Menu

گزارش، تحلیل، مصاحبه

مریم رجوی :به‌یاد هموطنان جان‌باخته در زلزله استان کرمانشاه و همدردی با مجروحان و مصدومان

 

median 76fc4امروز این جا جمع شده‌ایم به‌یاد هموطنان جان‌باخته در زلزله استان کرمانشاه و همدردی با مجروحان و مصدومان این واقعه و ده‌ها هزار خانواری که خانه‌ و سرپناه‌شان ویران شده است.

هموطنان عزیز، خواهران و برادران گرامی،
امروز این جا جمع شده‌ایم به‌یاد هموطنان جان‌باخته در زلزله استان کرمانشاه و همدردی با مجروحان و مصدومان این واقعه و ده‌ها هزار خانواری که خانه‌ و سرپناه‌شان ویران شده است.
جمع شده‌ایم ‌به‌خاطر همدردی با کسانی که عزیزان‌شان زیر آوار ماندند و هر چه گریه کردند و هر چه فریاد کشیدند، کسی به‌داد آنها نرسید و همدردی با کسانی که حتی وقتی توانستند فرزندان و بستگان‌شان را زنده از زیر آوار بیرون بکشند، اما بعد از آن کسی نبود که به‌جراحت آن‌ها رسیدگی کند و جان‌شان را نجات دهد.
به مردم مصیبت‌زده و داغدار استان کرمانشاه، از طرف مقاومت ايران، عميق‌ترين تسليت‌را تقديم مي‌كنم و تكرار مي‌كنم كه قلب ما باشماست و دعاهاي ما براي شماست.
هم چنین به‌خواهران و برادران‌مان و به‌فرزندان‌مان در سرپل‌ ذهاب، در قصر شیرین، ثلاث باباجانی، ازگله، کرند، اسلام‌آباد، گیلان غرب، روانسر، جوانرود، پاوه، صحنه، دالاهو، تازه آباد و کرمانشاه، می‌گوییم:
هاو درد و هاو غم‌تانم خه‌لکی داغداری کورد.
و می‌خواهم از زبان شاعر بزرگ مردم کردستان، مولویِ کرد، بگویم که:
دوباره دلم باز پر غم شده
درین جمع، ماتم فراهم شده
دل از هجر و دوریست بس بیقرار
ز اندوه، نور دو دیده ست تار
باشد که در پناه لطف خدا و یاری و کمک هموطنان‌مان در سراسر کشور، به‌ويژه غرب ایران که در این روزها از دل و جان برانگیخته و دردمند بودند و با یاری پرستاران و پزشکان دلسوز، مجروحان این فاجعه، هرچه زودتر، بهبود پیدا کنند.
با این حال این زخم برقلب‌ و ضمیر همه باقی می‌ماند، زیرا که چنین حادثه‌یی می‌توانست به مراتب قربانی و ویرانی کم‌تری داشته باشد و می‌توانست کرمانشاه عزیز ما را تا این حد در خون و ویرانی غرق نکند.
می‌دانیم که در این روز‌ها، نه فقط کرمانشاه، بلکه تمام ایران، دردمند و اشک‌‌ریزان است. به‌خصوص که همه در سراسر ایران، در زلزله استان کرمانشاه یک بار دیگر ناامنی و آسیب‌پذیری تمام شهرها و روستاهای خود و هم چنین تمام شئون اقتصادی و اجتماعی ایران را به‌چشم دیدند.
بنابراین ما امروز جمع شده‌ایم که باز هم بگوییم در این ویرانه‌سرای اختناق و فساد و ناامنی و فقر که جغد شوم ولایت فقیه در آن لانه کرده، راه نجات و تنها راه نجات، سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.
به‌خواهران و برادران مجاهدم و هواداران مقاومت که خویشان و بستگان‌شان را در این زلزله از دست داده‌اند، صمیمانه تسلیت می‌گویم.
در این جا می‌خواهم به‌طور خاص از هموطنانی که به‌یاری مردم کرمانشاه برخاستند، قدردانی کنم. فکر می‌کنم در این لحظه، اکثریت مردم ایران در این قدردانی سهیم‌اند؛ سپاسگزاری و تقدیری از صمیم قلب از تمام هموطنانمان به‌خصوص جوانانی که در میان این همه شیون و داغ و درد و خانه‌خرابی، منتظر نماندند و در عین فقر و نیازمندی، بی‌تفاوت ننشستند، از تهدید‌ها و اهانت‌های پاسداران و مأموران رژیم جا نزدند، بلکه غیرت و جوانمردی به‌جا آوردند و به‌یاری مردم مصیبت‌زده برخاستند.
به‌ جوانان کرمانشاه می‌گوییم راستی که شما یاد جهان پهلوان تختی را زنده کردید که پهلوانی و انسان‌دوستی را در کمک‌رسانی به مردم زلزله‌زده بوئین زهرا، به‌اوج رساند، پس شما هم مانند آن پهلوان، از هیچ کمک و یاری به هموطنان زلزله‌زده دریغ نکنید. پهلوانی همین است که غم‌خوار و تکیه‌گاه مردم‌ بی‌‌پناه‌تان باشید و رو در روی رژیم ولایت فقیه در میان مردم، همبستگی به‌وجود بیاورید.

زلزله استان کرمانشاه دو واقعیت خیلی مهم را رو در روی هم آشکار کرد؛ یکی شدت فساد و چپاول و بحران‌زدگی رژیم حاکم و دیگری روحیه همدلی و اتحاد برای مقابله با رژیم.
همه دیدند که ولی فقیه ارتجاع، اولین کاری که کرد، فرستادن سرکرده سپاه و سرکرده بسیج به منطقه زلزله‌زده بود. در اولین فرصت، یگان‌های ضد شورش در آن‌جا مستقر شدند. زیرا خودشان یقین دارند که اگر با تمام قوا، اوضاع را کنترل نکنند، همین منطقه زلزله‌زده، آتشفشان قیام‌ها خواهد شد.
بدیهی است که زلزله و سیل و سایر بلاهای طبیعی چیزی نیست که فقط در ایران واقع شود، در برخی کشورها با بلاهای بسیار بزرگ‌تر مثل سونامی مواجه می‌‌شوند. اما برخلاف ایران تحت حاکمیت آخوندها، در آن کشورها، تمام قوای دولت برای نجات مصیبت‌دیدگان، بسیج می‌شود نه این که به فکر سرکوب مردم در این شرایط باشند.
وانگهی در کشورهای دیگر در مواجهه با چنین مصائبی، طرحهایی را برای رسیدگی به‌نجات‌یافتگان اجرا می‌کنند. اما در ایران، چنان‌که پس از زلزله شمال، یا زلزله بم، یا همین کرمانشاه دیدیم، کسانی هم که از زیر آوار نجات می یابند، یا بر اثر عدم رسیدگی جان می‌دهند و یا به‌خاک سیاه نشانده می‌شوند و کسی کمک‌کار آنها نیست. زلزله یک فاجعه است و زندگی پس از زلزله ده‌ها فاجعه.
آخوندها، حتی مانع این می‌شوند که مردم خود کرمانشاه یا استان‌های همجوار آن به‌کمک زلزله‌زدگان بروند. در برخی جاها مثل سنندج، محل جمع‌آوری کمک‌های مردمی را تخریب کردند، کامیون‌های حامل کمک‌های مردمی را مصادره کردند تا به‌اسم سپاه پاسداران آنها را توزیع کنند و البته بخش زیادی را هم چپاول کنند.
در برخی نقاط، حتی در توزیع کمک‌ها به‌ انواع و اقسام تبعیض‌ها رو آوردند و هموطنان اهل سنت را محروم کردند. راستی که روح اسلام و شیعه و پیشوایانش، از این پلیدی‌ها بیزار است و هم‌چنان که بارها گفته‌ام شیعه حقیقی، امروز در همبستگی و برادری با مردم اهل سنت است.
آری، کار رژیم همین است. تمامیت این نظام برای سرکوب برنامه‌ریزی شده نه برای کمک‌رسانی.
از طرف دیگر، زلزله کرمانشاه، با توجه به‌ابعاد ویرانی‌هایی که می‌توانست بسیار محدودتر باشد، جلوه دیگری از بلایی را عیان کرد که حاکمیت رژیم ولایت فقیه در شهر و روستا بر سر محل کار و زندگی و آموزش و درمان مردم و تأسیسات خدماتی و فنی و زیربنایی کشور آورده است. به‌طوری که کم‌تر جایی در ایران هست که از این بلا در امان باشد. در منطقه زلزله‌زده بیمارستان‌‌های تازه‌ساز فرو ریخته‌اند. می‌گویند بیمارستانی كه با هزینه ۱۵ میلیون دلار به‌مدت ۸ سال ساخته شده بود، در عرض چند دقیقه فرو ریخت.
زلزله کرمانشاه که ایران را تکان داد، فضایی ایجاد کرده که بعضی از کارشناسان برخی حرف‌های نگفته را بزنند. آن‌ها می‌گویند که رژیم روی گسل‌های زلزله برج می‌سازد، باغ‌ها را تخریب می‌کند و محیط زیست را به‌فاجعه می‌کشاند.
و هم‌چنان که یک‌بار مسعود گفت: «وقتی تمامی درآمد نفت کشور تحت حاکمیت خمینی و دم و دنبالچه‌اش بالا کشیده شده یا صرف ماشین جنگ و سرکوب گردیده و در تنور شهوت شیطانی خمینی خاکستر شده است، طبیعی است که ارکان اقتصاد و اجتماع متزلزل شود و هیچ پیش‌بینی و پیشگیری برای مقابله با حوادث مختلف طبیعی در کار نباشد».
بله، تبهکاری و چپاول و البته اختناق و سرکوب برای حفظ یک رژیم ضد تاریخی و ضد ملی، فاجعه‌یی به‌وجود آورده که یک روز در بم بیرون می‌زند، یک روز در فرو‌ریختن ساختمان پلاسکو یا آتش‌سوزی پالایشگاه‌ها و ریختن معدن ذغال سنگ بر سر کارگران و مهندسان و حالا امروز در زلزله کرمانشاه.
باید از آخوندها پرسید چرا پول‌های مردم ایران را که باید خرج ابتدایی‌ترین نیازهای آنها شود، این چنین بر باد می‌دهند؟ برای حفظ دیکتاتوری بشار اسد، آخوندها هر سال دهها میلیارد دلار خرج می‌کنند، تمام مخارج باندهای وحشی حشد‌الشعبی عراق را خامنه‌ای می‌پردازد. و راستی آن صد میلیارد دلاری که پس از لغو تحریم‌ها از طرف دولت‌های غربی آزاد شد و در اختیار رژیم قرار گرفت کجا رفت؟ از دو برابر شدن درآمد نفت در این دو سال چه چیزی عاید مردم ایران شد؟
چرا هلال احمر را به‌جای این که در خدمت مردم ایران به کار بگیرید، برای صدور ارتجاع به‌کشورهای دیگر فرستادید؟‌ به‌گفته مقام‌های این نظام، هلال احمر رژیم در ۱۹ کشور آسيايي، آفريقايي و آمريكاي لاتين، ۲۶مرکز کمک‌رسانی را اداره می‌کند.
راستی چرا این طور است؟ زیرا ولایت فقیه به‌طور ذاتی کاری جز سرکوب و کشتار ندارد، کاری ندارد جز این که کشور را به‌فساد و تباهی بکشاند و آن را به‌‌قهقرا ببرد. این همان امنیتی است که خامنه‌ای و همدستان‌اش هر روز به‌عنوان افتخارات و دستاوردهای خود، درباره‌اش داد سخن می‌دهند.
اما واقعیت این است که تمام کشور در مقابل زلزله و سیل ناامن است؛ در مقابل فجایع زیست‌محیطی ناامن است، در مقابل پلیدی و فسادی که آخوندها رایج کرده‌اند، ناامن است. در مقابل موسسات غارتگر رژیم که سپرده‌های مردم را چپاول می‌کنند، نا امن است. و از همه مهم‌تر در مقابل سرکوب و آزار و آزادی‌کشی توسط سپاه پاسداران و این‌همه نهاد سرکوب و جنایت، ناامن است.راستی چرا ایران را به‌یک زندان بزرگ تبدیل کرده‌اید؟‌ چرا خیابان‌ها را برای رفت و آمد جوانان و به‌خصوص زنان ناامن کرده‌اید؟ چرا قلم‌ها را شکسته و زبان‌ها را بریده‌اید؟‌
چرا مردم را از شدت فقر به فروش کلیة خود وادار کرده‌اید؟ چرا مادران تیره‌بخت را به‌فروختن اطفال به‌دنیا نیامده کشانده‌اید؟‌ چرا این همه کارتن خواب و گورخواب؟‌ چرا این همه بیکار و فقیر و نابسامان‌؟‌ چرا این همه دستگیری و این‌همه اعدام؟ چرا و چرا و هزار چرای دیگر.
اما در میان این همه داغ و جراحت و ویرانی یک فکر مشترک و یک احساس مشترک، در ضمیر و قلب هموطنان ما جاری است و آن این است که نه‌حاکمیت این رژیم و نه این خرابی‌ها، ماندگار نخواهد ماند و زبان حال‌شان همان سروده زیبایی است که میگوید:
دوباره می‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش
ستون به‌‌سقف تو می‌زنم اگرچه با استخوان خویش
دوباره می‌بویم از تو گل به‌‌میل نسل جوان تو
دوباره می‌شویم از تو خون به‌سیل اشک روان خویش

آری دوباره می سازیم این وطن را باخشت جانهای خویش آن چنان که تا به حال مجاهدین خلق ایران و رزمندگان آزادی ایران کرده‌اند. و در این مسیر۱۲۰هزار از بهترین جوانان ایران، جان خود را فدا کرده‌اند.
آنچه گفتم گوشه‌یی از مصائب یک زلزله شوم به‌نام ولایت فقیه است که در ایران رخ داده است. ولی در این ایام، یک واقعیت دیگر هم خودش را نشان داد و آن همبستگی و همیاری جامعه با مردم دردمند کرمانشاه است.
حتی خبرنگاران خارجی هم که از منطقه دیدار کرده بودند، این واقعیت را گزارش می‌کردند که خیلی از کمک‌رسانی‌ها به‌طور خصوصی یعنی توسط خود مردم انجام می‌گیرد. این روحیه همبستگی و از خودگذشتگی حقیقتاً تحسین برانگیز است. همه دیدیم که مادران و پدران و حتی کودکان به‌رغم مشکلات و سختی‌هایی که با آن مواجهند، از هیچ کمکی دریغ نکردند.
دو نفر از هموطنان دلیر کرد از اهالی بوکان و دالاهو در خلال همین امداد رساني‌ها به‌‌شهادت رسیده‌اند. آری، اگر کار در دست خود مردم باشد، این چنین برای یک دیگر حتی جان هم می‌دهند. درود بر همه آنها.
این فداکاریها، یادآور تلاشهای جوانان مجاهد و مبارز در جریان زلزله طبس، در آستانه سرنگونی رژیم سلطنتی است و آنچه در این چند روزه اتفاق افتاد به روشنی از آمادگی اجتماعی و اعتلای روحیه مقاومت و مبارزه علیه رژیم خبر می‌دهد.

اکنون که به‌خصوص در غرب ایران، فصل سرما شروع شده، مردم زلزله‌زده به‌کمک‌های بسیار بیشتری نیاز دارند. من در این جا از کلیه هموطنانم می‌خواهم که به یاری و کمک خانواده‌‌هایی بشتابید که سرپرست‌ خود را از دست داده‌اند. به کمک بچه‌هایی که یتیم شده‌اند و مادران و پدرانی که نمی‌دانند در سوز سرما و در گرسنگی و بیماری، چطور فرزندان‌ خود را تأمین کنند، همه آن‌ها به‌یاری و کمک شما احتیاج دارند.
از یاد نبریم که به خاطر سیاست ضدمردمی و غارتگرانه آخوندها، فاجعه‌یی که دامنگیر بازماندگان زلزله بم شد از خود زلزله کم‌تر نبود. در مورد کرمانشاه هم نباید اجازه داد که چنان تجربه تلخی تکرار شود و این با همبستگی عمومی مردم امکان‌پذیر است. این چیزی است که نه فقط برای کرمانشاه، بلکه برای سراسر ایران ضروری است.

در نقطه مقابل ولایت فقیه، که تفرقه و بی‌اعتمادی و بی‌تفاوتی را در بین مردم ترویج می‌کند، با سلاح همبستگی می‌توان روحیه اجتماعی را دگرگون کرد. مردمی که از بی‌پناهی رنج می‌کشند و مردمی که از ناامنی و بی‌آیندگی این چنین در اضطرابند، وقتی که به حمایت و محبت هموطنان‌شان پشتگرم شوند، برانگیخته می‌شوند و قدرتمند.
در نتیجه رشته‌های پیوند میان تمام اجزای جامعه محکم می‌شود و نیروی عظیم همبستگی و همدلی جامعه ایران، علیه رژیم ولایت فقیه به‌میدان می‌آید.
کشور ما باید از زنجیر تباهی و اختناق و فقر نجات پیدا کند، باید از ‌ویرانی و بی‌ثباتی و ناامنی رها شود.
کودکان ایران باید نجات پیدا کنند، هم‌چنان‌که روستا‌نشینان و روستاهای ایران، شهرها و شهرنشینان محروم، زنان سرکوب شده و نیروی به بند کشیده جوانان، اقتصاد و کسب و کار کشور، مدارس و دانشگاه‌ها و ورزش ایران، همه به دنبال راه ‌نجات و رهایی هستند و تنها راه آن، سرنگونی تمامیت رژیم ولایت فقیه است.
براین اساس عموم هموطنان را به‌همبستگی و مقاومت و قیام برای به زیر کشیدن این رژیم پلید فرا می‌خوانم.
سلام بر مردم مصیبت‌دیده کرمانشاه،
سلام بر مردم ایران،
سلام بر آزادی.

 

ادامه مطلب...

دومین سالگرد حمله سنگین موشکی به لیبرتی ۷آبا ن ۱۳۹۶؛ گرامیداشت ۲۴قهرمان شهید مجاهد خلق

moghavemat ba701گرامیداشت ۲۴قهرمان شهید مجاهد خلق

مسعود رجوي :

بگذارید قبل از هر چیز یاد یاران خاموش اما پر جوش خودمون رو گرامی بداریم زیرا که در هر قدم جوشش خونهای اونها رو دیدیم . نمیگویم جایشان خالی چون که با ما هستند و در کنار ما و در بالای سر ما .

ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون

مبادا که آنها را مرده بپندارید. زندگان حقیقی هستند. با این شاخص که بسا فراتر از ما در نزد خدا روزی داده میشوند.

هر گل نو ز گلرخی یاد میکند ولی

گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو

ای دم صبح خوش نفس دیده اعتبار کو

حزن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا

دست زدن

به خون دل بهر خدا نگار کو

دست زدن جمعیت و تصویر شهدا

امروز ما باز هم تکرار میکنیم خطاب به شهدامون که یاران خاموش اما پر جوش . نگهبانان و حافظان خون های شما بیدار و هوشیارند.

مرور زمان اونها را بسا استوارتر و محکم و محکمتر کرده و بجانب همون آرمان شما که آزادی خلق در زنجیر بود شتابان به پیش میتازد.

بله با چنین قیمتهایی بود که شعله مقاومت زنده و بر افروخته نگهداشته شد تا به قیام و نسل قیام رسید.

شعار جمعیت اعتراضی مالباختگان: ابوالفضل علمدار دولت شیخ رو بردار

median 2504f مسعود رجوي :

یاران خاموش اما پر جوش ما اونهایی که در جمع در کنارمون بودند و الان در آستان تو فرود اومدند لاجرم که در صحنه نبرد آخرین دوشادوش و صف در صف رزمندگان آزادی به ما خواهند پیوست. این روز رو نزدیک کن. میهن شهیدان رو با هم بخوانیم و وقتی تمام شد بدون اینکه حرف و شعار دیگری بگیم یک دقیقه تمام به نشانه زندگی و جوش و خروش شهیدان با هم کف خواهیم زد.

جمیعت: خواندن سرود میهن شهیدان و دست زدن جمعیت

شعار جمعیت؛ خون شهیدانمان رنج اسیرمان در تو گره میخورد رجوی قهرمان

 

دکتر ماتیو آفورد -   نماينده مجلس عوام از حزب محافظه كار

خانم رجوی، خانمها و آقایان. این یک افتخار و امتیاز بزرگ است که امروز به عنوان نماینده پارلمان بریتانیا در اینجا نزد شما حضور داشته باشم. امروز در دومین سالگرد مرگبارترین حملات موشکی به کمپ (لیبرتی) همه ما یاران شجاع تان را بخاطر می آوریم. در حمله ای که میتوانست از آن جلوگیری شود و باید میشد. به این دلیل میگویم که از اول روشن بود این حملات توسط رژیم ایران برنامه ریزی شده و هم هماهنگ شده بود.

آنها به خیال خودشان این کار را با این هدف کردند که بتوانند جنبش اپوزیسیون سازمان یافته طرفدار دمکراسی، مجاهدین خلق ایران را تخریب کنند. هدف آن این بود که چراغ امید میلیونها ایرانی برای آینده بهتر و ایران آزاد و دمکراتیک را خاموش کنند.

اما عزم جدی برای مقابله با این حملات مرگبار، یک پیام واضح فرستاد که سرکوب خشونت آمیز رژیم و سرکوب وحشیانه رژیم را می توان شکست داد.

خانم ها و آقایان، جنبش شما با رییس جمهور برگزیده اش، از چیزی برخوردار است که بسیاری از مردم در خاورمیانه به شدت خواهان آن هستند اما از آن برخودار نیستند.

یک رهبر با صلاحیت و قدرتمند که دیدگاه دموکراتیک روشن دارد. دست زدن خانم رجوی بعنوان یک رهبر قوی مسلمان، رهبر یک سازمان پرتوان و سازمانیافته، امید واقعی میلیونها زن ایرانی است. این نشان میدهد که همه شما در ایجاد تغییر نقش دارید. دست زدن ما از این واقعیت قدرت میگیریم. همانطور که میتوانیم از لیست گذاری اخیر سپاه پاسداران توسط دولت ایالات متحده امریکا قدرت بگیریم. ما همچنین از گزارشگر ویژه برای ایران قدرت میگیریم که اکنون بعد از چند دهه سکوت قتل عام 30 هزار زندانی سیاسی در سال 1367 را در یک سند رسمی سازمان ملل ثبت کرده است.

امروز در حالی که دوستان و یارانمان را که در این حملات وحشتناک از دست داده ایم بخاطر می‌آوریم ، باید لحظاتی را هم برای نشان دادن موفقیت هایی که داشته ایم اختصاص بدهیم.

با آگاهی به ویژگی رژیم ایران می دانیم که چه مبارزه ای در ماه ها و سال های آینده در رو در رویی با این رژیم در انتظار ما است. اما من و بسیاری از همکارانم در پارلمان بریتانیا که قدرت خود را از قدرت شما میگیریم، یقین داریم که شما می توانید پیروزی خود را به دست آورید. ما به تلاش هایمان و مبارزه علیه رژیم ایران ادامه خواهیم داد و از جامعه جهانی خواهان به رسمیت شناختن آرمان های مشروع و دموکراتیک مردم شما خواهیم بود.

در این راستا من همچنان از دولت انگلستان و دیگر رهبران اتحادیه اروپا خواستار نامگذاری سپاه پاسدارن به عنوان یک گروه تروریستی خواهم شد و از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواهم خواست که بدین منظور یک کمپین جامع بین المللی ایجاد کند.

ما این کار را برای شناسایی همه جنبه های قتل عام سال67 و شناسایی افرادی که در آن مشارکت داشتند و اکنون در قدرت به سر می برند، دنبال می کنیم تا آنها را به پای میز عدالت بیاوریم.دست زدن من همچنین می خواهم از این فرصت استفاده کنم تا از دولت بریتانیا و سایر رهبران اتحادیه اروپا بخواهم که پلاتفرم دمکراتیک۱۰ ماده ای خانم رجوی برای آینده ایران را برسمیت بشناسند و حمایت کنند.دست زدن این یک جایگزین شایسته برای حاکمیت دینی فعلی است.

و نقشه مسیر یک ایران آزاد و دموکراتیک و غیر هسته ای نشان می دهد . ایرانی بدون مجازات اعدام و شکنجه بر اساس حاکمیت قانون، برابری جنسیتی و بر اساس منشور ملل متحد برای همزیستی مسالمت آمیز با همسایگان.

من با تکیه بر این پلاتفرم به دولت ایالات متحده و دولت خودم فراخوان می دهم تا از شما و از تلاش های مردم ایران برای پیشبرد آزادی، حقوق بشر و حاکمیت قانون در کشور شما حمایت کنند.دست زدن

median 9373aجورج صبرا ـ رئيس شورای ملی سوریه و از هیئت عالی مذاکرات

مبارز محترم خانم مريم رجوي

ميهمانان گرامي

خانم ها و آقايان

امروز با تمامي احترام بخاطر زنده نگه داشتن ياد شهدا، ياد آخرين شهدا از قافله شهداي ليبرتي اينجا ايستاده ايم و هرگز فراموش نمي كنيم آن قافله بزرگ شهداء، شهداي واقعي انقلاب ايران سال 1367 و همچنين درود مي فرستيم به صدها هزار شهداي مردم سوريه كه روزانه ،هر روز و هر ساعت در طي اين   7 سال به شهادت رسيده اند. شهداي آزادي وكرامت شهدايي كه فقط گفتند مي خواهيم زندگي كنيم در زمين خودمان ،در خانه هاي خودمان با عزت و سربلندي و سياست هاي اشتباه را نپذيرفتند. و من به شما بگويم همانا كه قاتل يكي است. آنكه شهداي سال1988( 1367 )و شهداي2015 -94 -در ليبرتي را به قتل رساند و كسي كه به كشتن فرزندان انقلاب سوريه طي 7سال ادامه ميدهد، همان رژيم قاتل در تهران و كارگزاران آن در ساير پايتخت ها و شبه نظاميان بنيادگرا است.

آيا این براي ما، ما سوريه اي ها و ايرانيان زياد است كه بگوييم خواهان آزادي هستیم مانند مردم سایر كشورهاي دنيا؟

یک درود ديگر در قلبم هست که مي خواهم تقديم شما بكنم .شما كساني هستيد كه از مرگي قطعي خارج شديد. مرگ قطعي در ليبرتي. شما شهداي زنده هستيد بين شما و شهادت به اندازة يك ريسمان نازك فاصله بود شما همچنين از شهداي آزادي هستيد كه سالهاي طولاني پایداری، عمر شما را با خود برد فقط بخاطر اينكه هرگز نخواستيد كه تن به خواسته و سياست آخوندها در تهران بدهيد.

شما مي خواهيد كه فرزندان مردم ایران تاريخ و تمدني داشته باشند ولي آخوندها مي خواهند كه تاريخ ايران با ولايت فقيه شروع شود. بعد از اين طبيعي است كه بگوييم نبرد ما يكي است و آنهم نبرد تمامي آزاديخواهان در جهان است.

ما درمقابل بقاياي حاكميت بشار اسد مقاومت مي كنيم ولي ميدانيم درد اساسي از بابت ولايت فقيه است و سرنگوني اين رژيم در تهران تنها خدمت به مردم ايران نيست بلكه خدمتي است به مردم منطقه و خدمتي به آزاديخواهي در جهان و براي انسانيت در اين قرن.

چگونه نفوذ رژيم ايران در خاورميانه گسترش پيدا كرده است؟ دنيا در حقيقت همه اينها را ميديده و مي شنيده است ولي واقعيت اين است كه قرار گرفته بود بين ناتواني و سياست شك و ترديد و ذلت در قبال موضوع آزادي.

آيا دنيا نمي بيند آنچه رژيم بشار اسد انجام ميدهد توسط رژيم آخوندي حمايت مي شود ؟ او بشكه هاي انفجاري را بصورت كور و بي هدف فقط براي كشتن شهروندان و سپس سلاح شيميايي استفاده ميكند و مي بيند ازكشورهاي قدرتمند كداميك از او حمايت مي كنند.؟

واقعيت اين است فقط ايرانيان و سوريه اي ها از آنچه رژيم ايران انجام ميدهد ضرر نمي بينند. نگاه كنيد به تابلو ! همه مردم خاورميانه حتي تروريسمي كه به اروپا و ساير جاها کشیده شده، ریشه اش برمي گردد به همان سياستي كه ولايت فقيه در تهران بكار ميگيرد. اميدواريم كه يك جبهه، جبهه جهاني و منطقه اي، براي مقابله با اين برنامه فرقه گرايانه و خشونت طلب و تروريستي تشكيل بشود

روح همبستگي و برادري مردم سوريه را که در واقع خواهان رهايي مردم ايران از دست ظالمان هستند به شما تقدیم می کنم تا ما هم از ظلم رها شويم، تا جهان از خاطرات دردناك زندانها و زندانيان و طناب هاي دار و قتل و شكنجه رها شود. با تشكر از شما

اجيديوس واريكيس - معاون پارلمان ليتواني -عضو مجمع پارلماني شوراي اروپا

همکاران محترم، دوستان عزیز، خانم ها و آقایان. من مفتخرم که اینجا با شما هستم و از شما تشکر میکنم که من را دعوت کردید تا به این کنفرانس مهم بیایم. ما اینجا جمع شده ایم تا خاطره همرزمان و دوستان شما را گرامی بداریم. کسانی که جانشان را در حمله وحشیانه موشکی که توسط رژیم ایران طراحی شده بود دو سال پیش در کمپ پناهندگیتان از دست دادند. ولی چنین حمله ای علیه شما، اعضای مقاومت ایران به صورت خیلی روشن اقدامی از روی درماندگی است.

وقتی رژیم تصمیم میگیرد که با افراد بی دفاع و غیر مسلح اعضای اپوزوسیون مقابله کند و موشک به شما زد. این گواهی بر استقامت شما و توانمندی هایتان به عنوان جایگزین دمکراتیک این رژیم مذهبی حاکم بر ایران است.

خانم رئيس جمهور. بدليل فداكاريها و رهبري عالي سازمانتان، شما در يك موقعيت زماني خاص براي آينده كشورتان قرار داريد.

شما حتماً متوجه شدهايد كه برخي از سياستمداران از دسترسي به توافقي با رژيم ايران بسيار خوشحال هستند. برخي سياستمداران با خوشحالي ميگويند كه با ديكتاتورها ملاقات كرده و زبان مشترك با آنها پيدا كردم. بنابراين، بدين معني است كه برخي از سياستمداران، خوشبختانه نه همه، اما برخي سياستمداران بدنبال قراردادها، درك و فهمهاي مشترك و معاملات با ديكتاتوريها هستند. فكر ميكنم اين بسيار اشتباه است و نبايد تلاش كنيم ياد بگيريم چگونه ديكتاتورها را درك كنيم، بلكه بايد ياد بگيريم چگونه ديكتاتورها را از ميان برداريم.

اگر شما در حال معامله با كشورهاي ديكتاتوري هستيد، لاجرم منافع شما حمايت از آن كشورها و ثباتسازي در آن كشورها ست. معني تثبيتسازي ديكتاتورها چيست؟ بدين معني است كه حفظ آن بر مسند قدرت و ادامه فعاليتهاي ديكتاتوري است. بنابراين، ما بايد به روشني بگوئيم كه ما حامي هيچ معاملهيي نيستيم، يعني همين الان.

دولت آمريكا در حال تغيير سياستهاي رهبران گذشته است. اتحاديه اروپا هم، هر چند بسيار كند، قدم به قدم، اما خوشبختانه در حال تغيير رفتار خود است.

ما ميبينيم و به خوبي درك ميكنيم چه جنگ وحشتناكي در منطقه شما در جريان است. بسيار وحشتناك است و بسياري درك نميكنند كه چه كسي در حال جنگ با كيست است. طرفهاي زيادي اكنون در حال جنگ هستند و بعضاً افراد از من سئوال ميكنند تو دوست مقاومت ايران هستي، طرف آنها چيست؟ تو از كدام طرف جنگ حمايت ميكني؟ جواب من اين است كه شما يك طرف جنگ نيستيد. شما طرف صلحآور هستيد و شما يك طرف حامي حقوق بشر هستيد.

اگر ايمان قوي داشته باشيد از افرادي كه مسلح هستند قويتر هستيد. مردان، زنان و كودكان، مردمان كوچك ميتوانند ايمان قوي داشته باشند و اين بسيار مهم است.

بنابراين، من مبارزه شما براي مردمتان را تشويق ميكنم و به شما قول ميدهم بهترين تلاشهاي خود را جهت ايستادن در كنار شما و در حمايت از شما انجام بدهم.

با تشكر از شما

دکتر احمد ابوهولی - نماينده پارلمان فلسطین

بسم الله الرحمن الرحيم

بانوي رهبر مريم رجوي، خواهران بزرگوار، برادران مجاهد، اي قهرمانان آزاده مردم ايران، درود و رحمت و بركت خداوند بر شما باد. ما بعنوان مردم فلسطين، كه تلخي اشغالگري را چشيده و مي چشد، بيش از هر كس ديگر شما را درك مي كند و با شما زندگي مي كند. ما با شما زندگي مي كنيم و به شهداي شما نگاه مي كنيم. به اين قهرمانان كه دو سال پيش شهيد شدند و آنهايي كه در سالهاي گذشته در زندانهاي سركوب ايران به شهادت رسيدند.

ما مي دانيم كه هر كس كه راه جهاد و مقاومت براي آزادي وطن را انتخاب مي كند، بايد از همين مسير عبور كند. راهي پر از خارها و توطئه ها و دسيسه ها از دور و نزديك، راهي سخت و ناهموار، اما اراده و پايداري آزاديخواهان بيگمان پيروز خواهد شد.

وقتي كه رهبر شهيد ياسر عرفات، در محاصره قرار گرفت، او چهار سال در محاصره بود همانطور كه شما در كمپ ليبرتي در محاصره قرار داشتيد، او در معرض فشارهاي زيادي قرار گرفت، همانطور كه شما در معرض فشار و شكنجه و توطئه ها و فشار براي تسليم قرار گرفتيد.

ولي او حرف آخرش را زد و گفت آنها مي خواهند من اسير يا اخراج و يا شهيد شوم ولي (من مي گويم) شهيد، شهيد، شهيد

و من مي بينم كه مجاهدين خلق شهدا را تقدیم مي كنند .... شهيد بعد از شهيد من پيروزي را در چهره هاي شما مي بينم و در فداكاري هاي شما، در رنجهاي شما، در صبر شما و پايداري تان، مي گويم كه اين انقلاب بياري خدا پيروز مي شود، پيروز مي شود، پيروز مي شود.

ما درباره كمپ ليبرتي مي شنيديم و با خانم رجوي در پاريس ديدار مي كرديم و مي ديديم كه ايشان و مسئولين مجاهدين خلق چگونه شب و روزشان به هم پيوسته است، چگونه مهارت بخرج مي دهد در ايجاد يك ديپلماسي، تا جهان را قانع كند و درد و رنجهاي شما را به گوش جهانيان برساند، رنجهاي اين كمپ و درد و رنجهاي مردم ايران.

و با ايستادگي شما و فداكاري شما و اراده شما، مي بينيم كه با وجود اين تشكيلات عالي، و اين چهره هاي پاك و اين عزمهای جزم براي فداكاري و فداكردن جان و هستي، امكان ندارد نتيجه آن محقق شدن هدف شما نباشد و از خداوند عزوجل مي خواهيم كه نزديك باشد. همچنانكه خداوند سبحان در قرآن كريم فرموده است: آيا صبح نزديك نيست. به ياري خدا صبح با شما و بوسيله شما نزديك خواهد بود.

تشكر مي كنيم از خانم مريم رجوي، كه آرمان فلسطين و طرح ملي ما را دنبال مي كند و شبانه روز در فلسطين با ما در ارتباط هستند، و از ايشان تشكر مي كنيم بخاطر تبريك ايشان به مناسبت آشتي ملي فلسطين، براي رسيدن به وحدت ملي.

تشكر مي كنم از شما بخاطر اين سازماندهي عالي و اين جمعيت انبوه و از خداوند مي خواهيم كه ديدار با شما نزديك باشد در حاليكه شما علامت پيروزي را از تهران نشان ميدهيد و مي گوييد: تهران و ايران آزاد و دموكراتيك. به ياري خدا

دکتر احمد ابو حشیش – معاون دبيركل پارلمان فلسطین

تشكر مي كنم. تشكر مي كنم. وقت شما را نمي گيرم و صحبت بيشتري ندارم و همانطور كه برادرم دكتر احمد (ابوهولي) گفت به شما مي گويم كه با شما در ايران ديدار مي كنيم. و انقلاب انقلاب تا پيروزي.

 

 

ادامه مطلب...

معرفي كتاب «خودكشي‌شده، ترور قاضي آلبرتو نيسمن»

world 5eb9e

گابريل براسسكو خبرنگار آرژانتيني و نويسندة كتاب «خودكشي‌شده، ترور قاضي آلبرتو نيسمن» در مصاحبه با سيماي آزادي، دربارة پروندة جنايت قتل نيسمن، گفت: تحقيقات قاضي نيسمن شامل انتقال تكنولوژي اتمي از آرژانتين به رژيم ايران از طريق ونزوئلا و نيز سفيدسازي 5 اعلام هشدار قرمز انترپل... براي دستگيري و استرداد مقامات اين رژيم، به‌اتهام قتل ِ خشونت‌بار ، در ارتباط با بمب‌گذاري بوئنوس آيرس بود.

وي دربارة آخرين تحولات اين پرونده و درخواست رسمي دادستان فدرال آرژانتين براي تحقيق دربارة ترور نيسمن به‌عنوان يك قتل، گفت:

دادستان فدرال ادواردو تايانو اعتقاد دارد كه قاضي آلبرتو نيسمن به قتل رسيده است؛ پيكر بي‌جان نيسمن 4 روز بعد از اين‌كه رئيس‌جمهور (وقت) آرژانتين كريستينا فرناندز را متهم به لاپوشاني نقش 5 مقام رژيم ايران در بمب‌گذاري آميا در سال 1994 كرد، پيدا شد. (انفجاري كه) 85 تن در آن كشته شدند. اين بعد از انتشار يك گزارش پليس رخ مي‌دهد كه اعلام كرد، نيسمن توسط دو فرد كتك زده شد و در حمام به او مادة سمي تزريق كردند؛ يكي از آنها او را گرفت و ديگري سلاح را روي سرش گذاشت و او را به قتل رساند تا يك سناريوي تقلبي خودكشي را ايجاد كنند. آن‌چه نيسمن قبل از قتلش مورد تحقيق قرار مي‌داد، شامل انتقال تكنولوژي اتمي به (رژيم) ايران از طريق ونزوئلا بود و نيز سفيدسازي 5 اعلام هشدار قرمز انترپل كه به همكاري بين‌المللي فراخوان مي‌دهد براي دستگيري و استرداد (مقامات) مظنون (رژيم) ايران به‌اتهام قتل خشونت‌بار در ارتباط با بمب‌گذاري آميا؛ شامل محسن رضايي فرمانده وقت سپاه پاسداران، محسن رباني رایزن فرهنگی وقت (سفارت رژيم ايران) در بوئنوس آيرس، احمد وحيدي وزير دفاع وقت (رژيم) ايران، احمدرضا اصغري دبير سوم سفارتخانة (رژيم) ايران در آرژانتين و علي فلاحيان وزير اطلاعات وقت (رژيم) ايران.

 

ادامه مطلب...

بياد دكتر حسين فاطمي؛الگوي درخشان وفا و ايستادگي

median c38d6دكتر حسين فاطمي، شهيد راه وطن، يار وفادار دكتر مصدق، مدافع حقوق ملت ايران

همراهان و همكاران سابقش او را به بي صداقتي يا جاسوسي اينتلیجنت سرويس متهم كردند. آخوندها اقدام به ترور او كردند. چرچيل طي نامة محرمانه يي به شاه نوشت: براي او بهترين جواب اعدام است. شاه گفت: او هنوز پيدا نشده، وقتي دستگير شود اعدام خواهد شد. سر دنيس رايت، سفير انگليس به تيمور بختيار گفت: در نخستين فرصت مشتي به دهان او بكوب تا بداند هيبت امپراطوري بازي كردني نيست.

18آبان 1358، سردار شهيد خلق موسي خياباني، طي يك سخنراني بر مزارش، او را تك ستارة درخشان آسمان انقلاب ايران در دوران نهضت ملي توصيف كرد.

دكتر حسين فاطمي، جوانترين وزير خارجة تاريخ ايران. دستيار و معاون پارلماني دكتر محمد مصدق.

افکت صداي راديو ایران :

اين جا تهران است، شنوندگان ارجمند، در برنامة مصاحبه امشب همانطور كه قبال اطلاع داده شد، جناب آقاي دكتر حسين فاطمي معاون پارلماني نخست وزير شركت مي كند. اينك با تشكر از ايشان مصاحبه را شروع مي كنيم:

ببخشيد جناب آقاي دكتر فاطمي ممكن است بفرماييد تأثير مطبوعات درمبارزة ملي شدن صنعت نفت تا چه حد بوده است؟

صداي فاطمي: از من خواسته اند كه نقش مؤثر ونافذ مطبوعات را در كار ملي شدن نفت تشريح كنم. و توضيح دهم كه قلمهاي رشيد و شجاع و وطن پرست در اين مبارزة مقدس تا چه حد سهيم و شريك بوده اند.

حسين فاطمي در روز عاشوراي 1296 شمسي درشهر نائين به دنيا آمد. درسال 1316 پس از پايان تحصيلات دبيرستاني به تهران رفت. از همان نخستين روزهاي ورود به تهران سردبير و مدير داخلي روزنامة ستاره شد. بعد از سقوط ديكتاتوري 20سالة رضاشاه، سردبيري روزنامة باختر را عهده دار گرديد. فاطمي در تابستان 1324 براي گذراندن دورة دكترا روانة پاريس شد. شهريور 1327 به ايران برگشت. در 20ارديبهشت 1330 معاونت سياسي و پارلماني مصدق را به عهده گرفت. 26بهمن سال1330 بر مزارمحمد مسعود، روزنامه نگار شهيد، مورد سوءقصد عامل آخوندها قرار گرفت. شب كودتاي 25مرداد 1332، بازداشت و فرداي همان روز باشكست كودتا آزاد شد و بلافاصله كاخهاي شاه را كه گريخته بود مهر و موم كرد. وي پس از كودتاي 28مرداد32 مخفي شد.

كلام جايگزين دكتر فاطمي 16خرداد1321 خطاب به دولت وقت:

ما روزهاي اول مبارزه را طي مي كنيم. زحمت و مرارت بسيار در پيش داريم. ولي بدون ترديد سرانجام موفقيت با ماست. 22خرداد 1321 يعني نزديك به يك سال پس از سقوط رضا شاه نوشت:

دزدها هنوز هم مال مردم را مي برند. اما همان جا بلافاصله اضافه كرد: ما تا دقيقة آّخر مبارزه مي كنيم.

فاطمي كه مشروطيت را برباد رفته مي ديد، روز 15مرداد 1328 در روزنامة باختر نوشت: «معني 40سال مشروطيت اين بود كه ما درخانة خودمانجرأت نفس كشيدن نداريم و هر وقت صدايي بلند كنيم، با تخماق حكومت مغزمان متلاشي مي شود!»

median 59d0b

دکتر مصدق در سازمان ملل با حضور فاطمي

median 83a30
او در سرمقالة 26مرداد 1328 روزنامة باختر نوشت: «طبقة زمامدار ايران از قلم پاك كه ... جيره خوار او نمي شود، وحشت دارد.... در اين قبرستان كسي حق زندگي دارد كه با كفن دزدها شريك زندگي دارد... دراين قبرستان كسي حق زندگي دارد كه با كفن دزدها شريك باشد، استخوان مرده ها را بسوزاند .... و با لاشخورها دمخور بشود.

رسوايي انتخابات تقلبي دورة شانزدهم مجلس بلافاصله مهر تأييدي شد بر آن چه كه فاطمي فرياد مي كرد و مي نوشت، او در روز 12مهر 1328 نوشت: اين انتخابات رسوا مردم را به ستوه آورده است. دكتر فاطمي پس از آزادي نوشت: هنوز ايران آن قبرستاني نيست كه شركت نفت آرزو مي كند. روز 30آذر در سرمقالة باختر امروز نوشت: به اين شغالهايي كه در سوراخهاي بهارستان پنهان شده اند، بگوييد آن آزادي عمل كه ليست انتختابات ايران را دكتر اقبال به امضاي كلنل ويلر مستشار سفارت انگلستان برساند، براي هميشه در ايران مرد. و هفدهم ديماه 1329 نوشت: غلامان اجنبي گمان كرديد با سرنوشت يك مملكت مي شود شوخي كرد؟ روز 29ديماه همان سال در سرمقالة بسيار تندي نوشت: آقاي سفير انگلستان... به دنيا نشان خواهيم داد كه ملت ايران در مبارزة مرگ و زندگي خويش، با كسي شوخي نمي كند. روزبيست ويكم مهر دكتر فاطمي كودتايي را كه توسط ميدلتون، كادار سفارت انگلستان، سرلشگر زاهدي، سيد ضياءالدين طباطبايي، اسدالله علم، سرلشگر حجازي، سرتيپ آريانا و با همكاري دكتر مظفر بقايي ضد دولت مصدق در حال شكل گيري بود افشا كرد. 9روزبعد دكترفاطمي قطع رابطة سياسي ايران وانگليس را اعلام كرد.

در اين زمان دربار و دولتهاي استعماري و ارتجاع داخلي، تماما دست در دست يكديگر، به دشمني با نهضت ملي و رهبران صديق آن به ويژه فاطمي بر خاسته بودند و سرانجام روز 26بهمن 1330 ماشة اسلحه يي را كه عوام سيد ضياءالدين طباطبايي تهيه كرده بودند، آخوندها چكاندند. جنايت بر مزار محمد مسعود اتفاق افتاد كه او نيز توسط فرصت طلبان خائن ترور شد. آن شليك اگر چه دكتر فاطمي را نكشت، ناقوس شروع جنگي بود كه تا تابستان سال بعد بي امان ادامه يافت و با اوج خود رسيد. آن شليك اعلام شروع فصل كودتاهاي پي در پي بر ضد تنها حكومت ملي تاريخ ايران بود. شب كودتاي 25مرداد 1332 دكتر فاطمي و دو تن ديگر از اعضاي دولت مصدق توسط گارد شاه دستگير شدند. با بازداشت سرهنگ نصيري، رئيس گارد سلطنتي توطئة كودتاي 25مرداد، خنثي شد و شاه به بغداد گريخت. روز 25مرداد، فاطمي كاخهاي شاه را مهر و موم كرد و به سفير ايران در بغداد تلگرامي براي بازداشت شاه فرستاد و عصر همان روز 25مرداد، در ميتينگي درميدان بهارستان دكتر فاطمي خواستار لغو نظام سلطنتي شد. در سرمقالة باختر امروز 25مرداد نوشت: بي اعتنايي به سرنوشت ميليونها مردم، تا همين جا كافي است، سرمقالة فردا تندتر بود: شاه سردستة خيانتكاران. اما درست در هنگامة نبرد و در اوج مبارزات نهضت ملي ايران، ياران سست عنصر و مدعيان بي عمل، فرو نشستند و سرانجام ارتجاع و استعمار و دربار فاسد، موفق به اجراي كودتاي شوم خود شدند. دكتر فاطمي پس از كودتاي 28مرداد 32 مخفي و در اواخر زمستان همان سال دستگير شد. فاطمي روز دستگيري و حين جابه جايي به زندان، مورد تهاجم سازمانيافتة اوباش دولتي قرار گرفت و به شدت زخمي شد. اما فاطمي آن چنان محبوب بود كه شاه خائن حتي در زندان و آخرين لحظات هم اميد داشت او را بخرد. يكي از همبندان دكتر فاطمي نقل كرده: فرستادة مخصوص شاه، تيمور بختيار كه حامل پيام شاه بود، شكست خورده از سلول فاطمي بيرون آمد و سرانجام سحرگاه روز چهارشنبه 19آبان 1333 دو مزدور سرسپردة شاه جنايتكار، سرتيپ آزموده،دادستان ارتش و تيمور بختيار، فرماندار نظامي، براي اجراي مراسم اعدام به سلول دكتر فاطمي در زندان لشگر 2زرهي رفتند. دكتر فاطمي درآخرين صحبتهايش گفت: من مي ميرم كه نسل جوان ايران از مرگ من درس عبرتي گرفته و با خون خود از وطنش دفاع كرده و نگذارد جاسوسان اجنبي بر اين كشور حكومت نمايند. سرانجام دكتر فاطمي با 8گلولة صربي در خون داغش پرپر شد. اورا بنا به وصيتش در مزار شهيدان 30تير1331 در ابن بابويه به خاك سپردند. كلام آخرينش اين بود: مرگ بر دوقسم است. مرگي در رختخواب ناز ومرگي درراه شرف و افتخار. من خداي را شكر مي كنم كه در راه مبارزه با فساد شهيد مي شوم. اميدوارم سربازان مجاهد نهضت هم چنان مبارزه را ادامه دهند

ادامه مطلب...

سه برش از زندگی سه زن کولبر

median c6003«سه برش از زندگی سه زن کُرد که روزگار مجبورشان کرده صورت خود را بپوشانند و همراه با مردان برای کولبری راهی مسیرهای سخت گذر مرزی شوند.

نیشتر زندگی گرچه زن و مرد نمی شناسد، اما گاهی زخم هایی که زن و مرد از این نیشتر برمی دارند، متفاوت است. زندگی آنگاه که ساز ناکوک بزند و پنجه اش گلوی مرد خانواده را بفشارد و آسیمه سرش کند می گوییم، خب مرد است دیگر! نمی تواند دست روی دست بگذارد و شاهد سختی روزگار و ناخوشی سر و همسر باشد، اما امان از آن زمان که زندگی سر ناسازگاری با زن بگذارد؛ یا چیزی از او باقی نخواهد ماند، یا مردتر از هر مردی، جوانمردانه پای زندگی خانواده اش خواهد ایستاد و روی سیاهی هایش را سپید خواهد کرد.

درست شبیه زنان کردی که به قول خودشان وقتی تلخی های زندگی کام شان را تلخ کرد و سختی ها به جان شان چنگ انداخت، برای رهایی از آن همه مشکلات هیچ کاری از دست شان بر نمی آمد جز آنکه قدم در کوره راه های پرپیچ و خم و مسیرهای سخت کوهستانی بگذارند.از زن های کولبر می گوییم؛ همان هایی که بر خلاف بسیاری زن های شهری، کمر به شکستن شاخ غول چموش زندگی بسته اند و با به تن کردن لباس مردانه، همپای مردان دیارشان، سر از کوه و کمر درمی آورند و بارهای سنگین چند 10 کیلویی را بر شانه های زنانه حمل می کنند تا چراغ خانه شان را روشن نگاه دارند.با هر کدام شان که می خواستیم صحبت کنیم، به هزار و یک دلیل و از جمله ترس اینکه احیاناً مردهای گروه بفهمند پشت آن صورت نقاب بسته، چهره زنی پنهان است و نان شان آجر شود، روی خوش نشان نمی دادند. از همین رو، از میان آنانی که به ما معرفی شده بودند، بجز سه نفر، حاضر به گفت و گو نشدند. البته باید به آنها حق داد. وقتی زندگی تک تک شان را مرور می کنی به نقطه ای مشترک می رسی؛ همان جایی که پدر یا همسران کولبرشان را در مسیر های سخت گذر از دست داده اند و حالا از گفتن واقعیت زندگی شان حذر می کنند تا به درد سر نیفتند؛ هرچند سه بانوی ساکن روستاهای اطراف شهر سقز حاضر به گفت و گو با گروه زندگی شدند؛ با این امید که روایت زندگی شان چراغی باشد روشنای مسیر بسیاری چون خود آنان.

سکانس اول، زن اول

نامش کویستان است، دختری 28 ساله. با همان چهره زیبا و اصیلی که از دختران کرد سراغ داریم. این طور که می گفت وقتی به دنیا آمد نقل محافل اهل فامیل شده بود. مادرش چهارمین دختر را زاییده بود و هر کسی از راه می رسید می گفت آخر یک پسر به دنیا نیاوردی تا عصای پیری تو و شوهرت شود و او در جواب می گفت به قول شوهرم جوجه را آخر پاییز می شمارند. این طور که مادرم تعریف می کند، تنها کسی که به حرف فامیل اهمیت نمی داد پدرم بود، اسم من را هم او انتخاب کرد. به معنای رشته کوه. به فامیل می گفت زنده باشید و ببینید همین دختر چطور به داد زندگی ام خواهد رسید. انگار می دانست قرار است یک روز راه او را دنبال کنم.

کویستان که با یادآوری پدر برای لحظاتی تمرکزش را از دست داده بود ادامه داد: خواهر بزرگترم زود ازدواج کرد و از ما جدا شد. خواهر دوم هم رفت سراغ درس خواندن و خواهر سوم در اثر یک بیماری سخت و به دلیل ناتوانی پدر برای تأمین هزینه های بیماری اش از دنیا رفت. مادرم از غم این داغ بزرگ شبیه به افسرده ها شده بود و توان انجام هیچ کاری نداشت برای همین خودم را مسئول مراقبت از پدرم می دانستم. هر بار که به زمین های کشاورزی می رفت همراهش بودم و هیچ وقت برای خرید کیف و کتاب و وسایل مدرسه به او سخت نمی گرفتم تا اینکه کشاورزی و دامداری در روستای ما از رونق افتاد و پدرم که دیگر از پس تأمین مخارج خانواده برنمی آمد، تصمیم گرفت با بقیه مردهای روستا راهی مرز شود و با پول کولبری زندگی را بچرخاند.

لهجه غلیظ کردی دارد، اما به قدری شیرین صحبت می کند که از شنیدن حرف هایش خسته نمی شوی؛ حتی وقتی صدایش با بغض آمیخته می شود، در حسرت آن روزها می گوید: هر بار پدر برای کول برداشتن می رفت تا نیمه های شب نمی خوابیدم و منتظر می ماندم به خانه برسد. وقتی می رسید تندی از رختخواب بیرون می آمدم و نمی گذاشتم کسی جز خودم شانه هایش را ماساژ بدهد. به او می گفتم چرا نمی گذاری من هم با تو بیایم، اگر لباس پسرهای کرد را بپوشم کسی نمی فهمد دخترت هستم، در عوض کمتر خسته می شوی اما او هر بار می خندید و می گفت کار تو درس خواندن است و کار من کول برداشتن.. دلم برای خنده هایش، دست های پینه بسته اش و مهربانی هایش لک زده است.

7 سال از آن روزی که پدر کویستان به کوهستان رفت و دیگر بازنگشت می گذرد. کشته شدن او در کوهستان های مرزی دومین ضربه روحی بود که کمر مادر خانواده را شکست و آن نوزادی که همه فامیل می گفتند عصای دست روزگار پیری پدر و مادرش نخواهد شد، به داد زندگی رسید. کویستان که خود را مسئول جمع و جور کردن آن زندگی از هم پاشیده می دانست، لباس کردی مردانه به تن کرد، کمر همت بست، نقاب بر چهره گذاشت و حالا 7 سال است که همراه با مردان کولبر به دل رشته کوه های بلاخیز می زند و نان خانواده داغدیده اش را تأمین می کند.

سکانس دوم،زن دوم

راهی نبود جز اینکه کفش آهنی به پا کند، مشکلات را زیر پایش بگذارد و هرجا هم که مشکلات بزرگ تر شدند، تلاشش را بیشتر کند.. و در بدترین شرایط، جز به خود و خدای خودش به هیچ کس اعتماد نکند.

از ریزان می گویم. همان بانویی که خوب موقعی یاد گرفت هنگامی که سختی ها دوره اش می کنند و کسی دور و برش نمی ماند، تنهایی بار سنگین زندگی را تاب بیاورد. کم سن و سال تر که بود نمره های 20 کارنامه اش پشت سر هم ردیف می شدند و هر کسی او را می شناخت به پدر و مادرش می گفت خوش به حالتان که ریزان آینده روشنی دارد اما چه می شود کرد که روی ناخوش زندگی مرد و زن نمی شناسد..

فکر می کردم برای زندگی مشترک انتخابم درست بوده است، اما خب فقط فکر می کردم. به جای ادامه تحصیل به خانه بخت رفتم. دو سال که گذشت و دخترمان آگرین که به دنیا آمد همه چیز رنگ باخت. به قدری مشغول دخترم شده بودم که جای خالی همسرم را حس نکردم. وقتی به خودم آمدم که کار از کار گذشته بود. رفت و آمد های وقت و بی وقتش بی دلیل نبود. او دچار اعتیاد شده بود و هرچه می گذشت وضعش بدتر از روز قبل می شد تا جایی که حتی برای خریدن یک عدد نان هم پولی نداشت. چاره ای نبود جز اینکه به فکر کار کردن بیفتم، از تمیز کردن خانه مردم تا کار کردن در زمین های کشاورزی. کار به جایی رسیده بود که شوهرم خرج موادش را هم از من می خواست. سعی می کردم سکوت کنم تا اطرافیانم - خودشان را به ندانستن می زدند - متوجه واقعیت زندگی من نشوند. دو سالی گذشت و من با اینکه فقط 30 سال داشتم، شبیه به زن های پا به سن گذاشته شده بودم. جلوی آینه دیگر پنهانکاری فایده ای نداشت، چهره تکیده ام دستم را رو کرده بود. به سراغ پدر و مادرم رفتم و گفتم که مدتی است شوهرم راه خانه را گم کرده و حالا چند وقتی است که تمام روز را زیر پل معروف شهر چمباتمه می زند و وقتی هم که نشئه نیست، از هر راهی که فکرش را بکنید، خرج موادش را در می آورد. می گوید: بعد از سال ها، در کنار خانواده ام احساس آرامش کرده بودم. به کمک آنها بارها و بارها شوهرم را برای ترک به کمپ های مختلف بردیم اما فایده ای نداشت. افیون غیرتش را از او گرفته بود و من که نمی خواستم آینده آگرین تباه ندانم کاری های پدرش و انتخاب اشتباه من شود از پدر و برادرهایم خواستم تا اجازه بدهند همراه آنها به جاده های مرزی بروم و کول بردارم. گرچه دل شان راضی نمی شد و برای شان سخت بود، اما من سخت تر بودم و بالاخره توانستم رضایت شان را بگیرم. آگرین امسال کلاس اول ابتدایی هست و من چهارمین سالی است که به همراه اعضای خانواده ام راهی کوهستان های مرزی می شوم و در حالی که لباس مردانه به تن می کنم و کلاه به سر می گذارم و صورتم را با روبنده می پوشانم برای تأمین مخارج دخترم جانم را نادیده می گیرم.

سکانس سوم، زن سوم

هاوژین با زنان این قصه فرق دارد، او نه از شوهر نااهلش نالان است نه برای پر کردن جای خالی پدرش راهی کوهستان ها شده، بلکه زندگی با او و شوهرش سر ناسازگاری برداشته و برای اینکه روی تیرگی ها را سپید کنند به کاری که به قول خودش در شأن او و همسرش نیست رو آورده اند.

هاوژین و شوهرش زوج تحصیلکرده ای هستند که در شهرشان جایی برای کار کردن نداشتند و برای اینکه از پس مخارج زندگی بر بیاند تصمیم گرفتند دوشادوش یکدیگر دل به کوهستان بسپارند و مخارج زندگی شان را از راه کولبری تأمین کنند.

حرف هایش این طور شروع شد: خوشحالم که انتخاب من و همسرم برای شریک زندگی ردخور نداشت. ما در کنار هم احساس آرامش می کنیم و حاضریم دست به هر کار سختی بزنیم تا این همراهی و آرامش را از دست ندهیم. خوب می دانستیم که نمی توانیم گذشته را برگردانیم یا دنیا را تغییر بدهیم اما خودمان را که می توانستیم تغییر بدهیم، پس باید تا جایی که توان داشتیم رو به جلو گام برمی داشتیم و در مقابل جلوی دردها کوتاه نمی آمدیم. به همین خاطر همرنگ بسیاری از مردمان همزبان مان شدیم و کولبری را برای ادامه زندگی انتخاب کردیم. الان دومین سالی است که من و همسرم به مرزهای مختلف ایران و عراق می رویم و او بارهای سنگین تر برمی دارد و من به نسبت او بارهای سبک تری را به کول می گیرم و از این راه زندگی مان را پیش می بریم. در این مسیرها، افراد جور واجوری را دیده ام که هر کدام بنا به شرایطی که بر زندگی شان حاکم است این کار را انتخاب کرده اند، از تحصیلکرده گرفته تا پیرمردی که چاره ای جز کار کردن ندارد و دست روی دست گذاشتن را بر خود و خانواده اش روا نمی داند و با شانه هایی که از گذر عمر خم شده بار زندگی را به دوش می کشد، به همین خاطر کار را بر خود عار نمی دانم و در تمام فراز و نشیب های کوهستان، به امید رسیدن روزهای بهتر برای خودم، همسرم و تمام همزبان هایم گام بر می دارم ».

نقل از رسانه هاي داخل كشور

ادامه مطلب...

جواد دبیران : تاكيد بر نقش رژيم در حمله موشكی به عربستان

world 4d164جواد دبیران سخنگوی رسمی شورای ملی مقاومت ایران در آلمان

« جواد دبیران سخنگوی رسمی شورای ملی مقاومت ایران در آلمان خاطر نشان كرد كه در تعرض به ریاض بروشنی دست داشتن رژیم ایران وسپاه پاسدارانش را نشان می دهد زیرا كه حوثی ها بازوهای ایران در یمن و منطقه هستند و رژیم آخوندی منبع اصلی بی ثباتی وهرج ومرج و ایجاد و صدور تروریزم به كشورهای دیگر می باشد.

جواد دبیران سخنگوی رسمی شورای ملی مقاومت ایران گفت:

بروشی دست داشتن رژیم ایران و سپاه پاسداران در تعرض موشكی بالستیكی به ریاض دیده می شود. این رژیم ایران است كه حوثی در یمن را بكار می گیرد و درگذشته ما افشاگری كرده ایم كه رژیم ایران مستمرا سلاح و موشك به حوثی ها در یمن می رساند و در ماه اوت افشا كردیم كه سپاه پاسداران از مسیرهای مخفی برای رساندن موشك به شورشیان در یمن استفاده می كند و قوانین بین المللی را نقض می كند و با اهمیت تر اینكه این حملات با توجیه مستقیم رژیم حاكم در تهران صورت می گیرد. حسن فیروزآبادی رئیس سابق ستاد نیروهای مسلح ایران گفته بود هیچ موشكی بدون دستور مستقیم علی خامنه ای شلیك نخواهد شد لذا رژیم ایران و بخصوص سپاه پاسداران كه یك نهاد تروریستی است باید پاسخ بدهد رژیم ایران سرمنشاء بی ثباتی و تروریزم است و در كشورهای مختلف بحران ایجاد می كند كه از پایه های مورد نیاز برای بقای این رژیم است ».

تلویزیون الاخباریه ۱۷/۸/۹۶

ادامه مطلب...

اسناد معتبر همكاري رژيم با بن لادن و القاعده

iran d319a

سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده، اسناد تازه‌ای از حمله به مخفی‌گاه اسامه بن‌لادن در پاکستان را منتشر کرده‌است. بخشی از این مدارک که پیش‌تر به رویت پژوهشگران «بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها» رسیده، به «روابط» میان جمهوری اسلامی و گروه القاعده مربوط می‌شود.

در پرونده منتشر شده از سوی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌ای، موسوم به «پرونده بن لادن» ۱۹ صفحه به جزییاتی از روابط جمهوری اسلامی ایران و القاعده اختصاص دارد که پیش از این انتشار نیافته بود.

در این ۱۹ صفحه، ازجمله پیشنهادهایی از جانب دولت ایران به القاعده ذکر شده مانند اعطای کمک‌های مالی، تسلیحاتی، آموزش نظامی‌در اردوگاه‌های حزب‌الله و توسط اعضای این سازمان به افراد ارشد القاعده در برابر حمله به منافع ایالات متحده در منطقه و ورای آن. در عین حال بنا بر این اسناد در مقطعی دیگر از زمان، تنش‌هایی بین دو طرف به‌وجود آمده که به بازداشت شماری از اعضای ارشد القاعده در ایران انجامیده‌است.​
ایران، درستی این اسناد را زیر سوال برده‌است. محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران، گفته است این مدارک «اخبار دروغ» و «گزینشی» هستند. حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در بریتانیا، از دیگر مقام‌هایی‌ست که به این اسناد واکنش نشان داده و ایالات متحده را متهم کرده است که خود گروه القاعده را ایجاد کرد.​ 
«بیل روجیو» یکی از دو پژوهشگر ارشد «بیناد دفاع از دمکراسی‌ها» که این پرونده و مدارک پیوست آن را مشاهده و مطالعه کرده، در گفت‌وگویی در اين باره چنين توضيح ميدهد :

ادعاهای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سی‌آی‌ای در فایل بن لادن تا چه اندازه معتبر است؟

فکر می‌کنم بسیار معتبر است. ببینید، گزارش کمیسیون رسیدگی به رویداد یازدهم سپتامبر [سال ۲۰۰۱ میلادی] به اینگونه ارتباطها اشاره می‌کند. وزارت خارجه و وزارت خزانه‌داری دولت اوباما چندین بار به این نکته اشاره کرده و فاش ساختند که رهبران مشخصی از القاعده چگونه از ایران بهره‌مند شده و در ایران اقامت داشتند. ایران همین‌طور فراهم‌کننده نیازهای شبکه‌ی القاعده بوده و بطور کلی اطلاعات مستقل مربوط به این همکاری‌ها وجود دارد، بنابراین موردی برای تردید در باره درستی پرونده‌ها و یا دخالت دولت آمریکا وجود ندارد. آنچه ما در کار [پژوهشی] خود انجام می‌دهیم، دقت در کنش دولت آمریکا و واکنش دولت‌های دیگر و سازمان‌های جهادی است و اینکه آنها چگونه عمل می‌کنند و هنگامی‌که به این نکات دقیق می‌شویم و اعمال دولت ایران را نظاره می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که اعتبار این ادعاها تردید ناپذیرند. پس از یازدهم سپتامبر [۲۰۰۱ میلادی]، چندین نفر از رهبران القاعده در ایران پناه گرفتند. اگرچه طبق گزارش‌ها، آنها تحت نظر بودند، ولی هرگز محاکمه نشدند و بعضی از آنها حتی در طرح‌های توطئه دست داشتند. چگونه چنین امری امکان پذیر بوده؟ مگر آنکه نوعی معامله بین [دولت] ایران و القاعده وجود داشته است.

پرونده سی‌آی‌ای بطور مشخص از دو نفر نام برده، «حمزه بن لادن» پسر اسامه بن لادن که ازدواجش در ایران برگزار شده که البته چنین مراسمی‌می‌توانسته در پاکستان و یا در افغانستان بوده باشد و «محمد اسلامبولی» برادر خالد اسلامبولی قاتل پرزیدنت انورسادات رییس جمهوری فقید مصر که پس از یازده سپتامبر، بگفته سی‌آی‌ای، مدتها در ایران می‌زیست. سی‌آی‌ای چگونه این اطلاعات را با جزییات می‌دانسته؟

ویدیویی از مراسم ازدواج حمزه بن لادن وجود دارد که در آن محمد اسلامبولی و سلیمان ابوغیض نشان داده می‌شوند که این یکی در کنار [حمزه] بن لادن نشسته و چندین ویدیوی دیگر که پس از یازده سپتامبر گرفته شده‌اند. فرد دیگری در این ویدیوها دیده می‌شود که شک قریب به یقین دارم «سعید بن لادن» پسر دیگر اسامه بن لادن و فرمانده عملیاتی [القاعده] است. با توجه به زمان تهیه این ویدیوها که به تابستان ۲۰۱۱ میلادی، پیش از کشته شدن اسامه بن لادن باز می‌گردد و حمزه [بن لادن] پسر او و [محمد] اسلامبولی و سلیمان ابوغیض در ایران بودند، نمی‌شود چنین مدرکی را به آسانی جعل کرد. از مراسم ازدواج حمزه، دو ویدیو وجود دارد.

بسیار خب، جدا از این نمونه‌ها که اشاره کردید آیا موارد دیگری هست که سی‌آی‌ای منتشر نکرده ولی شما از آن آگاهید و اگر چنین است مایلید مقداری از آنها را با ما در میان بگذارید؟

بله، اطلاعاتی در مورد ابومُصعب الزرقاوی رهبر القاعده در عراق که در [سال] ۲۰۰۶ میلادی توسط آمریکا در عراق کشته شد. یک بیوگرافی از او در این پرونده وجود دارد که در آن گفته می‌شود که الزرقاوی چگونه در ایران دستگیر شد و به او اجازه داده شد تا تصمیم بگیرد که چه می‌خواهد؟ و او تصمیم گرفت که به عراق برود. باید بگویم که سی‌آی‌ای نمی‌خواست این مدارک را منتشر کند؛ من به اتفاق همکارم [توماس جاسلین از پژوهشگران بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها] برای بدست آوردن این مدارک به مدت شش سال با دولت آمریکا کلنجار رفتیم. مقام‌های دولت اوباما پرونده را مختومه اعلام کرده و گفتند که در آن هیچگونه اطلاعات دیگری که برای افکار عمومی‌ آمریکا جالب باشد، وجود ندارد.

پیآمد همکاری‌های حکومت ایران و القاعده آنچنان که مدارک سی‌آی‌ای می‌گوید، چه بود؟ آیا اقدامی‌ علیه منافع آمریکا در منطقه و یا نقاط دیگر صورت گرفت؟

مدارک بسیار معتبر هستند. کمیسیون رسیدگی به رویداد یازده سپتامبر گفته که هفت نفر از هواپیما ربایان، از ایران عبور کرده‌اند و می‌دانیم که جنگجویان القاعده هم چنین می‌کردند و نمونه مربوط به الرزقاوی را هم که گفتم. [دولت] ایران به الزرقاوی اجازه می‌دهد که از ایران به عراق برود، با آگاهی و یا بدون آگاهی از مقام و موقعیت او که البته نه یک جنگجوی معمولی بلکه یک فرمانده عالی بوده؛ در مدارک هم آمده که ایران از الزرقاوی می‌پرسد که واقعا مایل به رفتن به عراق است؟ و او در پاسخ می‌گوید که بله، من مایلم به عراق بروم. بنابراین دولت ایران می‌دانست که زرقاوی به عراق می‌رود تا عملیات علیه آمریکا را رهبری کند و مدارک دیگری هم وجود دارد که به پشتیبانی [دولت ایران] از طالبان و القاعده در افغانستان دلالت می‌کنند. البته این روابط عاشقانه‌ای بین ایران و القاعده نبود. عدم اعتماد فراوانی بین این دو وجود داشت ولی یک رابطه عملیاتی بود. دولت ایران از آن زمان تا کنون به این روابط پای بند بوده البته تا هنگامی‌که القاعده به منافع آمریکا در هر نقطه، چه منطقه‌ای و چه جهانی ضربه بزند.

و آیا مدارک دیگری حاکی از ادامه همکاری‌های دولت ایران و القاعده وجود دارد؟

کاملا! تا تابستان سال ۲۰۱۶ میلای دولت اوباما فهرستی از ماموران اجرایی القاعده را که از ایران به عنوان پایگاه تدارکاتی استفاده می‌کردند، فراهم می‌آورد و به نوع همکاری‌های کادر رهبری القاعده با دولت ایران که برای هماهنگ کردن عملیات در سراسر منطقه صورت می‌گرفت، تمرکز داشت. همچنین دولت آمریکا سال گذشته تاکید کرد و هنوز هم می‌گوید که رهبران القاعده از درون ایران عملیات خود را رهبری می‌کنند.

وزیر خارجه ایران محمد جواد ظریف در واکنش به انتشار این پرونده از جانب سی‌آی‌ای، آن را رد کرده و گفته که این یک خبر جعلی است.

من در مورد این ادعا حرف زیادی نمی‌توانم بزنم. وقتی یک مقام ارشد در رژیِم سرکوبگر ایران، رژیمی‌که پشتیبان سازمان‌های تروریستی مانند حزب‌الله و شبه‌نظامیان مختلف در سوریه، عراق و افغانستان بوده این گزارش را خبری جعلی می‌خواند، من این را به عنوان اعتبار و تصدیق [گزارش] تلقی می‌کنم.

روابط احتمالی کنونی در چه مرحله‌ای است، البته اگر چنین روابطی همچنان وجود داشته باشد؟

ما می‌دانیم که ایران همچنان به ماموران عملیاتی القاعده اجازه می‌دهد که کارهای خود را از درون ایران پیش ببرند. در کم‌ترین حالت، تا آنجایی که این اقدامات برای تضعیف آمریکا در منطقه باشد دولت ایران چشم‌های خود را بر اقدامات آنها می‌بندد. واقعیت این است که تا امروز القاعده و جمهوری اسلامی ایران علیه یکدیگر حمله‌ای نکرده اند به غیر از سوریه که در آنجا هم بر این امر توافق کرده‌اند که در سوریه باهم اختلاف دارند. کم‌ترین کمک ایران به القاعده دادن اجازه حضور در ایران، جمع‌آوری پول، طراحی حمله‌ها، تسهیل رفت و آمد [اعضای القاعده] در مناطق مرزی مانند مرزهای ایران با عراق، افغانستان و پاکستان و احتمالا پشتیبانی‌های مالی و آموزش نظامی‌است

نقل از راديوفردا:17 آبان96( 8 نوامبر2017)

ادامه مطلب...

کلن و بوخوم ـ نمايشگاه و جلسات جنبش دادخواهی قتل عام 1367

namayeshgah3 4cd0d
 

در راستای گسترش جنبش دادخواهي شهيدان قتل عام 1367، شنبه و يكشنبه 28 و 29 اكتبر ، جلسات و نمايشگاهي در شهرهاي کلن و بوخوم باحضور تعدادی از ایرانیان حامی مقاومت و همینطور جوانان پناهنده ای که در سالهای اخیرا از ستم آخوندها به آلمان مهاجرت کرده اند ، همراه با نمایش عکس شهدای قتل عام و پوسترها و سندهای مربوط به این جنایت هولناک قرن بیستم ، تشکیل شد.

در این جلسه تعدادی از خانواده های شهدای مجاهدین و مبارزین ، همچنین زندانیان مقاوم و مبارز که شاهدان شکنجه و اعدام همرزمان خویش بودند، حضور داشتند . یاد و خاطره قهرمانان دلاور خلق که در سیاهترین دوران میهن به خمینی نه گفتند، مرعوب سنگدلی و قساوت بی حد خمینی نشده و بر سر موضع و آرمان خود ایستادند، را گرامی داشته و برای ادامه راه تا سرنگونی تمامیت نظام ولایت فقیه با شهیدان پیمان وفا بستند

namayeshgah1 90c7enamayeshgah2 dd3f8

ابتدا یکی از مسئولین نمایشگاه توضیحاتی در باره نمایشگاه دادخواهی و تشریح و توضیح اسناد وتصاویر به یادماندنی آن داد.. و انگاه به تحلیل قتل عام و نسل کشی مجاهدین در تابستان 67 پرداخت و شرایط سیاسی و تاریخی آن دوران را برای حاضران تشریح کرد. فلسفه این جنایت علیه بشریت جز حفظ بقای رژیم نبود که در حیات زندانیان و کل جنبش مقاومت نابودی و سرنگونی نظام خود را میدید.

در ادامه به تشریح شرایط سیاسی و بین المللی روز و بحرانهای لاعلاج نظام آخوندی پرداخته شد.

شرکت کنندگان به همه قهرمانانی که در نهایت پاکبازی و رشادت ، بی چشمداشت جان خویش را فدای آزادی و رهایی مردم ایران کردند، درود فرستادند.

در بوخوم دو تن از زندانیان سابق که شاهد قتل عام و اعدام هم بندان و همزنجیران خویش بوده اند، به شرح خاطراتی کوتاه از زندان ء از رشادتها و پایمردیهای یاران خویش و شقاوتهای دژخیمان خمینی پرداختند که به شدت حاضران را تحت تاثیر قرار داد.

در این جلسات تعدادی فیلم و کلیپهای مصور و مستند در باره افزایش و تشدید اعتراضات اجتماعی و تظاهرات ضدحکومتی نمايش داده شد.

ادامه مطلب...

پولشویی چیست ؟زمینه های پولشویی در حکومت ولایت فقیه

iran 24d47.فساد بانکی نیز در رژیم  ایران نشان می‌دهد که دست‌اندرکاران آن با دولت حاکم هم دست هستند. در صدر این افراد دستگاههای امنیتی و سپاه پاسداران قرار دارند که با فعالیتهای بانکی مرتبط اند.سپاه پاسداران بسیاری از فعالیتهای اقتصادی را در دست دارد.

 پول‌شویی تبدیل سود حاصل از خلافکاری و فساد به دارایی‌های به ظاهر مشروع است. در فرایند پول‌شویی، پول حاصل از اقدامات غیرقانونی تبدیل به پول یا ثروتی می‌شود که در ظاهر از راه‌های قانونی بدست آمده‌است و به این طریق «پول شسته شده» وارد اقتصاد می‌شود. در بسیاری از سیستم‌های قانونی و مشروع، قواعد پولشویی با روش‌های دیگر تبهکاری مالی و تجارتی تلفیق شده‌است.بیشتر قوانین ضد پولشویی به صورت آشکار با پولشویی تلفیق شده‌اند .برخی از کشورها پولشویی را تحت عنوان مبهم کردن منشأ منابع مالی تعریف می‌کنند. کشورهایی دیگر پولشویی را پولِ حاصل از فعالیتی می‌دانند که ممکن است در نقطه از کشور مشروع باشد اما در نقطه‌ای ای دیگر فساد و نامشروع تلقی شود.

پول‌شویی چگونه انجام می‌شود؟

این فرایند مراحل مختلفی دارد که می‌توان به بعضی از آنها اشاره کرد:

  • در قدم اول پول کثیف توسط کارگزاران به سیستم‌های مالی و بانکی تزریق می‌شود.
  • این پول سپس از طریق روش‌هایی پیچیده به حساب‌های متعدد دیگر منتقل می‌شود.
  • در مرحله آخر، این پول که با نقل و انتقا‌ل‌های فراوان، عادی جلوه داده شده، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

البته بسته به شرایط، ممکن است نیازی به بعضی از مراحل نباشد.

پس از ورود واژه‌‌های پولشویی و پول کثیف به ادبیات اقتصادی جهان، قوانین متعددی در سطوح مختلف بین ‌المللی برای مبارزه با این پدیده‌های اقتصادی تصویب شد و کشورهای زیادی خواستار مبارزه با آن شدند. اعضای گروه «هفت» هسته اصلی این نهاد را تشکیل می‌دهند، که با گذشت زمان کشورهای دیگری نیز به این کارگروه ویژه (FATF) اضافه شدند و هم اکنون بیش از 30 کشور عضو این کارگروه هستند.

وظیفه این کار گروه ویژه، مبارزه با پولشویی و مبارزه علیه حامیان مالی تروریسم از مهمترین وظایف FATF است؛ این کارگروه ویژه میزان اعتماد به یک کشور در جهت سرمایه‌ گذاری سایر کشور‌ها را مشخص می‌کند.

بر اساس گزارش 2016 کارگروه اقدام مالی و پولشویی (FATF)، پس از اجرای برجام، دو کشور ایران ( حمایت از تروریسم) و کره شمالی (اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی) در بالاترین درجه ریسک مالی مربوط به پولشویی قرار دارند، این گزارش به تمامی کشورها و شرکت‌هایی که با این دو کشور وارد معامله می‌شوند، هشدار می‌دهد و سیاست‌های مقابله‌ای از جمله اعمال تحریم‌های مالی علیه آن‌ها را اتخاذ می‌کند

پولشویی دارای آثار و تبعات منفی فراوانی در عرصه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی است. آثار و تبعاتی همچون گسترش فساد و ارتشا در سطح جامعه، تضعیف بخش خصوصی،‌ کاهش اعتماد به بازارهای مالی، کاهش درآمد دولت، تقویت منابع و شبکه مالی مجرمین.

تبعات منفی این پدیده شوم موجب شده است تا حاکمیت کشورها ـ همگام با مراجع بین المللی ـ در صدد مبارزه با آن برآیند و با تصویب قوانین و مقررات لازم و اجرایی کردن آن ها، از وقوع این جرم در موسسات مالی پیشگیری نموده و یا در صورت وقوع، متخلفان را شناسایی و به مراجع قضایی معرفی کنند.

وضعیت پولشویی در ایران

رژیم ایران با امضاء کنواسیون 1988 ملزم به وضع قانون ضد پولشویی در قوانین خود شده است. بر همین اساس قانون مبارزه با پولشویی در سال 1386 به تصویب مجلس رژیم و تأیید شورای نگهبان رسید. تجربه قانون گذاری در کشور نشان می‌دهد، که اجرای نادرست قانون مبارزه با پولشویی اثرات مخربی بر اقتصاد کشور گذاشته است.

ثروت‌های باد آورده، بی‌انگیزه ساختن تولید گنندگان، ایجاد انواع فسادهای اجتماعی و اقتصادی از آثار پدیده پولشویی است. بر طبق برآورده‌های صورت گرفته 20 الی 25 درصد از حجم نقدینگی کشور در اختیار هفت هزار مؤسسه مالی و اعتباری غیر مجاز قرار دارد  ، همچنین، بیش از 38 میلیون شماره حساب فاقد کد یا شناسه ملی در سیستم بانکی کشور فعالیت دارند  ، که گفته می‌شود در برخی از این حساب‌ها 120 هزار میلیارد ریال پول قاچاق مواد مخدر به گردش درآمده است  . در ایران تمامی عواملی که می‌تواند زمینه ساز گسترش پولشویی باشد، وجود دارد. این عوامل عبارتند از:

  1. وجود بازارهای غیر رسمی گسترده و نظام مالی غیر شفاف و اقتصاد زیر زمینی
  2. عدم کنترل لازم نهادهای دولتی و امور اقتصادی
  3. وجود نظام اداری ناکارا، کمبود منابع مالی و سرمایه‌ای (فیزیکی، فنی، انسانی)

FATF و توصیه‌های آن

گروه ویژه اقدام مالی یک نهاد بین الدولی است که در سال 1989 میلادی توسط نمایندگان کشورهای عضو گروه مزبور تشکیل شده است. این گروه که در حال حاضر حدود 198 کشور به صورت مستقیم یا از طریق گروه‌های منطقه‌ای در آن عضویت دارند، مدعی تدوین استانداردها و بهبود وضعیت اجرای تدابیر حقوقی، نظارتی و عملیاتی، برای مبارزه با پولشویی، تامین مالی تروریسم و تامین مالی اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی و سایر تهدیدهای مرتبط با سلامت نظام مالی بین المللی است.

این گروه با مشارکت سایر نهادهای بین المللی ذیربط و با هدف حفاظت از نظام مالی بین المللی در برابر سوء استفاده‌ها، نقاط آسیب پذیر کشورها در سطح ملی را مورد شناسایی قرار می‌دهند. توصیه‌های گروه ویژه، چارچوبی جامع و منسجم متشکل از مجموعه‌ای از تدابیری را به وجود آورده است که کشورها باید برای مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم و نیز تأمین مالی اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی، به اجرا گذارند.

قاچاق مواد مخدر، تروریسم و سلاح‌های کشتار جمعی مهمترین دغدغه کشور‌های غربی خصوصاً اعضای اصلی شورای امنیت  است

وضعیت پولشویی در ایران
برای چهارمین سال متوالی رژیم ایران رتبه اول را در جرایم پولشویی دارد.
این خبری نیست که کارشناسان را غافلگیر کند چرا که بنیاد پازل در سوئیس در گزارش خود می‌نویسد رژیم ایران تنها رژیمی است که تمامی عناصر ضروری برای جرایم پولشویی را دارد. از قاچاق کالا و اختلاس گرفته تا نظام پولی مافیایی و فسادی که در دستگاههای دولتی‌اش وجود دارد.برای مثال قاچاق در ایران از زمانی شروع شد که رژیم حاکم تلاش کرد تحریمهای اعمال شده را دور بزند.اگر چه آمار مشخصی از قاچاق توسط این رژیم وجود ندارد ولی سران این رژیم به‌طور گسترده‌یی در این موضوع دست دارند. حتی دادستان رژیم هم نسبت به میزان مواد قاچاقی که سالانه توقیف می‌شود مشکوک است.فساد بانکی نیز در این رژیم نشان می‌دهد که دست‌اندرکاران آن با دولت حاکم هم دست هستند. در صدر این افراد دستگاههای امنیتی و سپاه پاسداران قرار دارند که با فعالیتهای بانکی مرتبط اند.سپاه پاسداران بسیاری از فعالیتهای اقتصادی را در دست دارد. چه فعالیتهای علنی و چه فعالیتهای مخفیانه. نبود شفافیت در ایران نیز نقش عمده‌ای در فساد در سطوح مختلف مقامهای حکومتی دارد. اینها عواملی است که باعث شده رژیم ایران رتبه اول را در پولشویی به‌دست آورد.در این رابطه مایکل بریجنت پژوهشگر و کارشناس امور خاورمیانه در بنیاد هادسون گفت ما این اطلاعات را سال گذشته به‌دست آوردیم. رژیم ایران رتبه اول در پولشویی را در جهان دارد به‌طور مشخص به‌خاطر نفوذ سپاه پاسداران. ولی چیزی که تغییر کرده این است که دولت ترامپ و خزانه‌داری آمریکا دستگاههایی را برای پیگرد فعالیتهای سپاه پاسداران در اختیار دارند تا از معامله شرکتها با سپاه پاسداران جلوگیری کنند. پولهایی که برای ما مهم است آن پولهایی است که برای تروریسم بکار می‌رود و به حزب‌الله و حوثی‌ها داده می‌شود یا به گروه‌های مورد حمایت آنها در عراق داده می‌شود. این پولها هم‌چنین برای فعالیت در زمینه موشکهای بالستیکی بکار می‌رود یا برای خرید تجهیرات برنامه اتمی استفاده می‌شود.

فساد گسترده در ایران

سازمان شفافیت بین‌المللی در گزارش سال ۲۰۱۵ خود رژیم ایران را به لحاظ فساد در میان ۱۶۸ کشور جهان در جایگاه ۱۳۰‌ام قرار داده و یکی از فاسدترین کشورها معرفی می‌کند.

استفاده از شرکت‌های صوری گرچه برای فرار مالیاتی مرز و ملیت نمی‌شناسد اما برای کارهایی نظیر پول‌شویی و دور زدن تحریم، به طور عمده توسط تبهکاران و رژیم‌های فاسد و دیکتاتوری  مانند ایران ، کره شمالی و سوریه  و...مورد استفاده قرار می‌گیرد.

روزنامه "زود دویچه" در گزارشی درباره نقش ایران و احمدی‌نژاد در "اوراق پاناما" منتشر کرد که توجه زیادی برانگیخت و واکنش‌های متفاوتی را به دنبال داشت.

سنادی که به "اوراق پاناما" مشهور شده‌اند شامل مدارکی، از جمله ایمیل‌های همکاران موسسه حقوقی "موساک فونسکا" (موسفون) است که بر اساس آنها شماری از شخصیت‌های سیاسی، هنری و ورزشی جهان مظنون به خلاف‌کاری‌هایی چون پول‌شویی، فرار مالیاتی و دور زدن تحریم هستند.

برملا شدن فساد اقتصادی درحکومت ایران معمولا متاثر از جنگ قدرت و رقابت‌های جناحی است و مسئولان حکومتی تا کنون واکنش قابل اعتنایی به افشای "اوراق پاناما" نشان نداده‌اند.

منابع مهم «پول کثیف» در ایران

ایران به دلایل گوناگونی از کشورهایی است که ریسک پول‌شویی در آن بالاست. نخستین عامل این ریسک بالا وجود وجود منابع پرشمار و گوناگون «پول کثیف» است. قاچاق کالا به داخل و خارج ایران یکی از منابع مهم پول کثیف در ایران است.

نظام بانکی فاسد
شرط ورود پول کثیف به چرخه نقدینگی اقتصاد، وجود نظام بانکی فاسد، غیر شفاف و ناپاسخگو است. بخش قابل توجهی از نظام بانکی ایران دولتی و بخشی دیگر تحت مالکیت و مدیریت نهادهایی همچون سپاه و نیروی انتظامی، شهرداری است و بخشی هم به اصطلاح خصوصی است. بخش خصوصی نظام بانکی ایران کم یا زیاد زیر نفوذ دوبخش نخست است. طبیعی است که با نبود رقابت سالم و قوانین نامناسب و همچنین نفوذ باندهای قدرت توزیع منابع بانکی منابع بانکی اساسا در چارچوب مناسبات باندهای قدرت و ثروت- که الیگارشی مالی ایران را تشکیل میدهند- صورت می گیرد.

قوانین نامناسب

بطور کلی یک رابطه مستقیم میان قانون‌گذاری ناکارآمد و میزان پول‌شویی وجود دارد. یکی از مشوق های جدی پول‌شویی در ایران ایران ناکارآمدی قوانین عرصه اقتصادی مانند قانون تجارت، قوانین مالیاتی و مدنی است. یک مقایسه میان قوانین اقتصادی ایران و کشورهای پیشرفته نشان می‌دهد که قوانین ایران دست و پاگیر و همزمان نارسا است، فعالیت اقتصادی سالم را دشوار می‌کند و به کارآمدی و شفافیت آن‌ هم هم کمکی نمی‌کند. منبع اصلی قوانین در ایران فقه شیعه و فتاوی فقیهان و نگاه فقیهانه ‌است که در طی قرن‌های گذشته فراهم آمده و محصول درک فقیهان عصر کهن از زندگی در دوره پیشا مدرن است.

نهادهای نظارتی فاسد

بنا به گفته خود مقامات حاکمیت فساد اداری در ایران به مرحله ای بالا یعنی فساد نهادینه و سیستماتیک رسیده، بنابراین نهادهای نظارتی درونی مانند قوه قضائیه که خود به فساد آلوده شده اند نمی توانند، بر فساد گسترده اقتصادی و مدیریتی ایران نظارت و آن را محدود کنند. مهم‌ترین دلیل این فساد اقتصادی و مدیریتی هم پاسخگو و شفاف نبودن نظام اداری و حکومتی، و همچنین سرکوب رسانه و جامعه مدنی مستقل از حاکمیت است.

اینه تنها وجوهی از پولشویی در نظاه ولایت فقیه است . سپاه پاسداران و شاخه برون مرزی اش ، سپاه قدس  و حزب شیطان لبنان ،بیشترین حجم قاچاق  مواد مخدر و صدرو آن به اروپا را بر عهدده دارند و با پولشی درآمدهای حاصله به فعالیت های تروریستی خود در منظقه  ادامه می دهند.

ادامه مطلب...

تصویب لوایح تحریمهای جدید علیه برنامة موشكی و مداخلات منطقه اي رژيم

siasi 6d3e9مجلس نمايندگان آمريكا در يك اقدام دو حزبي در جلسة روز پنجشنبه خود، لايحة گسترش تحریم‌های حکومت آخوندی به‌خاطر برنامة غیر قانونی موشکی را با بیش از ۴۲۰رای موافق و تنها ۲رای مخالف تصویب کرد.

لايحة دو حزبي تحريم‌هاي جديد عليه رژيم با شمارة 1698 تحت عنوان «قانون برنامة موشک‌های بالیستیک رژیم ایران و اجرای تحریم‌های بین‌المللی» توسط اد رويس رئيس كميته امور خارجي مجلس نمايندگان ارائه شده بود و از حمايت 323 عضو ديگر مجلس نمايندگان از هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه برخوردار بود.

در لايحه دو حزبي تصويب شده در مجلس نمايندگان آمريكا عليه فعاليتهاي موشكي رژيم آخوندي آمده است:

«اين سياست ايالات متحده است كه از دست‌زدن (رژيم) ايران به هرگونه فعاليت مرتبط با موشك‌هاي باليستيك كه براي حمل تسليحات اتمي طراحي شده‌اند، جلوگيري كند؛ از جمله (جلوگيري از) پرتاب‌هايي با به‌كارگيري از اين تكنولوژي موشك باليستيك».

طبق اين لايحه، رئيس‌جمهور ايالات متحده بايد در ارتباط با برنامة موشكي رژيم، تحريم‌هايي را عليه نهادهاي حكومت آخوندي و اشخاص يا نهادهاي خارجي كه در توسعه موشكهاي باليستيك نقش دارند يا به اين برنامه كمك مي كنند. و يا تامين مالي كرده و مواد و تكنولوژيهايي را به ايران منتقل مي كنند اعمال كند.

همچنين براساس اين لايحه، رئيس‌جمهور آمريكا بايد به كنگره دربارة زنجيرة تأمين خارجي و داخلي كه از برنامة موشك باليستيك رژيم حمايت مي‌كند، گزارش بدهد.

منبع: سايت كنگره: اكتبر 2017

در همين حال سه لايحه نيز براي تحريم حزب‌الشيطان در مجلس نمايندگان به راي گذاشته شد و تصويب گرديد. يكي از اين لوايح تحت عنوان «اصلاحية قانون 2017 براي ممانعت از تأمين مالي بین‌المللی حزب‌الله» شبکة مالی و شبكة اجتماعی آن‌را هدف قرار مي‌دهد. يكي ديگر از آنها قطعنامة شمارة 359 كنگره است كه از اتحادية اروپا مي‌خواهد، حزب‌الشيطان را در تماميت آن، به‌عنوان يك سازمان تروريستي نام‌گذاري كند.

 

 

آسوشيتدپرس در گزارشي در آستانه تصويب اين لوايح در مجلس نمايندگان امريكا گفت: کنگره در پی گذراندن قوانین دوحزيی است که رژيم ایران را بخاطر دنبال کردن پروژه موشکهای بالستیک دوربرد مورد تحریم قرار دهد و جریان پول را به شبه نظامیان حزب الله متوقف كند, کما اینکه قانونگذاران برای مواضع سخت تر رژيم بدون اینکه از ریل توافق بین المللی هسته ای ۲۰۱۵ خارج شوند سمت گیری کرده اند.

آسوشيتدپرس افزود: لایحه تحریم رژيم ایران که توسط جمهوریخواهان پشتیبانی می شود. از دولت ترامپ میخواهد شرکت ها و افراد داخل و خارج ایران که تامین کننده اصلی برنامه های موشکی بالستیک تهران هستند را برای اعمال تحریم ها شناسایی نمایند...

به گفته اليوت انگل رئيس دموكراتها در كميته روابط خارجي، توافق هسته ای مانع از اين نمي شود كه " تحریم های جدیدی علیه رژيم ایران بخاطر رفتار آن" اعمال شود. او گفت که اين تحريمها شامل گسترش و آزمایش موشک های بالستیک برای حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر است. .

 

نشنال امارات نيز نوشت: در یک حرکت که نشان دهنده تشدید بیشتر تضاد بین آمریکا با حکومت ایران و گروه حزب الله است, کنگره آمریکا روز چهارشنبه اولین گام را در تصویب یکپارچه قطعنامه هايي که فشار اقتصادی بر تهران و حزب افراطی وابسته به آن را تشديد مي كند، برداشته است.

بعد از حدود 6ماه بحث و دادن اصلاحات, مجلس نمایندگان آمریکا بسته یی از لوایح با تدابیری که برای مهار برنامه موشکی رژيم ایران و کمکهای مالی به حزب الله است را به تصویب رساند.

اکثریت اعضای دموکرات و جمهوریخواه ممجلس نمايندگان بصورت يكپارچه و بطور شفاهی قطعنامه ها را تصويب كردند:

 

در جلسة مجلس نمايندگان، اد رويس رئيس كميتة خارجي كه لايحة تحريم‌هاي موشكي عليه رژيم را ارائه كرده، در سخنان خود، گفت: «چهار لايحه (حاضر) با فراخوان رئيس‌جمهور براي اتخاذ رويكردي در قبال (رژيم) ايران كه مجموعة كاملي از تهديدات (اين رژيم را) در بر بگيرد... همخواني دارد... لايحة (1698) به استمرار پيگيري موشك‌هاي قاره‌پيماي باليستيك و تسليحات متعارف خطرناك توسط اين رژيم پاسخ مي‌دهد... اين لايحه خواهان يك تحقيقات جامع براي يافتن و تعيين شركت‌ها، بانك‌ها و افرادي مي‌شود كه در داخل و خارج ايران، برنامه‌هاي موشكي و تسليحات متعارف رژيم را تأمين مي‌كنند؛ اين لايحه آنها را مورد تحريم قرار مي‌دهد و به اين ترتيب شركت‌هاي متعلق به (رژيم) ايران و شركت‌هاي خارجي كه در برنامة موشكي (رژيم) نقش دارند و بانك‌هايي كه از آنها حمايت مي‌كنند را از سيستم مالي بين‌المللي قطع مي‌كند».

اد رويس افزود: «اين لايحه، تحريم‌ها (عليه رژيم) ايران را كه در ماه اوت تصويب كرديم و با امضاي (رئيس‌جمهور) به قانون تبديل شد، گسترش مي‌دهد... اعضاي (كنگره) بر سر چگونگي پاسخ‌دادن به برنامة اتمي (رژيم) ايران نظرات متفاوتي دارند، اما وقتي بحث برنامه‌هاي موشك‌هاي باليستيك و تسليحات متعارف (اين رژيم) در ميان باشد، تمامي 323 حامي مشترك لايحه موافقند كه (رژيم) ايران هيچ دليلي براي توسعه يا كسب موشك‌هاي باليستيك قاره‌پيما ندارد».

پس از آن اليوت انگل رئيس دموكرات‌ها در كميتة خارجي كه از حاميان لايحة 1698 است، به سخنراني پرداخت، و گفت: «جای تردید نیست که (رژيم) ایران باید یکی از اولویت‌های اصلی در سیاست خارجی ما باشد. (اين رژيم) اصلی‌ترین حكومت حامی تروریسم، ناقض زنجيره‌يي حقوق بشر و شاهرگ حیاتی برای رژیم قاتل اسد در سوریه است.... به‌نظرم (حمايت ما از اين لايحه) نشان مي‌دهد كه بايد در قبال (رژيم) ايران، به‌همراه هم و به‌طور دو حزبي كار كنيم تا نشان دهيم كه هيچ‌گونه اختلاف نظري وجود ندارد و ما تجاوزات (رژيم) ايران، تهديدات آخوندها و سركوب مردم (توسط اين رژيم) را نخواهيم پذيرفت».

 

در ادامة جلسة مجلس نمايندگان، مايكل مك‌كال رئيس كميتة امنيت ملي و از اعضاي ارشد كميتة خارجي در سخنراني خود، گفت: «طي چند دهة گذشته، رژيم استبدادي در ايران، تلاش كرده يك برنامة اتمي را توسعه دهد كه مي‌تواند تهديدي براي آمريكا و متحدان ما باشد و به‌طور بالقوه منجر به يك مسابقة تسليحاتي در خاورميانه شود. متأسفانه توافق به‌شدت ناقص برجام بخشي از ساختار اتمي (رژيم) ايران را حفظ كرد... از آنجايي كه اين توافق... به ساير رفتارهاي شرورانة (رژيم) ايران مثل حمايت آن از تروريسم و برنامة موشك‌هاي باليستيك قاره‌پيماي آنها پاسخ نمي‌دهد، بايد راه‌هاي ديگري براي اعمال فشار بيشتر پيدا كنيم... اميدوارم بتوانيم به‌زودي با نام‌گذاري سپاه پاسداران به‌عنوان يك سازمان تروريستي خارجي، فشار بيشتري را بر (رژيم) ايران اعمال كنيم...

كوين مك‌كارتي رهبر اكثريت مجلس نمايندگان آمريكا نيز در سخنانش، توافق اتمي با رژيم را خطرناك خواند و تأكيد كرد: توافق با (رژيم) ايران در مسير شكست است و به نحوي طراحي شده كه حتي اگر از آن تبعيت شود.، اين رژيم مي‌تواند در روز بعد از پايان توافق، به تسليحات اتمي دست يابد. (رژيم) ايران با ناديده‌گرفتن توافق، به بي‌ثبات‌كردن منطقه براي اهداف خودش ادامه مي‌دهد، تروريسم را در خارج كشور تأمين مي‌كند و به خشونت بين مسلمانان شيعه و سني دامن مي‌زند و به اين ترتيب خاورميانه را شقه‌شقه مي‌كند... تحريم‌هاي امروز عليه (رژيم) ايران، برنامة موشك باليستيك (اين رژيم) و تروريست‌هاي حزب‌الله را تضعيف مي‌كند كه جيبشان مملو از پول‌هاي (رژيم) ايران است... اين بخش مهمي از استراتژي جديد كشور ما در قبال (رژيم) ايران است...

يكي ديگر از سخنرانان جلسة كنگره، ايليانا رزلهتينن رئيس زيركميتة خاورميانه و شمال آفريقا در مجلس نمايندگان بود؛ وي تصريح كرد: «اين لايحه‌ قوي و مهم است... اين يك اقدام ضروري است، چون ما مي‌دانيم كه (رژيم) ايران بعد از توافق ضعيف اتمي...، تشجيع شده تا برنامة موشك باليستيك خود را ادامه بدهد... (رژيم) ايران به‌رغم قطعنامة 2231 شوراي امنيت... فعاليت‌هاي موشكي خود را افزايش داده و هم روح و هم متن اين قطعنامه را نقض مي‌كند... اكنون اين فرصت را داريم كه به ضعف‌هاي توافق اتمي و فعاليت غير قانوني (رژيم) ايران پاسخ بدهيم... ما بايد به حسابرسي از (رژيم) ايران به‌خاطر فعاليت‌هاي غير قانوني غير اتمي آن ادامه بدهيم و در عين حال به نگراني‌هايمان بر سر توافق اتمي پاسخ بدهيم...».

ايليانا رزلهتينن در بخش ديگري از اين جلسه كه به لايحة تحريم‌هاي حزب‌الشيطان اختصاص داشت، گفت: «ما مي‌دانيم كه (رژيم) ايران از هواپيماهاي تجاري، براي ارسال تسليحات و نيرو... به سوريه در حمايت از حزب‌الله استفاده مي‌كند. ما نمي‌توانيم به (رژيم) ايران اجازه بدهيم كه از هواپيماهاي غير نظامي براي چنين فعاليت‌هايي استفاده كند. اين اولين گام براي تضمين آن است كه وقتي چنين هواپيماهايي شناسايي شوند، كشورهاي مسئول نسبت به دادن اجازه فرود به هواپيماهاي (رژيم) ايران، دو بار فكر خواهند كرد. اين لايحه هم‌چنين به توانايي (رژيم) ايران و حزب‌الله براي تأمين مالي فعاليت‌هاي غير قانوني‌شان مي‌پردازد و اين بسيار مهم است».

خانم رزلهتينن در بخش ديگري از سخنان خود بر لزوم نام‌گذاري حزب‌الشيطان در تماميت آن توسط اتحادية اروپا تاكيد كرد

 

قاضي تد پو رئيس زيركميتة تروريسم، منع تكثير و تجارت در سخنانش، گفت: «به‌خوبي روشن شده است كه توافق اتمي، (رژيم) ايران را «مدره» نكرده است... من بر اين عقيده‌ام كه آنها هم‌چنان در حال توليد تسليحات اتمي هستند يا در اين راستا تلاش مي‌كنند...».

وي با اشاره به همكاري‌هاي رژيم آخوندي با حكومت كرة شمالي، افزود: «لايحة (حاضر)... بسيار حياتي است... ما بايد آخوندها را به‌خاطر به خطر انداختن امنيت جهاني مورد حسابرسي قرار بدهيم. بايد آخوندها و سپاه پاسداران و حزب‌الله را به‌خاطر افرادي كه در سراسر جهان بر اثر (اقدامات آنها) كشته شده‌اند مورد حسابرسي قرار بدهيم... ما بايد تماميت شبكة جهاني تأمين برنامة موشك باليستيك (رژيم) ايران را هدف قرار بدهيم».

قاضي تد پو تأكيد كرد: «در هر كجاي خاورميانه كه شاهد مشكلي باشيد، سپاه پاسداران و حزب‌الله را خواهيد يافت كه در حال همكاري با يكديگر هستند. اين دو آژانس (رژيم) ايران، بازيگران گشتابو براي آخوندها در ايران هستند و زمان آن است كه آنها را به‌خاطر اعمالشان، مورد حسابرسي قرار بدهيم».

لوئيس فرانكل Lois Frankel از نمايندگان دموكرات، در اين جلسه، گفت: «به سوريه نگاه كنيد كه بزرگ‌ترين فاجعة انساني عصر ما در آنجا جريان دارد؛ صدها هزار غير نظامي كشته شده‌اند، 5 ميليون تن گريخته و پناهنده شده‌اند. حزب‌الله به‌عنوان ابزاري (در دست رژيم) ايران، اسد را حفظ مي‌كند و به خشونت دامن مي‌زند».

تام گرت از اعضاي كميتة خارجي و كميتة امنيت مجلس نمايندگان نيز طي سخناني، گفت: «هيچ‌كس نمي‌تواند حزب‌الله را از (رژيم) ايران متمايز كند... حزب‌الله به‌يمن كمك‌ها و پولي كه (رژيم) ايران به آن مي‌رساند، وجود دارد. موشك‌هاي حزب‌الله...، در واقع موشك‌هاي (رژيم) ايران هستند...».

 

ادامه مطلب...

رازهای اقدام تروریستی سپاه پاسداران در لبنان

median 9d375ساختمان‌ صلح‌بانان نیروهای چندملیتی در لبنان پیش و پس از انفجار تروریستی بیروت

سپاه پاسداران ۲۱سال بعد از عملیات تروریستی انفجار مقر صلح‌بانان که در آن ۲۴۱نظامی آمریکایی، ۵۸نظامی فرانسوی و ۶غیرنظامی جان باختند و صدها تن دیگر مجروح شدند، در سال ۱۳۸۳ستون یادبودی به افتخار عاملان آن اقدام تروریستی در قطعه موسوم به «شهدای جهان اسلام» در گورستان بهشت زهرا تهران نصب کرد. این نماد یک پیام نمادین بسیار روشن با خود داشت: «سپاه پاسداران رژیم ایران عامل انفجار ساختمان صلح‌بانان».

اکنون ۳۴سال از آن اقدام تروریستی سپاه پاسداران علیه نیروهای حافظ صلح در بیروت گذشته است و نام سپاه پاسداران وارد لیست تروریستی ایالات متحده شده است. اقدامی در خور تحسین اما با تأخیر و با خساراتی سنگین.

در روز اول آبان ۱۳۶۲برابر با ۲۳اکتبر سال ۱۹۸۳یک بمب‌گذار انتحاری یک تانکر آب را در پادگان نیروهای تفنگدار آمریکا در بیروت منفجر کرد که طی آن ۲۴۱تفنگدار دریایی جان باختند.


سپاه پاسداران عامل انفجار مقر نیروهای حافظ صلح

در همین روز یک تروریست انتحاری دیگر پادگان چتربازان فرانسوی را در بیروت هدف قرار داد که بر اثر آن ۵۸سرباز کشته شدند. در این بمبگذاری حدود هزار کیلوگرم مواد منفجره (معادل ۱۵تا ۲۱هزار پوند تی. ان، تی) با دو کامیون به داخل ساختمانهای صلح‌بانان نیروهای چندملیتی در لبنان (MNF) مخصوصاً تفنگداران نیروی دریایی آمریکایی و نیروهای مسلح فرانسه منتقل و منفجر شد. سربازان آمریکایی کشته و زخمی شده در آن حمله بخشی از نیروهای حافظ صلح سازمان ملل‌متحد بودند که برای خاتمه دادن به جنگ داخلی لبنان در آن کشور مستقر شده بودند. پس از این اقدام جنایتکارانه، گروه تروریستی جهاد اسلامی از گروه‌های دست پرورده رژیم ایران، مسئولیت این اقدام تروریستی را برعهده گرفت.

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان – سابقه امر

در راستای سیاست صدور تروریسم و جنگ‌افروزی فاشیزم دینی ایران در منطقه، یکی از اولین اهداف رژیم تروریستی ایران برپایی یک قرارگاه فرماندهی مرکزی برای پاسداران و مزدوران محلی خود در لبنان بود که در آن زمان در شهرهای کوچک و روستاهای منطقه بعلبک پراکنده بودند.

در سال ۱۳۵۹، همزمان با زمینه‌سازی برای برافروختن جنگ ایران و عراق، خمینی سرکردگان سپاه پاسداران را به لبنان فرستاد تا راههای «امتیاز» آور تروریستی و گروگانگیری را در این «عمق استراتژیک» نظام پیدا کنند.

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان - (از راست: محسن رضایی، انیس نقاش، محمد صالح الحسینی و محسن رفیقدوست ـ بیروت، ۱۳۵۹)

روزنامه «مشرق» در ۱۹شهریور ۱۳۹۰عکسی را منتشرکرد که در سال ۱۳۵۹ (۱۹۸۰) در بیروت گرفته شده بود و در آن محسن رضایی (فرمانده وقت اطلاعات سپاه پاسداران)، محسن رفیقدوست (مسئول پشتیبانی سپاه پاسداران)، محمد صالح الحسینی (مسئول روابط خارجی سپاه پاسداران) و انیس نقّاش، تروریست لبنانی (و مجری اولین عملیات ترور شاپور بختیار در سال ۱۳۵۹) در بیروت دیده می‌شدند.

در اوایل سپتامبر ۱۹۸۳، گروه تروریستی حزب‌الله به‌ کمک سپاه پاسداران و با فرماندهی پاسدار حسین دهقان پادگان شیخ عبدالله را تصرف کرد. این پادگان پایگاه اصلی نیروهای ارتش لبنان در دره بقاع بود و پس از آن به امام علی موسوم شد و تبدیل به مقر فرماندهی مرکزی سپاه پاسداران گردید. از همین پادگان بود که سپاه پاسداران نیروی نظامی حزب‌الله را کنترل و کنار این گروه حمله به مقر نیروهای حافظ صلح در بیروت را هدایت کرد. این حمله توسط سازمان جهاد اسلامی و تحت فرماندهی تروریست معروف عماد مغنیه انجام شد. دستور حمله به نیروهای چندملیتی در بیروت ابتدا از سپاه پاسداران به سفیر ایران در سوریه آخوند محتشمی‌پور منتقل شد و سپس وی این دستورات را به نیروهای سپاه پاسداران در لبنان ارسال کرد و سرانجام بودجه لازم و آموزش‌های عملیاتی توسط سپاه پاسداران در بیروت زیر نظر فرمانده آن یعنی حسین دهقان ارائه شدند.

سازمان جهاد اسلامی در حقیقت شاخه عملیاتی ویژه‌یی بود که تا زمان برچیده شدنش در سال ۱۹۹۲تحت هدایت مشترک حزب‌الله و سپاه پاسداران فعالیت می‌کرد. پس از حمله تروریستی علیه نیروهای حافظ صلح بود که فرانسه اقدام به حملات هوایی به منطقه دره بقاع کرد و پایگاههای وابسته به سپاه پاسداران را هدف قرار داد. آمریکا هم در پاسخ به این اقدام تروریستی عملیات علیه ''پایگاه شیخ عبد الله'' در نزدیکی بعلبک را طرح‌ریزی کرد. جایی که در آن نیروهای سپاه پاسداران شبه‌نظامیان گروه تروریستی حزب‌الله را آموزش می‌دادند.

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان

روزنامه رسالت به‌نقل از محسن رفیقدوست، رئیس وقت سپاه پاسداران، در رابطه با انفجار ساختمان نیروهای حافظ صلح در بیروت نوشت: «… هم تی.ان.تی و هم ایدئولوژیِ انفجاری که ۴۰۰افسر و سرباز آمریکایی را در مقر فرماندهی تفنگداران آمریکا در بیروت به جهنّم فرستاد، از ایران رفته بود». (روزنامه حکومتی رسالت- ۳۰تیر ۱۳۶۶ -۲۰ژوییه ۱۹۸۷)

 

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان

وب سایت امنیتی خبرگزاریWND (WorldNetDaily) درباره فرد بمبگذار نوشت: «… دو سال پیش (۱۳۸۲) یک دادگاه فدرال در آمریکا فرد بمبگذار انتحاری را یک فرد ایرانی به نام اسماعیل عسکری معرفی کرد». (سایت خبرگزاری ورلد نِت دیلی - ۲۴مرداد ۱۳۸۴)

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان – خوشحالی رژیم ایران

روز جمعه ۲آبان ۱۳۸۲خبرگزاری مهر وابسته به وزارت اطلاعات رژیم ایران با یادآوری اقدام تروریستی انفجار بیروت خوشحالی خود را چنین ابراز نمود:
«… ساعت‌ شش‌ و بیست‌ دقیقه‌ صبح‌ ۲۳اکتبر ۱۹۸۳یک‌ کامیون‌ مرسدس‌بزرگ‌ به‌ فرودگاه‌ بیروت‌ نزدیک‌ شد، از یک‌ محل‌ بازرسی‌ ارتش‌ لبنان‌ رد شد… غرش‌کنان‌ به‌ طرف‌ مدخل‌ ساختمان‌ چهار طبقه‌یی‌ که‌ محل‌ سکونت‌ گردان‌ هجده‌ تفنگداران‌ آمریکایی‌ … بود، حرکت‌ کرد. دروازه‌ آهنی‌ را ویران‌ ساخت‌ … و آنگاه با چنان‌ نیروی‌ مهیبی‌ منفجر شد که‌ ساختمان‌ مستحکم‌ را به‌ ویرانه‌یی‌ مبدل‌ ساخت‌. چند دقیقه‌ بعد از آن‌ ، کامیون‌ دیگری‌ به‌ قرارگاه‌ چتربازان‌ فرانسوی‌ که‌ در حدود دو مایلی‌ قرارگاه‌ آمریکایی‌ها قرار داشت‌ ، برخورد کرد و انفجار آن‌ به‌حدی‌ بود که‌ کل‌ ساختمان‌ را ویران‌ کرده‌ و ۵۸فرانسوی‌ را کشت‌ … بیشتر سربازان‌ در رختخوابهایشان‌ زیر آوار ماندند و کشته‌ شدند؛ چون‌ ساختمان‌ به‌ تلی‌ از خاک‌ و قطعات‌ سیمان‌ و میله‌های‌ خمیده‌ و شکسته‌ تبدیل ‌شده‌ بود… گفته‌ می‌شود تعدادی‌ از زنان‌ روسپی‌ نیز که‌ برای‌ سرگرمی‌ سربازان‌ آمریکایی‌ آمده‌ بودند، جزو کشته‌ها بوده‌اند.

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان

این خبرگزاری ادامه می‌دهد:
«… یکی‌ از مهمترین‌ عوامل‌ در موفقیت‌ این‌ عملیات‌ ، اصل‌ غافلگیری‌ بود. نیروهای‌ آمریکایی‌ … همواره‌ خود را برترین‌ قدرت‌ نظامی‌ می‌دانستند و به‌ هیچ‌ وجه‌ انتظار نداشتند و در تصور و خیالشان‌ هم‌ نمی‌گنجید کسی‌ جرأت‌ چنین‌ حمله‌یی‌ به‌ نیروهای‌ نظامی‌ آمریکا را داشته‌ باشد…»

«… ساعتی‌ پس‌ از انفجار… به‌ دلیل‌ نزدیکی‌ حضور بسیارِ شیعیان‌ در مناطق‌ جنوبی‌ و نزدیک‌ محل‌ حادثه‌ ، آنان‌ اولین‌ نفرات‌ بودند که‌ به‌ آنجا رسیدند و سربازان‌ عیاش‌ آمریکایی‌ را… در اوج‌ خفت‌ و ذلت‌ دیدند و لبخند شادی‌ بر لبانشان‌ نقش ‌بست‌ …»

«… با پخش‌ خبر انفجار مقر آمریکایی‌ها، مردم‌ ستم‌ کشیده‌ بیروت‌ و بخصوص‌ مسلمانان‌ ، شادمان‌ و خوشحال‌ این‌ ضربه‌ عظیم‌ را بر پیکر جنایتکاران‌ «یانکی‌ » تبریک‌ گفتند…»

«… پس‌ از انهدام‌ مقر مارینز، آمریکا نیروهای‌ باقی‌ مانده‌ خود را که‌ در حالتی‌ عصبی‌ و روانی‌ به‌سر می‌بردند، به‌ ناو «آیزنهاور» منتقل‌ نمود… هم‌چنین‌ تعدادی‌ ازنیروهای‌ وحشت‌زده‌ و هراسان‌ ایتالیایی‌ ـ جزو نیروهای‌ حافظ‌ صلح‌ ـ در حفاظت‌ از مقر ویران‌ ، به‌ آمریکایی‌ها کمک‌ کردند… انفجار مقر مارینز، بسیاری‌ از طرح‌ها و برنامه‌های‌ آمریکا برای‌ دخالت‌ هر چه‌ بیشتر در لبنان‌ را بهم‌ ریخت…». (خبرگزاری حکومتی مهر- ۲آبان ۱۳۸۲)

سایت حکومتی راسخون نیز در تجلیل از این عملیات تروریستی نوشت:
«… در بامداد ۲۳اکتبر ۱۹۸۳دو انفجار مهیب در مرکز فرماندهی تفنگ‏داران آمریکایی و پست فرماندهی نیروهای مداخله‏گر فرانسوی مستقر در بیروت، به فاصله شش دقیقه از یک‏دیگر صورت گرفت و بر اثر آن این دو مرکز با خاک یکسان شدند. این دو انفجار به دست دو مجاهد شهادت‏طلب که رانندگی دو کامیون را به عهده داشتند صورت گرفت… واکنش قهرمانانه مسلمانان انقلابی لبنان بر ضد پایگاه‏های آمریکا و فرانسه در بیروت، ضربه سهمگینی به قدرت‏های غربی وارد آورد و آن‏ها را به خروج مفتضحانه از لبنان وادار کرد.
منبع: راسخون (http://rasekhoon.net/calender/show/557146/ )

خبرگزاری حکومتی فارس وابسته به سپاه پاسداران نیز تحسین و خوشحالی خود از این اقدام تروریستی را چنین ابراز کرد:
«… به گزارش خبرگزاری فارس، در بامداد ۲۳اکتبر ۱۹۸۳بزرگترین عملیات استشهادی توسط جوانان مقاوم و گمنام لبنانی، علیه اشغالگران آمریکایی در بیروت انجام شد… طی این عملیات ۲۴۱تفنگدار دریایی (مارینز) آمریکایی که از زبده‌ترین سربازان این کشور به‌شمار می‌روند به هلاکت رسیدند.

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان – حکم دادگاه

یک سایت حکومتی به‌نام «عصر ایران» درباره حکم دادگاه رسیدگی به شکایات انفجار تروریستی ساختمان صلح‌بانان در بیروت چنین گزارش کرد:
«به گزارش عصر ایران به‌نقل از خبرگزاری فرانسه، یک قاضی دادگاه فدرال آمریکا، دولت ایران را به پرداخت ۸۱۳میلیون دلار به‌عنوان غرامت برای بازماندگان قربانیان و آسیب دیدگان انفجار سال ۱۹۸۳در مقر تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت محکوم کرد… قاضی'رویس لامبرت' در این حکم خود آورده است که با این حکم جدید، دولت ایران تاکنون با احکام قضایی متعدد دادگاههای آمریکا با ادعای ارتباط با بمبگذاری ۱۹۸۳بیروت به پرداخت بیش از هشت میلیارد و ۸۰۰میلیون دلار محکوم شده است. (سایت حکومتی عصر ایران- ۱۷تیر ۱۳۹۱)

روزنامه حکومتی جوان نیز درباره احکام دادگاه اینطور گزارش کرد:
«در سال ۱۳۸۲بازماندگان تفنگداران کشته شده آمریکایی در انفجار تروریستی ۳۰سال قبل لبنان، طی دادخواستی موفّق شدند نظر دادگاهی بدوی در این کشور را برای دریافت غرامت از ایران جلب کنند. چهار سال بعد در سال ۱۳۸۶، دادگاه فدرال آمریکا حکمی را مبنی بر پرداخت غرامت از اموال بلوکه‌ شده ایران به بازماندگان تفنگداران کشته شده آمریکایی صادر کرد». (روزنامه حکومتی جوان – ۸اردیبهشت ۱۳۹۵)

سپاه پاسداران عامل انفجار مقر صلح‌بانان – احکام دادگاههای آمریکا

در مهر ماه سال ۱۳۹۲برابر با سپتامبر سال ۲۰۱۳دادگاه فدرال در نیویورک تحت نظر قاضی کاترین فارست به نفع خانواده‌های قربانیان انفجار ساختمان نیروهای حافظ صلح در بیروت رأی داد. در ژوئیه ۲۰۱۴ (تیر ۱۳۹۳) یک دادگاه تجدید نظر در نیویورک با رد درخواست بانک مرکزی ایران دستور داد ۱.۷۵میلیارد دلار اموال ایران میان خانواده‌های آمریکایی‌هایی که از جمله در بمبگذاری سال ۱۹۸۳در بیروت کشته شده‌اند، توزیع شود. این حکم را هیاتی متشکل از سه قاضی در شعبه دوم دادگاه تجدید نظر دولت فدرال در منهتن نیویورک صادر کرد. بانک مرکزی رژیم ایران همان سال درخواست تجدید نظر و استدلال کرد که این حکم ناقض تعهدات آمریکا بر اساس معاهده ۱۹۵۵با ایران است. بانک مرکزی رژیم ایران پس از رد این تجدید نظر به دیوان عالی ایالات متحده آمریکا رجوع کرد. اما رأی نهایی دیوان عالی آمریکا چه بود؟

دیوان عالی آمریکا روز اول اردیبهشت ۱۳۹۵ (۲۰آوریل ۲۱۰۱۶) حکم داد که دو میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده رژیم ایران به خانواده‌های قربانیان آمریکایی بمبگذاری تروریستی مقر تفنگداران دریایی آمریکا در بیروت در سال ۱۹۸۳پرداخت شود. خبرگزاری رویتر درباره این حکم گزارش داد: «این حکم با رأی مثبت ۶قاضی در برابر رأی منفی دو قاضی از قضات دیوان عالی و به‌رغم درخواست تجدید نظر بانک مرکزی ایران صادر شد».

به این ترتیب طی سالیان پرده‌ها فرو افتاد و دست سپاه پاسداران رژیم ایران در این اقدام تروریستی آشکار و روشن شد. دست و رد پایی که به‌روشنی در دیگر اقدامات تروریستی سپاه پاسداران در اقصی نقاط جهان آشکار و نمایان است

برگرفته از سایت مجاهد.

ادامه مطلب...

گزارشی از کتاب منتشر شده توسط کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت‌: «وزارت اطلاعات رژیم ایران فعال در اروپا»

 median 15e1d

بخش‌هایی از کتاب وزارت اطلاعات رژیم ایران

فعال در اروپا

کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت

بروکسل-اکتبر ۲۰۱۷

وزارت اطلاعات رژیم ایران در اروپا فعال است

بسیج دروغ‌پردازی برای لکه‌دار کردن چهره اپوزیسیون دموکراتیک

مقدمه

در زمان افزایش امنیت، پس از حملات مرگبار در اروپا توسط افرادی که با ایدئولوژی افراطی تحریک‌شده‌اند، مهم است نسبت به تهدیدات جاسوس‌های رژیم ایران که در کنار سپاه پاسداران کار می‌کنند، هوشیار باشیم.

این گزارش پرونده‌های مشخصی از جاسوسی را که توسط سرویس‌های ضداطلاعات اروپایی موردتحقیق قرارگرفته مستند کرده است. در اوایل سال جاری، در پرونده‌یی که نشانه‌هایی ازآنچه مقامات آن را «نشانه‌یی روشن از اقدامات تروریستی» توصیف کردند، دادگاه عالی آلمان یک مأمور رژیم ایران را به خاطر جاسوسی علیه یک قانون‌گذار آلمانی و یک استاد اقتصاد فرانسوی- اسرائیلی محکوم کرد.

یک دادگاه دیگر در آلمان، یک عامل رژیم ایران را به خاطر جاسوسی علیه جنبش اپوزیسیون، محکوم کرد. سرویس مخفی رژیم ایران در درجه اول تبعیدیان در اروپا را هدف قرار می‌دهد. در حقیقت، همان‌طور که در این گزارش می‌بینید، سرویس اطلاعاتی داخلی آلمان در آخرین گزارش سالانه خود به این نکته اشاره‌کرده است که رژیم به‌شدت در گسترش اطلاعات غلط علیه مخالفان خود و استخدام اعضای سابق اپوزیسیون برای این منظور در اروپا دخیل است. رژیم به‌طور خاص در بسیاری از کشورهای اروپایی، قانون‌گذاران را با چنین اطلاعات غلطی برای لکه‌دار کردن چهره مخالفان هدف قرار داده است. تئوری پشت این رویکرد این است که اگر آن‌ها بتوانند اپوزیسیون را بی‌اعتبار کنند، سیاست واقع‌گرایانه دیکته می‌کند که با حکومت مذهبی حاکم سازش کنند.

یکی دیگر از وقایع بسیار نگران‌کننده که در این گزارش ذکرشده، ترور یک ایرانی مخالف و مدیر اجرایی تلویزیون در استانبول است.

ممکن است آگاه باشید که شورای وزیران اتحادیه اروپا در سال ۱۹۹۷ اعلامیه‌یی را برای اخراج تمام فعالان اطلاعاتی رژیم ایران از خاک اروپا صادر کرد. این حکم بعد از اعلامیه بعدازآن صادر شد که یک دادگاه در آلمان، رژیم ایران را در (پرونده‌یی) که به قتل‌های میکونوس مشهور شد، در شراکت در ترور ۴ مخالف کرد، مجرم شناخت.

شمارا تشویق می‌کنم که این گزارش را مطالعه کنید.

آلخو ویدال کوادراس-رئیس کمیته بین‌المللی جستجو برای عدالت

فعالیت‌های وزارت اطلاعات رژیم ایران در اروپا

فعالیت‌های عوامل جمهوری اسلامی در اروپا از سال‌ها پیش آغازشده است. این عوامل تحت هدایت وزارت اطلاعات و امنیت و یا یک شاخه سپاه پاسداران، ازجمله نیروی بدنام قدس، فعالیت می‌کنند. فعالیت‌های آن‌ها شامل ترور مخالفان، جاسوسی علیه مخالفان و گسترش اطلاعات غلط در مورد اپوزیسیون دموکراتیک، است.

رژیم در خارج از مرزها، مدل بنیادگرایی اسلامی خود را صادر می‌کند و گروه‌هایی را که مسئول جنایات تروریستی در سراسر خاورمیانه، ازجمله در عراق، افغانستان و لبنان هستند آموزش می‌دهد و آن‌ها را مسلح و تأمین مالی می‌کند.

از زمان آغاز حکومت آخوندی در ایران در سال ۱۹۷۹، ده‌ها تن از مخالفان ایرانی در اروپا ترور شده‌اند. آن‌ها شامل نمایندگان ائتلاف سیاسی شورای ملی مقاومت ایران در سوئیس و ایتالیا، رهبران کرد ایران در آلمان و اتریش و هم‌چنین سایر مخالفان در فرانسه هستند.

در ۲۹ آوریل ۲۰۱۷، سعید کریمیان، ۴۵ ساله مجری تلویزیون ایران در لندن و رئیس شبکه تلویزیونی ماهواره‌یی GEM در ترکیه که ایستگاه تلویزیونی وی در آنجا یک شعبه داشت، ترور شد. در ژانویه سال ۲۰۱۷، یک دادگاه در تهران به‌طور غیابی وی را به جرم پخش تبلیغات و اقدام علیه امنیت ملی به شش سال زندان محکوم کرد. در ماه مه ۲۰۱۷، رسانه‌های ترکیه گزارش دادند، دو مردی که در این ترور مظنون بودند، با گذرنامه‌های جعلی در مونته‌نگرو در مسیرشان به ایران دستگیر شدند.

در ماه ژوئیه ۲۰۱۶، میثم پناهی، عامل وزارت اطلاعات در آلمان به خاطر جاسوسی علیه شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران به دو و نیم سال زندان محکوم شد. بنا بر اسناد دادگاه آلمان، او به یک افسر اطلاعاتی باسابقه وزارت اطلاعات و امنیت رژیم ایران وصل بود. پناهی بعد از ترک مجاهدین توسط اطلاعات رژیم ایران استخدام شد.

در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۱۷، مصطفی حیدر سید نقفی، یک پاکستانی، در آلمان به خاطر جاسوسی برای رژیم ایران، به‌طور خاص جستجوی اهداف بالقوه برای حملات توسط سپاه پاسداران محکوم‌شده بود. یک سخنگوی دادگاه عالی برلین گفت که سید نقفی به خاطر «کار برای یک سرویس اطلاعاتی خارجی»، به چهار سال و سه ماه زندان محکوم‌شده است.

گزارش‌های سازمان‌های امنیتی اروپا

سرویس اطلاعاتی آلمان، اداره حراست از قانون اساسی، در آخرین گزارش سالانة خود که در ژوئیه سال ۲۰۱۷ منتشر شد، اعلام کرد که سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت ایران اهداف اصلی جاسوسی توسط وزارت اطلاعات و امنیت رژیم ایران هستند.

خلاصه‌ای از گزارش ۴ ژوئیه ۲۰۱۷ اداره فدرال آلمان برای حفاظت از قانون اساسی:

سرویس‌های اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی

وظیفه اصلی سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ایران همچنان جاسوسی و مبارزه علیه جنبش‌های مخالف در داخل و خارج کشور است. علاوه بر این، سرویس‌های رژیم ایران در دنیای غرب، اطلاعات را در زمینه‌های سیاست، تجارت و علم جمع‌آوری می‌کنند.

اهداف اصلی وزارت اطلاعات و امنیت رژیم ایران

مؤسسه اصلی که علیه آلمان فعالیت می‌کند، وزارت اطلاعات است تمرکز اصلی وزارت اطلاعات به‌ویژه روی «سازمان مجاهدین خلق ایران» و «شورای ملی مقاومت ایران» است. درعین‌حال، فعالیت‌های اطلاعاتی در داخل و خارج از کشور، منافع وزارت اطلاعات را در حوزه سیاست خارجی و امنیتی منعکس می‌کند.

سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ایران ابزار مرکزی برای رهبری سیاسی در جهت تضمین سلطه است. درنتیجه، مخالفان ایرانی همچنان موضوع تمرکز وزارت اطلاعات خواهند بود… این نگرش از زمان توافق بین رژیم ایران و غرب در حل‌وفصل منازعات اتمی تغییری نکرده است.

ارزیابی دقیق‌تر از فعالیت‌های ایران در آلمان در گزارش سالانه اداره حراست از قانون اساسی آلمان در نورد راین وستفالن، پرجمعیت‌ترین ایالت آلمان بود که در ۴ ژوئیه ۲۰۱۶ منتشر شد. در این گزارش آمده است که افزایش فعالیت‌های وزارت اطلاعات و امنیت رژیم ایران در آلمان علیه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران در سال ۲۰۱۴، در سال ۲۰۱۵ ادامه داشته است. هست مرکزی فعالیت‌های آن‌ها، پخش اطلاعات غلط در مورد سازمان مجاهدین خلق بود. این گزارش هم‌چنین به تعدادی از مظنونان اشاره می‌کند که به خاطر جاسوسی علیه سازمان مجاهدین خلق دستگیر شدند.

گزارش‌های قبلی توسط سرویس اطلاعات و امنیت هلندی، همین را تأیید می‌کند:

دفتر اطلاعات و امنیت عمومی هلند در این گزارش‌ها یادآور شده است که حکومت ایران در مبارزه علیه جنبش مخالف مجاهدین خلق بی‌وقفه فعال است. یافت شده است که سرویس اطلاعاتی رژیم ایران یک شبکه اروپایی را اداره می‌کند که در هلند نیز فعال است. این شبکه، توسط سرویس اطلاعاتی رژیم ایران استخدام‌شده و موظف شده‌اند که از طریق لابی، نشریات و جلسات علیه مجاهدین، بر افکار عمومی در مورد مجاهدین تأثیر منفی بگذارند. آن‌ها هم‌چنین اطلاعات مربوط به مجاهدین خلق و اعضای آن را برای سرویس اطلاعاتی رژیم ایران جمع‌آوری می‌کنند.

سرویس اطلاعاتی رژیم ایران، تلاش‌ها برای شیطان‌سازی علیه مجاهدین خلق در رسانه‌ها و در میان سیاست‌مداران را مدیریت و تأمین مالی می‌کند.

عوامل معرفی‌شده به‌عنوان «اعضای سابق» اپوزیسیون

به نظر می‌رسد استخدام وابستگان سابق اپوزیسیون، عملیات عمده‌یی برای وزارت اطلاعات رژیم ایران باشد. مزایای استفاده از چنین افرادی، دوگانه است. اولاً اطلاعات آن‌ها برای ایجاد حملات تروریستی ارزشمند است؛ و ثانیاً آن‌ها برای اهداف تبلیغاتی تحت عنوان «اعضای سابق» مفید هستند.

مورد مسعود دلیلی یک نمونه واضح است. او قبلاً کمپ اشرف را ترک کرده بود. او سپس توسط وزارت اطلاعات و امنیت استخدام شد. توسط نیروی قدس در عراق تخلیه اطلاعاتی شد که سپس از او به‌عنوان یک راهنما برای حمله به کمپ اشرف در تاریخ ۱ سپتامبر ۲۰۱۳ استفاده کرد؛ حمله‌یی که ۵۲ کشته از اعضای سازمان مجاهدین خلق بر جای گذاشت و هفت نفر به گروگان گرفته شدند. در پایان عملیات، دلیلی نیز توسط حمله‌کنندگان کشته شد. آن‌ها چهره او را سوزاندند تا از شناخته شدن او جلوگیری شود.

رژیم ایران به‌طور سیستماتیک از این افراد برای کارزار دروغ‌پردازی خود استفاده کرده است تا چهره مجاهدین خلق و ائتلاف شورای ملی مقاومت ایران را لکه‌دار کند. برای این منظور، این افراد به‌عنوان پناهنده به اروپا فرستاده‌شده‌اند، درحالی‌که آن‌ها با سفارت رژیم ایران همکاری نزدیکی دارند یا به‌طور مستقیم با وزارت اطلاعات یا نیروی قدس ارتباط دارند.

دروغ‌پردازی بر روی سازمان مجاهدین خلق متمرکز است. کسانی که درگیر آن هستند تعدادی انجمن‌های دروغین درست کرده‌اند و سراغ پارلمانترها در کشورهای مختلف اروپایی می‌روند و وانمود می‌کنند که مخالفان رژیم و فعالان حقوق بشر هستند. در اکثر کشورهای اروپایی، اساساً پارلمانترها آن‌ها را رد کرده‌اند.

در سه دهه گذشته، پارلمان اروپا قطعنامه‌های متعددی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران تصویب کرده است و بسیاری از نمایندگان پارلمان حمایت خود را از اپوزیسیون دموکراتیک ابراز کرده‌اند. بنابراین، رژیم ایران همواره از مواضع پارلمان اروپا نگران بوده و به‌سختی تلاش کرده است تا اعضای پارلمان اروپا را در مورد وضعیت در ایران و استاتوی مجاهدین خلق ایران گمراه کند.

در ماه مه سال ۲۰۱۷، تعدادی افراد که خود را اعضای سابق می‌خواندند، به‌منظور انتشار اطلاعات غلط در مورد اپوزیسیون ایران وارد اروپا شدند. یک فرد، مسعود خدابنده، خود را به‌عنوان «مدیر مشاوران استراتژی خاورمیانه، انگلستان» معرفی کرد. جالب‌توجه است که چنین شرکتی در انگلستان وجود ندارد. یک شرکت با چنین نامی چند سال پیش به‌عنوان پوشش فعالیت‌هایش تأسیس شد، اما در سال ۲۰۱۳ منحل شد. یکی دیگر از شرکت‌کنندگان، علی‌اکبر راستگو بود که ادعا کرد، عضو سازمان مجاهدین خلق است.

به گفته سازمان مجاهدین، او هرگز عضو این سازمان نبوده است، (سازمان مجاهدین) می‌گوید که او بیش از ۳۰ سال پیش هوادار این جنبش در آلمان بوده، اما هیچ‌گونه ارتباط مستقیم نداشته است. پس‌ازآن افراد بازدیدکننده فوق‌الذکر، عکس‌هایی را از سه عضو پارلمان اروپا منتشر کردند که بنا به ادعای آن‌ها، دیداری را که آنان در آن شرکت داشتند، سازمان‌دهی کرده بودند.

مدت‌ها قبل تلاش‌های مشابهی در دیگر کشورهای اروپایی صورت گرفت که در آن افراد برای پخش تبلیغات دروغین خود سراغ نمایندگان مجلس رفته بودند. در ماه نوامبر سال ۲۰۰۵، مسعود خدابنده و همسرش آن سینگلتون تلاش کردند جلسه‌یی را در پارلمان انگلستان برگزار کنند تا اطلاعات غلط علیه مجاهدین خلق پخش کنند. آن‌ها درنهایت به دلیل نگرانی که در میان نمایندگان پارلمان وجود داشت مجاز به برگزاری جلسه نشدند. لرد کوربت که در آن زمان رئیس کمیته پارلمانی بریتانیا برای آزادی ایران بود، در بیانیه‌یی در ۹ نوامبر ۲۰۰۵ گفت:

« این افراد به‌منظور توجیه اظهارات رئیس‌جمهور رژیم ایران برای تحریک تروریسم اعزام‌شده‌اند … باورنکردنی است که کسانی که از تروریسم در داخل کشور استفاده می‌کنند و آن را در خارج از کشور تحریک می‌کنند، فکر می‌کنند هر شخص عاقلی به آن‌ها گوش می‌دهد …».

برخی از افرادی دارای پیوندهای قبلی با سازمان مجاهدین خلق که اخیراً برای شیطان‌سازی اپوزیسیون از پارلمان اروپا بازدید کرده‌اند و اقدامات خود را در اینترنت منتشر کردند (عبارتند از):

داوود باقروند ارشد (آلمان)

قربانعلی حسین‌نژاد (فرانسه)

عیسی آزاده (فرانسه)

غلامرضا صادقی جبلی (آلمان)

محمدحسین سبحانی (آلمان)

بتول سلطانی سده (آلمان)

علی‌اکبر راستگو (آلمان)

مسعود خدابنده (انگلستان)

زهرا معینی (آلمان)

رژیم ایران پول زیادی برای لابی کردن توسط عواملش در هر دو سوی اقیانوس اطلس در اروپا و آمریکا خرج می‌کند. این رژیم حتی از طریق بنیادهای خیریه جعلی کمک‌های مالی را برای برخی دانشگاه‌های مشخص، تحت عنوان هزینه تحقیقات فراهم می‌کند.

یکی از این نهادها، بنیاد علوی مستقر در آمریکا است. در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۳، یک دادگاه منطقه‌یی ایالات‌متحده در نیویورک دستور تسخیر ساختمان ۳۶ طبقه‌یی اداری دفتر مرکزی منهتن را که متعلق به بنیاد علوی است، به دلیل نقض مقررات معاملات (با رژیم) ایران، صادر کرد.

(رژیم) ایران و لابی آن بدون تردید ادعا می‌کنند که جایگزینی برای وضعیت موجود، وجود ندارد، مخالفان تقسیم‌شده‌اند و نه مجاهدین خلق و نه ائتلاف شورای ملی مقاومت ایران، جایگزینی قابل‌قبول نیستند.

با توجه به فعالیت‌های ناسازگار رژیم، ازجمله نقض حقوق بشر در ایران، حمایت از تروریسم، نقش فعال در سرکوب مردم سوریه و حمایت از حزب‌الله، امکانی برای دفاع مستقیم از رژیم وجود ندارد. بنابراین حتی عوامل لابی رژیم تهران به شیوه‌یی پیچیده‌تر عمل می‌کنند. آن‌ها در بعضی جنبه‌ها از رژیم انتقاد می‌کنند یا حداقل از رژیم فاصله می‌گیرند، اما یک‌صدا به شیطان‌سازی مقاومت سازمان‌یافته، یعنی سازمان مجاهدین خلق پرداخته تا معامله با رژیم را به یک واقعیت اجتناب‌ناپذیر تبدیل کنند.

این کارزارها شامل مبالغ هنگفتی می‌شود که برای جذب اعضای سابق یا حامیان گروه‌ها، ایجاد سازمان‌های جبهه‌یی و انجمن‌ها و حتی تلاش برای خریدن کارشناسان به‌منظور تهیه گزارش‌های دروغ و یا ابراز اظهاراتی علیه مجاهدین خلق است.

گواهی افسران آمریکایی

افسران نظامی ایالات‌متحده که پیش‌تر بین سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۸ مسئول حفاظت از مجاهدین خلق در کمپ اشرف در عراق بوده‌اند، بعدها به‌طور علنی از تلاش‌های وزارت اطلاعات برای انتشار اطلاعات نامطلوب علیه اپوزیسیون ایران خبر دادند. سرهنگ لئو مک‌کلاسکی فرمانده نیروهای حفاظتی آمریکا در اشرف (در سال ۲۰۰۸)، در سخنرانی خود در پاریس در ۲۴ مارس ۲۰۱۲ گفت:

«من به مدت ۱۳ ماه مسئولیت حفاظت از اشرف را بر عهده داشتم … در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸، حدود ۳۰۰ نفر تصمیم به بازگشت به ایران گرفتند. به‌ندرت در مورد آن‌ها دوباره شنیده می‌شد، اما می‌توانم درباره یک نفر که دوباره در مورد او شنیدیم، بگویم، او بتول سلطانی بود که به سمت ایران رفت‌وبرگشت.

در عرض یک یا دو ماه پس از خروجش، شبی در ساعت یک و نیم شب توسط یکی از ایستگاه‌های پلیس ما در خارج از اشرف طی تماسی اطلاع داده شد که سلطانی با پاسپورت ایرانی برگشته است؛ و او از طریق مترجم من یک داستان به من گفت که او به ایران برده شده و مجبور گردیده است که برای محافظت از خانواده‌اش به عراق بازگردد. (ولی) او بر اساس دستور نیروی قدس به‌عنوان نماینده حکومت ایران به اشرف بازگشت».

یک گزارش پنتاگون که توسط بخش تحقیقات فدرال کتابخانه کنگره آمریکا در دسامبر ۲۰۱۲ تهیه‌شده است، با جزییات کارزار دروغ‌پراکنی وزارت اطلاعات رژیم ایران علیه مجاهدین خلق را توضیح می‌دهد. در زیر گزیده‌یی از گزارش موجود است:

وزارت اطلاعات و امنیت رژیم ایران: یک پرونده

گزارشی تدوین‌شده توسط بخش تحقیقات فدرال

کتابخانه کنگره آمریکا

تحت یک توافقنامه بین آژانس‌ها با برنامه پشتیبانی جنگ نامنظم دفتر پشتیبانی فنی مبارزه با تروریسم

دسامبر ۲۰۱۲

سازمان‌های غیردولتی تحت کنترل دولت

رژیم ایران برای شیطان‌سازی اپوزیسیون سازمان‌یافته خود تا آنجا پیش رفته که سازمان‌های غیردولتی تحت کنترل دولت را در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای انتشار اطلاعات غلط در مورد مجاهدین خلق ایجاد کند. این اقدام منجر به اعتراضات سایر سازمان‌های غیردولتی ایرانی در شورای حقوق بشر به خاطر سوءاستفاده از چارچوب و سازوکار سازمان‌های غیردولتی شده است.

در تاریخ ۱۵ می ۲۰۱۷، سه سازمان غیردولتی دارای رتبه مشورتی در شورای حقوق بشر، یک بیانیه کتبی ارائه کردند که در ۲۴ می ۲۰۱۷ در میان تمام اعضای عضو مجمع عمومی سازمان ملل توزیع شد. بخشی از این بیانیه می‌گوید:

ازآنجاکه جامعه مدنی در ایران از آزادی بیان بهره‌مند نیست، حکومت ایران به ایجاد سازمان‌های غیردولتی برای سفیدسازی نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر خود با سوءاستفاده از رتبه مشورتی سازمان‌های غیردولتی و امکانات دیگری که در اختیار دارد متوسل شده است تا چهره اپوزیسیون دموکراتیک و سازمان‌های غیردولتی مستقل ایرانی را که در تبعید هستند، مخدوش کند.

یکی از این به‌اصطلاح مؤسسات غیردولتی تحت حمایت حکومت جمهوری اسلامی انجمن دفاع از قربانیان تروریسم است که ظاهراً مأموریت دیگری به‌جز شیطان‌سازی و انتشار اطلاعات غلط در مورد گروه‌های مخالف بسیار سازمان‌یافته و گروه اپوزیسیون اصلی خواستار دموکراسی در ایران، به‌نام سازمان مجاهدین خلق ایران.

این انجمن و موارد مشابه آن‌که از ایران برای شرکت در شورای حقوق بشر آمده‌اند، علاوه بر انتشار اطلاعات و اخبار غلط، مشغول ارعاب و شناسایی فعالان حقوق بشر ایرانی در حاشیه جلسه می‌شوند و تحت نظارت وزارت اطلاعات رژیم ایران که مسئول سرکوب مخالفان است، خانواده‌های این فعالان را در ایران تهدید کرده و آن‌ها را تحت‌فشار قرار می‌دهد.

آلمان عامل اطلاعات رژیم ایران

برای جاسوسی علیه تبعیدیان را زندانی می‌کند

همانطور که قبلاً ذکر شد، در ماه ژوئیه ۲۰۱۶، میثم پناهی، یک عامل وزارت اطلاعات، در آلمان به خاطر جاسوسی علیه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران به دو سال و نیم زندان محکوم شد. به گفته دادگاه‌های آلمان، او به یک افسر کهنه‌کار وزارت اطلاعات وصل بود.

طبق شواهدی که در دادگاه فاش شد، پناهی به مدت حداقل سه سال به‌عنوان یک جاسوس مشغول به کار بوده و حداقل ۳۰ بار از یکی از افسران ارشد وزارت اطلاعات به نام سجاد پول دریافت کرده که درمجموع ۲۸۶۰۰ یورو می‌شده است. او هم‌چنین درگیر استخدام اعضایی برای حلقه جاسوسی وزارت اطلاعات بوده است. او اعتراف کرد که اطلاعات حساسی را در مورد کمپ اشرف و کمپ لیبرتی در عراق، جایی که هزاران نفر از اعضای مجاهدین خلق مستقر بوده‌اند، در اختیار سجاد قرار داده است.

با توجه به شهادت شهود و شواهد دادگاه که گزارش‌های اداره حراست از قانون اساسی را تأیید می‌کند، وزارت اطلاعات رژیم ایران شبکه‌های مخفی را در آلمان ایجاد و تلاش کرد علیه سازمان مجاهدین خلق جاسوسی کند و با پراکندن اطلاعات غلط آن‌ها را بی‌اعتبار سازد.

این جلسه نشان داد، افرادی که توسط وزارت اطلاعات استخدام‌شده بودند، استاتوی پناهندگی خود را برای تضمین اقامتشان در آلمان مورداستفاده قراردادند و پس‌ازآن درازای پول نقد، در کشورهای اروپایی برای وزارت اطلاعات رژیم ایران کارکردند. این افراد با حمایت سفارتخانه‌های رژیم به‌منظور دریافت آموزش و اطلاع‌رسانی، به ایران سفر کردند. آن‌ها حقوق خود را با پرداخت نقدی یا از طریق سیستم‌های انتقال پول وسترن یونیون دریافت می‌کردند. طبق اسناد دادگاه، پناهی به‌رغم داشتن پناهندگی، به‌طور مخفیانه برای دریافت آموزش جاسوسی، به ایران سفر کرد.

به اذعان خود پناهی، این مزدوران اطلاعات، به‌ویژه درباره ساخت‌وساز و ساکنان کمپ اشرف و کمپ لیبرتی، جایی که اعضای سازمان مجاهدین خلق، ساکن بودند، تخلیه اطلاعاتی می‌شوند. تروریست‌ها و شبه‌نظامیان وابسته به رژیم ایران، از این اطلاعات برای قتل‌عام پناهندگان ایرانی که قبلاً در این دو کمپ بوده‌اند استفاده کرده‌اند.

لابی عوامل رژیم علیه اپوزیسیون در پارلمان اروپا

اعضای پارلمان اروپا که به سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت سمپاتی دارند، کارزارهای بسیاری را در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران راه‌اندازی کرده‌اند. همیشه دیدگاه‌های متضاد در مورد رژیم ایران و مخالفان آن در پارلمان اروپا وجود داشته است. در یک مورد، این به یک مقابله عمومی تبدیل شد. در سال ۲۰۰۸، پس از تصمیم دادگاه عالی انگلستان برای رد اتهامات تروریستی علیه مجاهدین خلق، رئیس هیئت نمایندگی پارلمان برای روابط با رژیم جمهوری اسلامی از تصمیم دادگاه ابراز تأسف کرد. تعدادی از اعضای پارلمان در تاریخ ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۸ در یک نامه سرگشاده به مواضع وی پاسخ دادند.

در دسامبر ۲۰۰۷ یک هیئت پارلمان اروپا به ریاست خانم آنجلیکا بئر به ایران سفر کرد تا ظاهراً نقض حقوق بشر در ایران را بررسی و ارزیابی قرار دهد. اهداف این دیدار را بهتر از گزارش‌های مطبوعات رژیم، می‌توان دید. وزارت اطلاعات رژیم ایران به‌عنوان بخشی از تلاش‌هایش برای ارائه اطلاعات غلط در مورد مجاهدین خلق در نزد نمایندگان پارلمان، خانم بئر و همراهان او را به دفتر یکی از انجمن‌های خود به نام «عدالت» برد. در ۲۶ دسامبر ۲۰۰۷، ایرنا، گزارش داد:

«اعضای انجمن عدالت اخیراً ملاقاتی با نمایندگان پارلمان اروپا در دفتر خود داشتند و در مورد وقوع یک فاجعه بشری توسط فرقه مجاهدین خلق ابراز نگرانی کردند. خانم آنجلیکا بئر Angelika Beer و بارونس نیکلسون Nicholson که در این نشست حضور داشتند، همدردی خود را با قربانیان تروریسم ابراز کردند و یادآور شدند که ورود مجاهدین خلق به لیست تروریستی اتحادیه اروپا دقیقاً به این دلیل است که دولت‌های اتحادیه اروپا اطلاعات دقیقی درباره تروریسم و این سازمان تروریستی داشته‌اند».

وب‌سایت انجمن نجات وابسته به وزارت اطلاعات (انجمن نجات، تهران، ۱۲ دسامبر ۲۰۰۷) این دیدار را به شرح زیر ارائه کرد:

هیئت پارلمان اروپا با انجمن نجات در ایران ملاقات کرد

«در روز یکشنبه ۹ دسامبر ۲۰۰۷، یک هیئت پارلمانی اروپا در تهران با اعضا و همکاران انجمن نجات در دفترش در تهران ملاقات کرد. این هیئت تحت ریاست خانم آنجلیکا بئر، عضو پارلمان اروپا از آلمان (و رئیس هیئت نمایندگان برای روابط با ایران در پارلمان اروپا) شامل نمایندگان مجلس از احزاب و کشورهای مختلف بود…

در پایان جلسه، خانم بئر از انجمن نجات به خاطر ارائه اطلاعات در مورد سازمان مجاهدین خلق تشکر کرد. مدارک و اطلاعات مربوط به سازمان مجاهدین، به‌تمامی اعضای این هیئت داده شد».

«سفارت رژیم ایران» در داخل پارلمان اروپا

در قسمت‌هایی از یک مقاله خبری نوشته فرانک دمیر Frank Demeyer | بروکسل-۶ آوریل ۲۰۱۲ درباره کشمکش میان اعضای هیئت رابطه با (رژیم) ایران در پارلمان اروپا آمده است:

نشست هفته گذشته هیئت پارلمان اروپا برای روابط با رژیم ایران، صحنه یک برخورد نادر بین جناح حامی رژیم ایران، بود…، زمانی که سفیر جدید رژیم ایران محمود بریمانی به هیئت دعوت‌شده بود، روشن شد. سفیر با نامزدی آقای سالاتو مخالفت کرد، زیرا وی، او را بیش‌ازحد منتقد جمهوری اسلامی می‌دانست.

گروه هیئت (رابطه با رژیم) ایران و فعالیت حامیان آن طی دهه گذشته، به زمانی برمی‌گردد که سفارت رژیم ایران در بروکسل کار سختی را جهت تشکیل هیئت رسمی برای روابط با پارلمان اروپا انجام داد. هیئت وقتی احمدی‌نژاد شروع به کار کرد، تشکیل شد و به‌سختی کارکرده است تا تحریم‌های بین‌المللی علیه رژیم ایران را مختل و سفرهایی را به تهران سازمان‌دهی کند.

یکی دیگر از میهمانان عجیب در جلسه نمایندگی در هفته گذشته، روزبه پارسی، برادر تریتا پارسی، یکی از طرفداران شناخته‌شده درزمینهٔ روابط نزدیک با جمهوری اسلامی است که ریاست گروه لابی اصلی رژیم تهران را در واشینگتن به نام نایاک NIAC بر عهده دارد. تریتا پارسی همین اخیراً یک پرونده را در دادگاه واشینگتن دی. سی. علیه تبعیدیان ایرانی باخت. وی آن‌ها را متهم کرده بود که با معرفی او به‌عنوان یک لابی رژیم، وی را بدنام کرده‌اند.

روزبه که مانند برادرش در جلسات نایاک NIAC در ایالات‌متحده شرکت می‌کند، ارتباط نزدیکی با سفارت رژیم ایران در پاریس برقرار می‌کند و در محافل سیاست‌گذاری مربوط به ایران در اتحادیه اروپا شغل مؤثری کسب کرده است. از ژوئن ۲۰۰۹، او عضو پژوهشگر مؤسسه امنیت اروپا در پاریس است. به‌رغم سیاست جدید اتحادیه اروپا برای تحمیل تحریم‌ها، وی از افزایش تجارت و تعامل با رژیم ایران حمایت می‌کند و درعین‌حال (تلاش می‌کند افراد را از) حمایت از مخالفان واقعی مصرف سازد.

در این نشست هفته گذشته، آقای ماریو مائورو، رهبر گروه EPP ایتالیا، با عصبانیت هیئت (رابطه با رژیم) ایران را متهم به این کرد که به «نمایندگی سفارت رژیم ایران در پارلمان اروپا» تبدیل‌شده است.

شخص اصلی کارزار علیه آقای سالاتو، عضو آلمانی هیئت سبزها، زابینه مایر است که ناظران او را «رئیس دوفاکتو» هیئت (رابطه با رژیم) ایران می‌نامند.

هیئت رابطه با (جمهوری اسلامی) در پارلمان اروپا، در دسامبر ۲۰۰۹، یک مزدور دیگر رژیم بتول سلطانی را فراخواند تا علیه مجاهدین خلق سخنرانی و شیطان‌سازی کند. در پایان بحث، نماینده پارلمان اروپا جفری ون آوردن Orden، یکی از محافظه‌کاران ارشد انگلستان، از این رویداد انتقاد کرد (و گفت): «من طرفدار مجاهدین خلق نیستم، اما تبلیغات تحت حمایت حکومتی را می‌فهمم و متأسفم که این نمایندگی در حال تبدیل‌شدن به ابزاری برای اطلاعات غلط رژیم تهران است».

طی یک کنفرانس در پاریس در سال ۲۰۱۲، سرهنگ دوم لئو مک‌کلاسکی که به‌عنوان بخشی از نیروی حفاظت در کمپ اشرف در خدمت نیروهای آمریکایی بود، نشان داد که چگونه سلطانی پس از ترک عراق به استخدام رژیم ایران درآمده و چگونه «به دستور نیروی قدس- یک شاخه سپاه پاسداران رژیم ایران به‌عنوان مأمور حکومت ایران» به اشرف بازگردانده شد.

این هم گزیده‌یی از یک مقاله دیگر است که روشن می‌کند چگونه سفارت رژیم ایران در بروکسل فعالیت‌های خود را در پارلمان اروپا از طریق برخی از کارمندان دوست در این پارلمان انجام می‌دهد:

نمونه‌هایی از سوابق برخی از افراد

رفسنجانی با الدار مامدوف تهران اکتبر ۲۰۱۳ منبع: گراند ریپورت

نمونه‌هایی از سوابق برخی از افراد و رفتن آن‌ها به پارلمان اروپا

به‌منظور شیطان‌سازی جنبش اپوزیسیون

داوود باقروند ارشد در دهه ۱۹۸۰ وقتی در انگلیس دانشجو بود به‌عنوان هوادار مجاهدین داوطلب شد به صفوف آن‌ها در عراق بپیوندد. در سال ۲۰۰۴، او اعلام کرد که دیگر قادر به تحمل سختی‌ها نیست و از قرارگاه مجاهدین خلق در عراق اخراج شد. او سپس به ایران رفت و بعد هم با رژیم ایران شروع به کارکرد و چندین مقاله علیه مجاهدین خلق در داخل ایران منتشر کرد تا اپوزیسیون را شیطان‌سازی کند. در سال ۲۰۱۴، باقروند، ایران را تحت عنوان یک تاجر ترک کرد و قصد داشت در آلمان برنامه‌های رژیم تهران را در خارج از کشور پیش ببرد. او در ماه‌های اخیر به پارلمان اروپا در بروکسل رفته است.

غلامرضا صادقی جبلی (بانام مستعار رضا صادقی) اوایل دهه ۱۹۸۰ پس از دستگیری در ایران و همکاری با رژیم، آزاد شد و بعدها زمانی که در کانادا به دنبال پناهندگی بود، با یک زن کانادایی ازدواج کرد و یک فرزند داشت.

در سال ۱۹۹۵، بر اساس شکایت همسر سابقش به خاطر ربودن این کودک که طبق حکم دادگاه در اختیار مادرش بود، از طرف انترپل به خاطر آدم‌ربایی فرزندش تحت حکم بازداشت قرار گرفت. او قبل از فرار به آمریکا که در آنجا می‌توانست سابقه خود را مخفی کند کودک را به ایران فرستاد. وی به هواداران مجاهدین مراجعه و درخواست کرد که به عراق برای پیوستن به صفوف آن‌ها اعزام شود.

درزمانی که در عراق بود، او توسط یکی از زندانیان سیاسی سابق که در زندان‌های آخوندها مدتی با او بود شناسایی شد. آن فرد به مسئولان مجاهدین درباره همکاری او با رژیم گفت و صادقی جبلی از سازمان مجاهدین خلق اخراج شد و به تیف و ازآنجا به ایران رفت.

در سال ۲۰۰۷ او در چندین جلسه سازماندهی‌شده توسط رژیم تهران با نمایندگان پارلمان پارلمان اروپا و پارلمان انگلیس تحت عنوان «یک عضو سابق تواب سازمان مجاهدین» شرکت کرد. او بعداً به عراق فرستاده شد تا به رژیم ایران در سرکوب پناهندگان ایرانی در کمپ اشرف کمک کند که در آنجا هنگام نزدیک شدن به کمپ توسط ارتش آمریکا دستگیر شد. در اواخر سال ۲۰۰۹ او به بروکسل فرستاده شد تا به سازمان‌دهی فعالیت‌های مزدوران رژیم ایران در پارلمان اروپا کمک کند. او در دسامبر ۲۰۱۰ توسط یک حکم اینترپل در بلژیک به اتهام ربودن کودک دستگیر و به کانادا استرداد شد.

به گزارش تورنتو سان، روز ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۲، دادگاه عالی آنتاریو غلامرضا صادقی جبلی را به ۲۲ ماه زندان و ۲ سال زندان تعلیقی به اتهام ربودن کودک محکوم کرد. پس از سپری کردن حکم خود در زندان، به بروکسل بازگشت و همچنان (کارش را) برای تسهیل دسترسی نمایندگان رژیم ایران به پارلمان اروپا ادامه داده است.

قربانعلی حسین‌نژاد در آوریل ۲۰۱۲، سازمان مجاهدین را در کمپ لیبرتی ترک کرد و به هتل مهاجر در بغداد رفت که تحت کنترل وزارت اطلاعات بود. ازآنجا، او شروع به همکاری با رژیم کرد و کارزار دروغ‌پردازی علیه مجاهدین خلق را در ارتباط با وب‌سایت‌های مختلف وابسته به رژیم ایران در عراق آغاز کرد و نوشته‌هایش در رسانه‌های عراقی توسط رژیم برای توجیه سرکوب و کشتار ساکنان بی‌دفاع در کمپ لیبرتی مورداستفاده قرار گرفت.

او در خارج از کمپ اشرف در یک مأموریت شناسایی، قبل از یورش به این کمپ توسط مردان نقاب‌دار وابسته به رژیم ایران دیده‌شده بود در حمله مزبور که در سپتامبر ۲۰۱۳ رخ داد ۵۲ تن به قتل رسیدند. حسین نژاد بعداً توسط رژیم ایران به فرانسه فرستاده شد.

در ژانویه سال ۲۰۱۵، او توسط پلیس فرانسه در آور سور اواز برای جاسوسی علیه دفتر مرکزی اپوزیسیون دستگیر شد و در زمان بازداشت اعتراف کرد که توسط یک وابسته اطلاعاتی سفارت رژیم ایران در پاریس که ماهانه مبالغی را به او پرداخت می‌کند به آور فرستاده‌شده است. او در ماه‌های اخیر همراه با دیگر عوامل رژیم ایران، چند بار به پارلمان اروپا رفته است.

عیسی آزاده مجاهدین خلق را در اردوگاه لیبرتی در ژانویه ۲۰۱۳ ترک کرد و به هتل مهاجر در بغداد رفت که تحت کنترل وزارت اطلاعات بود. او توسط رژیم استخدام شد و گفته می‌شود اطلاعات زیادی در مورد ساکنان کمپ لیبرتی و کمپ اشرف (اطلاعات شخصی، مختصات ساختمان‌ها و غیره) را به رژیم داد که توسط رژیم برای انجام چندین حمله موشکی به کمپ لیبرتی که منجر به کشته و زخمی شدن پناهندگان بی‌دفاع شد، مورداستفاده قرار گرفت

او در دسامبر ۲۰۱۳ با استفاده از یک گذرنامه ایرانی، با یک پرواز مستقیم از تهران وارد آلمان شد. او در آلمان نماند بلکه به فرانسه رفت. بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ چند بار به همراه سایر عوامل رژیم ایران به پارلمان اروپا مراجعه کرد.

بتول سلطانی در روز ۶ دسامبر ۲۰۰۶، کمپ اشرف در عراق را ترک کرد و به تیف رفت. طی اقامتش در تیف، مجاهدین خلق، بر اساس دلایل بشردوستانه به وی تحت نظارت افسران نظامی ایالات‌متحده، پول، کامپیوتر، لباس و دیگر ملزومات را دادند. رسیدهای او برای دریافت همه این اقلام همراه با نامه‌هایی از قدردانی وی از مجاهدین خلق، که در آن بیان می‌کند که مجاهدین را فقط به این خاطر که نمی‌تواند مبارزه را ادامه بدهد ترک کرده، موجود است.

در طول اقامتش در تیف، او به‌تدریج توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران استخدام شد. سرانجام سلطانی در تاریخ ۱۴ ژانویه سال ۲۰۰۸ تحت نظارت صلیب سرخ بین‌المللی از عراق به ایران منتقل شد. به‌طور شگفت‌انگیزی، تنها ۳ هفته بعد او توانست پاسپورت ایرانی بگیرد و در تاریخ ۱۰ فوریه ۲۰۰۸ وارد فرودگاه بغداد شود. (کپی پاسپورت او بر روی اینترنت موجود است).

نتیجه‌گیری

همان‌طور که در آخرین گزارش‌های سرویس‌های امنیتی اروپا تأییدشده است، سرویس‌های اطلاعاتی رژیم ایران بیش از هر زمان دیگری در خاک اروپا فعال هستند. روش‌های آن‌ها طیفی از ارعاب و ترور شخصیت تا حذف فیزیکی را در برمی‌گیرد. هدف اصلی آن‌ها اپوزیسیون دموکراتیک ایران و هواداران آن است.

در سال ۱۹۹۷، بعد از این‌که ترور ۴ مخالف کرد ایرانی در رستوران میکونوس برلین، توسط دادگاه عالی عدالت آلمان، با مقامات رژیم ایران در بالاترین سطوح مرتبط شناخته شد، اتحادیه اروپا تصمیم گرفت تمامی مأموران اطلاعات رژیم ایران را از کشورهای عضو این اتحادیه اخراج کند.

با توجه به وضعیت امنیتی فعلی اروپا، حضور مجدد بسیاری از عوامل رژیم ایران در اروپا که دسترسی آن‌ها به اتحادیه اروپا پس از توافق اتمی تسهیل شده است و با توجه به وضعیت امنیتی که به‌ویژه نظر به قتل اخیر یک مخالف ایرانی در ترکیه که در لیست ترور رژیم ایران بوده بدتر شده است، بیش از هر زمان دیگری لازم است که اتحادیه اروپا و کشورهای عضو، اقدامات پیشگیرانه را اتخاذ کنند و به‌طور ویژه به تلاش عوامل رژیم ایران برای دسترسی به نهادهای پارلمانی اروپا توجه کنند.

منبع: کتاب وزارت اطلاعات رژیم ایران فعال در اروپا کمیته بین‌المللی در جستجوی عدالت بروکسل-اکتبر ۲۰۱۷

ادامه مطلب...

نگاهي به جاسوسي زهرا لاريجاني


iran e8f1aهر روز كه غارت و چپاول اموال مردم محروم اوج مي گيرد ابعاد تازه اي از آنروي سكه اين غارتگريها، توسط سران رژيم و فرزندان كثيف شان افشا مي شود در همين رابطه آمدنیوز بعنوان يك خبر اختصاصي نوشت : «زهرا لاریجانی» در منزل خود تحت «بازداشت خانگی» قرار گرفت/ ۳.۸ میلیون یورو دارایی بانکی زهرا لاریجانی

اين سايت در قسمت اول گزارش خود نوشت : زهرا لاریجانی» دختر شیخ «صادق لاریجانی» رئیس قوه قضائیه که در بازجویی‌های چهارصد صفحه‌ای خود، به مراودات خود با عناصر امنیتی انگلستان و ارائه اطلاعات سری کشور به بیگانگان اعتراف کرده، از بازداشت موقت آزاد و به «حبس خانگی» منتقل شده است.

به گزارش منابع خبری «آمدنیوز»، در حالی‌که پرونده جاسوسی «زهرا لاریجانی» برای سفارت انگلستان در تهران باعث حساسیت و سردرگمی مقامات ارشد امنیتی سازمان حفاظت اطلاعات سپاه و مقامات ارشد نظام شده، وی در روز یک‌شنبه ۲۳ مهرماه از بازداشت موقت آزاد و در منزل خود در غرب تهران تحت بازداشت خانگی قرار گرفته است.

گردش‌کار و جزئیات بازجویی‌ها، حکایت از اطلاع پدر وی از روند جاسوسی دخترش برای انگلستان داشته که گردش‌کار مربوطه توسط «وحید حقانیان» معاون امور ویژه بیت خامنه اي در اختیار «سیدابراهیم رئیسی» دادستان دادگاه ویژه روحانیت قرار گرفته تا این مقام قضایی با تکمیل پرونده، مقدمات محاکمه «صادق لاریجانی» رئیس قوه قضائیه را فراهم آورد. «ابراهیم رئیسی» که بسیار جاه‌طلب و جویای مقام است، این پرونده را با این امید پیگیری می‌کند که بتواند به عنوان جایگزین «صادق لاریجانی» بر صندلی ریاست قوه قضائیه تکیه بزند.

برخی کارشناسان ارشد امنیتی به منابع خبری «آمدنیوز» اطلاع داده‌اند که «زهرا لاریجانی» در طول دوران بازجویی خود، «بر روی مبل»، «با خاطری آسوده»، از «موضعِ برتر» و با «سرو غذاهایِ رنگین»، تحت بازجویی قرار گرفته که این نوع بازجویی نمی‌تواند اعترافات واقعی متهم را نسبت به اقدامات خود، به همراه داشته باشد.

بازجویان سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران در تحقیقات خود از این پرونده جاسوسی دریافته‌اند که «زهرا لاریجانی» از سال ۱۳۹۴ تا کنون، بالغ بر دوازده بار از کشور خروج کرده که تمامی این خروج‌ها بدون ثبت «مهر خروج» از کشور در فرودگاه امام خمینی تهران بوده است. این بازجویان به دلیل این‌که نتوانسته‌اند از بیمِ «صادق لاریجانی» و «فرماندهان ارشد» خود، به «زهرا لاریجانی» در بازجویی‌ها فشار بیاورند، از کشف علت اصلی «عدم درج مهر خروج از کشور در گذرنامه» وی باز مانده‌اند و این موضوع مهم (که خود از مصادیق جاسوسی و خروج غیرقانونی از کشور است) به کلافی پیچیده برای آنان تبدیل شده است. برخی حدس و گمان‌ها بر این است که وی یا گذرنامه دیگری دارد که وجود این گذرنامه را در اعترافات خود بیان نکرده یا با هماهنگی «اداره خروج دفتر نهاد ریاست ‌جمهوری در اداره گذرنامه» برای عدم ثبت مهر خروج بر روی پاسپورت، از کشور خارج شده است. این در حالی است که «اداره خروج گذرنامه»، تحت کنترل مأموران وزارت اطلاعات قرار دارد.

در قسمت دوم اين گزارش كه شنبه 29 مهر منتشر گرديد آمده است :

اختصاصی: «زهرا لاریجانی» در منزل خود تحت «بازداشت خانگی» قرار گرفت/ ۳.۸ میلیون یورو دارایی بانکی زهرا لاریجانی

دوازده خروج‌ «زهرا لاریجانی» از کشور، به سمت کشورهای «ترکیه» و «امارات متحده عربی» بوده و مهر ورود به فرودگاه‌های این دو کشور در گذرنامه وی ثبت شده است.

بازجویان هم‌چنین دریافته‌اند که «زهرا لاریجانی» رئیس هیئت مدیره یک شرکت بازرگانی عمده در کشور ترکیه است که این شرکت را با نام «شرکت سهامی خاص آفا تریدینگ» (Afa Traiding) از مدت‌ها قبل به ثبت رسانده و حساب مالی این شرکت نیز در «HALKBANK» (هالک بانک) ترکیه قرار دارد. مدیرعامل این شرکت دکتر «پینار تاشکرین» است و دفتر آن در ساختمان مرکز تجارت جهانی در نزدیکی فرودگاه استانبول قرار دارد. در حساب شماره بسیار محرمانه‌ی بانکی این شرکت (TR32000120098880006R000781) در «هالک بانک»، مبلغ سه میلیون و هشتصد هزار یورو (۳/۸۰۰/۰۰۰ یورو) وجه نقد وجود دارد که این مبلغ تنها با امضاء دختر رئیس قوه قضائیه قابل برداشت است.

برخی کارشناسان معتقدند به احتمال زیاد، حساب‌های شخصی مالی «صادق آملی لاریجانی» نیز در این بانک نگهداری می‌شود و بخشی از این مبلغ می‌تواند متعلق به رئیس قوه قضائیه باشد. اما به خاطر آن‌که بازجویان نتوانسته‌اند با وی «برخورد سخت» نشان دهند، این احتمالات در حد گمانه‌زنی باقی مانده است.

از سوی دیگر از «زهرا لاریجانی» در یکی از بانک‌های ابوظبی به نام «ADCB» نیز مبلغ چهارصد هزار درهم (۴۰۰/۰۰۰ درهم) سپرده‌ی مالی کشف شده است. وی بارها از طریق «صرافی گاندی» در تهران، این مبالغ را به حساب‌های ارزی خود منتقل کرده است.

«زهرا لاریجانی» در بخشی از اعترافات چهارصد صفحه‌ای خود اقرار کرده که «اطلاعات سهامداران» دو بانک بزرگ «EIH» (بانک ایران و اروپا) در آلمان و «هالک بانک» ترکیه را به عناصر امنیتی سفارت بریتانیا در تهران منتقل کرده است.سهامداران این دو بانک از نیروهای امنیتی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و برخی مقامات امنیتی هستند. وی هم‌چنین اطلاعات چند شرکت بزرگ بازرگانی پوششی در کشورهای ترکیه و آلمان را که متعلق به نیروهای امنیتی کشور است، به عناصر امنیتی سفارت بریتانیا در تهران منتقل کرده است.

«زهرا لاریجانی» در بخش دیگری از اعترافات خود به «کار چاق کنی» پرونده‌های کلان فساد مالی در قوه قضائیه نیز اعتراف کرده است. علی‌رغم آن‌که تحصیلات «زهرا لاریجانی» در رشته‌ی روانشناسی است، وی مؤسسه‌ای حقوقی‌ را تأسیس و با استخدام تعدادی از وکلا در این مؤسسه، با واسطه پدر، عمو و سایر مدیران ارشد قوه قضائیه، احکام قضائی به نفع موکلان این مؤسسه را اخذ و مبالغ معتنابهی کارمزد برای این‌ «کار چاق‌کنی»ها دریافت کرده است.

وی اقرار کرده است که با خانواده‌ی «عباس جعفری دولت‌آبادی» دادستان تهران و «محمدجعفر منتظری» دادستان کل کشور مرتبط بوده و پرونده‌های قضائی را از طریق این افراد دریافت و احکام را به نفع موکلین مؤسسه حقوقی خود دریافت کرده است.

 

ادامه مطلب...

گینگریچ :تغییر رژیم ایران به نفع مردم این کشور است

 

 

siasi 418e0.گرینگریچ: تغییر رژیم دیکتاتوری ایران در راستای منافع بلند مدت آمریکا است و باید اینکار انجام شود و مردم ایران از آن سود خواهد برد

نیوت گینگریچ، رئیس پیشین مجلس نمایندگان آمریکا روز جمعه ۲۸ مهر در نشستی به میزبانی سازمان جوامع ایرانیان آمریکا سخنرانی کرد. این نشست با عنوان «مسیر آینده سیاست آمریکا در قبال ایران» در باشگاه ملی مطبوعات با مدیریت لینکلن بلومفیلد معاون پیشین وزرای خارجه و دفاع برگزار شد.
نیوت گینگریچ، می گوید تغییر «رژیم دیکتاتوری ایران» در دراز مدت منافع آمریکا را تامین می کند و به نفع مردم ایران است.
گینگریچ افزود: تغییر رژیم دیکتاتوری ایران در راستای منافع بلند مدت آمریکا است و باید اینکار انجام شود و مردم ایران از آن سود خواهد برد.
وی افزود: در استراتژی پرزیدنت ترامپ برای مقابله با ایران، از سپاه پاسداران یاد شده است. سپاه قبل از اینکه حتی ما بدانیم، با ما در جنگ بود. تحریم کامل و موثر این گروه چالش بزرگی است که باید همه توان دولت آمریکا برای اینکار بسیج شود.
نشست روز جمعه در حالی در باشگاه ملی مطبوعات برگزار شد که از مجموعه برنامه های سیاست در قبال ایران است که توسط سازمان جوامع ایرانیان آمریکا برگزار می شود.

ادامه مطلب...

منتخب ویدئوکلیپ