Menu

گزارش، تحلیل، مصاحبه

سخنرانی های گردهمایی در افطار ماه مبارک رمضان با حضور رئیس جمهور برگزیده مقاومت

این مقاومت آموزگار حقیقی مقاومت طولانی‌مدت علیه رژیمی در منتهای ظلم و استبداد است

سخنرانی‌نصر الحریری -رئیس هیأت مذاکره اپوزیسیون سوریه
سلام و درود خداوند بر شما خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران

خواهران و برادران گرامی و خواهران و برادران حاضر از همه کشورها؛ اوقات شما بخیر
رمضان کریم و مبارک و عید شما مبارک باشد.
در این روزهای مبارک رژیم آخوندی که لباس دین پوشیده است در حال حاضر نیروهایش را در درعا و در محله‌های اطراف دمشق و در حلب و در مناطق متعددی در عراق و یمن و سایر مناطق جمع کرده است.
این رژیم انهدام و خرابی و قتل را گسترش می‌دهد رژیمی که تجاوز و کشتار زیادی مرتکب می‌شود.

کشتار بعد از کشتاری دیگر؛ به‌منظور پیشبرد طرحهای توسعه‌طلبانه و اشغالگرانه خودش انجام می‌دهد.
می‌خواهم اشاره کنم الآن ما در یکی از سالن هایی که کمی قبل دیدیم نمایشگاهی که در آن شرکت کردیم و فکر کنم سایرین هم آن را دیدند.
این عکسهای سیاه و سفید از اجساد و قربانیان کودکان و زنان و سالمندان؛ اینها عکس نیستند. اینها رقم و اعداد نیستند. اینها انسان بودند که مانند ما زندگی می‌کردند. آنها سعی داشتند که به ماه رمضان برسند. آنها اسم دارند. اسامی آنها موجود و زنده است. آنها پدر و مادر دارند.
رژیمی که توسط رژیم تهران حمایت می‌شود. منظور سیستم قتل اسد است تصمیم گرفت که بسادگی حق زندگی را از آنها بگیرد و علیه آنها بشکه‌های انفجاری استفاده کرد.

بشکه‌ها بعد از بشکه‌های دیگر پر از مواد انفجاری که به‌صورت کور و بی‌هدف پرتاب می‌شوند از هلیکوپترها و بر روی مناطق مسکونی فرود میایند. و به قتل می‌رسانند. هر چه را که می‌تواند و به هر چیزی که بخورد آسیب می‌رساند این افراد در استفاده از سلاحهای شیمایی کشته شده‌اند در خان شیخون و حلب و سایر مناطق دهها بشکه انفجاری که توسط رژیم اسد مورد استفاده قرار گرفتند رژیمی که مورد حمایت رژیم آخوندی است این گازهای سمی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. و آنچه از انهدام و انفجار و قتل در سوریه به‌وجود آورد و نقض حقوق‌بشر که بیانگر جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است.

در آخرین دور گفتگوها. مانند سایر دوره‌های قبلی تمرکز هیأت مٰذاکره بر روی رژیم خمینی و نقش تخریبی آن در منطقه بود.
ما در آنجا یادداشتی را ارایه دادیم در این یادداشت ما بر روی تعدادی حقیقت و مناطق متمرکز بودیم که در زیر خلاصه آنها را می‌گویم:
اولا دخالت رژیم ایران در سوریه مانند سایر کشورهای منطقه یک دخالت غیرمشروع است.
استفاده از قتل و تخریب؛ استفاده از همه انواع سلاحها علیه یک خلق بی‌سلاح فقط به‌خاطر این‌که درخواست آزادی و کرامت دارد. دقیقاً می‌خواهد آنطور که همه کشورهای دنیا زندگی می‌کنند به‌سر ببرند و زندگی کنند.

امروز در کشور سوریه حداقل 90هزار نیروی مزدور از نیروهای سپاه پاسداران از ایران از حزب‌الله لبنان از حزب‌الله سوریه از فاطمیون و اسامی دیگر از مزدوران حضور دارند که با درهم و دینار به آنها پول داده می‌شود.
تعداد زیادی از جنایات و کشتار و تجاوزات وجود دارد، اثبات شده و موثق هستند. جنایاتی که توسط این شبه‌نظامیان انجام شده است.

امکان ندارد در آنجا امنیت و ثبات و صلح پایدار برقرار شود. نه فقط در سوریه بلکه در منطقه. و در کل جهان. مگر با از بین بردن این پروژه زشت رژیم ایران در منطقه و امکان ندارد در آنجا امنیت و ثبات برقرار شود. چرا که در آنجا شبه‌نظامیانی حضور دارند که در سوریه و سایر کشورها به اسم این پروژه آدمکشی می‌کنند.
امروزه و هر روزه مبارزه با تروریسم در صدر همه پرونده‌ها در دنیا است. پرونده‌یی که باید مورد توجه و اهتمام قرار بگیرد.

مبارزه با تروریسم در رأس اولویتهای ملی انقلاب سوریه قرار دارد. این تروریسم در رژیم جنایتکار بشار اسد سمبلیزه می‌شود همچنین در رژیم خمینی و همه نیروهای شبه‌نظامی و مزدور وابسته به آن و نیز در سازمان تروریست و سپاه داعش و نیز سازمان القاعده و همه نیروی وابسته به آنها مجسم می‌شود. ما تاریخ و گذشت زمان را گواه می‌گیریم و سخنرانیهای این جلسه هم ضبط شده حرف ما این است که آن نیروها و گروهها و اشخاص و یا کشورها و یا رؤسای جمهور و یا دولتهایی که در مبارزه با تروریسم جدی هستند امکان ندارد تا زمانی که عوامل ایجاد کننده تروریسم باقی است و در منطقه فساد به‌پا می‌کنند و تا زمانی که یک دولت سرکش که نام آن رژیم خمینی است در ایران حاکم است و به‌نام اختلاف فرقه‌ها کشتار می‌کند و شعار فرقه‌گرایی می‌دهد و با فرهنگ فرقه‌گرایی سخن می‌گوید و با ادعاهای فرقه‌گرایانه دست به کشتار می‌زند برای همگان روشن است که این خطی است که در یک مسیر معکوس (با جامعه) حرکت می‌کند. امکان ندارد این جریان نابود شود مگر این‌که عامل اصلی و قبل از همه رژیم آخوندی حاکم در ایران و رژیم بشار اسد در دمشق و سایر رژیمهایی که همین عملکرد را دارند، نابود شوند. از همین رو و از همینجا خواهان قرار دادن سپاه پاسداران رژیم ایران، حزب‌الله لبنان، حزب‌الله عراق و همه شبه‌نظامیان و مزد بگیران رژیم آخوندی در کشورهای مختلف جهان، در لیست تروریستی هستیم علاوه بر آن خواهان گامهای عملی و اقدامات تعیین‌کننده در راستای زمان‌بندی مشخص برای مبارزه با تروریزم هستیم. همان اقداماتی که در رابطه با داعش و القاعده در کشورهای مختلف جهان باید انجام شود در غیراین صورت هر گونه سخن گفتن از مبارزه با تروریزم، سرابی بیش نیست.

در راستای همان نکات مشترکی که خانم مریم رجوی فرمودند، می‌خواهم هم صدا با شورای ملی مقاومت ایران، بر ضرورت اخراج همه شبه‌نظامیان وابسته و مزدبگیر رژیم آخوندی حاکم در تهران، از کشورهای جهان و منطقه، تأکید کنم. شبه‌نظامیانی که فعالیتهای گسترده‌یی در کشورهای مختلف و به‌خصوص در آفریقا دارند. ثانیا مجدداً خواستار اخراج رژیم ایران از سازمان تعاون اسلامی هستیم. همچنین باید میان ملتها و دولتهایی که نسبت به خطر این پروژه آگاهی دارند، اتحادی برقرار شود. اتحادی که باید دارای برنامه‌ها، دیدگاهها و اقدامات مشخص باشد، نه فقط از طریق تشکیل کمیته‌ها و هشدارهای پی‌درپی بلکه باید اقداماتی برای توقف گسترش آخوندها صورت بگیرد و آنها را در مرز خودشان نگه دارد و نقطه پایانی بر فعالیتهایش بگذارد. هر کسی که فکر می‌کند که رژیم آخوندها، رژیمی قوی است، اشتباه می‌کند. درگیریهایی که قبل از دخالت روسیه در سوریه اتفاق افتاد بهترین گواه این حقیقت است. چرا که مشاهده کردیم و هم‌چنان می‌بینیم که گله‌های وابسته به قاسم سلیمانی چگونه دارند شکست می‌خورند و مانند موش از مقابل قهرمانان ارتش آزاد سوریه، فرار می‌کنند. این برادران، یک ارتش کلاسیک و آموزش دیده نیستند. آنها پزشکان، مهندسان، معلمان و دانشجویانی هستند که بنا بر ضرورت دفاع از وطن و آبرو و کرامتشان، سلاح به دوش گرفته‌اند. اما در مقابل این جوانان، مزد بگیران وابسته به قاسم سلیمانی هستند که مانند موش فرار می‌کنند که همه شما هم این موضوع را در ادلب و جسر الشغور و در لشکر 25 در درعا و همه مناطق سوریه مشاهده کردید. این رژیم یک رژیم ضعیف است که از سکوت بین‌المللی و نبود یک استراتژی روشن برای متوقف کردنش، سوء‌استفاده می‌کند. بنابر‌این شروع به گسترش می‌کند اما هنگامی که در برابرش یک اراده قوی از طرف جهان آزاد قرار بگیرد همه چیز عوض می‌شود. این ساده‌ترین راه برای توقف این رژیم است. صحبتم را خلاصه می‌کنم، با وجود رژیم آخوندی، هیچ آینده‌ای برای دموکراسی و آزادی و کرامت وجود ندارد، هیچ امنیتی برای بچه‌هایمان وجود ندارد، هیچ حرمتی برای مقدساتمان و هیچ ارزشی برای زنانمان و نوامیسمان وجود ندارد. بنابر‌این باید ناقوسهای خطر را به صدا دربیاوریم. باید در یک تلاش دسته‌جمعی و خالصانه برای ریشه‌کنی این سرطانی که امنیت، ثبات و خون خانواده‌هایمان را تهدید می‌کند، اقدام کنیم. مجدد از برادران در مقاومت ایران بسیار تشکر می‌کنم. هزاران تبریک ماه رمضان بر شما و مردمتان و خانوادهایتان و دوستدارانتان. السلام عیکم و رحمه الله و برکاته.

جرج صبرا – معاون هماهنگ‌کننده هیأت عالی مذاکرات اپوزیسیون سوریه
سلام بر همه شما، عصر همگی به‌خیر، خانم رئیس‌جمهور، حضار گرامی، رمضان بر همه مبارک باد.
امیدواریم که رمضان برای همه مردممان و سرزمینهایمان در آینده هم مبارک باشد تا سرزمینهایمان از دست مستبدین آزاد شود و هم‌وطنانمان از قتل روزانه نجات پیدا کنند و خداوند بر هر کاری تواناست.
صحبت از رژیم آخوندی در تهران درست نیست مگر این‌که به‌طور خاص به انقلاب ایران بپردازیم و آن را بررسی کنیم، این انقلاب در گذشته زیبا و تابناک بود، انقلابی که برای ما در خاورمیانه و کشورهای عرب امید به بارآورد، امید به این‌که سرنگونی مستبدان امکانپذیر است. منظره صدها هزار جوان ایرانی در خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ به جوانان عرب الهام بخشید که حتی با دستان خالی هم می‌توان حکومتهای تا دندان مسلح و سراپا کینه را سرنگون کرد. زمانی که رژیم شاه سرنگون شد کمی احساس پیروزی کردیم ولی متأسفانه این احساس زیاد طول نکشید چرا که عمامه‌های سیاه و سفید جای کلاه نظامی را گرفت و چه فرقی بین ظالمانی است که لباس نظامی می‌پوشند و کلاه نظامی می‌گذارند و بین ظالمانی که عبا می‌پوشند و بر سرشان عمامه می‌گذارند.

انقلاب ایران به سرقت رفت و از دست جوانانش گرفته شد از دست جوانان سازمان مجاهدین خلق ایران و بقیه سازمانهایی که بر میراث دکتر مصدق بنا شده بود، و آخوندها و اعوان و انصارشان و کسانی که دست‌بوسی را خوب یاد گرفته‌اند، انقلاب را گرفته و بردند.

متأسفانه مردم ایران و جوانان ایرانی اولین قربانیان ضدانقلاب بودند چرا که رژیم آخوندی انقلاب را به سرقت برد و آن را در تهران تبدیل به ضدانقلابی برای مقابله با اولاً ایرانیان و ثانیا مردم منطقه کرد. طولی نکشید که آن جنگ 8ساله را با عراق راه انداختند که همه تاب و توان دو کشور را به باد داد. بعد از آن طبق روشهای فرقه‌ ای، نهادهای خودشان را شکل دادند وبرهمه مخالفان تاختند و زیر شعار صدور انقلاب تروریسم را صادر کردند چرا که ضدانقلاب چیزی جز تولید خود را که همان تروریسم و استبداد و سرکوب است صادر نمی‌کند. سپس گروه‌های فرقه‌گرا شروع به گسترش در کشورهای عربی کرد و متأسفانه الآن شاهدیم که این رژیم درگیریها را دامن می‌زند درگیریهایی که ما نیازی به آن نداریم درگیریهای دوطرفه ایرانی و عربی یا بین شیعه و سنی، همه می‌دانیم که این درگیریها تا چه حد می‌تواند ادامه داشته باشد و در روی نقشه تا کدام مناطق جغرافیایی در قاره‌های جهان گسترش یابد.

متأسفانه جهان چشم خود را بسته است به‌طور خاص سیاست اوباما را مثال می‌زنم که آخوندها را برای دست‌ درازی در منطقه بیشتر و بیشتر تشویق کرد و ما در سوریه اولین قربانیان آن بودیم. در سالهای قبل از انقلاب سوریه و قبل از 2011 گسترش دخالتهای رژیم ایران را می‌دیدیم که رژیم اسد در را برای آن باز کرده بود ولی بعد از انقلاب اولین خون ریخته شده به دست اندیشه مذهبی فرقه‌گرا خون سوریها بود و امروز طوری صحبت می‌کنند که با عقل جور در نمی‌آید و وزیر دفاع رژیم ایران می‌گوید که در عراق هیچ عربی وجود ندارد و اعراب باید به صحرا برگردند. دوران، دوران آخوندهاست وحاکم بغداد یعنی مالکی می‌تواند که آن کار را با مقاومین قهرمان اشرف و لیبرتی جلوی چشم جهانیان و زیر حفاظت سازمان ملل انجام دهد و ما می‌بینیم که همکاری با رژیمهای مستبد آنها را به این نقطه رسانده است که در اوج تکبر همه جهان را به چالش می‌کشند ـ چطور می‌شود فهمید که چه چیز در ریاض اتفاق افتاده. در ریاض یک کنفرانس آمریکایی – عربی- اسلامی- بین‌المللی برگزار شد که برای مقابله با توسعه‌طلبی رژیم ایران در منطقه بود در نتیجه جهان الآن فهمیده است که خطرات واقعی و جدی از طرف این رژیم وجود دارد که از مرزهای ایران و منطقه فراتر رفته است.

بدون شک، رژیم آخوندی و شبه‌نظامیان فرقه‌گرایی که آنان را تولید کرده و حمایت می‌کند و به منطقه اعزام می‌کند روی دیگر داعش و حکومتی است که به اسم اسلام بنا نهاده شده و اینها دو روی یک سکه هستند و اساس آنها بر کینه و خشم و فرقه‌گرایی و برگرداندن بشریت به گذشته و قرون وسطی است.

من کاملاً صحبت همکارانم را تأیید می‌کنم که گفتند نابود کردن داعش و تروریسم سیاه عملی نخواهد بود تا زمانی که انواع دیگر تروریسم وجود دارد. هیچ فرقی بین تروریسم با پرچم سیاه و تروریسم با پرچم زرد وجود ندارد. تا زمانی که خطر یکی است و از ایران و ایرانی‌ها و از منطقه و مردم منطقه و ما سوریها فراتر می‌رود، به‌نظر من تازمانی که تروریسم خطری برای همه است، همه جهانیان باید امروز این خطر را از ریشه برکنند و نه فقط نهادها و سازمانها و خودروها و امکانات نظامی‌اش را بلکه اندیشه و محل رشد و نمو سیاسی و اجتماعی و فکری این تروریسم را باید ریشه‌کن کرد.

به‌خاطر این مهمانی زیبا در ماه رمضان از مقاومت ایران و شورای ملی مقاومت تشکر می‌کنیم. این مقاومت آموزگار حقیقی مقاومت طولانی‌مدت علیه رژیمی در منتهای ظلم و استبداد است. با امید به پیروزی، به شما درود می‌فرستیم، پیروزی ایرانیان بر رژیم ولایت‌فقیه که پیروزی همه ما بر همه مستبدان در خاورمیانه و جهان خواهد بود. با تشکر.

دکتر نذیر حکیم – دبیرکل ائتلاف ملی نیروهای انقلاب و اپوزیسیون سوریه
خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران
خواهران و برادرانم در جنبش مقاومت ایران
خواهران و برادران شرکت‌کننده در این جلسه. این جلسه در ماه رحمت برگزار می‌شود و رحمت در کشور من ممنوع است. همان رحمتی که با عشقی که با رسالت اسلام در درون ما شکل گرفت ما برای آن در تلاش هستیم. اما آمدند کسانی‌که این صفا و صمیمیت را آلوده کنند. آمدند کسانی‌که به اسم اسلام گفتند بنیادگرایی حق ما است با نام این شعارها و با نام ولایت‌فقیه این حق ما است که هرکاری می‌خواهیم بکنیم.

من در این جلسه با شما دیدار کردم ما با شما در یک سنگر هستیم. درد ما و درد شما در ایران مشترک است. همین درد امروز در کشورم ادامه دارد. آری اگر پشتیبانی ولایت‌فقیه از این رژیم آدمکش نبود، منبع تروریسم در کشورما امکان نداشت ادامه یابد. همه عملکردهای نیروهای مزدوری که توسط نظام ولایت‌فقیه استخدام شده‌اند، واقعاً جنایت جنگی است.

این ضروری است که همه ما در یک صف به کمک مقاومت ایران بپردازیم تا این رژیم فاشیستی و آدمکش سرنگون شود. این کار مشکلی نیست. همه می‌دانند سرچشمه تروریسم گروههایی هستند که کارشان ایجاد خوف و ترس و کشتار است. نیروهای اسد و پاسداران رژیم ایران و مزدورانی که آنها را از لبنان و عراق و افغانستان و پاکستان آورده است روزانه در قتل و کشتار و نابود کردن مردم ما شرکت دارند. اما جهان فقط تماشاچی است. آیا این چیزی غیر از بنیادگرایی است؟ جهان که تماشاچی است و هیچ کاری نمی‌کند و این بنیادگرایی و آدمکشی است که ادامه می‌یابد و از هیچ‌کسی نمی‌گذرد. می‌گویند تروریسم داعش و نصرهٴ و القاعده است ولی من می‌گویم که آن کس که به داعش و القاعده تروریسم را آموزش داد رژیم آخوندی است. اگر نیازی به‌دلیل داشتید دلایل بزرگی در دست داریم. آنکس که مانع این است که ما علناً به رژیم آدمکش و دیکتاتور در جهان نه بگوئیم همان تروریسم است و بالادست همه آنها رژیم ایران است. این رژیم نه تنها باید از سازمان کنفرانس اسلامی بلکه از همه سازمانهای جهانی و در رأس همه سازمان ملل اخراج شود. اصلاً نباید در هیچ‌کجا از این رژیم استقبال به‌عمل بیاید.

ثانیا می‌گوئیم بله هر آنکس که در کشتار و تروریسم شرکت می‌کند، نیروهایی است که توسط رژیم ایران در همه کشورها از عراق و یمن گرفته تا سوریه و چه بسا فردا در جاهای دیگر از آنها استفاده می‌کند. همه این تروریستها در سپاه پاسداران سمبلیزه می‌شوند. آن چه کسی است که همه را بسیج می‌کند امام جماعت را در مسجدش و پارلمانتر را در پارلمانش و استاد دانشگاه را در دانشگاه. به‌وضوح باید گفت سپاه پاسداران یک سازمان تروریستی مثل بقیه در قتل و کشتار ملتها دست دارد. موضوع فقط کشتار نیست بلکه امروز همه دارند از کوره‌های آدم‌سوزی که در دوران نازیها ساخته شده بود، امروز باپشتیبانی رژیم ایران یک کوره آدم سوزی در کنار زندان صیدنایا ساخته است که پیکرهای برادران وفرزندان ما را که در زندان صیدنایا کشتار می‌کند بعد از لورفتن آن در این کوره‌ها می‌سوزاند.

خواهران و برادران
در ماه طاعت و آمرزش گناهان همه امید ما این است که بکمک مردم ایران و سوریه برای سرنگونی دیکتاتوری اسد تلاش کنیم این کار بدون ساقط کردن رژیم آخوندی امکان ندارد.
ما در کنفرانس آستانه بودیم ما حضور نماینده رژیم ایران در این کنفرانس را نپذیرفتیم. همین حرف را برادران ما در ژنو گفتند ماهمواره این را خواهیم گفت. یک رژیم آدمکش که عمامه بر سرش گذاشته حق ندارد به‌نمایندگی از طرف مردم سخن بگوید. این رژیم باید مورد حسابرسی قرار بگیرد باید به دادگاه جنایات جنگی مربوط به اشرف و لیبرتی احاله شود. من به شما به این خاطر که امسال در امنیت و سلامتی هستید، تبریک می‌گویم. امیدواریم که مردم ایران و سوریه سال آینده بدون رژیم آخوندی که همواره صادر‌کننده تروریسم است، در امن وامان باشند.

در گردهمایی افطار ماه مبارک رمضان سید احمد غزالی نخست وزیر پیشین الجزایر، طی سخنانی با اشاره به جنایات رژیم آخوندی علیه مردم ایران و مردم کشورهای سراسر منطقه، گفت: این رژیم فاسد رژیمی است که از اسلام سوء استفاده می‌کند. اسلام دین رحمت است. اما این رژیم آن‌را بخاطر اهداف غیر مشروع خود مورد سوء استفاده قرار می‌دهد.

وی افزود: «ما وظیفه داریم تمامی تلاش‌های خود را بکار گیریم تا ملت‌هایمان در کشورهای عربی و مسلمان با حقیقت مقاومت و با حقیقت مبارزه آن آگاه شوند.
اگر لشکرکشی رژیم ایران در سوریه نبود، از کیسه اموال مردم ایران میلیاردها خرج جنگ و یا جنایت‌های این رژیم نمی‌شد و میلیاردها صرف تروریسم نمی‌شد. روشن است که القاعده و داعش در عراق و همه این سازمان‌های تروریستی که مدعی اسلام هستند، توسط رژیم ایران حمایت مالی می شوند و ساخته این رژیم هستند. اینها از پول و خون ملت‌های ایران و عراق تأمین می‌شوند».
نخست‌وزیر سید احمد غزالی در ادامه سخنانش گفت: بنابراین در این ماه پرفضیلت از خداوند می‌خواهیم که پیروزی‌های مقاومت ایران را افزایش بدهد و ما حامیان این آرمان عادلانه هستیم که تنها مسئله مردم ایران نیست، بلکه مسئله کل ملت‌های ماست، چرا که یک ارتباط محکم بین مبارزه و مقاومت ایران و خواسته‌های خلق‌ها در کل جهان وجود دارد. بنابراین من درخواست دارم که روزانه باید کار کنیم تا این حقیقت به ملت‌های ما در کشورهای عربی و مسلمان برسد. حقیقت این رژیم فاسد که دشمن مردم عرب و مسلمان است. دشمن صلح و دشمن عدالت است.
حقیقت درباره مقاومت، مقاومتی که صرفاً یک اپوزیسیون نیست. سازمانی که نمی‌خواهد به حاکمیت و به قدرت برسد و این مقاومت قصدش رسیدن به سلطه در ایران نیست. این مقاومت ریشه در دوران مرحوم مصدق دارد که از همان زمان مبارزه می‌کرد و ده‌ها هزار نفر را فدیه داد تا دیکتاتوری را سرنگون سازد؛ چه دیکتاتوری شاه و یا دیکتاتوری آخوندی.دکتر نذیر حکیم دبیرکل ائتلاف ملی سوریه در شروع سخنان خود درگردهمایی افطار ماه مبارک رمضان خطاب به رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، گفت: در ماه رحمت، قیام خلقتان را به شما تبریک می‌گویم. قیامی که ۳۹ سال است شروع شده و در این روزها نمود پیدا کرده و یادآوری‌کننده روزهای نخست قیام همنوعانشان در سوریه است.
این قیام، قیمت آن به یاری خداوند پیروزی خواهد بود. تا رژیمی که بار گران بر قلبهای شما و ما و قلب‌های کل منطقه شده، از بین برود. (رژیمی) که آزادی را سرکوب می‌کند و دین را با تزهایش و دوری‌اش از حقیقت منحرف کرده است.

نذیر حکیم سپس با اشاره به هم‌دستی تمام‌عیار دیکتاتوری آخوندی با رژیم اسد در جنایات آن علیه مردم سوریه و هم‌چنین جنایات رژیم در سایر کشورهای منطقه، افزود: «اگر حمایت رژیم آخوندی نبود، دیکتاتو دمشق باقی نمی‌ماند.
ما در مرحله‌یی هستیم که اقتضا می‌کند برای حمایت از مردم ایران که برای سرنگون‌کردن دیکتاتوری مذهبی و رژیم آخوندی قیام کردند با یکدیگر باشیم. به درگاه خداوند دعا می‌کنیم و هر آن‌چه را از دستمان برآید انجام می‌دهیم تا مردم ایران به پیروزی دست پیدا کنند. همه ما باید همکاری کنیم تا این رژیم و شبه‌نظامیانش را به دادگاه جنایی بین‌المللی بکشانیم. باید به غرب بگوییم، آری شما با امضای قرارداد اتمی به رژیم ایران یاری رساندید. به آن میلیاردها دلار تقدیم کردید. باید به همه حمایت‌ها از این رژیم پایان بدهید».
دبیرکل ائتلاف ملی سوریه با تاکید بر همبستگی انقلاب سوریه با مقاومت مردم ایران، اضافه کرد: این مقاومتی است که ما باید با جسم و جان خویش در کنار آن قرار بگیریم. این مقاومت، جایگزین و آلترناتیو واقعی این رژیم شکست‌خورده آخوندی است که جز ابزارهای سرکوب علیه خلق‌هایمان چیزی برای ما به ارمغان نیاورده است. شعار ما در این مرحله این است «صبور باشید و پایداری کنید، پیروزی در راه است.
حرف آخرم را به همنوعان خود در ایران و سوریه می‌گویم. ما در کنار هم و به یاری خداوند بر تمامی این نظام‌ها پیروز خواهیم شد؛ ما در کنار هم به یاری خداوند هدفمان را محقق خواهیم کرد».هیثم مالح رئیس کمیته قانونی ائتلاف ملی سوریه، مداخلات جنایتکارانه رژیم آخوندی در سوریه را «اشغال مستقیم» نامید و گفت: «رژیم آخوندها در راستای محقق‌کردن هدفهای تروریستی بر پایه برکناری و حذف مخالفین و کشتن آنها و از زمان دخالتش در سوریه در سال ۲۰۱۲ تاکنون اقدام به عملیات تغییر ساختار جمعیتی بزرگی کرده است رژیم اسد صدها هزار فرقه‌گرای وابسته به آخوندهای حاکم بر تهران تابعیت سوری داده است».
هیثم مالح تغییر بافت جمعیتی مناطق مختلف سوریه و جنایات رژیم آخوندی و رژیم اسد در این مناطق را «جنایت علیه بشریت»، «جنایت جنگی» و نسل‌کشی دانست، و اضافه کرد: «در راستای تحقق سیاست تغییر ساختار جمعیتی، به‌کار بردن هر چیزی برای آنها مباح و جایز است. از جمله سلاح شیمیایی و سلاحهای ممنوعه بین‌المللی همچون (بمب‌های) خوشه‌یی و انفجاری و آتش‌زا محله‌ها و روستاها و همچنین شهرها بدون استثناء نابود شدند؛ به طوری‌که تعداد پناهندگان از اهالی آن در خارج سوریه حدود ۶ میلیون تن و در داخل سوریه حدود ۷ میلیون مهاجر است».

رئیس کمیته قانونی ائتلاف ملی سوریه در ادامه گفت: «امروز در کنار حقوق مشروع مردم ایران برای آزادی و کرامت می‌ایستیم، همچنانکه مقاومت ایران در کنار حقوق خلق سوریه ایستاد. این تبادل نقشها نیست. این امری است که وظیفه انسانی و اخلاقی و قانونی ما بر ما واجب می‌کند و قبل از هر چیز وظیفه الهی. همچنین به‌دلیل ویژگی درد و وحدت خلق سوریه و ایران علاوه بر وحدت دلیل و عامل آن، علاوه بر وحدت چشم‌اندازها و امیدهای هر دو خلق، اهمیت این پیوند برای ایستادن در برابر دشمن مشترک و جنایتکار یعنی رژیم آخوندی و رژیم اسد وابسته به آن، به‌دلیل رابطه ارگانیک میان آنها به گونه‌یی که اگر یکی از آن دو از بین برود، در پی آن دیگری نیز از بین می‌رود. همچنانکه ما می‌دانیم سقوط یکی از آن دو به معنای ضعیف‌شدن دیگری است، امری که همکاری و وحدت تلاشها و تمرکز ما روی هدف را ایجاب می‌کند و همه ما یقین داریم که رژیم جنایتکار اسد، هیچ راهی جز سرنگونی ندارد. برای همین رژیم آخوندی تمامی ثقل مالی و نظامی و سیاسی خود را به‌کار می‌گیرد به‌منظور جلوگیری از سرنگون‌شدن آن رژیم؛ زیرا رژیم آخوندی به‌خوبی می‌داند که سرنگونی رژیم اسد به‌معنی خلع ید از آن در منطقه عربی و جهان می‌شود و فروریختن ایدئولوژی بنیادگرای تروریستی آن که منجر به سقوط حتمی آن و تمامی شبه نظامیانش در خارج و داخل ایران میشود، مانند مهرههای دومینو.
و با وجود تمامی مصیبتها و زخمها و خونها، به شما تأکید میکنیم که خلق عظیم ما در سوریه با وجود تقدیم یک میلیون شهید به انقلاب خود ادامه می‌دهد برای سرنگونی باند اسد زنده باد سوریه آزاد و سربلند و زنده باد خلق آزاد و سربلند ایران.
از این مناسبت استفاده می‌کنم و به خانم مریم رجوی در مقاومت ایران خلاصه فکر و تدبیر سالها را تقدیم میکنم. این نامه‌هایی است که به شورای امنیت و اتحادیه اروپا و به جامعه عرب و سازمان همکاری اسلامی ارسال کرده‌ام که شامل ۵۰۰ صفحه است. آنرا به‌عنوان هدیه‌یی به خانم مریم رجوی سمبل مقاومت ایران تقدیم می‌کنم».محمد الحاج نماینده پیشین پارلمان اردن سخنان خود را با درود به مردم بپاخاسته ایران علیه استبداد و ظلم رژیم آخوندی شروع کرد، و افزود: «سالیان است که من مسئله مجاهدین خلق را پیگیری می‌کنم. در کنار آنها و در همدردی با آرمان آنها و رنج‌های آنها ایستاده‌ام؛ چه آن رنج‌ها در ایران به دست رژیم آخوندی که کشتار و شکنجه و زندانی و اخراج کرد، یا در همدردی با آنهایی که سرنوشت ایشان را به اشرف و لیبرتی رساند و رنج‌هایی که آنها در آنجا متحمل شدند من از توانایی‌ها و پایبندی آنها به حقوقشان و کار و تلاش در راستای آرمانشان شگفت‌زده شدم. به شکر خداوند آنها پیروز شدند و طی این سالیان طولانی که رنج کشیدند توانستند جهان را قانع کنند که آنها خلقی را نمایندگی می‌کنند که خواهان صلح است. خواهان زندگی با کرامت به‌دور از دخالت در امور دیگران، به دنبال زندگی در امنیت به دور از جنگ‌ها و سلاح‌های کشتار است».
محمد الحاج اضافه کرد: «امروز سازمان مجاهدین، راه مجاهدت خود را با صبر و درایت کامل ادامه می‌دهدبه نظر من مردم در داخل ایران از تمامی طبقات و در تمامی شهرها فهمیده‌اند که وضعیت این رژیم وخیم و وخیم‌تر می‌شود. مقاومت ایران خواهان بازگرداندن حیات دموکراتیک به مردم ایران است تا آنها بتوانند در امنیت زندگی کنند».

ادامه مطلب...

گزارشی از وضعیت کولبران زحمتکش کرد و جنایتها و فشارهای استثمارگرانه بر آنها

Bildergebnis für ‫گزارشی از وضعیت کولبران زحمتکش کرد و جنایتها و فشارهای استثمارگرانه بر آنها‬‎

کولبری کاری بسیار سخت و پرمشقتی است که نه تنها آسیب های جسمی بخاطر استمرار حمل بارهای سنگین را بدنبال دارد ، بلکه درآمد ناچیز کولبران و بازاریان مرزی چون خوشایند دزدان و چپاولگران حاکم نیست و همه چیز را برای جیب های گشاد خودشان می خواهند، ماموران جنایتکارشان را گمارده اند که این زحمتکشان را به گلوله ببندند و کشتار کنند. و با بستن مرزها سالهاست میلیونها تن از بازاریان و کسبه شهرهای مرزی را که تنها راه درآمد شان واردکردن کالاهای مختصری است که توسط کولبران حمل می شود بخاک سیاه نشانده اند.

رژیم وحشی آخوندها حتی اسبها و قاطرهای کولبران راهم کشتار می کند و مناطق مرزی پیوسته شاهد صحنه های فجیعی از این جنایتها و اعتراضات کولبران زحمتکش است.

البته این وضعیت محصول بیش از سه دهه حاکمیت دیکتاتوری فاسد آخوندهاست. در ماده ۲۶بیانیه شورای ملی مقاومت ایران در مرداد ماه گذشته دراین باره ‌آمده است:

یکی از نمادهای روشن بحران بیکاری و عبور اقتصاد کشور از مرزهای فاجعه، کولبری و جان باختن مستمر کولبران در اثر شلیک مأموران رژیم یا در اثر سرما و ریزش بهمن است. در حالی که سالانه 25میلیارد دلار (سه برابر بودجه عمرانی کشور) معاملات قاچاق در ایران صورت می گیرد كه سرنخ آن در دست خامنه ای و سپاه پاسداران است. شمار زیاد کولبران محروم، که برخی منابع آن را 300 هزار نفر اعلام می کنند (خبرگزاری حکومتی ایلنا،20 بهمن 1395) و از هیچ گونه حقوق کار برخوردار نیستند، به بهانه به اصطلاح مبارزه با قاچاق، هدف تهاجم حکومت هستند. کولبران که در میان آنها از کودکان ۱۰ساله تا زنان و مردان ۸۰ ساله و دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی نیز دیده می شوند، به طور مستمر در معرض خطراتی مانند تیراندازی مستقیم نیروهای سرکوبگر انتظامی رژیم، ریزش بهمن، غرق شدن در رودخانه، سرمازدگی یا سقوط به دره قرار دارند.

رژیم دزد و غارتگر آخوندی که میلیاردها دلار کالای قاچاق از بنادر ویژه سپاه پاسداران وارد می کند کولبران زحمتکش را به بهانه وارد کردن جنس قاچاق با شقاوت آخوندی به رگبار گلوله می بندند و خانواده های زیادی را بی سرپرست می کنند.

یک گزارش که در رسانه های خود رژیم در اردیبهشت ماه درج شده بخوبی دلیل بستن مرزها و جنایتها و کشتار چند ساله اخیر صدها کولبرمحروم را توسط رژیم را افشا می کند.

4 هفته از اعتصاب بازاریان شهرهای مرزی در استانهای کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی بدلیل بستن مرز ها و افزایش هزینه تعرفه های گمرکی می گذرد یکی از بازاریان بانه به یک رسانه رژیم می گوید:‌کولبرها برای وارد کردن هر کیلو بار از مرز چهار هزارتومان دستمزد می گیرند، در حالی که دولت می خواهد خودش این بار را وارد کند و به جای چهار هزارتومان برای هر کیلو بار از ما 15 هزارتومان بگیرد. یعنی کولبری که با وارد کردن یک یخچال سایدبای ساید 200 هزارتومان دستمزد می‌گرفته بیکار می شود و ما هم برای وارد کردن این یخچال باید به دولت 800 هزارتومان پول بدهیم.

این رسانه حکومتی با تیتر چشم کولبران به مرز! می نویسد:‌کولبرها یکی یکی از هم خبر می‌گیرند تا اگر اندک جایی از مرز باز باشد، شبانه به کردستان عراق بروند و اندکی جنس بیاورند تا شاید به اندازه 100 یا 200 هزار تومان کسب معاش و زندگی شان بگذرد. بیمه کولبرها، کارت گمرک و کارت پیله وری همه این ها تنها در حد حرف باقی مانده و هیچ کمکی به زندگی و گشایش رزق و روزی کولبران نکرده است. تنها عایدی اش برای آن‌ها، ترس و اضطراب‌شان از تیرخوردن و کشته‌شدن است که در مقابل رفت‌وآمدشان به مرز باید بپردازند.

ادامه مطلب...

متن کامل سخنراني دونالد ترامپ رئيس جمهور ايالات متحده اعلام خروج آمريکا از معامله اتمي با حکومت آخوندي کاخ سفيد ۸مي ۲۰۱۸(۱۸ارديبهشت۹۷)

Bildergebnis für ‫متن کامل سخنراني دونالد ترامپ رئيس جمهور ايالات متحده اعلام خروج آمريکا از معامله اتمي با حکومت آخوندي‬‎

هم‌ميهنان آمريكايي. امروز مي‌خواهم جهان را به‌روز كنم دربارة تلاش‌هايمان براي جلوگيري از دستيابي (رژيم) ايران به تسليحات اتمي.

رژيم ايران حامي اصلي تروريسم است و موشك‌هاي خطرناك را صادر مي‌كند، به منازعات در سراسر خاورميانه سوخت مي‌رساند و از عوامل و شبه نظاميان تروريست هم‌چون حزب‌الله، حماس، طالبان و القاعده حمايت مي‌كند.

طي ساليان، (رژيم) ايران و عواملش سفارت‌ها و مراكز نظامي آمريكا را بمب‌گذاري كرده‌ وصدها تن از نيروهاي آمريكايي را كشته و شهروندان آمريكايي را ربوده و زنداني و شكنجه كرده اند. رژيم ايران سلطة درازمدت هرج و مرج و ترور خود را با غارت ثروت‌هاي مردم اين كشور تأمين مالي كرده است.

هيچ‌يك از اقدامات اين رژيم خطرناك‌تر از تلاش آن براي دستيابي به تسليحات اتمي و امكانات حمل آنها نبوده است.

در سال 2015 دولت قبلي همراه با ساير كشورها وارد توافقي دربارة برنامة اتمي (رژيم) ايران شد. اين توافق به‌عنوان برنامة جامع اقدام مشترك يا برجام شناخته مي‌شد.

در تئوري، اين باصطلاح «توافق ايران» قرار بود از ايالات متحده و متحدانمان در برابر جنون بمب اتمي (رژيم) ايران حفاظت كند، سلاحي كه فقط بقاي رژيم ايران را به مخاطره خواهد انداخت. در واقع، اين توافق به (رژيم) ايران اجازه داد كه به غني‌سازي اورانيوم ادامه بدهد و متعاقباً به آستانة گريز اتمي برسد.

اين توافق تحريم‌هاي فلج‌كنندة اقتصادي را از روي (رژيم) ايران برداشت آن هم در برابر محدويت‌هاي بسيار ضعيف بر فعاليت اتمي رژيم و بدون هيچ‌گونه محدوديتي بر ساير رفتار شرورانة آن، از جمله فعاليت‌هاي تهديدآميز آن در سوريه، يمن و ساير نقاط در سراسر خاورميانه.

به بيان ديگر، در لحظه‌يي كه ايالات متحده حداكثر اهرم فشار را در اختيار داشت، اين توافق وحشتناك به رژيم -رژيمي كه آكنده از ترور است - ميلياردها دلار داد، از جمله ميزاني از آن به‌صورت نقد كه امري شرم‌آور براي من به‌عنوان شهروند و براي همة شهروندان ايالات متحده است.

يك توافق سازنده مي‌توانست به سادگي در همان زمان منعقد شود، اما چنين نشد. در قلب توافق (با رژيم) ايران، يك افسانة بزرگ وجود داشت مبني بر اين‌كه اين رژيم قاتل فقط در پي يك برنامة انرژي صلح‌آميز اتمي است.

امروز ما شواهد قطعي در اختيار داريم كه وعدة (رژيم) ايران دروغ بوده است. هفتة گذشته، اسراييل اسناد اطلاعاتي را منتشر كرد كه مدت‌ها توسط (رژيم) ايران پنهان شده بود و به‌طور قطعي رژيم ايران و تاريخچة تلاشش براي دستيابي به تسليحات اتمي را به نمايش مي‌گذاشت.

واقعيت اين است كه اين توافق وحشتناك و يك‌جانبه هرگز و هرگز نبايد صورت مي‌گرفت. (اين توافق) منجر به آرامش نشد، صلح را به ارمغان نياورد و هرگز هم نخواهد آورد.

در سال‌هاي بعد از انعقاد اين توافق، بودجة نظامي (رژيم) ايران تقريباً 40 درصد افزايش يافته و در همين حال اقتصاد آن وضعيت بسيار بدي دارد. بعد از رفع تحريم‌ها، اين ديكتاتوري از پول‌هاي جديد براي ساختن موشك‌هاي با قابليت حمل اتمي، حمايت از تروريسم و ايجاد هرج و مرج در سراسر خاورميانه و فراتر از آن استفاده كرد.

اين توافق به‌قدري ضعيف مورد مذاكره قرار گرفت كه حتي اگر (رژيم) ايران به‌طور كامل از آن تبعيت كند، اين رژيم هم‌چنان مي‌تواند در مدت‌زمان كوتاهي در آستانة گريز اتمي قرار بگيرد. مفاد غروب اين توافق كاملاً غير قابل قبول هستند. اگر اجازه مي‌دادم كه اين توافق باقي بماند، به‌زودي يك مسابقة تسليحات اتمي در خاورميانه به‌راه مي‌افتد. همه خواهان آن خواهند بود كه وقتي (رژيم) ايران به (چنين تسليحاتي) دست يابد، تسليحاتشان آماده باشد.

آن‌چه وضعيت را بدتر مي‌كند اين است كه مفاد بازرسي فاقد مكانيسم‌هاي مناسب براي جلوگيري، شناسايي و مجازات تقلب است و حتي از حق نامحدود بازرسي بسياري از اماكن مهم از جمله تأسيسات نظامي برخوردار نيست.

نه تنها اين توافق جلوي جاه‌طلبيب‌هاي اتمي (رژيم) ايران را نمي‌گيرد، بلكه هم‌چنين به توسعة موشك‌هاي بالستيك توسط اين رژيم كه توانايي حمل كلاهك‌هاي اتمي را دارند نيز پاسخ نمي‌دهد.

در نهايت، اين توافق هيچ‌كاري را براي مهار فعاليت‌هاي بي‌ثبات‌كنندة (رژيم) ايران، از جمله حمايت آن از تروريسم انجام نمي‌دهد. از زمان اين توافق، جاه‌طلبي‌هاي خونين (رژيم) ايران فقط به‌نحوي گستاخانه افزايش يافته است.

با توجه به اين نواقص آشكار، من در اكتبر گذشته اعلام كردم كه توافق (با رژيم) ايران يا بايد مجدداً مورد مذاكره قرار گيرد يا تمام بشود.

سه ماه بعد در 12 ژانويه، من شروطم را تكرار كردم. من روشن ساختم كه اگر اين توافق نمي‌تواند اصلاح شود، ايالات متحده ديگر جزوي از آن نخواهد بود.

طي چند ماه اخير، ما تعامل تنگاتنگي با متحدان و شركايمان در سراسر جهان داشتيم، از جمله با فرانسه، آلمان و انگلستان. هم‌چنين با دوستانمان در سراسر خاورميانه مشورت كرديم. ما در فهممان نسبت به اين تهديد و اعتقادمان مبني بر اين‌كه (رژيم) ايران هرگز نبايد به سلاح اتمي دست يابد، متحديم.

بعد از اين مشورت‌ها، براي من روشن است كه ما نمي‌توانيم جلوي دستيابي (رژيم) ايران را به بمب اتمي، تحت ساختار پوسيده و فاسد توافق كنوني، بگيريم.

توافق (با رژيم) ايران از هستة مركزي‌اش معيوب است. اگر كاري نكنيم، دقيقاً مي‌دانيم كه چه رخ خواهد داد. فقط طي مدتي كوتاه، بزرگ‌ترين حكومت حامي تروريسم، در آستانة دستيابي به خطرناك‌ترين تسليحات جهان قرار خواهد گرفت.

به همين دليل، امروز اعلام مي‌كنم كه ايالات متحده از توافق اتمي (با رژيم) ايران خارج خواهد شد.

چند لحظة ديگر، من يك دستور رياست‌جمهوري را امضا خواهم كرد، براي برقراري مجدد تحريم‌هاي اتمي آمريكا عليه رژيم ايران. ما بالاترين سطح از تحريم اقتصادي را ايجاد خواهيم كرد. هر كشوري كه به (رژيم) ايران در تلاشش براي دستيابي به تسليحات اتمي كمك كند، قوياً توسط ايالات متحده تحريم خواهد شد.

آمريكا ديگر توسط باج‌خواهي اتمي به گروگان گرفته نخواهد شد. ما اجازه نخواهيم داد شهرهاي آمريكا با تهديد نابودي مواجه شوند. و ما اجازه نخواهيم داد رژيمي كه شعار «مرگ بر آمريكا» مي‌دهد، به مرگبارترين تسليحات جهان دست يابد.

اقدام امروز يك پيام حياتي مي‌فرستد: ايالات متحده ديگر تهديدات توخالي به‌عمل نمي‌آورد. وقتي من وعده‌هايي مي‌دهم، به آن پايبندم. در واقع، در اين لحظه، وزير پامپئو در مسير كرة شمالي است براي آماده‌سازي ديدار آتي من با كيم جونگ اون. طرح‌ها در حال انجامند. روابط ايجاد مي‌شوند. اميدواريم توافقي صورت گيرد و با كمك چين، كرة جنوبي و ژاپن، آينده‌يي با شكوفايي و امنيت عالي بتواند براي همه محقق شود.

در حالي كه از توافق (با رژيم) ايران خارج مي‌شويم، با متحدانمان براي يافتن يك راه حل واقعي، جامع و بادوام براي تهديد اتمي (رژيم) ايران كار خواهيم كرد. اين شامل تلاش‌ها براي از بين‌بردن تهديد برنامة موشك بالستيك (رژيم) ايران، متوقف‌كردن فعاليت‌هاي تروريستي آن در سراسر جهان و بلوكه‌كردن فعاليت تهديدآميز آن در سراسر خاورميانه خواهد بود. هم‌زمان تحريم‌هاي قدرت‌مند، به‌طور كامل اعمال خواهند شد. اگر اين رژيم به جاه‌طلبي‌هاي اتمي خود ادامه بدهد، با مشكلات بزرگ‌تري از هر زمان ديگر در گذشته، مواجه خواهد شد.

دستور رياست‌جمهوري ایالات متحده برای خارج شدن آمريكا از برجام و اقدامات افزوده

براي مقابله با دخالتهای شرورانة رژيم آخوندی درمنطقه و بستن تمامی مسیرهای دستيابي اين رژيم به سلاح اتمي

کاخ سفید ۸می ۲۰۱۸(۱۸ ارديبهشت 1397)

سايت رسمي كاخ سفيد در روز 18 ارديبهشت، دستور رياست‌جمهوري آمريكا براي خروج ايالات متحده از برجام را كه دونالد ترامپ بعد از سخنراني خود آن‌را به امضاء رساند، منتشر كرد.

دستور رياست‌جمهوري آمریکا تحت عنوان «متوقف‌كردن شركت آمريكا در برجام و در پيش‌گرفتن اقدامات افزوده براي مقابله با نفوذ شرورانة (رژيم) ايران و جلوگيري از تمامي مسيرهاي دستيابي (رژيم) ايران به سلاح اتمي» صادر شده و به مقامات ارشد دولت آمريكا از جمله، وزير خارجه، وزير خزانه‌داري، وزير دفاع،وزير دادگستري،وزير انرژي،وزير امنيت داخلي، مشاوران و دستیاران رئیس جمهور، نمايندة تجاري ايالات متحده، سفیر آمريكا در سازمان ملل ، مديران اطلاعات ملي و اطلاعات مركزي و اف بی آی و رئيس ستاد مشترك نیروهای مسلح آمریکا، ابلاغ شده است. در بخشهایی از این فرمان آمده است :

(رژيم) ايران هم‌چنان اصلي‌ترين حكومت حامي تروريسم در جهان است و از حزب‌الله، حماس، طالبان، القاعده و ديگر شبكه‌هاي تروريستي پشتيباني مي‌كند. (رژيم) ايران هم‌چنين به سوخت‌رساني به خشونت فرقه‌يي در عراق ادامه مي‌دهد و از جنگ‌هاي داخلي شرورانه در يمن و سوريه حمايت مي‌كند. (اين رژيم) مرتكب نقض‌هاي شديد حقوق بشري مي‌شود و به‌طور خودسرانه (شهروندان) خارجي از جمله شهروندان ايالات متحده را تحت اتهامات جعلي و بدون روند عادلانة قانوني، دستگير مي‌كند.

شكي نيست كه (رژيم) ايران در گذشته تلاش كرده از طريق پيگيري تسليحات اتمی خود را در دستیابی به هدفهایش تقويت كند و برنامة غني‌سازي اورانيوم این رژیم، توانمندي بازسازي برنامة اورانيوم با درجة تسليحاتي را در صورتي كه چنين تصميمي بگيرد، فراهم مي‌سازد.

دونالد ترامپ در ادامه می افزاید :به‌عنوان رئيس‌جمهور، من يك استراتژي جامع را در قبال (رژيم) ايران تأييد كرده‌ام كه شامل هدف استراتژيك جلوگيري از تمامي مسيرهاي (رژيم) ايران به‌سمت سلاح اتمي است.

برخي گمان مي‌كردند كه برجام رفتار (رژيم) ايران را تعديل خواهد كرد. اما از زمان شروع برجام، (رژيم) ايران فعاليت‌هاي بي‌ثبات‌كنندة خود را در منطقة پيرامونش فقط افزايش داده و نيروهاي (رژيم) ايران يا (نيروهاي) تحت الحمايه این رژیم به سوريه، عراق و يمن رفته‌اند و هم‌چنان بخش‌هايي از لبنان و غزه را كنترل مي‌كنند. هم‌زمان (رژيم) ايران در (اقدامي كه) مستقيماً با پروتكل الحاقي توافق جامع پادمان آن با آژانس مغايرت دارد، به‌طور علني اعلام كرده است كه از دسترسي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به تأسيات نظامي جلوگيري خواهد كرد. در سال 2016، (رژيم) ايران دو بار حد ذخيرة آب سنگين تحت برجام را نقض كرد. اين رفتار غير قابل قبول است، به‌خصوص براي رژيمي كه به پيگيري تسليحات اتمي در نقض التزاماتش تحت پيمان منع گسترش تسليحات اتمي، شناخته شده است.

در ادامه دستور ریاست جمهوری امریکا آمده است :‌در 12 ژانويه 2018، من دو مسير رو به پيش را تشريح كردم؛ يا نواقص فاجعه‌بار برجام تا 12 مي 2018 اصلاح شوند يا اگر چنين نشود، ايالات متحده مشاركت در اين توافق را متوقف خواهد كرد. من روشن ساختم كه اين آخرين فرصت است و در فقدان تفاهمي براي اصلاح برجام، ايالات متحده، آن‌را ادامه نخواهد داد.اين تفاهم تحقق نيافت و من امروز وعدة خود را براي پايان‌دادن به مشاركت ايالات متحده در برجام عملي مي‌كنم و اقدامي را كه غلط مي‌دانم، تأييد نخواهم كرد. فراتر از آن، من به اين نتيجه رسيده‌ام كه به سود ايالات متحده است كه تحريم‌هايي را که در ارتباط با برجام برداشته شده يا رفع شده‌، در سريع‌ترين زمان ممكن، مجدداً اعمال كند.

دستور ریاست جمهوری سپس در پنج بخش سیاستهای مشخص شد در این فرمان را برشمرده است:

بخش اول: سیاست آمریکا: اين سياست ايالات متحده است كه از دستيابي (رژيم) ايران به سلاح اتمي و موشك‌هاي بالستيك بين‌قاره‌يي جلوگيري كند، شبكه و كارزار تجاوز منطقه‌يي (رژيم) ايران خنثي شود، دسترسي سپاه پاسداران و عوامل آن به منابعي كه فعاليت‌هاي بي‌ثبات‌كنندةشان را تقويت مي‌كند، مختل شود و با توسعة تهاجمي توامندي‌هاي موشك‌ها و ديگر تسليحات نامتقارن و متعارف این رژیم مقابله شود.

بخش دوم: پايان‌دادن به مشاركت ايالات متحده در برجام. وزير خارجه بايد در مشورت با وزير خزانه‌داري و وزير انرژي، تمامي گام‌هاي مناسب را براي متوقف‌كردن مشاركت ايالات متحده در برجام بردارد.

تغییر گوینده

بخش سوم: برقراري مجدد تحريم‌هاي ايالات متحده: وزير خارجه و وزير خزانه‌داري بايد فوراً شروع به برداشتن گام‌هايي براي اعمال مجدد تمامي تحريم‌هاي ايالات متحده بكنند كه در ارتباط با برجام برداشته يا رفع شده بردارند؛ این تحریمها از جمله عبارتند از (تحريم‌هاي اعمال‌شده) طبق قانون اختيار دفاع ملي براي سال مالي 2012، قانون تحريم‌هاي (رژيم) ايران در سال 1996، قانون كاهش تهديد (رژيم) ايران و حقوق بشر سوريه در سال 2012، و قانون آزادي ايران و مقابله با توسعه در سال 2012.

اقدامات برای برقرار تحریمها بايد در اسرع وقت صورت گيرند و در هيچ‌يك از موارد نبايد (اين اقدامات) ديرتر از 180 روز بعد از تاريخ اين دستور (رياست‌جمهوري) انجام شود.

 

بخش چهارم. كسب آمادگي براي احتمالات منطقه‌يي. وزير دفاع و مسئولان تمامي ساير آژانس‌هاي مربوطه بايد براي پاسخ‌دادن سريع و قاطعانه به تمامي حالت‌هاي ممكن تجاوز (رژيم) ايران عليه ايالات متحده و متحدان و شركاي ما، آماده‌سازي كنند. وزارت دفاع بايد تضمين كند كه ايالات متحده ابزار (لازم) براي متوقف‌كردن (رژيم) ايران در توسعه يا دستيابي به سلاح اتمي يا سيستم‌هاي حمل مرتبط با آن‌را توسعه مي‌دهد و حفظ مي‌كند.

 

بخش پنجم. مانيتور رفتار اتمي (رژيم) ايران و مشورت با متحدان. آژانس‌ها بايد گام‌هاي مناسب را براي قادر ساختن ايالات متحده به ادامة مانيتور رفتار اتمي (رژيم) ايران در پيش بگيرند و هم چنین در زمینه مشاوره با متحدان آمریکا راجع به توافقات بين‌المللي به منظور مقابله با مجموعة تهديدهاي (رژيم) از جمله تهديدهاي سلاح اتمي و موشك بالستيك، توصیه های خود را به رئيس جمهور ارائه دهند.

دستورالعمل وزارت خزانه‌داري آمريكا بازگشت تحريم‌های اولیه وثانویه عليه رژيم آخوندي

ايالات متحده دسترسي سپاه پاسداران را به سرمايه‌ها براي تأمين مالي فعاليتهای شرورانة قطع خواهد كرد

18 ارديبهشت 1397

وزارت خزانه‌داري آمريكا با صدور بيانيه‌يي دربارة تصميم رئيس‌جمهور اين كشور براي خارج‌شدن از برجام و اعمال مجدد تحريم‌ها، اعلام كرد: «دفتر كنترل دارايي‌هاي خارجي وزارت خزانه‌داري، براي اجراي تصميم رئيس‌جمهور، دست به اقدام فوري مي‌زند. تحريم‌ها برخي پس از 90 روز و برخي پس از 180 روز بعد از مهلت مقرر شده، مجدداً اعمال خواهند شد و تحريم‌هاي قابل اجرا به‌طور كامل باز مي‌گردند. اين شامل اقداماتي تحت اختيارات تحريم‌هاي اوليه و نيز تحریمهای ثانويه خواهد بود».

استيون منوچين وزير خزانه‌داري آمريكا تأكيد كرد: « ايالات متحده دسترسي سپاه پاسداران را به سرمايه‌ها براي تأمين مالي فعاليت شرورانة (رژيم) ايران قطع خواهد كرد؛ از جمله در رابطه با موقعيت (اين رژيم) به‌عنوان بزرگ‌ترين حكومت حامي تروريسم، استفادة آن از موشك‌هاي بالستيك عليه متحدان ما، حمايت آن از رژيم وحشي اسد در سوريه، نقض‌هاي حقوق بشري عليه مردم (ايران) و سوءاستفادة آن از سيستم مالي بين‌المللي».

وزارت خزانه‌داري آمريكا هم‌چنين بيانيه و دستورالعملي را دربارة اعمال مجدد تحريم‌ها عليه رژيم و ابعاد و مشخصات آن صادر كرده و مي‌نويسد: «همخوان با رهنمود رئيس‌جمهور، بخش‌ها و آژانس‌ها، روند اجراي دورة 90 روزه و 180 روزة پایان‌یافتن فعالیت‌های مربوط به (رژيم) ایران را شروع خواهند كرد.

برای اجرایی‌کردن مهلت خاتمة تدریجی، روز سه‌شنبه وزارت خارجه معافیت‌های قانونی لازم از تحریمها را صادر کرد

وزارت خزانه‌داري در بيانية خود تأكيد كرده است: دولت ايالات متحده به کاربرد تهاجمی اختياراتش برای هدف قرار دادن رفتار شرورانة (رژيم) ایران ادامه خواهد داد...».

در اين بيانيه سپس فهرستي از تحريم‌ها عليه رژيم منتشر شده است.

 

 

ادامه مطلب...

سخنرانی اشرف نشانها درگردهمایی جوامع ایرانیان در آمریکا

در «کنوانسیون ایران آزاد برای دموکراسی و حقوق بشر» در حمایت از قیام سراسری مردم ایران، نمایندگان جوامع و انجمن‌های ایرانی از ۴۰ ایالات آمریکا شرکت و شماری از آنها سخنرانی کردند.

در شروع این گردهمایی، سعید شمس، دکتر آزاده سامی و دکتر زهره طالبی ضمن خوشآمدگویی به حاضران، اهداف برگزاری این گردهمایی را تشریح کردند.

 

دکتر فیروز دانشگری در سخنان خود در گردهمایی جوامع ایرانیان مقیم امریکا، نحوه آشنایی خود با مجاهدین در جریان انقلاب ضدسلطنتی و سپس دستگیری و به زندان انداخته شدنش توسط رژیم آخوندی را توضیح داد.
وی با ذکر سوابق علمی و تحقیقاتی خود و ریاست دپارتمانها و مراکز بزرگ آکادمیک و پزشکی و تدوین مقالات و کتابهای علمی و آموزش صدها دانشجو از سراسر جهان در زمینه پزشکی گفت:
آنچه برای من بیشترین افتخار را به ارمغان آورده رابطه من با مقاومت ایران و رهبری آن و براساس نزدیک به ۴۰ سال تجربه شخصی است. من با مجاهدین زندگی کرده ام مریض ها و مجروحان آنها را مداوا کرده ام و به آنها کمک مالی کرده ام. با آنها در گل تا زانو راه رفته ام، در بیابانها رانندگی کرده ام، و دیدم که چگونه از هیچ چیزی ساختند و میتوانم گواهی دست اول بدهم که آنها صادق ترین، متعهدترین، و خاضع ترین انسانهایی هستند که میتوان در این کره خاکی پیدا کرد. آنها به حرفشان پایبند هستند و زندگی خود را نثار اهداف و تعهدات خود میکنند.
بنابراین، درحالیکه لحظه و روز سرنگونی رژیم آخوندها نزدیک تر میشود، از دید من، بعنوان یک پزشک و پژوهشگر علوم، فرمول آینده بسیار ساده است. بر اساس یک مفهوم قدرتمند که در برنامه ده ماده ای خانم رجوی آمده است. بر اساس رهبری که صلاحیت خود را در شکل های مختلف طی بیش از نیم قرن ثابت کرده است. زیرا باور این رهبری به سرمایه گذاری بر روی انسانها است و میخواهد همه را توانمند سازد تا به بهترین نوع خود برسند.
دکتر فیروز دانشگری سپس خطاب به خواهران و برادران، دانشجویان و همکارانش در دانشگاهها و بیمارستان ها در سراسر ایران و جهان تاکید کرد: در حالیکه پیروزی مردم ایران در مقابل رژیم آخوندی نزدیک میشود، من نزد شما آمده ام بعنوان یکی از نمایندگان دهها هزار متخصص ایرانی در سراسر جهان که بسیار مشتاق و آماده آن هستند که آنچه بدست آورده و آموخته ایم را در ایران بکار بگیریم من زندگی خود را وقف این چنین آینده ای خواهم کرد، که همه ما در کنار هم زیباترین جامعه را با فرصت ها و آینده ای برابر برای همه بسازیم، بدون توجه به مذهب و جنسیت و باورهای سیاسی افراد.
و از سیاستگذاران آمریکا میخواهم که درک کنند که واقعیت جدیدی در ایران پدیده آمده است و آنها باید صدای ما را بطور رسا و بلند بشنوند. مردم ایران و مقاومت سازمانیافته آنها آماده اند و توانایی آن را دارند که در ایران تغییر ایجاد کنند. جهان تنها باید از تعامل با حاکمان سبع ایران که تا بحال ادامه داشته ممانعت کند. و باید در کنار مردم ایران در مسیر آنها به مقصد آزادی بایستدسولماز ابوعلی، قهرمان کاراته زنان در امریکا که یازده بار در رقابتهای امریکا و جهان مدال کسب کرده، در سخنان خود در گردهمایی جوامع ایرانیان درواشینگتن، ضمن اشاره به تاریخ پرافتخارایران و ره آوردهای آن از دوران باستان تا به امروز در تمامی زمینه های علمی و فرهنگی و هم چنین ورزشی و پیوند قهرمانان ملی میهنمان با مبارزه برای آزدای و عدالت، گفت: ایرانی بودن یعنی برخورداری از لیست طولانی از ورزشکاران مانند اسطوره های کشتی، تختی، فیلابی و قربانی. و بالاخره، ایرانی بودن یعنی مبارزه برای حقوق حقه خود، همانند دختران جوان و شجاعی که در نوک پیکان قیام در ایران حضور دارند، و پسران جوانی که با از خودگذشتگی زندگی خود را به خطر می اندازند تا آزادی را برای این میهن پرافتخار به ارمغان آورند.
سولماز ابوعلی در ادامه افزود: بعنوان یک پناهنده و بعنوان کسی که موضوع منازعات را مطالعه میکند، من میدانم چه چیزهایی برای ایجاد تغییر مثبت در جامعه نیاز است. یکی از کسانی که در مسیر ایجاد چنین تغییر مثبت در ایران ثابت قدم و استوار بوده است خانم مریم رجوی است. این رهبر زن همواره توان خود برای از خودگذشتگی، پیگیری آنچه درست است، الهام بخشیدن و رهبری برغم همه تهدیدها را ثابت کرده است. به همین دلیل، من تصمیم گرفتم که مدال های طلای خودم را به او اهدا کنم و بنابراین این معنای ایرانی بودن است: مبارزه برای آزادی، برابری و عدالت.

پیامهای نمایندگان کنگره آمریکا به گردهمایی جوامع ایرانیان مقیم امریکا در واشینگتن
پیام قاضی تد پو رییس زیرکمیته تروریسم در کنگره امریکا
دوستان ایرانی!
تغییرات شگرفی در ایران در حال وقوع است. همانطور که در اوائل امسال آثار آنرا دیدیم که چگونه ظاهر شد و هزاران نفر به خیابانها ریختند و خواستند که فریاد اعتراضشان شنیده شود. فداکاری شما برای بدست آوردن آزادی و دمکراسی درایران، انگیزاننده و (الهام بخش) است. ما در کنگره ایالات متحده آمریکا پیامتان را دریافت کرده و از پیام آزادی خواهی شما برای همه ایرانیان حمایت و (پشتیبانی) میکنیم.
شما برای ایران دمکراسی میخواهید نه جنگ وسرکوب. شما میدانید که ثبات قدم و اتحاد و(یگانگی) شما است که تغییر رژیم را به ارمغان خواهد آورد. در این راستا من همراه با شما هستم.
من و دوستانم در کنگره بطور خستگی ناپذیر در حمایت از شما برای آوردن دمکراسی به ایران فعالیت می کنیم. قوانین در کنگره در حال تصویب شدن است و (مسئولینی در رژیم) را هدف قرار میدهد که وحشیانه مردمی را که فریاد آزادی خواهی سرمیدهند دستگیر، زندانی و شکنجه میکنند. ما با کمک شما رژیم را به پای میز عدالت خواهیم آورد و روزی با هم در ایرانی آزاد خواهیم بود.

پیام جودی چو نماینده دموکرات کنگره امریکا از کالیفرنیا
دوستان عزیز،
افتخار بسیار بزرگی است که برگزاری گردهمایی ایران آزاد، برای حقوق بشر و دموکراسی را به شما تبریک بگویم. من شجاعت بینظیر وطن پرستان ایرانی را که با شهامت به خیابان ها آمدند تا برای حقوق بشر و دموکراسی مبارزه کنند تحسین میکنم. با وجود اینکه بخوبی میدانند که ممکن است به زندان بروند، هنوز هم ایرانیان به مخالفت خود علیه حکومت ادامه میدهند، علیه حکومتی که فرصت ها و برابری را از مردم خود سلب کرده، در حالیکه به اشاعه ترور و جنگ در کشورهای مختلف میپردازد.
با وجود اینکه دهها تن از آن فعالین هم اکنون بخاطر فعالیت هایشان در زندانها بسر میبرند، ما نباید آنها را فراموش کنیم. ما باید به مبارزه ای که آنها شروع کردند ادامه دهیم تا ایران را به یک کشور آزاد و دموکرات تبدیل کنیم. اقدامات و فعالیت های امروز شما بخش مهم و حیاتی از آن است.
من از طرف مجلس نمایندگان کنگره ایالات متحده آمریکا، و از طرف مردم حوزه انتخاباتی ۲۷ کالیفرنیا، بهترین آرزوها و تبریکاتم را به شما تقدیم میکنم، پیام تام مک کلینتاک، نماینده کنگره آمریکا
من استقامت و پایداری شما راکه با فاصله زیاد از میهن خود برای رسیدن به آزادی و دموکراسی در ایران فعالیت میکنید، تحسین میکنم.
این گردهمایی، پیامی بسیار قوی به جهان می فرستد. این پیام که شما تا رسیدن به آزادی و سعادت میهن خود، به رغم فاصله مکانی که با کشور خود دارد هر قدر که طول بکشد هرگز دست از مبارزه بر نخواهید داشت.
هر انسان آزاده ای در جهان از اهداف شما برای آزادی زندانیان سیاسی، تغییر این رژیم و بهبود شرایط حقوق بشر مردم ایران، حمایت میکند.
رشد و گسترش تظاهرات خیابانی در ایران، خواست و عطش مردم ایران برای رسیدن به آزادی، و دموکراسی را بوضوح مشخص میکند.
من در حمایت از اهداف شما به هر طریق ممکن ادامه خواهم داد، و از دولت ایالات متحده آمریکا نیز میخواهم که از فعالیت های شما حمایت کند.
شهامت و شجاعت، و اشتیاق شما برای رسیدن به دموکراسی نور امیدی است برای تمام کسانیکه بدنبال رسیدن به آزادی در گوشه و کنار جهان هستند.

ادامه مطلب...

دونالد ترامپ برجام را باطل اعلام کرد تحریم های جدید در راهند

Bildergebnis für ‫ترامپ خروج آمریکا از برجام و از سرگیری تحریم‌های ایران را اعلام کرد‬‎پرزیدنت دونالد ترامپ  سه‌شنبه 8 مه اعلام کرد که ایالات متحده از توافق هسته‌ای به ایران که سال 2015 منعقد شد، خارج می‌شود.

پس از این اعلام، ترامپ فرمان از سرگیری تحریم‌های ایران را که بر پایه توافق هسته‌ای تعلیق شده بود، امضا کرد.

ترامپ در سخنان خود نظام ایران را «جنایتکار» توصیف کرد که با اقدام‌های خود، خاورمیانه را شعله‌ور کرده است.او همچنین ایران را به پشتیبانی از گروه‌های تروریستی متهم کرد.

او به توافق هسته‌ای منعقد شده با ایران در سال 2015 اشاره کرد و گفت که توافق هسته‌ای با ایران باید آمریکا و متحدانش را از سلاح اتمی ایران حفظ کند اما این توافق به ایران اجازه داد تا به غنی سازی اورانیوم ادامه دهد و به آستانه تولید بمب اتم برسد.

رئیس‌جمهوری آمریکا گفت که توافق هسته‌ای، پوششی برای فعالیت‌های «خبیثانه» ایران در سوریه و یمن ایجاد کرد و جلوی این فعالیت‌ها را نگرفت.

ترامپ گفت که توافق هسته‌ای به سود ایران بود و صلح را برای کسی به ارمغان نیاورد.

او با اشاره به اجازه دادن به ایران برای ادامه غنی سازی اورانیم در توافق هسته‌ای، گفت اگر این توافق ادامه یابد، ایران به سلاح اتمی دست خواهد یافت.

رئیس‌جمهوری آمریکا همچنین گفت که توافق هسته‌ای، نتوانست جلوی فعالیت ایران برای ساخت موشک‌های بالستیک را بگیرد. او تاکید کرد: «اجازه نخواهیم داد به کسی که شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهد، به اسلحه اتمی دست یابد».

او داد: «با متحدانمان به منظور دست‌یابی به راه‌حل‌هایی حقیقی برای تهدیدهای هسته‌ای ایران، همکاری خواهیم کرد».

رئیس‌جمهوری آمریکا همچنین گفت که شدیدترین تحریم‌ها را علیه ایران و کسانی که به ادامه فعالیت‌های هسته‌ای این کشور کمک می‌کنند، اعمال خواهد کرد.

او افزود که آمریکا، آماده مذاکره بر سر توافق جدیدی خواهد بود هنگامی که ایران آماده باشد.

ترامپ سپس با امضای از سرگیری تحریم‌های ایران، تاکید کرد که این اقدام، آمریکا را امن‌تر خواهد کرد.

توافق هسته‌ای سال 2015، میان ایران و گروه 1+5 متشکل از آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین، پنج کشور عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، به علاوه آلمان، منعقد شد. برپایه این توفق که به آن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) هم گفته می‌شود، در قبال محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌های اعمال شده علیه این کشور به خاطر این برنامه، لغو یا تعلیق شد.

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا، از ابتدا مخالف برجام بود که در دوره باراک اوباما رئیس‌جمهوری پیشین ایالات متحده منعقد شد و آن را «بدترین توافق ممکن» توصیف می‌کرد.

ادامه مطلب...

گردهمايي جوامع ايرانيان در آمريكا :«ايران آزاد براي دموكراسي و حقوق بشر»

Bildergebnis für ‫گردهمايي جوامع ايرانيان در آمريكا با حضور نمايندگان انجمن‌هاي ايراني از 40 ايالت‬‎

گردهمايي جوامع ايرانيان در آمريكا با حضور نمايندگان انجمن‌هاي ايراني از 40 ايالت و شخصيت‌هاي برجستة آمريكايي«ايران آزاد براي دموكراسي و حقوق بشر»

 

واشينگتن – 15 ارديبهشت 1397

 

روز شنبه 15 ارديبهشت « کنوانسیون ايران آزاد براي دموكراسي و حقوق بشر» در حمايت از قيام سراسري مردم ايران، با حضور نمايندگان جوامع و انجمن‌هاي ايراني از 40 ايالات آمريكا و با شركت شهردار رودي جولياني و بيل ريچاردسون كانديداي رياست‌جمهوري، وزير انرژي و سفير پيشين آمريكا در سازمان ملل، در واشينگتن برگزار شد.

سخنرانان این گردهمايي، ضمن حمايت از قيام مردم ايران، بر لزوم اتخاذ يك سياست قاطع در مقابل رژيم و حسابرسي از حكومت ركوردار اعدام و بانكدار مركزي تروريسم تأكيد كردند.

.پیام مریم رجوی به‌ كنوانسيون ايرانيان در آمریکا

.پیام  به‌ كنوانسيون ايرانيان در آمریکا

خانم مریم رجوی طی یک پیام ویدئویی به این کنفرانس خطاب به شرکت‌کنندگان گفت:‌

از راه دور ولی با قلبی بسیار نزدیک به اجتماع پرشور شما درود می‌فرستم. به شما که از ایالت‌های مختلف در سراسر آمریکا در این گردهم‌آیی حضور یافته‌اید. شما اراده مردم ایران را برای برپایی یک ایران آزاد، دمکراتیک و غیراتمی به جهانیان نشان می‌دهید. 

امروز در شرایطی که جنبش اعتراضی گسترده و ادامه‌داری با پیشتازی زنان و جوانان غیور و کانون‌های شورشی رژیم آخوندی را محاصره کرده است؛ اجازه می‌خواهم پاره‌یی نکات مربوط به سیاست درست در مورد ایران را خاطرنشان کنم:

۱‌ـ مردم ایران که از دی‌ماه گذشته به‌صدها قیام و خیزش دست زده‌اند، در پی سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه‌اند. مردم ایران از جامعه جهانی و مشخصاً از دولت‌های غرب می‌خواهند که از قیام ایران برای براندازی رژیم حمایت کنند. 
۲‌ـ  ما از جامعه جهانی مؤکداً می‌خواهیم که با اتخاذ اقدامات تنبیهی نسبت به جنایات مستمر علیه بشریت توسط رژیم رکورد‌دار اعدام، سکوت نکند. از آن‌ها می‌خواهیم رژیم آخوندها را وادار کنند که دستگیرشدگان قیام و خیزش‌های هفته‌های اخیر، ازجمله صدها نفر از هموطنان عرب در خوزستان و شمار زیادی از هموطنان کرد در  غرب کشور را آزاد کند و به ‌آزار وحشیانه کشاورزان اصفهان خاتمه دهد. 
۳‌ـ امروز رهبران دولت‌های غرب، بر کمبودهای اساسی یا ناکارآمدی توافق اتمی دست گذاشته‌اند. بدین ترتیب حقانیت مواضع مقاومت ایران به اثبات رسیده است. ساعاتی پس از امضای برجام در ۲۳ تیر ۱۳۹۴ از جانب مقاومت ایران اعلام کردم که در این توافق «امتیازهای ناموجهی به رژیم آخوندها داده شده است». تأکید کردم که «ضرورت خلع ید از رژیم در سراسر خاورمیانه» باید «به‌عنوان یک اصل بنیادین در هر گونه توافقی وارد شود».
در مورد پول‌هایی که بابت همین توافق به جیب رژیم ریخته شد، اعلام کردم که این پول‌ها «باید تحت کنترل شدید سازمان ملل صرف حقوق پرداخت نشده کارگران و معلمان و پرستاران و تامین غذا و دارو برای توده مردم شود در غیر این‌صورت خامنه‌ای پول‌ها را به سوریه و یمن و لبنان سرازیر می‌کند». و سرانجام این حقیقت را گفتم که: «توافقی که حقوق بشر مردم ایران را نادیده بگیرد، تنها مشوق سرکوب و اعدام‌های بی‌وقفه از جانب این رژیم و لگد مال کردن حقوق مردم ایران است».
۴‌ـ تجربه سه‌سال گذشته اثبات کرد که آخوندها امتیازهای برجام را برای سرکوب مردم ایران و کشتار ملت سوریه به‌کار گرفتند. براین اساس ما قویاً خواستار آنیم که دولت‌های غرب سیاستی در پیش بگیرند که تمام ساختار برنامه اتمی رژیم را از میان ببرد و با بازرسی‌های بی‌قید و شرط دست آخوندها را از هرگونه فعالیت، آزمایش و تحقیقی در این زمینه از جمله غنی‌سازی اورانیوم برای همیشه کوتاه کند. 
۵‌ـ جمع کردن بساط برنامه اتمی رژیم در کنار برچیدن برنامه موشکی آن، اخراج سپاه پاسداران از کشورهای منطقه و واداشتن این رژیم به توقف شکنجه و اعدام یک کل یکپارچه است.‌ دولت‌های غرب نباید از هیچ بخشی از آن صرف‌نظر کنند. 
۶‌ـ برای مهار اعمال جنایتکارانه و جنگ‌طلبانه استبداد مذهبی، ما بر ممانعت از دسترسی رژیم به‌ویژه سپاه پاسداران به سیستم بانکی جهانی تأکید داریم.
۷‌ـ به‌رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان جایگزین دموکراتیک رژیم آخوندی یک گام ضروری است. این لازمه جبران سیاست‌ مماشات در چند دهه اخیر است که باعث طولانی شدن عمر حکومت آخوندها شده است.

یاران مقاومت، هموطنان عزیز،
هیچ‌گاه رژیم آخوندی تا این اندازه غرق بحران نبوده و هیچ‌گاه شرایط تا این حد برای سازمان دادن و گسترش قیام فراهم نبوده است. زمان آن است که هر فرصت و امکانی را در حمایت از قیام مردم‌ برای سرنگونی به کار بگیرید. 
به این وظیفه مبرم، با روشنگری در جامعه ایرانیان تبعیدی، خنثی کردن لابی‌ها و مبلغان استبداد دینی و افزایش فعالیت‌هایتان در رساندن صدای مردم ایران به گوش جهان قیام کنید.
زمان، زمان تغییر است و هر گامی در این مسیر، گامی به‌سوی پیروزی آزادی و نجات ایران اسیر است. 
از همه شما متشکرم.

شماري از نمايندگان برجستة كنگرة آمريكا از هر دو حزب طي پيام‌هايي همبستگي خود را با اين گردهمايي ابراز كردند و بر حمايت از مبارزة مردم و مقاومت ايران براي برقراري آزادي و دموكراسي تأكيد كردند؛ اين نمايندگان از جمله عبارتند از:

Bildergebnis für ‫گردهمايي جوامع ايرانيان در آمريكا با حضور نمايندگان انجمن‌هاي ايراني از 40 ايالت‬‎
اليوت انگل رئيس دموكرات‌ها در كميتة خارجي

ايليانا رزلهتينن رئيس زيركميتة خاورميانه و شمال آفريقا

قاضي تد پو رئيس زيركميتة تروريسم

شيلا جكسون لي رئيس دموكرات‌ها در زيركميتة جرائم، تروريسم، امنيت داخلي و تحقيقات

ويليام ليسي كلي نمايندة كنگره از حزب دموكرات

استيو كوهن رئيس دموكرات‌ها در زيركميتة قانون اساسي و عدالت مدني

و تام مك‌كلينتاك نمايندة كنگره از حزب جمهوري‌خواه

Bildergebnis für ‫گردهمايي جوامع ايرانيان در آمريكا با حضور نمايندگان انجمن‌هاي ايراني از 40 ايالت‬‎

شهردار رودي جولياني در سخنراني خود در گردهمايي جوامع ايرانيان در واشينگتن، گفت: ما اينجا به‌عنوان جمهوري‌خواه و دموكرات حضور نداريم، بلكه به اين دليل اينجا هستيم كه به آزادي عشق مي‌ورزيم. اكنون آن‌را در (اعضاي اين جنبش) مي‌بينيم و من اين‌را در آلباني هم ديدم...

هيچ چيز مهم‌تر از تحقق آزادي و آزاد كردن خلق‌هاي خوبي هم‌چون ملت ايران نيست».

رودي جولياني سپس با اشاره به قيام سراسري دي‌ماه مردم ايران، گفت: اعتراضاتي كه در ماه ژانويه شروع شد در سراسر ايران در جريان است... رئيس‌جمهور (آمريكا در سال 2009) به رزمندگان آزادي پشت كرد. هم‌چون رويكرد او در برابر نقض خط قرمز شيميايي در سوريه... اما واكنش پرزيدنت ترامپ (در هر دو مورد) بسيار متفاوت بود. در سوريه (اسد از سلاح) شيميايي استفاده كرد و او آنها را بمباران كرد... پرزيدنت ترامپ هم‌چنين مثل اوباما به (معترضان) پشت نكرد... او گفت: ما از مبارزة (مردم ايران) براي آزادي حمايت مي‌كنيم... ما رئيس‌جمهوري داريم كه... به اندازة ما متعهد به تغيير رژيم است...

 

 

بيل ريچاردسون در شروع سخنراني خود در كنوانسيون واشينگتن گفت: آيا شما آمادة تغيير رژيم در ايران هستيد؟ آيا خواهان تغيير در ايران هستيد؟ (بله) خود شما اين تغيير را محقق خواهيد كرد... اعتراضات عظيم در سراسر ايران كه در اواخر دسامبر 2017 شروع شد، بزرگ‌ترين اعتراضات از سال 2009 بود و در 142 شهر در تمام 31 استان ايران صورت گرفت.

بيل ريچاردسون با اشاره به حمايت دو حزبي در آمريكا و حمايت گستردة بين‌المللي از مقاومت ايران، افزود: «همه به خاطر اين جنبش با هم متحد مي‌شوند. (اين مقاومت) با خانم رجوي يك رهبري قوي و پايدار دارد. يك رهبري كه آمادة فداكاري و ريسك‌پذيري است. يك رهبري با يك برنامة مشخص، يك ديدگاه دموكراتيك براي آينده و... اصولي مشخص...

ما اينجا هستيم چون دوران آخوندها، به پايان خود نزديك مي‌شود و گام بعدي آلترناتيو است و اين به شما و به ما بستگي دارد. به همين دليل... بايد در دوران تعيين‌كننده‌يي در پيشرفت اين جنبش براي آزادي و دموكراسي به سر مي‌بريم.

ادامه مطلب...

اختفای جنایت/تخریب گورهای جمعی جانباختگان كشتار سال ٦٧ توسط حكومت ایران

edalat1 063e6

  • تحقيقات مستقل و مجازات عاملان جنايت عليه بشريت
  • اختفاي جنايت، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران

در گزارشي تحت عنوان اختفاي جنايت ، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران كه بر روي سايت عفو بين الملل گذاشته شده، با استفاده از شواهد جديدي از جمله تصاوير ماهواره اي، فيلم هاي ويدئويي و عكسها، تاكيد شده كه مقامات رژيم آخوندي عامدانه در حال تخریب گورهای جمعی مربوط به قتل عام ۶۷ هستند.

اين گزارش توسط عفو بين الملل و عدالت براي ايران تهيه شده، و در اطلاعيه اي كه در همين باره منتشر كرده اند آمده است

اقدامات مقامات رژيم ايران شامل مسطح‌سازی بوسیله بولدوزر، ساخت جاده و ساختمان، انباشت زباله یا ساخت قبرهای جدید در محل گورهای جمعی است. این روند موجب از بین رفتن شواهد و آثار جرمی می‌شود که می‌تواند در کشف حقیقت درباره ابعاد جنایت‌های انجام گرفته، اجرای عدالت و جبران خسارت قربانیان و خانواده‌هایشان به کار آید.

مدیر تحقیقات خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید: «جنایت‌های انجام شده در جریان کشتار ۶۷ همانند زخمی است که با وجود گذشت سه دهه همچنان التیام نیافته است. مسئولان رژيم ایران با نابود کردن شواهد و آثار جرم، عامدانه به تحکیم فضای مصونیت کمک می‌کنند.»

درمقدمه گزارش اختفاي جنايت ، تخريب گورهاي جمعي جانباختگان كشتار سال 67 توسط حكومت ايران آمده است:

نزدیک به سه دهه است که مقامات رژيم ايران به صورت سازمانیافته محل دفن هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی، که درمرداد و شهریور 67 قهراً ناپدید و به صورت فراقانونی اعدام شدند را پنهان نگاه داشته ا ند بسیاری از این گورها در نقاط متروکه در داخل یا حوالی قبرستانها واقع هستند.

این گزارش، با استناد به گفته هاي خانواده هاي قتل عام شدگان و همچنين عكسهاي ماهواره اي، تخریب یا نابودی هفت گور جمعی از جمله در گورستان بهشت آباد اهواز، گورستان بهشت رضاي مشهد، گورستان وادي رحمت در تبريز، گورستان تازه آباد رشت و همچنين در قروه در استان كردستان، گورستان خاوران در تهران و محل دادگاه سابق انقلاب رژيم در سنندج به دست مقامات رژيم ايران را در فاصله ای سالهای 1382 و 1396 مستند كرده است. اقدامات تخریبی شامل موارد زیر بوده است:

خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهان سازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛

احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله.

این تخریبها منجر به از میان رفتن شواهد و آثار جرم شده و خانوادههای قربانیان و همچنین کل جامعه را از حق دانستن حقیقت، اجرای عدالت و جبران خسارت محروم میکند.

در دو محل احتمالی گور جمعی در گورستان بهشت رضا در مشهد و گورستان تازه آباد در رشت، مسئولان قبرهای تکی جدید بر روی گورهای جمعی ساخته اند در حالی که به نظر میرسد مالکان جدید را درباره گذشته هولناک این زمين ها بي اطلاع نگاه

داشته اند. در یک گورستان دیگر با نام وادی رحمت در تبریز، مسئولان بیش از نیمی از محل احتمالی گور جمعی را با بتن پوشانده اند و آنجا را به مکانی برای برگزاری مراسم تبدیل کرده اند. چهارمین گور جمعی احتمالی که مورد تخریب قرار گرفته در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج است. امروزه، محل این گور جمعی تبدیل به بخشی از یک منطقه خرید پرازدحام در مجاورت میدان شهرداری سنندج شده است.

در اين گزارش با اشاره به اينكه براي جمع آوري اطلاعات مورد نظر در فاصله بین آبان1394 و دی 1396 با 28 زندانی سابق و 23نفر از اعضای خانوادههای قتل عام شدگان مصاحبه صورت گرفته و از عكسهاي ماهواره هاي فيلمهاي ويدئويي و عكسهاي مختلف استفاده شده همچنين آمده است:

اقدامات سازمان یافته مقامات رژيم ايران برای پنهان کردن محل قربانیان کشتارهای 67 به منزله ناپدیدکردن قهری است و مطابق قوانین بین المللی جرم محسوب میشود.

عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به موجب تصمیم مقامات برای ناپدیدسازی قهری و اعدام مخفیانه زندانیان، پنهان سازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی متحمل شدند، در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی است که در بند 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع شمرده شده است. ایران نیز از جمله همپیمانان این میثاق است.

تخریب گورهای جمعی و علائمی که خانوادهها در محل گورها نصب میکنند، به معنی محروم کردن آنها و کل جامعه از حق دانستن حقیقت درباره چگونگی ناپدیدسازیهای قهری است. این اعمال همچنین ناقض حق خانوادهها برای جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات در اینباره است، حقی که در بند 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر لزوم برخورداری از آن تصریح شده است.

عفو بين الملل در پايان خواستار تحقيقات مستقل و مجازات عاملان قتل عام 67 شده و مي افزايد: این امر مستلزم انجام رسیدگی کامل، موثر و مستقل به اعدامهای فراقانونی و اختصاری و ناپدیدسازیهای قهری و همچنین محاکمه مسئولان این جنایات در دادگاهی عادلانه بدون توسل به مجازات اعدام است.

*****

edalat a90ceعفو بین الملل جنبشی جهانی با بیش از هفت میلیون عضو است  تلاش این سازمان رسیدن به جهانی است که در آن همه انسانها از حقوق بشر برخوردار باشند .

چشم انداز ما بهره مندی یکایک انسانها از کلیه حقوقی است که در بیانیه جهانی حقوق بشر و سایر استانداردهای بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شدهاند .

 ما به هیچ دولت, ایدئولوژی سیاسی, مذهبی یا منافع اقتصادی وابسته نیستیم و عمده بودجه خود را از طریق حق عضویت و کمکهای مردمی تامین میکنیم  .

 عدالت برای ایران یک سازمان حقوق بشری غیردولتی غیرانتفاعی و عضو فدراسیون بینالمللی جامعه های حقوق بشر است .

هدف عدالت برای ایران, پاسخگو کردن مقامات جمهوری اسلامی در برابر اعمالشان و مبارزه با مصونیتی است که در حال حاضر, مقامات جمهوری اسلامی را قادر به نقض گسترده حقوق شهروندان خود میکند. 

عدالت برای ایران, در جست و جوی حقیقت و دستیابی به عدالت به خصوص در مورد اقلیتهای ملیتی و مذهبی, همجنسگرایان و ترنسجندرها, زنان و کسانی که به دلیل عقاید سیاسیشان تحت تعقیب قرار میگیرند است.برای تحقق این اهداف, عدالت برای ایران دست به مستند سازی و تحقیق میزند و علیه ناقضانحقوق بشر به طرح دعوی حقوقی میپردازد. همچنین آگاه کردن افکار عمومی و نیز نهادهای. بین المللی مانند سازمان ملل نیز یکی دیگر از فعالیتهای ماست

  تصویر جلد: سه تصویر ماهوارهی از خرداد, مرداد و شهریور 1396 )از بالا به پایین(  که پیشرفت ساختوساز در محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت در تبریز را نشان میدهد. مسئولان بیش از نیمی از این منطقه را به منظور  ایجاد مکانی برای برگزاری مراسم رسمی با بتن پوشاندهاند.به جز مواردی که به طور مشخص ذکر شده باشند, متن این گزارش تحت قوانین «Creative Commons» )ارجاع, مقصد غیرتجاری, بدون اشتقاق, بینالمللی, نسخه ۴.۰( قرار دارد /legalcode۰.۴https://creativecommons.org/licenses/by-nc-nd/برای اطلاعات بیشتر لطفاً به صفحه مجوزها در وبسایت ما رجوع کنید:www.amnesty.org جایی که بخشی اعم از متن یا عکس به یک صاحب حقوق متفاوت از سازمان عفو بینالملل نسبت داده شده باشد, آن بخش دیگر تحت قوانین «Creative Commons» قرار نمیگیرد.این گزارش اولین بار در سال 2۰18 توسط عفو بینالملل با مسئولیت محدود , به آدرس ساختمان پیتر بنسن, شماره یک خیابان ایستن, لندن, کدپستی WC1X 0DWبریتانیا منتشر شد.

 شماره ایندکس: MDE 13/8259/2018 

 زبان متن اصلی: انگلیسی        

فهرست

1  خلاصه .................................................................................................................................................................................................. ۴

2  روششناسی ........................................................................................................................................................................................ 6

3  تاریخچه ............................................................................................................................................................................................... 7

۴ گورهای جمعی در معرض خطر .................................................................................................................................................... 8

  1. ۴  اهواز .......................................................................................................................................................................................... 8
  1. ۴ مشهد ....................................................................................................................................................................................... 1۰
  1. ۴ تبریز ........................................................................................................................................................................................ 15
  1. ۴ سنندج ..................................................................................................................................................................................... 23
  1. ۴ خاوران ..................................................................................................................................................................................... 2۴

5  تحلیل حقوقی ................................................................................................................................................................................. 26

6  توصیه ها ............................................................................................................................................................................................ 28

1 خلاصه 

نزدیک به سه دهه است که مقامات ایرانی به صورت سازمانیافته محل دفن هزاران زندانی سیاسی و عقیدتی, که در مرداد و شهریور 67  قهراً ناپدید و به صورت فراقانونی اعدام شدند را پنهان نگاه داشته اند. سازمان عدالت برای ایران بر اساس اطلاعاتی که از سوی زندانیان سابق, اعضای خانوادهها, مدافعان حقوق بشر, رسانه های خبری و گروه های سیاسی به دست آورده, احتمال میدهد که تعداد گورهای جمعی که در نقاط مختلف ایران پراکندهاند بالغ بر 12۰ مورد باشد .بسیاری از این گورها در   نقاط متروکه در داخل یا حوالی قبرستان ها  واقع هستند. 

در این گزارش , عفو بینالملل و عدالت برای ایران تخریب یا نابودی هفت گور جمعی قطعی یا احتمالی به دست مقامات ایرانی را در فاصله ی بین سالهای1382 و 1396 مستند کردهاند. اقدامات تخریبی شامل موارد زیر بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهانسازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله.  

سازمانهای ما امکان شناسایی افراد یا نهادهایی را که دستور یا مجوز تخریب گورهای جمعی را صادر میکنند نداشتند. به طور کلی, مسئولیت مدیریت قبرستانها در ایران با مقامات شهرداری است. اما با توجه به اینکه ماموران امنیتی و اطلاعاتی در ایران محل گورهای جمعی را از نزدیک و دائما زیر نظر دارند, مقامات قضایی و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به احتمال زیاد در فرایند تصمیمگیریهای مربوط به تخریب یا حفظ این مکانها دخیل هستند. 

عفو بینالملل و عدالت برای ایران شدیداً نسبت به اقداماتی که از سوی مقامات ایرانی برای تخریب گورهای جمعی قربانیان کشتار 67 صورت میگیرد نگران هستند, چرا که این تخریبها منجر به از میان رفتن شواهد و آثار جرم شده و خانوادههای قربانیان و همچنین کل جامعه را از حق دانستن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت محروم میکند .

در دو محل احتمالی گور جمعی در گورستان بهشت رضا در مشهد و گورستان تازه آباد در رشت , مسئولان قبرهای تکی جدید بر روی گورهای جمعی ساختهاند در حالی که به نظر میرسد مالکان جدید را درباره گذشته هولناک این زمینها بیاطلاع نگاه داشتهاند. در یک گورستان دیگر با نام وادی رحمت در تبریز , مسئولان بیش از نیمی از محل احتمالی گور جمعی را با بتن پوشاندهاند و آنجا را به مکانی برای برگزاری مراسم تبدیلکردهاند .چهارمین گور جمعی احتمالی که مورد تخریب قرار گرفته در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج است .امروزه , محل این گور جمعی تبدیل به بخشی از یک منطقه خرید پرازدحام در مجاورت میدان شهرداری سنندج شده است .

سه گور جمعی دیگر که در معرض خطر نابودی قرار دارند در نزدیکی گورستانهای بهشت آباد در اهواز, گلستان جاوید در خاوران و گورستان بهاییان در قروه کردستان واقع هستند. در مورد اول, مسئولان با انباشت زباله در محل گور جمعی آن را برای سالیان مورد هتک حرمت قرار دادهاند و مکان یادشده به تازگی به خاطر یک پروژه تعریض جاده در معرض خطر جدی قرار گرفته است. دو محل دیگر به ترتیب در سال های 1387 و 1395 با بولدوزر تخریب شدهاند. در قروه به طور مشخص, اداره کشاورزی به خانوادههای قربانیان گفته است که زمینی که عزیزانشان در آنجا دفن شدهاند به عنوان زمین کشاورزی اعلام شده و تخریب گورها با تائید دادستانی قروه و به بهانه ساخت «سازه غیرقانونی» در زمین کشاورزی انجام گرفته است.   

 4در این گزارش, برای انتخاب گورهای جمعی ملاحظاتی نظیر دسترسی به اطلاعات دقیق از جمله شهادتهای دستاول, شواهد تصویری و ویدیویی و عکسهای ماهوارهای مد نظر قرار گرفت. همچنین تلاش شد دامنه تحقیق از توزیع جغرافیایی متعادلی برخوردار باشد و گورهای جمعی از مکانهای مختلف در سرتاسر کشور مورد بررسی قرار گیرند. 

عفو بین الملل و عدالت برای ایران در فاصله بین آبان 139۴ و دی 1396  به صورت جداگانه یا با هم, با 28 زندانی سابق و 23 نفر از اعضای خانوادههای کشتهشدگان مصاحبه کردند. برخی مصاحبهها به صورت حضوری و باقی از طریق برنامههای پیامرسان از راه دور صورت گرفت.

عفو بین الملل و عدالت برای ایران همچنین توانستند به تصاویر ماهوارهای, فیلمهای ویدئویی و عکسهایی دست یابند که شواهد تصویری قانعکنندهای از تخریب گورهای جمعی قطعی یا احتمالی فراهم میکنند.

پنهانکاری عامدانه مقامات ایرانی درباره محل دفن هر یک از قربانیان کشتارهای سال 67  مصداق ناپدیدکردن قهری است که مطابق قوانین بینالمللی جرم تلقی میشود .

عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به دلیل تصمیم مقامات برای ناپدیدکردن قهری و اعدام مخفیانه زندانیان, پنهانسازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی, متحمل شده و میشوند در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه, غیرانسانی و ترذیلی است .

عفو بینالملل و عدالت برای ایران از مقامات ایران خواستهاند که فوراً به تخریب گورهای دستهجمعی که حاوی بقایای پیکرهای قربانیان کشتار 67 است پایان دهند. آنها باید تضمین کنند که گورهای یادشده تا زمان انجام تحقیقات قانونی مستقل و مقتضی برای تعیین هویت صاحبان بقایای موجود و پی بردن به چگونگی ماوقع, به عنوان صحنه جرم به رسمیت شناخته شده و محفوظ باقی میمانند. مسئولان اعدامهای فراقانونی و ناپدیدسازیهای قهری باید به صورت عادلانه و بدون استفاده از مجازات اعدام محاکمه شوند .

2 روش شناسی

برای این گزارش, عفو بینالملل و عدالت برای ایران هفت محل را که قطعا یا به احتمال قوی حاوی بقایای پیکرهای قربانیان کشتار 67 هستند را مورد مطالعه و تحقیق قرار دادند  .

سازمانهای ما این گورهای جمعی را با توجه به ملاحظاتی نظیر دسترسی به اطلاعات دقیق از جمله شهادتهای دستاول, شواهد تصویری و ویدیویی و عکسهای ماهوارهای انتخاب کردند. همچنین تلاش شد دامنه تحقیق از توزیع جغرافیایی متعادلی برخوردار باشد. مکانهای شناسایی شده از استان گیلان در شمال ایران تا استان خوزستان در جنوب, استانهای آذربایجان شرقی و کردستان در غرب تا خراسان رضوی در شرق را در برمیگیرد .

عفو بین الملل و عدالت برای ایران در فاصله بین آبان 139۴ و دی 1396  به صورت جداگانه یا با هم, با 28 زندانی سابق و 23 نفر از اعضای خانوادههای کشتهشدگان مصاحبه کردند. این شاهدان درباره نحوه برنامه ریزی و اجرای کشتار 67, پنهانکاری مقامات درباره سرنوشت و محل قربانیان, توالی رویدادهای منتهی به کشف گورهای جمعی توسط خانوادهها و تخریب و نابودی آنها در طول سالیان صحبت کردند. علاوه بر این, دو سازمان با 13 نفر از جمله مدافعان حقوق بشر و شاهدان عینی صحبت کردند که در مورد دفن قربانیان در گورهای جمعی و اقدامات تخریبی صورت گرفته شهادتهای دست اول ارائه دادند. برخی مصاحبهها به صورت رو در رو و باقی از طریق برنامههای پیامرسان ها از راه دور صورت گرفت.  

عفو بین الملل و عدالت برای ایران هیچ کدام اجازه ورود به ایران برای انجام تحقیقات را ندارند. با این حال, این دو سازمان توانستند به تصاویر ماهوارهای, فیلم های ویدئویی و عکسهایی دست یابند که شواهد تصویری قانعکنندهای از تخریب گورهای جمعی قطعی یا احتمالی فراهم میکنند .تصاویر ماهوارهی بوسیله نرمافزار گوگل ارت به دست آمد. قدیمیترین تصویر ماهوارهای مربوط به تخریب گورهای جمعی که در گزارش حاضر منتشر شده است در سال 1387 گرفته شده و مربوط به گور جمعی احتمالی در قبرستان تازهآباد رشت در استان گیلان است

3 تاریخچه

اعدامهای فراقانونی جمعی سال 67, اندکی پس از پایان جنگ ایران و عراق و به دنبال حمله ناموفق سازمان مجاهدین خلق ایران در تیر ماه همان سال, آغاز شد. ارتباط زندانیان سیاسی در سرتاسر کشور با خارج از زندان قطع شد و برای چندین ماه هیچ خبری از آنان در دست نبود. در میان خانوادهها شایعاتی مبنی بر اعدام دستهجمعی زندانیان و دفن آنها در گورهای جمعی منتشر شده بود. خانوادههای پریشانخاطر گورستانها را برای یافتن نشانههایی از گودالهای تازه حفر شده جستجو میکردند . از اواخر سال 67 مقامات به طور شفاهی خبر کشته شدن زندانیان را به خانوادههایشان دادند, اما اجساد آنها را بازنگرداندند و مکان دفن اجساد را نیز عمدتاً فاش نکردند .در معدود مواردی که مقامات محل دفن را به خانوادهها اعلام کردند, با کاربرد الفاظی مانند «لعنتآباد» در اشاره به گورهای جمعی و اظهار این که کشتهشدگان سزاوار برخورداری از سنگ قبر یا تدفین شایسته نبودهاند, موجب رنج و عذاب مضاعف خانوادهها شدند.

اکثر اعدامشدگان در حال سپری کردن احکام طولانی زندان بودند که غالبا به دلیل استفاده مسالمتآمیز از حقوق خود, از جمله انجام فعالیتهایی نظیر پخش روزنامه و نشریه, شرکت در تظاهرات مسالمتآمیز ضدحکومتی و داشتن ارتباط واقعی یا متصور با انواع سازمانهای سیاسی مخالف در زندان صادر شده بود. برخی از آنان چندین سال پیشتر آزاد و سپس در هفتههای پیش از کشتار دوباره دستگیر شده بودند. برخی دیگر نیز علیرغم پایان یافتن دوران محکومیتشان, به دلیل امتناع از «ابراز ندامت» آزاد نشده بودند.

در حال حاضر هنوز تعداد و محل دفن دقیق افرادی که به صورت فراقانونی اعدام و مخفیانه دفن شدند مشخص نیست .تخمینهای حداقلی که سازمانهای حقوق بشری در مورد تعداد اعدام ها ارائه داده اند, بین ۴ تا 5 هزار نفر است. تاکنون, هیچیک از مقامات ایرانی در مورد اعدامهای فراقانونی مورد بازجویی قرار نگرفته و محاکمه نشدهاند .

تعدادی از متهمان دارای مناصب سیاسی و موقعیتهای پرنفوذ از جمله در قوه قضاییه و وزارت دادگستری هستند.

مدافعان حقوق بشر و بستگان قربانیان که خواستار یافتن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت هستند با آزار و اذیت مقامات مواجه بودهاند. برگزاری مراسم گرامیداشت یا قرار دادن پیامهای یادبود در محل گورهای جمعی هم با آزار و اذیت خانوادهها از سوی ماموران اطلاعاتی و امنیتی رو به رو بوده است. آزار و اذیتها از سال 1395 در واکنش به درخواست دوباره برای رسیدگی به کشتارهای 67 شدت گرفت. اینها همه از انتشار فایلی صوتی حسین علی منتظری در مرداد ماه 1395 آغاز شد. این فایل صوتی مربوط به جلسهای در سال 67 بود که طی آن مقامات ارشد درباره جزئیات اجرای اعدامهای گروهی صحبت میکنند و از برنامههای خود در این خصوص دفاع میکنند.[1]انتشار این جلسه ضبط شده سرآغاز رشتهای از واکنشهای بیسابقه از جانب مقامات بلندپایه بود و موجب شد که آنان برای نخستین بار اعتراف کنند که کشتارهای سال 67 با برنامهریزی در بالاترین سطوح دولت انجام پذیرفته است.[2] 

4 گورهای جمعی در معرض خطر

سازمان عدالت برای ایران بر اساس اطلاعاتی که از سوی زندانیان سابق, اعضای خانوادهها, مدافعان حقوق بشر , رسانههای خبری و گروههای سیاسی به دست آورده, احتمال میدهد که تعداد گورهای جمعی که در نقاط مختلف ایران پراکندهاند بالغ بر 12۰ مورد باشد .بسیاری از این گورها در  نقاط متروکه در داخل یا حواشی قبرستانها  قرار دارند؛ در دههی136۰, رویهی جاافتاده مقامات ایرانی این بود که پیکر زندانیان سیاسی را در نواحی بیابانی یا حاشیه گورستانها دفن کنند و این مکانها را «لعنتآباد» بنامند .

تحقیقات عفو بینالملل و عدالت برای ایران نشان میدهد که مقامات ایرانی مکانهایی که در این گزارش به عنوان محل قطعی یا احتمالی گورهای جمعی شناسایی شده را مورد تخریب یا نابودی قرار دادهاند. اقدامات یاد شده شامل این موارد بوده است: خاکبرداری با بولدوزر؛ پنهانسازی گورهای جمعی زیر قبرهای جدید انفرادی؛ احداث ساختمان یا جاده بر روی گورها؛ ریختن بتن بر روی گورهای جمعی و تبدیل مکان گورهای جمعی به محل انباشت زباله  .

عفو بینالملل و عدالت برای ایران امکان شناسایی افرادی که دستور یا مجوز تخریب گورهای جمعی را صادر کردهاند ندارند.  مدیریت گورستانها در ایران عموما بر عهده مقامات شهرداری است .اما با توجه به حساسیت مکانهایی که گمان میرود جایگاه گورهای جمعی زندانیان اعدام شده در کشتار 67 باشد و با توجه به نظارت ماموران امنیتی و اطلاعاتی بر مکانهای یادشده, عفو بینالملل و عدالت برای ایران احتمال میدهند که مقامات قضایی و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در فعالیتهای تخریبی مستند شده در فصل حاضر دخیل باشند. 

  1. 4  اهواز 

در اهواز مسئولان محل گورهای جمعی متعلق به بیش از ۴۴ زندانی سیاسی که از زندان فجر اهواز ناپدید و متعاقبا اعدام شدند را پنهان نکردند. خانوادههای قربانیان گفتهاند که چندین مامور سپاه پاسداران در آبان 67 آنها را به قطعه زمینی بایر در 3 کیلومتری شرق گورستان بهشتآباد اهواز برده, سازهای بتنی و جعبه شکل به آنان نشان داده و گفته بودند که زندانیان اعدامشده در زیر آن سازه دفن شدهاند.[3] شاهدی عینی در مصاحبه با عدالت برای ایران ادعای مقامات را تائید کرده است. او گفته است که اوایل مرداد 67 شاهد بوده که اجسادی را هنگام شب درون گودالهای تازهحفرشده میریختهاند. خانوادهها معتقدند که مسئولان بلافاصله بعد از دفن اجساد بر روی آنها بتن ریختهاند تا آنها نتوانند زمین را بکنند و جسد عزیزانشان را پیدا کنند .

edalat2 5532f تصویر یک گور جمعی در قطعه زمینی بایر در 3 کیلومتری شرق گورستان بهشت آباد اهواز

میشود که بازمانده اجساد زیر سطح بتنی قابل مشاهده در تصویر قرار گرفته باشند .© ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر )هرانا( , 139۰

طی سالهای بعد, مقامات پیوسته به شیوههای گوناگون به این محل بیحرمتی کردهاند, از جمله با تبدیل کردن آن به محل انباشت زباله و منع کردن خانوادهها از تجمع و برگزاری مراسم نکوداشت و تزیین محل با عکس, گل و پیامهای یادبود. عکسهای گرفته شده از این محل در سال 139۰ تودههای زبالهای را نشان میدهد که خانوادهها برای رسیدن به آرامگاه عزیزانشان مجبورند از میان آنها عبور کنند. 

در خرداد 1396, عفو بین الملل و عدالت برای ایران سندی ویدیویی به دست آوردند. در این ویدیو, بولدوزرهایی دیده میشوند که برای انجام پروژهای ساختمانی مستقیما در امتداد محل گورهای جمعی کار میکنند و تلهای زباله و نخالههای ساختمانی محل گورها را در برگرفتهاند. مسئولان هیچ اعلان رسمی درباره این محل ندادهاند. با اینحال بر اساس شهادت یکی از اعضای خانواده قربانیان که از محل بازدید و با کارگر ساختمانی صحبت کرده است, هدف پروژه تعریض جاده واقع در امتداد محل گور جمعی و سپس برداشتن سازه بتنی پوشاننده محل گورها و تبدیل آن ناحیه به «فضای سبز» یا مجتمع تجاری است.۴  در شهریور 1396, این دو سازمان, فیلم جدیدی به دست آوردند که نشان میداد محل گور دستهجمعی تدریجا درزیر تلهای عظیم زبالههای ساختمانی پنهان شده است و بنابراین در معرض تهدید بیشتری قرار دارد.[4]

edalat3 9e220 ۴«تخریب گورهای جمعی مربوط به اعدامهای تابستان 67 موجب نابودی آثار جرم خواهد شد»,  11 خرداد 1396,

 ؛ «کمپین عفو بینالملل برای پایان دادن به /https://justice4iran.org/persian/publication/call-for-action/mass-graves-67 https://www.amnesty.org/en/latest/news/2017/09/iran- , 1396 تخریب گورهای جمعی مربوط به کشتار 67»,  13 شهریور

 campaign-to-stop-destruction-of-mass-grave-of-those-killed-in-1988-prison-massacre/

  1. 4 مشهد 

به باور خانوادههای قربانیان , حداقل سه مکان گور جمعی در حومه گورستان بهشت رضا در نزدیکی مشهد در استان خراسان رضوی وجود دارد که حاوی بقایای حداقل 17۰ زندانی سیاسی و عقیدتی کشته شدهاند. این زندانیان در مرداد 67 در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشدند و بعدا به صورت قهری ناپدید, و پنهانی کشته شدند.[5]یکی از این گورها احتمالا در گوشه جنوبی, دیگری در گوشه جنوبشرقی و سومی در جانب شرقی این گورستان واقع شده اند )نقشه زیر را ببینید( .

برخی از خانوادهها به عفو بینالملل و عدالت برای ایران گفتهاند که در مرداد 67 کارکنان گورستان و ماموران دادگاه انقلاب مشهد به طور غیررسمی به آنها اطلاع دادند که جسد عزیزانشان بلافاصله بعد از اعدام, درون سه گودال ریخته شده است. این اطلاعات با مشاهدات شاهدان عینی که در مرداد و شهریور 67 از گورستان دیدن کرده بودند مطابقت داشت. آنها در محلی که تصور میرود حاوی گورهای جمعی باشد متوجه زیرورو شدگی خاک و برآمدگی در سطح زمین شده و همچنین جسدهایی را دیده بودند که بخشی از آنها از خاک بیرون زده بوده است. این شاهدان عینی

 1۰برای دیدار از مزار بستگانشان که در اوایل دهه 136۰ اعدام شده و در قبرهای انفرادی در همان نزدیکی دفن شده بودند به آنجا رفته بودند.

edalat4 83398                            دایره های زرد رنگ محل احتمالی سه گور جمعی را که در حاشیه گورستان بهشت رضا در مشهد           

واقع شرقی, شدهدر اند گوشه نشان میجنوبدهند: شرقی واین  در گورها )گوشه به جنوبی ترتیب از این بالا در گورستان جهت واقع عقربهشدهاندهای.  ساعت( در جانب                                                                   

                                                                   © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017  

طی سه دهه گذشته , مقامات ایران از شیوههای مختلف سرکوب استفاده کردهاند تا خانوادهها را از جمع شدن در محل گورها و قرار دادن سنگ یادبود روی آنها در آنجا بازدارند .بر اساس اطلاعات عفو بینالملل و عدالت برای ایران, ماموران رسمی پیوسته نشانههای یادبود و سنگقبرهایی را که خانوادهها نصب کردهاند تخریب, برای ایجاد رعب و وحشت اقدام به نصب دوربینهای امنیتی در محل و گاهبهگاه برای ایجاد سیلاب در محل گورها آب جاری کردهاند .

از سال 1395 مقامات دو گور از مجموعه این سه گور جمعی را مورد تخریب بیشتر قرار دادهاند. تصاویر ماهوارهای به دستآمده از طریق عفو بینالملل و عدالت برای ایران حاکی از آن است که در فاصله تیر و مرداد 1395, پروژهای ساختمانی در محل گور جمعی واقع در گوشه جنوبی گورستان آغاز شده است. تصاویر به دست آمده از منطقه در تاریخ 16 مرداد 1396نشان میدهد که عملیات ساختمانی به طرز چشمگیری پیشرفت کرده است و بخش وسیعی از گور جمعی در زیر سازههای جدید پنهان شده است. عفو بینالملل و عدالت برای ایران به شدت نگراناند که در صورت ادامه ساخت و ساز با سرعت کنونی, تمامی آثار این گور جمعی به زودی از دید عموم پنهان شود و مدارک مهمی که میتواند روزی برای روشن شدن تعداد و هویت ناپدیدشدگان قهری و کشتهشدگان مورد استناد قرار گیرد از بین برود.

edalat5 aa3fe این تصویر ماهوارهای در 22 تیر 1395 گرفته شده است و وضعیت گور جمعی احتمالی در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا را پیش از شروع عملیات ساختمانی نشان میدهد.  

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

edalat6 8be75 این تصویر ماهوارهای در 17 شهریور 1395, هم زمان با آغاز عملیات ساختمانی در محل گور جمعی احتمالی واقع در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا گرفته شده است

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

edalat7 b3369این تصویر ماهوارهای در 6 مهر 1396 گرفته شده است و بناهای جدیدی را نشان میدهد که بر روی گور جمعی.

احتمالی واقع در گوشه جنوبی گورستان بهشت رضا ساخته شده اند

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

12گور جمعی احتمالی که در گوشه جنوبشرقی گورستان بهشت رضای مشهد واقع شده نیز به شکل مشابهی در معرض تخریب قرار گرفته است. این زمین مساحت زیادی دارد و محل دقیق گورهای جمعی در آنجا مشخص نیست. خانوادههای مختلف در صحبت با عدالت برای ایران و عفو بینالملل بخشهای متفاوتی از این زمین را به عنوان محل احتمالی گور جمعی عزیزانشان نشان دادهاند .

چنانکه در تصویر زیر دیده میشود بخشی از این منطقه پیشتر مسطح در اسفند 1395 با پشتههای خاک پوشانده شده است. شاهدان عینی به عفو بینالملل و عدالت برای ایران گفتهاند که مقامات در حال ساخت قبرهای جدید در این محل هستند .

edalat8 c9e37 پشته های خاکی که بخشهایی از گور جمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشت رضا را میپوشانند , تائیدکننده اظهارات شاهد عینی در فروردین 1396 هستند .   

تصاویر ماهوارهای به دست آمده توسط عفو بین الملل و عدالت برای ایران نشان میدهد که در فاصله فروردین 95 تا مرداد 96, بخش دیگری از این منطقه نیز دچار تغییرات مشخصی شده است. آخرین تصویر ماهوارهای که در تاریخ 5 مرداد 1396 به دست آمده نشان میدهد که این محل با آنچه به نظر قطعه قبرهای تازه میرسد پوشانده شده است.[6] 

edalat9 392ef این تصویر در تاریخ 5  اردیبهشت 1395بهوسیله ماهواره گرفته شده است و وضعیت گور جمعی احتمالی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشت رضا را قبل از آغاز ساخت وسازها نشان میدهد.

 © Map data: Google, DigitalGlobe 2017

edalat10 1731a

این تصویر در تاریخ 22 تیر 1395 بوسیله ماهواره گرفته شده است و نشان میدهد که رنگ بخشی از محل احتمالی گور جمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشترضا تغییر کرده است. به نظر میرسد که این تغییردر نتیجه انباشت خاک جدید در محل ایجاد شده باشد

 

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

edalat11 80017

این تصویر در تاریخ 5 مهر 1396 بوسیله ماهواره گرفته شده است و نشان میدهد که بخشی از محل احتمالی گورجمعی واقع در گوشه جنوب شرقی گورستان بهشترضا با آنچه به ظاهر قبرهای جدید میرسد پوشانده شده است

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

  1. 4 تبریز

در نزدیکی ورودی گورستان وادی رحمت در شهر تبریز واقع در استان آذربایجان شرقی, قطعه زمینی وجود دارد که گمان میرود محل یک گور جمعی باشد و بقایای دهتا تن از زندانیان سیاسی را در دل خود جای داده باشد. این زندانیان در مرداد و شهریور 67  قهراً از زندان تبریز ناپدید و مخفیانه اعدام شده بودند. این ناحیه که به قطعه کودکان مشهور است محل قبرهای انفرادی زندانیان سیاسی است که  قربانی اعدامهای سریعالوقوع در اوایل دهه 136۰ شدند.[7] همچون بسیاری موارد دیگر, باور خانوادهها درباره وجود یک گور جمعی در این قطعه عمدتا بر پایه اطلاعاتی است که در ماههای بعد از کشتار به طور غیررسمی از دوستان و آشنایان دولتی کسب کرده بودند .

بر اساس گزارش رسانههای محلی, در خرداد ماه 96 سازمان آرامستانهای شهرستان تبریز که مسئول نظارت بر قبرستانهای شهر است, پروژهای را برای تبدیل این منطقه به جایگاه برگزاری مراسم آغاز کرد.[8] از آن زمان به بعد مسئولان بر روی بیش از نیمی از این منطقه بتن پاشیدهاند. تصاویر و عکسهای ماهوارهای که عفو بینالملل و عدالت برای ایران به دست آوردهاند, تائیدکننده تغییرات زیادی است که در این منطقه در فاصله زمانی خرداد 96 تا پایان پروژه ساخت وساز در شهریور 96 اتفاق افتاده است. 

edalat12 17999  محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت,  قبل و بعد از تخریب در سال 1396. © سازمان مجاهدین خلق ایران , 1396

 این تصویر که در تاریخ 19 خرداد 1396 بوسیله ماهواره گرفته شده است, وضعیت گور جمعی احتمالی در قبرستان 

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017.وادی رحمت را پیش از تخریب نشان میدهد

edalat13 9a49cاین تصویر ماهوارهای که در تاریخ 7 تیر 1396 گرفته شده است, وضعیت گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت را اندکی بعد از آغاز عملیات ساختوساز نشان میدهد

.© Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

edalat14 35afb.تصویر  ماهوارهای به تاریخ 2۰ مرداد 96 پیشرفت ساختوسازها را در محل گور جمعی احتمالی در قبرستان وادی رحمت نشان می دهد

  © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

edalat16 8e7cbاین تصویر ماهوارهای که در تاریخ 2۰ شهریور 1396 گرفته شده نشان میدهد که بیش از نیمی از سطح گور جمعیاحتمالی در قبرستان وادی رحمت با بتن پوشانیده شده است 

.© Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 

edalat17 bbc23 این تصویر در سایتهای خبری رسمی ایران منتشر شده است و خبر از اتمام ساخت جایگاه برگزاری مراسمرسمی در قبرستان وادی رحمت میدهد. در این خبرها اشاره نشده است که جایگاه مذکور بر روی یک گور جمعی احتمالی ساخته شده است.

  © شهریار نیوز, شهریور 1396

edalat18 ec2e3این عکس در سایتهای خبری رسمی منتشر شده, خبر از گشایش رسمی جایگاه ویژه برگزاری مراسم رسمی 

در گورستان وادی رحمت میدهد. در این گزارشها اشاره نشده که جایگاه مذکور بر روی یک گور جمعی احتمالی ساخته شده است.

 ©نسل تدبیر, شهریور 1396

  1. 4 رشت 

به گفته شاهدان عینی که با عفو بینالملل و عدالت برای ایران مصاحبه کردهاند, پیکر زندانیان سیاسی را که در مرداد 67 در زندان شهر رشت در استان گیلان اعدام شده بودند به داخل سه یا چهار گودال در قبرستان اصلی شهر رشت یعنی قبرستان تازهآباد ریخته بودند.1۰ هر گودال تقریبا 9 متر مربع مساحت داشته است. از سال 1387مقامات شروع به ساخت قبرهای تکی جدید بر روی این گور جمعی کرده و بسیاری از این قبرها را فروختند. شواهد تصویری و ماهوارهای به دست آمده بهوسیله عفو بینالملل و عدالت برای ایران نشانگر ساخت و سازهایی است که در فاصله سالهای 1387 تا 1395 در این محل انجام شده است.  

یکی از اعضای خانوادههای قربانیان با تعدادی از کسانی که قبرهای جدید را خریدهاند صحبت کرده است. طبق گفته او در مصاحبه با عدالت برای ایران, این افراد همگی اظهار داشتهاند که مقامات چیزی به آنها درباره وجود گورهای جمعی در زیر این قبرها نگفته بودند. 

                 edalat19 e627e 1۰مختصات محل: 282447. 37,  6177۰۰. 49

edalat20 31007

edalat21 32a1a

این تصویر ماهوارهای در سال 1384 گرفته شده است و محل احتمالی گور جمعی در قبرستان تازه آباد را نشان می دهد. این محل با پونز زردرنگ در تصویر مشخص شده است

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 

edalat22 f4257.این تصویر ماهوارهای که در سال 1387 گرفته شده است نشاندهنده آثار ساخت وساز در محل احتمالی گوری دسته جمعی در گورستان تازه آباد است 

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

edalat23 1338a این تصویر ماهوارهای که در سال 1394 گرفته شده است نشان میدهد محل احتمالی گور جمعی در قبرستان تازه آباد که قبلا مسطح بوده است اکنون با قبرهای انفرادی جدید پوشیده شده است.

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017 

  1. 4 قروه

حوالی شهر قروه واقع در استان کردستان زمینی بیابانی در مجاورت گورستان بهاییان وجود دارد که باور میرود پیکر برخی از زندانیان سیاسی که در تابستان سال 67 در شهرهای سنندج, سقز و کامیاران اعدام شدند در آنجا دفن شده باشد.[9] این شهرها همه در استان کردستان در غرب ایران واقع شدهاند. مقامات قضایی هنگامی که در شهریور 67 خبر اعدام این افراد را به خانوادههایشان دادند, محل دفن اجساد را رسما به آنها اعلام نکردند. بااینحال چند نگهبان رده پایین زندان به برخی از خانوادهها گفتند که اجساد عزیزانشان در قطعه زمینی بایر در حواشی قروه دفن شده است اما اطلاعات بیشتری ندادند. 

بنا به گفته جانبهدربردگان کشتار 67 و اعضای خانوادههای کشتهشدگان که با عدالت برای ایران مصاحبه کردهاند, پس از هفتهها جستوجو در کیلومترها بیابانهای اطراف شهرهای کردستان, در آبانماه 1367 خانوادهها با یک فرد روستایی در نزدیکی قروه روبهرو شدند که به آنها محلی را در نزدیکی قبرستان بهاییان نشان داد که در آن, مسئولان پیکر جانباختگان را در شهریور 1367 به صورت جمعی دفن کرده بودند. خانوادههای قربانیان  زمین را با بیل کندند و گوری دستهجمعی را پیدا کردند که حاوی اجساد بیش از 2۰ زن و مرد بود. آنها اجساد را بیرون آورده, چند قبر جداگانه حفر کرده و آنها را درون قبرها دفن کردند. محل دفن دهها جانباخته دیگر که در میان این پیکرها نبودند هیچگاه مشخص نشده است.

جان به دربردگان و اعضای خانوادههای قربانیان کشتار 67, به عفو بین الملل و عدالت برای ایران گفته اند که در سالهای بعد, ماموران پیوسته سنگ قبرها و علائم یادبودی را که خانواده ها بر روی قبر عزیزانشان میگذاشتند نابود کرده اند.

بنا به اخبار برخی از رسانه های کردی, در تیر ماه 1395, گورهای متعلق به قربانیان کشتار 67 بوسیله بولدوزر تخریب شد .در پی این تخریببرخی از خانوادهها تلاش کردهاند شکایتی رسمی تنظیم کنند اما موفق نشدهاند. یکی از کارمندان وزارت کشاورزی به شاکیان گفته است که تنها مالک خصوصی زمین, یعنی خلیل اقدامیان, حق شکایت رسمی دارد. به گفته این کارمند, اقدامیان هم بخت چندانی در این پرونده نخواهد داشت چون زمین مورد نظر به عنوان زمین کشاورزی اعلام شده و تخریب گورهای انفرادی و غسالخانه موجود در آن با تائید دادستانی قروه و به بهانه ساخت «سازه غیرقانونی» در زمین کشاورزی انجام گرفته است. [10] 

edalat24 b79f0نمایی از گورهای متعلق به قربانیان کشتار 67 در قروه بعد از تخریب بوسیله بولدوزر در تیرماه 1395. بر روی تابلوی نصب شده نوشته شده است که تخریب ابنیه این ملک به دستور قضایی صورت گرفته است 

 © رادیو فردا, تیر 1395   

تصاویر ماهوارهای که عدالت برای ایران و عفو بین الملل در بازه زمانی 11 اردیبهشت 1393 تا 12 مهر 1395 به دست آورده اند تخریب این گورستان را تائید میکند.

edalat25 f7fdc در این تصویر که در 11 اردیبهشت 93 گرفته شده است , سازههای بتنی مربوط به قبرهای انفرادی قربانیان اعدام های 1367, ساختمان غسالخانه و همچنین درختان اطراف قبرستان قابل تشخیص است.

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

edalat26 aafd3 این تصویر که مربوط به 12 مهر 1395 است, همان منطقه را بعد از تخریب قبرهای انفرادی, ساختمان غسالخانه ودرختها نشان میدهد

 © Map data: Google, DigitalGlobe, 2017

 ٦. 4 سنندج 

در خرداد ماه سال 1382, روزنامه محلی کرفتو در سنندج گزارش داد که کارگران ساختمانی هنگام کار در محل ساختمان سابق دادگاه انقلاب سنندج , گوری جمعی یافتهاند.[11] عملیات ساختوساز در خرداد 1382 آغاز شده بود و هدف این بود که ساختمان دادگاه انقلاب را که به محل دیگری منتقل شده بود به مرکزی تجاری تبدیل کنند. در 22 خرداد 1382, کومهله, گروه کرد مخالف جمهوری اسلامی, بیانیهای در خصوص اکتشاف این گور جمعی منتشر کرد و خبر داد که ماموران اطلاعاتی, کارگران ساختمانی را با تهدید وادار به سکوت کردهاند.1۴ به نظر میرسد روزنامه کرفتو نیز به دنبال گزارشی که درباره این گور جمعی منتشر کرده بود تعطیل شده باشد. 

عفو بین الملل و عدالت برای ایران اطلاع دارند که پروژه ساختمانی مذکور علیرغم کشف گور جمعی ادامه پیدا کرده است, اما نمی دانند چه بر سر بازمانده اجساد موجود در این گور آمده است  .

هویت کسانی که پیکرشان در این گور جمعی مدفون بوده است مشخص نیست. با این حال, عدالت برای ایران با چهار زندانی سیاسی سابق مصاحبه کرده و آنها گفتهاند در محل سابق ساختمان دادگاه انقلاب سنندج زندانی وجود داشته که در اوایل دهه 136۰ تعدادی از زندانیان سیاسی در حیاط آنجا اعدام شدهاند. بنابراین احتمال دارد بقایای موجود در این گور جمعی متعلق به این افراد باشد.

دو زندانی که در سال 67 در این زندان محبوس بودهاند به عدالت برای ایران گفتهاند احتمال دیگر این است که بقایای موجود در این گور به آن دسته از زندانیان سیاسی تعلق داشته باشد که طی شش ماه اول سال 1367 عمدتا به اتهام رابطه با گروههای مخالف کرد مثل کومهله و حزب دموکرات کردستان ایران اعدام شدند. بنا به اظهارات ایشان در آن زمان دهها تن در زندان دادگاه انقلاب سنندج محبوس بوده و در زیرزمین این ساختمان اعدام شدهاند .اعدامها مخفیانه صورت میگرفته و پیکرها هرگز به خانوادهها تحویل داده نشده است.

edalat27 f1d9aامروزه, این گور جمعی به بخشی از محوطه اطراف میدان شهرداری تبدیل شده که به دلیل وجود مراکز خرید یکی از پررفتوآمدترین نقاط شهر سنندج محسوب میشود .

 تصور میشود گور جمعی که در خرداد 1382 کشف شد اکنون در میدان شهرداری سنندج, زیر ناحیهای که 

ماشین سیاهرنگ پارک شده پنهان شده باشد.  © عدالت برای ایران , 2۰17

٧. 4 خاوران 

خاوران زمینی متروک به مساحت تقریبی 86۰۰ متر مربع است که در جنوب شرقی تهران واقع شده است. این زمین در مجاورت گلستان جاوید, گورستان بهاییان قرار دارد. از اوایل دهه 136۰ مقامات قضایی و مسئولان زندان به این مکان «لعنتآباد» میگفتهاند و افرادی را که به اتهامات سیاسی دستگیر و اعدام میشدند در آنجا دفن میکردند .

edalat1 2bd58اواخر سال 1367 خانوادههای برخی از زندانیان اعدام شده در کشتار 67 دریافتند که عزیزانشان در گوری جمعی در این محل دفن شده اند.[12] عفو بینالملل و عدالت برای ایران با اعضای برخی از خانوادههایی که در آذر ماه 67 به خاوران رفته و اعضای بدن پیکرها و پارههای لباس بیرون زده از خاک را پیدا کرده بودند مصاحبه کرده اند. 

گزارشی که عفو بین الملل در سال 1369 منتشر کرده به نقل از زنی است که در سال 68 در مصاحبه با این سازمان توضیح داده که در مرداد 67, چگونه پیکر یک مرد اعدامی را با دست خالی و هنگامی که به دنبال جنازه همسرش میگشته از خاک بیرون کشیده است: 

در بخشی از قبرستان که مخصوص دفن زندانیان سیاسی چپ بود دسته های جنازه در گورهای کم عمق بی نام ونشان دفن شده بودند. بعضی جنازهها با لباس بودند و بعضی هم با کفن. بوی تعفن اجساد خیلی وحشتناک بود اما من با دستهایم شروع کردم به کندن خاک چون برای خودم و دو فرزند کوچکم پیدا کردن قبر شوهرم مهم بود .

این زن پیکری را با چهره خونآلود از خاک بیرون میآورد اما بعد از پاک کردن صورت میبیند که جسد شوهرش نیست .

طی سه دهه اخیر ماموران پیوسته این منطقه را با بولدوزر تخریب کردهاند. آنها خانوادهها را از برگزاری مراسم یادبود بازمیدارند, گلهایی را که خانوادهها در محل گورها کاشتهاند لگدمال میکنند و سنگ قبرها و نشانههای یادبود را برمیدارند یا میشکنند .

گزارشها حاکی از آن است که آخرین دور تخریب این گور جمعی بین 2۰ تا 27 دی ماه 1387 صورت گرفته است .

در این فاصله مامورین با بولدوزر محل را تخریب کرده و بسیاری از نشانهایی را که خانواده بر سر قبرها گذاشته و درختهایی را که کاشته بودند نابود کردهاند.[13] به گفته خاطره معینی, خانوادههای قربانیان که در بهمن 1387 به خاوران رفته بودهاند, به نظرشان رسیده چند لایه خاک از محل برداشته شده و همچنین تکههای استخوان نیز از زیر لایه نازکی از خاک به چشم میآمده است. بنا به گفته جعفر بهکیش یکی دیگر از اعضای خانوادههای قربانیان, آنها نمیدانند که در جریان این تخریب و خاکبرداری, زمین تا چه عمقی کنده شده و آیا بقایای اجساد به جای دیگری منتقل شده است یا نه.[14]  

                

5 تحلیل حقوقی 

اقدامات سازمانیافته مقامات ایرانی برای پنهان کردن محل قربانیان کشتارهای 67 به منزله ناپدیدکردن قهری است و مطابق قوانین بینالمللی جرم محسوب میشود .

عذاب و پریشانی که خانوادههای کشتهشدگان به موجب تصمیم مقامات برای ناپدیدسازی قهری و اعدام مخفیانه زندانیان, پنهانسازی محل حقیقی دفن آنان و همچنین تخریب و بیاحترامی به گورهای جمعی متحمل شدند, در حکم نوعی شکنجه یا اقسام دیگر رفتارهای ظالمانه, غیرانسانی و ترذیلی است که در  بند 7 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع شمرده شده است. ایران نیز از جمله همپیمانان این میثاق است.

ناپدیدسازی قهری 

کنوانسیون بین المللی محافظت از تمامی افراد در برابر ناپدیدکردن قهری, سه شرط را برای احراز این جرم برشمرده  است: 

  1. دستگیری, بازداشت, ربودن یا هر عمل دیگری که منجر به سلب آزادی شود.
  1. سلب آزادی به وسیله ماموران دولت یا افراد یا گروههای وابسته به افرادی انجام گیرد که با مجوز, حمایت یا رضایت دولت به این عمل مبادرت میورزند.
  1. امتناع از اعتراف به سلب کردن آزادی و یا اقدام به پنهان کردن سرنوشت یا مکان شخص ناپدید شده به گونهای که فرد از حمایت قانون محروم شود .

کارگروه سازمان ملل متحد درباره ناپدیدشدگان قهری یا ناخواسته تصریح میکند , «دستگیری و اعدام فراقانونی متعاقب آن, چنانچه به وسیله عوامل حکومتی در هر سطح و بخشی انجام گیرد ... و پس از دستگیری و یا حتی بعد از اجرای اعدام, مسئولان دولتی از افشای سرنوشت و یا محل اشخاص موردنظر امتناع کنند و یا به کلی از اعتراف به ارتکاب عمل سرباز زنند به منزله ناپدیدکردن قهری محسوب میشود.»

تخریب گورهای جمعی و علائمی که خانوادهها در محل گورها نصب میکنند, به معنی محروم کردن آنها و کل جامعه از حق دانستن حقیقت درباره چگونگی ناپدیدسازیهای قهری است. این اعمال همچنین ناقض حق خانوادهها برای جستجو, دریافت و انتشار اطلاعات در اینباره است, حقی که در بند 19 میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر لزوم برخورداری از آن تصریح شده است .

کارگروه سازمان ملل متحد در زمینه ناپدیدسازیهای ناخواسته یا قهری تصریح میکند , «در مواردی که شخص ناپدیدشده مرده باشد, حق دانستن حقیقت درباره سرنوشت یا مکان شخص ناپدیدشده ایجاب میکند که بقایای فرد به خانوادهاش بازگردانده شود و آنان بتوانند مطابق سنت, فرهنگ یا مذهب خود با آن رفتار کنند. هویت فرد باید به طور قاطع با روشهایی شامل تست دی ان ای تعیین شود.»

مقامات ایرانی با ممانعت از برگزاری مراسم عزاداری, بازداشتن خانوادهها از نصب سنگقبر بر روی گورها یا تزئین محل دفن اجساد با گل, عکس, نشان یا پیامهای یادبود, حقوق فرهنگی اعضای خانوادهها را برای شرکت در مراسم تدفین و عزاداری و به جا آوردن رسومی که به آن اعتقاد دارند نقض میکنند. این امر ناقض اصل 15 میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی, اجتماعی و فرهنگی است, میثاقی که ایران نیز از همپیمانان آن است .

             

٦ توصیه ها 

عفو بینالملل و عدالت برای ایران درخواست دارند که گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر در ایران و سایر گزارشگران مرتبط, از جمله گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقیقت, عدالت, جبران خسارت و تضمین عدم تکرار , کارگروه سازمان ملل در زمینه ناپدیدسازی های قهری یا ناخواسته, گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه اعدامهای فراقانونی , سریعالوقوع یا خودسرانه و گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه شکنجه و سایر رفتارها یا مجازاتهای ظالمانه, غیرانسانی یا ترذیلی, اطلاعات موجود در گزارش حاضر را با هدف مداخله فوری مد نظر قرار دهند و از مقامات ایرانی بخواهند: 

  • به تخریب گورهای جمعی که حاوی بقایای اجساد قربانیان کشتار 67  است سریعا پایان دهند .مسئولان ایران باید تضمین کنند که از گورهای جمعی تا زمان انجام رسیدگیهای مستقل و مقتضی برای تشخیص هویت بقایای اجساد و پی بردن به چگونگی ماوقع حفاظت میکنند؛
  • گورهای جمعی را در کلام و در عمل و به طور علنی به عنوان صحنه جرم به رسمیت بشناسند و به ضرورت شکافتن این گورها توسط افراد متخصص, اطمینان یافتن از محفوظ ماندن شواهد و تعیین هویت حقیقی اجساد اذعان کنند؛ و   
  • از آزار و اذیت خانوادههای ناپدیدشدگان قهری و قربانیان اعدامهای دستهجمعی سال 67 دست بردارند و حق آنان برای دانستن حقیقت, اجرای عدالت و جبران خسارت را تضمین کنند. این امر مستلزم انجام رسیدگی کامل, موثر و مستقل به اعدامهای فراقانونی و اختصاری و ناپدیدسازیهای قهری و همچنین محاکمه مسئولان این جنایات در دادگاهی عادلانه بدون توسل به مجازات اعدام است.
ادامه مطلب...

تصویب لایحه ۴۷۴۴ حسابرسی از رژیم آخوندی و اعمال تحریم‌های جدید به‌خاطر نقض جدی حقوق بشر

moghavemat5 b2f02

روز پنجشنبه ششم اردیبهشت‌ماه، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه دو حزبی «حسابرسی از رژیم ایران به‌خاطر نقض حقوق بشر و گروگانگیری» را برای اعمال تحریم‌های جدید علیه حکومت آخوندی با اکثریت قریب به اتفاق آرا یعنی ۴۱۰ رأی مثبت در برابر تنها ۲ رأی منفی به‌تصویب رساند.

این لایحه دوحزبی به‌دنبال قیام سراسری مردم ایران در دی‌ماه گذشته توسط مایکل مک‌کال رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان ارائه شد؛ لایحه ۴۷۴۴ از ۴۶ حامی مشترک از اعضای هر دو حزب برخوردار است و علاوه بر مایکل مک‌کال، حامیان اولیه آن عبارتند از اد رویس رئیس کمیته خارجی، الیوت انگل رئیس دموکرات‌ها در این کمیته و تد دویچ رئیس دموکرات‌ها در زیرکمیته خاورمیانه.
قسمتی از لایحه ۴۷۴۴ به قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و محکومیت این جنایت اختصاص دارد.
این نخستین‌بار است که قتل عام ۶۷ در یک لایحه الزام‌آور کنگره آمریکا که اکنون در مجلس نمایندگان به تصویب نیز رسیده است، به‌ثبت می‌رسد.
در مقدمه لایحه ۴۷۴۴ اعلام شده است: هدف (لایحه ۴۷۴۴) اعمال تحریم‌ها در ارتباط با نقض‌های جدی حقوق بشری حکومت ایران و اهداف دیگر است».

لایحه تصریح می‌کند: «مقامات رژیم ایران در نقض... التزامات بین‌المللی خود، به نقض حقوق بشر بنیادین مردم ایران ادامه می‌دهند...».

این لایحه به اعمال سرکوبگرانه رژیم علیه اقلیت‌های مذهبی و نیز به سرکوب وحشیانه قیام‌های مستمر مردم ایران علیه دیکتاتوری دینی اشاره کرده و درباره قتل عام زندنیان سیاسی در سال ۶۷، خاطرنشان می‌کند: «طی در سال ۱۹۸۸، رژیم ایران اعدام‌های جمعی وحشیانه هزاران زندانیان سیاسی را از طریق حلق‌آویز و تیرباران به این خاطر که حاضر نشدند از وابستگی‌های سیاسی خود کوتاه بیایند و در برخی موارد به‌خاطر در اختیار داشتن مطالب سیاسی به اجرا گذاشت؛ (اعدام‌شدگان) شامل زندانیان عقیدتی، نوجوانان و زنان باردار بودند. در یک فایل صوتی که به‌تازگی افشا شده، حسینعلی منتظری.... جانشین خمینی (در آن زمان) گفته است که کشتارهای جمعی سال ۱۹۸۸، «بزرگ‌ترین جنایت صورت‌گرفته در دوران (حکومت) جمهوری اسلامی است که تاریخ به‌خاطر آن، ما را محکوم خواهد کرد».

لایحه مصوب ۴۷۴۴، در باره نقض سیستماتیک و مستمر حقوق بشر در ایران می‌افزاید: «مقام‌های ارشد دولتی، نظامی و امنیتی در ایران، به صدور فرمان، کنترل و ارتکاب نقض‌ها و سوءرفتارهای فاحش حقوق بشری ادامه داده‌اند که در بسیاری از موارد، سیاست‌های رسمی رژیم ایران محسوب می‌شوند».
لایحه ۴۷۴۴ سپس اعلام می‌کند: آمریکا باید توانایی حکومت ایران را برای ادامه سرکوب مردم ایران و استفاده از خشونت و اعدام برای به‌سکوت‌کشاندن معترضان حامی دموکراسی، سلب کند.
(آمریکا باید) با شرکای بین‌المللی برای تحقیق نقض‌های حقوق بشری مقامات ارشد حکومت ایران، صرف نظر از این‌که این نقض‌ها در کجا و در چه زمانی صورت گرفته باشد، کار کند.
(آمریکا باید) از تلاش‌های مردم ایران برای ترویج برقراری آزادی‌های بنیادینی حمایت کند که پایه ظهور یک سیستم سیاسی هستند که آزادانه انتخاب شده باشد و باز، غیر فاسد و دموکراتیک باشد.
لایحه مصوب مجلس نمایندگان سپس تأکید می‌کند: «(آمریکا باید) نقض‌های حقوق بشری رژیم ایران از جمله قتل عام ۱۹۸۸ (۱۳۶۷) و سرکوب تظاهرات سیاسی در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۷ را محکوم کند و حکومت ایران را وادار سازد که به اعضای خانواده (قربانیان) اطلاعات جزیی که از آنها سلب شده است را درباره محل دفن همه قربانیان مفقود... را بدهد.
(آمریکا باید) مردم ایران را در ایجاد، دسترسی و اشتراک آزادانه و امن اطلاعات از طریق اینترنت و سایر مطبوعات، کمک کند.
در در قسمت «اعلام سیاست» در لایحه ۴۷۴۴ آمده است: این باید سیاست ایالات متحده باشد که در کنار مردم ایران که در پی فرصت برای انتخاب آزادانه حاکمیت منتخب خودشان هستند بایستد و استفاده از تمامی اختیارات موجود برای اعمال تحریم‌ها علیه مقامات حکومت ایران و سایر مسئولان نقض‌ جدی حقوق بشر، افزایش بدهد.
بخش دیگری از این لایحه به گروگان‌گیری اتباع آمریکایی توسط رژیم آخوندی اختصاص دارد و در آن تأکید شده است: این باید سیاست دولت ایالات متحده باشد که برای محقق‌کردن آزادی شهروندان آمریکایی... باج پرداخت نکند.
در این قسمت نیز تحریم‌هایی علیه مقامات رژیم به خاطر گروگان‌گیری شهروندان آمریکایی و خارجی در نظر گرفته شده است.به‌دنبال تصویب لایحه ۴۷۴۴ با اکثریت قاطع ۴۱۰ رأی مثبت، کمیته خارجی مجلس نمایندگان آمریکا با صدور یک اطلاعیه مطبوعاتی تحت عنوان «حسابرسی از رژیم ایران به‌خاطر بی‌رحمی آن»، اعلام کرد: «این لایحه دوحزبی کارنامه طولانی‌مدت نقض‌های حقوق بشری و گروگان‌گیری رژیم ایران را برجسته می‌کند. (لایحه) هم‌چنین به تحریم مقامات رژیم ایران که مسئول زندانی‌کردن ناعادلانه شهروندان آمریکایی با انگیزه‌های سیاسی هستند، حکم می‌کند».
اطلاعیه مطبوعاتی کمیته خارجی سپس سخنرانی اد رویس رئیس این کمیته را در اجلاس مجلس نمایندگان درباره لایحه ۴۷۴۴ نقل کرده است.اد رویس از جمله گفته بود:بسیاری از ما اعدام‌های جمعی بی‌رحمانه‌یی را به یاد داریم که طی یک مدت ۴ ماهه در سال ۱۹۸۸ صورت گرفت. اضافه می‌کنم که اگر شما کسی ایرانیانی را بشناسید که از ایران گریخته‌اند، اشراف دارید که طی آن مدت که به سال ۱۹۸۸ رسید، بیش از ۳۰ هزار دانشجو و جوانان حرفه‌یی جان خود را در نتیجه (آن اعدام‌ها) از دست دادند. می‌دانیم که زندانیان سیاسی در آنجا تجربه دردناکی را پشت سر گذاشتند، در زندان اوین و زندان‌های دیگر، بسیاری از طریق حلق‌آویز و بسیاری با تیرباران اعدام شدند. آنها حاضر نشدند از وابستگی سیاسی خودشان کوتاه بیایند و این سرنوشتی بود که نصیبشان شد. مایکل مک‌کال رئیس کمیته امنیت داخلی و ارائه‌دهنده لایحه ۴۷۴۴ درباره تصویب آن، گفت: «از همکارانم به‌خاطر حمایت بسیار گسترده از لایحه‌یی که همراه با تد دویچ ارائه کردم تشکر می‌کنم. (این لایحه) پیام روشنی را به رژیم فاسد (حاکم) بر ایران می‌فرستد مبنی بر این‌که ما بازداشت ناعادلانه و با انگیزه سیاسی شهروندانمان را تحمل نخواهیم کرد و هم‌چنین چشمانمان را بر رفتار سرکوبگرانه این رژیم نخواهیم بست».
در بیانیه صادر شده از سوی مایکل مک‌کال آمده است: «این لایحه به‌طور مشخص اعلام می‌کند که کنگره در کنار مردم ایران ایستاده است و ابزار لازم را در اختیار دولت ترامپ قرار می‌دهد تا مقامات حکومت ایران را که مسئول نقض حقوق بشر، فساد و سانسور هستند، مورد حسابرسی قرار بدهد».

ادامه مطلب...

مریم رجوی:‌خیزش‌های همزمان در استان‌های مختلف؛ شعله‌های اراده آزادی‌ستان مردم ایران

moghavemat3 f1083

هموطنان عزیز،
جوانان قیام آفرین،
اعتصاب‌ها و اعتراض‌های همزمان در شهرهای مختلف استان‌های کردستان، کرمانشاه، آذربایجان غربی و خیزش مردم كازرون،  كه حالا به هفتمین روز خود رسیده، هم‌چنان‌ كه خیزش دو ماهه كشاورزان اصفهان و خیزش هفته‌های گذشته هموطنان عرب در اهواز و دیگر شهرهای خوزستان، بازهم آمادگی عظیم جامعه ایران برای گسترش قیام‌ها جهت سرنگونی رژیم ولایت فقیه را تأیید می‌کند.

دستگیری و کشتار، ازجمله قتل زندانیان در زیر شکنجه، بر اراده آزادی‌ستان مردم ما اثر ندارد. مردم ایران دیگر نمی‌خواهند فقر و اختناق و حاکمیت استبداد مذهبی ادامه پیدا کند.
یک هفته است که صدای اعتراض و حق‌‌طلبی ملت ایران از زبان مردم دلیر کازرون شنیده می‌شود. فریادشان این است که ما زن و مرد جنگیم و وای به‌روزی که مسلح شویم. این خروش، فرزندان دلیر کازرون را به‌یاد می‌آورد که در صفوف مجاهدین به‌نبرد برخاستند. یاد قهرمانان سربه‌دار سال ۶۷ که از این شهر به‌پاخاستند، گرامی باد. درود به‌ مردم کازرون با آن سوابق درخشان در حمایت از مصدق بزرگ و با تقدیم آن همه مجاهد و مبارز زندانی و شهید در برابر رژیم آخوندی.
فریاد مردم کازرون که می‌گویند دشمن ما همین جاست فریاد همه مردم ایران است؛ بله دشمن ایران و ایرانی آخوندهای اشغالگر حاکم‌اند. باید ایران عزیزمان را از چنگ آن‌ها بیرون بیاوریم.
به‌مردم كازرون و اصفهان و اهواز درود كه بساط دین‌فروشی آخوندها در نماز ریایی جمعه را بر هم زده و با شعارهای پشت به دشمن، رو به میهن آخوندهای حاکم را مفتضح كردند.
مردم بانه و پیرانشهر در خیابان‌ها و بازارهای در حال اعتصاب سفره‌های خالی پهن کرده‌اند. این سفره‌ها پیام ده‌ها میلیون ایرانی فقرزده و محروم است. اما خالی نیست، بلکه از خشم در حال طغیان مردم لبریز است.
دهها هزار جوانان کرد و دلیر ما با این همه استعداد تا کی باید کولبری کنند؟ تازه همین شغل پر از محنت و مشقت هم به نفع دزدان بزرگ حكومتی در بیت خامنه‌ای و سپاه پاسداران و نهادهای دولتی از آن‌ها دریغ شود.
تا کی باید جسم و جان‌شان یا زیر بارهای سنگین یا با اصابت گلوله‌های پاسداران پرپر شود؟ و تا کی باید اقتصاد و معیشت لرزان و نحیف بخش بزرگی از استان‌های غرب کشور تابع این بارکشی طاقت‌فرسا باشد؟
ننگ و نفرت بر رژیمی که این بارهای سنگین را بر دوش مردم محروم کرد گذاشته است.
تا این رژیم باقی است کولبری برای جوانان کرد، بی‌آبی برای کشاورزان، بی‌حقوقی برای کارگران، تبعیض و ستم مضاعف علیه هموطنان كرد و عرب و بلوچ و فقر و اختناق برای عموم مردم ادامه دارد.

چاره کار، قیامی است که از دی ماه گذشته شعله‌ور شد و تا به‌زیر کشیدن آخوندها ادامه دارد. چنان‌که مسعود رجوی گفت بالا‌بردن مشعل قیام در هرفرصت، هر زمان و هر مکان دستور کار و وظیفه مبرم انقلابی و میهنی است.
عموم هموطنان را به‌گسترش قیام‌ها و به‌همبستگی با مردم به‌جان آمده در استان‌های مختلف ایران و پافشاری بر آزادی دستگیرشدگان به‌خصوص صدها هموطن دستگیر شده در خوزستان فرا می‌خوانم.

ادامه مطلب...

مصاحبه امانوئل ماكرون در آستانة سفر به آمريكا

median 40570

ماکرون رئیس جمهور فرانسه طي مصاحبه‌يي با تلويزيون فاكس‌نيوز بر لزوم استمرار حضور نيروهاي فرانسه، آمريكا و كشورهاي منطقه در سوريه براي مقابله با نفوذ رژيم آخوندي و جلوگيري از رشد مجدد تروريسم در اين كشور تأكيد كرد و گفت:

ماكرون: ما بايد سوريه جديد را بعد از (جنگ) بسازيم و به همين دليل اعتقاد دارم نقش ايالات متحده بسيار مهم است؛ چرا؟ به صراحت تمام مي‌گويم: روزي كه ما جنگ عليه داعش را به پايان ببريم، اگر خارج بشويم، آن هم به‌طور قطعي و كامل، حتي از زاوية سياسي، ميدان را براي رژيم ايران، بشار اسد و افراد او رها خواهيم كرد؛ و آنها جنگ جديدي را آماده خواهند كرد و تروريست‌هاي جديدي را تغذيه خواهند كرد. لذا نكتة من اين است كه بگويم: حتي بعد از جنگ عليه داعش، ايالات متحده، فرانسه و متحدان ما، همة كشورهاي منطقه، حتي روسيه و تركيه يك نقش بسيار مهم براي برقراري سوريه جديد خواهند داشت و براي تضمين اين‌كه مردم سوريه بر سر آينده (خود) تصميم بگيرند.

امانوئل ماكرون درباره لزوم تکمیل نواقص برجام وحفظ آن همراه با مقابله با برنامة موشكي و مداخلات رژیم در منطقه، گفت:

ماكرون: آيا اين توافق عالي است؟ آيا برجام يك امر عالي در روابط ما با (رژيم) ايران است؟ خير! ولي براي اتمي، چه گزينة بهتري داريد؟ من آن‌را نمي‌بينم. طرح ديگر يا طرح جايگزين شما چيست؟ من طرح جايگزيني براي اتمي عليه (رژيم) ايران ندارم. اين موضوعي است كه دربارة آن بحث خواهيم كرد، ولي به اين دليل است كه مي‌خواهم بگويم بر سر اتمي، بگذاريد اين چارچوب را حفظ كنيم، چون بهتر از يك نوع شرايط مشابه كرة شمالي است. دوم: من نسبت از وضعيت در ارتباط با (رژيم) ايران راضي نيستم. مي‌خواهم با موشك‌هاي بالستيك مقابله كنم، مي‌خواهم نفوذشان را در منطقه مهار كنم. لذا نكتة من اين است كه بگويم: الآن از برجام خارج نشويد، تا وقتي گزينة بهتري براي اتمي نداريد و بياييد آن‌را تكميل كنيم با (موضوع) موشك‌هاي بالستيك و مهار (نفوذ) منطقه‌يي.

از سوی دیگر يك مقام ارشد دولت آمريكا دربارة سفر امانوئل ماكرون به واشينگتن گفت: رؤساي جمهور آمريكا و فرانسه... دربارة برنامة اتمي (رژيم) ايران و هم‌چنين مجموعة گسترده و وسيع اقدامات بي‌ثبات‌كنندة (رژيم) ايران در سراسر خاورميانه بحث و گفتگو خواهند كرد.

اين مقام آمريكايي طي يك كنفرانس خبري در تورنتو كه هم‌زمان با اجلاس وزراي خارجة هفت كشور بزرگ صنعتي جهان برگزار شد، دربارة حملة مشترك آمريكا، فرانسه و انگلستان به ديكتاتور سوريه نيز، تأكيد كرد: «حملة روز 13 آوريل اقدامي يك‌باره نبود؛ بلكه بخشي از كارزار ادامه‌دار متحدان براي برقراري مجدد ممانعت از استفادة تسليحات شيميايي بود و اين در صورت لزوم، به‌كارگيري اقدامات نظامي را در بر مي‌گيرد».

از سوی دیگر سناتور باب كوركر رئيس كميتة روابط خارجي سناي آمريكا در مصاحبه با اي.بي.سي. نيوز بار ديگر تأكيد كرد كه اگر تا ضرب‌الاجل 22 ارديبهشت، تغييري در ارتباط با توافق اتمي صورت نگيرد، رئيس‌جمهور آمريكا از برجام خارج خواهد شد.

سناتور كوركر، گفت: «اگر هيچ چيزي در رابطه با سه كشور اروپايي كه با آنها تعامل مي‌كنيم بر سر يك چارچوبٍ (توافق) تغيير نكند، به‌نظرم (دونالد ترامپ) روز 22 ارديبهشت از توافق (اتمي) خارج خواهد شد. فكر مي‌كنم هيچ‌گونه ابهامي در اين رابطه وجود ندارد. مركل و ماكرون (به واشينگتن) مي‌آيند و شايد در اين ميان تغييراتي صورت گيرد».

در همين حال سناتور تام كاتن در مصاحبه با تلويزيون سي.بي.اس.، گفت: «مخالفت با توافق اتمي (با رژيم) ايران به معني مخالفت با راه حل‌هاي ديپلماتيك نيست؛ بلكه به معني مخالفت با راه حل‌هاي بدٍ ديپلماتيك است».

همزمان واشينگتن‌پست نیز گزارش داد: «سرنوشت توافق اتمي (با رژيم) ايران در رأس (گفتگوها بين ترامپ و ماكرون) قرار دارد... به گفتة مقاماتي كه در گفتگوهاي بين آمريكا و اروپا دخيل هستند، در راستاي پاسخ‌دادن به نگراني‌ها دربارة (مدت‌دار بودن) توافق (اتمي)، قواعد راستي‌آزمايي آن، فقدان محدوديت بر آزمايش و توسعة موشك بالستيك (رژيم) ايران و اقداماتي براي مقابله با فعاليت‌هاي «شرورانة» (اين رژيم) در سوريه و ساير نقاط خاورميانه، پيشرفت قابل توجهي صورت گرفته است.

واشينگتن‌پست مي‌افزايد: «يك بيانية عمومي و سه سند زيرمجموعة آن قرار است اتفاق نظر (اروپا و آمريكا) را اعلام كند مبني بر اين‌كه كنوانسيون‌هاي بين‌المللي ديگري (رژيم) ايران را فراتر از محدوديت‌هايي كه طي دهة آينده به پايان مي‌رسد، از توليد تسليحات اتمي منع خواهد كرد، به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي فشار خواهند آورد تا نظارت خود را گسترش بدهد و در صورت حركت (رژيم) ايران به‌سمت توسعة موشكٍ بالستيكٍ بين قاره‌يي وعدة تحريم‌هاي سختي را مي‌دهند».

ادامه مطلب...

چرا امروز سرکرده سپاه روی «ناامیدی» و «شرایط حساس» تاکید کرد؟

iran2 9844bپاسدار جعفری، سرکرده سپاه ضدمردمی امروز به صحنه آمد و بی‌قافیه از «مقطع حساسی از انقلاب اسلامی» صحبت کرد و این‌که اکنون در همه عرصه‌ها «دشمنان برای القای ناامیدی در داخل کشور،‌ بسیج شده‌‌اند!».
آنگاه سرکرده سپاه به «فشار و توطئه‌ها» و ضربات خرد کننده‌ای اشاره کرد که «دشمن علیه» نظام «برنامه‌ریزی کرده» و در کنار بحرانها و «مسائل بیرونی»، مانند بن‌بست برجام که نظام با آن درگیر است، «مسائلی هم در داخل کشور وجود دارد» که همان فضای انفجاری جامعه است!برآیند این وضعیت هم چیزی نیست جز تصویری که «رسانه‌های غرب» برای آن «از کلیدواژه «فروپاشی» نظام «استفاده می‌کنند». (روزنامه حکومتی جوان-۲۷فروردین)
دشمن نیز که خود از ۳۸سال پیش سازنده این وضعیت برای نظام است، «هر روز با کلیدواژه قیام سراسری» جامعه و «ادراکات ذهنی» جوانان را به‌سوی «قیام سراسری» سمت و شتاب می‌دهد. (جوان-۲۷فروردین)پس همین وضعیت خطرناک است که خامنه‌ای را مجبور ساخته تا سرکرده سپاه را دوان دوان به صحنه بفرستد، تا برای بسیجی‌ها و بدنه نظام قسم و آیه بخورد که «توقعات رهبر انقلاب از بسیج بسیار است و انتظارات از بسیج بسیار بالاست!» به‌ویژه‌ این‌که نظام ولایت «متکی به» سرکوبی هست که عامل آن «تفکر بسیجی بوده است!». (جعفری-۲۷فروردین)اما چرا خامنه‌ای و جعفری نیاز دارند به بدنه نظام و بسیجی‌ها هشدارهای وضعیت قرمز نظام را بدهند و بگویند حواستان باشد که در شرایط کنونی «دشمنان برای القای ناامیدی» در بدنه نظام،‌ «بسیج شده‌اند»؟ (جعفری- ۲۷فروردین)نیمی از پاسخ را خود پاسدار جعفری داد، آنجا که گفت «دشمن بیشترین فشار و توطئه‌های خودش را علیه انقلاب برنامه‌ریزی کرده است». همان «برنامه‌ریزی» که پیش از او خامنه‌ای درباره قیام دیماه گفت «این قضایا سازماندهی شده بود... در شکل‌گیری آن یک مثلث فعال بود... و رأس سوم [این مثلث] هم سازمان (مجاهدین) است» (۱۹دی۹۶)
نیمه دیگر پاسخ به روحیه و وضعیت بدنه نگهدارنده نظام، یعنی بسیج بر می‌گردد که اکنون «استحاله شده» و تبدیل گشته به «مجموعه‌ای بی‌نشاط، کم‌عمق، ضعیف، و بدون ابتکارِ عمل، که حتی امکان هر گونه حرکت جدی... را به بخش‌های زنده‌ی بدنه‌ی خود نیز نمی‌دهد». (نامه ۳۰۰فرمانده بسیج به خامنه‌ای-۱۶فروردین)بله، برایند فعالیت دشمن و وضعیت بسیج است که باعث شده «کلیت نظام روز به روز به پیکری بی‌جان و از درون شکننده شبیه‌تر شده» و خامنه‌ای نیز مجبور گشته اینطور سرکرده سپاهش را به میدان بفرستد تا مگر قدری بتواند از ریزش و وادادگی بدنه نظام، جلوگیری کند.
برگرفته از سایت مجاهد

ادامه مطلب...

پیام6 مسعود رجوی ـ هر ضربه به دیکتاتور سوریه ضربه به ولایت فقیه و بالا بردن مشعل قیام ایران

moghavemat4 6f896

مسعود رجوی : هر ضربه به دیکتاتور سوریه ضربه به ولایت فقیه و بالا بردن مشعل قیام ایران

ادامه مطلب...

برلين- بزرگداشت حماسه فروغ اشرف در 19 فروردين 1390 حمايت از قيام سراسری و اعتراضات مردم ايران

moghavemat5 8b58c

در مراسم بزرگداشت حماسه 19فروردین1390 که روز شنبه 18فروردین 1397 در دروازه براندنبورگ برلین برگزار شد، سخنرانان ضمن گرامیداشت شهیدان قهرمان حماسه فروغ اشرف، حمایت خود را  از قیام سراسری مردم ایران، به‌ویژه اعتراضات کشاورزان به‌پاخاسته اصفهان و تظاهرات هموطنان عرب در خوزستان و دیگر اقشار به جان آمده از ستم و تبعیض و سرکوب آخوندی اعلام کردند.
در این مراسم شماری از جوانان ایرانی که به‌تازگی از ایران تحت حاکمیت آخوندها خارج شده و به صفوف مقاومت پیوسته‌اند، نیز به سخنرانی پرداختند و تاثیرات شهیدان مجاهد خلق در پایداری اشرف، به‌ویژه  قهرمانان شهید حماسه 19فروردین را در گسترش روحیه رزمندگی و پایداری  برای درهم شکستن سرکوب و اختناق رژیم آخوندی برشمردند و آنها را  الگوهای راستین ایستادگی و پایداری در مقابل رژیم آخوندی دانستند.
دکتر معصومه بلورچی – نماینده شورای ملی مقاومت در آلمان
دوستان عزیز
خواهران و برادران
در سالگرد حماسه قهرمانانه 19فروردین 1390، به همه آنها هزاران درود و سلام می‌فرستیم- درود درود درود
امسال به قهرمانان شهیدمان در این حماسه می‌گوییم، آری به گل نشست آن بذرهایی که شما کاشتید و امروز صدای شما با فریاد اعضای کانونهای شورشی و قیام آفرینان در سراسر میهن اسیرمان  فریاد می‌شود.
آری همه شما و همه شهدایی که در این 40سال درخت تنومند مقاومت را با خون جوشانتان آبیاری کردید، درجای جای این میهن اسیر همراه و همگام با همه قیام آفرینان حضور دارید و در لحظات تهاجم و به زانو درآوردن دشمن ضدبشر و پاسدارانش آنها را پشتیبانی می‌کنید.
امروز به اینجا آمدهایم تا به قیام آفرینان بگوییم که به گواهی امروز و خون هایش،شما و  همه ما از پشتوانه مقاومتی سترگ برخورداریم مقاومتی که در40سال گذشته رژیم جنایتکار آخوندها نتوانست با 120هزار شهید و نه با قتل‌عام های بی‌شمار و نه با ادامه شکنجه‌های روحی و جسمی نابودش کند و نتوانست آن را به زانو دربیاورد، و برعکس این مقاومت هر روز جنگنده‌تر و شکوفاتر شده است و امروز ای کانونهای شورشی شما شکوفه‌های بهاری‌اش هستید
چشمان پرامید خود را هرچه بیشتر بگشایید و با شعف ببینید که درست در جهت عکس شما که هرچه منسجم‌تر و قوی‌تر و فراوان تر و مهاجم تر می‌شوید، دشمن شما رژیم جنایتکار ملاها هر روز تکه پاره‌تر و ضعیفتر می‌شود
آری  امسال زیباترین سالگرد 19فروردین است همه آن حرفها ی که یک روز اعتقاد بود، امروز تبدیل به باور و یقین شده است
درود درود درود
شایسته سلمانی- مادر مجاهد قهرمان حنیف کفایی
یاران مقاومت، خواهران و برادران عزیز
هفت سال پیش درچنین روزی خامنه‌ای دجال و جیره خوارانش مالکی مزدور و کوبلر جنایتکار با حمله به اشرف قصد ریشه کنی مجاهدین را داشتند، گرچه خون 36مجاهد خلق از عزیزترین فرزندان خلق مثل صبا، آسیه، مهدیه، فائزه و زهیر و پسر عزیزم، پاره تنم حنیف در خون تپیدند، اگر‌چه از دست دادن این عزیزان شعله اش هیچگاه خاموش نخواهد شد، بلکه خون شهدای قهرمان 19فروردین بعد از 7سال راه و رسم پایداری اشان با دست خالی، اکنون سمبل و  الگوی براندازان و قیام آفرینان در داخل ایران شد بخصوص در خوزستان و اصفهان که همین امروز در جریان تظاهرات هستند و خواب راحت را از رژیم ضدبشری گرفته‌اند.
این روزها جوانان و کانونهای شورشی در داخل با نه گفتن به رژیم آخوندی و ولایت سفیانی خامنه‌ای می‌روند تا ریش و ریشه حاکمیت آخوندی را از بن براندازند.
به خامنه‌ای پابگور می‌گویم دیدی هرقطره خونی که از یک مجاهد ریخته شد تبدیل به قیام و براندازی تاج و تخت تو شد و دیدی که چگونه خون این عزیزان مجاهد دررگهای زنان و جوانان هم سن و سال حنیفها و صباها و زهیرها مثل رودخروشان می‌جوشد و این توفان تا سرنگونی تام و تمام حکومت سفیانی است و سربازایستادن ندارد.
و از همین جا به تمام کانونهای شورشی در سراسر میهن اسیرمان و یاران دربندمان به‌ویژه زندانیانی که دراعتصاب غذا هستند می‌گویم ما همه براندازیم و تا محقق کردن آرمان این شهدا و همه شهدای راه آزادی ایران دمی دست از مبارزه برنخواهیم داشت
سلام برخلق، سلام برآزادی،درود بررجوی

عالم مددزاده
من عالم مددزاده هستم، خواهر شهدای والاقدر مهدیه و اکبر مددزاده که در19فروردین 1390 به‌دست جانیان رژیم ملاها در شهر اشرف به‌شهادت رسیدند.درود بر آنها
نوروز  امسال از هر سالی نوتر و بهاری‌تر بود. به‌خصوص از این جهت که با دگرگونی قیامها همراه بوده. انگار که یخبندان زمستان این آخوندها در پرتو گرمای قیام ذوب شده. وجود این رژیم ا گرچه جز برودت و سرما، جز مرگ و تباهی، جز نکبت و سیاهی و درد و رنج چیزی نبوده‌اما بهار انقلاب و دگرگونی همه را به یکباره خواهد شست و ایران زیبا را  پاک خواهد کرد.
امروز که سالروز پر کشیدن خواهران و برادرانمان در نوزدهم فروردین هست. روز پر کشیدن خواهر نازنینم مهدیه که هم‌چون پرستوی بهاری سبکبال، پر امید بود ومصمم، پر از انرژی و ایمان به روز آزادی ایران. روز پر کشیدن برادر مهربانم اکبر که پر خروش و پر از عشق به ایران بود و قلبش با نشوندن لبخند شادی بر لبهای کودکان ستمزده ایران می‌تپید.
مهدیه دلش با درد‌هایی که در ایران می‌دید به درد می‌آمد و رنجی که بر مردم می‌رفت رو بر نمی‌تابید، به همین خاطر هم انتخاب کرد تا برای پایان دادن به این دردها بلند بشه. مهدیه می‌گفت« نمیشه این رنج ها رو دید و ساکت نشست» او انتخاب کرد که در برابر ظلم بایسته و بدون ذره‌ای تردید قدم در مسیر مبارزه گذاشت.
حقیقت اینه که ما برای ادامه همین  مسیریم، برای ساختن فردایی که اونها بهش باور داشتند و به‌خاطرش  پر کشیدند. اونها ریشه‌های قیام امروز ایرانند. سالهاست که رشیدترین و عاشق ترین فرزندان ایران به جنگ این ضحاک می‌روند و بواقع رژیم را به خاک می‌افکنند، خاک شکست، خاک ذلت و بذر ارزشی به نام ایستادگی و تسلیم ناپذیری رو میکارند. عصیان خاموشی ناپذیر امروز قیام آفرینان ریشه‌هایی بی‌نام و نشان‌داره و هزاران هزار سرو سرفراز و پر امید به صبح پیروزی. و امروز که کانونهای شورشی از پرداخت هیچ بهایی فرو گذار نمی‌کنند، استمرار پیام 19فروردینند. حرف اونها با ما اینه که سرنگونی با اراده خود ما شدنیه. حرف اینه که هیمنه پوشالی دیکتاتور، دیوار ترس و بن‌بست، ناامیدی فرو ریخته. حرف اینه که ما می‌خواهیم پس میشه. می‌توان و باید.
مهدیه و اکبر عزیزم ببینید که از خون شما و 120هزار گل سرخ،  خیابونهای ایران سرخ و آتشینه.  و این آتش، آتش سوگند و عهد من و ما برای پایان دادن به ظلم و ستم 40ساله این دیو سیرت هاست.
حالا همه ما مشت ها مون رو بلند می‌کنیم تا بگیم که برای پیشروی، برای جنگ صد برابر و برای تشکیل هرچه بیشتر کانونهای شورشی در هر کجای ایران حاضر و آماده‌ایم. حاضر حاضر حاضر

جواد دبيران

”تا آخرش ايستاده ايم” – اين رمز پيروزي بود زماني كه اشرف در 19 فروردين 90 با دست خالي در مقابل مزدوران تا دندان مسلح خامنه اي ايستاد .

صبا و يارانش با اين غرش درس رزم و ايستادگي و درس ”فدا و تهاجم حداكثر” را به همه ما دادند. آنها چراغ راه شدند براي تمامي يك نسل. و اكنون اين نسل اراده كرده است تا دشمن ضدبشر را به زير بكشد.

گرامی باد ياد وخاطره شهدای 19فروردین فروغ اشرف

آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند

رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

پرچم مبارزه كه مجاهدان اشرفي در 19 فروردين 1390 براي دفاع از حريم اشرف و آزادگي برافراشتند و با خون 36 شهيد قهرمان همچون آسيه و حنيف و مهديه و فائزه آنرا آبياري كردند، رويش نوشته بود ”تا آخرش ايستاده ايم ”

امروز اما در تعادل قوايي كاملا متفاوت قرار داريم. رژيم سفاك آخوندي در لبه پرتگاه سقوط است. ما نه در تدافع بلكه در تهاجم هستيم و پرچم پيشتازان آزادي امروز”پرچم تهاجم حداكثر” است تا اين رژيم آخوندي اين ننگ تاريخ را به زير خاك كنند.

ما اين تهاجم را امروز در جاي جاي ميهن اسيرمان ايران مي بينيم.

بخصوص در اين روزها در خوزستان تب دار.

درود بر هموطنان عرب در اهواز و آبادان و ماهشهر و حمیدیه و شیبان و در سرتاسر استان قهرمان پرور خوزستان كه به خاطر اهانت های رژیم آخوندی دست به تظاهرات زدند. این بخشی از سیاست سركوب و تبعیض رژیم است و تنها با سرنگونی ولایت فقیه پایان می یابد.

ايران از آن تمام مليت هاي ايران است و تنها كساني كه در آن جايي ندارند و بايد ريشه كن شوند، آخوندهاي دزد و غارتگر و قاتل مردم ايران هستند.

ايران از آن تمام مليتهاي ايران است، و نه از آن خامنه اي، روحاني و لاريجاني ها، اين قاتلان مردم ايران.

حقوق مردم ما اعم از فارس، ترك، كرد و عرب و بلوچ و تركمان در همه استانهاي ايران، را آخوندهاي خونخوار و چپاولگر مي برند. غارت مي كنند آنها دشمنان مردم ما هستند كه سايه نحس و سياه شان را بر سرزمين ما افكنده اند و الان اين ما هستيم كه اراده كرده ايم اين ننگ تاريخ را ريشه كن كنيم. متشكرم

شقايق رجبي

سلام من شقايق رجبي هستم ، خواهر فائزه رجبي كه در 19 فروردين سال 1390 با گلوله در گلويش او را به شهادت رساندند .

او 17 سال داشت كه انتخاب جدي اي كرد كه به مبارزه بيايد وقتيكه پدرمان در سال 1387 در زير شكنجه به شهادت رسيد او در مورد انتخابش مصمم تر شد ، انتخابي زيبا انتخابي كه فقط پرداخت است و عشق به ديگران و سال ها اين آخوندهاي بي ريشه سعي كردند اين ارزشهاي ، عشق و پرداخت را بدوزدند و لوث كنند ولي كورخواندند ، نسل هايي مثل فائزه ، صبا ، مهديه ، اكبر ، حنيف و شهداي قيام نشان دادند كه نه ، ميشود و نه ، ميتوان اين ارزش ها را لوث كرد چون اين ارزش ها ، ارزش هايي هستند كه هر ايراني باغيرت آن را دارد جز آخوند هاي بي ريشه .

فائزه همين را در پدرم ديد و اگر نه هيچ وقت اين جور رستگار نميشد .

يك روز از خودم پرسيدم كه چرا خواهرم و پدرم و شهداي قيام بايد اين قيمت را ميدادند ؟ راستي كه سوال خوبي بود چون همين صبا و مهديه و سينا قنبري ها بودند كه رمز ماندگاري را يافتند كه همان صدق و فدا بود . فائزه در بين همرزمانش به سرزندگي و پر شور و حالي و جنگندگي شناخته ميشد و همه اين ها به خاطر عشقي بود كه به رهايي ايران داشت، آزادي و خوشبختي را براي مردم ايران ميخواست و براي همين با همين عشق و اميد در 19 فروردين در برابر مزدوران وحشي رژيم سينه سپر كرد .

امروز وقتي كه صحنه هاي قيامي و شورشي را ميبينم كه با همان جسارت و اميد و انگيزه براي آزادي ايران فرياد ميكشند و در برابر گلوله هاي پاسداران دليرانه سينه سپر ميكنند فائزه و مهديه هارا زنده تر از هميشه ميبينم و همين خونهاست كه در خيابان هاي ايران ميجوشند و نهايتا اين رژيم را سرنگون خواهند كرد .

سلام بر شهداي 19 فروردين

دورود بر معترضان ايران زمين .

پريا كهندل

با درود به شهداي راه آزادي از اشرف تا ليبرتي و زندان ها تا كوچه پس كوچه هاي ايران.

با درود به بنيان گذاران سازمان پر افتخار مجاهدين خلق ايران تا 120 هزار شهيد راه آزادي، تا شهداي فروغ اشرف، شهرشرف و ايستادگي تا به آخر.

درود به شهداي 19 فروردين كه نشان دادند مجاهدين راه و رسمشان فدا وفداست و نسلي از مهديه و صبا و آسيه و نسترن ها و فائزه ها كه با دست خالي و دلي پر از عشق به آزادي در برابر گلوله سينه سپر كردند و نشان دادند آري آري مجاهدين رسمشان فداست و همه چيز را براي خلقشان ميخواهند و سختي ها را به جان ميخرند.

خاله و دايي من هم از قهرمانان اين حماسه بودند، خاله مهديه ودايي اكبر

خاله مهديه نازنين، و دايي اكبر عزيز، نميگويم امروز جايتان خاليست...كه امروز جايتان سبز سبز است و خونتان رويان در نسلي كه اراده كرده است ولايت وقيح را به زانو در بياورد...

نمي گويم كه دلم تنگ نميشود، اما درهردلتنگي ياد سوزدل مادرستار و مادرريحانه ها مي افتم، براي هردلتنگي تجديد عهدي ميشود براي جنگ با اين جانيان.

خامنه اي جلاد فكر ميكرد شما را با كشتن از بين ميبرد ولي كور خوانده بود، از اينجا به آن جاني سفاك ميگويم...من مهديه ام كه امروز زير چتر رهبري خواهر مريم ، جان گرفته ام...من صبا و آسيه ام و من فائزه... و اين نسل نسل رسم صباست، چشمانت را باز كن و ببين وبشنو فرياد هاي مرگ بر خامنه اي كه ادامه طنين فرياد خواهرم نسترن است و امروز نزديك تر نزديك تر در خيابان ها ي ايران به گوشت ميرسد... بلرز و بلرز كه كانون هاي شورشي و ارتش آزادي اراده كرده كه از تاريخ ايران جارويت كند..،بلرز و بلرز كه با رهبري برادر مسعود و خواهر مريم با پشتوانه همين شهدايمان امروز پركينه به تو و عاشقتر از پيش به خلقمان ميجنگيم! و يقين داريم پيروز ميشويم چون درس اول و آخر ما فداست..فداي همه چيز براي بدست آوردن آزادي براي ايران.درست مثل30هزار شهيد قتل عام 67.

هر سالگرد 19 فروردين براي ما تجديد عهدي است با يارانمان، و ما هم امروز عهد ميبنديم جاي تك تك اشان را در دوران سرنگوني براي خواهر مريم پر كنيم و پرچمشان بر دوشمان، نام وآرمانشان بر سينه امان راه رسمشان فريادمان باشد

ما عهد ميبنديم كه همچون شما تاآخرش بيايستيم تا پاي جان و آخرين نفس...

حاضرحاضر حاضر

كبري مك وند- مادر مجاهد شهيد صبا هفت برادران

فرا رسيدن سال 97 رو به خواهر مريم و برادر و به همه شما تبريك مي گم، بخصوص به همه فرزندان قهرمانم كه از دي ماه سال 96 به خيابانها آمدند، فرياد آزادي سر دادند، زخمي شدند، شكنجه شدند، به شهادت رسيدند ولي همچنان بهار ايران را فرا مي خوانند.

من مادر صبا هفت برادران هستم كه در 19 فروردين در اشرف صبا هفت برادران مورد اصابت گلوله مزدوران رژيم آخوندي قرار گرفت، مزدوران عراقي آخوندها آنها را بين تسليم و مرگ مخير كردند و صباي نازنين ما، با انتخاب مرگ با عزت به سمبل ايستادگي تا به آخر تبديل شده است

امروز در سالگرد شهادت صبا و آسيه و باقي همرزمانشان آمده ام تا به صبا هايم كه در خيابانهاي ايران ايستادگي و قيام مي كنند، به آنها كه نويد بخش آمدن بهار حقيقي ايرانند، به فرزندان نازنينم كه رسم مقاومت را پس از صبا و صباها ادامه مي دهند درود بفرستم و بگويم :

مي خواهند خاموشتان كنند، فرياد شويد . گلوله بارانتان مي كنند، از خون همرزمانتان بر خيزيد.

به شكنجه گاه ها مي برندتان تا خودكشي شويد يا مسخ تاريكي تنهاييتان كنند اما شما مقاومت مي كنيد و كانوني براي شورش دوباره برسياهي و تنهايي ها گروهي مي شويد پر قدرت و پر اراده براي نوشتن سرنوشت و فرداي ايران و امحاي تقدير كور آخوندي.

صبا با پيكري زخمي و در آستانه شهادتش گفت:« ماتا آخرش مي ايستيم» انگار كه تاريخ را مي ديد. او در فروغ اشرف ايستاد تا پايان. پس او هست. در فرياد شما در خيابانهاي اهواز و اصفهان و تهران و تمامي شهرهاي ديگر، در فرياد مرگ بر خامنه اي باورش به فرو ريختن اين نظام موج در موج زد در نگاهش دنباله نگاه ثابت ندا آقا سلطان

صبا وصباها نسيم آمدن بهار ايرانند. به شما مي گويند كه پيش برويد و باز هم به پيش برويد كه بهار ايران در راه است.

صبا بگو به نسيم صبح بهاري كه مي وزد نسيم بهاري

صباي من بيدار شو بيدار

ببين كه ز خونت گل داده اين آخرين دشت هاي ايران

بهر آخرين پيكار.

درود به تمامي شهداي فروغ اشرف

درود به تمامي خانواده هاي شهداي فروغ اشرف

و زنده باد پيكار ما تا آخرين قطره جانمان

متشكرم، پيروز باشد

ادامه مطلب...

آغاز سال ۹۷، توفان انقلاب(2)

moghavemat4 97918

گفتگو با محمدعلی توحیدی.

سوال: شما در ابتدای بحث هفته قبل گفتید که پیام‌ها و موضعگیری‌ها  را متأثر از قیام و توفان انقلاب ارزیابی می‌کنید. منظور شما از این تأثیر و تأثر چیست؟ آیا منظورتان همان اعتراف‌های خامنه‌ای و روحانی نسبت به قیام است یا موضوعات دیگر را مد نظر دارید؟

محمدعلی توحیدی: این‌ که هم خامنه‌ای و هم روحانی در پیام اول سالشان روی اغتشاشات دی ماه انگشت می‌گذارند و با بیان حکومتی از قیام و انقلاب در ایران صحبت می‌کنند، نشانهٔ مشخصی است؛ ولی منظور من خیلی فراتر از این بود.

واقعیت این است در چند هفته‌یی که از سال جدید گذشته است یا در ماه گذشته، ما شاهد تحولاتی در درون رژیم هستیم. اسم آن را بحران حاکمیت می‌گذاریم. مقاومت ایران در همان دوره یا مرحلهٔ قیام‌ها، بر این واقعیت انگشت گذاشت. خواهر مریم هم در صحبت‌هایشان به آن اشاره داشت که اوضاع به لحاظ سیاسی به قبل از قیام برنمی‌گردد. یعنی مختصات جدیدی بر اثر انقلاب، قیام و توفان انقلاب شکل گرفته که به قبل از قیام برنمی‌گردد.

این بازگشت‌ناپذیری در همهٔ زمینه‌ها است؛ این در ارتباط جامعه و مردم با رژیم  هم صدق می‌کند. در ارتباط با مسائل درون رژیم هم صدق می‌کند. در مخاصمات و بحران‌های جناح‌ها و باندها و سران و اجزای متشکلهٔ رژیم، این مناسبات نمی‌تواند مثل قبل باشد. در ارتباطات رژیم در عرصهٔ بین‌المللی هم کاملاً متفاوت است و تأثیر می‌گذارد. مناسبات آن به‌طور کلی  دست‌خوش تحول می‌شود. آن چیزی که در درون رژیم می‌گذرد، مشخصاً مثل قبل نیست.

 ما در رخدادهای بعد از تحویل سال و یا درآستانهٔ تحویل سال و آغاز سال 97 به‌وضوح می‌بینیم که مناسبات و روابطی که با هم دارند یا دیالوگی که بینشان جریان دارد، تمامی متأثر از واقعیتی می‌باشد که اسمش را می‌گذاریم قیام،  انقلاب، توفان انقلاب یا موضوع براندازی که مشکل همه روزهٔ رژیم است.

سوال: بحث ما دربارهٔ جنگ و جدال درونی رژیم است. تأثیر قیام به‌طور خاص روی این موضوع چطور است؟

محمدعلی توحیدی: اگر بخواهیم مخاصمات و جنگ و جدالی که بینشان جریان دارد را در واقعیت شعار اصلی انقلاب، زیر ذره‌بین بگذاریم و روی آن مکث کنیم، متأثر از این شعار است که «اصلاح‌طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا». به این عبارت، به صرف یک شعار نگاه می‌کنیم، اما الآن در صحنهٔ سیاسی به‌عنوان یک واقعیت می‌بینیم؛ یعنی ماجرای یک واقعیتی به لحاظ سیاسی قبل از دی ماه، در دو دهه وجود داشت. این یک ماجرای سیاسی درون رژیم بود؛ یعنی بازی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا بین این‌ها همین‌طوری ادامه داشت.

در شرایط بعد از قیام دی، این بازی و آن کشاکش و آن بحث‌ها، ماجرایش تمام شده است. این اولین چیزی است که می‌توانم بگویم. واقعیت دوم این است که تمام کسانی که از این باند یا آن باند سر مسائل داخلی رژیم صحبت می‌کنند، می‌گویند بحران‌ها به یک وضعیت تعیین کننده رسیده است. حالا به‌طور مشخص سال 97 را می‌گویم. در اواخر سال بیشتر از سال قبل صحبت می‌کردند.

الآن می‌بینیم احمدی‌نژاد و همان بسیجی‌هایی که از او حمایت کردند، حرفشان این است که «سال 97 سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده» است. آن باند دیگر که هم صحبت می‌کند، می‌گوید «ما وضعیت و چشم‌انداز بسیار خطرناکی در پیش رو داریم. با خطر پایان کار نظام روبه‌رو هستیم». این بحث را می‌کنند. امروز هم در نماز جمعه تهران یا مشهد، سخنران می‌گفت که ما باید نظام را حفظ کنیم! چاره‌یی غیر این نداریم. یعنی چاره‌جویی‌ها بین اصلاح‌طلب و اصولگرا نیست؛ چاره‌جویی بر سر حفظ کل نظام است.

نکته یا محور سوم، باز هم پایان ماجرای این جدال، ناکارآمدی و بی‌مصرفی و پایان خط این باندها را اثبات می‌کند. به‌عبارتی صحنه سیاسی رژیم را که نگاه می‌کنیم، این‌ها از هر دو طرف خود را به دستگاه خامنه‌ای عرضه می‌کنند که ما راه حل هستیم.   بسیجی‌های احمدی‌نژاد یا خود احمدی‌نژاد به خامنه‌ای نامه می‌نویسند. حرفشان این است که اوضاع دارد از کنترل خارج می‌شود؛ غیر قابل مدیریت و غیر قابل اصلاح است. به چنین نقطه‌یی رسیده‌اند. به‌صراحت گفته بودند که احمدی نژاد بیاید درست کند! آن یکی باند هم می‌گوید مسیر و راهی که می‌رویم، به ترکستان است! یک نفر از باند خامنه‌ای ـ فلاحت‌پیشه در مجلس رژیم ـ  گفته بود این سیاست منطقه‌یی که می‌رویم، سیاست انتحاری است. یعنی ایستاده‌اند و حاضر به مذاکره سر موضوع موشکی رژیم نیستند.

این نمونه‌ها از بن‌بست صحبت می‌کنند؛ اما خودشان به‌عنوان راه حل عرضه می‌کنند. باند اصلاح‌طلبان و محمد خاتمی، در ابتدای قیام دی ماه 96 گفتند چاره، اصلاحات است! خاتمی، مجاهدین را هم حسابی شلاق‌کش کرد و خطر آن‌ها را گوشزد نمود.  یعنی این که ما بیاییم کاری بکنیم. در عین این‌که خودشان را عرضه می‌کنند، ولی فقیه می‌بیند همهٔ این‌ها کارت‌هایشان سوخته است. هیچ‌کدامشان مسأله‌یی از او حل نمی‌کنند؛ چون می‌گویند که ما بیاییم دستگاه را حفظ کنیم! خامنه‌ای هم می‌بیند که این‌ها دستگاه را کور میکنند که شفا نمی‌دهند!

 امام جمعه خامنه‌ای در مشهد گفت «خودتان خراب می‌کنید، شکست می‌خورید، اما می‌اندازید  به گردن ولی فقیه!». هم به رئیس جمهور لاحق می‌گفت، هم به رئیس جمهور سابق. هم به آن یکی باند می‌گفت، هم به این باند. بعد ادامه داد «اگر شما خراب کنید و درس بگیرید، ما از شما متشکریم؛ اما شما همین کار را هم نمی‌کنید!». یعنی بی‌مصرفی، ناکارآمدی و به آخر خط رسیدنشان. حتی خودشان هم می‌گویند ما باید برویم دنبال یک گفتمان و حرف‌های جدید.

حالا این‌ها روی دست ولی فقیه مانده‌اند؛ ولی فقیه هم روی دست این‌ها مانده است! چنین است وضعیت! یعنی آدم پایان ماجرا را به‌وضوع در صحنه می‌بیند. پس این فقط یک شعار نبود که ملت بگویند «اصلاح طلب، اصولگرا ـ دیگه تمومه ماجرا». واقعاً ماجرا به پایان رسیده و واقعاً دستگاه کار نمی‌کند.

سوال: شما در بحث هفته گذشته، صحبت‌های اول سال خامنه‌ای را نشانهٔ دیگری از «توفان انقلاب» توصیف کردید. اجازه بدهید قسمت‌هایی از صحبت‌هایش در مشهد را ببینیم و سپس در این رابطه صحبت کنیم.

تلویزیون رژیم، خامنه‌ای: «عده‌ی بی‌انصافی می‌کنند، از آزادی موجود استفاده می‌کنند و به‌دروغ می‌گویند آزادی وجود ندارد! رادیوهای بیگانه هم سخن آن‌ها را بازتاب می‌دهند. واقع قضیه این نیست. امروز در کشور ما آزادی فکر هست، آزادی بیان و آزادی انتخاب هست. هیچ‌کس به‌خاطر فکرش و نظرش که مخالف نظر حکومت است، مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمی‌گیرد. هرکس ادعا کند که مورد فشار قرارگرفتم؛ چون عقیده‌ام در مورد فلان مسأله، مخالف حکومت بوده؛ هر کسی چنین ادعایی بکند، دروغ گفته. چنین چیزی نیست!».

بسیار جالب است. الآن که ما داریم بحث می‌کنیم، رژیم رسماً اعلام کرده که می‌خواهد تلگرام را فیلتر کند. سر و صدای کارگزاران رژیم از هر دو باند هم درآمده است. همین هم یک فضیحت دیگری برای رژیم است.

آقای توحیدی! چرا خامنه‌ای با این همه رسوایی که در مورد خودش، دیکتاتوری‌اش و رژیمش در سطح جهانی یا در داخل هست، با چنین صراحتی این ادعا را می‌کند؟

محمدعلی توحیدی: قبل از هر چیز در حرف‌های این‌ها توفان انقلاب را خیلی خوب می‌شود دید. بهتر است از همین حرفی که خامنه‌ای می‌زند، برای توضیح این بحث استفاده کنیم. این یک دیالوگ بین خودشان است. خامنه‌ای دارد با باندهای درون حکومتش صحبت می‌کند؛ مثلاً دارد با احمدی‌نژاد و با بقیه‌شان صحبت می‌کند. چند روز پیش هم یکی از این مهره‌های باند مغلوب ـ زیباکلام ـ می‌گفت «فرض کنیم که شما تلگرام را فیلتر می‌کنید؛ با متولدین دهه‌ها ۶۰و ۷۰و ۸۰چه کار می‌خواهید بکنید؟ مخاطب تلگرام این‌ها هستند؛ چه کارشان می‌خواهید بکنید؟».

واقعیت این است که خامنه‌ای در این صحبت مخاطبین بین‌المللی، داخلی، مردم و نسل دههٔ ۶۰و ۷۰و ۸۰را ول کرده و دارد با خودش صحبت می‌کند. در داخل خود رژیم هم هنوز مرکب حرفش خشک نشده، جوابش را می‌دهند. احمدی‌نژاد به خامنه‌ای نوشت که «لطفاً این حرف‌ها که بر سر آزادی زدی، نامه کن و برای رئیس قضائیه‌ات بفرست! تو که می‌گویی آزادی هست، نفرات من را به‌خاطر آزادی زندانی کرده‌یی». یکی از اعضای باند مجاهدین انقلاب اسلامی ـ قدیانی ـ گفت که حرف‌های خامنه‌ای مثل حرف‌های «گوبلز» است. آنقدر دروغ بزرگی می‌گوید تا کسی به آن شک نکند. یعنی ولی فقیه را مثل گوبلز می‌داند. این‌ها جواب‌های داخل حکومت است. برمی‌گردیم سر بحث خودمان.

خوب است شما حرف‌های امسال خامنه‌ای را با حرف‌های او در فروردین ۹۶در مشهد مقایسه کنید. آن‌جا داشت ماجرای جریان اصولگرا را دنبال می‌کرد. داشت برای نمایش انتخابات اردیبهشت، سور و سات می‌چید، برنامه می‌ریخت و مهندسی می‌کرد که چطوری آن آخوند جلاد ـ رئیسی ـ را روی کار بیاورد. یک گفتمانی داشت؛ یک ماجرایی داشت. الآن اما «دیگه تمومه ماجرا». دیگر خبری از آن حرف‌ها در سخنان ولی فقیه ارتجاع نیست؛ در حالی که همیشه در سخنان مشهدش، سیاست سال را معین می‌کند.

پاسخ شما همین است. ولی فقیه دارد با خودش دیالوگ می‌کند. جوابی هم که از داخل حکومت به او می‌دهند، یکی بیانیه ابوالفضل قدیانی و یکی هم نامه ۳۰۰بسیجیِ احمدی‌نژادی است. یکی از این سر طیف دستگاه، یکی هم از آن سر طیف. یعنی در دیالوگ درونی‌شان به خامنه‌ای گفته‌اند آقا! حرف مفت نزن! در دیالوگ درونی‌شان ماجرای اصلاح‌طلب و اصولگرا هم تمام شده است. خیلی‌ها هم حرف‌های خامنه‌ای را نسبت به حرف‌های قبلی‌اش «پریشان» توصیف کرده‌اند. اتفاقاً حرف‌هایش شاهد خیلی خوبی بود که دیگر ماجرا تمام شده و مقام ولایت هم گیر کرده است.

سوال: همان‌طور که اشاره کردید، در اول سال ۹۷همهٔ باندهای رژیم هشدار می‌دهند که «سال پر چالشی» است؛ «سال تعیین‌کننده» است. همه‌شان هم می‌آیند تئوری و تز می‌دهند! به نظر شما خروجی این تئوری‌ها و تزها چه خواهد بود؟

محمدعلی توحیدی: درباره تئوری‌ها و تزها، بحث مفصلی داریم که امیدوارم در برنامه‌یی به آن بپردازیم. تئوری‌ها و تزهای این‌ها رنگ و لعاب اصلاح‌طلبی و رفرم دارد. احمدی‌نژاد هم حتی گفته بود که باید اصلاحات بکنید. نکته این است که این‌ها اصلاً اعتبار «تئوری و تز» ندارد. این‌ها همه‌اش پروژهٔ امنیتی است. کل سیستم با براندازی و خطر سرنگونی روبه‌رو است و هر کس طرح و برنامه امنیتی خودش را عرضه می‌کند. یعنی شما نباید خیلی دنبال تئوری و تز بگردید تا ببینید از آن، چه در می‌آید!

دربارة خروجی این موضوع هم اگر بخواهم یک پاسخ منطقی بدهم، باید بگویم که همهٔ این‌ها ـ غیر از احمدی‌نژاد که قدری از این‌ها انحراف دارد ـ  بر سر امنیت و این مسائل به روحانی رسیده‌اند. درون خودشان هم که حرف می‌زنند، از همگرایی و این چیزها می‌گویند.

قیام دی ماه اولین چیزی را که از نظر سیاسی در انظار داخلی و بین‌المللی و جامعهٔ ایران باطل کرد، همین بازی و نمایش انتخابات بود. واقعیت این است که با آن کارزار مقاومت علیه آن نمایش انتخابات ـ در حالی که عده‌یی که خودشان را یک زمانی اپوزیسیون می‌دانستند، درباره روحانی بازار گرمی می‌کردند و می‌رفتند سفارت‌های رژیم و رأی می‌دادند ـ با شعار «نه جلاد ـ نه شیاد» ان را تحریم کرد و مهندسی خامنه‌ای را بر هم زد. درست یک سال از آن می‌گذرد و ما شکست آن بساط و نمایش را با تمامیتش در قیام دی ماه دیدیم. و یا همة بازی‌های آخوند روحانی را بر سر برجام، باز مقاومت ایران با پیگیری‌ها و فعالیتش برهم زد. حالا برجام روی دست دستگاه مانده است. هم روی دست رژیم مانده و هم روی دست مماشات‌گران و حامیان رژیم و بادمجان دور قاب‌چین‌های داخلی و حاشیه‌یی‌اش. رژیم در آغاز سال ۹۷با شکست این دو پروژه روبه‌رو است. در نهایت می‌رسد به آخوند روحانی که از قدیم هم بین رفسنجانی و خامنه‌ای، این روحانی یک وزنهٔ تعادلی بود که می‌گفتند می‌تواند نقطهٔ تعادلی باشد که شکاف حاکمیت، هم بیاید. یعنی شکافشان را با یک آخوند امنیتی هم بیاورند. حالا خود این سوخته و روی میز نظام است.

بنابراین تدابیر امنیتی شامل کشتن، زندان و تحت عنوان خودکشی بیرون دادن، الآن گریبان خودشان را هم گرفته است. اخیراً هم سر حمید بقایی گریبانشان را گرفته است که می‌گوید من خودکشی نمی‌کنم! این بساط هم توی زندان راه افتاده است. بنابراین خروجی مؤثری ندارد. بن‌بست واضح است. راه حل و گفتمان برتر، همان براندازی است. همان مرگ بر ولایت فقیه است. همان ارتش آزادیبخش است. همان آلترناتیو و راه حلی است که این مسیر را باز کرده و به گفتمان برتر سیاسی تبدیل شده است. دشمن هم به این گواهی می‌دهد.

توفان انقلاب، آغاز سال ۱۳۹۷ (گفت‌وگو با محمدعلی توحیدی)

محمدعلی توحیدی

چالشها.

سوال: با توجه با اولین برنامه در سال جدید، ما سال گذشته را با فصل قیام مردم ایران به پایان رساندیم. سال جدید چگونه شروع شد؟ با توجه به مسائلی که در سال گذشته داشتیم، فصل جدید و سال جدید را چگونه دیدید؟

محمدعلی توحیدی: این سوال، هم جنبه احساسی دارد هم باید به بحثهایی که در چالشها می‌کنیم، ارتباط بدهیم. در ادامه بحثهایی که داشتیم، احساسم این بود که باد به‌شدت در حال وزیدن است. در همه زمینه‌ها می‌شود دید که بحث مفصلی است؛ ولی می‌گویند که یک تصویر از هزار واژه گویاتر است.

من تصویر «هفت سین» کشاورزان شورشی ورزنه در اصفهان را که در تحویل سال دیدم ـ که تراکتورها را کنار هفت سین گذاشته بودند؛ یک هفت سین شورشی با کلمات ساچمه و شمع و گاز اشک‌آور رژیم ـ به خودم گفتم که زندانیان سیاسی همیشه در زندان‌ها عید را با مضامین خودشان برگزار می‌کردند، اما توفان انقلاب طوری است که کشاورزان معترض که از یک خواست خیلی مشخص حق‌آبه (حق یک ملک یا مزرعه از آب رودخانه یا قنات)و آبشان شروع کردند، چگونه است که در تحویل سال هم به شورش ادامه می‌دهند؛ آن هم با چنین سمبل‌هایی که به‌نظر من این خیلی شروع گویایی بود.

البته به صحنه سیاسی برویم حرف‌های ولی‌فقیه ارتجاع، حرف‌های روحانی ـ که سایهٴ قیام و انقلاب و هراسشان از قیام و انقلاب در به‌اصطلاح پیام‌های نوروزی‌ هر دوشان بود ـ با وجودی که سعی کردند مسأله را تحت عنوان «اغتشاشات» رفع و رجوع کنند، ولی نتوانستند زلزلهی را که زیر تخت‌های ولایت و حکومت‌شان است، کتمان کنند؛ بلکه به آن اذعان کردند که جای بحث دارد.

 از بابتی هم به‌خصوص در بحث چالشهای سیاسی که داشتیم، به نظر من توفان انقلاب در حرف‌های کباده‌کشان قلابی اصلاحات، به‌خصوص درهمان روزهای اول سال یا در همان شب عید خیلی گویا و شگفت‌آور بود. هیچ چیز جز توفان انقلاب نمی‌توانست این را تبیین کند.

همــه سران و کباده‌کشانشان که از قیام شروع کردند، در شروع سال حرف‌هایی زدند و همان ورشکستگی، بن‌بست و استیصال سیاسی را اذعان کردند. همان حقایقی که چند دهه به‌طور خاص می‌پوشاندند. به نظر من این‌ها خیلی حاکی از توفان قیام بود.

سوال: مشخصاً به کدام حرف‌ها اشاره دارید و چه موضوع مهمی است که شما اولین بحث سال جدید را با آن شروع می‌کنید؟

محمدعلی توحیدی: به چند جمله که عوامل رژیم در ابتدای سال گفتند، اشاره می‌کنم که شاید کافی باشد.

محسن آرمین، نایب رئیس قبلی مجلس رژیم، ۷فروردین: »رفتار معترضان دی ماه در میدان اصلاح‌طلبی نبود. اکثر کسانی که در این اعتراضات شرکت داشتند، نماینده گروه‌هایی از جامعه بودند که جز‌ء پایگاه اجتماعی اصلاحات محسوب نمی‌شوند.

طبیعی است که اصلاح‌طلبان نتوانند گروهی را که جزء بدنه آنها محسوب نمی‌شود و میدانی که متعلق به آنهانیست، مدیریت کنند. چنین انتظاری از اصلاح‌طلبان منطقی به‌نظر نمی‌رسد». این یعنی  چه؟ یعنی آن  کشاورزان، آن  دهقانان، آن  کارگران، آن  جوانان، آن دانشجویان شورشی که به میدان آمده بودند، آن بیکاران، آن غارت‌شدگان و آن جامعهٴ به میدان آمده در اعتراضات دی ماه و در اعتراضات سراسر سال ۹۶ و اعتراض بعدی، هیچ ربطی به ما ندارند. ما مربوط می‌شویم به بخش مرفهی که شریک قدرت  است و یک قشر مرفهی از آن بهره‌مند شده است. هیچ ربطی به این‌ها نداریم. خودش میدان  را  ترک  می‌کند و این را به‌وضوح می‌گوید.

اما جالب‌تر از این‌ها حرف‌های سعید حجاریان بود که مغز اینها حساب می‌شود. وی یکی از بنیانگذاران وزارت اطلاعات و دستگاه سرکوب رژیم و از دژخیمانی است که ما از دهه ۶۰او را می‌شناسیم. حجاریان می‌گوید: «من معتقدم اعتراضات ادامه خواهد داشت. چرا ادامه خواهد داشت؟ چون که روحانی قدرت لازم را برای بهبود وضعیت ندارد. در بدنه دولت فساد وجود دارد. برخی وزرا ناکارآمد هستند و از این گذشته، دولت برخی از حوزه اختیاراتش را با نهادهای نظامی شریک شده است».

حجاریان کسی بود که خودش در جریان اعتراضات، وقتی رهنمودهای سرکوبگرانه و امنیتی به دستگاهها می‌داد، می‌گفت که باید همگرایی کرد و دولت روحانی را چسبید؛ چون عبور از روحانی یعنی عبور از کل نظام.

الآن خودش می‌گوید دولتش فاسد و شریک نظامیان ـ یعنی پاسداران ـ غارتگر است و کاری از آن برنمی‌آید. بعد هم فاطمه صادقی ـ که دختر خلخالی قاتل و الآن  اصلاح‌طلب است ـ و حجاریان هم که خودش کباده‌کشاصلاح‌طلب‌ها و وزارت اطلاعات باشد ـ با چنین سوابقی مصاحبه داشتند؛ در این مصاحبه، مجری که از دار و دسته خودشان است، می‌پرسد که «اعتراضات دی ماه به‌لحاظ جریان‌شناسی سیاسی، نقطه عطفی به حساب می‌آید. ماجرا به‌طور خلاصه این بود که اصلاح‌طلبان که گمان می‌رفت همواره آن دیگریِ بهبودخواه هستند، ناگهان با طرح شعار اصلاح طلب، اصول‌گرا ـ دیگه تمومه ماجرا، همجنس اصول‌گرایان پنداشته شده‌اند. اساساً چرا مرزهای این دو جریان میان مردم از بین رفته است؟». مجری با این پرسش، ارزش و موقعیت جدی به این شعار می‌دهد که واقعاً قوی‌ترین شعار اعتراضات دی ماه بوده است.

حجاریان جواب می‌دهد: »مردم معترض در شرایط بد اقتصادی که خود در مضیقه هستند، فکر کردند اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبان دست در دست هم در حال خوردن بیت‌المال هستند». حالا این را طوری می‌گوید که انگار مردم اشتباه کردند و توضیح می‌دهد: » ما جای زیادی نداریم در حاکمیت» و ادامه می‌دهد: »ریشهٴ دیگر این شعار  برآمده از حقیقت محض می‌باشد. بی‌پرده بگویم که اطلاح‌طلبان کانفرمیست ـ آنهایی که خود را با حکومت تطبیق می‌دهند و نمی‌دانم کدام‌ها هستند که خودشان را با حکومت تطبیق ندادند و نمی‌دهند ـ رانت‌خوار هستند؛ سابقه رانت‌خواری‌شان به چند دهه پیش بازمی‌گردد». بعد خودش در ادامه پاسخ جدی‌تر می‌دهد و می‌گوید: »قیام‌کنندگان دی ماه کلیت جمهوری اسلامی را هدف گرفته بودند. بنابراین  دو بازوی حکومت یعنی اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان را خطاب قرار داده بودند. پس توی حکومتند؛ بازوی حکومت هستند. واقعیت این است که شعار عبور از اصلاح‌طلبان، اول بار از طرف سازمان مجاهدین خلق پس از۲خرداد ۷۶مطرح شد».

 یعنی آن شعاری را که مجاهدین از اول در مورد این‌ها  می‌گفتند، الآن زبان توده‌هاست و این‌ها این‌طور به آن اذعان می‌کنند.

 سپس به موضوع قدرت اشاره می‌کند: »برچسب همراهی با بلوک قدرت از قبل جدا نمی‌شود، مگر آن‌که اعلام علنی کند. برای مثال مرا جزیی از بلوک قدرت می‌دانند و می‌گویند که همین برای جمهوری اسلامی وزارت اطلاعات ساخته. کافی است که طینت و ماهیتش را  بدانند».

این سطح آگاهی در این انقلاب است. آن هم پایه اجتماعی‌اش. بعد هم  صحبت می‌کند که: «ما درس گرفتیم از این و می‌خواهیم برویم سر نظر استصوابی شورای نگهبان، قوه قضاییه و صدا و سیما و برویم در رابطه با این موضوعات صحبت کنیم و بتوانیم این‌ها را حل و فصل کنیم». مصاحبه‌کننده هم می‌گوید: «این‌ها نمدمالی در سیستم است!». حجاریان می‌گوید: «به هر حال شتر خوابیده از خر ایستاده بلندتر است! ما باید این حرف‌ها را بزنیم؛ حتی اگر کسی تحویل نگیرد. من فکر می‌کنم که این‌طور حرف‌ها بسیار اهمیت دارد».

سوال: آقای توحیدی! از چه بابت این حرف‌ها اهمیت دارد؟

محمدعلی توحیدی: اهمیتش از سه بابت است:

اول: تعیین تکلیف چالشهای این قیام است. مثلاً از اول که قیام‌ها رخ داد،  این بحث بود و حتی خارجی‌ها و ناظران سیاسی می‌گفتند که این قیام با تظاهرات سال ۸۸بسیار متفاوت است و هیچ ربطی به بدنه حاکمیت ندارد؛ حالا اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا. این معنا و این حرف در اظهارات این‌ها هم تعیین تکلیف شد که این اعتراضات و قیام مردم وحرفهای مردم ربطی به باند اصلاح‌طلبان ندارد. یعنی بختکی را از صحنه سیاسی ایران کنار می‌زند و صحنه را روشن می‌کند.

دوم: از بابت تعیین تکلیف چالشهای اساسی در سه ـ چهار دهه حاکمیت آخوندی. از دهه ۶۰ چالش اساسی این بود: حاکمیت مردم یا ولایت فقیه؟  حتی در سال ۵۹هم بود که  به سال ۶۰رسید. قبل از ۳۰خرداد که بحث سیاست را با  قتل‌عام و کشتار جمع کردند، بحث چه بود؟ بحث رأی مردم بود. بحث انتخاب مردم و حذف‌هایشورای نگهبان بود. همین تقلباتی که علیه مجاهدین در انتخابات بود. همه این حرف‌ها و بحثها همان موقع بود. همین کسانی که الآن این حرف‌ها را می‌زنند، جلوی مجاهدین ایستاده بودند، شلیک می‌کردند، شکنجه می‌کردند و می‌کشتند که چرا این حرف‌ها را می‌زنید و چرا علیه ولایت فقیه حرف می‌زنید؟

 این چالش در دهه ۶۰و دهه ۷۰مگر چه بود؟ زمانی رفسنجانی میدان‌داری می‌کرد؛ بعد خاتمی آمد. مگر حرف چه بود؟ حرف مجاهدین و شورای ملی مقاومت چه بود؟ این بود: خاتمیِ مدعی اصلاحات، یک قطره حقوق بشر در حکومت جمهوری اسلامی وارد کند تا ببینیم که چه به روزشان می‌آید. بعد خاتمیِ رئیس اصلاحات و اینتئوریسین‌هایشان گفتند ما حکومت دموکراسی و حیانی داریم، ولایت فقیه داریم که حکومت دموکراسی و حیانیاست! خامنه‌ای هم می‌گفت مردم‌سالاری دینی داریم!

الآن هم تاج‌زاده که کباده‌کش دیگر آنهاست می‌گوید: «ما اشتباه کردیم که ولایت فقیه را بردیم در قانون اساسی».

 بعد رسیدیم به دهه ۸۰: در حمله آمریکا به عراق و آن جنگی که اتفاق افتاد، با وجود اعلام بی‌طرفی موقعیتی که مجاهدین و ارتش آزاردیبخش داشتند، همین محسن آرمین ـ و دولتشان که دولت اصلاحات بود  ـ غصه می‌خوردند که چرا مجاهدین در بمباران آمریکایی‌ها نابود نشدند؛ و با آمریکا و انگلیس قرارداد می‌بستند که مجاهدین را بعد از جنگ ۲۰۰۳آمریکا ـ عراق به رژیم تحویل بدهند.

حالا کی مستقل است و کی وابسته؟  کی جنگ‌طلب است و کی برای آزادی و صلح می‌جنگد؟ این هم دهه ۸۰.

 و الآن هم دهه ۹۰: چالشهای اساسی در صحنه سیاسی ایران در اظهارات خود این‌ها دارد تعیین تکلیف می‌شود.

 و سوم: تمام بادمجان دور قاب چینهای باند فریب و شیادی در حاکمیت آخوندی را که صحنه سیاسی ایران را با کلمه اصلاحات ـ چه رفرمی، چه اصلاحات‌چی ـ لوث کردند، تعیین تکلیف می‌کند. مشخص می‌کند که شما بخشی از حاکمیت و بخشی از دستگاه حفظ رژیم ولایت فقیه بو دید.

مگر ما چه می‌گفتیم؟ شورای ملی مقاومت در دهه ۷۰در اطلاعیه‌هایش می‌گفت ـ بعد از دهه  ۸۰هم مرتب ادامه داد ـ که اگر این‌ها راست می‌گویند که اصلاح‌طلب واقعی هستند، باشد؛ شما اصلاح‌طلب هستید؛ شماارزش‌های انقلابی را قبول ندارید؛ شما مواضع طبقاتی و تاریخی مجاهدین را قبول ندارید؛ ولی کدام اصلاح‌طلبی است که وقتی در حاکمیت خاتمی، یک روزنامه باند خودش نوشت «در سال ۶۷اتفاقاتی در زندانهای ایران افتاده است» ـ در قتل‌عام ـ خاتمی و مهاجرانی که وزیر ارشاد بود، روزنامه را بستند. این‌ها اصلاح‌طلب هستند و مجاهدین وابسته! آیا مجاهدین خواهان جنگ و بمباران نیروی اپوزیسیون بی‌طرف هستند؟ کی جنگ‌طلب است؟ کی صلح‌خواه است؟ کی آزادیخواه است؟‍

این مسائل، این چالشها و این بحثهای سیاسی که در این دوران  ادامه داشته، این‌ها تعیین تکلیف می‌شوند. این آن اهمیتی است که این‌ها خودشان رسوایی آن مسیری که رفته‌اند را  به‌وضوح دارند اذعان می‌کنند. حالا تاج‌زاده می‌گوید اشتباه کردیم که ولایت فقیه را در قانون اساسی وارد کردیم. کسی که خودش معاون وزیر کشور، حذف کننده و اداره کنندهٴ انتخاباتی بوده که با همین بساط شورای نگهبان، آزادی و حق حاکمیت مردم را سرکوب کردند. این‌ها به‌لحاظ چالشهای سیاسی خیلی مهم است.

سوال: پس چرا در صحبتی که به آن اشاره کردید، همین حجاریان گفت که تنها راه‌حل، اصلاحِ اصلاح‌طلبان است؟

محمدعلی توحیدی: سؤال بسیار مهمی است. برای این‌که این‌ها اتفاقاً در همین اظهارنظرهای ناگزیر، خودشان را افشا می‌کنند. برای این‌که این‌ها اصلاح‌طلبان قلابی‌اند. این‌ها خودشان را درست نقد نمی‌کنند. این‌ها برای نقد آن دیدگاهها نیامده‌اند. این‌ها برای حفظ این دستگاه آمدند. الآن هم حرفشان «البته خمینی» است. حرف‌هاییهم که بعضی‌ها تحت عنوان اپوزیسیون می‌زدند، دیکته شده دستگاه بود. همین تاج‌زاده می‌گفت من ولایت فقیه را قبول ندارم؛ اما به این خاطر حمایت می‌کنم که آلترناتیوش خطر دارد؛ یعنی بدتر است.

آلترناتیو دموکراتیک بدتر است! این‌ها اصلاح‌طلب واقعی نیستند. به همین‌خاطر نتیجه‌گیری‌اش این نمی‌شود که من اشتباه کردم.  اما درست آن چیست؟ دوباره چه می‌گوید؟ باز هم ترفند و کلک است. البته دیگر «پایان ماجرا» است. خودشان هم در خیلی جاها می‌گویند که دیگر برایشان جواب ندارد. بنابراین درست مثل خامنه‌ای که قیام شد، مثل شاه گفت که «صدای انقلاب را شنیدم» و من هم مسؤلم، من هم مقصرم؛ اما عید نوروز که در مشهد صحبت می‌کرد، گفت که تقصیر کی بود و من نبودم! این اذعان ناگزیر بعد از قیام، و شعار مردم در نفی حاکمیت، یک خروجی بازسازی برای این‌ها ندارد؛ چون قلابی‌اند. باز هم در فکر حفظ نظام هستند.

باز هم همان چالش واقعی که این‌ها دنبال می‌کردند، دنبال می‌کنند. یک چالشی که از وقتی این‌ها روی کار آمدند، از وقتی که انقلاب را دزدیدند، یک چالش بوده و آن حاکمیت ملت و مردم و آزادی است. یک چالش این بود که آزادی نیروی مجاهدین را بگیرند؛  نیروی اصلی مدافع آزادی و ضدارتجاع را با انواع مارک‌ها مثل این‌که آمریکایی هستید و فلان می‌کنید. آن موقع حزب توده هم کمکشان می‌کرد که مجاهدین را از صحنه خارج کنند. بعد هم خواستند با قتل‌عام از صحنه خارج کنند. این چالش این‌ها است. به همین دلیل این‌جا هم به این ترفندها برمی‌گردنند.

سوال: با این وضع که اصلاح‌طلبان حرف‌هایشان ماست‌مالی می‌شود ـ و خودشان هم این کار را می‌کنند ـ پس اهمیت حرف‌هایشان در چیست؟

محمدعلی توحیدی: این هم سؤال بسیار مهمی است. اهمیت حرف‌ها در شفاف شدن صحنه سیاسی است. برای نیروی شورشی، برای نیروی انقلابی، برای جوان ایرانی و برای میلیون‌ها ایرانی روشن می‌شود که این‌ها در طول این مدت، دقیقاً پروژه حفظ نظام و حذف مجاهدین را با انواع و اقسام داعیه‌های  به‌ظاهر تئوریک پیش می‌بردند. در حالی که این‌ها  اصلاً تئوریسین و روشنفکر به‌معنای دقیق کلمه نیستند. سانسور و پارازیت روی صدای مجاهد روی تلویزیون مجاهدین و هر کسی که از مجاهدین حمایت کند، اعمال می‌کردند. «مجاهد» را کلمه سرخ و مرز سرخ کردند. بعد هر چه بوده، یاوه بافتن بوده است. الآن این یاوه‌ها می‌رود کنار. با کنار رفتن این‌ها، نسل جوان و آنهایی که در دهه ۸۰و ۹۰به‌دنیا آمده‌اند، آگاه می‌شوند و می‌بینند که این‌ها که هستند و حالا خودشان دارند خودشان را تعریف می‌کنند. شفاف شدن صحنه، این زمینه است که آن پرده کنار برود. مثل دوره خمینی نشود که به‌دلیل سرکوب شاه، یک دجالی  مثل خمینی آمد و برد.

 مجاهدین به‌دلیل استمرار و اصرار بر مشی ضد ولایت فقیه، با انکار قانون اساسی رژیم و تحریم رفراندوم قانون اساسی، به‌عنوان نیروی مسلمان دارای پایگاه اجتماعی، از این سیستم جدا شدند. گناهشان همین بود که خمینی می‌گفت چون این کار را  کردید، با شما نمی‌توان تفاهم کرد. اصلاح‌طلبان قلابی رفتند شریک شدند و در پروژهسرکوب و حذف مجاهدین شرکت کردند. الآن می‌گویند  به بن‌بست رسیدند؛ به استیصال رسیدند همین الآن هم می‌گویند که ما این یاوه را انداختیم که «اگر قیام شود، ایران سوریه می‌شود. این موهوم است». جالب است وقتی حجاریان می‌گوید که «این موهوم است»، دختر خلخالی سؤال می‌کند که «خطر سوریه شدن ایران را تا چه حد جدی می‌دانید؟».

مجری:‌ یعنی آنچه که روی آن زیاد تبلیغ می‌کنند.

محمدعلی توحیدی: آنچه تبلیغ زیادی می‌کنند، علیه قیام است، علیه انقلاب، علیه کانونهای شورشی، علیه حمله و تهاجم به مراکز سرکوب و حاکمیت ولایت فقیه و علیه استبداد است. این‌ها ـ همین اصلاح‌طلبان قلابی ـ علم کرده بودند که این‌جا می‌شود سوریه! حالا می‌گویند نباید این کار را بکنیم. ما فقط باید تمکین کنیم به ولایت. به‌قول خودش «شتر خوابیده باشیم که از خر ایستاده، قدش بلندتر است». بعد حجاریان می‌گوید «خطر سوریه‌یی شدن و شعارهای مربوط به آن موهوم هستند».

فاطمه صادقی ـ دختر خلخالی ـ می‌گوید که «به اعتقاد من مادامی که اصلاح‌طلبان نتوانند نقش میانجی را ایفا کنند و حاکمیت به همین شکل ادامه دهد، اوضاع بدتر خواهد شد. در نتیجه هر سناریویی متصور است. نفس این دعوا  که ایران سوریه می‌شود، از ناخودآگاه ترس خورده اصلاح‌طلبان و ناتوانی آنها از مواجهه با بن‌بست سیاسی پرده برمی‌دارد».

 روشن می‌شود این‌ها را که خودشان اعتراف می‌کنند، تازه بخشی را می‌گویند.

  نسل جوان جامعه، فضای سیاسی ایران، چالشهای سیاسی جدی و واقعی و اصیل در ایران، از این بختک آزاد و رها می‌شود. آن‌وقت توفان انقلاب، راه و مسیر خود را که حتماً مسیرآزادی، مسیر حاکمیت مردم و مسیر یکپارچگی ایران است، پیدا می‌کند؛ مسیرآینده، به‌قول مصدق «سعادت ایران وایرانی» است.

ادامه مطلب...

منتخب ویدئوکلیپ