Menu

اور سور اواز ـ گرامیداشت پنجاه و دومين سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين خلق ايران

moghavemat 9e5c4اور سور اواز ـ گرامیداشت پنجاه و دومين سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین خلق ایران

moghavemat eb56fالهام زنجانی

دوستان عزيز خواهران و برادران گرامي

با تبريك عيد سعيد غدير و با هزاران تبريك به مناسبت پنجاه و دومين سالگرد تأسيس سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران (كف زدن) و انتخاب مسئول اول جديد سازمان، خواهر زهراي عزيزمان،

با درود بيكران به مجاهدان بنيانگذار محمد حنيف نژاد ، سعيد محسن و علي اصغر بديع زادگان،( کف زدن ) در اين روز زيبا به برادر مسعود و خواهر مريم سلام ميكنم و به خاطر حفظ امانت حنيف كبير و اعتلاي اين گنجينه ملت ايران در جايگاه شايسته امروزي به آنها درود ميفرستم. دوست دارم قبل از هر چيز به برادر مسعود و خواهر مريم بگويم از اينكه به ما مجاهدين راه و رسم مبارزه كردن و با شرف زيستن را ياد داديد و به ما آموختيد كه تعريف مجاهد خلق در يك كلام ”فداي بيكران و وفاي به پيمان در تاريخ ايران ” است سپاسگزارم، چرا كه اين كلام نقشه مسير همه ما مجاهدين تا به امروز و تا آينده را به روشني ترسيم كرده است و اين چيزي نيست جز شرافت و زيادت براي نسل مجاهد.

وبسیارخوشحالم که دراین روز خجسته وبا انتخاب مسئول اول جدیدسازمان خواهرزهرای عزیزمان که الگوی شایسته همه ارزشهای یک مجاهد خلق در بالاترین درجه آنست گرد هم جمع شده ایم که این روز را جشن بگیریم .

 moghavemat 0280eفاطمه رضايي

با سلام خدمت خواهران و برادران عزيزم و همه ميهمانان گرامي

براي من بسي مايه افتخار و سرفرازي است كه به من هم فرصتي داده شد كه در اين روز مبارك چند كلامي صحبت كنم، ابتدا وظيفه خودم ميدانم كه از جانب عزيز كه نه تنها مادر خواهران و برادران شهيدم مي‌باشد، بلكه مادر همه مجاهدين هست و امروز اصرار داشت كه در اين سالگرد باشكوه شركت كند از طرف ايشان پنجاه و دومين سالگرد حيات فرخنده مجاهدين را به مردم ايران به خواهر مريم عزيزمان، رهبر مقاومت برادر مسعود و خواهر زهراي بسيار گرامي و عزيز تبريك و تهنيت مي‌گويم. قبل از هر صحبتي مي‌خواستم در مقابل بنيانگذاران كبير مجاهدين محمد حنيف‌نژاد سعيد محسن و علي اصغر بديع‌زادگان تعظيم كنم، مجاهدين شهيد و والامقامي كه در شرايط ديكتاتوري سياه شاه سازماني را بنيان گذاشتند كه مسير تاريخ ايران را عوض كرد و تضميني شد اين سازمان براي نيل به آزادي و استقلال ايران، سازماني با ايدئولوژي اسلامي، مردم‌گرا، ضد ارتجاع و استعمار، براي برقراري آزادي و عدالت در ايران ستمديده، نهالي كه بنيانگذاران كبير سازمان مجاهدين با تأسيس سازمان در سال 1344 در بطن جامعه ايران كاشتند، كم كم در اين ساليان دور و دير تبديل شد به درخت تنومندي كه حضور و وجودش و مبارزاتش در اين زمان بي‌گمان تنها شانس رسيدن به يك ايران آزاد و دموكراتيك است، بلي تنها شانس است. پنجاه و دو سال نبرد زير سركوب، زير سركوب دو ديكتاتوري شاه و شيخ و خيانت فرصت طلبان، ميوه چينان رنگارنگ و خيانتكاران، پنجاه و دو سال نبرد بي امان براي رهائي مردم ايران با تقديم 120000 شهيد از بهترين فرزندان ميهنمان، و پنجاه و دو سال پايداري براي برقراري آزادي و عدالت اجتماعي در ايران، سازمان مجاهدين خلق ايران را تبديل به گنجينهيي كرد براي مردم ايران ، گنجينه‌يي از رشيدترين فرزندان ميهن كه اين فرزندان اين قهرمانان در يكي از تاريك‌ترين دورانهاي تاريخ ايران بپا خاستند و با ديو ارتجاع و استعمار چنگ در چنگ شدند. عليرغم همه كشتارها، همه به غل و زنجير كشيدنها ، موشكبارانهاي مهيب ، محاصرهها ، توطئه ها ، زد و بندهاي ارتجاعي استعماري مجاهدين وسط ميدان ايستادند و شعله مقاومت و جنگ را با ديو ارتجاع روشن نگهداشتند و اجازه ندادند كه ابرهاي سياه ارتجاع كه تمامي آسمان ميهن ما را فرا گرفته بود اميد را از دلها از بين ببرد، پس هزاران درود مي‌فرستيم بر بنيانگذاران كبير سازمان مجاهدين كه چنين نهالي را در قلب تاريخ ايران كاشتند. و درود ميفرستيم بر برادر مسعود كه در ادامة مسير بنيانگذاران سازمان، سازمان مجاهدين را به قلل رفيعي رساندند و نسلي را تربيت كردند كه همة ارزشهايي كه توسط اين رژيم لوث شده بود و دگرگون شده بود همه اين ارزشها را دوباره زنده كردند، ارزش‌هايي مثل فدا و صداقت و گذشت و بردباري. برادر مسعود چقدر زيبا گفتند كه بزرگترين هنر مجاهدين در تاريخ معاصر ايران پيوند مجدد سياست و شرافت با يك دريا خون است و در اينجا درود مي‌فرستيم به خواهر مريم عزيزمان كه سرچشمه همة دارايي‌هاي مجاهدين است، خواهر مريم با درافتادن با غول جنسيت و فرديت بزرگترين گرز را بر سر آخوندها وارد كردند به‌طوري كه اين جنايتكاران كه ويژگي بارزشان زن‌ستيزي هست تعادلشان را از دست دادهاند و روز به روز به سقوط محتومشان نزديك‌تر مي‌شوند و خوشبختانه همان‌طور كه ديديد اين روزها ما شاهد شكفتن گل‌هاي جديد شاخسار درخت تنومند مقاومتمان هستيم، انتخاب خواهر مجاهدمان زهرا مريخي به مسئول اولي سازمان پر افتخار ما كه گنجينهيي به دارايي‌هاي سازمان پرافتخار مجاهدين اضافه كردند، اين انتخاب، انتخاب خواهر زهرا قبل از هر چيز انسجام و استحكام سازمان ما را نشان مي‌دهد كه اين هم ارمغان ديگري هست براي مردم ايران و گام بلند پيروزمندي در مبارزه براي سرنگوني رژيم ولايت فقيه است، ولي ميخواستم همانطور كه الهام گفت راز اين همه سرسبزي ، اين همه سرشاري و اين همه پيروزي و موفقيت را بگويم كه همان چيزي است كه برادر مسعود گفتند و گفتند كه اگر در يك كلمه بخواهم مجاهدين را تعريف كنم، مجاهدين خلاصه ميشوند در فداي بيكران و وفاي به پيمان در تاريخ ايران، درود بر همه شما و درود بر عزمتان براي سرنگوني و آزادي وطن از دست رژيم ولايت فقيه.

moghavemat 6272aمحمد محدثين

بسم الله الرحمن الرحيم ، بنام خدا و بنام خلق قهرمان ايران

با عرض ادب خدمت عزيز رضائي ، عزيز همه مجاهدين ، عزيز مردم ايران كه اميدوارم خداوند سايهاش را هميشه بر سر ما نگهدارد. باتشكر و قدرداني از دوستان عزيز فرانسوي مان ، ازپره فه ايوبونه از رزمنده قديمي آزادي و مقاومت آقاي برسي و همه دوستان فرانسوي و همسايگاني كه به ما افتخار دادند در اين جلسه هستند، همسايگاني كه زنان و مردان فرانسوي كه نه حاميان فرانسوي مقاومت، بلكه جزئي از خانواده مجاهدين و مقاومت ايران هستند، كساني كه كساني كه قبل از 17 ژوئن و بعد از 17 ژوئن در اشرف و ليبرتي و در آلباني و در كارزار عليه ليست تروريستي همه جا و هميشه همراه ما بودند. و به واقع افتخار شهروندان افتخاري ايران و دوستان هميشگي مقاومت ايران هستند كه نامشان هميشه در تاريخ ايران خواهد ماند. همچنين از دوستان عرب برادران و خواهران عربمان كه در اينجا هستند كه در اين سالها هميشه ما را همراهي كردند و البته سازمان مجاهدين فقط به ما به عنوان مجاهد اعضاء مجاهدين كه من افتخار دارم عضو كوچكي ازش باشم تعلق ندارد بلكه به همه مردم منطقه و همه خواهران و برادرانمان در كشورهاي منطقه كه از درد مشتركي رنج ميبريم و از بنيادگرائي و ارتجاع ديني رنج ميبريم كه منشأش و قلبش در تهران است به همه آنها هم اين سازمان مجاهدين تعلق دارد همچنين اجازه بدهيد از همرزمان و سروران و دوستان شوراييمان در اينجا كه به ما پيوستند و در اين جشن، در اين شادي دراين سالروز با ما هستند قدرداني كنيم، كساني كه در همه دردها و رنج‌ها در طول اين ساليان بسياري‌شان از زمان شاه و همه در زمان خميني در زمان ارتجاع مذهبي با هم بوديم.

 پنجاه و دومين سالگرد سازمان مجاهدين را در شرايطي جشن مي‌گيريم كه از هر نظر شرايط متفاوت است، سازماني در اوج شكوفايي و آماده و مجهز از هر نظر براي به عهده گرفتن مأموريت نهايي يعني سرنگوني اين رژيم به همراه مردم ايران و همراه همه اعضاء و اجزاي اين مقاومت. به همين خاطر اين پنجاه و دومين سالگرد را كه همزمان شده با انتخاب مسئول اول جديد قبل از هر كس بايد به حنيف كبير بنيانگذار اين سازمان كه اين نهال را در دوران سياه تاريكي‌ها، 52 سال پيش كاشت و خودش امروز حتماً شاهد و ناظر هست بايد به حنيف كبير تبريك گفت كه همانطوري كه خواهر مريم گفتند امروز ميراثش اينقدر با شكوه و با عظمت شده است و همينطور اجازه بدهيد به مسعود تبريك بگوييم كه اين امانت بزرگ خلق و ملت ايران را به شايسته‌ترين وجه از همه پيچ و خمها عبور داد تا به اينجا رسيد. از پيچ و خم‌هايي كه هر كدامش كافي بود يك جنبشي را براي هميشه نابود كند، از ضربه شهريور سال 50 و شهادت بنيانگذاران تا ضربه خيانت‌بار اپورتونيستي و تا مواجهه با ايلغار سياسي تشكيلاتي ايدئولوژيكي كه خميني بر ملت ما وارد آورد و مقابله با اين بنيادگراي درنده‌خويي كه خميني با خودش به ميهن ما آورد. و بعدها و بعدها در وقايعي ديگر در مقابله با جنگ ضد ملي ضد ميهني در مقابله با بحران كويت در مقابله با قضاياي بعد از آن در جنگ سال 2003 و همه چيزها و وقايع بعد از آن ، همه چيزهائي كه ديگر خوشبختانه همه ما كه در اين اطاق هستيم فكر ميكنم اين قسمتهاي اخيرش را ديگر بوديم و شاهد بوديم و از نزديك     ديديم، كسي كه اين مقاومت را اين سازمان را اين جنبش را از درغلتيدن به انحراف از درغلتيدن به اپورتونيسم از نابودي محتومي كه هر كدام از اين وقايع ميتوانست در مقابل ما نابوديهاي نابودي محتومي كه هر كدام از اين وقايع ميتوانست مسببش باشد عبور داد و هزار تبريك و درود به خواهر مريم كه با انقلاب خودش با تلاش شبانه روزيش با تربيت مسئولين و كادرها و زنان و مرداني كه اين جنبش را در اين سخت‌ترين شرايط به پيش ببرند انسجام و استحكام و يك‌دستي و يكپارچگي اين سازمان را آنرا حفظ كرد آن هم در دوراني كه دوران افول‌هاست، دوران تجزيههاست، دوران انشعاب‌هاست، دوران افول جنبش‌هاي سياسي است، در چنين شرايطي سازمان مجاهدين را و اين جنبش مقاومتي كه مجاهدين در محور و در كانونش قرار دارد از اين تيره‌راه‌ها و كوره‌راه‌ها عبور داد و امروز اين سرماية انقلاب و مردم ايران عليه فاشيسم ديني حاكم را به اينجا رسانده است. آنچه كه استحكامي كه انسجامي كه يك دستي يي كه همين چند روز پيش يكبار ديگر در انتخاب مسئول اول جديد سازمان مجاهدين شاهدش بوديم. اين صحنه ها يادآور براي ما مسلمانها يادآور آيات البته شايد اين آيات ربطي فقط به مسلمانها نداشته باشد حداقل به اعتقاد من ، آيات آخر سوره فتح است كه خدا به پيغمبرش ميگويد كه مؤمنين و مجاهدين و انقلابيوني كه در حال به اصطلاح ركوع و سجود در حال خشوع در مقابل انقلاب، خلق ، خالق هستند، به حدي هست به حدي پيشروي كرده اين مقاومت و جنبش جملات قرآن هست من دارم نقل به متن ترجمه به مفهوم ميكنم كه حتي كساني كه آن را كاشتند يعجب الزراع آنهائي كه آن راكاشتند آنها را هم به شگفتي و تعجب واميدارد اين شجره طيبهيي كه اصلها ثابت و فرعها في السماء درخت پاكيزه‌يي كه اصلش در زمين است و شاخ و برگش در آسمانهاست. اين داستان انقلاب مجاهدين، انقلاب مردم ايران هست و البته باز همان‌جور كه قرآن مي‌گويد اين فقط كافران را كساني كه در مقابل راه تكامل قرار دارند كساني كه در مقابل خلق و انقلاب قرار دارند آنها را به غيظ و خشم وا مي‌دارد. به همين انتخابات مسئول اول نگاه كنيد اين انتخابات در شرايطي برگزار شده اين مسئول اول در شرايطي انتخاب شده فراتر از صلاحيتها و شايستگيهاي خواهر زهرا كه در موردش گفتني‌ها زياد است و آن را كه عيان است چه حاجت به بيان است، همانطور كه قبلاً هم گفتيم در واقع در اين چهارده ساله همين نقش را براي مجاهدين در خارج كشور ايفا ميكرده است. از شخص خواهر زهرا با همه صلاحيت‌ها و شايستگي‌ها و توانايي‌ها و اخلاق انقلابي كه بگذريم خود اين انتخابات خود آنچه كه گذشت در اين صحنه‌ها نشان‌دهنده صلابت، انسجام، فراواني،كثرت و در عين حال وحدت تمام‌عيار سازمان مجاهدين و به تبعش انقلاب ايران است. ما از شرايطي آمده ايم توطئه هاي دشمن در اين سالها كم نبوده، رژيم ميخواست ما را به لحاظ فيزيكي منهدم كند، در اشرف و ليبرتي عزم جزم رژيم اين بود كه مجاهدين را به لحاظ فيزيكي نابود كند به رژيم متأسفانه ختم نمي‌شد، جريان‌هاي منطقهيي و بين‌المللي دولت عراق، جريان‌هايي در سازمان ملل، دولت آمريكا هم آنها هم علاقمند بودند كه ما را به لحاظ تشكيلاتي منحل و به لحاظ سياسي لجن‌مال كنند، اين طرحي بود كه به‌وضوح ما در طول اين ساليان ديديم و باهاش جنگيديم، مجاهدين در اشرف و ليبرتي در برابرش پايداري كردند و سازمان مجاهدين و مقاومت ايران در خارج كشور اشرف‌نشانها در سراسر جهان تحت هدايت و رهبري خواهر مريم تحت مديريت همين خواهر زهرا آن را پس زدند. البته به همين‌جا تمام نمي‌شد، رژيم بعد از اين‌كه در انهدام فيزيكي مجاهدين و در انهدام سياسي و تشكيلاتي مجاهدين شكست خورد، در صدد برآمد كه از طرق ديگر اين‌را محقق كند، فكر مي‌كردند، تصور مي‌كردند كه مجاهدين با آمدن به فرنگ با آمدن به خارج كشور خودشان را از دست مي‌دهند، خيلي از اين حرفها مي‌زدند خيلي از اين حرفها مي‌نوشتند. رژيم مي‌گفت كه حالا صبر كنيد 4 ماه بگذرد، 6 ماه بگذرد، عيد بشود، از اين چيزها زياد نوشتند ، خوب امروز اتفاقاً امروز كه داريم صحبت مي‌كنيم سالگرد هجرت بزرگ است، خيليها تصور مي‌كنند هجرت بزرگ در اين نقطه تمام شد، اين نقطه در واقع چي است؟ به عبارتي آغاز هجرت بزرگ بود، از يك طرف مجاهدين بايد يك آزمايش جديدي را پشت سر مي‌گذاشتند كه بعد از يك سال بايد گفت، با افتخار و سربلندي از اين آزمايش با اين انتخابات به اتم وجه به بهترين صورت پيروزمندانه و ظفرنمون بيرون آمدند امروز خيلي خوب مي‌بينيم اين انتخاب مسئول اول اين وحدت و انسجام بعد از اينكه دو پارچهيي يك سازمان بزرگي كه چهارده سال از هم جدا بوده به هم رسيده اين خودش نشانه بزرگترين باصطلاح جنبه تهاجم تو اين سازمان است، خيليها روي اين حساب كرده بودند البته رژيم، دشمن اصلي و دشمنان فرعي، اگر كلمه درست باشد، براي اين دندان تيز كرده بودند كه گويا مجاهدين اينور آب و مجاهدين آن طرف آب با هم فرق مي‌كنند و در تلاقي اين دو جريان چون تجارب تاريخي هم تو اين زمينه زياد وجود دارد البته اين تصور بر يك مباني مادي سوار بود، گويا اين دو جور مجاهد وقتي بهم برسند تركيب متفاوتي خواهد بود اما تلاقي اين دو گروه از مجاهدين، تلاقي مجاهدين در دو طرف آب يك معجون بسيار مستحكم‌تر يك سازمان بسيار قوي‌تر كه در همين مراسم ديديم را به‌وجود آورده بسا مستحكم‌تر، بسا كاراتر بسا سازمانيافته‌تر، براي خلق و انقلاب ايران اين واقعه اين تلاقي و اين انتخاب فرخنده، در شرايطي هست كه موضوعات مختلفي به لحاظ تاريخي در نقطه تلاقي عناصر بسيار مهمي قرار گرفتيم، اين انتخابات در اين شرايط انجام ميشود، تلاقي عناصر بسيار مهم، هجرت بزرگ كه ازش خيلي اشاره وار رد شدم، تحولات داخلي رژيم، شكست‌هاي رژيم، ضربة بزرگي كه رژيم در همين انتخابات رياست‌جمهوري از مجاهدين و مقاومت ايران خورد و مجاهدين يك‌بار ديگر نشان دادند كه عنصر تأثيرگذار در تحولات داخلي خود رژيم هم در معادلات داخلي رژيم هستند، يك تحول بسيار مهم تحول ديگر تحول بين المللي، شكست بزرگي كه سياست مماشات بهش وارد شد، هر چند كه نبايد سوء تفاهم بشود كه وقتي مي‌گوييم سياست مماشات شكست خورد اين به اين معني نيست كه از تحول در آمريكا چيزي به ما مي‌رسد، خير مانع بزرگي كه در مقابل ما زد و بند رژيم آخوندي آخوندها با دولت اوباما ايجاد كرده بود اين مانع كوتاه‌تر مي‌شود، اين مانع كوتاه‌تر شده و موانعي كه در مقابل ما قرار داشت اين موانع كمتر مي‌شود ولي هر چه هست خودمان هستيم و خودمان و خودمان كما اين‌كه تحولات بعد از اين كهكشان هم اگر نگاه كنيد تحولاتي كه ظاهرش نشان بين‌المللي و خارجي دارد در عمقش در واقع خود اين مقاومت هست، از نمي‌دانم داستان حقوق بشر، از دادخواهي ، همه اين تحولاتي كه كم و بيش در جريانش هستيد، كما اينكه تحولات اجتماعي و خيزش و خيزشهاي مردمي و ابعادش كيفاً با قبل متفاوت است دشمن خودش مي‌گويد كه اعتراضات اجتماعي دو برابر يا چند برابر شده، اينها را همه را هر كدامش موضوع بحثهاي جدايي است مي‌خواهم بگويم اين سالگرد 52مين سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين وا نتخاب مسئول اول جديد سازمان و اين انسجام و يك دستي در و با اين وقايعي كه در بيرون خود ما جريان دارد كه البته وقايعي هست و تحولاتي است كه اساساً و نه همه اش ، اساساً و كاركرد و نتابج عملكردهاي خود اين مقاومت هست،اين سالگرد را و اين انتخاب مسئول اول را با گذشته متفاوت ميكند، پيام اين تحولات براي ما اين است كه سرنگوني در دسترس است، بر مي‌گردم به سخنراني خواهر مريم در كهكشان، سرنگوني در دسترس است، مقاومتي مي‌خواهد رزمندگاني مي‌خواهد كه اين پتانسيل را اين چيزي كه در دسترس هست را محقق كنند، در تاريخ ما نقاط زيادي بوده كه اين پتانسيل وجود داشته ولي متأسفانه نيروي انقلابي جنبش انقلابي كه بتواند اين پتانسيل را به فعل تبديل كند وجود نداشته امروز ما مفتخريم كه شوراي ملي مقاومت و مقاومتي كه اين سازمان در كانونش قرار دارد استعدادها و توانايي‌ها و انسجام و يكپارچگي ضروري براي محقق‌كردن اين مأموريت بزرگ تاريخي كه بر عهدةمان گذاشتند دارند، مجاهدين با اين مسئول اولشان، مقاومت ايران با اين سازمان مجاهدين، شوراي ملي مقاومت با انسجام و وحدت امروزي‌اش مانند گرز محكمي آماده است كه بر فرق اين رژيم فرود بيايد و اين رژيم و تاريخش را و دودمانش را و بساطش را براي هميشه طومارش را بپيچد و به زباله‌داني تاريخ بسپارد اميدوارم كه پنجاه و سومين سال مجاهدين ، پنجاه و سومين سال مجاهدين و سال جديدي كه سي و هفتمين سال شوراي ملي مقاومت كه تقريباً با هم همزمان است، سال پيروزي‌هاي بزرگ براي ملت ايران خلق ايران و سال انهدام و درهم شكستن پي در پي آخوندهاي جنايتكار باشد، موفق باشيد

moghavemat 648bcنيلوفر عظيمي

خانمها و آقايان، خواهران و برادران گرامي به عنوان عضو كوچكي از سازمان مجاهدين سرفرازم كه دراین جشن تواين جمع هستم در كنارشان ميتوانم بجنگم و براي نبردهاي بعدي آماده بشوم و هر لحظه ياد بگيرم، ما نسل خيلي خوشبختي هستيم كه عليرغم همه اختناقي كه رژيم خميني حاصل كرده بود با اينكه خيلي هامان مجاهدين را نديده بوديم اما هميشه دريچهاي از اميد و روشني به سوي ما باز بود ، سازماني كه ميگفت همه چيز اين سياهي نيست و فردا روشن است، همين اميد انگيزه تك به تك ما شد براي اينكه به سمت سازمان قدم برداريم ومجاهدت را انتخاب كنيم براي آزادي مردم ايران، مردمي كه طي اين چهار دهه فقط زجر و اشك موزيك متن زندگيشان بوده، انتخاب كرديم به سازمان بيائيم چون درد همه زنها و دخترهاي وطنم روي دوشمان بود، درد ستم مضاعف درد همه كودكان خياباني كه در شروع شادي گلهاي زندگيشان پرپر ميشود، درد پدرهايي كه شرمنده از سفره خالي ديگر به خانه بر نميگردند، اما دردها در روشنايي كه سازمان در تلألؤ ارزشهايش ساطع ميكرد هميشه به آرامش و طمأنيه و درمان ميرسيد و ما براي همين درمانها انتخاب كرديم كه به سازمان مجاهدين بيائيم و اين شانس و افتخار نصيبمان شد كه براي آرمان آزادي مجاهدت كنيم. . رژيم خميني هيچوقت نميخواست نسل ما باور كند چيزي غير از اين تباهي و سياهي هست خصوصاً زنها و دخترهاي اين سرزمين اما به قول برادر مسعود مگر ميشود خورشيد را كشت مگر ميشود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روئيدن لاله ها شد و مگر ميشود ملتي را تا به ابد اسير نگهداشت نه هرگز پس امروز چه تولد مباركي است ، ما در سازمان معني كلمات را به اتم وجه لمس كرديم برابري انسانيت ، اين موضوعي نيست كه شعار تبليغاتي نيست كه صوري و مقطعي باشد بلكه حركت اين سازمان روي برابري است، همه شما حرفهاي خواهر مجاهدم فاطمه رضائي را شنيديد او از پيشكسوتهاي اين سازمان است اگر نسل ما داستان اين 50 سال نبرد را در كتابها خوانده او با گوشت و پوست لمسشان كرده و ازشان عبور كرده ولي ما الان در كنار هم داريم ميجنگيم و مجاهدت ميكنيم، فرقي نميكند كه كي آمده باشي يا از كدام قشر جامعه باشي، فرقي ندارد حتي زن و مرد دوشادوش هم دارند نسلها در كنار همديگر ميجنگند و چه زيباست كه تنها رقابت سبقت گرفتن از ديگري براي پرداخت كردن بي چشمداشت بيشتر است اگر اين رژيم نماينده فساد و تباهي و سياهي و دروغ و دزدي است ما مجاهدين به يمن رهبري پاكبازمان ياد گرفتيم كه در اوج قله يگانگي حركت كنيم و ارزشهائي را كه آن رژيم ميخواست بكشد و نابود كند و به افسانه تبديل كند هر لحظه در خودمان زنده نگهداريم، فدا صداقت ، گذشت ، راستي ، اعتماد و برابري تا بتوانيم سرنگونيش را محقق كنيم و آزادي را به ايران ببريم . اگر در اين مسير بايد از هفت خوان بلا و ابتلاء گذشت چه باك ، چون ما برخاستهايم كه همه زندگي و هستي مان را فداي آزادي ملت ايران كنيم ، كما اينكه قبل از ما بنيانگذاران شهيد ، 120 هزار مجاهد خلق و در بين آنها سي هزار گل سرخ قتل عام 67 كه فقط براي اعتلاء كلمه مجاهد خلق به چوبه دار بوسه زدند، صبا ، آسيه، نسترن عزيزم، مهديه ، فائزه فقط براي كلمه مجاهد خلق بود كه ايستادند و تا آخرش پايداري كردند و ما فراموش نميكنيم كه آنها براي چي رفتند و ايمان دارم كه راهشان ادامه دارد در سالروز تأسيس سازماني با اين همه عظمت با انتخاب خصوصاً با انتخاب خواهر مجاهد زهرا مريخي به عنوان مسئول اول اين سازمان بعنوان يك مجاهد خلق تعهد ميدهم كه با جمع مجاهدين تكيه گاههاي محكم باشيم تا بتوانيم گامهاي بلند را براي سرنگوني اين رژيم برداريم. اين ميلاد را (كف زدن) به برادر مسعود و خواهر مريم و به جمع شما تبريك ميگويم و براي تحقق سرنگوني فرياد ميزنم حاضر حاضر حاضر . باتشکر

same 11295مهدي سامع

خدمت خانمها ، آقايان ، خواهران، برادران، دوستان و رفقاي عزيز سلام ميكنم پنجاه و دومين سالگرد سازمان مجاهدين خلق ايران را به همه مجاهدان از بالا تا پائين در سراسر جهان و در زندانهاي خامنهاي جبار به همهشان تبريك ميگويم. برايتان موفقيت و پيروزي آرزو ميكنم، صحبت زيادي نخواهم كرد، همه صحبتهايم همينقدر است بيشتر از اين نیست در پائيز يا آخر تابستان سال 1350، در زندان اوين در يك اطاق دربستهاي يك شب يا يك غروبي يك زنداني آوردند كه بيشتر يك لاشه گوشت بود، درهم پيچيده زخمي نميتوانست راه برود اصلاً به زور او را انداختند تو اطاق و پس از اينكه كمي توانست نفسش حال بيايد گفت من احمد حنيف نژادم، اين اولين آشنائي من بود بطور رسمي با سازمان مجاهدين در زندان اوين ، سالي كه رژيم گذشته در اوج قدرت مراسم دو هزار و نميدانم چندمين سال فلان شاهنشاهي را ميخواست جشن بگيرد، از آن زمان روابط ما شروع شد، در سالهائي كه مجاهدين درگير مسائل سخت داخلي بودن و ضربه داخلي خورده بودند ، در زندان قصر من از جانب فدائيها و زنده ياد علي زركش از جانب مجاهدين با هم ارتباط داشتيم مسائل بين دو سازمان را رد و بدل ميكرديم، در دو سال آخر قبل از انقلاب كه در زندان اوين بوديم و خيلي از دوستان و رفقا يادشان ميآيد همه ارتباطات قطع بود آنجا من بيشتر با مسعود رجوي آشنا شدم. حتماً آقاي دكتر زاهدي كه اينجا هستند به ياد دارند كه در آن سالها در زندان ما هميشه برنامه هاي مشترك ميگرفتيم براي شهدايمان برنامه مشترك ميگرفتيم ضمن مسائل خاصي كه اجرا ميكرديم يك مسائل عمومي را هم با هم انجام ميداديم، تا اينكه آن حكومت گذشته سرنگون شد و ما آزاد شديم و دوران بعد از انقلاب و مسائلي كه پيش آمد، سال 1360، در جريان جنبش چپ و سازمان فدائي من از كساني بودم كه از پيوستن به شوراي ملي مقاومت دفاع ميكردم تا همين امروز ، خوب خوب يك دوره هائي گذشت بر ما جنگ هشت ساله و بعد آتش بس و بعد اشغال عراق و در سال 2003 يك توطئه جهاني امپرياليستي ارتجاعي براي اينكه سازمان مجاهدين خلق را نابود كنند خيليها ميگفتند كه اين پرونده بسته شد و من همان موقع در همان روز 18 ژوئن يا يك روز يا دو روز بعد از اين حمله كه كردند در يك مصاحبه با يك راديوئي گفتم پرونده سازمان مجاهدين خلق در پاريس و يا بغداد باز نشد، اين پرونده در ايران باز شده و اگر قرار است بسته بشود بايد در ايران بسته شود به هر حال آن روزگار هم گذشت آن گردنه ها هم طي شد هر چند سخت چونكه گفتم بيشتر از اين كاغذ حرف نميزنم به سرعت ميگذرم تا برسيم به دوره انتقال در همين سال گذشته ، بالاخره با همه سختيها و البته با يك مديريت بسيار سنجيده همه مجاهدين تشكيلاتي ، سازمانيافته به يك نقطه ديگر منتقل شدند، خوب اين خيلي خوشحال كننده بود درسته، همه جنبه خوشحاليش را ميديديم و ميگفتيم خوب ديگر خوب شد تمام شد بالاخره ولي كمتر تهديدش ديده ميشد، البته فكر كنم كه مجاهدين خودشان تهديدش را ميديدند اما از بيرون تهديدش را ميديدند، ولي از بيرون كمتر ديده ميشد كه اين فقط فرصت نيست، يك تهديد است يك واقعيت است يك تهديد است با برخي از دوستان مجاهد من در اين مورد صحبت كردم، حالا باز اكنون در اين روز همه ما باز خوشحاليم كه اين تهديد هم ، اين گردنه تهديد هم چه حالا اينكه چرا تهديد است به برخيش بهنام اشاره كرد، اين حرف كه انسان جابجا ميشود از محيطي كه آداپته شده ميآيد به محيط ديگر، محيط ديگري كه محاصرهاش ميكند، بسياري از عوامل شناخته شده و شناخته ناشده درش تأثير ميگذارد ، اين تهديد به اين معني خوشبختانه گذر شده ازش، سازمان مجاهدين گذر كرده مسئول اول انتخاب كرده و اين باعث خوشحالي براي ما ، براي هر آزاديخواهي كه به آزادي فكر ميكند هر عقيدهاي كه داشته باشد و البته براي مردم تحت ستم ما هست كه گرامي بدارند اين پيروزيها را متشكرم

بازگشت به بالا

منتخب ویدئوکلیپ