Menu
مهرداد هرسینی

مهرداد هرسینی

«رهبر موقت» عصاره متعفن ولایت

moghavemat1 eb18d
عصاره متعفن ولایت به مانند سلف تاریخی خود، شیخ فضل الله نوری، در قیاسی مع الفارق میلیون ها ایرانی بجان آمده از جور، ظلم و ستم آخوندی را «مگس روی زخم» خطاب کرد.

به یقین چنین بی احترامی عامدانه از سوی خامنه ای که منطقا باید «مظهر فهم و کمالات»!! در یک دیکتاتوری مذهبی و غیر متعارف باشد، نه اولین آن و نه آخرین از نوع خود خواهد بود، حداقل تا زمانیکه مردم حساب خود را با این رژیم خون ریز، فاسد و غارتگر تعیین و تکلیف نکرده اند.
همچنین بکارگیر چنین واژه هایی سخن از اسرار و رازهای مگو و پشت پرده نظامی سرکوبگر را دارند که بنا کرده است تا دیگربار دست به قتل عام گسترده اسرا و قیام کنندگان بزند.طی هفته های گذشته بوفور چنین واژه هایی از دهان کف آلود متولیان و کارگزاران رژیم تکرار شده است، واژه هایی مانند «بزغاله، آشغال، گوساله» و یا بقول آخوند روحانی «یک اقلیت کوچک» تماما ترجمان سخنان سردمدار و رهبر نظامی است که اکنون ضمن فحاشی آشکار به مردم، شمشیر سرکوب را علیه جوانان و نوجوانان قیام کننده از رو بسته است.براین سیاق شاهد بودیم که هنوز جوهر سخنان «گهربار» مقام معظم و سکاندار کشتی سوراخ سوراخ شده ولایت خشک نشده، آخوند صدیقی نماینده خامنه ای در نمایش جمعه تهران (۲۲ دی ۱۳۹۶) با اعتراف به ابعاد وسیع تظاهرات در شهرهای کشور، قیام کنندگان را «اشغال» خطاب کرد و افزود: «اجتماع ملت، دریایی ایجاد کرد و آشغال ها را شست و تمیزکرد».
همچنین جلالی پور، یک پاسدار شکنجه گر حکومتی که اکنون لباس «اصلاح طلبی» بتن کرده، قیام کنندگان را «کرکس» نامید.
به موازات این علائم ونشانه ها و ابراز چنین سخنان و فحاشی هایی از سوی کارگزاران ریز و درشت رژیم و صرفنظر از فرهنگ منحط آخوندی و لفاظی های متولیان حکومت علیه لشکر گرسنگان، باید به ابعاد سرکوب طی هفته های اخیر در میهن امان اشاره نمود.اکنون کمتر روزی نیست تا جنازه اسیران و بازداشتی ها در بیابان ها، جاده ها و شهرهای کشور یافت نشوند. بکارگیری سسیتماتیک شکنجه برای «اعترافات اجباری» به همراه خوراندن مواد سمی و دارو به دستگیرشدگان با ادعای دروغین «خودکشی» اسیران در سیاهچال های کشور، تماما نشان از تصمیم حاکمیت برای منکوب نمودن مردم و قیام کنندگان را دارند.براساس داده های مقاومت ایران قریب هشت هزار نفر طی هفته های اخیر در شهرهای مختلف دستگیر شده اند. از آمار دقیق قتل، کشتار و مثله مثله کردن زندانیان بدلیل شرائط بسته زندان ها و نبود وکیل و نظارت سازمان های حقوق بشری، هنوز نمی توان با قاطعیت رقم دقیقی ارائه داد، اما وجود «۹۰ درصد دستگیر شدگان زیر ۲۵ سال» که «۳۵ درصد آنان دانش آموزان» می باشند و همچنین موارد بسیاری از شکنجه شدگان در شهرهای کوچک، بویژه در بخش های امنیتی مانند استان کردستان، اراک، زنجان، مرکزی و یا خوزستان بخوبی آینه تمام قدی از جباریت ساری و جاری در زندان های رژیم می باشند.دراین رابطه خانم مریم رجوی ضمن هشدار به جامعه بین المللی اعلام کرد: «آتش گشودن به روی تظاهرکنندگان، دستگیریهای جمعی و به شهادت رساندن زندانیان زیر شکنجه که این روزها توسط دژخیمان نظام ولایت فقیه در شهرهای مختلف ایران جریان دارد، بدون تردید از مصادیق جنایت علیه بشریت است و از سوی جامعه بین المللی اقدام فوری می طلبد. سکوت در برابر این جنایتها، فاشیسم دینی حاکم بر ایران را در ادامه و استمرار این جنایات جری تر می کند».همچنین علائم و نشانه های این بربریت را وزیر دادگستری در دولت آخوند روحانی اینگونه به تصویر کشیده است: «در رابطه با بازداشتی‌ها یکی از موضوعاتی که همه از جمله مقام معظم رهبری و روسای قوا بر آن اتفاق نظر داشتند، این بود که یک سری اتفاقاتی افتاده و در آن افراد مختلف با انگیزه‌های گوناگون ورود پیدا کرده‌اند که باید آنها را تفکیک کنیم». (خبرگزاری حکومتی ایسنا ۲۸ دی ۱۳۹۶)براین منطق از هم اکنون می توان با براه افتادن ماشین «تفکیک» که ترجمان همان شیوه های فاشیسم هیتلری در اردوگاه های مرگ نازی می باشد، سرکوب خونین، شوه های تلویزیونی و اعترافات دروغین و تماما ساختگی از سوی وزارات بدنام اطلاعات را در آینده نزدیک شاهد بود و بدین سان به عمق رذالت و دنائت سازمانداده شده حکومتی علیه قیام کنندگان رسید.

قوز بالا قوز شد!

maghalat f405cاز قدیم الایام گفته اند، طرف اومد زیرابرو رو شو برداره، زد چشمو و چالشو کور کرد.

حال این حکایت سفر محمدجواد ظریف به بروکسل برای چفت و بست کردن وضعیت نامتعادل توافق نامه برجام شده است.

خامنه ای طلسم شکسته و غرق در بحران با گسیل رئیس دیپلماسی ورشکسته حکومت برای بدست آوردن دل بازماندگان سیاست مماشات در اتحادیه اروپا، به اشتباه بر این باور بود که عنقریب به ضرب پول‌های بادآورده نفتی و قراردادهای اقتصادی خواهد توانست سمت سوی شتابان علیه مطامع کشور گشایانه و تروریستی حکومت را ترمز زده و آن را مهار نماید؛ اما یکبار دیگر تجربه کرد که با وجود تمامی اختلاف نظرها در جامعه بین‌المللی بر سر «حفظ» یا «خروج» از برجام، کشورهای ذیربط بر سر اصلی‌ترین سیاست‌های مخرب دیکتاتوری ولی‌فقیه نقطه نظرات مشابه و همخوانی دارند.در این رابطه وزیر خارجه فرانسه در کنفرانس مطبوعاتی بروکسل که ظریف را در آن شرکت نداده بودند، گفت: «همه طرف‌های امضاکننده باید (برجام) را رعایت کنند... اما (توافق اتمی) به این معنی نیست که ما سایر نقاط اختلاف را که هم در زمینه بالستیک و هم در زمینه اقدامات (رژیم) ایران در سراسر منطقه وجود دارند... پنهان کنیم». (سایت مجاهدین خلق ۲۲ دی ۱۳۹۶)

مشابه چنین نقطه نظراتی نیز از سوی وزیر خارجه آلمان و انگلیس نیز ابراز گردیده است، امری که بخوبی مبین شکست رژیم برای کشاندن اتحادیه اروپا به باتلاق سیاست‌های مخرب خود دارد.

بر این منطق مشاهده می‌شود که واقعیت‌ها و داده‌های این سفر که به یقین شکست سنگینی برای دیکتاتور جبار بود، تصویر دیگری را به جهانیان نشان داده‌اند. در یک کلام سفر ظریف به بروکسل که مورد اعتراض گسترده ایرانیان و اشرف نشانان و همچنین مدافعان حقوق بشر قرارگرفته بود، به موضوعات مهم دیگری مانند «پروژه‌های موشک‌های بالستیک» و نیز «دخالت‌های تروریستی» رژیم در منطقه کشیده شد.پیش از برگزاری این دور از مذاکرات، وزارتخارجه فرانسه نیز در بیانیه‌ای موضوع صریح این کشور در رابطه با سیاست‌های مخرب دیکتاتوری ولی فقیه را منتشر نمود. در این بیانه از جمله تاکید شده است: «برنامه موشک بالستیکی ایران با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت مطابقت ندارد و عامل بی‌ثباتی منطقه است. اطلاعاتی که درباره انتقال موشکها و کمکهای ایران به کشورها و موجودیت‌های غیردولتی منطقه وجود دارد یک عامل نگرانی جدی هستند. به همین دلیل برنامه موشک بالستیکی ایران باید به چارچوب کشیده شود» (همان منبع بالا)به موازات این تحولات که به گفته بسیاری از ناظران به «قوز بالا قوز» برای خامنه ای تبدیل گردیده است، باید به اساسی‌ترین موضوع مردم ایران یعنی نقض شدید حقوق بشر در دیکتاتوری مذهبی آخوندی اشاره نمود.

به یقین دست دادن به نماینده یک دیکتاتور خون ریز که میلیون ها ایرانی با شعارهای کوبنده «مرگ بر خامنه ای» وی را تا زباله دان تاریخ مشایعت می کنند، نه تنها جای افتخار ندارد، بلکه مایه شرم و لکه ننگی برای حقوق بشر نوین می باشد.این واقعیتی است که مردم ایران و قربانیان این رژیم خودکامه اکنون از بازماندگان سیاست مماشات سوال کرده و آن را به چالشی جدی در زمینه حقوق بشر می کشند.

حقوق بشر جهان شمول است و در این هیچ جای شک شبهه ای نیست. ماده ۲ بیانیه جهانی حقوق بشر بصراحت تاکید دارد: «میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمرو قضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد».بر این منطق باید گفت، آری حقوق بشر «خوب و مفید» است، اما برای همه، بویژه برای ملت هایی مانند ما ایرانیان که اکنون زیر ستور گزمگان ارتجاع مذهبی، بنیادگرایی و تروریسم دولتی در حال «جان دادن» می باشند. لذا نباید و نمی توان موضوع حقوق بشر را با دو عینک متفاوت دید و یا نسبت به آن اغماض نمود.ما با یک دیکتاتور خون ریز مذهبی سروکار داریم که جهانیان در قیام اخیر مردم طی هفته‌های گذشته به گوشه‌ای از ابعاد دنائت، سبوعیت و بربریت آن صحه گذاشته‌اند. تصاویر سرکوب خونین مردم، چاقو بدستان و قمه کشان خامنه ای علیه نوجوانان، زنان و مردم بجان آمده و زدن تیر خلاص بر سر و صورت تظاهر گنندگان و از همه مهم تر عربده‌کشی‌های حاکم قهار در سخنرانی اخیرش، بخوبی مبین وجود ابعاد سرکوب در ایران می باشند. بنابرداده‌های مقاومت ایران تنها بیش از ۸۰۰۰ نفر طی هفته‌های اخیر در شهرهای میهن دستگیر شده‌اند.از آمار مفقودین تا نگارش این نوشتار هیچ خبری در دست نیست و شکنجه و کهریزکی کردن دستگیر شدگان که نمونه‌های آن را در قتل شهید «سهراب قنبری»، «وحید حیدری» و «محسن عادلی» زیر شکنجه می‌بینیم، تنها گوشه‌هایی از این سبوعیت و بربریت ساری و جاری در زندان‌های ایران می باشند.

در این رابطه پیشتر شورای ملی مقاومت (۱۹ دی ۱۳۹۶) تاکید کرده بود: «هزاران زندانی دیگر قیام در شرایط سخت و نامشخصی در زندانهای مختلف کشور به‌سر می‌برند و بسیاری از آنها تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند. گفته می‌شود برخی دیگر از بازداشت‌شدگان نیز زیر شکنجه به شهادت رسیده اند».

شورای امنیت – اقدامی نمادین علیه نقض حقوق بشر در ایران

maghalat 6fccdسرانجام پس از دهه‌ها تلاش و کوشش مردم و مقاومت ایران، پرونده خونین نقض حقوق بشر در ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری ولی‌فقیه روز جمعه گذشته در دستور کار شورای امنیت ملل متحد قرار گرفت.

صرف‌نظر از نتایج حاصله از جلسه شورا و بحث‌های رد و بدل شده میان نمایندگان عضو این شورا و صرف‌نظر از تلاش‌های پشت پرده رژیم آخوندی و اذناب اقتصادی آن برای منحرف نمودن موضوع سرکوب خونین مردم ایران و قیام کنندگان، به یقین این اقدام نمادین تحولی بزرگ در راستای حقوق بشر نوین و نخستین پیروزی برای تمامی حامیان حقوق انسانی به‌ویژه مقاومت ایران می‌باشد.
سخن از خواسته‌ای است که اکنون با گذشت بیش از سه دهه از استقرار دیکتاتوری مذهبی در ایران همواره در رأس خواسته‌ها، تلاش‌ها و اهداف مجاهدین و مقاومت ایران بوده است.اعتراف سران سرکوبگر رژیم بر نقش مجاهدین در راه افتادن سیل بین‌المللی علیه دیکتاتوری ولی‌فقیه را پاسدار مقدم فر اینگونه به تصویر کشیده است: «دم خروس رو اینها نشان دادند چطور؟ بلافاصله ترامپ آمد موضعگیری کرد... اینها اگر... اینطور موضعگیری نمی‌کردند یعنی منافقین نمی‌آمدند اطلاعیه حمایتی بدهند و موضعگیری کنند رسانه هاشون فعال بشوند... این‌قدر زود هول شدند اینها سریع یا ترامپ بیاد سخنگوی وزارت‌خارجه شون بیاد وزیر خارجه شون موضع بگیره دیگران چقدر هول و با سرعت دو روز سه روز از حوادث گذشته بود سریع آمدند».به موازات این روند مهم، وجود ۶۴ قطعنامه علیه نقض حقوق بشر در ایران و وجود گزارشگر ویژه برای رسیدگی به سرکوب، اعدام، دستگیری و بربریت ساری و جاری در ایران، خود به‌خوبی مبین وجود واقعیتی بنام «سرکوب سیستماتیک» از سوی دیکتاتوری ولی‌فقیه در میهن امان می‌باشد.

به موازات این واقعیات نیز اکنون مردم جهانی به عینه می‌بینند که این دیکتاتوری خون‌ریز چگونه با گلوله بست جوانان، زنان باردار و اقشار به جان آمده علیه ظلم، ستم، و با گسیل گزمگان ولایت و حکومتی نظامی اعلام نشده، مذبوحانه تلاش دارد تا قیام را در نطفه خفه کند.

دستگیری‌های کور، قطع شبکه‌های اینترنتی و به‌ویژه شبکه‌های مجازی، کهریزکی کردن دستگیر شدگان برای نمایش‌های تلویزیونی و یا اعدام‌های هرچه بیشتر و به صحنه آوردن فرماندهان مزدور سپاه، بسیج و ارتش و یا ایجاد فضای امنیتی شدید در شهرهای کشور آینه تمام قد سرکوب خونین مردم و گرسنگان در ایران می‌باشند.نماینده آمریکا در شورای امنیت، نیکی هیلی با اشاره به واقعیت‌های غیرقابل انکار از وضعیت بحرانی در ایران آخوند زده می‌گوید: «طی هفته گذشته آنچه که در کشور ایران اتفاق افتاده، چیزی است که جهان باید به آن توجه کند. این واقعه خود بیان خودجوش حقوق بشر است. مردم ایران در بیش از ۷۹ نقطه در سراسر کشور بپا خاسته‌اند. این نمایش قدرتمندی از سوی مردم شجاعی است که آنقدر جانشان از دولت سرکوبگر خود به لب رسیده که حاضرند در اعتراض علیه آن، جان خود را به‌خطر بیندازند. جهان باید شجاعت آنها را تحسین کند».بر این منطق است که باید به جوهر این جلسه مهم و اساسا بردن این پرونده خونین به شورای امنیت ملل متحد نگریست. خامنه‌ای طلسم شکسته با ترفندها و بکارگیری تمامی امکانات مردم ایران تلاش نمود تا جلسه شورا را از واقعیت‌های روز در ایران منحرف نماید. دروغگویی های مشمئز کننده نماینده دیکتاتوری جلسه شورا و وارونه نمایی واقعیت‌های غیرقابل انکار در ایران و به‌ویژه سرکوب خونین قیام کنندگان که صحنه‌های دردآور آن را اکنون جهانیان در رسانه‌های خارجی و شبکه‌های مجازی به‌وفور می‌بینند، تنها گوشه‌ای از این تلاش‌های مذبوحانه بود.همچنین در این راستا باید به یاوه‌گویی‌های رژیم در جلسه شورای امنیت مبنی بر عدم مداخله دیگر کشورها «در امور داخلی ایران» اشاره نمود. این درخواست عوام فریبانه در حالی صورت گمی گیرد، که بنا بر تمامی شواهد، دیکتاتوری خون‌ریز ولایت ید طولایی در دخالت در کشورهای منطقه، شاخ آفریقا و آسیای میانه دارد.

ارسال نیروهای تروریستی، آموزش و کمک‌های مالی و تسلیحاتی، راه‌اندازی شبکه‌های اطلاعاتی، مشارکت مستقیم در جنگ علیه مردم سوریه و عراق و یمن، و یا ارسال موشک به نیروهای تحت امر خود، تنها گوشه‌هایی از این پازل دخالت می‌باشند. بر این منطق است که مردم قهرمان سوریه با بیش از نیم میلیون کشته و مجروح تبعات سنگین دخالت‌های مستقیم نیروی تروریستی قدس را با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند باز بر این منطق است که در جای جای جهان ما رد پای تروریسم صادراتی رژیم را از آرژانتین تا ایالات متحده و اروپای مرکزی و سپس تا شرق آسیا را به‌خوبی می‌بینیم.

قیام ایران – کلوخ‌انداز را پاسخ سنگ است

maghalat dce73رشد و گسترش جنبش اعتراضی علیه کلیت نظام آخوندی اکنون می‌رود تا بساط این حکومت ننگین و سرکوبگر را از میهن امان جاروب کنند.

صحنه‌های پرشور در میادین و خیابان‌های بیش از ۵۱ شهر در مهین اسیر و به‌ویژه حضور گسترده جوانان و زنان وا قشار به جان آمده و سرکوب شده، اکنون خواب را از چشم حاکمان زر و زور ربوده است.خامنه‌ای جنایتکار و خیل گزمگان سرکوبگر وی هیچ حد و مرزی را در شناعت و بی‌رحمی باقی نگذاشته‌اند. صحنه‌های دردآور قتل‌عام جوانان، حمله و هجوم «آدم آهنی» های حکومتی و نیروهای سرکوبگر، پلیس، لباس شخصی‌ها و بسیج ضد مردمی به تظاهرکنندگان تماما به موازات روضه‌ای صد من یک غاز آخوند شیاد روحانی مبنی بر دعوت به «آرامش» صورت می‌گیرند. بر این منطق اکنون شاهد هستیم که دیکتاتوری خون‌ریز شمشیر سرکوب و قتل‌عام مردم را از رو بسته است و سران جنایتکار حکومت بر طبل هرچه بیشتر نظامی، امنیتی کردن جامعه تلاش می‌کوبند.هدف رژیم به موازات سرکوب خونین، منحرف کردن جنبش و ضربه زدن و یا ربودن رهبری قیام است. لجن پراکنی های گسترده سران رژیم در رسانه‌های حکومتی علیه مجاهدین خلق و مریم رجوی به یقین آینه تمام قد این سیاست ضد خلقی است که باید آن را به جد افشاء نمود.

تلاش پاسداران سیاسی رژیم در داخل و خارج از کشور نیز در همین راستا است. روضه‌های صد من یک غاز مشتی عامل حکومت و مماشات گر و نان خوره‌ای پنهان و آشکار وزارت بدنام اطلاعات و تلاش آنان برای «آرام کردن» قیام کنندگان تماما در راستای این سیاست ولی فقیه می‌باشند.

آنان به‌خوبی می‌دانند که با رفتن خامنه‌ای، بساط اپوزیسیون نمایی در داخل و خارج از کشور جمع خواهد شد. به‌ویژه همان «اصلاح طلبان» قلابی که اکنون چهره از نقاب کشیده و نسخه سرکوب مردم را به سپاه خون‌ریز پاسداران می‌دهند.به موازات این واقعیات، اکنون همگان شاهد هستند که چگونه گزمگان ولایت با زدن تیر به سر و صورت قیام کنندگان، بکار گیری از نارنجک و گلوله‌های ساچمه‌ای، استفاده از قمه و چاقو برای کشتار مردم، گاز اشک‌آور و شلیک مستقیم به قیام کنندگان قهرمان، به مقابله با خواسته‌های به‌حق مردم به جان آمده برخاسته‌اند. سخن از قیامی است که تنها طی چند ساعت از شعار «نان من کو» به «مرگ بر خامنه‌ای، خامنه‌ای حیا کن، مملکت رو رها کن» تبدیل گردید.در یک کلام صحنه، صحنه دستان خالی مردم بی‌دفاع و بی‌گناه، اما مصمم برای رسیدن به خواسته ملی و واژگون نمودن بساط دیکتاتوری خامنه‌ای و در طرف دیگر ماشین سرکوب خونین یک دیکتاتور قهار با تمامی امکانات سرکوب.
بر این مبنا است که ایرانیان دردمند و جهانیان رهنمود برادر مسعود به قیام آفرینان را فهم می‌کنند آری پاسخ تنها در این جمله است «شاه سلطان ولایت، آتش جواب آتش»

به حمایت از قیام‌کنندگان در «میهن اشغال» شده برخیزیم!

a5 1602a

شهرهای میهن اشغال شده یکی پس از دیگری برمی‌خیزند و دیکتاتوری سرکوبگر و خون‌ریز خامنه‌ای را با تمامی باندهای آن به چالشی ملی برای رسیدن به آزادی، دمکراسی و حاکمیت مردمی می‌کشند.

این بینه همان قهر ملی و بازتاب بیش از سه دهه سرکوب از سوی رژیمی است که تمامی تخم‌مرغ‌های خود را در «سبد سرکوب، ترور و خون‌ریزی» گذاشته است. افزایش اعدام‌ها، دستگیری‌های خودسرانه، راه‌اندازی بیدادگاه های نمایشی و فرمایشی به موازات قتل‌عام خونین مجاهدین و مبارزین، به‌ویژه قهرمان در اشرف و زندان لیبرتی، تنها نمونه‌های کوچکی از ابعاد سیاست‌های راهبردی رژیم را به نمایش می‌گذارند.اکنون قیام به‌حق مردم به جان آمده با شعارهای استراتژیک «سیدعلی حیا کن، مملکت رو رها کن» و یا به مانند آن زن قهرمان و شجاع با فریاد «مرگ بر خامنه‌ای» در شهرهای مشهد، نوشهر، کرمانشاه، رشت، شیراز، قم، اصفهان، قوچان، اهواز، همدان، زاهدان در حالی است که در جامعه جوشان و جوان ایران و در سایه فساد و غارت از سوی متولیان، قریب ۶۰ میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی می‌کنند.واقعیت در ایران تحت حاکمیت آخوندی این است که رژیم در بن‌بستی مرگبار برای سرکوب مردم و قیام‌کنندگان قرار گرفته است. خامنه‌ای طلسم شکسته به دلیل مجموعه بروز بحران‌های حاد داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی و به دلیل شقه شکاف عمیق در راس حاکمیت، اساسا در وضعیت سال ۸۸ برای سرکوب خونین قیام نیست.

گذشته از «هارت و پورت‌های» رژیم و بسیج دیوانه‌وار گزمگان ولایت و راه‌اندازی انواع و اقسام تورهای بازرسی و گشت‌های ویژه سپاه سرکوبگر پاسداران، اکنون خامنه‌ای، روحانی و سردمداران حکومت در پایان عمر ننگین خود به عینه دیدند و لمس کردند که مردم به جان آمده و بپا خاسته چگونه در شرایط اختناق مطلق و با رنج و شکنج اشرف نشانان و «کانون‌های شورشی» توانستند تور اختناق و سرکوب را پاره کنند و در بیش از ۲۰ شهر کشور حاکمیت را به چالش سرنگونی بکشانند. این همان جوهر استراتژی اصولی مجاهدین طی چهار دهه حاکمیت ننگین ولی‌فقیه برای جارو کردن این نظام خون‌ریز می‌باشد.خانم رجوی در این رابطه در پیامی خطاب به قیام‌کنندگان و «کانون‌های شورشی» در میهن اسیرامان تاکید می‌کنند: «دیروز مشهد، امروز کرمانشاه و فردا سراسر ایران، این قیام ناقوس سرنگونی دیکتاتوری سراپا فساد آخوندی و طلوع دموکراسی، عدالت و حاکمیت مردمی را به صدا در آورده است».

این جملات ترجمان واقعیت نهادینه شده در سرزمینی است که اموال ملی آن بدست سران و متولیان حکومت بغارت برده شده است. رشد ونمو فقر گسترده در جامعه، بیکاری و رکود شدید اقتصادی و افت ارزش پول ملی به موازت افزایش مالیات ها و فشار های روزانه حکومت بر مردم و اقشار ضربه پذیر به یقین زمینه های رشد جنبش اجتماعی و رفتن پیام «سرنگونی » به داخل میهن را آماده نموده است.

در راستای قیام های به‌حق مردم به جان آمده و در راستای رسیدن به خواست ملی برای سرنگونی این رژیم فاسد، غارتگر و سرکوبگر از مبارزات و قیام های به‌حق مردم در داخل کشور حمایت بعمل آوریم.

 

 

عربده کشی «فرزند ناخلف»، سکوت عامدانه «پدرخوانده»؟

iran1 97dfc

از قدیم گفته‌اند زمانیکه کشتی سوراخ میشه، اول موش ها به جنبش و جوش در می آیند.

با نگاهی به وضعیت بشدت بحرانی در دیکتاتوری خامنه‌ای، اکنون به یقین می‌توان از سوراخ شدن کشتی ولایت یا بهتر بگوئیم «پنیر سوئیسی» شدن نظام آخوندی سخن گفت، زیرا شکافی که صد البته تابع مستقیمی از وجود فشار مقاومت ایران و اقشار بجان آمده از جور، ستم، ناعدالتی، فساد و غارت بوده و در منطق خود سیستم اعصاب دیکتاتور و تمامی باندهای آن را درب و داغان کرده، اکنون به مانند موریانه در حال خوردن «هرم» نظام آخوندی است.

وضعیت اکنون در راس نظام آخوندی بگونه ای است که هر باند و دسته‌ای نه تنها ساز خود را می نوازد، بلکه فراتر از آن خود را تنها «منجی» نظام قلمداد می‌کند. تازه ترین نمونه این وضعیت بحرانی را می‌توان در جنگ قدرت میان پاسدار احمدی‌نژاد یا همان «سوگلی مقام معظم» و آخوند آملی لاریجانی، سردژخیم قوه قضائیه، آنهم منصوب شده از سوی خامنه‌ای مشاهده نمود.

صد البته بروز چنین شکاف‌های عمیق و بحران‌های فرسایشی در درون هرم نظام آخوندی ناشی از دو پارامتر یعنی نارضایتی رو به رشد داخلی و فشارهای خارجی به‌ویژه وجود انواع و اقسام تحریم‌ها، قطعنامه‌ها و تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی علیه سیاست‌های مخرب دیکتاتوری ولی‌فقیه می‌باشند.
بر این منطق است که فشار از پائین جامعه به باز شدن شقه و شکاف هرچه گسترده‌تر در هرم حاکمیت راه برده و در منطق خود باندهای هار، غارتگر، سرکوبگر و فاسد رژیم را به جان یکدیگر انداخته است.

موضوع در رژیم فاسد و غارتگر آخوندی اکنون به این سوال ساده بر می‌گردد که « آیا تو دزدی یا من»؟ و فراتر از آن «کدامیک از ما دزدتر» است!! این جملات ترجمان جنگ قدرتی است که اکنون میان باند احمدی‌نژاد با لاریجانی‌ها بر سر پرونده‌های اختلاس، رانت‌خواری،  دزدی‌ها و فساد بوقوع پیوسته است.
بر این منطق یک طرف از وجود «۶۳ حساب بانکی» و غارت میلیاردها از اموال ملی و یا «جاسوس » بودن دختر «قاضی‌القضات» رژیم سخن به میان می‌آورد و دیگری گوشه‌ای از پرونده‌های »دزدی» رئیس‌جمهور و سوگلی خامنه‌ای را با قرار بازداشت و صدور احکام «۶۳ سال » زندان و پرداخت جریمه های نقدی برملا می سازد.

بر این منطق شاهد هستیم که دستگاه قضائیه خامنه‌ای برای دوتن از نزدیکان احمدی‌نژاد یعنی حمید بقایی و جوانفکر پرونده راه اندازی و به تبع آن احکام زندان صادر نموده است، اما تا به امروز علیه پاسدار هزار تیر بغیر از بیان چند «متلک» نه قدمی و و نه قلمی برنداشته است.
احمدی‌نژاد نیز پس از انقضای فرصت «۴۸ ساعته» برای ارائه ادله علیه وی و باند اش، «بی دنده و ترمز» شمشیر را از غلاف کشید و بی محابا »قاضی‌القضات» حکومت را «از عدالت ساقط» نمود. وی در ادامه افزود: »ماهی از سر گنده گردد نی ز دم»!!

ترجمان این جملات همان اعتراف به وجود فساد گسترده، رشوه‌خواری و باندهای مافیایی در درون قوه قضائیه حکومت است که اکنون با داشتن اهرم‌هایی مانند دادگاه‌ها، نیروی انتظامی، بازداشتگاه و خیل گسترده‌ای از نیروهای تحت امر سالانه «۲۲۰ هزار» ورودی به زندان ها را به ثبت می رساند. به موازات صدور احکام قرون‌وسطایی، راه اندازی بساط چوبه‌های دار، تعزیه، قصاص،  اسید پاشی علیه زنان و دختران میهن امان و با پرکردن زندان ها از دگر اندیشان و فعالان سیاسی نیز این دستگاه مملو از فساد و غارتگری بخش دیگری از پرونده خونین قاضی‌القضات بی رحم , خشن و سرکوبگر حکومت را به اثبات می رساند..

عمق فساد مالی دستگاه قضائیه رژیم بحدی است که پاسدار احمدی‌نژاد ضمن اعتراف به گوشه هایی از آن می گوید: «هر کسی در هر مقام و منصبی که باشد، اگر ملت او را نخواهد، او غاصب است، روشن است که غاصب است. هر اقدامی انجام دهد، تخلف است. هر تصرفی در بیت المال انجام دهد، بعداً باید پاسخگو باشد. اینها را برخی شوخی گرفته‌اند، برخی خیال می‌کنند از آسمان دری باز شده و یک عده ریختند پایین». (سایت مجاهدین خلق ۵ دی ۱۳۹۶)

بهرحال شکاف و شقه در باند خامنه‌ای موسوم به اصول‌گرایان و اوجگیری جنگ قدرت در میان تمامی باندهای رژیم اکنون کاملاً عمیق و نهادینه شده است. سکوت ولی فقیه زهر خورده و طلسم شکسته نیز که روزی روزگاری برای حفظ سوگی در مسند ریاست جمهوری، کشور را به خاک خون کشید و دست به سرکوب قیام بحق مردم ایران زد، به همین میزان مبین واقعیتی بنام «ضعف مطلق» و درماندگی وی از روند تحولات و به تبع آن برای هدایت سکان کشتی به گل نشسته نظام آخوندی می باشد.

اونجای آدم دروغگو!

maghalat f5610به یقین خوانندگانن این سطور از موج هجمه های ماموران ریز و درشت اطلاعات خامنه‌ای به مجاهیدن و مقاومت ایران طی هفته های اخیر مطلع هستند.

اوجگیری جنون‌آمیز این موج به یقین و صد البته ریشه در وضعیت درب و داغان ولی‌فقیه در سه مؤلفه داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارد و بس. نیازی نیست تا راه دور برویم، سری به رسانه‌های حاکمیت، مجموعه بحران‌های داخلی، اقتصادی، مالی، اجتماعی و یا ابعاد روبه رشد شور و خیزش‌های مردم در کوچه و خیابانها با فریادهای «هیهات من الذله» و «مرگ بر روحانی» بزنیم تا اوضاع و احوال را بهتر درک کنیم.خامنه‌ای به مانند قماربازی است که هم جام زهر را تا قطره آخر سر کشیده و هم بازی را بر سر مطامع کشورگشایانه و پروژه‌های اتمی، موشکی و صدور تروریسم باخته است. این را دیگر ما به‌عنوان ایرانیان دردمند و سرنگون طلب نمی گوئیم، جهانی اکنون با داده‌های خود بر این واقعیات تاکید مکرر دارد.

وجود تحریم پشت تحریم، قطعنامه پشت قطعنامه، ریزش شدید نیروهای حکومتی، خشم و عصیان عمومی علیه فساد، غارت و چپاول و سرکوب و همچنین وجود تمامی اتحادهای آشکار و پنهان منطقه‌ای و بین‌المللی نه تنها «فی سبیل الله» نبوده، بلکه خود بهترین تائید بر این وضعیت بحرانی و روبه سقوط رژیم است که بازهم صد البته در پشت تمامی آنان مجاهدین خلق قرار دارند.این واقعیت را هم رژیم فهمیده و هم طرف‌های مماشات گر با وی. بر این منطق است که نیاز دیکتاتوری به بسیج هرچه گسترده «نیروهای تازه وارد» به اوجب واجبات حاکمیت تبدیل می‌شود. نیروهایی که بقول عوام «جنس طرف مقابل» را بفهمند! منظور ریزشی‌های مقاومت و یا بقول معروف همان «کف‌های روی آب» است که اکنون به دلیل بریدگی وادادگی در دنائت، خباثت و خود فروختگی از اطلاعاتی‌ها و بسیجی‌های رژیم علیه یاران ما در آلبانی گوی سبقت را ربوده و در بسیاری از زمینه نیز پیشی گرفته‌اند.

بسیاری از مبارزین این افراد واخورده و درهم شکسته را با نمونه‌های تاریخی اذناب اشان در دوران شاه مقایسه می‌کنند که چگونه دست در دست ساواک در بازجویی، شکنجه، توطئه برای قتل و کشتار یاران قدیمی گوی سبقت را از عناصر امنیتی و اطلاعاتی رژیم سابق ربوده بودند.هدف آن رژیم نیز به مانند دیکتاتوری خامنه‌ای «از بین بردن مبارزین، فدائیان و مجاهدین» بود. بر این اساس بود که تشکلات قلابی و ضد خلقی از سوی ساواک راه‌اندازی گردیدند و در رأس تمامی آنان نیز چنین افرادی با ادعای «سابقه مبارزاتی» قرارگرفته بودند.

نمونتا عباس شهریاری دارای چندین تشکیلات برای به تور انداختن مبارزین و انقلابیون بود. تشکلاتی مانند «تشکیلات تهران، جنوب و آذربایجان» تنها نمونه‌های کوچکی از طرح و سناریوی ساواک برای مقابله با رشد و نمو انقلابیون بودند که در نهایت به ضربات جبران ناپذیری علیه چریک‌های فدایی، مجاهدین خلق، گروه فلسطین، آرمان خلق راه بردند.بر این منطق است که می گوئیم گذشته چراغ راه آینده است؛ زیرا بازنگری تاریخ نوین جنبش‌های مردمی در ایران، احزاب و به‌ویژه سازمان‌های انقلابی و مردمی نه تنها اذهان ما را نسبت به طرح‌ها و توطئه‌های رژیم‌های سرکوبگر هرچه بیشتر باز می‌نماید، بلکه فراتر از آن درمی‌یابیم که چگونه دیکتاتورها برای ماندن بر اریکه قدرت، انسان‌های بریده از مبارزه، مأیوس، واداده و روحیه باخته را در پایان عمر ننگین خود به خدمت دستگاه‌های جاسوسی و اطلاعاتی حکومت در می‌آورند.

با این تجربیات است که دیکتاتوری ولی‌فقیه دست به راه‌اندازی پروژه‌هایی مانند راه انداختن انواع و اقسام تلویزیون‌های اینترنتی، سایت و شبکه‌های مجازی، ساختن سناریوهای ابلهانه، جنگ کثیف روانی، پرونده‌سازی‌های قلابی، شهادت‌های دروغین، نامه‌نگاری، راه انداختن کارناوال‌های به‌ظاهر حقوق بشری، مصاحبه و انتشار مطالب سراسر دروغ و ریا، تولید فیلم، ویدئو، نوارهای صوتی، میز و کتاب در دانشگاه‌ها، تولید فیلم و نمایشنامه، به انضمام انتشار انبوهی کتب و دسته نوشتجات که تماما با بودجه‌های حکومتی و دوایر وابسته به «هابیلیان» و یا «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» تأمین مالی، چاپ و توزیع می‌شوند را برای پیشبرد کارزار شیطان سازی علیه مقاومت و مجاهدین خلق راه انداخته است. اخیرا رسانه‌های رژیم از تولید ۸۰ فیلم کوتاه و بلند علیه مجاهدین تنها طی سال گذشته خبر داده‌اند. با یک حساب سرانگشتی این به معنای تولید هر فیلم طی ۵ روز در هفته می‌باشد.هدف دیکتاتوری نیز در پایان عمر ننگین و ضد خلقی‌اش، همان مخدوش کردن پایگاه اجتماعی این مقاومت است. اطلاعات آخوندی با تمامی دوایر ضد مردمی و سرکوبگرانه به‌خوبی می‌داند که موضوع محبوبیت مجاهدین در میان توده‌های به‌جان‌آمده، اساسا تبلیغاتی نیست، بلکه اکنون به واقعیتی نهادینه در جامعه تبدیل شده است. بازتاب این واقعیات را ما در شیوه حرکات اعتراضی، استقبال عمومی از مریم رجوی، رشد و نمو جنبش دادخواهی بر سر خون‌های به‌ناحق ریخته شده جوانان امان، در فعالیت‌های اشرف نشان‌های قهرمان در شهرهای میهن، در ارسال کمک‌های مالی و یا سازمان دادن حرکات مردمی به‌خوبی می‌بینم و لمس میکنیم.

به همین میزان نیز بازتاب هراس وحشت آخوندها را در هرچه بیشتر میلیتاریزه کردن جامعه، راه‌اندازی انواع و اقسام نیروهای سرکوبگر اطلاعات، سپاه، بسیج، لباس شخصی‌ها، دوایر حراست در داخل و در خارج از کشور با راه‌اندازی شبکه‌ای از بریدگان و مزد بگیران تحت نام «اعضاء سابق», «منتقدین», «کنشگران سیاسی», «فعالان حقوق بشر» و قس علی الهذا مشاهده میکنیم.

در یک کلام این صحنه تقابل دو نیروی، خلق و ضد خلق در ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری خامنه‌ای است.هراس خامنه‌ای به مانند تمامی دیکتاتورها از چفت شدن «عنصر عینی و ذهنی» در ایران است، به‌ویژه آنکه این عناصر با قهر انقلابی با هدف «سرنگونی» نیز عجین شده باشند. نمونه‌های تاریخ معاصر به‌ویژه در قیام عاشورای سال ۸۸ و ضرب شست مجاهدین در خیابان‌های شهرهای کشور را ولی‌فقیه طلسم شکسته به‌خوبی دریافته است. وی می‌داند که موضوع از میان برداشتن این جنبش به لحاظ فیزیکی غیر ممکن است، بر این منطق است که تلاش می‌نماید تا با هرچه بیشتر «مجروح کردن و معلول گرفتن» از جنبش و یا زدن پایگاه اجتماعی و حمله به بدنه و رأس و رهبری آن، این مقاومت را تضعیف نماید.

به یقین استفاده ابزاری از بریدگان که در روزهای پایانی این رژیم منفور و ضد مردمی اکنون به دامن «پر مهر و محبت ولایت» بازگشته‌اند، تنها یکی از شیوه‌های وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران می‌باشد.در این رابطه هوشیار بوده و طرح‌ها، توطئه‌های دشمن مردم ایران برای حفظ این دیکتاتوری را افشاء نمائیم.

چراغی به تاریک‌خانه دزدی‌های ولایت

a1 76af6
قریب چهار دهه سران رژیم آخوندی و به‌ویژه آخوندهای دانه درشت در سایه سیاست مخرب مماشات دست به پول‌شویی، پس‌انداز و جابجایی میلیاردها دلار از اموال و دارایی‌های ملی می‌زدند.

به‌کرات مقاومت ایران و ایرانیان دلسوز نسبت به ابعاد بی تفاوتی این سیاست مخرب و اینکه حجم بزرگی از سرمایه‌های ایران از سوی مقامات بلندپایه رژیم، سپاه پاسداران و بسیاری از ارگان‌های مافیایی، اقتصادی و اطلاعاتی حکومت به خارج از کشور منتقل شده، هشدار پشت هشدار می‌دادند.نمونه‌هایی مانند سرمایه‌های ۹۷ میلیاردی وابسته به بیت خامنه‌ای و یا وجود انواع و اقسام حساب‌های ظاهراً شخصی در کشورهای سوئیس، آلمان، هلند، فرانسه، انگلیس و یا کشورهای حاشیه خلیج فارس تماما موئید این واقعیت می‌باشند که رژیم آخوندی در کلیتش دست به پولشویی و غارت زده است.

به‌کرات وجدان های آگاه و بیدار لیست‌های مختلفی از این افراد حقیقی و حقوقی در حکومت را انتشار داده و از کشورهای درگیر خواستار برخورد جدی با این پدیده مخرب شده بودند.

این وضعیت در حالی است که یکی از ساده‌ترین اصول در بسیاری از کشورهای پیشرفته، همان رسیدگی به سؤال «از کجا آورده‌ای» می‌باشد، اما به یمن مماشات با دیکتاتوری خون‌ریز خامنه‌ای و به یمن وجود دلارهای نفتی و بده و بستان‌های تجاری، اساساً گوش شنوایی برای چنین مواردی پیدا نمی‌شد. گوئیا مخاطبان خود را عامدانه به «خواب خرگوشی» زده بودند و اساساً دل و دماغی برای برخورد با این سیاست مخرب رژیم و جلوگیری از فعالیت‌های مشکوک مالی ولی‌فقیه را نداشتند.به موازات این واقعیات و در راستای رشد و نمو سیاست‌های مخرب و نیز سیاست‌های توسعه و جاه طلبانه رژیم آخوندی، پرتاب موشک‌های بالستیک به کشورهای همسایه، مخارج هنگفت جنگ در سوریه، یمن، عراق و یا کمک‌های بی‌شائبه مالی رژیم به نیروهای تروریستی، اکنون شاهد چرخش و بازنگری جدی در این سیاست مخرب می‌باشیم.

زیرا با گذشته بیش از سه دهه سرانجام این سخن مجاهدین و مقاومت ایران به اثبات رسید که تمامی این اموال و پول‌های جابجا شده، یا برای مصرف سیاست‌های تروریستی و صدور بنیادگرایی حکومت می‌باشند و یا راه به تاریکخانه‌های مقامات و سران رژیم برای «روزمبادا» می‌برند.بر این سیاق روز گذشته شاهد بودیم که سرانجام مجلس نمایندگان آمریکا طرحی را با اتفاق آراء تصویب نمود که بر اساس آن وزارت خزانه دارای در این کشور اجازه خواهد یافت تا «اموال و دارایی‌های خامنه‌ای و سران رژیم» را منتشر نماید. به یقین انتشار چنین لیستی نه تنها تائیدی بر تمامی دل‌نگرانی‌ها و افشاء گری های مقاومت ایران خواهد بود، بلکه فراتر از آن به مانند ریختن آب در لانه ی «عقرب و افعی ولایت» و انداختن چراغی سویی به پستوهای حکومتی است که سرانجام این اموال و پول‌ها از کجا آمده و قرار است صرف چه سیاست‌هایی گردند؟در این رابطه بروس پولیکین، نماینده جمهوریخواه به هنگام معرفی این طرح گفت: «در حدود ۷۰ مقام ایران ثروت‌های شخصی هنگفتی را کسب کرده‌اند، آنها همچنین از این ثروت هابرای کمک به گروه‌های تروریستی و گروه‌هایی که به منافع ما ضربه می‌زنند استفاده می‌کنند. وی افزود: این حق شهروندان ایرانی و همه مردم در سراسر جهان است که بدانند این حامیان اصلی تروریسم چه مقدار ثروت کسب کرده‌اند و برای چه منظوری آن را مصرف می‌کنند». (خبرگزاری آسوشیتدپرس ۱۴ دسامبر ۲۰۱۷)همچنین بر اساس این طرح که قرار است برای نهایی شدن در دستور سنا و سپس به امضاء رئیس‌جمهور آمریکا برسد، این اقدام نه تنها برای دارایی‌های سران و مقامات رژیم در آمریکا، بلکه فراتر از آن برای تمامی کشورهایی که به نحوی با معاملات دلاری سروکار دارند نیز صادق خواهد بود.بر این منطق از هم اکنون پیش‌بینی می‌شود که در صورت به قانون درآمدن این طرح، موضوع دیگر بین‌المللی خواهد شد و بدین سان تمامی کشورهائیکه به نحوی به «دلارهای دزدیده شده از سوی دیکتاتوری ولی‌فقیه» مآمن و پناه داده‌اند، باید یا در این مبارزه همراهی نماید و یا «پیه» مخاطرات و مشکلات ناشی از آن را به تن بمالند.

ترجمان جملات فوق در این طرح اینگونه به تصویر کشیده شده است: این لایحه «بعد از تبدیل‌شدن به قانون، دولت آمریکا را موظف خواهد کرد، ظرف ۹۰ روز مشخص کند که هر کدام از سران اصلی رژیم، چه میزان پول و سرمایه در خارج از ایران دارند و به چه نحوی این سرمایه‌ها را به خارج منتقل کرده‌اند».پیشتر نیز شبکه تلویزیونی سی ان ان ضمن افشاء لیست بالا بلندی از مقامات دزد و فاسد رژیم که اموال میلیونی به خارج از کشور منتقل نموده‌اند از اینگونه اشاره کرده بود:«مجتبی خامنه‌ای: ۱ بیلیون پوند در گرین انگلیس، ۲.۲ بیلیون یورو در آلمان، ۷۶۶ میلیون دلار در قطر.
نازیه خامنه‌ای: ۷ میلیون دلار در ترکیه،۵۶ میلیون یورو در آلمان،۱۲۲ میلیون پوند درگریت انگلیس
حسین طائب: ۱۲۲ میلیون دلار در امارات عربی، ۴۲ میلیون یورو در ایتالیا.
احمد وحیدی: ۳۲ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۶۵ میلیون دلار در ترکیه، ۱۲۲ میلیون دلار در آلمان
عباس کدخدائی: ۲.۵ میلیون دلار ایتالیا،۷.۱ میلیون دلار در کویت، ۳.۲ میلیون دلار دوبی
حسین فیروزآبادی: ۳۲۰ میلیون دلار در مالزی، ۶۵ میلیون دلار در ایالات‌متحده عربی، ۱۰۳ میلیون دلار در کویت، ۱۷ میلیون دلار ترکیه
حبیبالله عسگراولادی: ۱۷۲ میلیون دلار در بلژیک،۱۲۰ میلیون یورو در آلمان، ۴۲۰ میلیون دلار درالنخل کمپانی، ۴۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲۱۹ میلیون دلار در مالزی
سکینه خامنه‌ای: ۲۵ میلیون دلار در مالزی، ۱۴ میلیارد دلار در قطر، ۱۱۲ میلیون دلار در دوبی
علی‌اکبر ولایتی: ۲۴۴ میلیون یورو در المان، ۶ میلیون یورو در استرالیا ۵۶ میلیون دلار در مالزی
محمد محمدی ریشهری: ۲۴۱ میلیون دلار النخل کمپانی و ۱۲۱ میلیون دلار در دوبی، ۴۸ میلیون دلار در آلمان، ۴۳ میلیون دلار در ایتالیا
علی لاریجانی: ۱۸۵ میلیون یورو در استرالیا،۱۶ میلیون یورو در امارات متحده عربی، ۱۱۲ میلیون یورو در مالزی
محسن رفیق‌دوست: ۱۲۹ میلیون دلار در بلژیک، ۴۴ میلیون دلار در کویت، ۹۲ میلیون دلار در کویت
احمدرضا رادان: ۹۸ میلیون دلار در امارات متحده عربی، ۶۵ میلیون دلار در کویت، ۱۲۱ میلیون دلار در افریقای جنوبی محمد نقدی: ۱۴۲ میلیون یورو در ایالات‌متحده عربی،۲۴ میلیون دلار در ایالات‌متحده عربی،۶۶ میلیون دلار در مالزی
حسین شریعتمداری: ۲۲۵ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۵۴ میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی،
احمد جنتی: ۴۵۰ میلیون یورو در بلژیک، ۱۴۳ میلیون دلار در النخل کمپانی، ۱۲۴ میلیون دلار در امارات متحده عربی،۲۶۷ میلیون دلار در مالزی،۱۱۸ میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس
غلام علی حداد عادل: ۱۲ میلیون دلار در ترکیه، ۲.۴ میلیون دلار در مالزی، ۴۳ میلیون دلار در امارات متحده عربی.» (سایت خبر نت ۱۶ فوریه ۲۰۱۰)

حقوق بشر پاشنه آشیل دیکتاتوری ولی‌فقیه

maghalat ddc57در آستانه روز جهانی حقوق بشر هستیم، روزی که جهان نوین از فردای جنگ جهانی دوم وپس از شکست فاشیسم هیتلری بر آن شد تا موضوع سرکوب، اعدام، شکنجه، تبعید و نقض حقوق پایه‌ای انسان‌ها را در دستور کار خود بگذارد.

بر این سیاق بود که میثاق جهانی حقوق بشر در تاریخ ۱۰ دسامبر در پاریس به امضاء جامعه بین‌المللی و نیروهای هومانیست رسید و قرار بر آن شد تا دنیا «حقوق بنیادین مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی‌» تمامی انسان‌ها، صرفنظر از رنگ، نژاد، دیدگاه‌های عقیدتی، سیاسی، مذهبی، قومی و یا فرهنگی را یکسان به رسمیت بشمارد.حال که با گذشته بیش از هفت دهه از تصویب این میثاق به کارنامه حقوق بشر در بسیاری از کشورهای تحت دیکتاتوری و به‌ویژه میهن امان نگاهی می‌افکنیم، به‌خوبی در می‌یابیم که اساسا مقوله حقوق بشر برای حکومت‌هایی مانند رژیم آخوندی به ملعبه‌ای برای «معامله و زد و بندهای سیاسی» و از آن فراتر به ابزاری برای «حفظ حاکمیت» تبدیل شد ه است.

نقض میثاق‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی که خود را در دستگیری‌های خودسرانه، اعدام، شکنجه، قطع اعضاء بدن، درآوردن چشم، قصاص، زجرکش و تمام‌کش کردن زندانیان بیمار، بی‌قانونی و بربریت ساری و جاری در ایران به نمایش گذاشته است، به یقین گوشه‌ای از پازل این بحران انسانی است. اصل سوم بیانیه جهانی حقوق بشر تاکید بر «حق زندگی» برای همه را دارد و بر همین منوال نیز اصل پنجم هرگونه «شکنجه و یا رفتارهای ظالمانه» با انسان‌ها را اکیداً ممنوع اعلام کرده است.خانم عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران در تازه‌ترین سخنان خود می‌گوید: «شلاق زدن، قطع دست یا پا در ایران کماکان ادامه دارد و از دیگر نگرانی‌ها عدم دسترسی برخی از زندانیان سیاسی و امنیتی به امکانات پزشکی به عنوان ابزاری برای آزار و اذیت ‌آن‌هاست». (سایت صدای آلمان ۲۶ اکتبر ۲۰۱۷)
واقعیت در فرای این جملات همان وجود روند روبه رشد اعدام و سرکوب حقوق پایه‌ای مردم در حاکمیتی قرون‌وسطایی، خشن، فاسد و جنگ‌طلب است. این را دیگر ما به‌عنوان مخالفان این نظام پوسیده نمی گوئیم، جهانی بر این نا عدالتی و ظلم و ستمی که از سوی ولایت‌فقیه بر ایرانیان می‌رود، انگشت گذاشته است. وجود ۶۳ قطعنامه از سوی جامعه جهانی در محکومیت این بربریت و وجود نماینده ویژه سازمان ملل برای رسیدگی به حقوق انسان‌ها در ایران تحت حاکمیت آخوندها، خود بهترین گواه بر این واقعیات است.بر همین منوال نیز چشم‌پوشی عامدانه و آگاهانه از سوی ابواب جمع سیاست مماشات، نه به خاطر دلبستگی به چشم و ابروی خامنه‌ای، بلکه صرفا برای دلارهای نفتی رژیم را باید به همین میزان به چالش کشید. اگر برای بسیاری، به‌ویژه طرف‌های تجاری رژیم، اقتصاد، پول و فروش اجناس از اوجب واجبات است، برای مردم ایران و میلیون‌ها خانواده داغدار و به‌ویژه قربانیان ستم آخوندی، حقوق بشر در ردیف اول قرار دارد.

بر این سیاق است که مردم ایران کلیت این دیکتاتوری را نفی می‌کنند و خواهان رسیدن به حاکمیت مردمی، حقوق بشر و دمکراسی می‌باشند. این چالشی است منطقی که در راستای مبارزات مردم ایران دارای دو سر می‌باشد. روبه داخل و روبه خارج و تمامی آنانیکه چوب زیر بغل کشتار و سبعیت آخوندی بوده و چشم‌هایشان را بر کشتار مردم و نقض حقوق بشر در ایران می‌بندند.
لذا باید تاکید کرد که آری حقوق بشر خوب است، عالی است و در عصرآگاهی مردم، ضروری است، اما بدون هیچ تعارفی برای همه مردم دنیا!ما اکنون از رژیمی صحبت می‌کنیم که بنا برداده های بین‌المللی رکورددار اعدام در جهان می‌باشد. قریب چهاردهه از بروی کارآمدن دیکتاتوری مذهبی در ایران، بیش از ۱۲۰ هزار تن از مجاهدین و مبارزین و دگراندیشان به جوخه‌های اعدام سپرده شده‌اند. زندان‌های حکومت مملو از زندانیان سیاسی و عقیدتی است و شهرها و روستاهای کشور ایضا مملو از گورهای دستجمعی می‌باشند.به یقین بزرگترین جنایت از سوی رژیم آخوندی، قتل‌عام بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ و به فرمان خمینی ملعون می‌باشد. در این راستا بود که مریم رجوی به خونخواهی برخاست و در این راستا بود که اکنون شهرهای میهن امان شاهد جوش و خروش ملی و به چالش کشیدن خامنه‌ای طلسم شکسته و جنایات رژیم بر سر خون‌های به‌ناحق ریخته شده می‌باشند.

رشد و گسترش جنبش دادخواهی که قریب یک سال و نیم از عمر پربار آن می‌گذرد، اکنون خواب را از چشمان دیکتاتور ربوده و رعشه مرگ بر جانیان انداخته است. در این راستا دیدیم و حاکمان زر و زور دیدند که چگونه این جنبش توده‌ای شعار مردمی «نه به جلاد و نه به شیاد» را به میان جامعه برد و چگونه مهندسی نمایش انتخابات را بر سر رژیم و به‌ویژه شخص ولی‌فقیه خراب کرد. سرکوب خیزش‌های دانشجویی، معلمان، کارگران و خانواده‌های داغدار در جای جای میهن امان و وجود خیل گزمگان اطلاعات و بسیج و سپاه سرکوبگر به‌عنوان بازوان خونین ولایت، مبین واقعیتی بنام استیصال حاکمیت از این جنبش و از سوی دیگر نمودی از رشد و نمو این جنبش می‌باشد.سخن از جنبشی برآمده از دل‌های مردمی داغدار است که تمامی توطئه‌های دشمن مردم ایران را نقش بر آب نمود و رژیم را تا بدانجا کشاند که خامنه‌ای ناچار به اعتراف به ابعاد آن گردید. ولی‌فقیه زهر خورده میخواست تا در دشت سیاه و نمور ولایت تمامی حقایق مربوط به کشتار فرزندانمان را به گور بسپارد و دژخیمان و آدم کشان حکومتی را قرن‌ها بر مسند قدرت بنشاند؛ اما این جنبش تمامی طرح‌ها و توطئه‌های رژیم را نقش بر آب نمود و آینده را برای مردم، مقاومت ایران، حاکمیت مردمی و دمکراسی تضمین کرد.جنبش دادخواهی اکنون به طناب دار برای رژیم و تمامی آمران و عاملان فرزندان ما در ایران تبدیل شده است و بر این منطق ولی‌فقیه دریافته که دیگر کارت حسن روحانی و این بازی مسخره مدره نمایی، پاسخ به رشد نارضایتی‌های مردم و جنبش دادخواهی و فشار بین‌المللی نیست. ولی‌فقیه طلسم شکسته اکنون تنها پاسخ را در افزایش سرکوب، ترور، صدور بنیادگرایی با بسیج گسترده سپاه پاسداران، اطلاعات، بسیج سرکوبگر با حوزه‌های علمیه رادیو و تلویزیون و دستگاه سرکوبگر قضائیه می‌بیند. آری خامنه‌ای در پایان عمر ننگین خود فهمیده که ایزولاسیون داخلی و بین‌المللی یعنی چی؟دادخواهی نیز اکنون ترجمان همان قهر مردم و خواسته ملی مبنی برای سرنگونی و به پای میز عدالت کشاندن تمامی آمران و عاملان کشتار زندانیان سیاسی و زجرکش کردن اسرا می‌باشد. به همین میزان نیز نقض حقوق بشر پاشنه اشیل رژیم خودکامه ولایت است و یقین داریم که در فردای دست پوشی حکومت از اعدام و شکنجه، مردم ایران این رژیم قرون‌وسطایی را به زباله‌دان تاریخ خواهند سپرد.

دری‌وری های یک رئیس‌جمهور درمانده

maghalat b2e63

سخنان روز گذشته آخوند روحانی، اگر در بهترین ترجمان دری‌وری نباشد، به یقین برآمده از آمال و آرزوها و به‌ویژه ذهنیت علیل رئیس‌جمهوری است که در برهوت کویر خشک و سیاه ولایت هر سرابی را به مانند «چاه زمزم» می‌بیند.

روحانی که برای دستبوسی به بیت ولی‌فقیه شتافته بود، در سخنانی که از سوی خبرگزاری نیروی تروریستی قدس (۸ آبان ۱۳۹۶) بازتاب گسترده‌ای یافته است، تلاش نمود تا فراتر از مساعد نشان دادن اوضاع درب داغان نظام، چشم‌انداز برون رفتن حکومت از بحران‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را همچنان «امیدوار کنند» نشان دهد.
وی بدون اینکه اعتراف نماید، طی چهار و نیم سال گذشته چه بلایی بر سر مردم و اموال ملی آورده و بدون اذعان به ابعاد فساد، غارت و چپاول صندوق‌های ملی و خزانه‌های دولتی، ضمن فرار به جلو از جمله می‌گوید: «هدف اول دولت دوازدهم حل مشکل بیکاری است و تلاش می‌کنیم سالانه بیش از ۹۰۰ هزار شغل ایجاد شود».
آخوند روحانی در ادامه «تحقق رشد ۸ درصدی، مبارزه با فقر و تحقق عدالت اجتماعی» را از دیگر اهداف دولت آخوندی برشمرد و تأکید کرد که «برای رسیدن به رشد ۸ درصدی نیازمند ۷۷۵ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری جدید در سال هستیم»!!این سخنان عوام‌فریبانه که صرفاً برای روحیه دادن به نیروهای به‌شدت ضربه خورده نظام و برای مصرف داخل بیان شده‌اند، در حالی تکرار اندر تکرار می‌شوند که داده‌های مرکز آمار رژیم و یا بازار اساساً تصویر دیگری از بحران‌های حاد اجتماعی و معیشتی مردم را به نمایش می‌گذارند.
پیشتر یک نماینده مجلس حکومتی ضمن اعتراف به این وضعیت نابسامان گفته بود: «از بعد جنگ جهانی دوم تا کنون، چنین رکود دامنه‌داری در کشور وجود نداشته و تداوم همین رکود باعث شده است تا بسیاری از صنایع و اشتغال‌های قبلی در کشور نیز در حال از دست رفتن باشد». (سایت حکومتی تابناک ۱۹ آبان ۱۳۹۶)
این سخنان در حالی بیان می‌شود که آخوند روحانی در تازه‌ترین موضعگیری و در یک سیاه نمایی آشکار، از افت نرخ بیکاری در کشور سخن به میان آورده است. وی به طرز وقیحانه‌ای گفته است: «بسیار خوشحالم که رقم بیکاری نسبت به سال گذشته یک درصد کاهش یافته؛ این به معنای مسیر درستی است». (همان منبع بالا)همچنین در حالیکه آخوند شیاد روحانی به‌کرات در تبلیغات حکومتی از ایجاد «۷۰۰ هزار شغل در سال» در ایران سخن به میان می‌آورده است، اما آمار و ارقام رژیم در زمینه نرخ بیکاری واقعیت‌های دیگری را به نمایش می‌گذارند. برای نمونه ابعاد بیکاری که از مرز «۷ میلیون گذشته» و قریب «۵ میلیون فارغ‌التحصیل» نیز در نوبت ایستاده‌اند، اکنون در بسیاری از استان‌های ضربه خورده و عقب مانده کشور به مرز «۶۰ درصد» رسیده است. به موازات این وضعیت باید به رکود اقتصادی، افت شدید ارزش پول ملی در مقابل ارزهای خارجی به‌ویژه دلار، بیکاری و گرانی که خود مهم‌ترین عامل برای تورم می‌باشد، اشاره نمود.وضعیت به‌قدری بحرانی است که متولیان رژیم طی نمایش انتخابات اعتراف کردند: «۹۶ درصد» مرم در فقر و یا بقول پاسدار قالیباف “۱۰ میلیون نفر در خط فقر مطلق» بسر می‌برند.
فقر مطلق نیز به معنای نداشتن معیشت، خانه، کاشانه، آب، نان، خدمات و بیمه‌های درمانی، آموزش‌وپرورش و اساساً هر آنچه که برای یک زندگی «بخور و نمیر» نیاز است، تعریف شده است.
در نمونه‌ای دیگر نیز شاهد بودیم که چگونه آخوند دژخیم رئیسی، کاندیدای مطلوب خامنه‌ای به وجود «۱۶ میلیون حاشیه‌نشین» در کشور اعتراف نمود. رفسنجانی نیز تا قبل از «خودکشی شدن» اش، اعتراف کرده بود که بیش از «۶۰ درصد از واحدهای صنعتی و تولیدی» از کار افتاده‌اند.
حال باید از رئیس‌جمهور در گل مانده نظام سؤال نمود که به کدامین آمار و ارقام حکومتی باید استناد کنیم؟ به دروغ‌های رئیس‌جمهور حکومت و یا داده‌های باندهای درگیر در نظام روبه زوال؟واقعیت در این نظام ضد مردمی آن است که به هر سو بنگریم، اثر و نشانه‌های بحران‌های حاد اجتماعی، اقتصادی و معیشتی را به‌خوبی می‌بینیم. وجود انواع و اقسام «حلبی‌آبادها»، کودکان زباله گرد و خیابانی، زنان خیابانی، اعتیاد، آمار بالای خودکشی، طلاق، فقر و فلاکت که خود را در فروش اعضاء بدن و در تازه‌ترین نمونه خود در فروش «چشم» به نمایش گذاشته است، به‌خوبی مبین واقعیت‌های موجود در سوء مدیریت، بلبشو و فساد ساری و جاری در این رژیم سرکوبگر می‌باشد.
وظیفه آخوند روحانی به مانند تمامی روسای جمهور ولایت، نخست همان دروغ‌گویی و وارونه نمودن واقعیت‌ها و سپس دمیدن بر تنور تروریسم و صدور بنیادگرایی با پروژه‌های مخرب موشکی است. افزایش «۳۰۰ درصدی» بودجه سپاه سرکوبگر پاسداران، درحالیکه فقر و فلاکت در کشور بیداد می‌کند، تنها بخش کوچکی از کارنامه سیاه آخوند روحانی است. سخن از واقعیتی‌هایی است که مردم میهن امان بهای آن را با تهی‌دستی و فلاکت در جای جای میهن می‌پردازند.ابعاد خالی‌بندی‌های امنیتی‌ترین «رئیس‌جمهور» نظام آخوندی به حدی است که حتی صدای نزدیک‌ترین «نان خوران» نظام را نیز درآورده است.
نمونتا صادق زیبا کلام که مردم از وی با عناوینی مانند «طوطی» باند روحانی یاد می‌کنند، ضمن به چالش کشیدن محتوای این سخنان می‌گوید: «آنگونه که روحانی از یک ایران ذهنی سخن گفت، نظام ما با همسایگانش به غیر از یکی دو استثنا رابطه خوبی دارد و مشکل اقتصادی، بیکاری و غیره در آن دیده نمی‌شود. معلوم نیست هدف و مخاطب او در این صحبت رودرروی تلویزیونی کدام اقشار جامعه است».

منتخب ویدئوکلیپ