Menu
سونا صمصامي

سونا صمصامي

انتخابات قلابي ايران براي اصلاحات نبود

ent 12908

« هفته آخر فوريه رژيم ايران دو سري انتخابات برگزار كرد. برخيها در غرب اين انتخابات را بعنوان اولين آزمايش قدرت براي رئيس جمهور ملاها, حسن روحاني پس از امضاء قرارداد هسته اي سال گذشته مي‌بينند. خوش بيني آنها از ظرفيت انساني و اقتصادي گسترده ايران نشأت مي‌گيرد. آنها استدلال مي‌كنند, ولي نه با اطمينان, كه توافق هسته‌يي اصلاحات را در درون رژيم توسط اصلاح طلبان ارودگاه روحاني بر خواهد انگيخت. اما دليلي وجود ندارد كه فكر كنيم روحاني اساسا با سخت سراني كه توسط ولي فقيه علي خامنه‌اي رهبري ميشوند متفاوت است. و دليلي وجود ندارد كه فكر كنيم كه اينها انتخابات اصيلي در ايران بوده‌اند. برعكس, با وجود برخي اختلافات تاكتيكي, روحاني در مورد موضوعات اصلي داخلي و سياست خارجي در توافق كامل با خامنه‌اي ميباشد. خامنه اي كنترل كامل را روي راي گيري و اسكرين كردن كانديداهاي انتخابات إعمال مي‌كند. فقط كساني كه وفاداري قلبي و عملي خود به ولي فقيه (خود خامنه‌اي) را نشان داده اند بعد از برخوردار شدن از راي 12 عضو شوراي نگهبان مي‌توانند در انتخابات حضور پيدا كنند, شورايي كه اعضايش مستقيم يا غير مستقيم توسط خامنه‌اي منصوب شده‌اند.
براي انتخابات فوريه, تنها 55 درصد كانديداهاي ثبت نام شده تصويب شدند تا در انتخابات پارلماني شركت بكنند. عمده كانديداهايي كه متحدين رفسنجاني و روحاني بودند رد صلاحيت شدند. و در مجلس خبرگان فقط 166نفر از بيش از 800نفري كه ثبت نام كرده بودند براي 88 كرسي مجلس خبرگان رقابت كردند, يك ميانگين دو كانديدا براي هر كرسي, و در برخي شهرها فقط يك كانديدا. در يك كلام, انتخابات ايران قلابي است چون ولي فقيه بصورت مؤثري فقط كانديداهايي را انتخاب ميكند كه وفادار به او و رژيم مذهبي باشند كه از ابتداي بنيانگذاريش در 1979 فاقد مشروعيت بوده است.
هسته اين رژيم يك بناي حكومت مذهبي كامل است كه اراده مردم را رد مي‌كند. درجه نرم يا مدره بودن در چنين سيستمي هيچ بار قابل ملاحظه‌يي روي مسير سياسي اجتماعي و اقتصادي ايران ندارد. همان طور كه خامنه‌اي در جريان اجراي انتخابات نشان داد بسياري از اعضاي جناحهاي رقيب را توسط شوراي نگهبان حذف كرد. در عين حال, روحاني بخاطر نداشتن يك برنامه مردمي, هيچ اراده‌يي براي مقاومت در مقابل سلاخي سياسي خامنه‌اي نشان نداد. از آنجا كه خامنه‌اي ستون اين نظام است, تضعيف قدرت او به معناي اينست كه تماميت رژيم, منجمله جناح روحاني هم اينك تضعيف شده است. بايد توجه داشت كه وقتي خامنه‌اي بدين ترتيب ضعيفتر شده است, رفسنجاني و روحاني قدرتي بدست نياورده‌اند. هم خامنه اي و هم روحاني به شدت از اعتراضات مردمي مي‌ترسند. خامنه‌اي شخصا بر پاكسازي جناحهاي رقيب نظارت كرد, اما نتوانست بر بحرانهايي كه رژيمش را در بر گرفته‌اند غالب شود. هشدارهاي روزانه مقامات رژيم در مورد يك فتنه خطرناكتر از 2009, اشاره آشكاري به قيام مردمي 2009 است كه پايه هاي رژيم را لرزاند و تهران را در معرض ترس از يك قيام ملي ديگر قرار داده است اين بدين دليل است كه خامنه اي فتواهاي مذهبي پوچي را منتشر كرد كه انداختن راي در صندوق يك وظيفه مذهبي است. او حتي گفت, شركت زنان در انتخابات نياز به رضايت شوهر ندارد. او ميخواست كساني را كه به رژيم وفادار هستند و خانواده‌هاي آنان را براي شركت در انتخابات تشويق و ترغيب كند.
با وجود همه مهندسيها و تقلب ها, با وجود اين واقعيت كه يكروز پيش از انتخابات وزير كشور رژيم گفت ما تخمين ميزنيم 70 درصد شركت كنند, رژيم بعدا اعلام كرد نرخ شركت كنندگان در تهران 50 درصد بوده است.
اين از طريق تقلب گسترده , ارعاب برخي از بخش هاي جامعه و تهديد كاركنان دولت به «عواقب جدي» در صورت راي ندادن بود. ماموران رژيم نيز راي و گواهي تولد خريدند و با شناسنامه افراد مرده راي دادند و چندين بار از اين شهر به آن شهر رفتند و راي دادند. آنها در تلوزيون دولتي اعلام كردند كه كارتهاي شناسايي بدون عكس براي راي گيري قابل قبول است!
بعد از همه اينها, متحدين روحاني با متحدين خامنه‌اي هيچ متفاوت بنظر نمي‌آيند. بعنوان مثال ليست كانديداهايي براي مجلس خبرگان توسط حسن روحاني و اكبر هاشمي رفسنجاني مورد تاييد قرار گرفت كه شامل وزير اطلاعات كنوني, دو نفر پيش از او در همين پست و علي رازيني معاون رئيس قضاييه و قاضي شرع مي‌باشد. همه آنها متهم به نقضهاي شديد حقوق بشر منجمله اعدام هزاران مخالف مي‌باشند. در نتيجه انتخابات هيچ تغيير جدي در وضعيت سياسي و اقتصادي ايران ايجاد نخواهد شد. اين رژيم در تماميت خود باخته است چرا كه خامنه‌اي ضعيفتر شده و روحاني قويتر نشده است. برنده اصلي مردم ايران هستند كه مدتهاي مديدي است اين حكومت مذهبي را رد كرده اند و خواهان يك جمهوري سكولار دمكراتيك غير هسته‌يي بوده اند. زمان آن فرا رسيده است كه جهان در كنار آنان (مردم) بايستد./ صمصامي نماينده شوراي ملي مقاومت ايران در ايالات متحده آمريكا ميباشد».
سايت هيل
سونا صمصامی

پارادوكس اوباما در خاور ميانه

iran spring 2 a03f3

اكثر دانشجويان فيزيك ۱۰۱ در معرض آزمايش ذهني شناخته شده اي به نام "گربه شرودينيگر" قرار گرفته اند. در اين آزمايش، فيزيكدان شهير دانماركي اروين شرودينيگر ويژگي هاي نامعقول يك تئوري كوانتومي كه اجازه ميدهد يك گربه فرضي همزمان هم زنده و هم مرده باشد را به تصوير ميكشد. با اين حال، اين غير ممكن است، يك پارادوكس. متاسفانه، گربه زنده يا مرده شرودينيگر شايد بهترين تصوير از سياست متضاد غرب در قبال خاور ميانه و به طور خاص ايران باشد.

در سوريه، دولت اوباما همزمان مخالف و حامي بشار اسد است. در حالي كه براي بركناري اسد فراخوان ميدهد، ميلياردها دلار از معامله هسته اي با ايران كه توسط آمريكا ميانجيگري شده كمك ميكند تا شانس بقاي اين ديكتاتور تقويت شود. در واقع، بدون حمايتهاي پايدار تهران دولت سوريه تا آنجا كه ما ميدانيم احتمالا مدتها پيش فرو ميپاشيد و يك زمين حاصلخيز براي پرورش داعش انكار ميشد. در حالي كه قيمت نفت جهان كاهش يافته است اين به احتمال زياد انجام ميگرفت و اين امر به طور اقتصادي ريختن پول نقد به سوريه براي كمك به اسد را تقريبا غير ممكن ميساخت اما هجوم جديد پول نقد از معامله هسته اي توانايي رژيم ايران براي ادامه و در واقع افزايش حمايتهاي مادي و آموزشي براي اسد را دوباره زنده كرد.

در همين حال در عراق، دولت [اوباما] اصرار دارد كه از پايان دادن به خشونتهاي فرقه اي شرورانه كه جان هزاران آمريكايي و تريليون ها دلار را گرفته است حمايت ميكند در حالي كه از فرستادن جنگجويان نيروي قدس سپاه پاسداران، پول، آموزش و ساختار فرماندهي توسط رژيم ايران به عراق براي به اصطلاح جنگ با داعش به طور تلويحي حمايت و تاييد ميكند. اما اين به آتش سوخت اضافه ميكند در حالي كه داعش از خشونت فرقه اي در عراق كه بعد از اشغال عراق به رهبري آمريكا و متعاقباً عقب نشيني از آن فعالانه توسط تهران دامن زده شده است رشد و تغذيه ميكند. از آنجا كه سني هاي عراق از رژيم ايران بسيار بيشتر از داعش تنفر دارند، دخالت رژيم ايران در عراق استخدام افراد توسط داعش را افزايش ميدهد.

در واقع، تناقضات ذاتي سياست فعلي آمريكا در منطقه هيچ كجا بارزتر از سياست واشينگتن در قبال رژيم ايران نيست. واشينگتن به نظر ميرسد كه همزمان عليه نقض حقوق بشر در ايران است و تمايل به تحمل هر آنچه كه رژيم انجام دهد دارد. در ژوئيه، دولت نقض حقوق بشر توسط رژيم ايران را محكوم كرد و قدري پول را از طريق وزارت خارجه در دسترس برنامه دمكراسي خواهي و حقوق بشر در ايران قرار داد، اما به آنطرف چرخيد و اجازه داد ميلياردها دلار از پول منجمد شده در خزانه رژيمي كه بنا به گفته گروههاي حقوق بشري مانند عفو بين الملل، با سرعتي سرسام آور در حال قتل عام و زنداني كردن مردم خود است واريز شود.

وزارت خارجه آمريكا رژيم ايران را به عنوان كشور شماره يك حامي تروريسم نامگذاري كرد. اين رژيم حامي اصلي حزب الله، حماس و ديكتاتوري سوريه است. با اين حال، همان وزارت خارجه از طريق ديپلماسي رژيم تهران را در برابر چشم جهان مشروع كرد.

....آخوندهاي تهران به شليك موشك به داخل عراق و هدف قراردادن مخالفان ايراني كه در كمپ ليبرتي مستقر هستند ادامه ميدهند و آخرين آن حملات ماه گذشته صورت گرفت كه در آن ۲۴ نفر از ساكنان جان خود را از دست دادند. وزارت خارجه زماني كه اين حملات انجام گرفت محكوميتهاي عمومي انتشار داد اما تاكنون در عمل به تعهدات مكرر كتبي خود براي سلامتي و امنيت ساكنان كمپ شكست خورده است.

معامله هسته اي كه اكنون انجام شده كار بسيار كمي براي تغيير رفتار طولاني مدت رژيم ايران انجام خواهد داد. اين امر چنگال هاي [ناخن هاي] اين رژيم را تا امروز آمريكا را شيطان بزرگ ميداند نخواهد كشيد. روز بعد از معامله هسته اي، ولي فقيه رژيم ايران خامنه اي گفت كه تهران به حمايت از دوستان خود در منطقه ادامه خواهد داد واضافه كرد كه سياست خاورميانه تهران كاملا در تضاد بااهداف آمريكا است. اكنون چهارماه است كه ازمعامله هسته اي بين واشينگتن و تهران ميگذرد و طي اين مدت رژيم سركوب داخلي راافزايش داده است وهمزمان درگيري خود درجنگ عليه مردم سوريه راعميق­تر كرده است. يك­ماه پس ازحمله هوايي روسيه، رسانه هاي رژيم تهران گزارش كرده­اند كه ۵۰ نفر ازپرسنل سپاه پاسداران كه نيمي ازآنها افسران ارشد بودند در سوريه كشته شدند.

براي اكثر ناظران مستقل سياست آمريكا در قبال ايران و منطقه سر در گم به نظر ميرسد انگاركه آمريكا يا هيچ سياست واقعي ندارد يا به دنبال اهداف متفاوت و ناسازگار در منطقه اي كه از آنچه كه آن [آمريكا] ميداند بغرنج تر [پيچيده تر] و به هم پيوسته تر است. اين به امريكا در منطقه آسيب ميرساند. رهبران جهان در حيرت هستند كه واشينگتن در واقع در تلاش براي به دست آوردن چه چيزي است، اما اين امر براي ميليونها مردم منطقه كه در زير يوغ ديكتاتوري قرار دارند يا هدف تروريسم واقع شده اند عواقب وخيمتري دارد. ».

واشينگتن تايمز « به قلم سونا صمصامي-مخالفت با خشونت و همزمان احياي رژيم ايران متناقض يكديگر است

جلب توجه روي نقض حقوق بشر درايران

iran spring d2252

رئيس قوه قضائي ايران اخيرا مفهوم استاندارد حقوق بشر بين المللي را مورد مناقشه قرار داد. صادق لاريجاني دريك ملاقات با رئيس جمهور اتريش گفت” ما انتظار نداريم كه غرب تعهدات خودش را درباره حقوق بشر به تمام جوامع تحميل كند”.
به معني ديگر لاريجاني معتقد است كه رژيم ايران بايد آزاد باشد تا حقوق بشر را دوباره با آزاد بودن سيستماتيك شكنجه و سركوب بيگناهان تعريف كند و او علاقه مند است تا اين مفهوم راغرب بطور فعال بكار بگيرد.
بحث لاريجاني هرچند كه پوچ است اما خوب است كه بشنويم زيرا در يك لحظه مهمي براي ايران و آمريكا مطرح ميشود.
در روز 14 ژوئيه توافقنامه اتمي بين ايران و 6 كشور قدرتمند جهاني باعث بوجود آمدن مشاجره در بررسي و اجرا درهر دو طرف شد. آن موضوع بنظر ميرسد كه جمع شده باشد و معامله انجام شده بطور كامل به اجرا گذاشته خواهد شد.
شكي نيست كه براي منطبق شدن جامعه بين المللي با وضعيتي كه در آينده ازمعامله اتمي ايران نوك زبان ها نباشد. و با دشمنان خاورميانه اي ايران و فعالان حقوق بشري با آوردن دوباره رفتار ناپسند ايران به مباحث عمومي اين انطباق رامثل يك فرصت واضح و روشن براي كشور هاي قدرتمند جهاني دو برابر ميكند.
درسالهاي اخير فقط بخشي از نقض هاي شوك دهنده حقوق بشري توسط اين رژيم به رسانه ها راه برد. اعدام ريحانه جباري باعث دادن يك هشدار فوري را از طرف عفو بين الملل شد، و توجه رسانه هاي بين المللي را بر انگيخت كه موجب خشم مشروع عمومي درباره اين بي عدالتي محض شد. او كه 26 سال سن داشت در ماه اكتبر گذشته با وجود درخواست قبلي توجهات بين المللي براي تاخير او اعدام شد. او بخاطر كشتن يك نفر اطلاعات رژيم ايران كه قصد تجاوز به او را داشت به مرگ محكوم شده بود.
تك تك موارد مثل اين نشان دهنده روند هاي بزرگتري هستند، اعدام جباري از رفتار ظالمانه ايران با زنان و حكم مرگ ميباشد. اوضاع در اين دو مورد با مرور زمان بدتر شده است.
از زماني كه روحاني به اصطلاح مدره بر سر كار آمده است از سال 2013 تا به حال 2000 نفر اعدام در كشور اعدام شده اند. كه نشان دهنده يك درجه بيشتري از اعدام هاي در 25 سال گذشته ميباشد. اما اين هنوز قتل عام انجام شده درسال 1988 توسط اين رژيم را كم رنگ نمي كند كه 30000 نفر كه اساسا از اعضاء سازمان مجاهدين خلق ايران بودند.
اوپوزيسيون ايران كه توسط يك زن رهبري ميشود، مريم رجوي، صداي رهبري كننده بوده و حافظ حقوق زنان ايران است. متاسفانه اين صدا در ميان مذاكرات اتمي با ايران نا ديده گرفته شد و وضعيت براي زنان ايران در ايران رو به وخامت گرائيده است.
در خيابان هاي اصفهان حد اقل 25 زن مورد حمله اسيد پاشي قرار گرفتند كه از اكتبر سال 2014 شروع شد، اين جنايات هرگز توسط رژيم ايران دنبال نشده است. و عموما اين جنايات بوسيله رژيم ايران تحريك ميشوند كه اساسا بر روي زناني انجام ميشود كه با قوانين حجاب اجباري مخالفت ميكنند . اما همانطور كه خانم رجوي گفته است دين اسلام مخالف با هرنوع اجباراست. استبداد و ظلم تحت نام اسلام و قوانين قرون وسطايي شريعت وتكفيري خواندن مخالفان اعم از سني ويا شيعه همه بر عليه اسلام و سنت رهايي بخش حضرت محمد است.
حول همين اوضاع چندين اقدامات توسط رژيم ايران به اجرا گذاشته شده است كه حقوق اساسي زنان ايران را محدود ميكنند، كه شامل اجبار در جدا سازي جنسيتي دراماكن عمومي و حتي در محل هاي كار و پيگرد تهاجمي به فعالان حقوق زنان منجمله خانم آتنا فرقداني يك زن جواني كه اخيرا به او يك حكم زندان براي 12 سال بدليل ارسال يك كارتون سياسي روي شبكه اونلاين داده شده است.
تمام اين نقض هاي حقوق بشري و بيشتر از اين ها بدون توجه از طرف آمريكا و اروپا به آنها درايران در ماههاي اخير و سالها انجام شده است.
همچنانكه رسانه ها و عموم به وضعيت جديد آداپته ميشوند و توافق اتمي دوره اش را دنبال مي كند، منابع بايد در دسترس باشند تا گزارشات مربوط به وخامت گرائيدن حقوق بشر در ايران را ارائه كنند.
رژيم ايران حتما كه نميتواند حقيقت در ادامه دار بودن نقض حقوق بشر درايران را پنهان كنند—مگر اينكه دنياي خارج همچنان به آنها اجازه بدهد.
صمصمامي نماينده شوراي ملي مقاومت ايران در آمريكا ميباشد، كه بدنبال استقرار يك جمهوري دمكراتيك، غير مذهبي ، وغيراتمي درايران مي باشد.
هيل28 سپتامبر 2015
سونا صمصمامي

بعد از عقب نشینی رژیم ایران، تغییر دمکراتیک را تشویق کنید

ترجمه از سايت هيل نشريه كنگره امريكا ـ  31ژوئيه 2015

منتقدان به درستی اشاره می کنند که معامله هسته‌ای ایران که در ۱۴ ژوئیه اعلام شده عمیقا ناقص است. این معامله زیرساختهای عمده هسته ای ایران را حفظ میکند و در سد کردن متقاعد کننده راههای دستیابی به بمب هسته ای شکست میخورد. تهران میتواند به طور مخفیانه کارهای حساس هسته ای خود را برون سپاری کند و این توافق با محدودیتهای زمانی منحصرا روی سایتهای اعلام شده تهران را به عنوان یک کشور در آستانه هسته ای بودن به رسمیت میشناسد.
اما آنچه که بیشتر آزار دهند است و کمتر در باره آن صحبت میشود جنبه هایی از معامله است که در نقایص ذاتی آن نیست. این جنبه از این واقعیت که توافق در یک خلاء سیاست استراتژیک معرفی و شروع شد که سایر تهدیدها را چک نشده باقی میگذارد.
آمریکا همچنان فاقد یک استراتژی منسجم، موثر و وسیع در مورد ایران است. استراتژی که به موضوع هسته ای وزنی را که میطلبد بدهد اما اینکار را در رابطه با و نه جدای از سایر تهدیدهای ایران انجام دهد و همچنین تراوش خواستهای میلیونها ایرانی که صادقانه خواهان تغییر رژیم هستند باشد.
توافق هسته ای ممکن است پیامدهای ناخواسته وخیم داشته باشد: یک رژیم جری شده که سود و دریافتهای خود را در کانال سایر تولید کنندگان آن مانند حمایت مالی از افراطی گری اسلامی قرار میدهد. در نتیجه، کاهش درک شده از یک تهدید در واقع باعث تقویت تهدید دیگری میشود.
همین هفته، بعد از مرگبارترین بمب گذاری در ماه های اخیر در بحرین، رسانه های دولتی گفتند مواد منفجره ای که در این حمله استفاده شده بود شبیه مواد منفجره ای بود که توسط ایران قاچاق شده و چند روز قبل از آن کشف و ضبط شده بود.
در واقع، علیرغم تمامی هیاهو توسط مدافعان تهران در داخل کمربندی، این توافق دلیل زیادی برای جشن گرفتن در منطقه ای که از پیش درگیر نزاع های فرقه ای که اکثر آن توسط ملاها تشویق شده است ندارد.
تمرکز کوته بینانه در موضوع هسته ای منجر به دست کم گرفته و یا حتی نادیده گرفتن دو ستون اصلی بقای رژیم مذهبی شده است: سرکوب مخالفان در داخل و صدور تروریسم در خارج.
طرفداران معامله استدلال می کنند که هیچ جایگزین مناسب دیگری وجود ندارد. پرزیدنت اوباما در پاسخ به شک و تردید کنگره هشدار داد: "بدون یک معامله ما در معرض خطر جنگ بیشتر در خاور میانه هستیم."
اما آیا جنگ تنها جایگزین است؟ نه، یک گزینه سومی هم وجود دارد که برای مدتهای طولانی توسط جنبش مقاومت دمکراتیک و سازمان یافته شورای ملی مقاومت ایران ارائه شده است: احترام به حق مردم ایران برای سرنگونی رژیم دیکتاتوری.
این گزینه یک سیاست جامع و قوی ارائه داده که پاشنه آشیل رژیم را هدف قرار میدهد: "تنفر عمومی از رژیم." این یکبار دیگر مردم ایران – نه فقط اقلیت بنیادگرای حاکم – و منابع عظیم اقتصادی آنها را وارد جامعه بین المللی میکند و باعث تسهیل صلح دراز مدت میشود.
اشتباه نکنید: تهران به دلیل فشار تحریمهای اقتصادی که توانای رژیم در متوقف کردن مخالفاتهای داخلی را تهدید میکرد به پای میز مذاکره آمد.
این معامله نشان داد که ولی فقیه تهران علی خامنه ای به اکراه تسلیم و به دلیل وحشت از ناآرامیهای اجتماعی قرص سمی استراتژیک را خورد. در سایه تحریمها و سوء مدیریت اقتصادی فاجعه بار، تنفر نسبت به رژیم از پیش در سراشیبی تندی [اوج] قرار داشت. در سال ۲۰۰۹، شرایط مشابهی باعث قیام عمومی شد که پایه های رژیم را لرزاند.
امروز خامنه ای در یک جایگاه ضعیفتری قرار دارد و با جناح های تقسیم بندی شده و پر سرو صدا در داخل رژیم که مانورهای رندانه برای قدرت و نفوذ در مواقع عدم اطمینان انجام میدهند مواجه است. این یک بازگشایی تاریخی برای گزینه سوم ارائه میدهد زیرا هر گام که رژیم عقب نشینی کند راه را برای پیشبرد خواسته های مردمی باز میکند.
با چشم انداز واقعی نزاع های داخلی بیشتر که تعادل داخلی تهران را تهدید میکند، خامنه ای از اصول اصلی عقب نشینی کرده است. چند روز قبل از اعلام توافق، او با اشاره به آمریکا به مقامات و کارگزاران رژیم گفت که "آماده باشید به جنگ خود علیه استکبار جهانی (آمریکا) ادامه دهید."
متحد رژیم در سوریه، بشار اسد، معامله را مورد تحسین قرار داد و گفت که مطمئن است ایران با شتاب بیشتر به حمایت از موضوعات عادلانه در منطقه ادامه خواهد داد. او احتمالا با امتیاز آمریکا برای برداشتن تحریمهای تسلیحاتی علیه ایران به عنوان بخشی از معامله هسته ای شناور شده بود.
آمریکا و جهان دارای متحدین خود هستند: مردم ایران و اپوزیسیون سازمانیافته که در سال ۲۰۰۲ برنامه مخفی سلاح های هسته ای تهران را افشا کرد. آنها آماده و قادر به ایجاد یک ایران دمکراتیک، غیر مذهبی و غیر اتمی هستند اگر فقط غرب از توانمند سازی رژیم ایران خود داری کند.
در این مقطع حیاتی، نبایستی به رژیم اجازه داد تعادل خود را به دست آورد. بعد از عقب نشینی هسته ای و قبل از آنکه از صدها میلیارد دلار دارایی های از انجماد خارج شده سود ببرد ، این بازگشایی کامل برای توانمند سازی مردم ایران و جنبش اپوزیسیون سازمان یافته آنها است. آنها میتوانند پیشرفتهای عمده به سمت یک آینده امیدوار کننده تر داشته باشند که در آن تروریسم، نقض حقوق بشر و سلاح های هسته ای به صورت پایدار و محکم و به طور همیشگی رها شده است.

 

محكوميت رياكارانه تروريسم توسط رژيم ايران

« world1 b0b1eحمله تروريستي در پاريس كه منجر به كشته شدن 17نفر و تعداد بيشتري مجروح شد، خشم جامعه بين‌المللي را برانگيخت. كشورها وگروههاي مسلمان چنين خشونت افسار گسيخته اي را به‌عنوان نوعي از بنيادگرايي كه در مخالفت با اصول اسلامي است،

ايران كماكان بر تسليحات اتمي پاي ميفشارد

« - samsami 35e51علي خامنه‌اي رهبر عالي ايران اخيراً در يك سخنراني مهم خود گفت ايران يك نياز قطعي به دهها هزار سانتريفيوژ ديگر دارد. اين اظهارات را در آستانه ضرب‌الاجل 20ژوييه براي يك معامله بين ايران و آمريكا، بريتانيا، فرانسه، آلمان، روسيه و چين عنوان كرد.

حق پس زدن ابوطالبي

sona edd9c« در واشنگتن چيزهاي زيادي درباره انتصاب حميد ابوطالبي به‌عنوان سفير آينده ايران در سازمان ملل گفته مي‌شود. اين نماينده فرستاده شده به بالاترين مرجع حقوق‌بشر در جهان، توسط چندين گروگان سابق آمريكايي كه پس از انقلاب سال 1979 در تهران به گروگان گرفته شدند،

منتخب ویدئوکلیپ