Menu

گزارش، تحلیل، مصاحبه

كلن ـ گردهمايي دادخواهي قتل عام سي هزارگلسرخ در1367 و گراميداشت سالگرد تاسيس سازمان مجاهدين خلق ايران

koln15 64b27

كلن ـ شنبه 16 سپتامبر 2017 ( 25 شهريور 96 )- جوامع ايراني در ايالت نوردراين وستفالن روز شنبه 25 شهريور در يك گردهمايي در مقابل كليساي تاريخي DOM در مركز شهر كلن، ياد سي هزار زنداني سياسي در قتل عام جنايتبار 67 را گرامي داشتند و از دولت و وزارتخارجه آلمان خواستار اقدام فعال بين المللي جهت انجام تحقيقات مستقل در مورد اين قتل عام شدند.

همزمان نمايندگان جوامع ايراني شركت كننده، پنجاه و دومين سالگرد تاسيس سازمان مجاهدين خلق و انتخاب خواهر مجاهد زهرا مريخي بعنوان مسئول اول سازمان را به رهبري مقاومت، سازمان مجاهدين و همه دوستداران آزادي ايران تبريك و تهنيت گفتند.

در اين گردهمايي نمايندگاني از شهرهاي مختلف اين ايالت و انجمنهاي زنان، متخصصان و ورزشكاران سخنراني نمودند.

koln17 e40e9خانم سيمين منافي از شوراي ايرانيان شهر كلن، ضمن خوشامدگويي به حاضران، ضمن سخناني در ابتداي مراسم منجمله گفت : سازمان مجاهدین سازمان عشق و فدا است که با ایمان به آرمان ازادی 52 سال است که با فدای بیکران و پرداخت بهای لازم در وفای به عهد و پیمان برای رهایی مردم اسیر ایران سر از پا نشناخته و هزازهزاراز ان جانهای پاک را فدیه داده است تا شعله های مقاومت برای ازادی ایران همچنان فروزان بمانند. مردم ایران و نسلهای اینده و تاریخ بی گمان از این گوهرهای بی بدیل و نظیر بسیار خواهند گفت و نوشت. امروز اینجا گردهم امده ایم که در راستای جنبش دادخواهی آن هزاران سر بر دار شده و 30000 زندانی سیاسی قتل عام شده در سال 67 , بار دیگر با انها تجدید پیمان کنیم كه از هیچ کوشش و تلاشی برای افشای این جنایت علیه بشریت فروگذار نکنیم تا امران و عاملان ان برای پاسخگویی جنایاتشان دربرابر عدالت در دادگاههای بین المللی قرار گیرند

 koln1 d4de5مهرداد هرسيني رئيس بنياد توسعه و دمكراسي در خاورميانه

koln 8855eمريم تهراني از جامعه ايرانيان بن با تعظيم در برابر روانهاي پاك شهيدان قتل عام 67 اظهار داشت :

درست است كه شهادت سي هزار گلسرخ، براي اين ميهن بهاي بسيار سنگيني بود، درست است كه شما با سركوبي باورنكردني 28 سال سكوت را به مردم ما تحميل كرديد، درست است كه بسياري از مادران همچنان چشم براه بازگشت فرزندان يا در جستجوي سنگ مزاري از عزيزان خود هستند، و اين درست است كه به يمن خيانتهاي بزرگ ارباب مماشات و امدادهاي غيبي شرق و غرب عالم، شما جانيان هنوز دستگير و محاكمه و مجازات نشده‌ايد، ولي ديديد كه مجاهدين با كشتن حتي سي هزارشان، بيشتر و بيشتر ترويج مي شوند، ديديد كه آن خونهاي بناحق ريخته شده، گل داد و مژده داد و زمستان حاكميت سرد و سياه شما شكست و رفت.

ديديد كه به يمن هدايت صاحب اصلي اين خونها برادر مسعود، و به يمن نفس پاك و مطهر خواهر مريم و عزم گرانش، مجاهدين شكوفاتر، رويانتر و جوانتر از هر زماني، بعنوان اميد خلقي چشم براه گسترده و گسترده‌تر شدند؟ ديديد چگونه جنبش دادخواهي پروبال گشوده و جهاني شد، هم در درون، شما را شقه شقه كرده و حتي خودي ها را به جانتان انداخت و هم در برون، فرياد دادخواهي به سازمان ملل متحد و نماينده ويژه اش كشيده شد پس يكبار ديگر به خامنه اي و همه دست اندركاران قتل عام ميگوييم بدانيد مجاهدين با همه هواداران شان، با پدران و مادران، خواهران و برادران شان در سراسر شهرها و روستاهاي ميهن عزم جزم كرده اند كه انتقام ناگرفته شهداي قهرمان قتل عام 67 و همه 120 هزار شهيد را از شما بگيرند و آن روز دور و دير نيست

koln 83363شاعر مبارز آقاي رحمان كريمي در زير باران شديد، شعر زيبايي كه بمناسبت قتل عام 67 سروده بود را براي حاضران قرائت كرد

همصدا با جنبش دادخواهی (لنگر و زنجیر)

لنگر از فریادها بردارید

به دریای فغان زنید

تا موج بر موج طغیانش آوار شود

در پشت دریچه های بستهٌ سرمایه .

چه کم خون کرده است

هول هیولای حریص سرمایه

درماندگان جهان را .

لنگر از سکوت ساکتیان بردارید

که زمان خاموشی نیست

اگر جهان را دادرسانی هست

ما از مُحق ترین دادخواهان زمانه ایم .

از کبوتران نامه رسان نیستیم

ما عقابانیم ،

آسمان پرواز

زیر بال هایمان در تلاطم اعتراض .

کجایند ژان پل سارتر ، سیمون دو بووار

کجایند امه سه زر ، فرانتس فانون ؟

آه که این تبدیل تمدن است

به کمال و غنای سرمایه .

قطع کردند نسل روشنفکران معترض را

تا مغروق جام ها و نام های پوک محتاط شوند .

من لنگر از شعر برنمی دارم

که دوای درد هیچ دردمندی نیست

صنعت ضعیفی ست که بکار شاعران می آید

و بس .

زنجیرهای هر ملاحظه را بگسلید

به خیابان آیید که آمدنتان

خود شعر است ، حماسه است

نبردی رویارو هرچند نابرابر

اما سرشار از سخن زیبای عمل .

چنین است که من

از پس بیش از نیم قرن سرودن شعر

دیگر شاعر نیستم

یک سخن نویس عاصی ام .

هنگام که خون می نویسد تاریخ میهنم

من چگونه با واژگان

نقاشی کنم گل سرخ باغ ها را ؟

لنگرها بردارید و

زنجیرها را بگسلید .

 koln9 2a926محمود باب زرتاب از جامعه ايرانيان دوسلدورف ضمن تبريك سالگرد تاسيس سازمان مجاهدين به برادر مسعود و رئيس جمهوربرگزيده مقاومت خانم رجوي، طي سخناني در مورد قتل عام 67 گفت :

طي هفته هاي سياه اين قتل عام خونين و دهشتناك نيز نه خميني ملعون كه فتواي نفرين شده را صادر كرده بود و نه عاملان ريز و درشت اين كشتار وحشيانه، تصور نمي كردند كه خميني در فاصله كمتر از يكسال براي هميشه تاريخ گوربگور خواهد شد و نفرين ابدي تاريخ را آنچنانكه جانشين سابقش گفته بود بعنوان يك سفاك خونريز براي خود به ثبت خواهد داد..

آري خميني مرد و با مرگ خود، مرگ تاريخي ارتجاع 1400 ساله را رقم زد و مجاهدين ققنوس وار، با خون ارزشمندترين سرمايه هاي ملي و ميهني، سي هزار، نه 120 هزار گلِ سرخ، ديگربار جاودانه شدند، چون تقدير اين بود كه مجاهد غبار از رخ دين بزدايد و زتوحيد و از نوك پيكان رزم، ره انقلابي نوين را بگشايد.

خجسته ترين تقاون ممكن در تاريخ انقلاب ايران، تقاون سالگرد تاسيس سازمان و انتخاب مسئول اولي ذيصلاح براي مجاهدين، با سالگرد قتل عام همان مجاهدين است تا نويد مرگ ظالمان و جانيان را همزمان با اميد به آينده روشن فردا را بدهد تا به خلقي چشم براه آزادي،

ما هواداران  سازمان مجاهدین خلق ایران به دولت آلمان، پارلمان اروپا  و مسئولین سازمان ملل متحد فراخوان میدهیم که با تشكيل كميسيون مستقل تحقيق، زمينه هاي حسابرسي و محاكمه  آمران و عاملان قتل عام تابستان ۶۷ را فراهم سازند ما این جنایت بزرگ را نه میبخشیم و نه فراموش می‌کنیم روز انتقام نزدیک است.

koln7 0849cمحمد بهروزي از جامعه ورزشي ايرانيان در آلمان ضمن خواندن شعري در وصف فداكاري سي هزار زنداني سياسي منجمله در سخنانش اظهار داشت :

زلف اشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

زلف اشفته از این رو که سرش پر شرر است

کاکل اش خون و در افاق نگاه اش سحر است

داغ عشق است که خوی کرده چنبن می سوزد

چشم تحقیر به جلاد زمان می دوزد

خنده اش برلب از ان روست که این چوبه دار

نردبانی است به سر منزل پرشوکت یار

همرزمان و پشتیبانان مقاومت سرفراز و بالنده ایران زمین

با درود به جان های مجاهدان و مبارزان شیفته ازادی که زلف آشفته و پیرهن چاک و صراحی بر دست جانانه در مقابل جنایتکاران دستار بر سر ، سینه ستبر کرده و با ایثار جانهای پاک خویشتن به کهکشان پر ستاره آزادی میهن پرواز کردند.

ما به خونخواهی بیش از 30000 زندانی سیاسی که در تابستان 67 و پس از ان به دستور خمین جلاد سر بر دار شدندد گرد هم امده ایم ، جنایتکاران حاکم بر میهن با سوء استفاده از سیاست ننگین و خون الود مماشات و استمالت سیاست بازان غربی و دم فروبستن انان در قبال ان قتل عام تا انجا که در توان داشتندد به ریختن خون فرزندان مجاهد و مبارز ایران مبادرت کرده و می نمایند.

اما امروزه جنبش دادخواهی قتل عام 67 هم چون حلقه ی طنابی بر گردن کریه رژیم جهل و جنایت دینی ولایت فقیه تنگ و تنگتر می گردد و در پهنه گیتی پشتیبانان روز افزونی می یابد ، در ان کشتارتبهکارانه ی ارتجاعی بسیاری از ورزشکاران میهن پرست سر بر دار شدند از جمله مجاهد شهید فروزان عبدی ملی پوش والیبال ، قهرمانی والا با ویژگی های انسانی ممتاز که در دوران اسارت به شهادت همبندان جان به در برده از قتل عام 67 روحیه دهنده سایر همبندان و مشوق پایداری و مقاومت در سیاه چال های خمینی و انصارش بود

رقص و جولان بر سر میدان کنند

رقص اندر خون خود گردان کنند

koln8 9d644خانم زهره روشن از انجمن زنان عليه سنگسار در بوخوم ضمن اشاره به سرموضع ايستادن سي هزارزنداني سياسي و تقدير از اعتصاب زندانيان سياسي در زندان گوهردشت كه روي مواضع خود ايستاده و به زندانبانان نه گفته اند اظهار است :

اين همان پاسخي است كه عليرغم گذشت سي و چند سال، جاني اصلي، ولي فقيه مفلوك، در استيصال مطلق، در تمامي جلساتش، هيچ سخني غير از ترس از سرنگوني و امنيت نظامش ندارد و حتي خواب راحت يكشب را نيز از او و همه سران رژيم ربوده است.

بنابراين امروز بعد از 29 سال به يكايك قهرمانان حماسه67مي گوييم : ما و همه مردم ايران و تمامي آزادگان دنيا بشما افتخار مي كنيم و همگي عهد مي بنديم كه انتقام خونهاي ناگرفته شما را، در روز حساب كه خيلي نزديك است، از همه دست اندركاران ريز و درشت آن جنايت فجيع خواهيم گرفت، افتخار مي كنيم كه پويندگان راستين راه و آرمان شما در سازمان مجاهدين خلق ايران، با رهبري پاكبازشان برادر مسعود و خواهر مريم، منسجم‌تر، متحدتر و قوي‌تر از هميشه، اين راه غرورآفرين را به سرانجام خواهند رساند. افتخار مي كنيم كه پرچم خونرنگ مجاهدين، بعد از 52 سال برافراشته تر از هميشه، بدست زني ذيصلاح، قدرتمند و رها از قيد و بندهاي دنياي جنسيت و فرديت سپرده شده است و او سرنگوني اين رژيم پوسيده را رقم خواهد زد

koln11 b99f0

بهمن بيات از جامعه ايرانيان مونستر در بخشي از سخنانش گفت : 

با تبريك بمناسبت پنجاه و دومين سال تولد سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران كه پس از هزاران توطئه و كشتار و تهديد، پيروزتر و سازمانيافته تر از هميشه آماده سرنگوني اين رژيم قرون وسطايي است

امروز يكسال از جنبش دادخواهي كه خانم مريم رجوي اعلام كرده است مي گذرد. اكنون رژيم آخرندي در پي رفع و رجوع اين جنايت است ولي كورخوانده اند، مردم و مقاومت ايران ذره اي از خواست خانواده هاي قتل عام شدگان كوتاه نخواهند آمد و نهايتا با شروع تحقيقات مستقل راه را براي محاكمه و سپردن عاملان اين جنايت بدست عدالت باز خواهد كرد

 koln 0fc3d

بهروز جمالي از انجمن فعالان حقوق بشر عليه بنيادگرايي ضمن تبريك سالگرد تاسيس سازمان در سخنان خود گفت : هنوز یک سال از جابجایی مجاهدين نگذشته و در حالی که رژیم زهر خورده در تمامی محاسبات و طرح های سرکوبگرانه اش برای نابودی مجاهدین شکست خورده است , توانستند تشکیلات نوین سازمان را با انتخاب شایسته خواهر زهرا مریخی برای دهه ها بیمه کنند. این انتخاب و این تشکیلات نوین برهمه ما و مردم ایران , بر مجاهدین خلق , بر خواهر مریم و برادر مسعود مبارک باد .همچنين دراینجا باید بخاطر پایه گذاری جنبش ملی دادخواهي, از خانم رجوی تشکر کرد و دست مریزاد گفت با توانمندی و رهبری شايسته، ایشان جنبش مقاومت را در صحنه های مختلف با پیروزی های هرچه بزرگ تر به پیش برده اند. همچنین از تمامی یاران و اشرف نشانان در داخل میهن , از زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز که با رزم خودشون پیام همبستگی ملی را به بیرون زندانن ها آورند و از تمامی یاران مان در خارج از کشور با کارزارهای مبارزاتی برای احقاق خون های بناحق ریخته شده سپاسگزاری کرد و دست ـ مریزاد گفتkoln12 38939پرويز مصباحي از شوراي مهندسين و فارغ التحصيلان ايراني بعنوان آخرين سخنران برنامه در بخشي از سخنراني خود چنين گفت : 

با سلام و درود بر تمامی زندانیان قهرمان و تبریک بمناسبت سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران

با شکست خمینی در جنگ هشت ساله با عراق و ناچار شدن او از پذیرش قطعنامه 598 با هدف برقراری آتش بس که خمینی از آن به نوشیدن جام زهر تعبیر کرد ، نظام مقدس ! به لحاظ سیاسی و ایدئولوژیک نیاز داشت تا تعادل خود را در صوف درونی اش و در برابر جامعه ایران دوباره باز یابد.

از اینرو راه حل خمینی برای کسب تعادل بعد از شکست در جنگ ، کشتار زندانیان سیاسی بودتا بدینوسیله بتواند پیشدستی کرده و مانع خروج شرایط از کنترلش شود. از ابتدای مرداد 67 با حکم خمینی مبنی بر کشتار همه زندانیان مجاهد خلق در زندانهای سراسر کشور ، قتل عام آغاز می شود.در دادگاههایی که عموما" چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد.

خانم رجوی در سالگرد قتل عام سی هزار زندانی سیاسی به روان های پاک تمام ان سربداران و شعله های آزادی و مقاومت ایران درود فرستاد و آنها را اینگونه مورد خطاب قرار داد:

آن ها در اوج افتخار ، به دفاع از نام و آرمانرهایی بخش خود برخاستندو منش و راه و رسم این جنبش را با تسلیم ناپذیری سرشتند. آن قهرمانان ، به ویژه دختران مجاهد ، مسئولان قتل عام را ،مطابق اعتراف خودشان ، به عجز و التماس کشاندند. خمینی می خواست  برای بقای نظام خود نسل مجاهدین را نابود کند اما از رژیم او جز موجود لعنت شده ای باقی نماندحال آنکه نسل مجاهدین و آرمان و اندیشه آن ها اعتلا یافت و شهیدان قتل عام 67 ، وجدان تباهی ناپذیز مردمان ایران شدند.

koln a0d21

koln14 ad516koln5 9fb31koln13 b69a0koln2 31e16koln3 411e6koln2 fe083koln b2de7koln 70b25koln d6844koln 395d4koln 89649
در انتهاي مراسم، حاضران با پخش شيريني به جشن و پايكوبي بمناسبت جشن سالگرد تاسيس سازمان مجاهدين پرداختند

ادامه مطلب...

اور سور اواز ـ گرامیداشت پنجاه و دومين سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين خلق ايران

moghavemat 9e5c4اور سور اواز ـ گرامیداشت پنجاه و دومين سالگرد تأسيس سازمان مجاهدین خلق ایران

moghavemat eb56fالهام زنجانی

دوستان عزيز خواهران و برادران گرامي

با تبريك عيد سعيد غدير و با هزاران تبريك به مناسبت پنجاه و دومين سالگرد تأسيس سازمان پرافتخار مجاهدين خلق ايران (كف زدن) و انتخاب مسئول اول جديد سازمان، خواهر زهراي عزيزمان،

با درود بيكران به مجاهدان بنيانگذار محمد حنيف نژاد ، سعيد محسن و علي اصغر بديع زادگان،( کف زدن ) در اين روز زيبا به برادر مسعود و خواهر مريم سلام ميكنم و به خاطر حفظ امانت حنيف كبير و اعتلاي اين گنجينه ملت ايران در جايگاه شايسته امروزي به آنها درود ميفرستم. دوست دارم قبل از هر چيز به برادر مسعود و خواهر مريم بگويم از اينكه به ما مجاهدين راه و رسم مبارزه كردن و با شرف زيستن را ياد داديد و به ما آموختيد كه تعريف مجاهد خلق در يك كلام ”فداي بيكران و وفاي به پيمان در تاريخ ايران ” است سپاسگزارم، چرا كه اين كلام نقشه مسير همه ما مجاهدين تا به امروز و تا آينده را به روشني ترسيم كرده است و اين چيزي نيست جز شرافت و زيادت براي نسل مجاهد.

وبسیارخوشحالم که دراین روز خجسته وبا انتخاب مسئول اول جدیدسازمان خواهرزهرای عزیزمان که الگوی شایسته همه ارزشهای یک مجاهد خلق در بالاترین درجه آنست گرد هم جمع شده ایم که این روز را جشن بگیریم .

 moghavemat 0280eفاطمه رضايي

با سلام خدمت خواهران و برادران عزيزم و همه ميهمانان گرامي

براي من بسي مايه افتخار و سرفرازي است كه به من هم فرصتي داده شد كه در اين روز مبارك چند كلامي صحبت كنم، ابتدا وظيفه خودم ميدانم كه از جانب عزيز كه نه تنها مادر خواهران و برادران شهيدم مي‌باشد، بلكه مادر همه مجاهدين هست و امروز اصرار داشت كه در اين سالگرد باشكوه شركت كند از طرف ايشان پنجاه و دومين سالگرد حيات فرخنده مجاهدين را به مردم ايران به خواهر مريم عزيزمان، رهبر مقاومت برادر مسعود و خواهر زهراي بسيار گرامي و عزيز تبريك و تهنيت مي‌گويم. قبل از هر صحبتي مي‌خواستم در مقابل بنيانگذاران كبير مجاهدين محمد حنيف‌نژاد سعيد محسن و علي اصغر بديع‌زادگان تعظيم كنم، مجاهدين شهيد و والامقامي كه در شرايط ديكتاتوري سياه شاه سازماني را بنيان گذاشتند كه مسير تاريخ ايران را عوض كرد و تضميني شد اين سازمان براي نيل به آزادي و استقلال ايران، سازماني با ايدئولوژي اسلامي، مردم‌گرا، ضد ارتجاع و استعمار، براي برقراري آزادي و عدالت در ايران ستمديده، نهالي كه بنيانگذاران كبير سازمان مجاهدين با تأسيس سازمان در سال 1344 در بطن جامعه ايران كاشتند، كم كم در اين ساليان دور و دير تبديل شد به درخت تنومندي كه حضور و وجودش و مبارزاتش در اين زمان بي‌گمان تنها شانس رسيدن به يك ايران آزاد و دموكراتيك است، بلي تنها شانس است. پنجاه و دو سال نبرد زير سركوب، زير سركوب دو ديكتاتوري شاه و شيخ و خيانت فرصت طلبان، ميوه چينان رنگارنگ و خيانتكاران، پنجاه و دو سال نبرد بي امان براي رهائي مردم ايران با تقديم 120000 شهيد از بهترين فرزندان ميهنمان، و پنجاه و دو سال پايداري براي برقراري آزادي و عدالت اجتماعي در ايران، سازمان مجاهدين خلق ايران را تبديل به گنجينهيي كرد براي مردم ايران ، گنجينه‌يي از رشيدترين فرزندان ميهن كه اين فرزندان اين قهرمانان در يكي از تاريك‌ترين دورانهاي تاريخ ايران بپا خاستند و با ديو ارتجاع و استعمار چنگ در چنگ شدند. عليرغم همه كشتارها، همه به غل و زنجير كشيدنها ، موشكبارانهاي مهيب ، محاصرهها ، توطئه ها ، زد و بندهاي ارتجاعي استعماري مجاهدين وسط ميدان ايستادند و شعله مقاومت و جنگ را با ديو ارتجاع روشن نگهداشتند و اجازه ندادند كه ابرهاي سياه ارتجاع كه تمامي آسمان ميهن ما را فرا گرفته بود اميد را از دلها از بين ببرد، پس هزاران درود مي‌فرستيم بر بنيانگذاران كبير سازمان مجاهدين كه چنين نهالي را در قلب تاريخ ايران كاشتند. و درود ميفرستيم بر برادر مسعود كه در ادامة مسير بنيانگذاران سازمان، سازمان مجاهدين را به قلل رفيعي رساندند و نسلي را تربيت كردند كه همة ارزشهايي كه توسط اين رژيم لوث شده بود و دگرگون شده بود همه اين ارزشها را دوباره زنده كردند، ارزش‌هايي مثل فدا و صداقت و گذشت و بردباري. برادر مسعود چقدر زيبا گفتند كه بزرگترين هنر مجاهدين در تاريخ معاصر ايران پيوند مجدد سياست و شرافت با يك دريا خون است و در اينجا درود مي‌فرستيم به خواهر مريم عزيزمان كه سرچشمه همة دارايي‌هاي مجاهدين است، خواهر مريم با درافتادن با غول جنسيت و فرديت بزرگترين گرز را بر سر آخوندها وارد كردند به‌طوري كه اين جنايتكاران كه ويژگي بارزشان زن‌ستيزي هست تعادلشان را از دست دادهاند و روز به روز به سقوط محتومشان نزديك‌تر مي‌شوند و خوشبختانه همان‌طور كه ديديد اين روزها ما شاهد شكفتن گل‌هاي جديد شاخسار درخت تنومند مقاومتمان هستيم، انتخاب خواهر مجاهدمان زهرا مريخي به مسئول اولي سازمان پر افتخار ما كه گنجينهيي به دارايي‌هاي سازمان پرافتخار مجاهدين اضافه كردند، اين انتخاب، انتخاب خواهر زهرا قبل از هر چيز انسجام و استحكام سازمان ما را نشان مي‌دهد كه اين هم ارمغان ديگري هست براي مردم ايران و گام بلند پيروزمندي در مبارزه براي سرنگوني رژيم ولايت فقيه است، ولي ميخواستم همانطور كه الهام گفت راز اين همه سرسبزي ، اين همه سرشاري و اين همه پيروزي و موفقيت را بگويم كه همان چيزي است كه برادر مسعود گفتند و گفتند كه اگر در يك كلمه بخواهم مجاهدين را تعريف كنم، مجاهدين خلاصه ميشوند در فداي بيكران و وفاي به پيمان در تاريخ ايران، درود بر همه شما و درود بر عزمتان براي سرنگوني و آزادي وطن از دست رژيم ولايت فقيه.

moghavemat 6272aمحمد محدثين

بسم الله الرحمن الرحيم ، بنام خدا و بنام خلق قهرمان ايران

با عرض ادب خدمت عزيز رضائي ، عزيز همه مجاهدين ، عزيز مردم ايران كه اميدوارم خداوند سايهاش را هميشه بر سر ما نگهدارد. باتشكر و قدرداني از دوستان عزيز فرانسوي مان ، ازپره فه ايوبونه از رزمنده قديمي آزادي و مقاومت آقاي برسي و همه دوستان فرانسوي و همسايگاني كه به ما افتخار دادند در اين جلسه هستند، همسايگاني كه زنان و مردان فرانسوي كه نه حاميان فرانسوي مقاومت، بلكه جزئي از خانواده مجاهدين و مقاومت ايران هستند، كساني كه كساني كه قبل از 17 ژوئن و بعد از 17 ژوئن در اشرف و ليبرتي و در آلباني و در كارزار عليه ليست تروريستي همه جا و هميشه همراه ما بودند. و به واقع افتخار شهروندان افتخاري ايران و دوستان هميشگي مقاومت ايران هستند كه نامشان هميشه در تاريخ ايران خواهد ماند. همچنين از دوستان عرب برادران و خواهران عربمان كه در اينجا هستند كه در اين سالها هميشه ما را همراهي كردند و البته سازمان مجاهدين فقط به ما به عنوان مجاهد اعضاء مجاهدين كه من افتخار دارم عضو كوچكي ازش باشم تعلق ندارد بلكه به همه مردم منطقه و همه خواهران و برادرانمان در كشورهاي منطقه كه از درد مشتركي رنج ميبريم و از بنيادگرائي و ارتجاع ديني رنج ميبريم كه منشأش و قلبش در تهران است به همه آنها هم اين سازمان مجاهدين تعلق دارد همچنين اجازه بدهيد از همرزمان و سروران و دوستان شوراييمان در اينجا كه به ما پيوستند و در اين جشن، در اين شادي دراين سالروز با ما هستند قدرداني كنيم، كساني كه در همه دردها و رنج‌ها در طول اين ساليان بسياري‌شان از زمان شاه و همه در زمان خميني در زمان ارتجاع مذهبي با هم بوديم.

 پنجاه و دومين سالگرد سازمان مجاهدين را در شرايطي جشن مي‌گيريم كه از هر نظر شرايط متفاوت است، سازماني در اوج شكوفايي و آماده و مجهز از هر نظر براي به عهده گرفتن مأموريت نهايي يعني سرنگوني اين رژيم به همراه مردم ايران و همراه همه اعضاء و اجزاي اين مقاومت. به همين خاطر اين پنجاه و دومين سالگرد را كه همزمان شده با انتخاب مسئول اول جديد قبل از هر كس بايد به حنيف كبير بنيانگذار اين سازمان كه اين نهال را در دوران سياه تاريكي‌ها، 52 سال پيش كاشت و خودش امروز حتماً شاهد و ناظر هست بايد به حنيف كبير تبريك گفت كه همانطوري كه خواهر مريم گفتند امروز ميراثش اينقدر با شكوه و با عظمت شده است و همينطور اجازه بدهيد به مسعود تبريك بگوييم كه اين امانت بزرگ خلق و ملت ايران را به شايسته‌ترين وجه از همه پيچ و خمها عبور داد تا به اينجا رسيد. از پيچ و خم‌هايي كه هر كدامش كافي بود يك جنبشي را براي هميشه نابود كند، از ضربه شهريور سال 50 و شهادت بنيانگذاران تا ضربه خيانت‌بار اپورتونيستي و تا مواجهه با ايلغار سياسي تشكيلاتي ايدئولوژيكي كه خميني بر ملت ما وارد آورد و مقابله با اين بنيادگراي درنده‌خويي كه خميني با خودش به ميهن ما آورد. و بعدها و بعدها در وقايعي ديگر در مقابله با جنگ ضد ملي ضد ميهني در مقابله با بحران كويت در مقابله با قضاياي بعد از آن در جنگ سال 2003 و همه چيزها و وقايع بعد از آن ، همه چيزهائي كه ديگر خوشبختانه همه ما كه در اين اطاق هستيم فكر ميكنم اين قسمتهاي اخيرش را ديگر بوديم و شاهد بوديم و از نزديك     ديديم، كسي كه اين مقاومت را اين سازمان را اين جنبش را از درغلتيدن به انحراف از درغلتيدن به اپورتونيسم از نابودي محتومي كه هر كدام از اين وقايع ميتوانست در مقابل ما نابوديهاي نابودي محتومي كه هر كدام از اين وقايع ميتوانست مسببش باشد عبور داد و هزار تبريك و درود به خواهر مريم كه با انقلاب خودش با تلاش شبانه روزيش با تربيت مسئولين و كادرها و زنان و مرداني كه اين جنبش را در اين سخت‌ترين شرايط به پيش ببرند انسجام و استحكام و يك‌دستي و يكپارچگي اين سازمان را آنرا حفظ كرد آن هم در دوراني كه دوران افول‌هاست، دوران تجزيههاست، دوران انشعاب‌هاست، دوران افول جنبش‌هاي سياسي است، در چنين شرايطي سازمان مجاهدين را و اين جنبش مقاومتي كه مجاهدين در محور و در كانونش قرار دارد از اين تيره‌راه‌ها و كوره‌راه‌ها عبور داد و امروز اين سرماية انقلاب و مردم ايران عليه فاشيسم ديني حاكم را به اينجا رسانده است. آنچه كه استحكامي كه انسجامي كه يك دستي يي كه همين چند روز پيش يكبار ديگر در انتخاب مسئول اول جديد سازمان مجاهدين شاهدش بوديم. اين صحنه ها يادآور براي ما مسلمانها يادآور آيات البته شايد اين آيات ربطي فقط به مسلمانها نداشته باشد حداقل به اعتقاد من ، آيات آخر سوره فتح است كه خدا به پيغمبرش ميگويد كه مؤمنين و مجاهدين و انقلابيوني كه در حال به اصطلاح ركوع و سجود در حال خشوع در مقابل انقلاب، خلق ، خالق هستند، به حدي هست به حدي پيشروي كرده اين مقاومت و جنبش جملات قرآن هست من دارم نقل به متن ترجمه به مفهوم ميكنم كه حتي كساني كه آن را كاشتند يعجب الزراع آنهائي كه آن راكاشتند آنها را هم به شگفتي و تعجب واميدارد اين شجره طيبهيي كه اصلها ثابت و فرعها في السماء درخت پاكيزه‌يي كه اصلش در زمين است و شاخ و برگش در آسمانهاست. اين داستان انقلاب مجاهدين، انقلاب مردم ايران هست و البته باز همان‌جور كه قرآن مي‌گويد اين فقط كافران را كساني كه در مقابل راه تكامل قرار دارند كساني كه در مقابل خلق و انقلاب قرار دارند آنها را به غيظ و خشم وا مي‌دارد. به همين انتخابات مسئول اول نگاه كنيد اين انتخابات در شرايطي برگزار شده اين مسئول اول در شرايطي انتخاب شده فراتر از صلاحيتها و شايستگيهاي خواهر زهرا كه در موردش گفتني‌ها زياد است و آن را كه عيان است چه حاجت به بيان است، همانطور كه قبلاً هم گفتيم در واقع در اين چهارده ساله همين نقش را براي مجاهدين در خارج كشور ايفا ميكرده است. از شخص خواهر زهرا با همه صلاحيت‌ها و شايستگي‌ها و توانايي‌ها و اخلاق انقلابي كه بگذريم خود اين انتخابات خود آنچه كه گذشت در اين صحنه‌ها نشان‌دهنده صلابت، انسجام، فراواني،كثرت و در عين حال وحدت تمام‌عيار سازمان مجاهدين و به تبعش انقلاب ايران است. ما از شرايطي آمده ايم توطئه هاي دشمن در اين سالها كم نبوده، رژيم ميخواست ما را به لحاظ فيزيكي منهدم كند، در اشرف و ليبرتي عزم جزم رژيم اين بود كه مجاهدين را به لحاظ فيزيكي نابود كند به رژيم متأسفانه ختم نمي‌شد، جريان‌هاي منطقهيي و بين‌المللي دولت عراق، جريان‌هايي در سازمان ملل، دولت آمريكا هم آنها هم علاقمند بودند كه ما را به لحاظ تشكيلاتي منحل و به لحاظ سياسي لجن‌مال كنند، اين طرحي بود كه به‌وضوح ما در طول اين ساليان ديديم و باهاش جنگيديم، مجاهدين در اشرف و ليبرتي در برابرش پايداري كردند و سازمان مجاهدين و مقاومت ايران در خارج كشور اشرف‌نشانها در سراسر جهان تحت هدايت و رهبري خواهر مريم تحت مديريت همين خواهر زهرا آن را پس زدند. البته به همين‌جا تمام نمي‌شد، رژيم بعد از اين‌كه در انهدام فيزيكي مجاهدين و در انهدام سياسي و تشكيلاتي مجاهدين شكست خورد، در صدد برآمد كه از طرق ديگر اين‌را محقق كند، فكر مي‌كردند، تصور مي‌كردند كه مجاهدين با آمدن به فرنگ با آمدن به خارج كشور خودشان را از دست مي‌دهند، خيلي از اين حرفها مي‌زدند خيلي از اين حرفها مي‌نوشتند. رژيم مي‌گفت كه حالا صبر كنيد 4 ماه بگذرد، 6 ماه بگذرد، عيد بشود، از اين چيزها زياد نوشتند ، خوب امروز اتفاقاً امروز كه داريم صحبت مي‌كنيم سالگرد هجرت بزرگ است، خيليها تصور مي‌كنند هجرت بزرگ در اين نقطه تمام شد، اين نقطه در واقع چي است؟ به عبارتي آغاز هجرت بزرگ بود، از يك طرف مجاهدين بايد يك آزمايش جديدي را پشت سر مي‌گذاشتند كه بعد از يك سال بايد گفت، با افتخار و سربلندي از اين آزمايش با اين انتخابات به اتم وجه به بهترين صورت پيروزمندانه و ظفرنمون بيرون آمدند امروز خيلي خوب مي‌بينيم اين انتخاب مسئول اول اين وحدت و انسجام بعد از اينكه دو پارچهيي يك سازمان بزرگي كه چهارده سال از هم جدا بوده به هم رسيده اين خودش نشانه بزرگترين باصطلاح جنبه تهاجم تو اين سازمان است، خيليها روي اين حساب كرده بودند البته رژيم، دشمن اصلي و دشمنان فرعي، اگر كلمه درست باشد، براي اين دندان تيز كرده بودند كه گويا مجاهدين اينور آب و مجاهدين آن طرف آب با هم فرق مي‌كنند و در تلاقي اين دو جريان چون تجارب تاريخي هم تو اين زمينه زياد وجود دارد البته اين تصور بر يك مباني مادي سوار بود، گويا اين دو جور مجاهد وقتي بهم برسند تركيب متفاوتي خواهد بود اما تلاقي اين دو گروه از مجاهدين، تلاقي مجاهدين در دو طرف آب يك معجون بسيار مستحكم‌تر يك سازمان بسيار قوي‌تر كه در همين مراسم ديديم را به‌وجود آورده بسا مستحكم‌تر، بسا كاراتر بسا سازمانيافته‌تر، براي خلق و انقلاب ايران اين واقعه اين تلاقي و اين انتخاب فرخنده، در شرايطي هست كه موضوعات مختلفي به لحاظ تاريخي در نقطه تلاقي عناصر بسيار مهمي قرار گرفتيم، اين انتخابات در اين شرايط انجام ميشود، تلاقي عناصر بسيار مهم، هجرت بزرگ كه ازش خيلي اشاره وار رد شدم، تحولات داخلي رژيم، شكست‌هاي رژيم، ضربة بزرگي كه رژيم در همين انتخابات رياست‌جمهوري از مجاهدين و مقاومت ايران خورد و مجاهدين يك‌بار ديگر نشان دادند كه عنصر تأثيرگذار در تحولات داخلي خود رژيم هم در معادلات داخلي رژيم هستند، يك تحول بسيار مهم تحول ديگر تحول بين المللي، شكست بزرگي كه سياست مماشات بهش وارد شد، هر چند كه نبايد سوء تفاهم بشود كه وقتي مي‌گوييم سياست مماشات شكست خورد اين به اين معني نيست كه از تحول در آمريكا چيزي به ما مي‌رسد، خير مانع بزرگي كه در مقابل ما زد و بند رژيم آخوندي آخوندها با دولت اوباما ايجاد كرده بود اين مانع كوتاه‌تر مي‌شود، اين مانع كوتاه‌تر شده و موانعي كه در مقابل ما قرار داشت اين موانع كمتر مي‌شود ولي هر چه هست خودمان هستيم و خودمان و خودمان كما اين‌كه تحولات بعد از اين كهكشان هم اگر نگاه كنيد تحولاتي كه ظاهرش نشان بين‌المللي و خارجي دارد در عمقش در واقع خود اين مقاومت هست، از نمي‌دانم داستان حقوق بشر، از دادخواهي ، همه اين تحولاتي كه كم و بيش در جريانش هستيد، كما اينكه تحولات اجتماعي و خيزش و خيزشهاي مردمي و ابعادش كيفاً با قبل متفاوت است دشمن خودش مي‌گويد كه اعتراضات اجتماعي دو برابر يا چند برابر شده، اينها را همه را هر كدامش موضوع بحثهاي جدايي است مي‌خواهم بگويم اين سالگرد 52مين سالگرد تأسيس سازمان مجاهدين وا نتخاب مسئول اول جديد سازمان و اين انسجام و يك دستي در و با اين وقايعي كه در بيرون خود ما جريان دارد كه البته وقايعي هست و تحولاتي است كه اساساً و نه همه اش ، اساساً و كاركرد و نتابج عملكردهاي خود اين مقاومت هست،اين سالگرد را و اين انتخاب مسئول اول را با گذشته متفاوت ميكند، پيام اين تحولات براي ما اين است كه سرنگوني در دسترس است، بر مي‌گردم به سخنراني خواهر مريم در كهكشان، سرنگوني در دسترس است، مقاومتي مي‌خواهد رزمندگاني مي‌خواهد كه اين پتانسيل را اين چيزي كه در دسترس هست را محقق كنند، در تاريخ ما نقاط زيادي بوده كه اين پتانسيل وجود داشته ولي متأسفانه نيروي انقلابي جنبش انقلابي كه بتواند اين پتانسيل را به فعل تبديل كند وجود نداشته امروز ما مفتخريم كه شوراي ملي مقاومت و مقاومتي كه اين سازمان در كانونش قرار دارد استعدادها و توانايي‌ها و انسجام و يكپارچگي ضروري براي محقق‌كردن اين مأموريت بزرگ تاريخي كه بر عهدةمان گذاشتند دارند، مجاهدين با اين مسئول اولشان، مقاومت ايران با اين سازمان مجاهدين، شوراي ملي مقاومت با انسجام و وحدت امروزي‌اش مانند گرز محكمي آماده است كه بر فرق اين رژيم فرود بيايد و اين رژيم و تاريخش را و دودمانش را و بساطش را براي هميشه طومارش را بپيچد و به زباله‌داني تاريخ بسپارد اميدوارم كه پنجاه و سومين سال مجاهدين ، پنجاه و سومين سال مجاهدين و سال جديدي كه سي و هفتمين سال شوراي ملي مقاومت كه تقريباً با هم همزمان است، سال پيروزي‌هاي بزرگ براي ملت ايران خلق ايران و سال انهدام و درهم شكستن پي در پي آخوندهاي جنايتكار باشد، موفق باشيد

moghavemat 648bcنيلوفر عظيمي

خانمها و آقايان، خواهران و برادران گرامي به عنوان عضو كوچكي از سازمان مجاهدين سرفرازم كه دراین جشن تواين جمع هستم در كنارشان ميتوانم بجنگم و براي نبردهاي بعدي آماده بشوم و هر لحظه ياد بگيرم، ما نسل خيلي خوشبختي هستيم كه عليرغم همه اختناقي كه رژيم خميني حاصل كرده بود با اينكه خيلي هامان مجاهدين را نديده بوديم اما هميشه دريچهاي از اميد و روشني به سوي ما باز بود ، سازماني كه ميگفت همه چيز اين سياهي نيست و فردا روشن است، همين اميد انگيزه تك به تك ما شد براي اينكه به سمت سازمان قدم برداريم ومجاهدت را انتخاب كنيم براي آزادي مردم ايران، مردمي كه طي اين چهار دهه فقط زجر و اشك موزيك متن زندگيشان بوده، انتخاب كرديم به سازمان بيائيم چون درد همه زنها و دخترهاي وطنم روي دوشمان بود، درد ستم مضاعف درد همه كودكان خياباني كه در شروع شادي گلهاي زندگيشان پرپر ميشود، درد پدرهايي كه شرمنده از سفره خالي ديگر به خانه بر نميگردند، اما دردها در روشنايي كه سازمان در تلألؤ ارزشهايش ساطع ميكرد هميشه به آرامش و طمأنيه و درمان ميرسيد و ما براي همين درمانها انتخاب كرديم كه به سازمان مجاهدين بيائيم و اين شانس و افتخار نصيبمان شد كه براي آرمان آزادي مجاهدت كنيم. . رژيم خميني هيچوقت نميخواست نسل ما باور كند چيزي غير از اين تباهي و سياهي هست خصوصاً زنها و دخترهاي اين سرزمين اما به قول برادر مسعود مگر ميشود خورشيد را كشت مگر ميشود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روئيدن لاله ها شد و مگر ميشود ملتي را تا به ابد اسير نگهداشت نه هرگز پس امروز چه تولد مباركي است ، ما در سازمان معني كلمات را به اتم وجه لمس كرديم برابري انسانيت ، اين موضوعي نيست كه شعار تبليغاتي نيست كه صوري و مقطعي باشد بلكه حركت اين سازمان روي برابري است، همه شما حرفهاي خواهر مجاهدم فاطمه رضائي را شنيديد او از پيشكسوتهاي اين سازمان است اگر نسل ما داستان اين 50 سال نبرد را در كتابها خوانده او با گوشت و پوست لمسشان كرده و ازشان عبور كرده ولي ما الان در كنار هم داريم ميجنگيم و مجاهدت ميكنيم، فرقي نميكند كه كي آمده باشي يا از كدام قشر جامعه باشي، فرقي ندارد حتي زن و مرد دوشادوش هم دارند نسلها در كنار همديگر ميجنگند و چه زيباست كه تنها رقابت سبقت گرفتن از ديگري براي پرداخت كردن بي چشمداشت بيشتر است اگر اين رژيم نماينده فساد و تباهي و سياهي و دروغ و دزدي است ما مجاهدين به يمن رهبري پاكبازمان ياد گرفتيم كه در اوج قله يگانگي حركت كنيم و ارزشهائي را كه آن رژيم ميخواست بكشد و نابود كند و به افسانه تبديل كند هر لحظه در خودمان زنده نگهداريم، فدا صداقت ، گذشت ، راستي ، اعتماد و برابري تا بتوانيم سرنگونيش را محقق كنيم و آزادي را به ايران ببريم . اگر در اين مسير بايد از هفت خوان بلا و ابتلاء گذشت چه باك ، چون ما برخاستهايم كه همه زندگي و هستي مان را فداي آزادي ملت ايران كنيم ، كما اينكه قبل از ما بنيانگذاران شهيد ، 120 هزار مجاهد خلق و در بين آنها سي هزار گل سرخ قتل عام 67 كه فقط براي اعتلاء كلمه مجاهد خلق به چوبه دار بوسه زدند، صبا ، آسيه، نسترن عزيزم، مهديه ، فائزه فقط براي كلمه مجاهد خلق بود كه ايستادند و تا آخرش پايداري كردند و ما فراموش نميكنيم كه آنها براي چي رفتند و ايمان دارم كه راهشان ادامه دارد در سالروز تأسيس سازماني با اين همه عظمت با انتخاب خصوصاً با انتخاب خواهر مجاهد زهرا مريخي به عنوان مسئول اول اين سازمان بعنوان يك مجاهد خلق تعهد ميدهم كه با جمع مجاهدين تكيه گاههاي محكم باشيم تا بتوانيم گامهاي بلند را براي سرنگوني اين رژيم برداريم. اين ميلاد را (كف زدن) به برادر مسعود و خواهر مريم و به جمع شما تبريك ميگويم و براي تحقق سرنگوني فرياد ميزنم حاضر حاضر حاضر . باتشکر

same 11295مهدي سامع

خدمت خانمها ، آقايان ، خواهران، برادران، دوستان و رفقاي عزيز سلام ميكنم پنجاه و دومين سالگرد سازمان مجاهدين خلق ايران را به همه مجاهدان از بالا تا پائين در سراسر جهان و در زندانهاي خامنهاي جبار به همهشان تبريك ميگويم. برايتان موفقيت و پيروزي آرزو ميكنم، صحبت زيادي نخواهم كرد، همه صحبتهايم همينقدر است بيشتر از اين نیست در پائيز يا آخر تابستان سال 1350، در زندان اوين در يك اطاق دربستهاي يك شب يا يك غروبي يك زنداني آوردند كه بيشتر يك لاشه گوشت بود، درهم پيچيده زخمي نميتوانست راه برود اصلاً به زور او را انداختند تو اطاق و پس از اينكه كمي توانست نفسش حال بيايد گفت من احمد حنيف نژادم، اين اولين آشنائي من بود بطور رسمي با سازمان مجاهدين در زندان اوين ، سالي كه رژيم گذشته در اوج قدرت مراسم دو هزار و نميدانم چندمين سال فلان شاهنشاهي را ميخواست جشن بگيرد، از آن زمان روابط ما شروع شد، در سالهائي كه مجاهدين درگير مسائل سخت داخلي بودن و ضربه داخلي خورده بودند ، در زندان قصر من از جانب فدائيها و زنده ياد علي زركش از جانب مجاهدين با هم ارتباط داشتيم مسائل بين دو سازمان را رد و بدل ميكرديم، در دو سال آخر قبل از انقلاب كه در زندان اوين بوديم و خيلي از دوستان و رفقا يادشان ميآيد همه ارتباطات قطع بود آنجا من بيشتر با مسعود رجوي آشنا شدم. حتماً آقاي دكتر زاهدي كه اينجا هستند به ياد دارند كه در آن سالها در زندان ما هميشه برنامه هاي مشترك ميگرفتيم براي شهدايمان برنامه مشترك ميگرفتيم ضمن مسائل خاصي كه اجرا ميكرديم يك مسائل عمومي را هم با هم انجام ميداديم، تا اينكه آن حكومت گذشته سرنگون شد و ما آزاد شديم و دوران بعد از انقلاب و مسائلي كه پيش آمد، سال 1360، در جريان جنبش چپ و سازمان فدائي من از كساني بودم كه از پيوستن به شوراي ملي مقاومت دفاع ميكردم تا همين امروز ، خوب خوب يك دوره هائي گذشت بر ما جنگ هشت ساله و بعد آتش بس و بعد اشغال عراق و در سال 2003 يك توطئه جهاني امپرياليستي ارتجاعي براي اينكه سازمان مجاهدين خلق را نابود كنند خيليها ميگفتند كه اين پرونده بسته شد و من همان موقع در همان روز 18 ژوئن يا يك روز يا دو روز بعد از اين حمله كه كردند در يك مصاحبه با يك راديوئي گفتم پرونده سازمان مجاهدين خلق در پاريس و يا بغداد باز نشد، اين پرونده در ايران باز شده و اگر قرار است بسته بشود بايد در ايران بسته شود به هر حال آن روزگار هم گذشت آن گردنه ها هم طي شد هر چند سخت چونكه گفتم بيشتر از اين كاغذ حرف نميزنم به سرعت ميگذرم تا برسيم به دوره انتقال در همين سال گذشته ، بالاخره با همه سختيها و البته با يك مديريت بسيار سنجيده همه مجاهدين تشكيلاتي ، سازمانيافته به يك نقطه ديگر منتقل شدند، خوب اين خيلي خوشحال كننده بود درسته، همه جنبه خوشحاليش را ميديديم و ميگفتيم خوب ديگر خوب شد تمام شد بالاخره ولي كمتر تهديدش ديده ميشد، البته فكر كنم كه مجاهدين خودشان تهديدش را ميديدند اما از بيرون تهديدش را ميديدند، ولي از بيرون كمتر ديده ميشد كه اين فقط فرصت نيست، يك تهديد است يك واقعيت است يك تهديد است با برخي از دوستان مجاهد من در اين مورد صحبت كردم، حالا باز اكنون در اين روز همه ما باز خوشحاليم كه اين تهديد هم ، اين گردنه تهديد هم چه حالا اينكه چرا تهديد است به برخيش بهنام اشاره كرد، اين حرف كه انسان جابجا ميشود از محيطي كه آداپته شده ميآيد به محيط ديگر، محيط ديگري كه محاصرهاش ميكند، بسياري از عوامل شناخته شده و شناخته ناشده درش تأثير ميگذارد ، اين تهديد به اين معني خوشبختانه گذر شده ازش، سازمان مجاهدين گذر كرده مسئول اول انتخاب كرده و اين باعث خوشحالي براي ما ، براي هر آزاديخواهي كه به آزادي فكر ميكند هر عقيدهاي كه داشته باشد و البته براي مردم تحت ستم ما هست كه گرامي بدارند اين پيروزيها را متشكرم

ادامه مطلب...

سخنرانی مریم رجوی در اجتماع بزرگ مجاهدین در پنجاه و دومین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین و انتخاب مسئول اول جدید

moghavemat ed9ac

خواهران و برادران عزیزم،
پنجاه و دومین سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران را به‌همه شما تبریک می‌گویم.

تبریک به‌خاطر حیات فرخنده جنبشی که با ایدئولوژی اسلام انقلابی پیشتاز مرزبندی و نبرد با ارتجاع و استبداد دینی بوده و بهای سنگینی برای آزادی ایران و ایرانی در چارچوب آلترناتیو دموکراتیک پرداخته است.
خوشحالم که امروز در نشست آخرین شور و رای‌گیری مجاهدین برای انتخاب مسئول اول جدید سازمان حاضرم. صحنه‌های بسیار انگیزاننده، امیدبخش و زیبایی را دیدم كه درخشش شکوفایی این سازمان است.
در اینجا قبل از هر چیز انتخاب خواهر عزیزم زهرا مریخی كه شما همگی او را به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران انتخاب كردید، را به همه شما تبریك می‌گویم.
شما با این انتخاب برای مجاهدین و کل مقاومت ایران ارمغان مهمی آورده‌اید. هم از نظر سیاسی، هم از نظر تشکیلاتی، زیرا این تحول، مقاومت ما را صد چندان گسترش داده و به جلو پرتاب می‌كند.
من به چشم دیدم كه چگونه مجاهدین رویان، پربار و غنی شده‌اند و به چشم دیدم كه چگونه صفی از مسئولین اول تولید شده است و باز به چشم دیدم كه شما چگونه در اوج آگاهی و مسئولیت‌پذیری برای رسیدن به هدف، همدلی دارید.
من لحظات پرشكوه یکدلی و یگانگی را در صحبت‌های خواهرانتان دیدم كه از طرف خودتان به‌عنوان كاندیدا معرفی شده‌اند و به آن‌ها افتخار كردم. صحبت‌های خود شما را شنیدم و به این همه صدق و صفا و در عین حال آگاهی، بسیار احسنت گفتم. به این همبستگی، كه در اصول و ارزش‌ها بین شما حاكم است، بالیدم و قبل از هر چیز این یگانگی را در تك‌تك شما و رای‌ها و نگاه‌ها و توصیف‌تان از پیشرفت ایدئولوژیك سازمان مجاهدین دیدم و غرق غرور و افتخار شدم.
از انتخاب كاندیداهای شما در نسل جدید، یعنی نرگس و ربیعه و نسرین مسیح تا صحبت‌های مسئولان اول این سازمان و هم‌چنین اداره این جلسه توسط زهره كه فوق‌العاده بود و از لحظه به لحظه این جلسه، هم لذت بردم و هم افتخار كردم تا نقطه رای دادن شما به خواهرم زهرا، که نقطه اوج این جلسه بود.
به‌خواهرم زهرا که این طور در کانون اعتماد و حمایت اعضای مجاهدین قرار گرفته، صمیمانه تبریک می‌گویم. می‌خواهم به او بگویم این راهی است در امتداد خون شهیدان و رنج اسیران. این راهی است در امتداد همه مشقت‌ها و پایداری‌‌های طولانی مجاهدین و خون دل مردم‌ اسیرمان. و البته یک مسئولیت فوق العاده سنگین...
برای تو در پیشبرد این مسئولیت سنگین از خدای بزرگ توانایی و قدرت و موفقیت روزافزون مسألت می‌کنم.
می‌خواهم در این‌جا از خواهر عزیزم زهره اخیانی تقدیر کنم که از سال ۱۳۹۰ تا امروز، مسئول اول سازمان مجاهدین بوده و این مسئولیت را با شایستگی به‌ انجام رسانده. از یاد نمی‌بریم که در این دوره چه سختی‌ها و چه توفان‌هایی علیه مجاهدین در کار بود. حملات وحوش خامنه‌ای ـ مالکی، جابه‌جایی از اشرف و انتقال بزرگ از عراق و فشارها و محاصره‌ها، هر روز تنش و بحران ایجاد می‌کرد. در همین اوضاع مسئولان شما، این زنان پیشتاز ایران، با چه استواری و درایتی اشرف و لیبرتی را هدایت کردند.
هم‌چنین می‌خواهم از خواهر عزیزم مژگان پارسایی تقدیر كنم كه با نقش ویژه‌اش در پیشبرد این نبرد برای مجاهدین الگوی جنگاوری و مسئولیت‌پذیری بود.
خواهر عزیزم صدیقه حسینی که به واقع لنگر تشكیلات مجاهدین بوده و هست. و خواهر عزیزم فهیمه اروانی که در این سالیان در همه تلاش‌ها جلودار بوده و هست.
در بیرون از اشرف هم، خوشبختانه شما مسئولانی داشته و دارید. مثل خواهران عزیزم: نسرین، شهرزاد و بهشته که امور سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین را با همه بغرنجی‌ها و سختی‌هایش به‌نحو احسن پیش برده‌اند.
واقعیت این است كه اشرف و لیبرتی تجربه بزرگی است که در تاریخ ایران، همیشه می‌درخشد. از جمله به این دلیل که در آن خواهران مجاهدم تك‌به‌تك از یک آزمایش بزرگ سرفراز و پیروز بیرون آمدند.
هم‌چنین این دوره، آزمایش پیروزمندی بود برای مردان مجاهد که نشان دادند رهایی مردان از اسارت فرهنگ و تفکر مردسالاری امکان‌پذیر است. آن‌ها در کار مبارزاتی و تشکیلاتی خود، ایده برابری زن و مرد را عملی کردند، آن‌ها در اثبات ضرورت رهبری زنان پیشتاز بودند و با همین رویکرد، مسئولیت‌پذیری خود را به‌مراتب افزایش دادند.
در همین دوران، خوشبختانه مجاهدین توانستند شورای مرکزی خود مرکب از هزار زن پیشتاز مجاهد را تشکیل بدهند. این ثمره پرباری است که جامعه ما و به‌خصوص زنان و جوانان در سراسر ایران را به شورش علیه تمام غل و زنجیرها فرا می‌خواند.
حالا انتخاب مسئول اول جدید بعد از همه این نشیب و فرازها طلیعه بهاری است كه قطعاً سرنگونی این رژیم را نوید می‌دهد.
در این سالیان، رژیم در همه جبهه‌ها در اشرف و لیبرتی و در همکاری با ۱۲ دولت، در صدد نابودی و تلاشی مجاهدین بود ولی همه این دسیسه‌ها و حملات شکست خورد. اما ایستادگی شما پیروز شد. و این ارمغان مقاومت و ایستادگی شماست.
تا آن جا هم که به اوضاع سیاسی برمی‌گردد، به‌نظر من انتخاب مسئول اول جدید، پاسخ مجاهدین به‌دوران اعتلا و آمادگی اجتماعی است. می‌بینیم که مردم به‌جان آمده و به‌خصوص زنان و جوانان، بی‌تاب و مشتاق تغییرند و نمی‌خواهند به زندگی تحت حکومت ولایت فقیه، ادامه بدهند. شرائطی است که رژیم حاکم به‌درماندگی حداکثر رسیده است. این‌ رژیم، جز اهرم سرکوب چیزی برای ادامه بقا در دست ندارد. رژیمی که هیچ پلی با جامعه تحت کنترل خود ندارد، رژیمی که درقوای اخص خودش با ریزش مستمر مواجه است و موریانه بی‌انگیزگی به‌جان پاسداران و بسیجی‌هایش افتاده است؛ بله چنین رژیمی بسیار شکننده است و در مقابل مقاومت و قیام مردم و در مقابل ارتش آزادی دوام نمی‌آورد.
انتخاب مسئول اول جدید مجاهدین پاسخ شایسته‌یی به‌همین شرایط است. رژیم در ۱۴ سال دوران پایداری، خواب و خیال تلاشی تشكیلات مجاهدین را می‌دید، در یكسال اخیر هم بسیار در این راستا تلاش كرد ولی شما در مقابل به او یك موشك عظیم سیاسی-ایدئولوژیك شلیك كردید با یك تشكیلات منسجم و یكپارچه كه حالا در اوج اعتلا به انتخاب مسئول اول پرداخته‌اید. قبل از همه پیام این انتخاب را ولی فقیه درمانده رژیم می‌گیرد.
این یك انتخاب درخشان، در اوج دمكراتیسم و انسجام و شكوفایی در جنگ هزار اشرف در راستای سرنگونی فاشیسم دینی است كه در درون مجاهدین، میراث حنیف و آرمان مسعود را به اوج می‌رساند و در عرصه اجتماعی و سیاسی، در هم شكستن طلسم ارتجاع و اختناق را نوید می‌دهد.
خوشا مجاهدین كه در پنجاه و دومین سالگرد تاسیس سازمان‌شان در چنین نقطه‌یی هستند. به‌همین دلیل سالگرد بنیان‌گذاری سازمان را نیز به‌طور مضاعف باید تبریک گفت.
سه رادمرد بزرگ تاریخ معاصر ایران، محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع‌زادگان، در تأسیس سازمان مجاهدین آنچه را که میرا و منسوخ و استثماری بود به‌دور انداختند و به‌جای آن ایده‌ها و راه‌ و روش‌های پیشرو و آزادکننده و بالنده را خلق یا احیا کردند. بدینسان سازمان مجاهدین در شورش علیه کهنگی و بن‌بست و خلق دنیای نو بنیان‌گذاری شد.
آن‌ها به‌قیمت جان خود، سنت درخشان ایستادن بر سر موضع یعنی وفای به‌عهد را بنا گذاشتند. پس سلام‌های بی‌پایان ما به‌بنیانگذاران کبیر مجاهدین که آغازکنندگان راهی بودند که جنبش آزادی‌خواهی ایران هنوز مدیون آن‌ است.
و سلام‌ها و تبریک‌های بسیار به‌ مسعود که، این جنبش را از گردنه‌های سخت و هولناک عبور داده، مبانی نظری و سیاسی این مبارزه را تدوین کرده، و برای تربیت نسلی که عهده‌دار و پیشتاز این مبارزه است، قیمت سنگینی پرداخته است. کما این که مؤسس و احیاکننده یك نبرد تمام عیار علیه ارتجاع، استبداد و استثمار بوده و ارزش‌های مبارزاتی و آرمانی این مقاومت را مرحله به‌مرحله فراگیرتر و نافذتر کرده است.
اگر تمام این ۵۲ سال را از نظر بگذرانیم، چکیده تاریخ مجاهدین این است که این سازمان دژ استوار آزادی ایران و سازنده و الهام بخش ارزش‌های پیشرو مبارزاتی و آرمانی است. مبارزه‌یی كه تا سرنگونی استبداد مذهبی و نفی هر جنسی از بهره‌كشی و تبعیض ادامه دارد.
خوشا مجاهدین که در مبارزه برای پیش‌بردن این هدف، قاطع و بی‌شکاف و بی‌تردید ایستاده‌اند. کوه‌ها لرزیدند؛ اما مجاهدین برای سرنگونی ولایت فقیه از جای خود تکان نخوردند.
خوشا به جوانان و زنان ایران كه از چنین گنجینه عظیمی برخوردارند تا بتوانند به نقش تاریخی خود پاسخ بدهند و بر دیكتاتور جبار و جلاد و شیاد بشورند و سرنگونش كنند.
درود بر همه هموطنان شریف و آزاده‌یی كه هرگونه همراهی با رژیم ولایت فقیه را خط قرمز پیکار آزادی اعلام كرده و به آن قیام کرده‌اند.
یک‌بار دیگر به‌همه شما سالگرد تاسیس سازمان و انتخاب زهرا به‌عنوان مسئول اول را تبریک می‌گویم و اطمینان دارم که با این انتخاب و با این عزم‌های راسخ و ایمان‌ها شما بی‌تردید راه گشای آزادی و پیروزی خواهید بود.
متشکرم.

ادامه مطلب...

پارلمان كانادا : گراميداشت شهيدان قتل عام 67 و حماسه اشرف در 10 شهريور 92

moghavemat 50dc6گراميداشت شهيدان قتل عام 67 و حماسه اشرف در 10 شهريور 92

وحیده خرمرودی
ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت و تعدادی از خانواده‌های قربانیان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 67 طی یک تجمع در برابر پارلمان کانادا ضمن گرامیداشت یاد سی هزار زندانی سیاسی قتل‌عام شده به‌دستور خمینی جلاد در سال 67 خواستار اقدام قاطع جامعه جهانی برای محاکمه آمران و عاملان این جنایت هولناک شدند.
تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا گرامیداشت شهیدان قتل‌عام ۶۷ و حماسه اشرف در ۱۰شهریور ۹۲ شهین سنقریان
ایرانیان آزاده و هواداران مقاومت، امروز برای رساندن صدای زندانیان مظلومی جمع شده‌ایم که تنها گناه آنها ایستادن در برابر دیکتاتوری خونریز و نه گفتن به خامنه‌ای سفاک و همه دست‌اندرکاران این رژیم جنایتکار است چه آنهایی که با انتخاب حماسی و پایداری قهرمانانه حاضر نشدند آرمان و سازمان خود را تنها بگذارند و هزار هزار، سی هزار به پای چوبه‌دار و یا میدانهای تیرباران رفتند و حسرت ننگ تسلیم را به دل امثال لاجوردی و پورمحمدی و رئیسی و امام جنایتکارشان گذاشتند و چه آنهایی که امروز به همان دلایل به‌خاطر فشارهای بیرحمانه و قرون‌وسطایی دست به اعتصاب‌غذا زدند تا شاید جهان به ماهیت ادعاهای دروغین روحانی پی ببرد. هم‌چنین بجاست که یادآوری کنیم که امروز همزمان با سالگرد حماسه پرشکوه شهادت 52قهرمان مجاهد در اشرف است یاد آن شهدای والامقام که در رکاب فرمانده زهره با تمامیت پلیدی و دنائت رژیم آخوندی و دست نشاندگان عراقی آن روبه‌رو شدند را گرامی بداریم.
تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا گرامیداشت شهیدان قتل‌عام ۶۷ و حماسه اشرف در ۱۰شهریور ۹۲

پیام دیپاک اوبرای نماینده پارلمان کانادا

دیپاک اوبرای نماینده پارلمان کانادا طی پیامی به تجمع ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا ضمن اشاره حضورش در گردهمایی بزرگ سالانه مقاومت در پاریس، اقدام پارلمان کانادا در به‌رسمیت شناختن قتل‌عام 67 به‌عنوان جنایت علیه بشریت و اعلام روز همبستگی با زندانیان سیاسی در ایران را یادآوری کرد و افزود:
به‌عنوان معاون پارلمانی وزیر خارجه و حقوق‌بشر بین‌المللی کانادا در این مدت بسیار افتخار می‌کنم که بخشی از این دستاورد باشم. در بسیاری از مناسبتها، من از ملاقات با هیأت رژیم ایران در جلسات امتناع کردم.
تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا گرامیداشت شهیدان قتل‌عام ۶۷ و حماسه اشرف در ۱۰شهریور ۹۲امروز من از دولتمان می‌خواهم که مسیر رهبری قوی جهانی در زمینه حقوق‌بشر را ادامه دهد. من از دولت می‌خواهم که به خواسته متفق‌القول پارلمانمان عمل کند و از سازمان ملل بخواهد یک کمیته تحقیق مستقل در مورد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 1988 و سایر موارد نقض حقوق‌بشر در ایران تشکیل دهد.

رژیمهایی که از قدرت برای سرکوب آزادی استفاده می‌کنند در جامعه جهانی جایی ندارند. مبارزه ما طولانی بوده است ولی با هم پیروز خواهیم شد.

ایروین کاتلر، وزیر پیشین دادگستری کانادا
ایروین کاتلر، وزیر پیشین دادگستری کانادا و از برجسته‌ترین چهره‌های مدافع حقوق‌بشر در کانادا طی سخنانی گفت:
ما در بزرگداشت بیست ونهمین سالگرد قتل‌عام 30000نفر از مخالفان ایرانی گردهم آمده‌ایم. ما هم‌چنین در لحظه‌ای گردهم آمده‌ایم که با تصویب قاطع تمام اعضای پارلمان کانادا روز زندانیان سیاسی ایرانی تعیین شده است و من خشنودم که یکی از حامیان آن قطعنامه بودم که طی آن کانادا اولین کشوری در جهان شد که صراحتاً این قتل‌عام را به‌عنوان جنایت علیه بشریت محکوم کرد.
تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا گرامیداشت شهیدان قتل‌عام ۶۷ و حماسه اشرف در ۱۰شهریور ۹۲ایروین کاتلر سپس اقداماتی را که دولت کانادا باید در هماهنگی با جامعه بین‌المللی برای محاکمه عاملان و آمران قتل‌عام 67 و هم‌چنین لغو مصونیت جنایتکاران صورت بدهد را برای حاضران برشمرد

ریموند فولکو نماینده پیشین پارلمان کانادا

سپس خانم ریموند فولکو نماینده پیشین پارلمان کانادا ضمن تشکر از انجمنها و جوامع شرکت‌کننده در این تظاهرات گفت که اکنون ایرانیان در سراسر کانادا از شرق تا غرب درگیر این کارزار دادخواهی هستند. وی افزود:
ما از دولتمان می‌خواهیم به مأموریت خود با درخواست از سازمان ملل برای تحقیقات مستقل در مورد قتل 30هزار ایرانی ادامه دهد. این‌که دولت ایران مسئول شناخته شود و افرادی که مسئول شناخته می‌شوند در دادگاههای عادلانه بین‌المللی محاکمه شوند.
تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا گرامیداشت شهیدان قتل‌عام ۶۷ و حماسه اشرف در ۱۰شهریور ۹۲

‌ دیوید کیلگور، رئیس مشترک کمیته کانادایی دوستان ایران دمکراتیک

دیوید کیلگور، رئیس مشترک کمیته کانادایی دوستان ایران دموکراتیک در سخنان خود، به دولت کانادا به‌منظور تشکیل یک کمیته مستقل برای تحقیق پیرامون قتل‌عام 67 فراخوان داد و گفت این کمیته، در میان سایر موارد، باید تمام مدارک مربوط به این جرم را همراه با اسامی قربانیان و مجرمان به‌منظور دستیابی به عدالت برای همه جمع‌آوری کند.
تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا گرامیداشت شهیدان قتل‌عام ۶۷ و حماسه اشرف در ۱۰شهریور ۹۲
فرد لیتوین، فعال حقوق‌بشر و بنیانگذار انجمن فیلم اندیشه آزاد
فرد لیتوین، فعال حقوق‌بشر و بنیانگذار انجمن فیلم اندیشه آزاد در سخنان کوتاه گفت: من به شما می‌گویم چیزی هست که بسیار بدتر از رژیم ایران است و آن سکوت جهان غرب است. جهان غرب ساکت است. در سال 1988 ساکت بود، حالا ساکت است این یک سکوت کر کننده است. این یک جنایت بزرگتر از شکنجه‌های وحشیانه‌ای است که در زندانها در سراسر ایران جریان دارد. وی ادامه داد: بگذارید روشن باشیم، ما باید برای آزادی و دموکراسی بایستیم و این رژیم باید در اسرع وقت به زباله‌دان تاریخ سپرده شود.

تظاهرات ایرانیان آزاده در مقابل پارلمان کانادا گرامیداشت شهیدان قتل‌عام ۶۷ و حماسه اشرف در ۱۰شهریور ۹۲

ادامه مطلب...

بزرگداشت شهيدان اسطوره اشرف راه‌گشایان هزار اشرف و فتح و آزادی ـ

moghavemat 84346در سالگرد حمله جلادان ولایت فقیه به اشرف در 10شهریور 1392 و در گرامیداشت ۵۲ قهرمان شهید مجاهد خلق که با خون پاکشان درخشانترین حماسه مقاومت دربرابر خیانت و جنایت علیه بشریت رقم زدند، مراسمی دراشرف ۳ در تیرانا باحضور رئیس جمهور برگزیده مقاومت برگزار شد.

در این مراسم دکتر خوان گارسه حقوقدان برجسته بین المللی و وکیل مجاهدان اشرفی، پائولو کازاکا، نماینده پیشین پارلمان اروپا ، پرفسور ریموند تنتر عضو سابق شورای امنیت ملی کاخ سفید، جفری فارست، عضو کانون وکلای انگلستان و ولز و اشرف الشبراوی، نمایندة پیشین پارلمان مصر،‌ شرکت داشتند و سخنرانی کردند.

 moghavemat 0c52dسخنراني دکتر خوان گارسه در بزرگداشت شهداي قتل عام اشرف

متشکرم. خانم رجوی، دوستان عزیز

بسیار مفتخرم که امروز با شما هستم. برای من این روز، روز بسیار تلخی است به یادبودش نشسته ایم.‍ من احتمالاً‌ اولین کسی در خارج از عراق و خارج از اشرف بودم که از حمله اول سپتامبر باخبر شدم.

با من از طریق تلفن تماس گرفته شد و به من گفته شد که حمله به ساکنان اشرف شروع شده و باید اقدامی بکنم تا این خبر به گوش همه برسد.

من بلافاصله به فرانسه تلفن کردم تا اطلاعات را منتقل کنم. همچنین به مهمترین روزنامه اسپانیا در مادرید زنگ زدم و به دوست خبرنگارم گفتم که باید بلافاصله این خبر را منتشر کنید. این روزنامه از طریق دوستم ظرف چند دقیقه تمام اطلاعات مربوط به حمله را در وب سایتش منتشر کرد.

‍‍‍سپس اطلاعات و تصاویر دوستان و همکاران شما و همچنین تصاویر مربوط به حمله را دریافت کردم. دیدم که برخی دوستان شما که الان تصاویرشان اینجا هست، همانهایی هستند که از حمله فیلمبرداری می کردند و در زمان فیلمبرداری هدف شلیک قرار گرفتند.

بنابراین وقتی شما سرود میخوانید که ما تسلیم نمیشویم و سازش نمی کنیم، حرفتان را باور میکنم. چون یارانتان را دیده ام که در چنین لحظات حساسی تسلیم نشدند و سازش نکردند، حتی در زمانی که در معرض از دست دادن جانشان قرار گرفتند.

بزرگداشت یاد آن شهدا برای ما این تعهد است که نگذاریم این جنایت بدون مجازات بماند. به نظر من نبرد شما علیه مصونیت جنایتکاران، نبرد شما برای حسابرسی جنایت، جنایات قبلی و تمام جنایات بعدی در اشرف و کمپ لیبرتی یکی از بهترین کارهایی است که میتوان در یادبود آنهایی که در اشرف و کمپ لیبرتی قتل عام شدند، انجام داد.

جنایاتی که در اول سپتامبر در اشرف انجام شد، قطعاً جنایت علیه قانون بین المللی و مشخصاً علیه کنوانسیون چهارم ژنو است که شما رسماً بر اساس آن تحت حفاظت قرار داشتید. این جنایات بخشی از یک سیاست فراگیرتر مبنی بر ریشه کنی اندیشه، اعتقادات دینی و باورهای شماست و به سادگی میتوان اینها را در شمار جنایت علیه بشریت به حساب آورد.

معنی این حرف این است که این جنایات، مشمول مرور زمان نمی شوند. گذشت زمان، باعث فراموشی این جنایات نخواهد شد. این که بتوان محکمه ای برای اجرای عدالت، انجام تحقیقات و مجازات مسئولان مشخص این جنایات پیدا کرد، به شرایط سیاسی بستگی دارد. فکر میکنم در آینده شاهد این موضوع خواهیم بود.

سطح جنایات انجام شده در محل استقرار شما، در عراق و در کشورهای همسایه، جنایات علیه بشریت است. مردم جهان دیر یا زود نسبت به این جنایات واکنش خواهند داشت. در واقع تا همینجا هم شاهد بوده ایم که برخی کشورهای اروپای غربی پذیرفته اند که این نوع جنایات را مورد محاکمه قرار بدهند. به عنوان آخرین کلمات، نقل قولی از یک متفکر بسیار مشهور در زمینه های نظامی را بیان میکنم. او یک آلمانی در قرن 19 به نام «کلاسویتس» (Clausewitz) بود. او چنین نوشت که برای فتح یک کشور باید سرزمنیش را کنترل کرد، جمعیتش را خلع سلاح نمود. ولی تا زمانی که در ذهن مردم، اراده مقاومت وجود دارد نمیتوان بر هیچ کشوری سلطه کامل پیدا کرد.

فکر میکنم شما در خارج و داخل ایران گواه آن هستید که موضوع شما به همین مرحله سوم برمیگردد. آنها کشور را کنترل میکنند، مردم را در داخل کشور خلع سلاح کرده اند. ولی آنها تسلطی بر اذهان ندارند. بنابراین وقتی میگویید که به نبرد ادامه خواهید داد و وقتی میگویید که در داخل ایران از حمایت برخوردار هستید، باور من این است که آینده به شما تعلق دارد.

متشکرم.

سخنراني وکیل جفری فاربست عضو کمیسیون حقوق بشر فدراسیون وکلای اروپایی

جامعه حقوقی اروپا در نبرد برای آزادی و عدالت با شماست فدراسیون وکلای اروپایی بیش از ۸۰۰هزار وکیل اروپایی را نمایندگی می کند

خانم رجوی، دوستان عزیز

من عضو شورای جامعه حقوقی انگلستان و ولز هستم. جامعه ما بیش از یکصد هزار وکیل را در انگلستان و ولز نمایندگی میکند.

من همچنین عضو کمیسیون حقوق بشر فدراسیون وکلای اروپایی هستم که بیش از هشتصد هزار وکیل اروپایی را نمایندگی میکند.

دوست عزیزم پروفسور سارا چندلر هم عضو شورای جامعه حقوقی است و در حال حاضر ریاست فدراسیون انجمن های وکلای کشورهای اروپایی را به عهده دارد. او اولین زنی است که به ریاست این فدراسیون رسیده. خانم رجوی می دانند که او یک حامی بزرگ شورای ملی مقاومت ایران و شما است. او امشب پیام داد و بهترین آرزوها و همچنین همبستگی خود را با شما ابراز کرد.

می دانید که جامعه حقوقی اروپا در نبرد شما برای آزادی و عدالت با شما ست.

اوایل ماه گذشته برای شرکت در گردهمایی بزرگ امسال به پاریس رفتم. برای من فوق العاده مسرت بخش بود که به یمن تکنولوژی، همه شما را در کنار خویش در آنجا دیدیم.

اینک به خاطر حضور در کنار شما، هم مفتخرم و هم احساس فروتنی میکنم. من در حضور قهرمانان هستم، از زن و مرد. نبرد شما نبردی طولانی و پررنج بوده است. داغ و فراق بسیار داشته اید. من یاد همه آنهایی را که جانشان را به خاطر آزادی فدا کردند گرامی میدارم.

این هفته در تیرانا، به گرامیداشت دردناک قتل عام اول سپتامبر 2013، چهار سال پیش در کمپ اشرف نشسته ایم که به فقدان 52 تن و گروگان گرفته شدن هفت نفر انجامید. و این ماه همچنین یاد 30هزار زندانی سیاسی قتل عام شده در 1988 را گرامی می داریم. 30 هزار نفر به قتل رسیدند. شما نه تنها عزیزانتان را از دست داده اید، بلکه اموال بسیاری از شما را نیز در اشرف تصرف کرده اند. شما حق دریافت غرامت دارید و اینها موضوعاتی هستن که باید به آنها پرداخته شود.

صحبتم را با این کلمات به پایان می برم. برای عزیزانی که از دست داده اید باید نبرد را با امید و اعتقاد راسخ به پیروزی عدالت ادامه دهید. شاید ما به عنوان دوستان شما می توانیم و باید بیش از این کار کنیم. ما کماکان در این مسیر همراه شما خواهیم بود تا زمانی که یک بار دیگر به طور حضوری، این بار در ایران آزاد در کنار شما باشیم. این بهترین بزرگداشت برای آنهایی است که رو به میهن شان به خاک افتادند.

 moghavemat b9e87

سخنراني پائولو کازاکا:

هر روز كه ميگذرد، به محاکمة جنايتكاران نزديكتر می شویم

خانم مريم رجوي، رئيس جمهور گرامي. همكاران عزيز، اشرفيان عزيز. من بسياري از شما را در سال 2004 در عراق ملاقات كردم. ما در اينجا بخاطر يك اندوه گرد هم آمده ايم.

اول سپتامبر يك قتل عام صورت گرفت، ولي آن فقط يك قتل عام ديگر مثل قبلي ها نبود.

و اين قتل عام، يك قتل عام كور نبود بلكه با هدف كشتار تك به تك اشرفيان و دستگيري رهبري سازمان مجاهدين بود. من همواره به تمامي كساني كه در اين روز به خاك افتادند احترام ميگذارم. من نميتوانم دوست و استاد خودم حسين مدني را فراموش كنم. چرا كه واقعيت اين است كه من هرگز كسي را نديده ام با چنين سطحي از معلومات، صبر، توان ديپلماتیک و بصيرت كه حسين مدني داشت. او يك ايراني برجسته بود و ترور او بيانگر ماهيت رژيم پليد حاكم بر ايران است. همچنين مايلم شهادت بدهم كه در چنين شبي كه از 31 اوت به اول سپتامبر مي رسيد من اولين پيام را دريافت كردم و به كميسر عالي پناهندگي كه الان دبير كل سازمان ملل است زنگ زدم و او 10 دقيقه بعد به من زنگ زد كه ساعت 6 يا 7 صبح بود. من مطلقا مرهون درك و ظرفيت او هستم كه تلاش كرد هر كار ممكن را براي توقف كشتار اشرفيان بكند.

ولي امروز فقط يك روز سوگواري نيست، بلكه يك روز اميد و جشن هم هست . براي اينكه اكنون ما ميدانيم كه هر روز كه ميگذرد، به روزي كه جنايتكاران بخاطر جنايتشان مورد مواخذه قرار بگيرند نزديكتر می شویم.

من به تمام تلاشهاي مستمر شما برای این که قتل عام سهمگين 1988 بطور كامل مورد تحقيق قرار بگيرد، با دیدة تحسین نگاه می کنم. قدرت شما و ارزشهاي انساني شما آنقدر بزرگ است كه مطمئنم شما براي آينده ايرانيان و همچنين نوع بشر تلاش مي كنيد، چون تنها يك شيوه است كه جنايتكاران دست از كشتن مخالفين خود بخاطر اهداف سياسي شان بر خواهند داشت و آن اين است كه به مصونيت پايان داده شود و در تمامي شرايط. هرگز چنين چيزي را نپذيريد. هرگز اجازه ندهيد قراردادها براي مقاصد تجاري و براي انگيزه هاي سياسي كوتاه مدت و هر دليل ديگري بسته شود ، هرگز ، هرگز مصونيت(مجرمان از مجازات) را نپذيريد و اين درسي است كه شما به همه ما داريد مي دهيد.

كلام آخر اينكه من به شما بسيار مي بالم و از داشتن چنين دوستاني انساني مانند شما مغرورم و به شما بسيار افتخار ميكنم. بسيار متشكرم.

 moghavemat 9a5c2

سخنراني پروفسور ریموند تنتر:

فروپاشی این رژیم به طور خود بخودی نیست بلکه ازطریق کاری که شما می کنید محقق می شود

بسيار متشكرم، خانم رئيس جمهور مريم رجوي، همكاران و همه دوستانم در اينجا و دوستانم كه عكسهايشان روي ديوار است. من بسياري از آنها را مي شناختم. همانطور كه پائولو كازاكا گفت، حسين مدني. من كساني را که جان باختند ميشناختم. اين موضوع حقيقتي را برجسته كرد كه مهم بود كه اين جنبش را بررسي كنيم.

. ما شروع به بررسي كرديم كه اين جنبش چه پديده اي است. ما دريافتيم كه رژيم ايران توجه بيشتري به شوراي ملي مقاومت ايران و گروههاي وابسته به آن دارد نسبت به تمامي گروههاي ديگر. ما دريافتيم كه ساير گروههايي كه تلاش كردند از در سازش با رژيم بربيايند به سكوت كشانده شدند يا با قتل يا از طريق زنداني كردن و حبس خانگي. و ما براي بالابردن آگاهي دادن اكتفا نكرديم به فقط نوشتن كتابها و مقالات. من اين فرصت را پيدا كردم و انتخاب كردم و تصميم گرفتم كه به كمپ اشرف بروم. پائولو كازاكا و من آخرين نفرات آمريكايي و پرتغالي بوديم كه توانستيم به اشرف برويم و آنچه كه در آنجا يافتيم اين بود كه اشرفيها يا بهتر بگويم اين سكه هاي طلا كساني نيستند كه بشود آنها را به سكوت واداشت.

و نكته دوم من در اين رابطه است كه اين رژيم در نتيجه تلاشش براي سركوب به چه سمتي ميرود. این رژيم گرفتار فروپاشی از درون است ولي اين فروپاشی خودبخودي و براثر اعمال خودش محقق نميشود بلكه تنها از طريق كاري كه شما ميكنيد محقق خواهد شد.  

صحبتهايم را با عبارت مورد علاقه ام و در گراميداشت سالروز حملات به اشرف و ليبرتي تمام كنم كه ”ميتوان و بايد و همه ما بايد.”

ادامه مطلب...

نمايشگاه يادبود شهيدان قتل عام 67 پاريس – شهرداري منطقة 2 با حضور منتخبان مردم فرانسه شخصيتهاي سياسي و مدافعان حقوق بشر

siasi.jpg 4ab55 فراخوان سخنرانان به تشکیل کمیتة تحقیق بین‌المللی

و محاكمه سران رژيم به خاطر نسل كشي و جنايت عليه بشريت

در ادامه گزارشهای نمايشگاه يادبود قتل عام 30 هزار زنداني سياسي در سال 67 که روزهای چهارشنبه و پنجشنبه هشتم ونهم شهریور در شهرداري منطقه 2 پاريس، برگزارشد

در این برنامه شماري از شهرداران فرانسوي، و شخصيتهاي سياسي و همچنين گروههايي از شهروندان فرانسوي از قسمتهاي مختلف اين نمايشگاه بازديد و دفتر يادبود شهيدان قتل عام 67 را امضاء كردند.

در دومین روز این نمایشگاه پیام رئيس جمهور برگزیده مقاومت توسط خواهر مجاهد ربیعه مفیدی قرائت شد و شخصیتهای شرکت کنند در سخنرانیهای خود ، ضمن محكوم كردن قتل عام 67، به عنوان جنايت عليه بشريت، خواستار تشكيل كميته تحقيق بين المللي توسط سازمان ملل و محاكمه سران رژيم و عاملان اين قتل عام شدند. آنان ضمن تقدير از پايداري زندانيان سياسي اعتصابي در زندان گوهردشت، حمايت و همبستگي خود را با آنان ابراز كردند.

سخنرانان درنمايشگاه شهرداري منطقه 2پاريس عبارتند بودند از:

ژاك بوتو، شهردار منطقه 2 پاريس

ژان فرانسوا لوگاره، شهردار منطقه يك پاريس

دكتر آلخو ويدال كوادراس، رئيس كميته بين المللي در جستجوي عدالت

سيلوي فاسيه شهردار پيشين لوپن

برونو ماسه شهردار ويليه آدام

ژاك فيت شهردار افتخاري نويل سوراواز

اسقف ژاك گايو

و خواهر مجاهد معصومه رئوف بشري دوست.

در نمايشگاه يادبود شهيدان قتل عام 67 در شهرداري منطقه 2 پاريس ، ژان فرانسوا لوگاره شهردار منطقه 1 پاريس در سخنراني خود، با يادآوري اينكه برگزاري چنين نمايشگاههايي دستاوردها و تاثيرات زيادي بدنبال داشته گفت:

در ايران كسي نمي‌تواند واقعيت اين قتل‌عام را منكر شود. و تلاشهاي ما و نمايشگاههايي كه در شهرداريها برگزارشد امكان گردآوري اسناد را فراهم كرد. اين كشته‌شدگان همگي بدون عكس و بدون قبر بودند. ولي الآن عكسهايي داريم كه چهره‌ها را از تاريكي و فراموشي بيرون مي‌كشند. نگاههاي آنها ما را خطاب قرار مي‌دهد.

ژان فرانسوا لوگاره ضمن تاكيد بر اينكه عفو بين الملل قتل عام 30000 زنداني سياسي در ايران را جنايت عليه بشريت قلمداد كرده برضرورت مقابله با اقدامات رژيم براي از بين بردن آثار اين قتل عام تاكيد كرد و گفت:

سخنراني ژان فرانسوا لوگاره-شهردار منطقه 1 پاريس

بعد از نمايشگاهي كه دو هفته قبل در شهرداري ناحيه 1 برگزار شد من نامه‌اي به كميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل نوشتم و از او خواستم تحقيقات بين‌المللي را بر سر قتل عام 1988 شروع كند تا حقايق برملا شوند و واقعيت رخ بنمايد

از همه شهرداران و همه مسئولين مي‌خواهم كه در اين فعاليت ما را همراهي كنند. ....

تنها با بسيج قوايمان و شكستن قانون سكوت و توطئه مافيايي سكوت حقيقت اين قتل‌عام را مي‌توانيم برملا كنيم و از آزادي در ايران حمايت كنيم. با بسيج يكديگر حقايق رخ مي‌نماياند. با تشكر از شما.

دکتر آلخو ویدال- کوآدراس رئیس کمیته بین المللی در جستجوی عدالت در سخنان خود در نمايشگاه يادبود شهيدان قتل عام 67 گفت:

خواسته خونخواهی تاریخی در کادر كارزار بین المللی دادخواهی برای قربانیان قتل عام سال ۶۷ در ایران بسیار ضروری است، در آن زمان 30،000 زندانی سیاسی که عمدتا وابسته به سازمان مجاهدین خلق، جنبش اپوزیسیون اصلی، بودند اعدام شدند و در طول تابستان و در سکوت کامل در گورهای دسته جمعی دفن شدند.

امروز ما همچنین همبستگی خود را با زندانیان سیاسی بسياري که امروزه در اتاق‌های شکنجه رژیم ایران مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند اعلام میکنیم. به ویژه زندانیان گوهردشت، که در اعتراض به سرکوب و رفتار غیر انسانی رژیم در این زندان دست به اعتصاب غذا زده اند.

من همچنین می‌خواهم امروز به 52 نفر از اعضای مقاومت ایران که چهار سال پیش در تاریخ 1 سپتامبر 2013 در اشرف توسط مأموران رژیم اعدام شدند درود بفرستم. هفت نفر دیگر نیز از جمله 6 زن ناپدید شده اند و هنوز هم نمی دانیم که سرنوشت آنها چه شده است.

دوستان عزیز، ما متاسفانه شاهد قتل عام های زیادی در سراسر جهان در سی سال گذشته بوده ایم. در بوسنی، رواندا، کامبوج و سودان كه فقط اشاره‌يي به برخی از معروف‌ترین و فاجعه‌بارترين آنهاست. اما جناياتي كه خميني در سال ۶۷ مرتكب شده، ماهیت بسیار وحشتناکی دارد؛ زیرا علیه هزاران نفر از زندانیان سیاسی اجرا شد، که یا به روش غیرقانونی دستگیر شده بودند یا حتی بدتر، در زندان بودند و پس از محکوم شدن توسط دادگاه خود همین حکومت، حکم خود را می گذراندند. بنابراین این قتل عام علیه پایه و اساس تمامیت حکومت قانون و همراه با یک بی رحمی سیستماتیک از جانب کسانی است که هرگونه پرنسیپ قانونی و بشردوستانه را زیر پا میگذارند.

دكتر آلخو ويدال كوادراس در ادامه سخنان خود گفت: جنبش دادخواهي قتل عام 67 توسط خانم رجوي اعلام شد، و طي سال گذشته در سطح بين المللي گسترش يافت وي افزود:

این قتل عام برای رژیم حاكم بر ایران تبدیل به یک موضوع دردسر ساز شده است. كارزار آگاهی بخشی عمومی حول قتل عام 67 که توسط چهره های مختلف و سازمان های مختلف نظیر شما امروز آقاي شهردار هدایت می‌شود، چشم بسیاری از مردم را حتی در داخل رژیم باز کرده است و در عین حال پتانسیل شورای ملی مقاومت ایران را بعنوان یک آلترناتیو معتبر و قابل اتکا در برابر دیکتاتوری آخوندها تثبیت کرده است.

نايب رئيس پيشين پارلمان اروپا در ادامه سخنان خود گفت:

فراخوان دادخواهی برای قربانیان قتل عام سال ۶۷ در حال حاضر یکی از عناصر اصلی مقاومت مردم ایران برای تغییر رژیم است. ما نباید توهمی در مورد این حکومت دینی داشته باشیم. وي با يادآوري اينكه وزيردادگستري دولت قبلي و دولت فعلي آخوند روحاني ازاعضاي كميته مرگ قتل عام 67 و همچنين از آمرين قتل عام در جنوب كشور بوده و هستند افزود:

شورای امنیت سازمان ملل متحد میباید این پرونده را به دادگاه بین المللی جنایی ارجاع دهد تا عاملان قتل عام را مورد پیگرد قرار دهند.

می خواهم از این فرصت استفاده کنم تا از اتحادیه اروپا و دولت هایمان بخواهم که در روابط خود با رژيم ایران، اولویت را به حقوق بشر بدهند. ما نمی توانیم و نباید از طریق پا گذاشتن بر روی خون هزاران بی گناه سود و منفعت اقتصادی کسب کنیم.

اما رژیم، مانند همه نظام هایی که بر پایه ظلم و ستم بنا شده اند، بی ثبات است. دیر یا زود از بین خواهد رفت. بنابراین هیچ فرصتی برای سرمایه گذاری بر این دیکتاتوری مذهبی شیطانی و شکننده وجود ندارد. ....

اگر ما بر این باوریم که اروپا یک جامعه ارزش هاست، می باید از آن دفاع کنیم؛ زیرا تاریخ به ما نشان داده است که هر وقت تلاش کردیم که صلح و سود جویی اقتصادی را به بهای زیر پا گذاشتن پرنسیپ هایمان بدست بیاوریم نتیجه این شده است که در نهایت فقیر، و بی شرافت، وادار به روی آوردن به جنگ شده ایم.

سخنراني سيلوي فاسيه شهردار پيشين لوپن

سيلوي فاسيه شهردار پيشين لوپن سخنران ديگر اين مراسم بود. وي در سخنان خود خواستار محاكمه سران رژيم و آمران و عاملان قتل عام زندانيان سياسي در سال 67 شد . وي همچنين ضمن ابراز همبستگي با زندانيان اعتصابي در گوهردشت كرج گفت: من با همه اين زندانيان سياسي كه امروز در اعتصاب غذا هستند اعلام همبستگي مي كنم. ولي بايد بدانند كه به وجود آنها براي ادامه مبارزه نياز است. اگر چه اعتصاب غذا تنها سلاحي است كه در دست آنها باقي مانده تا بتوانند فجايعي كه رخ ميدهد را منتقل كنند، و عملكرد ضد انساني رژيم عليه زندانيان را افشاء كنند.

سيلوي فاسيه شهردار پيشين لوپن خواستار يك كارزار گسترده بين المللي بويژه با استفاده از شبكه هاي اجتماعي براي آگاهي بخشي حول قتل عام 67 و همچنين حمايت از زندانيان سياسي در زندانهاي رژيم آخوندي شد. وي افزود:

اميدوارم دادخواهي براي قربانيان 1988 به نتيجه برسد و همه زندانيان سياسي در ايران آزاد شوند.

سخنراني معصومه رئوف بشري دوست

در نمایشگاه یادبود قتل عام زندانیان سیاسی درسال ۶۷، خواهر مجاهد معصومه رئوف بشري دوست زنداني سياسي در زندانهاي رژيم آخوندي كه برادرش در جريان قتل عام 30000 زنداني سياسي با حكم خميني به شهادت رسيده ، طي سخناني ماجراي فرار خود از زندانهاي رژيم و همچنين مشاهدات خود را از جنايات دژخيمان رژيم آخوندي براي حاضران بازگو كرد. وي گفت:

من در شهريور 60دستگير و ظرف 10دقيقه در يك بيدادگاه به 20سال زندان محكوم شدم.  اما پس از هشت ماه توانستم از زندان فرار كنم. وقتي كه پاسداران متوجه فرار من شدند همه دختران زنداني در سلول را شكنجه و به زندانهاي مختلف منتقل كردند. بسياري از آنها در جريان قتل عام 67 اعدام شدند. برادر كوچكتر من احمد نيز يكي از 30000 نفري است كه درجريان اين قتل عام جنايتكارانه به شهادت رسيد.

در سال 70مزدوران وزارت اطلاعات به پدرم گفتند كه احمد را در زندان اروميه اعدام كرديم. اما حتي از گفتن محل دفن او خودداري كردند.

29سال است كه پدرم در جستجوي مزار پسرش است. مانند ديگر والدين 30هزار قرباني اين جنايت عليه بشريت كه بدستور خميني انجام شد.

29سال پيش خميني، اين جنايتكار بيرحم، براي حفظ حكومتش تلاش كرد كه مقاومت را از بين ببرد. تلاشي بيهوده. زيرا جنبش دادخواهي شهيدان در ايران ابعاد گسترده اي يافته و گريبان آخوندها را رها نخواهد كرد.

اكنون نسلي كه بعد از برادرم احمد بدنيا آمده اند در جستجوي حقيقت وعدالت براي قربانيان «بزرگترين جنايت صورت گرفته در جمهوري اسلامي»  هستند.

خواهر مجاهد معصومه رئوف بشري دوست در پايان سخنان خود افزود:

داستان من فقط مربوط به گذشته نيست. زيرا جنايات آخوندها در ايران ادامه دارد. آنها سركوب را با اعدام مخالفان سياسي شروع كردند و بعد به همه جامعه گسترش دادند.

  من از شما مي پرسم آيا زمان آن نرسيده است كه به اين كشتار بي پايان آخوندها در ايران پايان داده شود؟  

بعنوان يك قرباني اين رژيم و بنام خونهاي بيگناه ريخته شده، من ميخواهم كه عدالت اجرا شود. بايد سكوت در باره اين قتل عام را شكست. سازمان ملل بايد براي محاكمه رهبران رژيم كه دست اندركار اين جنايت عليه بشريت بودند، تدابير ضروري اتخاذ كند.

سخنراني برونو ماسه شهردار ويليه آدام

برونو ماسه شهردار ويليه آدام در سخنان خود در نمايشگاه يادبود شهيدان قتل عام 67 با تاكيد بر ضرورت يادآوري و گراميداشت وقايع تاريخي براي هر ملتي گفت::

اين يادبود، يك لحظه تاريخي كشور شما است كه امروز برگزار ميشود. 30 سال پيش ديكتاتوري مذهبي آخوندها يك جنايت بزرگ در قبال ملت خودش مرتكب شد. 30000 اعدام در چند ماه. شنيدن اين موضوع به انسان شوك وارد مي كند. يك رژيم ديكتاتوري مذهبي زندگي 30000 زنداني سياسي را گرفت. كساني كه تنها خواستار آزادي بودند. آنها نبايد فراموش شوند و اين قدرت و توان اين نمايشگاه است كه آنها را در خاطرات زنده ميكند.

آنها ما را واميدارند كه به افشاي جنايات رژيمي كه اولين ناقض حقوق مردمش است و حتي نوجوانان را نيز اعدام مي كند ادامه بدهيم

برونو ماسه با بيان تاثيراتي كه از چندين ديدار با رزم آوران آزادي در آلباني پذيرفته گفت:

همه آنها مثل شما اميد دارند كه كشورشان را باز يابند ، خانواده و ريشه هاي اين كشور زيبا كه ايران نام دارد و مهد بشريت است را باز يابند.

اين ديدارها تاثيرات زيادي روي من داشت، من در اراده آنها براي رسيدن به هدف و ايمان آنها براي دستيابي به موفقيت بهر قيمت، شريك شدم. لحظاتي قوي از زندگي كه همواره نادر هستند.

قدرت جنبشهاي مقاومت نيز از همينجا ناشي ميشود. هر روز بيشتر ، هر روز قاطع تر و هر روز قوي تر .

براي همه شما پيروزي نزديك است. هر سال ما آرزو ميكنيم كه در كشور آزاد شده شما در يك رژيم دمكراتيك و مبتني بر جدايي دين و دولت كه برابري زن و مرد يك واژه بيهوده نباشد ديدار كنيم.

هر سال جنبش شما ، فجايع ناشي از اين رژيم و خطراتي كه براي منطقه دارد را افشاء ميكند. اين نمايشگاهي كه امروز در اينجا گشايش مييابد بايد چشمهاي عده بيشتري را باز كند.

سخنراني ژاك فيِت، شهردار افتخاري شهر نويل سوراواز

ژاك فيِت، شهردار افتخاري شهر نويل سور اواز سخنران ديگر اين نمايشگاه بود وي در سخنانش گفت:

بازديد از اين نمايشگاه و تصور اينكه اين جنايات همچنان در ايران ادامه دارد برايم تكان دهنده بود ما همه معتقديم كه نبايد بگذاريم اين جنايات ادامه يابد و لازم است از طريق اروپا يا سازمان ملل دست به اقداماتي بزنيم.

اين قتل عام جنايت عليه بشريت است و نام ديگري نمي‌توان بر آن نهاد،

اقداماتي كه هم اكنون در ايران براي پيدا كردن آدرس گورهاي جمعي و مشخصات شهيدان انجام مي شود بسيار مهم هستند بار ديگر تاكيد مي كنم كه در اين مبارزه ما در كنار شما هستيم.

ادامه مطلب...

بزرگداشت شهيدان اسطوره اشرف راه‌گشایان هزار اشرف و فتح و آزادی ـ سخنرانی مریم رجوی

moghavemat 9ec9c

در سالگرد حمله جلادان ولایت فقیه به اشرف در 10شهریور 1392 و در گرامیداشت ۵۲ قهرمان شهید مجاهد خلق که با خون پاکشان درخشانترین حماسه مقاومت دربرابر خیانت و جنایت علیه بشریت رقم زدند، مراسمی دراشرف ۳ در تیرانا باحضور رئیس جمهور برگزیده مقاومت برگزار شد.

در این مراسم دکتر خوان گارسه حقوقدان برجسته بین المللی و وکیل مجاهدان اشرفی، پائولو کازاکا، نماینده پیشین پارلمان اروپا ، پرفسور ریموند تنتر عضو سابق شورای امنیت ملی کاخ سفید، جفری فارست، عضو کانون وکلای انگلستان و ولز و اشرف الشبراوی، نمایندة پیشین پارلمان مصر،‌ شرکت داشتند و سخنرانی کردند.

متن سخنراني خانم مريم رجوي از نظرتان مي گذرد :

سخنرانی مریم رجوی در گرامی‌داشت شهیدان قتل عام اشرف در ۱۰شهریور ۱۳۹۲

قتل عام اشرف نه واقعه‌یی مربوط به گذشته بلکه مربوط به‌مقاومت و آزادی و حقوق بشر امروز ایران است

گردآمده‌ایم برای گرامی‌داشت حماسه اشرف. برای گرامی‌داشت حماسه پایداری و جانفشانی اشرفی‌ها در ده شهریور ۹۲.
امروز مصادف با عید قربان است که با تقویم قمری، سالروز فروغ جاویدان هم هست. در این عید و در این سالروز جمع شده‌ایم، برای تجدید عهد با
۵۲ مجاهدی که دامن محبت را به‌خون رنگین کردند و سوگند می‌خوریم که از قطره‌قطره خون‌های پاک آن‌ها، نبرد عظیمی برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه به‌پاکنیم.
حماسه اشرف
راستی که لحظه‌به‌لحظه‌ حماسه اشرف خیره‌کننده است؛
زهره عزیزم، تا لحظه شهادت در حال فرماندهی مجاهدین بود. او در آخرین پیامش ‌نوشته بود: «نبرد شکوهمند و درخشانی که در همه عرصه‌ها در لیبرتی و اشرف در جریان است، عین نبرد سرنگونی است...».
گیتی عزیزم، را ببینید که چطور در لحظه شهادت مثل زمان حیاتش استوار و با صلابت بود. 
در یک صحنه چهار مجاهد دست بسته را می‌بینید؛ برادران عزیزم ابراهیم اسدی، سعید اخوان، حسین مام رسولی و رحمان منانی، به همه آن‌ها تیرخلاص زده‌اند و کنار هم هستند. گویی در موقع شهادت هم، تن واحد بودند. 
جلادها حتی به مجروحان در روی تخت بیمارستان تیرخلاص می‌زدند. كوروش و شهرام یاسری و سیروس فتحی و سیدعلی و حیدر به‌ همین نحو شهید شدند. به سعید نورسی در حالی گلوله زدند كه مشغول رسیدگی به‌مجروحان بود و یک پنس پزشکی در دست داشت. رشید را هم حین رسیدگی به‌مجروحان در همان کلینیک به شهادت رساندند. 
برادر عزیزم رحیم، تا لحظاتی قبل از این که به ‌او حمله کنند، سعی داشت با نیروهای عراقی تماس تلفنی بگیرد. چون رابط رسمی آن‌ها بود. 
هر کدام را که نگاه کنید، تا لحظه آخر، تا نفس آخر و تا آخرین قطره خون‌ در حال نبرد بودند. همه آن‌ها، حالا از جلوی چشمم رژه می‌روند. میترا باقرزاده، ژیلا طلوع، فاطمه كامیاب، مریم حسینی،‌ بهروز، احمد بوستانی، احمد وشاق، محمد گرجی، نبی سیف، حسین اصفهانی، حسین مدنی، علیرضا پورمحمد، علیرضا خوشنویس، اصغر مکانیک، علی اصغر عمادی، مجید شیویاری، شجاع متولی، محمد جعفرزاده، محمودرضا، اردشیر، قباد، شاهرخ، فریبرز، ناصرسرابی، بیژن میرزایی، رحمت بلوک نخجیری،‌ ابوالقاسم رضوانی، محمدعلی محمودی، حسین سلطانی، عظیم نارویی، حمید صابری، ناصر کرمانیان، امیر حسین، حسن غلامپور و حسن جباری ... 
کهکشانی از نام‌های شهیدان.
خاطرات زیادی از آن‌ها داریم از نشست‌ها و از صحنه‌های تعهد و كار و رزم، خاطراتی كه هرگز از یادمان نمی‌رود. 
به‌یاد جمله‌یی از مسعود افتادم که می‌گفت: «اگر از من سؤال كنید تعریف مجاهدین در كوتاهترین كلام چیست؟ خواهم گفت: ‌وفای به‌ پیمان، با فدای بیكران، در تاریخ ایران». 
در بین این شهیدان، پیشتازانی از نسل جوان ایران بودند؛ 
رحمان منانی، امیر نظری، سعید اخوان، ناصر حبشی و یاسر حاجیان؛ این‌ها طلایه‌داران نسل جوان ایران هستند. رزم‌آوران فداکار و بسیار آگاه كه در منتهای صمیمت و صداقت مشتاقانه نبرد در خط مقدم را انتخاب کرده‌اند. 
زمانی که قرار شد فقط
۱۰۰ نفر در اشرف بمانند، و بقیه به لیبرتی منتقل شوند، سعید اخوان خودش را در ساختمانی در اشرف مخفی کرد و حاضر نشد به‌لیبرتی برود. 
بقیه هم در صدق و صفا، هر کدام گوهر بی‌بدیلی بودند. به نامه‌ها و نوشته‌هایشان گوش کنید: 
امیر نظری نوشته بود: «چه افتخاری از این بالاتر که ما هم لیاقت این مشی و این آرمان را داشته باشیم. مگر حسین بن‌علی علیه السلام نگفته بود: هر زنده‌یی ناگزیر رونده راه من خواهد بود».
رحمان منانی گفته بود: «اگر شهید شدم به‌بچه‌های محل‌تان بگویید یک رحمانی بود که برای آزادی ایرانی که ندیده بود، شهید شد».
و شاید یادتان باشد که چند بار در نشست‌های عمومی این جمله را تکرار می کرد که من انتخاب کرده‌‌ام که با وفاداری به انقلاب و با چشم پوشی از زندگی و خانمان به‌شهادت برسم و این مدار از مجاهدت را انتخاب كرده‌ام.
یاسر حاجیان نوشته بود:‌ «من به‌هیچ کدام از مزایای دنیا چشم ندوخته‌ام. اگر روزی
۲۴ بار و هر ساعت ۶۰ بار مورد سئوال قرار بگیرم بدون تردید پاسخ خواهم داد: هیهات مناالذله. من با سازمان و همه ارزش‌ها و مظاهر آن هیچ چیز کم ندارم». 
و ناصر حبشی نوشت: «چه افتخاری بالاتر از این که در مسیر فدا و صداقت شهید و رستگار شوم». 
همان طور که از این نامه‌ها پیداست، آن‌ها مثل سایر اشرفی‌ها و مجاهدین همگی کلمات مسعود را بر زبان داشتند و درس‌های او را پیش روی خودشان گذاشته بودند. 
هم‌چنان که مجید شیویاری نوشته بود: 
«ما نسل خجسته مسعود ... عهد بسته‌ایم که با زدودن تمام ذرات باقیمانده از هر نوع ایدئولوژی استثماری و منفعت‌طلبانه فردی... و بناكردن تشکیلاتی نوین، درسی زرین از حماسه پایداری به‌جا بگذاریم...».
راستی که با چنین رویش‌های انسانی و آرمانی، مسعود و نسل او همیشه پیروزند. 
ما هم‌چنین از یاد نبرده‌ایم و از یاد نخواهیم برد هفت اشرفی را که به‌گروگان گرفته شدند و حكومت عراق هنوز ما را از سرنوشت آن‌ها بی‌اطلاع نگاه‌داشته و متأسفانه سازمان ملل وآمریكا و اتحادیه اروپا وكمیساریای عالی پناهندگان هم این حكومت دست‌نشانده را وادار نكرده‌اند كه در این باره گزارش بدهد. 
آخوندها و مالکی عامل دست‌نشانده آن‌ها در این گروگان‌گیری، همدست بودند اما با بزدلی از پذیرش مسئولیت آدم‌ربایی طفره رفتند. ولی ما از یاد نخواهیم برد و از پا نخواهیم نشست تا زمانی که رژیم ولایت فقیه و عوامل و مزدوران آن در عراق را به خاطر این جنایت به پای میز عدالت بكشانیم.

پیام شاهدان قتل عام اشرف
بعضی حماسه‌های انسانی هست که احتیاج به‌گذشت زمان دارد که پیام خود را برساند. اما بعضی حماسه‌ها هم هست که بلافاصله حرکت ایجاد می‌کند؛ یعنی خود را دوباره خلق می‌کند. حماسه اشرف از این نوع است. زیرا با ایستادگی
۴۲ مجاهد دلیر بلافاصله جوشش و جنبش خود را شروع کرد. 
شما شاهدان آن صحنه، مجاهدانی که در آن جا به‌ نبرد برخاسته بودید، در آن دقیقه‌ها و ساعت‌های مرگ و زندگی، تحت فرماندهی خواهرمجاهد مریم اکبری برای مقاومت سر از پا نمی‌شناختید. به راستی كه او به وظیفه تاریخی خود به بهترین وجه عمل كرد. شما در آن‌موقع نه
۴۲ نفر؛ بلکه نمایندگان تمام ملت اسیرتان بودید که می‌خواهند ولایت فقیه را به‌زیر بکشند. 
شهیدان زنده‌یی بودید که با قاتلان می‌جنگیدید. شما در آن موقع تاریخچه شرف و افتخار اشرف را نمایندگی می‌کردید. و نزد نمایندگان ملل متحد نقش تعیین‌کننده در افشای قتل عام داشتید. 
جنگ شما صحنه را دگرگون کرد. شما به‌هر زندانی سیاسی پیغام خود را رساندید و به هر جوان به‌پاخاسته راه را نشان دادید. پیام این بود و این است که برخیزید و مقاومت کنید.

طرح رژیم برای یکسره کردن کار مقاومت
رژیم می‌خواست با اعدام صفی از فرماندهان پیشتازِ ملت ایران، عقب‌‌نشینی خود از برنامه اتمی را موازنه کند و جامعه ایران را دچار یأس و دلسردی کند. اما شما این کشتار را به یک حماسه پایداری تبدیل کردید که روحیه مقاومت را در بین مردم تقویت کرد.

آخوندها می‌خواستند با جبهه متحد ولایت به‌خیال خود كار این مقاومت را یكسره كنند می‌خواستند نه تنها به‌کار اشرف، بلكه به كار مجاهدین و مقاومت و حتی رهبر این مقاومت، برای همیشه پایان بدهند. 
این طرحی بود كه از مدت‌ها قبل توسط رژیم آخوندی و متحدانش زمینه‌سازی شده بود و در
۱۰ شهریور به آن جنایت بزرگ انجامید. 
اگر بیاد داشته باشید، من در گردهمایی بزرگ هموطنانمان در تیر ماه
۹۲ در پاریس، از توطئه و كر هماهنگ خامنه‌ای- كوبلر و مالكی صحبت كردم كه مشخصاً هدف آن‌ها رهبر مقاومت بود.
موضوع از این قرار بود كه در تیر ماه سال
۱۳۹۱، من با میانجیگری و درخواست گروهی از شخصیت‌های برجسته آمریكایی و اروپایی و با حضور آن‌ها، ملاقات ماقبل آخر با كوبلر را پذیرفتم. مدتی بود كه با او ملاقات نمی‌كردم چون در طرف آخوندها قرار گرفته بود. 
اما در این ملاقات، گذشته از همه حیله‌ها و نیرنگ‌ها برای جابه‌جایی اجباری مجاهدین از اشرف به لیبرتی، كوبلر كه از این پیشتر با مأموران گشتاپوی آخوندی دیدار و گفتگوهای مفصل كرده بود، به اصرار، خواستار اطلاعات در مورد مسعود بود. من خیلی برآشفتم و اعتراض كردم، اما او با سماجتی بسیار شك‌برانگیز، به پرس و جو ادامه می‌داد و حتی در نقش دایه مهربانتر از مادر، می‌گفت كه در جریان جابجایی‌ها، قصد حفاظت از جان او را كه در خطر است، دارد. آنقدر موذیانه و آنقدر ناشیانه، كه شخصیت‌های حاضر در جلسه، همه برآشفتند. برخی بلند شدند و با اعتراض از او پرسیدند كه این سوالات و ردیابی را برای چه می‌خواهد؟ 
یك هفته بعد از جنایت بزرگ
۱۰ شهریور، آن پاسدار تشنه به خون، جانشین سركرده پاسداران با بلاهت تمام، آرزوهای كثیف و شكست‌خورده خود و منویات كوبلر را به زبان دیگری تكرار كرد و گفت: 
مسعود رجوی هنوز واکنشی نشان نداده است و این یعنی این‌که یا کشته شده و اعلام نمی‌کنند یا نشان‌دهنده یک فروپاشی روحی است! البته آن‌ها این آرزو را به گور خواهند برد. شتر در خواب بیند پنبه دانه.... 
هم‌چنین برادرمان، طاهر بومدرا كه توطئه‌های رژیم آخوندی و دولت دست نشانده‌اش در عراق و همدستی كوبلر با این توطئه‌ها را از نزدیك، تجربه كرده و از بسیاری طرح و برنامه‌های آن‌ها در آن زمان مطلع بود،
۲۰ روز بعد از قتل عام در اشرف، فاش كرد كه برای رژیم ایران، موضوع اصلی، ردیابی رهبری در اشرف بود كه می‌باید با ۲۰۰ نفر دیگر [در اشرف و لیبرتی] دستگیر و استرداد شوند. 
بومدرا در
۱۵ نوامبر همان سال ۲۰۱۳، تصریح كرد كه در قتل‌عام ۱۰ شهریور در اشرف، فكر می‌كردند رهبری را هم به چنگ می‌آورند....
بگذریم كه هم شاه و هم شیخ، در حكم اعدام مسعود و در انهدام نسل او بور و كور شدند.

شهیدان اشرف، راه‌گشای هزار اشرف و راه‌گشای فتح و آزادی
منتظری جانشین وقت خمینی به درستی خطاب به خمینی نوشته گفته بود: «مجاهدین خلق اشخاص نیستند یك سنخ فكر و برداشت است.... با كشتن حل نمی شود بلكه ترویج می شود» 
بله شهیدان اشرف، در جای جای میهن اسیر شکوفا و تکثیر شدند. دیدیم که حتی بند
۳۵۰ اوین به یک کانون شورشی و یک اشرف دیگر تبدیل شد و مجاهد سرفراز غلامرضا خسروی حماسه‌یی شگفت آفرید. 
شهیدان اشرف، راه‌گشای هزار اشرف و راه‌گشای فتح و آزادی شدند. آن‌ها با ارزش‌های والایی که خلق‌ کردند، همیشه حاضرند، همیشه اثرگذارند و در هر یک از نبردهای ما در خط مقدم به‌پیش می‌روند و هم‌چنان که ویکتور هوگو گفته است: رفتگان زنده‌اند و با نبردهای ما درهم‌آمیخته‌اند.

پرونده‌ حل و فصل‌ناشده
از اعدام جمعی مجاهدین در اشرف چهار سال می‌گذرد. اما این قتل‌عام واقعه‌یی مربوط به‌تاریخ گذشته نیست؛‌ بلکه پرونده حل و فصل ناشده‌یی است که همین امروز مستقیماً به‌مقاومت و آزادی و حقوق بشر ایران مربوط است. 
پرونده اشرف سه جریان را در خود تنیده است:‌ از یک طرف تقلای دیوانه‌وار ولایت فقیه برای انهدام نیروی مقاومت و آلترناتیو رژیم، از طرف دیگر سیاست مماشات دولت وقت آمریکا که می‌خواست مجاهدین را همراه با تمام منطقه قربانی خیانت خود کند. و در مقابل این دو جریان، پایداری پرشكوه مجاهدین است كه می‌درخشد.
به‌مناسبت سالگرد این واقعه، می‌خواهم امروز درباره سه موضوع صحبت کنم. یکی انگیزه واقعی اعدام جمعی مجاهدین، دیگری ربط میان پرونده اشرف و مذاکرات اتمی و برجام و بالاخره ضرورت فعال کردن پرونده اشرف و لیبرتی و دادخواهی در این مورد.

خواست واقعی رژیم نابودی فیزیکی مجاهدین یا تسلیم آن‌ها 
به‌تاریخچه
۱۴ سال پایداری نگاه کنیم. چه در سال‌هایی که آمریکا حفاظت اشرف را برعهده داشت، و چه در سال‌هایی که دولت دست‌نشانده عراق کنترل اشرف را به‌دست گرفت. مجاهدین از هیچ انعطافی برای دستیابی به‌یک راه حل سیاسی فروگذار نکردند و بارها اعلام كردند که هر گزینه‌یی جز تسلیم شدن را می‌پذیرند. 
اما طرف‌های ذیربط از دولت وقت آمریکا گرفته تا ملل متحد و دولت مالکی جز غدر و خیانت کاری نکردند.
یادآوری می کنم که فقط در سال
۱۳۹۰، مجاهدین ۱۴ طرح انتقال و جابجایی و خروج از عراق به طرف‌های آمریكایی و سازمان ملل ارائه کردند. 
هم‌چنین، مقاومت ایران، دست‌کم
۵۰ نظریه و گزارش مستند حقوقی درباره موقعیت قانونی و حقوق اشرفی‌ها و بطلان افترائات رژیم منتشر کرده است. 
اما صورت مسأله، هیچ‌کدام از این‌ها نبود؛ من در سال‌های گذشته هم چند بار گفتم که: «خواست واقعی رژیم این نبود كه مجاهدین، اشرف یا عراق را ترك كنند. بلکه هدف رژیم این بود که مجاهدین را به‌طور فیزیکی نابود کند یا این‌که آن‌ها را وادار به‌تسلیم کند. بنابراین گزینه سومی در کار نبود.

رمز ماندگاری و پیشرفت مجاهدین
مجاهدین در این سال‌ها، در انتخاب میان تسلیم و نبرد، نبرد و ایستادگی را انتخاب كردند. رمز ماندگاری و پیشرفت این جنبش همین انتخاب بوده و هست. 
در تمام این سال‌ها، به‌ویژه در بحبوحه حملات، تسلیم‌شدگان و نفی‌كنندگان مقاومت، تیغ و طعنه خود علیه اشرفی‌ها را با این سئوال بروز می‌دادند که «ایستادن در آن‌جا چه فایده دارد؟» و «مگر می‌ارزد؟». 
آن‌ها به‌علت اذهان مرعوب یا به‌علت پیوندهای خود با‌جبهه ولایت فقیه از فهم این حقیقت عاجز بودند که نبرد و ایستادگی مؤثرترین سلاح یک جنبش آزادی‌بخش است. جنبشی که این سلاح را زمین بگذارد، شرافت و اعتبار و پشتوانه مردمی خود را از دست می‌دهد؛ و در نهایت موجودیت فیزیکی خود را هم نمی‌تواند حفظ کند. 
اگر معیار، یک دیدگاه فایده‌گرایانه باشد نباید تعادل یک زندگی عافیت‌جویانه را به هم زد و دراین صورت هیچ مقطعی از پایداری اشرف و لیبرتی و هیچ مقطعی از مبارزات تمام خلق‌ها بر اساس دیدگاه آن‌ها ارزش ندارد. 
پس باید گفت افتخار بر اشرف و اشرفی‌ها که شورش مجسم علیه استبداد و بهره كشی بوده و هستند. از این نظر اشرف، به‌ عنوان روح و سمبل نبرد صورت مسأله ایران و ایرانی است؛ خون جاری دوران است، و همان حکایتی است که هم چنان باقی است.

رابطه قتل عام دهم شهریور با مذاکرات اتمی رژیم
موضوع دیگری که می‌خواهم راجع به آن صحبت کنم، رابطه قتل عام دهم شهریور در اشرف با مذاکرات اتمی است. حقیقت این است که اعدام جمعی مجاهدین در دهم شهریور نیمه پنهان خوردن زهر اتمی و پروژه برجام بوده است. 
در سوم آذر
۹۲ نمایندگان رژیم در مذاکرات ژنو تفاهم‌نامه اتمی را امضا کردند. پیش از شروع این مذاکرات یعنی در شهریور ۹۲، خامنه‌ای به وسیله پسرخوانده‌اش مالکی، به‌قتل‌عام اشرف دست زد. 
دو سال بعد در
۲۹ مهر ۹۴ خامنه‌ای در نامه‌یی به‌روحانی، توافق اتمی را تأیید کرد. هشت روز بعد در هفت آبان، رژیم لیبرتی را با موشک درهم کوبید که براثر آن ۲۴ مجاهد خلق شهید و صدها نفر مجروح شدند. 
گام نهایی خامنه‌ای، تدارک کشتار بزرگ در لیبرتی بود که قرار بود در ایام عاشورای سال
۹۵ یا در اربعین همان سال انجام شود. اما پیش از این که رژیم موفق شود، مجاهدین هجرت بزرگ را با ‌موفقیت به پایان رساندند و طرح استراتژیک رژیم شكست خورد.
خلاصه کنم تمام مراحل برجام از مذاکرات مخفی تا ‌تصویب نهایی‌اش، با حمله و کشتار علیه اشرفی‌ها همراه بوده است. 
زیرا صورت مسأله رژیم، این است كه برای ادامه حیات خود نیاز دارد که مجاهدین و مقاومت ایران یعنی نیروی آلترناتیو را از بین ببرد. چرا كه مهم‌ترین تهدید‌ش همین آلترناتیو است
به‌همین دلیل پس از قتل عام ده شهریور، سپاه پاسداران بیانیه تبریک صادر کرد، قاسم سلیمانی رئیس نیروی تروریستی قدس در جلسه مجلس خبرگان گفت: این حمله «مهمتر از حمله مرصاد بود». و جانشین سرکرده کل سپاه پاسداران گفت: «این اتفاق دارای اهمیت راهبردی بسیار وسیعی در تحولات آینده منطقه خواهد بود و ابعاد بسیار عظیمی دارد». 
بله قلب مسأله همین است: تلاش برای از بین بردن آلترناتیو.
به‌این‌منظور ‌‌رژیم آخوندی و دولت عراق و همدستان بین‌المللی آن‌ها به‌ویژه مارتین كوبلر کمپ لیبرتی را برای انهدام فیزیكی مجاهدین یا لااقل نابودی سیاسی و انحلال تشكیلاتی آن‌ها طراحی کردند. اما این مجاهدین بودند که لیبرتی را از سنگستان به‌گلستان تبدیل كردند و جامعه بین‌المللی را واداشتند که برای هجرت بزرگ از عراق راه باز کند. 
يُرِیدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

بر این اساس باید روشن شود که در مورد اشرف و در مورد مقاومت و آزادی و حقوق بشر ایران در پشت پرده برجام چه گذشته است؟ و این توافق، چه ضمائم توطئه‌گرانه‌یی داشته که هنوز منتشر نشده است.

ضرورت فعال کردن پرونده اشرف
آخرین موضوع که می‌خواهم در موردش صحبت کنم، ضرورت فعال‌کردن پرونده اشرف است. می‌دانید که سیاست آمریکا در
۱۶ سال گذشته، به‌ویژه در دولت اوباما منافع بادآورده کلانی نصیب رژیم ولایت فقیه کرد. عمده فجایعی که رژیم در خاورمیانه به‌بار آورده، به‌اتکای همین امتیازها بوده است. امروز که جهان به‌عواقب دهشتناک این سیاست پی برده، لازم است مهم‌ترین پرونده‌های آن گشوده شود. یکی از آن‌ها پرونده اشرف است.
حقیقت این است که خلع سلاح ارتش آزادی‌بخش در سال
۸۲ و تحویل حفاظت و امنیت اشرف به‌دولت عراق و تخلیه اشرف، بزرگ‌ترین امتیاز اعطایی آمریکا به‌ولایت فقیه بود. به‌نحوی كه اگر مجاهدین خلع سلاح نشده بودند، قطعاً رژیم قادر به نفوذ در عراق در این ابعاد نبود. 
بله، این پرونده باید گشوده شود تا همه امتیازها و امداد‌هایی که سرنگونی رژیم را به‌تعویق انداخته از آن گرفته شود. 
به‌عنوان مثال باید روشن شود که در حملات وحشیانه دولت مالکی به اشرف در شش و هفت مرداد، چرا به‌نیروی نظامی آمریکا دستور داده شد که هیچ دخالتی نکند و تنها نقش ناظر و تماشاچی را ایفا کند؟ 
چرا چند ساعت قبل از حمله ارتش عراق به اشرف در نوزده فروردین
۹۰ یک واحد نظامی آمریکا محل مأموریت خود در نزدیکی اشرف را ترک کرد؟‌ 
هم‌چنین باید روشن شود که چه طرف‌هایی و با چه زد و بند‌هایی به‌نام سازمان ملل‌ گزارش‌های دروغ و مغرضانه درباره اشرفی ها تدوین و منتشر می‌کردند. 
سئوال مهم دیگر این است که چرا ملل متحد، مسئولیت خود را برای انجام یک تحقیقات مستقل درباره قتل عام اشرف برعهده نگرفت؟
سازمان ملل چرا حتی ترور عامر کبیسی مدیر یونامی در استان دیالی [درعراق] را مورد تحقیق قرار نداد؟ وی در اولین روز پس از اعدام جمعی مجاهدین در اشرف به‌آنجا رفت و به‌رغم تهدیدات نیروهای رژیم از این قتل عام گزارش تهیه کرد. 
موضوع صدها میلیون دلار دارایی به‌یغما رفته مجاهدین در اشرف نیز باید تحت تحقیق و رسیدگی جدی قرار بگیرد. 
این برعهده دولت آمریكا و ملل متحد است که دولت عراق را موظف به پرداخت مابه‌ازای دارایی‌ها و اموال مجاهدین کند كه تماماً در اختیار همین دولت بوده است. 
قطعنامه
۶۵۰ کنگره آمریکا که در کمیته خارجی کنگره تصویب شده، هم‌چنین قطعنامه مشابهی که در کمیته خارجی سنای این کشور تصویب شده دولت آمریکا را به‌‌اقدامات لازم در این مورد فراخوانده است.

تقدیر از حامیان اشرف
می خواهم صمیمانه از شخصیت‌های والای دوست و حامی اشرف و مقاومت ایران که در این سال‌ها به‌انتشار کتاب‌ها و نوشته‌های ارزشمندی درباره اشرف دست‌زده‌اند تشکر کنم؛ از آقای خوان گارسه به‌خاطر دفاعیاتش از مجاهدین در دادگاه اسپانیا، از آقای کازاکا به خاطر روشنگری‌ها و تلاش‌های بسیار در دفاع از اشرفی‌ها از جمله گزارش ارزشمندی كه از جانب پارلمان اروپا تدوین کرد، از آقای طاهر بومدرا به خاطر کتاب داستان ناگفته اشرف، از آقای استیونسون به خاطر کتاب ازخودگذشتگی، از آقای تنتر به خاطر تدوین و انتشار بسیاری مطالب در حمایت از حقوق اشرفی‌ها و از دکتر آلخو ویدال كوادراس به‌خاطر انتشار گزارش سفرش از اشرف. 
هم‌چنین باید به گزارش مستند حمله به اشرف اشاره كنم كه حاوی اسناد و روشنگری‌های گسترده و دقیق سیاسی است و از سوی ارتش آزادی‌بخش ملی منتشر شده است.

مأموریت اشرف در هزار اشرف و هزار کانون شورشی در داخل ایران، از نو آغاز شده است
واقعیت این است که رژیم آخوندها، زیر فشار تحریم‌ها و در محاصره نارضایتی‌‌های جامعه ایران خود را در معرض سرنگونی می‌دید و به این دلیل از برنامه اتمی برای یک دوره عقب‌نشینی کرد. اما واقعیت مهم‌تر این است که به‌رغم گذشت دو سال از امضای برجام، بحران وخیم رژیم به ‌قوت خود باقی است. 
آخوندهای حاکم، نه قادر به بستن شکاف موجود در رأس حکومت خود شده‌اند، نه قادر به ‌مهار ورشکستگی اقتصادی هستند، نه می توانند برای خواست‌های جامعه عصیان زده پاسخی پیدا کنند و نه برون رفتی از باتلاق جنگ سوریه دارند.
در مقابل، خون اشرفی‌های شهید، امروز، در گسترش اعتراض‌ها و بالا رفتن آمادگی اجتماعی در جوشش است.
در همین لحظات زندانیان سیاسی شجاع و مقاوم در زندان گوهردشت در حال اعتصاب غذا هستند. اعتصاب طولانی آن‌ها عواطف و همبستگی عمیق مردم ما در سراسر ایران و تمام دنیا را برانگیخته است. از ملل متحد و از دولت‌های غرب می‌خواهیم استبداد مذهبی را برای پایان دادن به‌شکنجه و آزار زندانیان تحت فشار بگذارند. به‌این زندانیان دلیر درود می‌فرستیم. 
بله خون اشرفی‌های شهید در جوشش است برای برپایی ارتش قیام و آزادی. 
مأموریت اشرف در هزار اشرف و هزار کانون شورشی در داخل ایران، از نو آغاز شده است. مأموریت، سرنگونی استبداد مذهبی است. مأموریت، برقراری آزادی است و به طور قطع و یقین، این ماموریت محقق می‌شود.
سلام بر شهیدان اشرف
سلام بر مردم ایران

ادامه مطلب...

انعکاس گردهمایی دادخواهی در برلین در رسانه ها

rasaneha ece72

د.پ.آ. - خبرگزاري آلمان درگز ارشي ازتظاهرات برلين نوشت: ايرانيان در تبعيد در برلين تظاهرات مي‌كنند. آنها براي دفاع از حقوق مخالفان سياسي در ايران در براندنبورگ برلين دست به تظاهرات زدند. مناسبت اين تظاهرات اعتصاب غذاي زندانيان سياسي است

علاوه بر اين در اين تظاهرات نسبت به فقدان بررسي قتل عام 30 هزار زنداني (سياسي) در سال 1988 اعتراض شد. سازمان‌هاي حقوق بشري هم‌چون عفو بين الملل از سالها پيش خواستار يك تحقيق بين‌المللي در خصوص اين واقعه در چارچوب سازمان ملل هستند.

روزنامه برلينر سايتونگ: ايرانيان در تبعيد براي زندانيان سياسي تظاهرات مي‌كنند (اين زندانيان) از قريب به يك ماه پيش در اعتصاب غذا به‌سر مي‌برند. به همين دليل تجمع‌كنندگان در مقابل دروازه براندنبورگ در دفاع از حقوق مخالفان سياسي در كشورشان تظاهرات كرده و از دولت آلمان خواستند سفير (رژيم) ايران را احضار كند.

خبرگزاري آسوشيتد پرس :

ايرانيان درجلوي دروازه براندنبورگ دربرلين تظاهراتي برگزار كردند. نمايندگي شوراي ملي مقاومت ايران درآلمان به توقف موج زنداني كردن مخالفان سياسي درايران فراخوان داده است همچنين آنها به آلمان واتحاديه اروپا فراخوان داده اند كه اعدام 30000 زنداني سياسي درسال 1988رابعنوان جنايت عليه بشريت اعلام كنند.

خبرگزاري فرانسه: هواداران شوراي ملي مقاومت در سالگر قتل عام سي هزار زنداني سياسي در سال 67، در نزديكي دروازة براندنبورگ دست به اعتراض زدند. آنها دولت آلمان و اتحادية اروپا را به محكوم‌كردن موج اعدام‌ها در ايران و به‌رسميت‌شناختن قتل عام 67 به‌عنوان يك «جنايت عليه بشريت» فراخواندند. خانوادة قربانيان به «محاكمة عاملان و آمران» (اين قتل عام) فراخوان دادند.

آژانس تصويري گتي ايميجز: ايرانيان عليه نقض حقوق بشر در كشورشان اعتراض مي‌كنند... هواداران شوراي ملي مقاومت ايران در نزديكي دروازة براندنبورگ برلين، توجهات را به وضعيت زندانيان سياسي... در حال اعتصاب غذا جلب كردند...

ادامه مطلب...

چرا به رژيم ايران در اتمي بي اعتماديم

iran 918e9کلر لوپز، معاون تحقيق و تجزيه و تحليل مرکز سياست امنيتي در آمريکا، در گزارش مشروحي دلايل بي اعتمادي به رژيم آخوندي در اجراي برجام را برشمرد و نوشت: حکومتي كه در دستور كارش، به دروغ گفتن ملتزم است، و تاکنون به هيچيك از التزاماتي که امضاء کرده، پايبند نبوده و اجازه بازرسي از سايتهاي مشکوک را نمي‌دهد، جايي براي خيالبافي به اينکه به برجام ملترم خواهد شد، باقي نمي‌گذارد. تنها گزينه اين است كه دونالد ترامپ از تأييد التزام رژيم آخوندها به برجام در اكتبر امسال خودداري کند.

افشاگريهاي اخير نشان مي‌دهد رژيم ايران به كار روي كلاهكهاي اتمي و مواد انفجاري براي شروع توالي انفجار يك بمب اتمي در سايتهاي مخفي خارج از محدوده بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي ادامه ميدهد.

برجام ماهيت بنيادگراي رژيم ايران را كه از نوع تهاجمي و مبتني بر سلطه بر جهان از طريق شريعت است، ناديده مي‌گيرد.

براي ساليان اين رژيم شرايط ان پي تي را با توسعه غيرقانوني برنامه اتمي خود بدون مشورتهاي لازم با آژانس بين المللي انرژي اتمي نقض كرد. وقتي در سال2002 اين فعاليتها كشف وافشاء شد، رژيم ايران نهايتا آن بخشهايي از برنامه اتمي خود را كه علنا افشا شده بود اعلام كرد ولي مانع دسترسي آژانس به سايتهاي مشکوک شد.

معاون تحقيق و تجزيه و تحليل مرکز سياست امنيتي در آمريکا در گزارش خودافزود:

برنامه تسليحات اتمي رژيم ايران به صورت مخفي و دور از چشم آژانس و دانش عموم باقيماند تا آنكه در اوت 2002، شوراي ملي مقاومت ايران، گروه اپوزيسيون بزرگ و دمكراتيك در تبعيد ايران، مخفي‌كاري رژيم ايران را افشاء كرد. در كنفرانسهاي مطبوعاتي همزمان در پاريس و واشنگتن دي.سي.سخنگويان شوراي ملي مقاومت ايران وجود سايتهاي اتمي رژيم ايران كه حالا اسامي آشنايي هستند يعني نطنز، اصفهان، كارخانه كالا الكتريك و بعداً بسياري ديگر را فاش ساختند. بطور قابل فهمي رژيم ايران شوكه شد و حداقل در مورد يك سايت (در لويزان-شيان) تصميم گرفت كه كل تأسيسات را از روي زمين بتراشد و پاك كند تا آنكه به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي اجازه بازرسي از آنرا بدهد.

كلرلوپز در ادامه با بررسي روند مخفي كاري رژيم براي گسترش برنامه بمب سازي اتمي اقدامات رژيم در سايت پارچين تحت نظر سپند، مركز تحقيق و گسترش تكنولوژي انفجار و ضربه را كه توسط مقاومت ايران افشاء شد مورد توجه قرار داده و به ذكر برخي اقدامات رژيم براي دست يابي به تكنولوژي اتمي برخلاف برجام كه توسط اطلاعات برخي كشورها از جمله آلمان و موسسات تحقيقاتي بين المللي افشاء شده مي پردازد و سپس مي افزايد:

در حاليكه شواهد معتبر از تخطي‌هاي رژيم ايران از برجام تمام مشروعيت لازم را براي دونالد ترامپ در عدم تأييد مجدد التزام اين رژيم به برجام فراهم مي‌کند، اما روشن‌ترين دليل اين است که به احتمال بسيار زياد كره‌شمالي طرح كلاهك پالس الكترومغناطيس را در اختيار اين رژيم قرار داده است.

آمريكا نبايستي هنگاميكه زمان بازتأييد برجام فرا ميرسد در اعلام اينكه اين رژيم در حال نقض مفاد برجام است، تعلل کند. بسادگي اطلاعات بسيار زيادي در مورد تقلب رژيم ايران بر سر قولهاي بي‌ارزش اتمي‌اش وجود دارد. حکومتي كه در دستور كارش، به دروغ گفتن ملتزم است، تاکنون به هيچيك از التزاماتي که امضا کرده، پايبند نبوده و اجازه بازرسي از سايتهاي مشکوک را نمي‌دهد، جايي براي خيالبافي به اين که به برجام ملتزم خواهد شد، باقي نمي‌گذارد. تنها گزينه اين است كه دونالد ترامپ تأييد التزام رژيم به برجام در اكتبر امسال خودداري کند. اين اولين گام ضروري است.

باز سوي ديگر رايت‌بارت نيوز دربارة ديدار سفير آمريكا در ملل متحد با مقامات آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در وين، گزارش داد: «اين ديدار... در حالي صورت گرفت كه دولت ترامپ در حال بررسي اين موضوع است كه در ماه آينده ميلادي، تبعيت رژيم (ايران) از توافق (اتمي) را تأييد كند يا تائيد نكند ؟».

سخنگوي هيأت آمريكا به برايت‌بارت نيوز گفت، اين سفر بخشي از استراتژي گسترده‌تر دولت ايالات متحده براي گردآوري اطلاعات دربارة فعاليت‌هاي (رژيم) ايران است.

برايت‌بارت نيوز خاطرنشان كرد: در ماه جاري (ميلادي)، آمريكا و سه متحد اروپايي آن (فرانسه، آلمان و انگلستان) طي نامه‌يي به دبيركل ملل متحد... گفتند كه (پرتاب موشك ماهواره‌بر توسط رژيم ايران)، خلاف قطعنامة 2231 شوراي امنيت است.

همچنين جواد ظريف، وزير خارجه رژيم، در واکنش به حملات شديد باند رقيب، همانند آخوند روحاني، پيشنهاد عقب‌نشيني بيشتر را مطرح کرد و گفت: منتقدان توقع شق‌المقر از برجام داشتند. برجام گچ را از پاي شکسته نظام در برخورد با تحريمها بازکرد و اگر نظام بخواهد بعد از اين قهرمان دوميداني در اقتصاد و تعاملات مالي و بانکي‌اش شود به عوامل بسيار ديگري بستگي دارد. ما نيازمند برخوردي هوشمندانه با اقدامات آمريکا هستيم.

نگراني آخوندها از سفر نيكي هيلي به وين

در همين حال، ابراز نگرانيها و هراس رژيم آخوندي از سفر نيکي هيلي به وين و ملاقات با يوکيا آمانو، رئيس آژانس بين‌المللي انرژي اتمي، که در آن موضوع بازرسي از مراکز نظامي رژيم آخوندي را مطرح کرده است، هم‌چنان ادامه دارد.

واکنشهاي هراس آلود مقامات و مهره ها و رسانه هاي حکومتي به سفر نيکي هيلي به وين و ديدارش با مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي بيش از پيش نياز مبرم نظام به حفظ برجام را بارز مي کند:

« سفير ايران در سازمان ملل متحد گفت سفر فرستاده ترامپ به وين نشان مي دهد آنها به دنبال بهانه تراشي و تحت فشار قرار دادن آژانس اند. غلامعلي خوشرو افزود طبق ۷ گزارش آژانس ايران به برجام پايبند بوده اما اين آمريکاست که با وضع تحريمهاي نابه جا و سخنان تهديد آميز به روح و متن برجام خدشه وارد مي کند».

بر ملا شدن سازشهاي آژانس به توصيه دولت اوباما در سال 94 مبني بر لاپوشاني بخشي از فعاليتهاي هسته يي رژيم، در کانون نگراني هاي مقامات حکومتي قرار دارد

ظريف در گفت و گو با رسانه هاي حکومتي هم دلواپسي اش از برملا شدن پيشينة هسته يي رژيم در اثر فشارهاي اخير آمريکا را برملا کرد و از جمله گفت «اهداف و نتايج اعلام شده براي سفر نماينده آمريکا در سازمان ملل به وين با مفاد مختلف برجام و قطعنامه 2231 شوراي امنيت در خصوص نقش آژانس و ضرورت صيانت از استقلال آن و حفاظت از اطلاعات حساسي که در معرض اطلاع آژانس قرار مي‌گيرد، در تعارض است

ادامه مطلب...

کابینه دوم، کابینه شقه، گسستگی و بحران و تنزل سیاسی روحانی

tohidi be089

گفتگو با محمدعلی توحیدی

 
سؤال: این هفته شاهد بودیم که بحث کابینه دوم آخوند روحانی در مجلس رژیم مطرح بود. خود روحانی شایعه‌یی مبنی بر این‌که خامنه‌ای در مورد تعیین وزرا فشار آورده را هم مطرح کرد و هم خودش تکذیب کرد. سؤال این است که واقعیت چیست؟
محمدعلی توحیدی: این‌که روحانی به آن ماجرا می‌گوید «شایعه»، حرف نادرست و غلطی است. اتفاقاً در تاریخچه این رژیم یک حالت بی‌سابقه‌یی بود؛ چون همیشه ولی‌فقیه دخالت داشته و به رئیس جمهورهای ولایت فقیه ـ به‌خصوص در دور دوم ـ فشار می‌آورد و تحمیل می‌کرد. اما این دفعه افتضاح آن خیلی بالا گرفت. از ناحیة‌ خود روحانی اعلام شد قبل از این‌که لیست را به مجلس بدهد، به خامنه‌ای داده است. سایت خامنه‌ای در این‌باره اطلاعیه‌یی داد ـ که این هم بی‌سابقه بودـ .
یکی دوتا وزارتخانه را که اصلاً قباله ولایت فقیه کرده بود که: ما روی اینها حرف داریم و روی هفت ـ هشت نفر هم حساس هستیم. یعنی عملاً اذعان کرد. حالا این همه بحث و جنجال در درون رژیم و مجلس و حرف خود روحانی که در مجلس گفت اینها شایعه است، کجایش شایعه است؟ نفس این‌که می‌آید در مجلس این حرف را می‌زند و مطرح می‌کند ـ و به قول خودش اسمش را شایعه می‌گذارد ـ حاکی از این است که خیلی اتفاق جدی‌یی افتاده است.
نکتة دیگر این‌که روحانی این را تکذیب می‌کند، خیلی عجیب است. به نظر من این یک فشار جدید است؛ چون تا آن‌جایی که به روحانی برمی‌گردد، به نفعش است که بگوید روی من فشار است. پس مجبور هم شده است که بیاید تکذیب کند. در نتیجه، حرفهایش بسیار هم متناقض است. واضح و مشخص بود که در مجلس دارد تناقض می‌گوید.

سؤال: خوب است قطعه‌یی از همین جر و بحثها در مجلس رژیم را ببینیم، بعد من سؤال بعدی را مطرح کنم.
تلویزیون رژیم، روحانی: «در این زمینه هیچ فشاری بر رئیس‌جمهور نبوده است. شایعاتی نسبت به این‌که لیست وزرا با مقام معظم رهبری در میان گذاشته شده، شایعة‌ درستی نبوده. من آنچه در دولت دوازدهم عمل کردم، عیناً در دولت یازدهم در چهار سال پیش هم عمل کردم. من خیلی دلم می‌خواست در دولت دوازدهم سه زن را به‌عنوان وزیر معرفی کنم. افراد را هم در نظر گرفته بودم؛ جایگاهشان هم تعیین شده بود. حالا به هر حال از تقصیلش بگذریم، نشد. ان‌شاءالله در دوره‌های بعد».
آخوندمجتبی ذوالنوری نماینده مجلس- تلویزیون رژیم 24مرداد: «جناب آقای رئیس‌جمهور امروز حدود ۹.۲۰دقیقه فرمودند در تعیین کابینه هیچ فشاری بر من نبوده. حدود ۹.۴۰دقیقه فرمودند سه کاندیدای زن معرفی کرده بودم، ولی به عللی و بر اثر فشارها نشد که این اتفاق بیفتد. اگر بناست در 20دقیقه حرف عوض شود، چگونه به مطالبات باید پاسخ داد؟».
آقای توحیدی! در مجموعه ‌این کشاکشها و تقریباً دو ماه بعد از انتخابات، الآن وضعیت روحانی و کابینه‌اش نسبت به کابینه قبلی در چهار سال قبل چگونه است؟
محمدعلی توحیدی: بسیار واضح است که شخص روحانی و کابینه‌اش به نسبت دور اول، یک تنزل سیاسی بسیار فاحش دارد. در واقع آن آخوند هم از همین دو حرف روحانی مچگیری کرد. واضح است آنچه روحانی می‌گوید این شایعه دروغ است، دروغ در فرم ماجرا است؛ ولی در محتوا هم یک دروغ سیاسی می‌گوید. می‌گوید من همان کاری که در دولت یازدهم کردم، این دفعه هم همان کار را کردم. اما واقعیت خلاف این است. در دولت قبلی‌اش، وقتی وزرایش را به کابینه آورد، صحنه سیاسی این‌طوری بود که در باند غالب ـ همان خامنه‌ای ـ معترض بودند به اعضایی که آورده بود. مرتب می‌گفتند باید فلانی و فلانی را عوض کنی. الآن صحنه برعکس شده است. در همین کشاکشها گاهی باند خودش اعتراض می‌کند و باند مقابل می‌گوید نه، اعتراض شما بی‌خود است! یعنی از هر دو طرف اعتراض هست. این صحنه‌ها کجا همان صحنه‌های دولت دوازدهم است که روحانی می‌گوید من همان کار را کردم؟ اینها متفاوت هستند.
در صحنه سیاسی هم ما این فلج بودن را در کار روحانی می‌بینیم. در نتیجه تمکینی که کرده است، بحرانی ایجاد شده است. مثلاً در همین داستان اعتصاب‌غذای کروبی که پیش آمد، خامنه‌ای مجبور شد یک عقب‌نشینی بکند. خیلی فشار آوردند؛ کروبی هم اعتصاب‌غذا کرد. این عملاً تبدیل به فضیحتی برای روحانی شد. الآن باند خودش از او طلبکار هستند که تو چرا هیچ کاری نمی‌کنی؟ تو وعده‌هایی دادی و گفتی که حصر را می‌شکنی، ولی هیچ کاری نمی‌کنی.
روحانی کاری نمی‌کند و نمی‌تواند هم بکند. اصلاً موضعیگیری نمی‌کند و حرف جدی نمی‌زند. این حالت فلج و این تنزل سیاسی، کاملاً از کشاکشهای رژیم برایش واضح است. در نتیجه، شما می‌پرسید چه چیزی از آب درآمده؟ یک دولت شقه دو قبضه که در کشاکش و دعوا با باند غالب است؛ چون آنها یک چیزهایی از او گرفتند و هنور هم حرف دارند. در نماز جمعه امروز تهران هم امام جمعه خامنه‌ای گفت خط قرمز این است، نباید به اسم افراطی کنار بگذاری، نباید فتنه بیاوری؛ داشت برای روحانی خط‌ و نشان می‌کشید. یعنی از هر بابت دچار شقه و گسستگی هستند. این از نظر سیاسی داخل رژیم. در عین‌حال فلج است و کاری نمی‌تواند بکند. بحران هم در دستگاه خودشان تشدید می‌شود. مثلاً در ماجرای کروبی، روحانی بدتر تنزل سیاسی کرده و افت دارد. در محتوای سیاست‌ها هم همین‌طوری است. حالا این در درون خودشان است.
فرض دیگر، در زمینه برجام است. دفعه قبل که دولت یازدهم بود، می‌گفت ما بردیم و باید دنبال مذاکره برویم ـ آن موقع که برجامی در کار نبود ـ و به‌اصطلاح مدعی بود که من برجام یک و دو و سه را هم می‌روم. تا جایی که خامنه‌ای آمد گفت که این حرفها را نزنید.
الآن حتی در این زمینه می‌گوید ما را تعیین تکلیف کنید که برای ادامه سیاسی برجام، چه کار کنیم؟ در واقع اگر در مقام مقایسه بخواهیم بگوییم، باید گفت که روحانی تنزل سیاسی دارد و تمکینش در برابر خامنه‌ای، یعنی به وعده‌هایش عمل نکرد و نمی‌تواند بکند و همین الآن هم واضح است که فلج است. این وضعیت، بحران را در درون رژیم بیشتر می‌کند.

سؤال: نکته‌یی که مطرح کردید، بسیار جای بحث دارد؛ در رابطه با همین مسأله برجام، روحانی صحبتی در مجلس رژیم داشت که اجازه بدهید آن را ببینیم. من بر اساس همین موضوع، سؤالی دارم.
تلویزیون رژیم، روحانی: «شما می‌خواهید ما تحریم هسته‌یی را برداریم که برداشتیم. اگر می‌خواهید همه تحریمها با جهان را حل کنیم، اهلاً و سهلاً ! به ما اجازه بدهید؛ ما با کمال جدیت و کمال قدرت می‌رویم و موفق هم خواهیم شد».
آقای توحیدی! دیدیم که روحانی برجام را به‌عنوان برگ برنده خودش مطرح می‌کند. اتفاقاً در مجلس هم عناصر باند روحانی ـ مثل کواکبیان ـ صحبت کردند. اجازه بدهید صحبتهای کواکبیان را هم ببینیم.
تلویزیون رژیم، کواکبیان: «ما چرا برجام را زیر سؤال می‌بریم؟ ما 240نفر این‌جا برای مقابله با آمریکا رأی دادیم. توی روزنامه‌ها تیتر کردند که چرخ پنچر توی مجلس است. به همه 240نفر توهین کردند. یعنی ما می‌خواستیم این‌جا چرخ پنچر را درست کنیم؟ بحث من این است که اگر برجام به‌کلی غلط است، در رأس نظام، مقام ولایت فقیه قرار دارد که گفت آن سند 2030 را بردارید و همه شاهد بودند؛ الآن هم بگوید برجام بی‌برجام. شما اگر تابع ولایت فقیه هستید، حتماً باید تأیید کنید. شخصیتی مثل دکتر ظریف در کنار حاج قاسم سلیمانی پابه‌پا دارند در جهت بند ناف نظام حرکت می‌کنند».
آقای توحیدی! سؤال بر اساس حرف کواکبیان این است که اگر خامنه‌ای با برجام مخالف است، چرا نمی‌گوید برجام بی‌برجام؟ و اگر موافق است، این کشمکشها بر سر چیست؟ آیا این‌طور که کواکبیان می‌گوید، عده‌یی از باند خود خامنه‌ای مخالف برجام هستند؟
محمدعلی توحیدی: من فکر می‌کنم اصلاً این‌جوری نیست. این کشمکشها بر سر برجام را خود خامنه‌ای راه می‌اندازد. در صحبتهایش هم گاه می‌آید و می‌گوید نباید صحبت کرد. روحانی هم خیلی ناشیانه حقایق را می‌پوشاند. خامنه‌ای همیشه حرفش این بود که تمام تحریمها باید در برجام برداشته شود و خودش خط قرمز و فلش کشید و چاپ کرد. بعد هم خودش آمد عقب‌نشینی کرد و درباره ساعت امضا هم گفت آقای ظریف به من زنگ‌زده که نمی‌شود، من هم قبول کردم. خامنه‌ای خودش برجام را آورده و خودش هم این دعواها را راه می‌اندازد. علت چیست؟ علت این است که برجام برای این دستگاه، الزام است.
اینها بر اساس یک اجباراتی رانده شدند که زهر اتمی بخورند. من یادم است که وقتی ظریف داشت از مذاکرات اتمی دفاع می‌کرد، عبارتی به این مضمون را صریح گفت که اگر ما این‌قدر تخلیة استراتژیک نشده بودیم، اگر ما در چنین بحرانها و وضعیتی نبودیم، این مذاکرات و توافقها خیانت بود. ولی ما الزام داریم و مجبوریم این کار را بکنیم. بنابراین واقعیت این است که چه روحانی و چه خامنه‌ای، الزام و اجبار دارند که برجام را نگه دارند. پس دعوا بر سر چیست؟ دعوا بر سر راه‌حل این رژیم است که چطوری از تنگنای سرنگونی بیرون بیاید. به‌عبارتی خودشان می‌گویند که ما یا باید به خودکشی تن بدهیم یا به مرگ! یا می‌گویند از ترس مرگ، دست به خودکشی نزنیم. دعوا این است. دعوا که سند حقوقیِ برجام نیست. از قضا اینها حسابی به سند حقوقی چسبیده‌اند؛ چون به آن نیاز دادند، چون الزامشان است.
خامنه‌ای اصلاً به سمت لغو برجام نمی‌رود. این را هم می‌گفت. اصلاً برعکس است؛ اینها الآن پایشان را سفت کرده‌اند که آمریکا می‌خواهد ما را وادار کند که برجام را کنار بگذاریم؛ پس ما باید خیلی خیلی مواظب باشیم که برجام از دست نرود و توی دام نیفتیم! در حالی که خودشان در این ماجرای برجام، به راست افتاده‌اند. حتی اینها طرح مسخره مقابله با آمریکا را هم که در مجلس تصویب کردند، هم وزیر خارجه، هم معاونش و هم رئیس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی‌شان آمدند گفتند ما با کمال هوشیاری کاری کردیم که در این طرح، به برجام لطمه‌یی نخورد.
بنابراین خامنه‌ای برجام را لغو نمی‌کند. این دعواها را هم بر سر مسیر مرگ و خودکشی، خودش در دستگاه راه می‌اندازد.

سؤال: آیا می‌توانیم بگوییم که بالاخره هر دو طرف متوجه شده‌اند که برجام برایشان برون‌رفت حیاتی رژیم است؟ اتقاقاً روحانی در مجلس روی این نکته دست گذاشت. اجازه بدهید این قطعه را ببینیم.
تلویزیون رژیم، روحانی: «کشور ما امروز با مشکلاتی در حوزه‌هایی نظیر نظام بانکی، بودجه دولت، صندوقهای بازنشستگی، آب و محیط‌زیست مواجه است. عدم توجه کافی به عمق این مسائل در مقطع کنونی، می‌تواند دستاوردهای بزرگ نظام جمهوری اسلامی ایران را در حوزه‌های گوناگون با آسیب مواجه کند. انباشت مشکلات ذکر شده، ما را به این جمعبندی رسانده که تغییر در شیوه اداره اقتصاد کشور، یک الزام است. ما اینک با این واقعیت مواجهیم که درآمدهای بالاتر از 100میلیارد دلارِ سالهای نیمه دوم دهه 80 فعلاً تا چند سال دیگر در دسترس نخواهد بود».
آقای توحیدی! روحانی از یک الزام جدی در برجام صحبت می‌کند. چرا این الزام جدی که برای هر دو جناح مطرح است، باعث نمی‌شود به وحدت برسند؟
محمدعلی توحیدی: به‌خاطر این‌که برجام یا به‌عبارتی زهر اتمی، الزام و اجبار است، ولی راه‌حل و برون‌رفت نیست. اینها بر اساس یک اجباراتی مجبور شدند به این جرعه زهر تن بدهند. چه کسی اینها را به این نقطه رساند؟ چرا مجبور شدند؟ اینها داشتند دنبال ساختن بمب اتم می‌رفتند. چه کسی اینها را مجبور کرد از جنگ ضد میهنیِ خانمان‌سوز برای ایران، دست بردارند؟ اینها که داشتند می‌رفتند به سوی «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم»! امروز هم نماینده خامنه‌ای در مشهد می‌گفت: «اصلاً مدیترانه و شام و عراق، جزو خاک ما است و خارج از مرز نیست»!
یک مقاومتی بوده است، یک جامعه‌یی بوده، یک مبارزه‌یی با سیاست جنگ‌طلبانه بوده است. هم‌چنین یک مقاومت و افشاگریها و کارزار جهانی و بین‌المللی و ایستادگی‌یی بوده که خامنه‌ای مجبور شده است به اجبار زهر اتمی را بخورد. تن‌دادن به این اجبار ـ همان که می‌گوییم «زهر» ـ الزام است، ولی راه‌حل نیست. اگر راه‌حل می‌بود، اگر روحانی یا خامنه‌ای قادر بودند در این مسیر رژیم را حفظ کنند و از بحران بیرون بیایند، قطعاً این کار را می‌کردند و به وحدت می‌رسیدند.
پس اینها در یک مشکلی گرفتار هستند که یک نیروی دیگری خارج از این رژیم به آنها تحمیل کرده است. از یک طرف اما در بنیاد و در اساس جامعه ایران، مردم و مقاومت ایران این الزامها را بر اینها بارز کرده و بر گردنشان انداخته است؛ یعنی جرعه زهر را به شکل برجام.
رژیمیها می‌خواستند وسط برجام یک کلکهایی بزنند که جامعه بین‌المللی متوجه شد و یقه‌شان را گرفت. در این تنگنا، بحران تحمیل می‌شود و به صحنه واقعی خودش برمی‌گردد. مثل وقتی که خمینی زهر آتش‌بس را می‌خورد، بالانس خودش را با قتل‌عام زندانیان سیاسی حل و فصل می‌کند. زهر اتمی را که می‌خورد، تعادل خودش را با حمله به اشرف در 10شهریور 92 با آن کشتار وحشیانه و آن مقاصدی که داشت، می‌خواست حل و فصل کند.
الآن در اثر پیشرفت مقاومت و تشدید تنگناها و بحرانهای رژیم، تضاد اصلی و واقعی بارز شده است. آن قتل‌عام، الآن در کارزار دادخواهی گریبانش را گرفته است. تضادها به این‌جا رسیده است؛ در نتیجه، آن الزام بحران را تشدید می‌کند. آن جام‌زهر، دولت روحانی را می‌پیچاند و به او تنزل سیاسی می‌دهد. این را جامعه متوجه می‌شود که راه‌حل نیست. جوانان هم می‌فهمند که در عمق، اینها همه‌اش شیادی و بساط مسخره است.
راه‌حل را باید در جای دیگری جست وجو کرد. راه‌حل را باید در مقاومت جست وجو کرد. بسیار جالب است که بر اثر همین بحرانهایی که رژیم دارد، کسانی که رژیم پولهایشان را دزدیده ـ که الآن یک قشر اجتماعی شده‌اند ـ این هفته شعار می‌دادند: «زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی». شعارهایی می‌دهند که دستگاه را کن فیکون کنند. شعار می‌دادند: «یا حجه بن‌الحسن ـ ریشه ظلم و بکن». این حرفها از دل این بحرانها در می‌آید. چون هر چه درِ سپاه پاسداران و بانک مرکزی را تکان می‌دهند، جواب نمی‌گیرند.
این وضعیتی است که رژیم دارد. بنابراین در تنگنای این الزام، در تنگنای این جام‌زهر ـ و نه راه‌حل ـ بحران تشدید می‌شود. به همین دلیل می‌گوییم کابینه دوم، کابینه شقه، گسستگی و بحران و تفرقه هرچه بیشتر در درون خودش است.
ادامه مطلب...

جان بولتون: ترامپ وارث ۲۵سال سیاست شکست خورده مماشات است

world d89ea

جان بولتون سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل‌متحد

جان بولتون سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل‌متحد می‌گوید:‌ دونالد ترامپ وارث 25سال سیاست شکست خورده مماشات است.

تلویزیون فاکس‌ نیوز 23مرداد 96: به‌نظر می‌رسد ما هیچگاه در لبه یک جنگ اتمی آنطور که الآن هستیم نبوده‌ایم. آیا این یک عبارت درستی است؟

جان بولتون:‌ ما بلاشک در یک نقطه بحرانی هستیم زیرا کره شمالی طی 8سال گذشته برنامه اتمی و موشکی بالستیک خودش را کامل کرده است. دونالد ترامپ 25سال سیاستِ شکست خورده را به ارث برده است. در این 25سال تلاش شد با کره شمالی برای خروج از این برنامه‌ها مذاکره شود. در حال حاضر هم گزینه‌های پیش روی ترامپ بسیار محدود است و گزینه‌های خوبی هم نیست.

تلویزیون فاکس نیوز: به لحن تند ترامپ انتقاداتی شده است او تلاش داشت روشن کند که آماده عمل است تا از مردم آمریکا و هم‌چنین خاک آمریکا دفاع کند. این چه اشکالی دارد؟

جان بولتون:‌ فکر نکنم اشکالی داشته باشد. طی 25سال گذشته سیاستمداران دموکرات و جمهوریخواه گفتند غیرقابل قبول است که کره شمالی تسلیحات اتمی داشته باشد همان چیزی که به رژیم ایران هم گفته شده است. ... این سیاست درست نبوده و مردم ما نباید در چنین نقطه‌یی باشند. ما نباید بگذاریم توسط این رژیم غیرقابل پیش‌بینی و توسط تروریسم اتمی علیه کشورمان به گروگان گرفته شویم.

جیم بیکر درست بعد از دولت کلینتون توافقی را با کره شمالی امضا کرد. مقاله نیویورک تایمز در 20سال پیش تحت عنوان سیاست استمالت کلینتون با کره شمالی این سیاست را اعلام کرد. اما نتیجه این سیاست چه شد؟ الآن کره شمالی آمریکا را با موشکهای مجهز به کلاهک اتمی تهدید می‌کند.

ادامه مطلب...

وحشت سران رژيم از«براندازی» تنها چشم انداز پیش روی نظام

barandazi f22d8«براندازی»، «تغییر» و «آسیب وارد کردن» به نظام تنها چشم انداز پیش روی مقامات و مهره های حکومتی در مواجهه با بحرانهای مختلف است.

آخوند احمد خاتمی در حالی که نظام آخوندی را «ایران» می نامید گفت:« دشمن به وسیله برجام به دنبال ضرر زدن به ایران است و پای قرارداد آمدنشان هم برای آسیب وارد کردن به انقلاب بود».

آخوند جنتی دبیر شورای نگهبان ارتجاع با اشاره به تنگ تر شدن حلقه تحریم ها ابراز نگرانی کرده و گفت:«این مسئله، مسئله ساده‌ای نیست و خودشان گفتند که این تحریم‌های جدید بی سابقه و هدف اصلی اعمال آنها، زیر سوال بردن نظام و حرکت در مسیر براندازی نظام جمهوری اسلامی است».

یک مهرة باند مؤتلفه نیز به هفته نامة موتلفه گفت: « شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار تا سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از پای نخواهند نشست و برای او تفاوتی بین دولت احمدی نژاد، روحانی، خاتمی و مع ذلک نمی‌کند».وی با اشاره به مواضع مقامات آمریکایی افزوده است:« برنامه هسته‌ای پوششی است برای خلع سلاح کردن نظام و در نهایت براندازی جمهوری اسلامی همانطور که تیلرسون چند وقت پیش اذعان کرد ما در پی براندازی حکومت در ایران هستیم. حقوق‌بشر و امثالهم تنها مستمسکی برای اعمال فشار بر علیه نظام است».

و آخوند منتظری دادستان کل رژیم گفت:« دشمن از راه های گوناگون به دنبال آسیب رساندن به کشور و نظام است و از هیچ هزینه کردن و توطئه و برنامه ای برای ضربه زدن به امنیت کشور دریغ ندارد. نفوذ دشمن را باید جدی گرفت زیرا دشمن برای نفوذ میان نیروها به شدت در حال برنامه ریزی است ».

ادامه مطلب...

رونمایی علی خامنه‌ای از یک جلاد خون‌آشام ـ قتل‌عام ۶۷

jalad 66016

حاکم شرع استان خوزستان در زمان قتل‌عام 67 آخوند دژخیم احمد شاهرودی

به نظر می‌رسد سیاست شکستن سکوت و بایکوت در قبال مجاهدین علی خامنه‌ای را وادار کرده که دست به هر کاری بزند. از مجیزگویی به‌اصطلاح کارگردانان دست چندم فیلم ماجرای نیمروز گرفته تا بیرون کشیدن جلادان مخفی شده در خاطرات غبارگرفته و سایه‌های تاریک. این از آثار تعمیق جنبش دادخواهی است.
از هنگامی که رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت به جنبش دادخواهی فراخوان داد، این جنبش در حقیقت به طناب دار رژیم تبدیل شده. جوشش خون کتمان ناشدنی شهیدان قتل‌عام 67 جلادان را یکایک به پیشگاه داوری مردم می‌آورد و این امری است قانونمند. آمران و عاملان قتل‌عام 67 به این وسیله خود، خود را افشا می‌کنند.

                                            ***

رونمایی از جلادان خون‌آشام، تمهید جدید علی خامنه‌ای
این جلاد رونمایی شده و بیرون کشیده شده از تغار ترشی نظام، بنا‌ به اعتراف رسانه رژیمی همان آخوندی است که در نوار منتشر شده آقای منتظری از او نام برده شده؛ کسی که پیش منتظری رفته تا در مورد قتل‌عام مجاهدین تن نداده به‌درخواست هیأت مرگ و هم‌چنان پایدار ایستاده بر مواضع خود «توضیحاتی بدهد، » ؛ یعنی برای قتل‌عام آنان مجوز شرعی بگیرد.
به نظر می‌رسد سیاست شکستن سکوت و بایکوت در قبال مجاهدین علی خامنه‌ای را وادار کرده که دست به هر کاری بزند. از مجیزگویی به‌اصطلاح کارگردانان دست چندم فیلم ماجرای نیمروز گرفته تا بیرون کشیدن جلادان مخفی شده در خاطرات غبارگرفته و سایه‌های تاریک. این از آثار تعمیق جنبش دادخواهی است.
«جلاد شهید!» جدید اسمش احمدی شاهرودی است. او در دهه خونبار 60 حاکم شرع استان خوزستان بوده است.

گرفتن یک ماهه مجوز به حاکم شرع برای کشتار
جلاد رونمایی شده به اعتراف خودش در جریان بگیر و ببندهای فله‌یی و بدون حساب و کتاب در سال 60 برای محاکمه و زندانی کردن دستگیر ‌شدگان بکار گرفته شده «بی‌آن که صلاحیت قضایی داشته باشد. بعد از آن با یک ماه کارآموزی برای صادر کردن احکام شکنجه و کشتار زندانیان به بهبهان صادر می‌شود:
«تا اواخر سال 60 به همین شکل با آقای اراکی در دادگاه انقلاب همکاری می‌کردیم تا این‌که آیت‌الله مؤمن که عضو شورای قضایی بود و تقریباً اداره دادگاههای انقلاب با او بود به ما گفت نمی‌شود به این شکل کار ادامه پیدا کند و شما باید دوره‌های کارآموزی را طی کنید و ابلاغ قضایی به شکل رسمی برای شما صادر شود و خودتان حق صادرکردن حکم را داشته باشید این شد که ما وارد کارآموزی قضایی شدیم و در دوره‌ یک ماهه که در زندان اوین برای ما برگزار شد، شرکت کردیم.
در آن زمان.. لاجوردی دادستان بودند و.. فلاحیان نیز معاون او بود. .. محمدی گیلانی نیز رئیس دادگاه (ضد) انقلاب و حاکم شرع تهران بودند و.. نیری هم معاون.. گیلانی بود. پس از یک ماه کارآموزی ابلاغیه قضایی رسمی برای ما صادر شد و اولین ابلاغیه قضایی رسمی برای ما ابلاغیه قضایی دادگاههای (ضد) انقلاب شرق خوزستان بود. یعنی بهبهان، آغاجاری، رامهرمز و... البته همزمان با رفتن ما به بهبهان رئیس دادگاه (ضد) انقلاب کهکیلویه را عزل کردند». (1)
این به‌اصطلاح قاضی یک‌ماه آموزش دیده و پرورش یافته توسط لاجوردی و محمدی گیلانی، به‌دلیل شقاوتی که در جریان صدور احکام خمینی‌ساخته از خود نشان می‌دهد طی یک بازة زمانی کوتاه قاضی شرع کل استان خوزستان می‌شود.

 قتل‌عام 67 ـ یکی از دست‌های خونچکان که بنا‌ به گفته خودش روزانه 100حکم صادر می‌کرده استقتل‌عام 67 ـ یکی از دست‌های خونچکان که بنا‌ به گفته خودش روزانه 100حکم صادر می‌کرده است

تقلید ناشیانه از خمینی برای تطهیر شکنجه و قتل‌عام
دژخیم احمد شاهرودی به نظر می‌رسد درس دجالیت را خوب از مکتب خمینی فراگرفته باشد، با تقلید ناشیانه از او مدعی است که مجاهدین و مخالفان نظام خودشان خودشان را شکنجه می‌کردند تا نظام را بدنام کنند!
«این بحث که ما شخصی را دستگیر کنیم و برای دریافت اطلاعات او را شکنجه بدنی کنیم به هیچ عنوان صحت ندارد. ما در دادسرا، ابلاغی برای شکنجه نداشتیم. نه در دادسرا و نه در سپاه و نه در اداره اطلاعات. شدیداً مراقبت می‌شد که برخورد فیزیکی با متهمان انجام نشود.
گاهی هم ما به مواردی برمی‌خوردیم که خود دستگیر ‌شدگان از (مجاهدین) مخصوصاً کسانی که می‌دانستند حکمشان اعدام است در زندان به خودشان لطمه می‌زدند تا نظام را بدنام کنند». (2)

سوزاندن زندانیان یکی از شکنجه‌های رایج جلادان
آخوند جلاد احمد شاهرودی در حالی منکر شکنجه زندانیان و به‌خصوص سوزاندن آنها می‌شود که این موضوع از سالیان پیش از سوی مقاومت ایران افشا‌ شده و در کتاب «قهرمانان در زنجیر» به ثبت رسیده است.
یکی از زندانیان که شاهد عینی شکنجه‌ها بوده نوشته است:
«یک هوادار مجاهدین به نام آرش باجور را خوابانیده و ساعت‌های متوالی روی شکم او آتش سیگار می‌چسبانیدند، وی که حکم زندانش 30سال بود، بعدها در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 در زندان اوین اعدام شد».
سوزاندن با آتش سیگار یک شکنجه بسیار عادی است. دژخیمان عمدتاً همزمان یا در فواصل شلاق‌زدن از آن استفاده می‌کنند. محل سوزاندن بیشتر پشت کمر و پشت بازوها و دست‌هاست. با پک‌زدن به سیگار شدت سوختگی را بیشتر می‌کنند.
در یک گزارش دیگر از زندانیان آمده است:
«سوزاندن با اتو به این صورت است که زندانی را لخت کرده و یک اتوی داغ روی قسمت‌های مختلف بدن وی می‌چسبانند. حرارت اتو را به تدریج زیاد می‌کنند تا قربانی را به حرف زدن وادار کنند. در بسیاری اوقات هر دو طرف باسن زندانی را با اتو می‌سوزانند و پوست بدن همراه با اتوی داغ کنده می‌شود. زندانی تا ماهها قادر به نشستن نیست... .
در یک نوع دیگر شکنجه دیگر زندانی را لخت می‌کنند و روی تخت شکنجه می‌بندند، آنگاه یک کتری آب جوش را به تدریج روی نقاط مختلف بدن او می‌ریزند. در این شیوه قسمت‌های زیادی از بدن زندانی مجروح می‌شود». (3)

«مهربانی!» خمینی و جلادان دست پرورده او
یکی از ویژگیهای جلاد رونمایی شده این است که خیلی رقیق‌القلب تشریف دارد! این رقت قلب را نه تنها در مورد خودش قبول دارد بلکه به دیگر جلادان نیز تسری می‌دهد تا جایی که از اسدالله لاجوردی اشقی‌الاشقیای دوران ما و نیز از آخوند محمدی گیلانی قاتل دو فرزند خویش و هزاران مجاهد دیگر این‌گونه یاد می‌کند:
«من یک ماه دوره آموزشی اوین با شهید لاجوردی و‌ آیت‌الله محمدی گیلانی در ارتباط بودم. شایعاتی هم که درباره بد رفتاریهای او با زندانیان مطرح می‌کنند بینی و بین‌الله ما هم‌چنین چیزی را ندیدیم بلکه ایشان را نسبت به متهمان مهربان دیدیم». (4)
لابد این نوع «مهربانی!» از آن نوعی است که حضرت امام در مواجهه با مگس‌هایی داشته که غافلگیرانه وارد اتاقشان می‌شدند و امام دل رئوف را وادار می‌کرده‌اند که با گوشة‌ عبا و با ملاطفت تمام و رعایت اصول شرعی آنها را کیش کرده و به خارج اتاق راهنمایی کند!
در مورد ر‌أفت آخوند محمدی گیلانی یکی از زندانیان که خود شاهد بوده نوشته است:
آخوند گیلانی، رئیس وقت بیدادگاههای انقلاب وارد بند شد، ایستاد و بچه‌ها را نگاه کرد و با لحنی خونسرد و مرده گفت: «فکرهایتان را بکنید، اگر اطلاعاتتان را صادقانه ندهید، بنا‌ به فرمودة‌ امام کشتن همه‌تان واجب است، با تازیانه و تیرباران و هر چیز دیگر، حتی حرق. خود امام فرمودند: 'ضرب حتی الموت'. این عین فتوای امام است. فرمودند بزنید تا بمیرند... زدن تا مرگ، از بچه ۹ساله منافقین تا پیرمردها و زنانشان را می‌شود با عذاب کشت». (5)

حکم ضدبشری و جنایتکارانة‌ خمینی سندی انکار ناپذیر
شنونده دچار ابهام می‌شود آیا ماجرای کیش کردن ملاطفت‌آمیز یک مگس را باور کند یا کینة‌ جهنمی خمینی نسبت به نسل انقلاب ضدسلطنتی در زندانها و آن حکم معروف دستور قتل‌عام را؟! در کدام قانون نوشته شده آمده است که یک نفر که خودش خودش را ولی‌فقیه خوانده در مورد جان انسانها تصمیم بگیرد و با یک دستخط زندگی و مرگ 30000تن از پاکبازترین جوانان این مرز و بوم را رقم بزند.

این حکم چه مرجع قانونی دارد؟
حکم خمینی در مورد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 67ـ سند غیرقابل انکار جنایت
حکم خمینی در مورد قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 67ـ سند غیرقابل انکار جنایت

تلاش برای تخطئه آثار نوار منتشره از آقای منتظری
جالب‌ترین قسمت این مصاحبه فرمایشی و ترتیب داده شده توسط نیروی تروریستی قدس آنجاست که جناب جلاد رقیق القلب بعد از 2ماه کشتار و حلق‌آویز زندانیان تازه به سراغ آقای منتظری می‌رود تا برای تعداد دیگری از زندانیان نیز مجوز کشتار بگیرد. او در عین‌حال در این مصاحبه تلاش می‌کند آثار نوار منتشره آقای منتظری را تخطئه کرده و خود او را نیز زیر سؤال ببرد:
«بعد از حدود 2ماه از صدور حکم رفتم خدمت مرحوم آیت‌الله منتظری و به ایشان گفتم حاج آقا ما در خوزستان این چنین مواردی داریم که مثلاً محکومان می‌گویند ما در لفظ (مجاهدین) را رد می‌کنیم ولی مکتوب نمی‌کنیم. آیا پافشاری سر موضع باید حساب کرد یا خیر؟ آیا اینها مصداق پافشاری سر موضع است؟ خلاصه پیشنهاد دادم که خوب بود حضرت امام هیأتی را مشخص می‌کردند که ملاک پافشاری سر موضع و معنای‌ آن چیست.

منتظری برای مخالفت با حکم امام از پیش آماده بود
تا این حرف را زدم دیدم آیت‌الله منتظری از جا بلند شد و نامه‌یی به من نشان داد که همان نامه معروف به امام درباره اعدامها بود و گفت اصلاً من حکم امام را قبول ندارم. پس ببینید ایشان قبل از این‌که من پیشش برم آماده بوده است. من تاثیری در موضع آیت‌الله منتظری نداشتم بعد از اظهارات آیت‌الله منتظری من گفتم 'حاج آقا ولی‌فقیه حضرت امام است و ما تابع حکم ایشان هستیم'. گفت پیشنهاد تو، پیشنهاد خوبی است. من شما را می‌فرستم خدمت امام و شما این پیشنهاد را به امام بگو...» (6)
در بارگاه خمینی جلاد خونچکان را به دربار راه نمی‌دهند و احمد خمینی نیز او را تحویل نمی‌گیرد، فقط به او می‌گویند بشرطی که به کرنش در برابر خمینی و دستبوسی او بسنده کند می‌تواند به داخل برود و نباید در مورد ماجرای قتل‌عام و نیز نظر آقای منتظری چیزی بگوید. خلاصه کلام نیز او را دک می‌کنند.
«آقای انصاری به‌دلیل حال نامساعد امام به من گفتند که ما امروز وقت ملاقات نداریم. حاج احمدآقا هم کاری برایشان پیش آمده و معذرت‌خواهی کرد و رفته است. شما چون از راه دور می‌آیید و قرار قبلی داشتید، می‌توانید برای عرض سلام و دست‌بوسی خدمت امام برسید ولی در این باره با ایشان صحبت نکنید و فقط جهت احوالپرسی به خدمت ایشان برسید. حتی به من گفتند 'ببین میر حسین موسوی را که نخست‌وزیر بود هم به‌دلیل حال نامساعد امام راه ندادیم'.
راست هم می‌گفت. موسوی آنجا بود و گفت بگذارید لااقل برای دست‌بوسی خدمت امام برسم اما چون ملاقات نبود، اجازه ندادند». (7)

جوشش خون شهیدان و برملا شدن دست‌های خونین
از هنگامی که رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت به جنبش دادخواهی فراخوان داد، این جنبش در حقیقت به طناب دار رژیم تبدیل شده. جوشش خون کتمان ناشدنی شهیدان قتل‌عام 67 جلادان را یکایک به پیشگاه داوری مردم می‌آورد و این امری است قانونمند. آمران و عاملان قتل‌عام 67 خود، به این وسیله خود را افشا می‌کنند. دفاع آنان از حکم منفور و ضدبشری خمینی، نه تنها مصونیتی برایشان نمی‌آورد بلکه سرنوشت آنان را بیش‌از‌پیش به سرنوشت محتوم این نظام گره می‌زند.
رونمایی از جلادان بدنام و خون‌آشام در حقیقت چون مردار بر آفتاب مرداد افکندن است و بیش‌از‌پیش خمینی را با سلسله جلادانش در معرض داوری قرار می‌دهد؛ و این هنوز اول راه است.
آری، همان‌گونه که رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت گفت:
«اکنون زمان آن است که بر سر قتل‌عام زندانیان سیاسی مجاهد و مبارز، یک جنبش دادخواهی را در هرجا و به ‌هر‌شیوه ممکن گسترش دهیم.
جنبش دادخواهی قبل از هر چیز، اعلام مجرمیت قطعی خامنه‌ای، ولی‌فقیه ارتجاع است.
ـ خامنه‌ای و همدستان او مجرمند؛ زیرا بالاترین مسئولان مستقیم قتل‌عام سال ۶۷ هستند.
ـ آنها مجرم‌اند زیرا اطلاعات و اسناد این کشتار را پنهان کرده‌اند.
ـ خامنه‌ای و همدستان‌اش مجرم‌اند؛ زیرا خانواده‌های قتل‌عام شدگان را در ۲۸سال گذشته سرکوب کرده‌اند.
ـ آنها مجرم‌اند زیرا مجریان و مسئولان مستقیم کشتار را بی‌وقفه مورد حمایت قرار داده و در بالاترین مناصب سیاسی و قضایی قرار داده‌اند..
جنبش دادخواهی، مؤاخذه رژیم ولایت فقیه بر سر تمامی اسرار مخفی‌ این کشتار است. سران این رژیم باید بگویند اسامی کامل قتل‌عام‌شدگان چیست؟ باید بگویند که در هر شهرستان یا مرکز استان چند نفر را اعدام کرده‌اند؟ و باید بگویند که آنها را در چه نقاطی دفن کرده‌اند و مزارهای جمعی قتل‌عام شدگان در کجاست؟
این ابتدایی‌ترین حق مادران داغدار است که بدانند فرزندانشان در کجا به‌خاک سپرده شده‌اند.
بله‌ ، باید روشن شود که ماجرای کسانی که در همان روزهای قتل‌عام، دستگیر و بلافاصله اعدام شدند، چه بود؟
ماجرای زندان اهواز، زندان دستجرد اصفهان و فاجعه زندان شیراز یا زندانهای مشهد و تبریز چیست؟
ماجرای اعدام‌های جمعی کسانی که در غرب ایران به‌اتهام احتمالی هواداری از ارتش آزادیبخش دستگیر و به فاصله کمی اعدام شدند، چیست؟
و ماجرای آن‌هایی که بنا‌به ‌مصاحبه اخیر موسوی تبریزی، دادستان جنایت‌پیشه خمینی، می‌خواستند در شهرها به مجاهدین بپیوندند، چیست؟» (8)

پانوشت: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) و (2) و (4) و (6) و (7) ـ مصاحبه آخوند احمد شاهرودی با خبرگزاری نیروی تروریستی قدس (تسنیم) ـ 17مرداد 96

(3) و (5) ـ قهرمانان در زنجیرـ منتشره از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران ـ زمستان 1379

(8) ـ برگرفته از فراخوان رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت به جنبش دادخواهی قتل‌عام شدگان سال 67.
ادامه مطلب...

کنفرانس «اقدامات بین‌المللی برای اجرای عدالت در مورد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷» در پارلمان انگلستان

moghavemat 0a4db

در یک کنفرانس پارلمانی در مجلس عوام انگلستان شماری از نمایندگان هر دو مجلس از احزاب اصلی این کشور، و وکلای برجسته از کمیته حقوق بشر و کانون وکلای انگلستان و ولز، قتل عام ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷ با حکم خمینی را محکوم کردند.

آنها ضمن فراخواندن دولت انگلستان به اعلام این قتل عام بعنوان جنایت علیه بشریت، از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان و گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد ایران خواستار تشکیل یک کمیته تحقیق بین المللی برای رسیدگی به این جنایت و کشاندن مسئولان این قتل عام به پای میز عدالت شدند.

سخنرانان از احزاب مختلف همچنین خواستار اتخاذ اقدامات عملی ضروری از سوی دولت انگلستان شدند تا به مصونیت کسانی که این جنایت هولناک را مرتکب شده اند پایان داده شود را انجام دادند، به اجرا بگذارد.
در این کنفرانس، همچنین خانواده های قربانیان و زندانیانی که خود شاهد قتل عام بودند، مشاهدات خود را در باره قتل عام عزیزان خود و زندانیان سیاسی را بیان کردند که حاضران را به شدت تحت تأثیر قرار داد.خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در یک پیام ویدئویی به کنفرانس، ضمن قدردانی از تلاشهای نمایندگان و شخصیتهای سیاسی بخاطر حمایت از مردم و مقاومت ایران گفت تغییر در ایران و رسیدن به یک ایران آزاد و پایان دادن به تروریسم و بنیادگرایی ناشی از این رژیم در دسترس است.

کنفرانس «اقدامات بین‌المللی برای اجرای عدالت در مورد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷» در پارلمان انگلستان

دکتر ماتیو آفورد، نماینده پارلمان انگلستان
در ادامه این کنفرانس، دکتر ماتیو آفورد، نماینده پارلمان انگلستان که ریاست کنفرانس را بر عهده داشت، گفت: "زمان آنست که سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر، و گزارشگر ویژه ملل متحد در ایران، قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ را به عنوان جنایت علیه بشریت به رسمیت بشناسند و یک تحقیقات در باره این قتل عام را به جریان بیندازند، به نحویکه مسئولان این جنایت در دادگاه بین المللی مورد محاکمه قرار بگیرند. این کار به طور کامل با وظایف شورای حقوق بشر سازمان ملل مطابقت داشته و به طور بین المللی از اولویت برخوردار است.
بی عملی بین المللی در رابطه با این جنایت، و فقدان یک کمیته حقیقت یاب، به رژیم ایران اجازه می دهد که مدارک جنایت را نابود کند، همچنانکه به گفته سازمان عفو بین الملل و سایر سازمانهای غیردولتی، مقامات رژیم در حال نابود کردن گورهای دستجمعی در شهرهای مختلف هستند. دیوید جونز، نماینده پارلمان، وزیر پیشین امور خارجه منطقه ولز و وزیر انتخابی وزارت خارجه در رابطه با خروج انگلستان از اتحادیه اروپا در سخنان خود ضمن برسی وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران بویژه از زمان روی کار آمدن آخوند شیاد روحانی، قتل عام ۶۷ را یکی از بدترین جنایات در ایران ایران و جهان بعداز جنگ دوم جهانی عنوان کرد.

وی با اشاره به نقش آخوند جلاد ابراهیم رئیسی در قتل عام ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷ افزود: کاندیداتوری رئیسی و حمایت خامنه ای از او به خوبی این مسئله را بیان میکند که نقش رئیسی در کشتار سال ۱۹۸۸ درنظر بالاترین مقامات این رژیم نه بعنوان یک نگرانی بلکه بعنوان یک نقطه قوت بشمار می‌آید. به نظر میرسدآنها از تهمت زدن وسرکوب باصطلاح «دشمنان اسلام» احساس فخر میکنند.
با توجه به این مطالب باید مطمئن بود که اگر اقدام جدی از جانب سازمان ملل و جامعه بین المللی در رابطه با بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران صورت نگیرد، وضعیت دمکراسی و حقوق بشر در ایران هیچگونه پیشرفتی نخواهد داشت. به نظر من باید از دولت خود بخواهیم که این جنایت را محکوم کند. از دولت بخواهیم تا از تشکیل یک کمیسیون مستقل حقوق بشر سازمان ملل و شورای حقوق بشر سازمان ملل حمایت کند و تمام تلاش خود را در تحقق عدالت برای این قربانیان وسپردن عاملان این جنایت بدست عدالت بکار گیرد. ما باید از گزارشگر ویژه سازمان ملل بویژه گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران دعوت کنیم تا بصورت مبسوط گزارشی در رابطه با قتل عام سال ۱۹۸۸ تهیه کنند و از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل بخواهیم که به بررسی این قتل عام بپردازد تا عدالت در رابطه با قربانیان این جنایت رعایت شود و مسببان این قتل عام نیز بدست عدالت سپرده شوند. من مطمئن هستم که همکاران من در هر دو حزب به سختی تلاش خواهند کرد تا این توصیه‌ها به واقعیت تبدیل شوند و در نهایت امیدوارم بتوانیم عدالت را برای قربانیان حوادث سال ۱۹۸۸ و مردم ایران تضمین کنیم.

کنفرانس «اقدامات بین‌المللی برای اجرای عدالت در مورد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷» در پارلمان انگلستان

در ادامه این کنفرانس بعد از نمایش فیلمی درباره قتل عام زندانیان سیاسی، طاهر بومدرا از سوی کمیته عدالت بـرای قربانیان قتل عام ۶۷ در ایران به سخنرانی پرداخت. وی گفت که با کمک حقوقدانان برجسته بین المللی گزارشی از تحقیقات صورت گرفته توسط این کمیته تهیه و برای شورای حقوق بشر و دبیرکل ملل متحد ارسال شده است.
وی با بررسی تحقیقات صورت گرفته توسط این کمیته از جمله گردآوری اسامی و مشخصات شماری از قتل عام شدگان، شناسایی و جمع آوری آدرسها و مشخصات گورهای جمعی، گردآوری اسامی و مشخصات بخشی از اعضای هیئت مرگ برای کشتار زندانیان سیاسی افزود:
در ماههای بین ژوئن ۱۹۸۸ تا دسامبر ۱۹۸۸ یک جنایت علیه بشریت صورت گرفته است و در بیانیه آقای رابرتسون حتی به این اشاره شده است که برچه اساس و معیارهایی میتوان یک کشتار را بعنوان جنایت علیه بشریت و یا نسل کشی شناخت.
امروز، با در دست داشتن این گزارش مبسوط که در اختیار کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، دبیرکل سازمان ملل و کلیه جوامع دیپلماتیک در ژنو قرار داده شده ا ست، ما از آنها میخواهیم به تشکیل یک کمیته تحقیق مستقل در این رابطه اقدام کنند. این جنایت اگر چه 30 سال پیش اتفاق افتاده است، اماحتی اگر 100 سال قبل اتفاق افتاده بود، هنوز اقدامی بعنوان جنایت علیه بشریت محسوب می شود و ما از سازمان ملل میخواهیم که آنرا جدی بگیرد. عدم توجه و جدیت سازمان ملل در این رابطه، بنظر من بسیار شرم آور خواهد بود. ترزا ویلیرز، نماینده پارلمان و وزیر پیشین ایرلند شمالی در دولت انگلستان تاکید کرد "باید پایانی بر مصونیت کسانی که این جنایت علیه بشریت در ایران را انجام داده اند، گذاشته شود. جامعه بین المللی باید همین حالا عمل کند."

وی گفت: جنایت بسیار سنگین است و من فکر می کنم مهم است که ما در مجلس نمایندگان همراه بادوستان جامعه ایرانی مقیم انگلستان صحبت کنیم و این جنایت را محکوم کنیم و هر کاری که می توانیم برای پایان دادن به مصونیت از مجازات انجام بدهیم و اطمینان حاصل کنیم که روزی کسانی که مسئول این وحشت هستند به دست عدالت سپرده می شوند من به مبارزه برای عدالت، آزادی و حمایت از حقوق بشر در ایران ادامه خواهم داد. از شما سپاسگزارملرد مارک مک اینس، عضو مجلس اعیان انگلستان
لرد مارک مک اینس، عضو مجلس اعیان انگلستان: سخنران دیگر این کنفرانس پارلمانی بود وی گفت: من بسیار خوش شانس بودم که توانستم در نشست پاریس حضور داشته باشم و اعتماد و خوشبینی برای آینده ایران دموکراتیک و مبتنی بر جدایی دین و دولت که در آن اجازه داده نشود جنایاتی مانند قتل عام ۱۹۸۸ رخ دهد را احساس کردم.
وی با اشاره به گزارش دبیرکل سازمان ملل در باره ارسال نامه از سوی برخی خانواده های قربانیان قتل عام ۶۷ به گزارشگر حقوق بشر در ایران و فراخواندن وی به انجام تحقیقات پیرامون این جنایت از دولت انگلستان خواست تا در راستای این خواسته به منظور فشار بر رژیم ایران دست به فعالیت بزندلرد سینگ عضو مجلس اعیان انگلستان
لرد سینگ عضو مجلس اعیان انگلستان سخنرانی دیگر کنفرانس در پارلمان انگلستان بود. وی در سخنان بر تشکیل یک کمیته تحقیق بین المللی برای بررسی قتل عام ۳۰۰۰۰ زندانی سیاسی و مجازات آمرین و عاملان آن تاکید کرد لرد سینگ با اشاره سرکوب مردم ایران برغم وعده هایی که در نمایش انتخابات داده شده بود گفت: دولت انگلستان باید ملاحظات تجاری را به کناری گذاشته و از فراخوان تحقیقات مستل حمایت کند.

ادامه مطلب...

منتخب ویدئوکلیپ