Menu
ناصر آبادانی

ناصر آبادانی

سرود خلق براي نبرد آخرين !

index 18fd5

دوران پسا خامنه اي كمي زودتر از موئد كليد خورده است . 
 
جنگ جناح ها (روحاني با خامنه اي ) نه در بستر نيازها و خواسته هاي جامعه ،  ورشكستگي بأنكها و موسسات مالي ، رانتها و فساد ها ، زندان و اعدامها ويا سندها ( ٢٠٣٠) و يا توافق ها (برجام )  هاست  !؟ 
بلكه در انتخاب رهبري أينده نظام است . 
خامنه اي جانشين خود را انتخاب كرده است  . 
پيش شايعه رهبري رئيسي ،  قبل از رفتنش به مشهد ،و بعد كانديد شدنش ( و يا به نوعي سوزاندنش ! ) براي رياست جمهوري ، خط انحرافي امنيتي جناح اصول گرا براي فريب اذهان و  نهايتأ پيش بردن خط انتخاب رهبر بعدي در خفاء بود ! 
 روحاني اين را خوب مي دانست ، ،سالها مسئول سيستم امنيتي نظام بودن و از نزديك با خامنه اي كار كردن چيزهايي به او آموخته است ،جناح روحاني مخالف اين انتخاب است روحاني تجربه عقب نشستن موسوي و كروبي ، كرنش خاتمي و قهر احمدي نژادي و همچنان قتل رفسنجاني را در آستين دارد . و خوب مي داند با هيچ كدام از اين ناز و ادا ها كارش به پيش نمي رود . 
يا كرنش تمام وكمال يا ايستادن ! 
تا اينجاي كار ايستادن را ترجيح داده است . 
لذا سنگر به سنگر و حرف به حرف و كلام به كلام ،پا به پاي خامنه اي جلو مي أيد . ( نمونه أخرش ، اعتراض مستقيم  به خامنه اي در نشست سران  رژيم به مناسبت پايان ماه رمضان ، و بعد از اعتراضات روز قدس و نماز عيد فطر بر عليه او بود !  )كه بگونه اي مستقيم به او فهماند كه مي داند آتشها از گور چهـ كسي بلند مي شود ! 
جانشين خامنه اي در بستر امنيتي با رهبريت بيت خامنه اي و هدايت سپاه ، مي خواهد بر مسند ولايت فقيه تكيه بزند ، حمله توأمان روحاني و خامنه اي كه اخيرأ بجد ، و روزانه شده است ديگر از گوشه و كنايه و اشاره گذشته است . 
خامنه اي با أتش به اختيار اعلام شده به افسران جبهه خودش ، ضعف ساختاري يا به قول مقاومت ايران ( طلسم شكستگي ) رهبر قرارگاه  مركزي كه خودش فرمانديش را به عهده دارد به نمايش گذاشته است . و اين از چشم باند روحاني نمي توانست دور مانده باشد .  كه همگانشان از پيش برندهاي خط امنيتي نظام از بدو انقلاب تاكنون بوده و هستند .  ولي أنچه كه به جنگ روحاني در خيابان ( روز قدس  ) رفت لومپن  هاي بسيجي و أنچه در نماز عيد فطر به مقابله با روحاني فرستاد ، مداحانش بود ! و نه افسرانش ! 
أياخامنه اي تنها خواسته است زهر چشم بگيرد ؟ اگر اين چنين بود ! چرابا ضعيف ترين حلقه هاي سيستمش ،  مبادرت به زهر چشم گرفتن كرده است ؟ حال أنكه بايد و قائدتا با قوي ترين نفرات و ابزارش به صحنه مي رفت ! تا جدي گرفته شود .
أيا براي پيش بردن چنين خطي اختلاف نظر بين نيروهاي بيت خامنه اي و سپاه وجود داشت ؟ 
أيا ترس از سرازير شدن تضادها به خيابان و نهايتا گسترش أن بود كه باعث چنين حمله خُرد و از پيش شكست خورده اي ، شده است ؟  
و اما روحاني نيز با نيروي راي دهندگان شهري ! كه به حساب خودش واريز كرده است ،و شايد اقشار حوزه وي!!  به مقابله برخاسته است ،
 نيروي شهري كه در فضاي مجازي خود را متحد ميكند و از ديگر سو حوزه !!؟ 
نامه سرگشاده آخوند أميني از كله گنده هاي قم ، كه در مقدمه سرأغازش،  فاتحه خود را نيز خوانده است بسيار گويا است . و شكاف و جناح بندي در حوزه را به خوبي نمايش مي دهد .
 
مقدمه نامه سرگشاده آیت الله ابراهیم امینی  
 به آیت الله خامنه ای ??
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
هیچ وقت به ذهنم خطور نکرده بود که روزگار ما به جائی برسد که لازم یاشد یکی مثل من به حضرت عالی نامه سرگشاده بنویسد ولی اوضاع اجتماعی، سیاسی و اخلاقی جامعه ما به حدی تنزل یافته و  بر ادبیات ما سایه انداخته که بی‌ادبی و گستاخی جزئی از اخلاق و فرهنگ ما شده. إنّا لله و إنّا إلیه راچعون.)
 
اين نامه نمي توانست بدون هماهنگي با ديگر يا بعضي ديگران (از مراجع ) نوشته شده باشد ! 
  
در اين نامه به مواردي از رفتارهاي به قول ايشان خارج از صواب و يا خارج از عقلانيت يك رهبر اشاره شده و به  وي تذكر داده است . آيا آخوند أميني در خصوص نوشتن اين نامه با آخوندهاي بزرگ تر حوزه هماهنگي كرده است ؟ آيا احتمال نوشتن نامه هاي سرگشاده ديگري از اين دست امكان دارد ؟ 
آيا با توجه به شرايط جسماني و عقلاني خامنه اي كه ذائل شده است ، جنگ انتخاب رهبر بعدي  از هم اكنون آغاز شده است ؟ 
 
زمان مقدر در أستين تاريخ است ،
ولي مرحله رشد تضادها از نَفَر قبلي به بعدي همچنان فزاينده است ،
اگر مرگ رفسنجاني در استخر يك قتل باشد ، كه هست ،
پس ، از دور خارج كردن رقبا براي ولايت فقيه جدي است ،
روحاني فردي امنيتي و نماينده تام الاختيار خامنه اي در شوراي امنيت بوده است ، پس به عنوان يك دستيار  سابق ، خامنه اي را بهتر از زاويه امنيتي آناليز كرده است ، 
 
ميداند پا پس كشيدن و خنثي بودن و گهگاه نقي زدن ،سرنوشتي بهتر از احمدي نژاد و يا موسوي و كروبي ندارد 
پس دو راه پيش رو بيشتر ندارد ،
كوتاه أمدند و كرنش كردن 
و يا  ايستادن 
اگر كوتاه أمد و كرنش كرد ، كه حرفي نيست 
ولي اگر ايستاد ، 
اين بار براي هميشه تعيين و تكليف به خيابان كشيده ميشود ،
اين تصميم به خيابان أمدن ، 
نقطه عطفي است 
در مرحله اول يك سمت براي هميشه تعيين و تكليف مي شود  و از صحنه حذف مي شود ، بالطبع سرود خلق در مرحله اول نيز أغاز شده است 
و در مرحله دوم  
خشم خلق سرودي خواهد شد 
براي نبرد آخرين ! 
 
 
ناصر آباداني

ضربه يكي مانده به آخر ! (نگاهي ديگر از منظري ديگر به نوار مصاحبه منتظري )

ضربه يكي مانده به آخر !
(نگاهي ديگر از منظري ديگر به نوار مصاحبه منتظري  )  

كهكشان آزادي و پيامد هايش ،سرعت تحولات را  تشديد كرده است ،حضور تركي الفيصل و متعاقب آن ديدار محمود عباس با خانم رجوي ،رژيم  و بالطبع جريان هاي همسو با رژيم را به تلاطم  و واكنش هاي بعضأ هيستريك واداشته است ، و بديعي است براي شكل دهي و نظم دادن به شرايط پيش از كهكشان  براي آنان و رژيم نه تنها امكان ندارد كه خود موجب پديد آوردن و يا به شكلي بغرنج كردن اوضاع براي آنان شده است . 

ضربه كهكشان و در امتدادش تشكيل جبهه منطقه اي جديد، حول مقاومت ايران ، بر عليه رژيم،  وضربات گيج كننده رزمندگان سوري بر عليه  نيروهاي اسد ،با شمول نيروهاي تحت قيموميت نيروي تروريستي قدس ،رژيم را در حالت آچمز قرار داده است . تشكيل گردان هاي الزينبيون و ال فاطميون نيز نتوانست عمق استراتژيك رژيم را محكم و يا محفوظ نگه دارد ، حضور ارتش قدرتمند روسيه و   استقراراسكادران هايش در پايگاهاي هوايي ايران نيز نتوانست  تا اينجا ،تعادل قوا را به نفع رژيم به هم بزند و به هر روي شرايط ، هر روز براي اسد و نهايتا رژيم، تنگتر مي شود . 

در بالاي سر تمام اين اتفاقات ،جنگ و جدال ها و تضادهاي رشد يابنده سران رژيم ، هر روز ابعاد جديدي مي يابد ، و هر دو جناح براي حفظ نظام ، ديگري را مخل و نا مناسب مي دانند و توأما راس حرم نظام را نشانه رفته اند ، تيم روحاني رفسنجاني ،همه عرصه هاي تصميم گيري هاي كلان نظام را كه روزي خطوط قرمز رژيم محسوب مي شده ،را از دست خامنه اي گرفته است و مدام آن را جابجا و يا كم رنگ و نهايتأ حذف ميكند، عجز و ناله هاي خامنه اي و نيروهاي طرف دار او در مورد برجام ، جام زهر و پيامدهاي آن ،قبل از اينكه به اثرات مخرب جام زهر و تاثيرش در كل بدنه نظام ربط داشته باشد ، مربوط به رد شدن ،نيروهاي رفسنجاني ،روحاني از روي خطوط  قرمز ترسيم شده توسط خامنه اي  ونهايتأ تضعيف او و از دور خارج كردن او از صحنه قدرت مربوط مي شود . 

حبل المتين تيم روحاني رفسنجاني، يا در كل ، جريان موسوم به اصلاح طلبان در  مقابله با خامنه اي  ، "خميني " است . كه گاه و بي گاه ، براي عقب نشاندن تيم خامنه اي ، از او خاطره يا فاكت مشخص در مورد موضوع مورد نياز خود ( مثل حذف شعار مرگ بر امريكا ) استفاده مي كنند . 

از ديدگاه من :  

  ، افشاء و پخش نوار صحبتهاي منتظري با تيم ويژه كمسيون مرگ ، قبل از اينكه كليت نظام را به وحشت و يا به لرزه بياندازد ، "ياران  دوران طلايي امام " را به پاسخگويي  ، وحشت و به چالش كشيده  است ، "جنايتكار " خطاب كردن خميني توسط منتظري ،نيرو هاي نزديك به خميني  و استفاده كنندگان از حبل المتين ،خميني را به ميدان كشيده است و لاجرم  آنها را زير فشار أفكار عمومي ،مجبور به نور انداختن به زواياي ديگري از اين تاريك خانه كرده است و يا خواهد كرد ، تحت تاثير ، قرار دادن توده بي شكل همسو با جناح روحاني رفسنجاني نيز مد نظر بوده است " اين جريان قبلأ خامنه اي را با عنوان اينكه مخالف اين اعدامها بوده است " از زير ضرب بيرون آورده  است !!

 نگارنده فكر مي كند 

جناح خامنه اي ، براي نجات خود از غرق شدن  و از دست دادن سهم خود در قدرت ، دست به ريسك بزرگ و يا قمار بزرگي زده است ، قماري كه موجوديت جناح او و يا كل نظام را نيز ممكن است به خطر بياندازد !  افشاء فيش هاي حقوقي ضربه اي كارامد نبود ، لذا جناح خامنه اي تنها راه بقاء خود را شليك يكي مانده به آخرين تير تركش  خود مي داند و لذا ،خود را مقيد به قطع كردن اين ريسمان پوسيده و پيوند دهنده تيم روحاني رفسنجاني دانسته است ،  ،هرچند حتمأ به خوبي آگاه به پيامدهاي آن و آسيب رساندن به كل نظام نيز بوده است  ! مضافأ به اينكه به قرباني كردن چند مهره از جناح خود نيز اشراف داشته است ، و شايد يكي از اين مهره ها ( رئيسي ) از قبل براي اين منظور آماده شده است ! ( بخوبي آگاه هستيم قبل از آن به صورت غير مترقبه ديدار تعدادي از فرماندهان سپاه با او را به مثابه جانشين بعدي خامنه اي جا زدند ،تا ذهنها به سمت او معطوف شود ) پخش غير منتظره  سخنان منتظري دقيقأ همين كاركرد را دارد، شناخت اينكه احمد منتظري تحت چه شرايط و چه منظوري و يا تحت چه برنامه ريزي ،اين نوار را بيرون داده است ، منوط است به اينكه بدانيم  چه كساني بيشتر از همه از فاش شدن اين "نه " لزومأ اطلاعات ،( هرچند اطلاعات خوب و ضروري هم در آن است كه بيرون درز كردن همين اطلاعات مورد نطر بوده است )  بلكه جنايتكار توصيف كردن خميني ، يعني پاره كردن آن ريسمان پيوند دهنده اصلاح طلبان  ( دوران طلايي ) سود مي برد !

هرچند جناح اصلاح طلب به خوبي از ارزش اين گزارش و سودي كه عايد مردم و مقاومت ايران مي كند آگاه است ،

امثال تاج زاده با تقسيم كردن اين اعدامهابه ديگران و مجاهدين و محق بودن و درست بودن اين اعدامها و تنها با با عذر خواهي كردن ساده  قصد دارد از ضرب اين ضربه  كشنده ،كه در تماميتش كل نظام را زير ضرب برده است ،بكاهد .    



با احترام ناصر آباداني 

٢٣/٠٨/٢٠١٦

چه پيش آمده است؟

چه پيش آمده است ؟

پاسخي به نوشته اخير علي ناظر ،،،

خوب ، حالا به اين طيف سايت نشين ، چه بايد گفت ؟ ،
چرا هر ديدار و هر رفتار مجاهدين توامأ ، هم رژيم را مي لرزاند هم اينان را!
چه پيش آمده است ؟
رژيمي بر كشور حاكم است كه از تمام عوامل منطقه اي و داخلي و جهاني براي تثبيت قدرت سركوب گر خود سود ميجويد،در منطقه آتش جنگ مي افروزد ، در كشور اعدام مي كند و شكنجه و سركوب ، و و يران كردن تمام زير ساخت هاي اقتصادي و كشاورزي و زيست محيطي شده است مشغله اش ! وهمچنان در مناقشه دائمي با جهان ! و به قول محسن رضايي سر پاسدار رژيم با كسي هم شوخي ندارند .
آقاي ناظر،،
مجاهدين فيل هوا نكردن ، مجاهدين تنها يك ديدار كردن ، تركي فيصل هم ديدار بودً، نمايدگان مجالس كشورهاي عربي هم ديدار بود ،نمايندگان مردم سوريه هم حضور داشتن ، هدف از اين ديدار ها كوتاه كردن دست رژيم از منطقه است ، به ديگر معني به هم زدن تعادل رژيم ، و فرو ريختن عمق استراتژيك رژيم ، عجيب است كه رژيم اين را فهم ميكند شما نه !!
هراس به دل راه نده !
تا شما سايت نشينان سايه نشين هستيد ، آب از آب تكان نمي خورد ،
اگر اين كارهاي مجاهدين نباشد قلم در دستانتان ،مي ماست ! ناظر جان ، مي شود بفرماييد شما كدام فلسطين را قبول داريد ؟ فلسطين حماس را يا فلسطيني كه سازمان الفتح رهبريش را دارد ؟ اينكه از خانم مريم رجوي مي خواهي توضيح دهد كه هنوز ضد صهيونيست هست يا نه يعني چه ؟ محمود عباس رژيم اسرائيل را به رسميت شناخته است ، عرفات هم شناخت ، مصر هم شناخت ، أردن هم شناخت ،تركيه كه شناخته بود ، خدا را شكر ، شما به رسميت نميشناسيد،و كما كان در حال جنگ ضد صهيونيستي و ضد امپرياليستي هستيد !! ولي خودمانيم،اين (خط ضد صيونيستي ) را خوب آمدي !! شما از اينكه محسن رضايي با اين ديدار ها بوي الرحمان رژيم را شنيده است آشفته خاطر شده ايد ؟ به محسن رضايي دلداري مي دهي يا به هم هفت خوان هاي خودت ؟ رژيم و نمايندگان خارج و داخلش ظرف يكي دو هفته گذشته ، چه به فيصل و چه به عباس اعتراض هاي رسمي و غير رسمي بسيار كردن ، اگر اين امر ، رژيم را به چنان هراسي افكنده است كه هوارش دنيا را برداشته است ، حرف حساب شما چيست ؟ نگراني شما چيست ؟ چرا؟
مجاهدين اين ديدار ها را انجام ندهد ؟ دست رژيم را از منطقه كوتاه نكند ؟ چون شما در ذهنتان ،و در ليست ذهني تان ، جنگ را در صدر ليست نوشته ايد !
ناظر جان عزيز دل برادر ، آخوند ها جنگ را با مردم ايران ٣٧ سال است كه پيش مي برند ، يعني تقريبا جاي سالمي نگذاشته اند ! تو اگر مرد رهي ، به اين ميدان بيا ! اول تلاش كن شر اين جنگ را از سر مردم ايران كوتاه كن ،
ناظر جان عزيز دل برادر ،،، حضور نظامي نيروي تروريستي قدس در سوريه و عراق و در يمن و در عربستان يعني سايه جنگ ، ، اين حده اقل را كه بايد فهم كنيد ! اگر آخوند براي خود در سوريه وعراق و بحرين و يمن ، عمق استراتژيك قائل هستند ، حتما آنها هم ( كشورهاي عربي ) حده اقل شناخت را از امنيت ملي خود دارند ، يا فكر مي كني از بيخ عرب هستند !!!! و شناختي راجع به منافع ملي خود ندارند ، شما و هم كيشانت فكر مي كنيد ،آخوند ها هر تصميمي گرفتند و هر بلايي سر منطقه آوردند بايد رفت پشتش!
تكلمه آخر :
احزاب و سازمانهاي كرد ( دمكرات ، كومله ، خبأت ... ) خواهان ادامه مبارزه با رژيم از طريق جنگ مسلحانه شده اند ،
بسياري از نيروهاي ايران دوست !!!! به وحشت افتاده اند و با خواهش التماس از آنها خواسته اند دست به اين كار نزنند و كماكان راه مذاكره و مدارا را به پيش ببرند و همه ترسشان از نزديك شدن اين احزاب و سازمانها به مجاهدين است ،
خواستم ياد آوري كنم كه عقب نيافتيد !
با احترام ناصر آباداني
٠٤/ ٠٨/ ٢٠١٦

سونامي بحران !

iran spring 11 76c0f

اين نامه ها براي به در بردن رژيم از شرايط بحراني است كه در منطقه دچارش شده است،

نوشتن دو نامه از سوي باراك اوباما ،براي رهبر وقيح ،يك هشدار غير مستقيم و شايد مستقيم به رژيمي است كه با ادامه سياستهاي خصمانه در منطقه، سايه جنگ را بر كشور و فراتر از آن منطقه، مستولي كرده است ، رژيمي كه فكر مي كند با صدور بحران و آتش افروزي در منطقه توان كنترل بحران هاي لاعلاج داخلي خود را دارد،

بحرانهايي كه با وسعت بخشيدن به نيروهاي سركوبگر به نام " گشت هاي ارشاد غير محسوس " در صدد كنترل آن است. و امريكا با اشراف به اين شرايط ( داخلي ومنطقه اي و جهاني ) و براي حمايت از رژيم سركوبگرحاكم بر ايران، وارد اين قضيه شده است ،ديدار اوباما به عنوان رئيس جمهور امريكا از عربستان سعودي كه باسردي و حتي تحقير پادشاه سعودي انجام شد ، در تمامي رسانه هاي امريكايي انعكاس يافت ، حاكي از آگاهي عربستان نسبت به مواضع اوباما نسبت به رژيم آخوندي است ، و قول وقرار هاي اوباما مبني بر كنترل رژيم آخوندي ، هم هيچ چيزي به گرمي بازار امريكا در عربستان نيفزود،

در هر صورت ،به تصور من اين نامه ها براي به در بردن رژيم از شرايط بحراني است كه در منطقه دچارش شده است، اتخاذ تصميم هايي كه اخيراً در سطح كشورهاي اسلامي بر عليه رژيم آخوندي گرفته شده است همه دال بر وخيم شدن شرايط منطقه اي رژيم است ، و ورود امريكا در اين امر و نامه نگاري با رهبر وقيحان جهان از اين منظر قابل ارزيابي است،
پس اگر مماشات اوباما را با رژيم باور داريم ؟
و اگر دخالت رژيم را در تمامي سياست هاي جنگ طلبانه اش در منطقه را قبول داريم ؟
و آگر ،اوباما مي خواهد از طريق همكاري با رژيم و براي بقايش به اين جنگ طلبي ها ،خاتمه دهد، مخصوصآ تاكيد اوباما : ( که ایران فرصت محدودی برای همکاری با آمریکا دارد تا مشکلات و اختلافات موجود در سوریه، عراق و یمن را حل کند.)
تاكيد اوباما ايران فرصت محدود ي دارد قابل توجه است ،
پس بايد شرايط را بسيار حاد تر از آنچيزي كه در ظاهر تصور ميكنيم ،مورد ارزيابي قرار دهيم.
آنچه كه در إستانبول گذشت: ( سازمان همکاری های اسلامی (سازمان کنفرانس اسلامی سابق) اجلاس استانبول را با بیانیه ای ضد رژيم آخوندي به پایان رساندند.
این بیانیه در نشست کارشناسان کشورهای اسلامی در جده عربستان تهیه و تنظیم شده بود ، نشستی که کارشناسان رژيم آخوندي به دلیل عدم صدور روادید توسط عربستان در آن حضور نداشتند) ،ادامه و ومهر كردن سياست هاي كشورهاي عضو اتحاديه عرب ،( اتحادیه عرب حزب‌الله لبنان را گروه "تروریستی" اعلام کرد. ... و اتحادیه عرب مبنی بر شناخته شدن حزب‌الله لبنان به عنوان گروه تروریستی حمایت کردند. ... )پازل وقتي تكميل مي شود كه بحرين به جمهوري اسلامي اعلام جنگ مي كند ،
پارلمان بحرین: منامه علیه ایران و حزب الله اعلام جنگ کرد،
بديهي است اين اعلام جنگ نمي تواند بدون هماهنگي هاي قبلي و لازم با كشورهاي عضو اتحاديه عرب و حتي تركيه و بعضأغرب انجام شده باشد ،
رژيم كه خود به وجود آورده بحرانهاي منطقه اي است به اين تهديدات از سوي يك كشور كوچك ، واكنشي غير محسوس از طريق ارگان رسانه اي خود انجام داد،
واكنشي كه قاعدتا مي بايست از سوي سران رژيم و يا سران نظامي سپاه انجام بشود ولي برعكس ،اين واكنش توسط يك روزنامه وابسته به نظام
انجام شد : تهدید موشکی جمهوری اسلامی علیه بحرین
( چند موشک قدر برای پاسخ به بحرین کافیست؟
باشگاه خبرنگاران (صداوسیما): مسئولین "جزیره بحرین" در یکسال اخیر مواضع تندی را علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده و این موضوع در گفتار مقامات این کشور کاملا مشخص است.
مقامات "جزیره بحرین" که با مقاومت اسلامی در منطقه غریبه اند، به کرات ادعاهای گوناگونی را ضد مقاومت مطرح کردند که نمونه آن تروریست خواندن "حزب الله" لبنان بود.
مقامات "جزیره بحرین" خود را چه فرض کرده اند که چنین مطالبی را ضد جمهوری اسلامی و حزب الله مطرح می کنند.
جزیره بحرین" که حدود 700 کیلومتر مربع وسعت دارد با 350 موشک سطح به سطح "قدر- اف" با قدرت تخریب 2 کیلومتر مربع به طور کامل نابود می شود و بهتر است مقامات این جزیره کمی فکر کنند و بعد زبان به گستاخی و هتاکی بچرخانند.)
واكنش خامنه اي براي حمايت از حزب الله در ديدار با اعضاي اتحاديه دانش آموزان :

(علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، به شکلی تلویحی، به شدت پادشاهی عربی سعودی را به دلیل محکومیت حزب‌الله لبنان در بیانیه پایانی نشست سران سازمان همکاری‌های اسلامی، هدف حمله لفظی قرار داد. او بدون ذکر نام، سعودی را متهم کرد که عامل تصویب بیانیه پایانی نشست است.)
تنها سوتي در تاريكي است،

با احترام ناصر آباداني
تاريخ 22,04,2016

مجاهدين ، برهم زننده تعادل قوا...

iran spring 13 91baa

بعد از حرفهاي لاريجاني در مورد علت به هم خوردني لغو سفر آخوند روحاني به اتريش ، مسائلي در ميان تعدادي دوستان مطرح شد ، كه من نوشته زير را به صورت پراكنده در پاسخ بعضي دوستان نوشتم ، بهتر ديدم آن را كمي جمع و جور كنم و در قضاوت و ديد دوستان بگذارم ، اميد وارم كه مورد قبول افتد،،،

( جمهوری اسلامی با استفاده از علی لاریجانی که رئیس مجلس و شخص با نفوذی می باشد و بی شک سخنان او در سطح وسیعی در رسانه درون و برون کشور منعکس می شود، قصد دارد با مطرح کردن مسئله تظاهرات مجاهدین و اختلاف میان تیم حفاظتی حسن روحانی و مقامات اتریشی، مجاهدین را تنها عامل ممانعت از اجرای برجام هم در درون کشور و هم در رسانه های برون کشور معرفی نماید تا بتواند ضربات نهایی را برای از میان برداشتن مجاهدین وارد کند.)
اين گوشه اي از نوشته يك كارشناس اطلاعاتي ( راستيتش نمي دونم كيست ؟ ) به نام " فرامرز دادرس " است،
براي نمونه اين چند خط را در بالا گذاشتم، ذلت و حقارت از آن مي بارد ، ذلت رژيمي ،كه براي بقاء ،اميد به شيطان سازي مجاهدين كرده است ،مثل اينكه تاكنون بنده نوازي مي كرده است،
گاف لاريجاني را اين جور جمع وجور كردن درست از كار در نمي أيد ،بيشتر مايه آبروريزي است ،
كارشناس اطلاعاتي با اسم ونام مشخص از درون رژيم مشخص است كه چرا وارد ميدان شده است ، جمع و جور كردن چيزي كه ديگر در توانشان نيست ،
در هر صورت ،ما همه مي دانيم كه مجاهدين در همه صحنه ها اروپايي حضور دارند و تظاهرات هم هست ،
آيا روحاني يا تيم او با اين حربه كهنه به زعم خودشان( "شيطان سازي مجاهدين " )، قصد سفر براي اجرا و بيش بردن طرح هاي اقتصادي مبتني بر جام زهر "برجام " را به كشورهاي اروپايي ندارد، ؟ آيا رژيم اين همه هزينه نابود كردن پروژه هسته اي و حق مسلم را داده است تا با يك تظاهرات جا بزند ؟
رژيم خوب مي داند بحث ( مذاكره ، پروژه هسته اي ) به ( مذاكره ،و موشكها ) تبديل شده است ، رژيم خوب ميداند
وآنكه اين جام زهر برجام را به دستشان داده ، مجاهدين است، به طريق اولا اگر بحث ( مذاكره و موشكها ) روي ميز است ، دست مجاهدين در كار است ،
رفسنجاني تيري در تاريكي نيانداخته است و خامنه اي با عنوان كردن "خائن " به او آخرين تيرش را شليك نكرده است ،به قول جان كري بحث ( مذاكره يا موشك ) به طور جدي روي ميز است ،
خلع قدرت نظامي با خلع سلاح موشكي ،رژيم را در وحشت فرو برده است ،
وحشت نيروي سركوبگر نداشتن ،سلاح سركوب و ارعاب است ،
رژيم از چه كسي مي ترسد و چرا از حالا براي خلع سلاح شدن ، مجبور است مجددا پروژه شيطان سازي را پيش ببرد ،
فكر مي كنم ، نياز است يكبار ديگر وحشت خامنه اي را از سرنگوني در جلسه اي كه با آخوندها داشت نگاه كنيم ..

رژيم در نقطه قدرتش هرچه در توان داشته براي متوقف كردن مقاومت در خارج از كشور به كار برده است ، اينكه بتواند در نقطه استيصال ، اين تاثير را بر كشور هاي غربي داشته باشد ، من بعيد مي دانم، اين به معني اين نيست كه تلاشش را نمي كند ، اتفاقا تلاشش را مضاعف هم مي كند ، هر چه شكندگي رژيم در داخل بيشتر شود ، و احتمال سقوط در چشم انداز باشد ، رژيم بيشتر سعي مي كند ،مجاهدين را از دور بر خود دور كند ، و از تمام امكانات براي بيرون به در بردن مقاومت استفاده خواهد كرد، استفاده از نيروهايش كه تا حالا در حالت فريز نگه داشته بود نيز شدت مي گيرد

ولي تفاوت ماهوي اين دو نوع قدرت نمايي ، هم براي مقاومت و هم براي ناظرين ،مشخص است،
از نقطه قوت به نقطه حضيض آمدند، پروسه تخليه قوا و انرژي است ، در اين حالت به گربه اي مي ماند كه چنگ مي زند تا خود را از گوشه اي كه در تله افتاده است نجات دهد،
وبديعي است كه دشمن ضعيف را هم نبايد دست كم گرفت،
آخوند ها سطح منازعات خود را از ورق پاره كيهان به سطح جنگ رو در روي خامنه اي و رفسنجاني كشانده است،
خامنه اي اگر قدرت حذف رفسنجاني را داشت ، تا حالا صد بار آن را انجام داده بود ، تعارف ندارد، لفظ خائن به رفسنجاني آخرين قدرت شليكش بود ، قائدتأ بايد بعد از اين شليك و قياس رفسنجاني با منتظري ، از طرف لاريجاني ، رفسنجاني بايد تعيين و تكليف مي شد،
اين جنگ روي ياروي را كه به ضعف و فرتوت شدن رژيم راه مي برد ، ناظرين نيز هم به خوبي ارزيابي مي كنند ، جدال مذاكره هسته اي را رژيم باخت و جام زهر " برجام " را نوش جان كرد ، جدال مذاكره يا موشك ، هم به سرنوشتي هم شكل با " حق مسلم " دچار مي شود ،
واين قدرت چانه زني رژيم را بسا بسيار پايين مي آورد ،

براي سازمان، تمام طيفها دروني رژيم ، در يك سبد قرار مي گيرند ، ولي طبعا ، ارائه يك بازي سياسي ظريف ، براي تظعيف دو طرف پيچيده شده است ، اگر خاطرمان باشد چند وقت پيش رهبري مقاومت براي مجلس خبرگان رژيم با مخاطب قرار دادن رفسنجاني ، كشور را از پيش بردن به سوي يك جنگ انذار داد ، آن هشدار تنها يك نامه نبود ، آغاز به پيش بردن يك خط سياسي بود ،خطي كه به تظعيف رهبري خامنه اي پيش رفت ، و حاصلش را ما الان مي بينيم ،همچنان كه رهبر مقاومت با موسوي هم ، همين خط را پيش رفت ،
تضعيف خامنه اي تضعيف كلي نظام را در بر دارد ، چون نيروي سركوبگر ( اطلاعات و سپاه و بسيج )در دست اوست ، ابزار سركوب گرفته شود و يا از بين رود ، كاري ديگر از دست مابقي بر نمي أيد
فضاي باز سياسي شاه ، ترمز نيروي سركوب بود ،به محض از دور خارج شدن نيروي سركوب ، آمر يا همان شاه هم از بين رفت ،
البته اين تجربه را طبيعتا هر دو جناح رژيم هم دارند ، براي همين است كه رفسنجاني از بازي با كارت حسن خميني به دنبال سرباز گيري بود ، و خامنه اي خوب اين را مي دانست ،و بازي را نيمه تمام گذاشت ، روزه خواني بعدي رفسنجاني در جلو ي خانواده خميني و خطاب قرار دادن شوراي نگهبان ، كه چه كسي صلاحيت شما را تأييد كرده است ! ادامه بازي براي سرباز گيري از رانت خانواده خميني بود ،
ولي قابل ذكر است ، كه رژيم دشمن بالقوه و بالفعل خود را مي شناسد ، و سعي مي كند با تمام توش و توان ،مجاهدين را از خود دور كند
، آيا موفق خواهد شد ؟!
تجربه اطريش و اذعان به آن براي رژيم زياد هم أسان نبوده است ،
سوال اين است ،آيا لاريجاني گاف داده است ، يا در جنگ و جدال ها ،باندها عقلانيت و تعادل خود را از دست داده است ؟ ، چون اين وظيفه رئيس مجلس نبوده است كه همچو چيزي را عنوان كند ، قائدتأ بايد سخنگوي دولت اگر مطلبي داشت ، در اين مورد "لغو سفر " چيزي بگويد ، من سودي در مطرح كردن اين مطلب از سوي رژيم ،براي رژيم نميبينم،
آنها ناخواسته قدرت مجاهدين را در بر هم زدن تعادل رژيم جار زدند،

همانطور كه در بالا ذكر شد ،جمهوري اسلامي تاكنون به طرق مختلف ،چه آشكار و چه نهان در تمامي زد و بندهاي اقتصادي يا سياسي با عوامل پيدا و پنهان ولأبي هاي گسترده در صدد حذف مجاهدين بوده است ، و براي اينكار از هيچ كوششي تا كنون دريغ نكرده است وبعضأ بسياري از اين زدن بندها توسط مقاومت افشاء شده است ، حتي در يكي از سندهاي اوليه محدويت هسته اي ، محدويت مجاهدين فعاليت مجاهدين در غرب جزء شروط بود ، يا قراداد قبرس كه با حضور محسن رضايي سركرده سپاه در خصوص همكاري با امريكا و استفاده از حريم هوايي و يا زميني در جنگ عراق بود ،، و بمباران هاي نيروهاي ائتلاف منجر به شهيد شدن بهترين فرزندان خلق و نابودي بسياري از قرارگاه هاي سازمان شد . در هر صورت ، به خوبي واقف هستيم يكي از شروط رژيم براي عقد هر قرار دادي محدويت يا ممنوعيت فعاليت مجاهدين است ، فكر مي كنم اين مسئله از چشم افراد معمولي هم دور نيافتاده است، ،وضعيت نابسامان رژيم در حوزه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعي ، مدار جنگ جناحين را بسا بسيار بالاتر برده است به گونه اي كه درگيري در سطح سران رژيم به امري روز مره تبديل شده است،
طبيعتا در اين ميان آنها حواسشان به دشمن بالقوه و بالفعلاشان يعني مجاهدين هست و از آنها قافل نيستند ، آنها احساس مي كنند يا تحليلشان اين است كه به گونه اي عمل كنند كه در سطح عوام و توده ها مجاهدين را مانع تحقق اجراي برجام جا بزند ، و از اين طريق مفري براي خود بجويند ، ولي اين يك سوي قضيه است ،
برجام و پيامدهاي اقتصادي آن براي رژيم از اهميت بالايي برخوردار است ، به هم زدن همچو ديداري در همچو سطحي ، حتما بن بست بزرگي داشته است ،
اين بن بست نه در سطح خيابان كه در قرارهاي اوليه و بحث هاي مقدماتي ديدار حاصل شده است ، و اتفاقا از ديدگاه من ،مجاهدين پايه اوليه بحث هاي رژيم بوده است كه مهمتر است از بحث هاي اقتصادي يا اجراي تظاهرات بوده است ، چرا كه همانطور كه رئيس جمهور اتريش گفته بود اتريش وزنه قوي اي در لغو تحريمها و يا سوئفت بانكي نبوده است ، ، ، هيچ كس بهتر از خود رژيم ،مبادرت به شمارش معكوس نكرده است چرا كه رژيم اين بار مجبور است تمام عوامل پيدا و پنهانش را به ميدان بكشد ، عواملي كه در زماني هم كه پنها ن بوده اند همين خط را به پيش مي بردند ، پس در ماهيت عملكرد آنها تعقيري به وجود نيامده است جز اينكه مجبورند برگهايشان را رو كنند ، پس
همانطور كه در بالا ذكر شد اين گونه رفتار ها بازي با تيغ دو لبه است كه قبل از اينكه به مجاهدين آسيب برساند آنها را زخمي مي كند ، و بالطبع وزنه سياسي مجاهدين را در خواص و طبقه مياني جامع و همچنين در سطح كشورهاي منطقه و جهان چند مداربالاتر مي برد،
طبيعتا هر نگاه امنيتي كه رژيم در كاربرد اين ترفند ها مد نظر داشته باشد ،بازنده نهايي است ، مخصوصا بعد از لغو سفر ،استفاده از اين ترفند كاربرد و سود چنداني براي رژيم نداشت، و بيشتر خود رژيم را زخمي كرد ، اذعان به قدرت يك اپوزسيون در خارج از كشور كه موجب لغو يك سفر تجاري "" كه برجام "برپايه آن شكل گرفته است ، براي رژيم يك شكست است،
در ضمن سطح منازعات رژيم بر سر معامله با سازمان مجاهدين براي پيش برد هر امري كه براي رژيم كارساز باشد ،را كه تاكنون در خفا و پشت درهاي بسته انجام مي شد ، عيان كرد ، پس به طريق اولا، چه در خفا ء و چه در عيان ، خط رژيم ، حذف مجاهدين از صحنه بوده ، و يا حده اقل جلوگيري از تظاهرات، ولي در هر دو صورت چه در پاريس كه انجام شد و تظاهرات وسيعي نيز توسط مقاومت انجام شد و چه در اتريش ، كه روحاني عطاء يش را به لقائ ش بخشيد ، نا موفق بوده است ، مضافاء به اينكه وزنه مقاومت را در صدر اين گونه منازعات و مراودات سنگين تر كرد ،
من فكر مي كنم ، بيشتر لبه تيغ گردن رژيم را زد، و در نقطه ضعف قرار داد،
هرچند فرمانده پاسدار نيروي قدس ،براي تكميل پازل رو در رويي با مقاومت به درگيري و نابودي تيمي فرضي از مجاهدين در سيستان و بلوچستان نيز رو آورد،
ممنون
ناصر آباداني 07,04,2016

تاريخ را ما مي سازيم !

iran2 e5962

البته اگر بخواهیم یا بتوانیم !
در هر نقطه ای که هستیم ، معنیش این است که از نظر تاریخی درست در آن نقطه قرار گرفته ایم، خوب یا بد مسئله این نیست. مسئله شناخت موقعیت عینی است که در آن قرار گرفته ایم. هر نقطه از جایی آغاز می شود ، و هر خطی در امتداد نقطه ای است که از آن حرکت کرده ایم ، اگر باور داشته باشیم که جامعه ما در همه زمینه های دانش ،علوم تجربی و حوزه های مختلف فکری در نقطه آغاز است ، به معنی آن است که به این یقین رسیده ایم که نقطه حضور تاریخ واقعی مان را درک کرده ایم و اگر به غیر از این فکر کنیم ،چنانچه می کنیم، و در لایحه های هزار توی تاریخ قبل ازاسلام که بیش از ۱۲۰۰ سال وبعضا ۵۰۰۰ سال گفته می شود ،میگردیم تا تنها یک یا دو شخصیت قابل طرح، آن هم در طیف حاکمان پیدا کرده وجهان ذهنی مان را با تنها چند جمله که بر سنگی یا کتیبه ای حک شده است پر کنیم ، و در آن طرف طیف ، در ۱۴۰۰ سال تاریخ پر از درد و رنج بعد از اسلام که کمی به واسطه پیدایش و تکمیل خط پر بارتر است ، بیش از ۵۰۰ سال است که به جزء شعر ( آن هم در حیطه بومی ) در هیچ عرصه ای حرفی برای گفتن نداشته ایم ، یعنی درست در دوره ای که به عصر روشنگری ورنسانس معروف است ، جهان در حال بیدار شدن بود و ما خواب عمیق تاریخی مان را آغاز کردیم.
هر حرکت تغیری در خود دارد ، هم زمان و هم مکان را با خود جابجا می کند . برای جابجا شدن ،نیرویی لازم است ، نیرویی که تاریخ را دگرگونه کند . تاریخ گام به گام ساخته می شود ، هر گام آجری است بر آجری ،
زندگی در برهوت ، بدون هیچ سرپناهی،
در برابر هر باد و طوفان اجتماعی آسیب پذیر بوده ایم . تاریخ میهن ما بیش از آن که فراز داشته باشد ، در نشیب بوده است . تعریفی از آنچه بوده ایم شاید ، ولی تغیر هرگز!
صده ها از پی هم آمده اند و ما را با خود به جلو هل داده اند ، و ما فقط آمده ایم ، بدون هیچ اندوخته ای!
هر آنچه را امروز در جامعه سیاسی و اجتماعی خود می بینیم ،آیینه تمام نمای تاریخی است که پشت سر گذاشته ایم . سر در گمی ، عدم برنامه ریزی ، عدم سازمان دهی ، پنهان شدن پشت و یا در زوایای کلمات پر طمطراق ، دعوت دیگران به همسفر شدن با آنها بدون آنکه خود در راه باشند ، در عین فردیت خود را محور پنداشتن ، اندازه گرفتن دیگران با قد و یا گامهای کوچک خود، درمان امروز را با نسخه دیروز پیچیدن ، بدون آنکه آن نسخه دردی از دیروز دوا کرده باشد ، دعوت به اتحاد و در عین حال تنها نیروی متحد و منسجم را متززل خواستن ، نداشتن برنامه و در عین حال به برنامه و عملکرد تنها نیروی مبارز در صحنه سنگ پرتاب کردن ، اینها وهزاران درد بی درمان امروز تکرار چیزی است که در تاریخ ما به کرات اتفاق افتاده است ، و طرفه آنکه بعضا بعضی کسان را به خاطر فرهیخته بودن یا عالم بودن مورد تجلیل قرار می دهیم ،امثال خواجه نصیرها که در دستگاه استبداد کار کرده اند بسیار است . باری ، روزی مارکس گفته بود که فلاسفه جهان را تفسیر کرده اند و وظیفه ماست که جهان را تغییر دهیم. اما ما جهان را نه تفسیر که از روی دست دیگران تعریف و بعضا تحریف کرده ایم ، تصویر تاریخ را هر کس به دل خواه در جلوی خویش گذاشته و هر آنچه را که به زعم خود در تصویر دیده است ،برای ما تعریف کرده است آنهم تنها به این دلیل که فرصت نگاه کردن به تصویر تاریخ را پیدا کرده است .
اندوخته های ناچیزمان در حوزه های مختلف فکری تحرکی در جامعه ایجاد نکرده و بلعکس ،تحولات اجتماعی ما از مشروطه تا قیام ملی شدن نفت یا حماسه سیاهکل تاثیرات اندک و مقطع ایی بر حوزه اندیشه گی ما داشته است ،که آن اندک هم با دزدیده شدن انقلاب ۵۷ به دست خمینی از بین رفت .
سترون شدن و یا تکرار نشدن آن اندک هم در این دوره ۳۶ ساله دیگر احتیاج به اثبات ندارد .
در مسیر پر پیچ و خم تاریخمان چه پیش آمده است که این چنین تهی دست آن را سپری کرده ایم ،
رویای داشتن تنها یک تاریخ بلند ، همه ما را سرخوش کرده است ، گیجی و سرخوشی از این فرهنگ و تمدن سنگی ،امکان باز یابی و جستجو را از ما گرفته است ، چرا که در هر جستجو ،امکان ناکامی وجود دارد ، و این هراس آلود است ، گذر از سابقه تاریخی ، جهان ذهنی ما را مخدوش می کند ، هرچه گذشته شیرین تر و خوش تر شود ،آینده وهم آلود و ترس ناک جلوه می کند .به گذشته ای که ساخته ایم یابرایمان ساخته اند خو کرده ایم ، این گذشته خوش ،سابقه ما شده است ،گذشته و سابقه ،همیشه برای ما دفتر چه پس انداز پر و پیمانه ای بوده است . هیچ کجا این نگار سر مست را وا نمی نهیم ، حتی اگر در تاریکترین روزگار تاریخی مان بسر بریم ، کارکرد گذشته و سابقه بعضا به عنوان پتک ،برای کوبیدن بر سر امروز و فردا نیز مورد استفاده قرار می گیرد . تا روندگان امروز به فردا ، یادشان باشد این شمشیر بدستان داموکلس وار را.
اگر این نگاه خوش وافتخار زا به گذشته ، موتور محرکه ای می شد برای پیش روی و در هم شکستن استبداد و ارتجاع ، مشکلی نبود ، بلکه مشکل اینجاست ،که نشئگی و خماری ،ماندن در حیطه افتخار آمیز گذشته عامل ترمز افراد چه بصورت فردی و یا عامل باز دارندگی دیگران ، در مصاف با استبداد و ارتجاع به صورت جمعی می شوند . اگر بنا به شرایطی بعضا تلاش می کنند در شط امروز شنا کنند تا چشم انداز شنا در دریای طوفانی فردا را می بینند ، لنگر انداخته، و خود را به ساحل امن دیروز می سپارند ، شناخت امروز و مکانیسمهای حل تضاد های بیشمار آن را به سبب تعریف نشدن و یا تفسیر نشدن آن توسط دیگران ، برایشان به امری سخت و غیر قابل فهم تبدیل شده است . الگو سازی های دیروز آنان را واداشته است که مدام خود را تکرار کنند ، خط کش دیروز را در دستان کوتاه خود گرفته و همه مسائل مبتلابه جامعه پیچیده امروز جهان را می خواهند با معیارهای دفن شده تاریخی خود اندازه بزنند . و لاجرم فریاد هایی مشابه از دهان هایی ظاهر‌ا متفاوت می شنویم . گستردگی صحنه مجازی موجود و تکرار این صداها در صفحات متعدد مجازی ، توهم شنیدن آن توسط دیگران را برایشان رقم می زند . به جای اینکه به خود ، راه خود و یا ارتجاع حاکم بپردازند ، رسالت خود را در سنگ اندازی به شناگران دریای طوفانی می بینند .
جامعه به علت سرکوب عریان رژیم حاکم توان باز تولید خود را از از دست داده است دانشکاهها که روزگاری محل تولد اندیشه و نیروی مبارز بوده است ، حتی در تشکل سازی انجمنها نیز درمانده است ، صحنه خارج از کشور هم از این امر مستثناء نیست ، نیروهای مارکسیت هرکدام در قامت یک فرد یا نهایتا یک سایت دعوت به اتحاد می کنند وشعار تمام زحمت کشان جهان متحد شوید در سر لوحه وبلاگ ها یا سایت هایشان خود نمایی می کنند ،ولی بعد از چندی آن اندک هم با نوشتن بیانیه ای از جدا می شوند شعار تشکیل جبهه همبستگی تنها نیروی سازمان یافته را به هیچ می گیرند و باز دم از بسته بودن آن سازمان می زنند .خود را در آینه پندار خود می ببینند و طرح هایی به شکل و اندازه فردی خود رسم می کنند ،
در رسای آزادی و سکولاریسم آن هم از نوع نو « اش» قلم فرسایی می کنند ولی بعلت عدم درک یاحل تضاد های مبتلابه امروز به دامن پاسارگارد یا و برقراری حکومت ملکه و شاهنشاه پناه می برند ، شاید هم به این ( دلیل که زنبورها ملکه دارند چرا ما نداشته باشیم ) . اگر باور کنیم حضور واقعی و عینی خود را در صفحه شطرنج سیاسی تاریخی مان ، و از آن تعریفی عینی بیرون دهیم ، می توانیم تغییر را آغاز کنیم ! قانون مندی حرکت مبارزه افراد و سازمان ها واحزاب را در جایگاه واقعی خودشان می نشاند ، گسترگی و بی در و پیکری صحنه مجازی به کسی اعتبار نمی دهد . واگر دهد ، اعتباری مجازی است و طبیعتا زودگذر .
روزی نیست که رژیم در ابعاد دهشتناک اعدام نکند ، روزی نیست که اسید بر چهره دخترانمان پاشیده نشود ، < خود کشی و به آتش کشیدن یونسها در خرمشهر ، معلمی در تهران دختر ۱۸ ساله ای در کرمانشاه > خودکشی زنان و دختران در ایلام ، ابعاد فاجعه را صد چندان کرده است ،و رژیم عاجز از حل مشکلات افزایش یابنده جامعه ،تنها بقای خود را در سرکوب و پاشیدن تخم یاس در دل جامعه می بیند . سیستم اطلاعاتی رژیم در خارج از کشور فعال است ، آدمهای سابق ، که کماکان نان سابق خود را می خورند و آش سید علی را هم می زنند حالا با فریاد هایی مشابه رژیم د ر صحنه ای دیگر بر علیه نیروی رزمنده صف آرایی کرده اند . کلمات ابزاری است برای تعریف کردن از خود ، ابزاری است برای پنهان کردن خود ،
هر حرکت تغییری در خود دارد ، زمان و مکان را نیرویی می تواند به حرکت در بیاورد که توان شنا کردن در دریای مطلاطم امروز را داشته باشد ، ضربات هر چه قدر کاری ، طوفانها هر چقدر سهمگین ، نباید و نمی تواند این نیروی بر آمده از دل تاریخ خونبارمان را نابود کند .

تاریخ را ما می سازیم !
می توان و باید ساخت !
برای اولین بار تاریخ ، رهبری به قامت مسعود و مریم برای این زمانه پر نیرنگ برای ما پرورانده است
این نیرو ، این رهبری توان راهبری این کشتی از امواج پر تلاطم را دارد .

با احترام ناصر آبادانی
۲۵،۳،۲۰۱۵

كجا ايستاده ايم؟

world ab715چند وقت پیش یه مطلبی نوشتم که اسمشو گذاشته بودم،« فرود فواره بنیاد گرایی» در مورد ظهور و پیدایش انگل وار داعش بود ،که چرا بوجود آمد و چطور از بین می ره . (

""توهم در آينه هاي مكرر""

azadi fb46eآي سيني طلايي ، آي سيني طلايي

آرزوزهايم را به من بده!

يك مشت آزادي ،يك مشت برابري، يك مشت عدالت،

يك مشت كار يك مشت نان ،يك مشت مسكن ...

فرود موج بنياد گرايي

iran 277e8آنچه كه بر ميهنم سايه افكنده است ،بختك نظامي است، كه هست و نيست ملتي را نشانه رفته است، سرزمينم را برحوتي كرده است، رودها و رودخانه ها ودرياچه ها را خشك كرده است.، سرمايه هاي ملي رابر باد داده و مي دهد ،. و روح وفرهنگ جامع را به انحتاط مي كشاند.

منتخب ویدئوکلیپ