمور برون‌مرزي گشتاپوي آخوندي است كه از لندن تا تهران و از پاريس تا سنگاپور و از آلمان تا بغداد و از هلند تا اَربيلِ عِراق براي اجراي مأموريت‌هاي محوله عليه اشرف و مجاهدين به كار گرفته‌شده است. او و زن انگليسي‌اش، به‌منظور ارائه اطلاعات گمراه‌كننده عليه مجاهدين و مقاومت ايران كه در وزارت اطلاعات در تهران سرهم‌بندي مي‌شود با پليس كشورهاي اروپايي و عوامل سرويس‌هاي مخفي ديدارهاي مستمر دارند. ابراهيم خدابنده طي نامه‌‌يي قبل از اين‌که دستگير شود و خودش هم به استخدام وزارت اطلاعات درآيد، نوشته بود که وزارت اطلاعات با مادرش درباره استخدام مسعود خدابنده تماس داشته است. او در يک دادگاه بريتانيا در سال 2003 شهادت داد كه: «سال گذشته آن سينگلتون به بهانه نشان دادن نوزادش به خانواده‌ام، به ايران رفت و حدود يک ماه آنجا ماند. او از قبر خميني هم ديدن کرد.» «سينگلتون» در اواسط دهه 90 به استخدام وزارت اطلاعات درآمد. او ادارة يكي از سايت‌هاي وزارت اطلاعات به نام اينترلينك را به‌طور مشترك با همسرش «مسعود خدابنده» به عهده دارد. مأموريت سينگلتون پيشبرد خط وزارت اطلاعات عليه مجاهدين به‌طور خاص در كشور انگليس است. اين جاسوسه به‌طور رسمي به ايران رفت‌وآمد داره و با بازجويان و شكنجه گران اوين نيز ديده‌شده است. سينگلتون به همراه شوهرش مسعود خدابنده، به دستور وزارت اطلاعات با سرويس‌هاي خارجي همكاري مي‌کنند. آن‌ها نزد پليس و دادستاني فرانسه و همين‌طور نزد وزارتخارجة انگليس بارها عليه مجاهدين و مقاومت ايران شهادت دروغ دادند. مقالاتي كه در سايت اينترلينگ بنام ”آن سينگلتون” درج مي‌شود مانند كتاب ارتش خصوصي صدام، تماماً به دستور و درخواست معاونت مخصوص به مجاهدين در وزارت بدنام اطلاعات تهيه‌شده و هدف آن‌که قبل از شروع جنگ در عراق منتشر شد، زمينه‌سازي براي بمباران قرارگاه‌هاي مجاهدين و كشتار بعدي آن‌ها در تهاجمات زميني توسط نيروهاي ائتلاف بود.
روشنگري كميته پارلماني بريتانيا براي آزادي ايران

كميته پارلماني بريتانيا براي آزادي ايران در سندي با عنوان «جاسوسان ملايان: مأموران رژيم ايران دربريتانيا»، خدابنده و زن انگليسي او را در شمار مزدوران شبكه اطلاعات آخوندي در خارج از ايران با سايت‌ها و بنيادهاي پوشالي و پوششي (مانند اينترلينك، آوا، قلم و بنياد سحر) به تمام و كمال افشا نموده است. (لينك به كتاب جاسوسان ملايان) در همين سند در مورد مسعود خدابنده آمده است: «وي در 1998، با استفاده از پوش شرکت در کنفدراسيون جهاني کار، به سنگاپور رفت و در آنجا، بنا بر شهادت برادرش، مخفيانه با نمايندگان وزارت اطلاعات ملاقات کرد. آن زمان بود که مسعود خدابنده استخدام شد و شروع به کار به‌عنوان يک مأمور وزرت اطلاعات نمود. دستورات به او، عمل کردن عليه اپوزيسيون ايران و پناهندگان ايراني ساکن بريتانيا و ساير قسمت‌هاي اروپا بود». در خرداد 83، آقاي وين گريفيث نماينده پارلمان انگلستان كه به ايران و زندان اوين رفته بود ان سينگلتون را در زندان مي‌بيند و در گزارشي كه بعد از بازگشتش از ايران نوشته بود از ديدن اين صحنه ابراز تعجب كرده بود: «باکمال تعجب ديدم يك خانم انگليسي در داخل زندان و در كنار بازجوها منتظر ملاقات با من است. پرسيدم شما كي هستيد؟ گفت من ان سينگلتون (همسر مسعود خدابنده) هستم. من از همان‌جا فهميدم وقتي يك انگليسي را به داخل زندان اوين آورده‌اند تا با من به‌عنوان نمايندة پارلمان انگلستان ملاقات كند، داستان چيست!…».

علاوه بر گواهي آقاي وين گريفيث، روزنامه اينديپندنت در تاريخ اول اكتبر 2006 مطلبي را به نقل از ان سينگلتون چاپ كرده بود كه بعد در سايت ايران ديدبان منتشر شد. سينگلتون در اين مطلب گفته بود: «مجاهدين تنها گروهي بود که در مبارزه با رژيم آيت‌الله خميني در ايران بعد از انقلاب ظاهراً همه کار انجام مي‌داد. رفتار آنان بسيار درست کارانه بود. آنان مصمم بودند علايق خود را فداي علايق جامعه‌شان کنند… من تمام‌وقت آزاد خودم را با اين گروه سپري مي‌کردم، از کودکان اعضا مراقبت مي‌کردم، به آشپزي مي‌پرداختم و گزارش‌هاي رسانه‌ها را زير نظر داشتم… بعد آن‌ها گفتند که ازدواج ممنوع است. من نمي‌توانستم موافقت کنم… و ديگر نمي‌توانستم تحمل‌کنم… سه سال ديگر گذشت تا من احساس کردم به‌اندازه کافي قوي شده‌ام تا اين گروه را به‌سوي يك زندگي بهتر ترک كنم… من هنوز خودم را مسلمان مي‌دانم، هنوز فکر مي‌کنم سيستم اعتقادي خوبي است، اما گوشت خوک مي‌خورم و در مشروب خوري افراط مي‌کنم. چون هدف جديد من آگاهي دادن درباره خطرات فرقه (مجاهدين) است» (ايران ديدبان 9 مهر 85)
احضار به تهران براي توجيه

مسعود خدابنده براي دريافت توجيهات و دستورالعمل‌هاي جديد بارها به ايران سفرکرده است. ازجمله در ژوئن 2008 (خرداد 87) براي اجراي مأموريت‌هاي محوله، ابتدا به تركيه و عراق سفر كرد و ازآنجا با پاسپورت ايراني و از طريق مرز زميني وارد ايران شد. خدابنده در طول يك هفتهيي كه در تهران بسر مي‌برد، طي جلساتي توسط سركردگان وزارت اطلاعات نسبت به وظايف و مأموريت‌هاي بعدي توجيه گرديد. اين فرد، پس از دريافت دستورالعمل‌هاي لازم در تهران، در تاريخ 29 خرداد 1387 با پرواز شماره 434 شركت هواپيمايي (KLM) با پاسپورت ايراني از فرودگاه خميني در تهران به آمستردام در هلند رفت و ازآنجا با پاسپورت انگليسي به انگلستان بازگشت. در تقسيم‌کار اطلاعاتي و تروريستي ِوزارت اطلاعات، بخصوص به دليل اين‌که ان سينگلتون اصليت انگليسي دارد، او و شوهرش به‌عنوان سرپل و سر شبکه نقش ويژه يي دارند و براي اجراي مأموريت به كشورهاي مختلف اعزام مي‌شوند.
نقش و كاركرد زوج جاسوس در شبكه اطلاعات

ايوبونه (رئيس پيشين سازمان ضد جاسوسي فرانسه د اس ت) در كتاب «واواك در خدمت آيت‌الله‌ها» مي‌نويسد: «اطلاعات دقيق‌تر به‌دست‌آمده نشان مي‌دهد مسعود خدابنده با همتاهاي خود نظير حقي در سنگاپور ملاقات مي‌کند و در كوالالامپور با مقامات بالاي واواك ديدار دارد… او گاه به فرانسه نيز مي‌آيد جايي كه با فردي به نام آلن شوالرياس، تظاهراتي را در اورسوراوآز در مقابل محل اقامت مريم رجوي برپا مي‌کند».(لينك به كتاب واواك در خدمت آيت‌الله‌ها) در اسفند 80 و بهار 81 كه مأموران اعزامي رژيم از هتل مرمر تهران به آلمان اعزام شدند، مسعود خدابنده مأمور شد كه از انگلستان به شرق آلمان برود و براي گرفتن پناهندگي آنان اقدام كند. در سال‌هاي بعد به‌ويژه از 1384 به بعد هم همين وظيفه را به عهده داشت.

وزارت اطلاعات رژيم آخوندي در ادامه كارزار دروغ‌پردازي و شيطان سازي عليه مجاهدين و مقاومت ايران و در راستاي توطئه‌هاي تروريستي بعدي، مأمورانش را با سناريوهاي مشابه، به كشورهاي مختلف اروپايي بخصوص به فرانسه اعزام مي‌کند تا آن‌ها را تحت عنوان ساختگي اعضا و مسئولان سابق مجاهدين كه گويا به‌تازگي از قرارگاه اشرف آمده‌اند، به كار بگيرد. در اين ميان تعدادي از مأموران قديمي گشتاپوي آخوندي نظير خدابنده نقش سرپل را ايفا مي‌کنند. جواد فيروزمند يكي از مأموران وزارت اطلاعات در 21 تير 84 بعد از طي يك دوره آموزشي اطلاعاتي ـ تروريستي، توسط هم‌پالکي‌هاي سر دژخيم سعيد امامي به فرانسه اعزام شد. خدابنده به‌عنوان سرپل اطلاعات، يك نمايش مسخره تحت عنوان كنفرانس مطبوعاتي ترتيب داد و اين مأمور جديد مزدور «فيروزمند» را با سناريو مشابه اغلب مأموران اطلاعات آخوندي، به‌طور مضحكي مدعي شد كه او به شيوه يي سريع‌السير از دست وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي گريخته و خود را به اروپا رسانده است.

فيروزمند درباره دليل خروج خود از ايران و آمدنش به فرانسه، پس‌ازاينکه توسط نيروهاي آمريكايي تحويل دولت ايران شده است، گفت: «مي‌ترسيدم در ايران يك زهرا كاظمي دوم باشم!». درعين‌حال اين مزدور با صداي خود به بخش فارسي راديو بي. بي. سي گفت: «من خدا را شاهد مي‌گيرم، كه خوشبختانه عناصر حكومتي كه ما را از صليب تحويل گرفتن و تحويل خانواده هامون دادن، هيچ‌گونه برخورد بد و منفي نداشتن و من هم آثار منفي نه در گفتار و نه در كردار و نه در عمل از اونها نديدم». يكي ديگر از مأموران اعزامي، بهزاد عليشاهي نام دارد. او در شمار افرادي بود كه، در 4 ژوئيه 2004 يعني دو روز پس از به رسميت شناختن استاتوي مجاهدين مستقر در اشرف توسط نيروهاي چندمليتي، از قرارگاه اشرف به نزد نيروهاي آمريكايي رفت. وي پس ازندامت و استخدام در وزارت اطلاعات، به مدت 6 ماه مأموريت‌هاي مختلفي را در داخل ايران عليه مجاهدين انجام داد تا طبق سنت كثيف و ضد انساني ملايان توبه حقيرانه‌اش موردقبول قرار بگيرد. عليشاهي اين مأمور وزارت اطلاعات، همراه با ديگر دژخيمان اطلاعاتي به خانواده‌هاي مجاهدين و اعضاي شوراي ملي مقاومت ايران مراجعه مي‌کرد تا با تطميع و تهديد، آن‌ها را به خدمت اهداف وزارت اطلاعات درآورد و از طريق آن‌ها فرزندانشان را به ترك صفوف مقاومت وادار كند. شركت در جلسات توبه و ندامت انجمن نجات وزارت اطلاعات در كرمانشاه همراه با دروغ‌پردازي و لجن پراكني عليه مجاهدين و مقاومت ايران نيز به‌عنوان يك دوره آزمايشي مزدوري، لازمه به دست آوردن اعتماد دژخيمان اطلاعات بدنام آخوندها بوده است. وزارت اطلاعات، عليشاهي را در تابستان 84 براي مأموريت جديد روانه آلمان كرد و در هفته‌هاي بعد او را به فرانسه فرستاد. قابل‌توجه اينكه اين بار جواد فيروزمند، در كنار مأمور نورسيده به معرفي نامبرده در نمايش وزارت اطلاعات پرداخت بهزاد عليشاهي در حال حاضر در هلند، در خدمت وزارت اطلاعات به انجام مأموريت‌هاي محوله مشغول است. او موقعي كه تازه به خارج كشور آمده بود، در يك مصاحبه وقتي توسط خبرنگاران سؤال‌پيچ شده بود، با وقاحت گفت كه آره من عضو وزارت اطلاعات هستم، ولي شما به مدارك من توجه كنيد. يعني وزارت اطلاعات در يك بازي سخيف و تكراري بعد از كاشتن مأمور قبلي خود در محل مأموريت، به اعزام مأموران بعدي اقدام مي‌کند تا به‌اين‌ترتيب ضمن پهن كردن تور اطلاعاتي خود در كشورهاي مختلف، رد گم‌کرده و او را در يك كلاف تودرتو از انظار مخفي نمايد تا بتوانند در محافل ايرانيان خارج كشور نفوذ كنند و اهداف خود را عليه مجاهدين و مقاومت ايران پيش ببرند.
اعزام به عراق

فعاليت‌هاي مأموران وزارت اطلاعات به كشوري كه در آن مستقر هستند يا حتي به اروپا محدود نمي‌شود؛ يكي ديگر از صحنه‌هاي فعاليت اين مزدوران، شركت در تورهاي تروريستي ـ اطلاعاتي مستمر و طولاني وزارت در عراق است. جايي كه دشمن اصلي آخوندها حضور دارد. مسعود خدابنده مأموريتش در اين زمينه را طي مسافرت‌هاي چندماهه به عراق و طرح شکايت‌هاي مجعول از مجاهدين، نزد قوه قضاييه عراق به اجرا درمي‌آورد وي در آذر 86 همراه با گروهي از مأموران اطلاعات و نيروي قدس از داخل و خارج ايران آمده بودند، به عراق رفتند و در طبقة سوم هتل ‏منصور بغداد مستقر شدند و تحت امر سفارت رژيم و تحت سرپرستي و آموزش مأموران قدس و اطلاعات آخوندي به اسامي طباطبايي، نوبخت و اسدي قرار گرفتند. همه صورتحساب‌هاي هتل توسط سفارت رژيم ايران پرداخت مي‌شد. مزدوران ابتدا در سمينار مسخرهيي تحت عنوان «مبارزه با تروريسم» شركت داده شدند كه با حضور 20 نفر از عوامل و جيره‌خواران رژيم برگزار شد. مسعود خدابنده هم در زمرة اين مأموران مستقر در هتل منصور بغداد، در انفجار لوله‌هاي آب‌رساني اشرف و زمينه‌سازي‌هاي تروريستي مربوطه شركت داشت. اين اقدامات جنايت‌کارانه به‌تفصيل در نشريه مجاهد 892 ـ 20 بهمن 86 افشاشده است (لينك به نشريه مجاهد 892) تا اينجا فقط به بخش كوچكي از اسناد و اطلاعات مربوط به شبکه‌هاي اطلاعاتي رژيم در اروپا و برخي از عناصر اين شبكه و مأموران اطلاعاتي را اشاره كرديم. در مطالب بعدي ابعاد ديگري از جنگ رواني و نقش مأموران گشتاپوي را بازخواهيم كرد اما تا همين‌جا روشن شد كه وزارت اطلاعات كه كار اصلي مقابله با سازمان مجاهدين و مقاومت ايران را بر عهده دارد، مأموران خودش را چگونه و با چه تمهيداتي در خارجه مستقر كرده و چگونه اهداف جنايتكارانة خودش را به وسيلة آن‌ها پيش مي‌برد؛ اما درعين‌حال ديديم افشاگري‌هايي كه در مورد همين طرح و برنامه‌ها، توسط مجاهدين و مقاومت ايران ارائه‌شده و بخصوص گزارش مشترك وزارت دفاع و كنگرة آمريكا، چه ضربة مهلكي به اين طرح و برنامة دورودراز وارد كرده و چطور دشمن و مأموران آن‌ها را به فغان و فرياد واداشت.
برگرفته از سایت ایران افشاگر

 

ادامه مطلب...

تماس هاي تلفني خيانت آميز

image002 9f921

دادگاه عالي در مورد دو مظنون به خبرچيني براي رژيم ايران تحقيق ميكند

جاسوس يا قرباني دستگاه شنود آلمان؟ بخش جناعي 2 ديوان عالي در برلين بايد در مورد دو ايراني تصميم اتخاذ كند.
گفته ميشود كه اطلاعات ايران به طور مخفيانه بسياري از مخالفان تبعيدي در برلين را كنترل ميكند.
حدود 5 هزار ايراني، كه خيلي از آنها بيش از چند دهه در برلين زندگي ميكنند ، بعضا از رژيم شاه يا حكومت آخوند ها فرار كردند. آنها يك جامعه فرهنگي قوي تشكيل دادند و خيلي ها همديگر را ميشناسند. آنها اكثرا بخاطر سرنوشت مشابه به هم پيوند خوردند. آنها با اين اميد زندگي ميكنند كه روزي بتوانند مجدد به ايراني آري از ترور و سركوب بازگردند. اكنون دو تن از اين افراد به جاسوسي براي وزارت اطلاعات متهم شدند. گفته ميشود كه ميثم پ 32 ساله و سعيد ر 33 ساله در بين سال هاي 2013 تا 2015 اطلاعات در مورد مخالفاني كه در برلين و كلن ساكن هستند به وزارت اطلاعات دادند.
وزارت اطلاعات بطور عمده متمركز جمع آوري اطلاعات در مورد شوراي ملي مقاومت و سازمان مجاهدين در آلمان ميباشد. دستگاه اطلاعاتي ايران در همه كشورهاي كه در آن مخالفان ايراني حضور دارند، شبكه اي داير كرده. اتهام دادستان فدرال هم همين ميباشد، شكار اطلاعاتي در همه قاره ها. تمركز مانيتورينگ اين افراد در كشورهاي آلباني و عراق ميباشد. مقامات آلمان تماس هاي تلقني بين اين افرا را ثبت كردند. ظاهرا اطلاعات بي اهميت در مورد افراد، مكان سكونت، وضيعت جسمي، رابطه با سازمان مجاهدين يا در مورد ديدار دايي، خاله و دوستان ميباشد. در مجموع اينها تصوير نسبتا دقيقي از جنبش اپوزيسيون ايراني در آّمان را نشان ميدهند.
گناهكار يا بيگناه؟
وكلاي متهمان فرض ميكنند كه موكلان آنها بي گناه هستند. متهمان كه در مورد اتهامات سكوت كردند، تقريبا بصورت روزانه و طولاني با هم تماس هاي تلفني داشتند و مدعي هستند كه در مورد خدا و دنيا (همه چيز ممكن) صحبت ميكردند، اما بطور خاص در مورد جامعه ايراني در آلمان. البته كه اسم هايي در اين ميان عنوان شدند و در مورد قوت ها و ضعف هاي اپوزيسون در تبعيد صحبت شده. دو متهم از زمان كودكي همديگر را ميشناسند، پدر و مادر آنها و يا اقوامشان در ايران كشته شدند. آنها در اردوگاه هاي پناهندگي و پانسيون بزرگ شدند و خود عضو سازمان مجاهدين شدند. وكيل سعيد ر ميگويد كه از آنجايي كه مكالمات در فارسي، زبان اصلي ايراني صورت گرفته، خيلي از بخشها اشتباه ترجمه شدند. مثلا در شنود ها جمله : او چاق است به اين صورت ترجمه شده كه او در لهستان است. اين وكيل مدعي است كه موكل او به ناحق به دادگاه فرا خوانده شده. صحبت هاي عادي بين دو فرد بوده و نه براي يك ارگان امنيتي خاصي. براي اين كه برداشت درستي ازهمه محتوي تماس ها صورت بگيرد، بايد همه تماس هاي ضبط شده در خود دادگاه مورد برسي قرار بگيرند. دادگاه ادامه دارد.
شوراي ملي مقاومت ايران از روند دادگاه در برلين استقبال نمود و همزمان خواهان اين شد كه وزير اطلاعات (ايران) به عنوان منبع اصلي جاسوسي عليه مخالفان در دادگاه محكوم شود. گفته ميشود كه جزئيات فاش شده تنها نوك كوه يخ سيستم جاسوسي ايران ميباشند.
سرويس مخفي ايران در برلين يك چهره خيلي بدي دارد. افراد اطلاعات ايران ساواك بودند كه (سال 1957 تا 1979) در لباس هاي مشكي در حين ديدار شاه در سال 1967 از برلين غربي با تخته اي چوبي به دانشجويان معترض حمله كردند. بعد از انقلاب اسلامي و سقوط شاه در سال 1979 سرويس اطلاعاتي دوباره سازماندهي شد و حمله به اپوزيسون را تشديد نمود. اين يك اقدام تروريستي دولت بود وقتي قاتلان مامور رژيم ايران در سال 1992 چهار كرد مخالف را در ديداري در رستوران ميكنوس كشتند. سه سال و نيم تا سال 1997 محاكمه قاتلان طول كشيد و دولت و سرويس اطلاعاتي ايران هم متهم بودند.

به قلم پیترکیرشی

ادامه مطلب...

منتخب ویدئوکلیپ