Menu

گفتگو با قاسم نادعلی پور قهرمان مسابقات ماراتن برلین2014

gh1 0ca92قاسم نادعلی پور قهرمان دوميداني و رکوردار 42 کیلومتر پیاده روی که اکنون مقیم برلین است.از 13 سالگی ورزش را بطور جدی شروع کرده است و اکنون بیش از 40 سال تجربه و فعالیت ورزشی و در کنارش فعالیت سیاسی دارد.قرار شد با توجه به تمرینات ورزشی و گرفتاری کاریش گفتگویمان را در سه قسمت انجام دهیم

”بخش اول"
سوال : قاسم ضمن تشكر از اينكه عليرغم وقت محدود و تمرينات سنگين براي مسابقات آتي، درخواست ما را پذيرفتي ابتدا ميخواستم براي خوانندگان سايت بهار ايران تعريف كني كه کجا بدنیا آمدی ، چند سال داري و چه تحصیلاتي داري؟
نادرعليپور : من سال 1338 در شهرستان ماسال از توابع استان گیلان بدنیا آمدم . از همان کودکی به دومیدانی علاقمند بودم و بزدودی در این رشته مهارت پیدا کردم.13 سالم بود که با خانواده به تهران آمدم . در باشگاه استقلال (تاج سابق) فعالیت ورزشی خودم را ادامه دادم و پس پایان دوره دبیرستان در رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شدم و ادامه تحصیل دادم.
سوال : ظاهرا شروع تحصیلات دانشگاهی ات با انقلاب ضد سلطنتی همزمان بود.درآن زمان به چه فعالیت هایی مشغول بودی؟
نادعليپور : با امید به اینکه دوران ستم شاهی پایان می یابد با انرژی بیشتر به درس و ورزش مشغول شدم. ولی با شروع اوباشگری عوامل رژیم و حمله به تجمعات مخالفین و بخصوص مجاهدین خلق، باورهایم غلط از آب درآمد. تحمل ستمکاری رژیم را نداشتم و در هر مناسبتی که پیش می آمد از این رژیم انتقاد می کردم . طوری شده بود که نیروهای امنیتی همیشه اذیتم می کردند. اول سعی داشتند که مرا به خود جذب کنند که من بهیجوجه زیر بار نرفتم و بعد مرا تهدید کردند که به جرم همکاری دستگیرت می کنیم. با جنایت هایی که رژیم روز بروز مرتکب می شد ، تنفر من هم از این رژیم بیشتر و بیشتر می شد.
سوال : سرانجام اینکار بکجا کشیده شد؟
نادرعليپور : عليرغم اينكه  دوره آناتومی دانشگاه را گذارانده بودم  و در دومیدانی در کشور هم موفقیت هایی پیدا کرده بودم ولی شرایط برایم سخت و سختتر می شد.قصدم این بود که کشور را ترک کنم.
در یکی از مسابقات ورزشی (ماراتن) که در سال 1988(1367)  در وین پایتخت اتریش برگزار می شد به خاطر اعتراض به سیاست های جنایتکارانه رژیم و قتل عام مجاهدین خلق و دیگر مبارزان راه آزادي از برگشتن به ایران امتناع کردم .من در ایران به کشتار مجاهدین توسط رژیم اعتراض می کردم و علنا" در دانشگاه و بیمارستان ،سیاست های رژیم را نقد می کردم که چرا به این جوانان حمله ور می شوید و آنها را دستگیر و شکنجه و اعدام می کنید ؟ مگر اینها ایرانی نیستند؟ مگر همین ها نبودند که رژیم شاه را سرنگون کردند؟ و موارد بسیاری دیگر که بی پاسخ می ماند. من می دیدم که جوانان هوادار مجاهدین لت و پار می شوند .راستی مگر اینها سرمایه های این کشور نبودند که توسط پاسداران رژیم شکنجه  و اعدام می شدند. حماسه های پایداری و استقامت این جوانان در من تحول زیادی ایجاد کرد و من سمپات مجاهدین شدم .این اعتراضات مردمی و در مقابل نامردی های رژیم باعث شد که قید درس و ورزش را در ایران بزنم .همین باعث شد که در اتریش در اعتراض به رژیم از برگشتن به ایران سر باز زدم. .در اتریش اضطراب زیادی داشتم. یکی از ماموران امنیتی که همراه ما بود همه اش به من گوشزد می کرد که چرا اینقئر اضطراب داری؟ منهم می گفتم که قبل از مسابقه هميشه همينطور هستم. واقعیت این بود اصلا" آمادگی مسابقه را نداشتم و فکر و ذکرم معطوف به فرار از دست رژیم بود که بالاخره موفق شدم. رژیم هم بعد از این به منزل ما یورش برد خانواده ام را تحت فشار قرار داد و تمام وسایل و مدارک مرا کنترل و با خود بردند. ولی من برگشتنی نبودم.
سوال : پس در اتریش پناهنده شدی درسته؟
نادرعليپور : خیر . در اتریش با آقای شولتز ازاعضای فدراسیون دومیدانی آلمان آشنا شدم که از من خواستند به آلمان بروم. در آنجا در باشگاه لورکوزن مشغول به فعالیت ورزشی شدم. ایشان هم برای من تقاضای پاهندگی سیاسی کردند که بعد از یکهفته پذیرفته شد.
سوال :  در آلمان چه رشته ای از دومیدانی را دنبال کردی؟ تحصيلاتت به كجا رسيد؟
نادرعليپور : من در رشته پیاده روی فعالیت داشتم. علت هم داشت. من از بچگی (7ـ6) سالگی وقتی که می خواستم  درس بخوانم بر خلاف دیگران که معیارشان زمان بود ، معیار من مسافت بود .مثلا" یک مسافت را در نظر می گرفتم و راه می رفتم و درس می خواندم (درس های تئوری). درسم که  تمام می شد ، متوقف می شدم. با اینکار احساس خوبی پیدا می کردم و درس را هم یاد می گرفتم. گاهی می شد که در روز هفت ساعت راه می رفتم. علاقه عجیبی به راه رفتن داشتم.از سال 1356 تا سال 1367 در رشته پیاده روی در ایران فعالیت داشتم .در دوهای استقامت 10000متر، 15000متر و ماراتن شرکت  کردم. ولی بعلت اینکه درسم سنگین بود و می خواستم  پزشک شوم کمتر دنبال قهرمانی رفتم . البته در مسابقات آسیایی هند 1357رکوردار رشته دو ماراتن ایران  شدم که در کتاب رکورهای فدراسیون فوتبال هم ثبت شده است ولی از سال 1367(1988 )که به اتریش اعزام شدم  در اعتراض به عملکرد رژیم از برگشت به ایران امتناع کردم و این مسئله باعث شد که قید ادامه تحصیل را بزنم و در سال 1988 در آلمان بطور حرفه ای ورزش پیاده روی را ادامه دادم.

gh4 cf9b5

gh2 190b4

gh3 bb52c

در آلمان می خواستم که درسم را ادامه بدهم ولی علاقه مفرط به ورزش و نیاز به زمان زیاد برای درس خواندن و پزشك شدن، مرا اقناع كرد که در رشته قیزیوتراپی درسم را ادامه بدهم  و ورزش را هم همزمان دنبال کنم. البته از فعالیت

های سیاسی هم غافل نبودم و در دانشگاه با هواداران مجاهدین و مقاومت ایران همکاری داشتم.

دنباله دارد

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ