Menu
حميد معاصر

حميد معاصر

نگاهی به رمان سیاسی – تاریخی ”از آشویتس تا تهران”

nader c6ab3

رمان از آشویتس تا تهران، تکرار دو حادثهء مرگبار از نازیسم هیتلری تا فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است. بیان دو فاجعه تاریخی جنایت علیه بشریت و نسل کشی در قالب رمان است. این رمان سفری است به گذشته­ای نه چندان دور و برگشتی است دوباره به زمان حال که خواننده را با خود و در میان گذشته و حال همراهی می­کند.

با یک بررسی و نِگرش تاریخی به عمق دو فاجعه که در فاصله زمانی 50 ساله رخ داده است، تشابهات بسیاری در ارتکاب این جنایت هولناک بین هیتلر و خمینی دیده می­شود. هر دو سودای کشورگشائی داشتند گاهی در هر شبانه روز صد ها زندانی و اسیر بی­گناه را آنهم با وحشی­ترین متدهای کشتار، بعد از سال­­ها شکنجه­های طاقت فرسا و حبس نابود می­کردند.

هر دو جنایتکار هیچ استثنایی بین بیمار و کودک و زن و مرد، پیر و جوان قائل نبودند. قربانیان هر دو جنايت، اکثرا در گورهای دسته جمعی بی نام و نشان دفن، یا در کوره­های آدم‌سوزی خاکستر می­شدند، تا هیچ اثری از این جنایت در تاریخ ثبت نشود حتي در ایران به دستور خامنه اي روی گورهای جمعی را آسفالت و یا ساختمان بنا کردند.

در یک بخش رمان زبان حال يك ”سردار سپاه” را نقل مي كند که سالیان در جبهه­های جنگ ایران و عراق حاضر و د­هها نشان افتخار از دست خمینی گرفته و در اکثر صحنه­های جنایات نظام پلید آخوندی حاضر بود. او بعدها به کشورهای غربی پناهنده شده و در مصاحبه­ای از این جنایات پرده برداشته بود :

«دوست داشتم فریاد بزنم: من از مرگ نمی­ ترسم ؛ من صدها جسد پاره پاره دیده­ام، من عفریته­ی مرگ را باره ها در کنارم یا در مقابلم تماشا کرده­ام، صدای مرگ را صدها بار کنار گوشم شنیده­ام. ولی هیچوقت از مرگ نترسیده بودم. آنجا جنگ بود. دو طرف روبروی هم قرار داشتند، یکی می­کشت دیگری کشته می­شد. هر دو مسلح بودند. آنها برای دفاع از آب و خاکشان می­جنگیدند.....

”... ولی اینجا، اینجا چه مکانی است که فقط یک طرف می­کشد!؟ بخود آمدم بخودم نهیب زدم و گفتم آروم باش! خونسرد باش! صبر داشته باش و ... .

اینجا چیزی و یا واژه­ای به نام رحم، بخشش و انسانیت و ... وجود خارجی ندارد. اینجا جهنم است! .... »

کشتار یهودیان توسط حکومت نازی در آلمان و کشتار بیش از سی هزار زندانی سیاسی و عقیدتی بدست فاشیسم مذهبی ایران، نقبی و نوری است دیگر بر زوایای تاریک و عمق فاجعه آن کشتار بیرحمانه. هر چند این دو واقعه در زبان آمار و ارقام قابل قیاس نیستند ولی به تصویر کشیدن جزئیات مربوط به کشتار زندانیان سال 67 در ایران، از زبان یک ”سردار سپاه” تکرار موازی بودن تاریخ «جنایت علیه بشریت بدست بشر» در هر دو نظام و همخوانی در سبعیت نظامی که، نژاد و دین خود را برترین و خون خود را پاکترین می­دانست، می­باشد.
به قربانیان تا سرحد مرگ شکنجه و یا گرسنگی می دادند تا تبدیل به اسکلت شوند.

جلادان خمینی با بیش از هفتاد نوع شکنجه ضد بشری قربانیان خود را بعد از سالها از بین می­بردند. برای هر اعدام بیرحمانه، حتی هزینه گلوله را از بازماندگان آنها دریافت می­کردند.

به زنان حامله هم رحم نمی­کردند. و دختران جوان را قبل از اعدام بزور به عقد جلادان پاسدار در می آوردند. تا این جنایت، به زعم خودشان جنبه شرعی پیدا کند.

خون زندانیان را قبل از اعدام می­کشیدند و به پاسداران مجروح جنگ ناعادلانه ایران و عراق تزریق می­کردند.

در این رمان از یک تراژدی بی همتا در تاریخ ایران و آلمان یاد می­شود که هر خواننده با وجدان را در غم عمیق فرو می­برد.

هر دو جنگ به پایان رسید. اما تبعاتش سراسر جهان يا منطقه را تحت­الشعاع قرار داد.

نزدیک به چهار میلیون دست لباس زنانه و مردانه متعلق به قربانيان نازيها كه از ورودي كوره هاي آدم سوزي جمع آوري شده بود وارد ایران شد. بازارهای سراسر ایران دگرگون گردید و در بازارها فروشنده ها با ترازو و قپان لباسها را می­کشیدند و با قیمتی نازل می­فروختند. اکثر زنان و مردان ایرانی که مشتاق خریدن بودند نمی­دانستند که چه بر سر صاحبان این لباسها آمده است.

هرچند رمان ”از آشويتس تا تهران” بپايان رسيده است ولي بخش ايراني داستان، قتل عام سي هزار زنداني سياسي همچنان تا تشكيل دادگاهي مشابه دادگاه نورنبرگ براي جنايتكاران قتل عام هولوكاست ادامه دارد ....

نعل وارونه زدن‌های روحانی شیاد و عواقب آن

iran e0b41

به‌راستی که روحانی شیاد با بندبازی و سیرکی که تا به امروز برای کسب صندلی غصب شده ریاست جمهوری فرمایشی تا معرفی کابینه به اصطلاح «اعتدالی» راه انداخته است.

نمایشی تمام عیار از عمق رذالت و لودگی حیرت‌آوری است که فقط از عهده آخوندهای خمینی صفتی مثل او برمی‌آید.

نگاهی به تاریخچه آخوندها به‌خوبی روشنگر این است که غصب قدرت و ادامه حکومت بهر قیمت و به بهای نابودی و انهدام تمام عیار حرث و نسل مردم ایران و مردم کشورهای منطقه از عراق تا سوریه و لبنان و یمن و فلسطین و افغانستان شیوه مسلط حکومت مطلقه ولی‌فقیه بوده و هست و خواهد بود. که دکترین آن صدور ارتجاع و تروریسم در خارج و سرکوب وحشیانه در داخل به‌عنوان اهرم‌های حفظ قدرت تا به امروز بوده است. خمینی شیاد به مثابه بنیانگذار رژیم با شم ضدانقلابی خود این شیوه را با آغاز جنگ ضد ملی و ویرانگر با عراق پی نهاد و بعد از مرگ او خامنه‌ای در هر مقطعی برای سرپوش گذاشتن بر روی بحران‌های داخلی و بین‌المللی و سرکوب مردم دولت‌های مختلفی را تحت عناوین قلابی به‌اصطلاح سازندگی رفسنجانی، اصلاحات خاتمی، مهرورزی احمدی‌نژاد، اعتدالی روحانی روی کار آورد. شوربختانه این عناوین قلابی بهانه‌ای در ۳۸ سال گذشته برای مماشات دولت‌های غربی با رژیم آخوندی بوده است.

اما اکنون شرایط داخلی و بین‌المللی تغییر اساسی کرده است. به یمن مقاومت و پایداری تنها آلترناتیو دمکراتیک و رزمندگان جان بر کف و مقاومت‌های مردمی و افزایش سطح آگاهی علیرغم سرکوب بی‌رحمانه حربه‌های زنگ‌زده و افشاء شده سالیان گذشته کارایی خود را از دست داده‌اند.

ولی از آنجا که رژیم بسته و مطلقه ولی‌فقیه قادر به تغییرات حتی بسیار جزئی در سیاست خود نیست، ناچار است که همان سیاست شکست خورده را دنبال کند. کما اینکه اخیراً خامنه‌ای صریحاً در برابر تریبون رسمی گفت که تغییر رفتار رژیم که غربی‌ها مطرح می‌کنند معنی‌اش جز تغییر رژیم نیست. اما روحانی شیاد بسا وقیح‌تر از آن است که به واقعیت‌های انکارناپذیر تحولات گردن بگذارد. به عکس بجای آن ضریب وقاحت و فرومایگی و شارلاتانیزم سیاسی را به اوج رسانده تا آنجا که حتی عناصر و عوامل نزدیک به او هم از اینکه او چندین چهره دارد و به مینیمم قواعد بازی های سیاسی حتی در درون باندهای رژیم ملتزم و وفادار نیست، انگشت حیرت به دهان گرفته‌اند.

ترکیب کابینه و مانورهای او که در برابر دیدگان مردم ایران و جهانیان عرضه کرده آنقدر مشمئزکننده است که به‌خوبی نشان می‌دهد که شهوت کسب قدرت و غارت ثروت‌های مردم تا کجا چشمان این آخوند را کور و گوش‌های او را کر کرده است.

با این مقدمه مروری هرچند مختصر به مواضع او در جریان نمایش انتخابات و وعده و وعیدهای او به‌خوبی ماهیت این شیخک را نمایان می‌کند. او به اصطلاح در یکی از داغ‌ترین کمپین های انتخاباتی در همدان خطاب به جمعیت و با اشاره‌ای غیر مستقیم به رئیسی جلاد گفت که مردم ایران به کسانیکه در ۳۸ سال گذشته فقط اعدام و زندان بلد بودند رأی نمی‌دهند.

در میتینگ‌های مختلف در شهرهای زنجان و ارومیه و ... دم از حقوق شهروندی و حقوق زنان می‌زد و قول می‌داد که زنان را در کابینه سهیم خواهد کرد.
از رفع حصر موسوی و کروبی صحبت می‌کرد. سوار بر موج نارضایتی مردم از ولی‌فقیه و ارگان‌های مورد حمایت او از قبیل سپاه پاسداران و قوه قضاییه رژیم تحت امر خامنه‌ای آنها را به‌طور بی‌سابقه زیر ضرب می‌برد. صراحتاً می‌گفت که قوه قضاییه حق دستگیری افراد را بدون احراز قطعی جرم ندارد. از سپاه پاسداران به‌عنوان دولت تفنگدار یاد می‌کرد که مانع سرمایه‌گذاری خارجی و رشد و توسعه اقتصاد کشور است. آنها را مانع اجرای برجام و عامل بهم زدن آن می‌دانست. دم از سهیم کردن و احقاق حقوق هموطنان سایر ملیت‌ها و اهل سنت می‌زد. و ده‌ها و صدها مورد از این وعده‌های دروغین که اگر کسی واقعاً به پیشینه این شیخ دغلکار آگاهی نداشت، فکر می‌کرد که گویا قرار است او وضع موجود را زیر و رو کرده و کابینه ای دمکرات! و شایسته و مردم پسند در درون افعی ولایت برپا کند.

اکنون او با رونمایی از کابینه ای خود در برابر مردم ایران و جهان به همه نشان داد که با چه شیادی روبرو هست. او تماماً دروغ گفته و از رو نمی‌رود. با رونمایی و معرفی کابینه که تا آخرین لحظه سعی در پنهان کردن آن داشت، آه و ناله و اعتراضات اصلاح‌طلبان قلابی رژیم که با رأی و حمایت آنها توانست به رئیسی جلاد غلبه کند را، در آورده است. عسگراولادی علیرغم انکار روحانی لو داد که تمام اعضا کابینه قبل از مجلس قلابی با مشورت خامنه‌ای چیده شده است. و او قبل از همه تائید و رضایت خامنه‌ای را در نظر گرفته است.

شورای ملی مقاومت ایران در اطلاعیه افشاگرانه اخیر خود به درستی تصریح کرد که اکثریت قریب به اتفاق کابینه روحانی دارایی سوابق اطلاعاتی و امنیتی هستند که در سرکوب مردم در سالیان گذشته دست داشته‌اند. مجلس وحوش در نشست معرفی این وزیران بارها متشنج و به درگیری لفظی شدید میان باندهای متخاصم رژیم کشیده شد. به‌عنوان مثال پزشکیان به‌عنوان نائب رئیس مجلس گفت که این دولت برنامه‌ای کاری ارائه نمی‌دهد و توان پاسخگویی به مشکلات عدیده مردم را ندارد.

پورمختار نماینده دیگر مجلس رژیم در مورد آذری جهرمی به عنوان وزیر ارتباطات گفت که او با توجه به سوابق خود وزارت ارتباطات را تبدیل به وزارت اطلاعات دیگری خواهد کرد. روزنامه باندهای مختلف رژیم ده‌ها مقاله در مورد سابقه این به اصطلاح وزیر جوان و کارآمد! نوشتند که او داروهای روانگردان برای اعتراف گیری زندانیان سیاسی از بیرون وارد میکرده است.

او مسئول شنود در وزارت اطلاعات بوده و وسایل شنود و کنترل برای وزارت اطلاعات از خارج تهیه میکرده است. یک آخوند دیگر عضو مجلس گفت که روحانی می‌گوید برای معرفی افراد کابینه مستقل عمل کرده و از طرف هیچ کس (منظور ولی‌فقیه است) تحت فشار نبوده اما درست پس از بیست دقیقه از نطق خود می‌گوید که می‌خواستم سه وزیر زن در کابینه وارد کنم اما نشد. وی روحانی را به تناقض‌گویی آشکار و ایجاد سردرگمی متهم کرد. روحانی در یک تناقض فاحش در اثر فشار افکار عمومی و اوج‌گیری جنبش دادخواهی در میان جوانان و اقشار مختلف مردم و اعتراضات زندانیان سیاسی مقاوم پورمحمدی را از وزارت دادگستری حذف کرد تا رد گم کند ولی بلافاصله در تعریف او و تمجید او وی را دوست صمیمی و خدمتگذار و خادم مردم و مدافع حقوق بشر مردم! و عدالت! معرفی می‌کند. بلافاصله بجای او معاون وی علیرضا آوایی را که جزء هیئت مرگ در قتل‌عام ۱۳۶۷ در خوزستان بوده به عنوان وزیر جدید دادگستری معرفی می‌کند. به همین سیاق یک بسیجی خلص را که سه بار از طرف خامنه‌ای ترفیع درجه گرفته و به مقام سرتیپی در ارتش گماشته شده، به عنوان وزیر دفاع انتخاب کرد تا با عوام فریبی وانمود کند که با سپاه پاسداران زاویه دارد و اولین بار است که وزیر دفاع را از ارتش انتخاب کرده است.
این در حالی است که بارها افزایش بودجه سپاه حتی تا سه برابر دولت احمدی‌نژاد را جزء افتخارات خود می‌داند.

اینها فقط مشتی از خروار حرکات سرتاپا متناقض و مزورانه روحانی بوده که هر روز در رسانه‌های صوتی و تصویری رژیم موضوع درگیری باندهای متخاصم مافیایی رژیم آخوندی است.

خلاصه کلام اینکه کابینه شتر گاو پلنگی که نه رضایت دار و دسته اصلاح‌طلبان قلابی و حامیان و نه باندهای متضاد خامنه‌ای را در بر دارد. علیرغم اینکه اکثریت مطلق آن با تائید خامنه‌ای بوده است.
کابینه ای معیوب و غیر منسجم و غیر کارآمد و فاسدی که جز تشدید تضاد از بالای رژیم به کل بدنه‌ای نظام و فلج شدن کامل آن چشم‌اندازی در پیش رو ندارد. این کابینه طوری چیده شده که حتی علیرغم تصورات روحانی از جاذبه‌ای کمتری برای اروپاییانی که مایل به ادامه مماشات هستند، ندارد. مخصوصاً اینکه روحانی تمام سیاست و توش و توان خود را برای ادامه برجام بی‌فرجام گذاشته است.

با گسترده شدن حلقه تحریم‌های جدید آمریکا و اوج گرفتن جنبش دادخواهی و پیشرفت مقاومت در صحنه داخلی و بین‌المللی هیچ چشم‌اندازی برای برون رفت از بحران‌های بیشمار و بی سابقه ای که رژیم آخوندی را در محاصره‌ای کامل قرار داده است، دیده نمی‌شود.

اعتراضات مردمی از مال‌باختگان گرفته تا بازنشستگان و معلمان و کارگران و دانشجویان و تمامی اقشار مردم ایران توأم با فساد فراگیر در تمامی ارگانهای هیئت حاکمه آخوندی و ادامه غارت و چپاول و حیف و میل ثروت‌های مردم برای نگهداری بشار اسد جنایتکار در سوریه و تأمین مالی شبه نظامیان حوثی در یمن و حشد الشعبی در عراق و حزب الشیطان لبنان به بهای فقر شدید بالای ۹۶ درصد مردم (بنا بر اعترافات پاسدار قالیباف در نمایش انتخابات) جامعه ایران را به نقطه انفجاری و بحران رسانده است. نه شخص خامنه‌ای و نه مانورهای پوشالی روحانی شیاد قادر به نجات این رژیم نبوده و نخواهد بود. این رژیم سراپا فاسد جز سقوط محتوم در آینده‌ای نه‌چندان دور راه دیگری ندارد.

وقتی که پرده ها کنار می روند

hamid maasser 73669پس از گذشت ۳۸ سال از حاکمیت جهل و جنایت و تبهکاری های بی حد و مرز آخوندی بدلیل پوسیدگی مفرط ایدئولوژیکی و تاریخی از یک طرف و جنگ وجدال حاد نمایش انتخابات از طرف دیگر، امروزه مردم ایران و وجدان های بیدار جهانی آشکارتر از همیشه شاهد فوران تعفن و گنداب مشمئز کننده عملکرد باندهای مافیایی آخوندی هستند. مناظره های نمایش انتخابات علیرغم این که از طرف ولی فقیه و ارگان های سرکوبگر مرتبا به آنها اخطار می دادند که کاندیداها نباید از خط قرمزهای نظام ! عبور کنند ، تبدیل به یک رسوایی بی سابقه در انظار مردم ایران وجهانیان شد . و عریان تر از همیشه فساد وغارت و جنایت و فریب را از زبان خود سردمداران اصلی رژیم به نمایش گذاشت که نتیجه آن پوسیدگی این نظام رو به سقوط را نمایان کرد .

بدون اغراق و بنا به اعترافات متعدد سران رژیم در جنگ باندی ، نقش مقاومت ایران به عنوان اصلی ترین عامل درونی در کشاندن پای رژیم به وضعیت وخیم کنونی به هیچ وجه قابل انکار نیست واثر تعیین کننده داشته است که این موضوع شرح وتفصیل جداگانه می طلبد فقط کافی است جهت یادآوری به سابقه دو زهرخوران آخوندی در جنگ ۸ساله وزهر خوران اتمی اخیر به عنوان شکست های استراتژی مهم رژیم یاد کنیم که هردو را پایداری و افشا گری مقاومت به شکست کشاند.

امروزه ولی فقیه ارتجاع و تمامی دارو دسته های مافیائی آخوندی- پاسداری نظاره گر برباد رفتن تمامی سرمایه گذاری های کلان برای سرپا نگهداشتن خفقان و سرکوب و ادامه سلطه پایدار خود هستند که برای آن مردم و مقاومت ایران بهای سنگینی پرداخته اند .

بدین جهت یادآوری شمه ای از سرمایه گذاری های کلان جهت حفظ بقای رژیم هرچند تکراری به نظر می رسد به درک وضعیت فعلی به عموم یاری می رساند .

یکم – سرمایه گذاری روی ۸ سال جنگ ضد میهنی با عراق با بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار خسارت و بیش از ۳ میلیون کشته و مجروح  وآواره جنگی فقط از طرف ایران برای سرپوش گذاشتن به هر نوع آزادی خواهی و عدالت طلبی مردم و پیشتازان آنها که بنا به اعترافات صریح سران به درک واصل شده (مثل اردبیلی ورفسنجانی و ----) وهمچنین موضع گیری های آقای منتظری کاملا قابل اجتناب و پیشگیری بود .

جمله معروف خمینی که نعره می کشید جنگ تا رفع فتنه در عالم –جنگ نعمت است را همگان به یاد دارند.

دوم- سرکوب وحشیانه تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی و قومی و در رأس آنها سازمان انقلابی بویژه سرکوب خونین تظاهرات نیم میلیونی مردم در تهران و در مراکز شهرهای بزرگ در سال ۶۰ وکشتارها وشکنجه های وحشیانه بعداز آن وقتل عام۳۰،۰۰۰ زندانی بیگناه که بیلان آن در ۴دهه گذشته به پیش از۱۲۰،۰۰۰ اعدامی رسیده است .

سوم- در کنار اعدام ها بی وقفه ، انباشتن مستمر زندان ها از قشرهای مختلف مردم و دارای مذاهب و عقاید مختلف و فعالین حقوق بشر بویژه سرکوب ضد بشری زنان و فعالین فرهنگی –کارگری – دانشجویی و---------

چهارم- ارتکاب بیش از ۴۵۰ ترور شخصیت های سیاسی در خارج کشور از مخالفان رژیم و قتل های معروف زنجیره ای از نویسندگان و روشنگران آنهم باصطلاح در دوره اصلاحات و گفتمان های خاتمی......

پنجم – سرمایه گذاری صدها میلیارد دلاری از دارایی به غارت رفته مردم ایران بر پروژه بمب سازی اتمی و صدور ارتجاع و تروریزم و فرقه گرایی در کشورهای مسلمان منطقه جهت تضمین بقای عمر رژیم به بهانه عمق استراتژیک حفظ نظام .

ششم ـ بستن دهان ها و شکستن قلم ها و اعمال وحشیانه ترین سانسور قرن با شیوه های مافوق قرون وسطایی از طریق فیلتر سایت ها – پارازیت اندازی سرطان زا – شکستن ماهواره ها و ممنوعیت انتشارات آگاهی بخش ، بطوری که ایران زندان خبرنگاران و روزنامه نگاران درکل جهان ، مقام اول را از طرف سازمان حقوق بشری دریافت کرده است و رکورد دار اعدام نیز  نسبت به جمعیت آن می باشد

هفتم ـ گسترش مداوم و روز افزون سازمان های سرکوب که دهها تشکیلات عریض و طویل را در بر گرفته که در رأس آنها سپاه پاسداران و وزارت بدنام اطلاعات و نیروی تروریستی قدس ، با تصرف بودجه های میلیاردی که بنا به اعتراف سران رژیم بیش از۶۰٪ منابع اقتصادی و قدرت سیاسی را در قبضه خود دارند که مأموریت اصلی آنها در داخل، سرکوب هر نوع آزادی خواهی و در منطقه و خارج ،گسترش سلطه ولی فقیه و فقط برای دوام و بقاء رژیم و انبوه مواردی دیگر، که آخوندها برای اعمال سلطه از هیچ وطن فروشی و دنائت و رذالت فروگذار نکرده اند که برجسته ترین آنها صرف میلیاردها دلار از دارایی مردم ایران و ذخایر انسانی برای از بین بردن بزرگترین مقاومت سازمان یافته مجاهدین و شورا که یک نمونه آن یک فقره معاملات ۸ میلیاردی با دولت فرانسه در مقابل شبه کودتای ۱۷ ژوئن و دستگیری خانم رجوی و ۱۵۰ نفر از یاران آنها که منجر به اعتراض و جنبش گسترده همگانی گردید که خسارت سیاسی و انسانی آن، زخمی بزرگ بر پیکره مقاومت ایران بود و یک معامله ننگین در تاریخ کشوری مثل فرانسه بود . وهمزمان با بمباران وحشیانه اشرف و کشتارهای بعد از آن و حملات موشکی به لیبرتی با صدها شهید و هزاران مجروح در زد و بند استعماری و قدرت های غربی و بردن مقاومت مشروع به لیست ظاله سیاه تروریستی که همه اینها در ادامه سرمایه گذاری های کلان واستراتژیک با صرف میلیاردها دلار از دارایی های محروم مردم ایران و خسارت بارترین آن عبارت بود از طولانی شدن عمر یک رژیم پوسیده و فاشیستی و عواقب ناگوار موجودیت این رژیم در منطقه ، همه این ها و بیشماران توطئه و جنایت و جنایت ،فقط وفقط برای این بوده است تا آخوندها و عمله و اکره آنها سوار بر ماشین دجالیت و شقاوت و شیادی، با دست باز تحت عنوان متولیان بلا منازع دین و مذهب اعتقادات ایرانی، نسل اندر نسل و سده ها به حکومت منحوس خود بی هیچ مانعی ادامه دهند وهیچ گاه پرده از ماهیت ننگین آنها کنار زده نشود تا آنها بتوانند به سلطه پایدار خود ادامه دهند .

و اما امروز به یمن پایداری حماسی و تاریخ ساز مردم و مقاومت آنها صحنه سیاسی داخلی و خارجی و منطقه ای بطور کلی و به زیان رژیم دچار تحول اساسی و بنیادین شده است .

امروز با این مردم به جان آمده از ستم و فقر و فلاکت و مقاومت آنها و مخالفین نظام نیستند که طی سالیان با پرداخت سنگین ترین هزینه ها به افشاء جنایت ها وعملکردهای خانمانسوز و ویرانگر این حاکمان می پرداختند بلکه این خود سران درجه اول رژیم هستند که در مخمصه انتخابات قلابی گیر افتاده و در سایه جنگ باندی، در وانفسای عمر رژیم به رسواترین شکل جنایات و چپاول ها و دزدی ها و دروغ های سالیان را در مقابل انظار مردم و جهانیان بر ملا می کنند. به طوری که مهار اوضاع از دست ولی فقیه طلسم شکسته خارج شده است حتی مجموعه دلواپسان آنها، از آژیر خطر کشیدن امامان باصطلاح جمعه و مراجع وابسته به ولی فقیه دردی را از درمان های ناعلاج رژیم درمان نمی کند. تهدیدهای سپاه جهل و جنایت هم دیگر کارایی قبلی را از دست داده است . کافی است فقط اندکی از فراوانی، افشاء گری های بی سابقه ای که در ۳ دوره از مناظره نمایش انتخاباتی را مرور کنیم تا به عمق پوسیدگی نظام ولی فقیه و شکست همه جانبه آنها پی برده شود .

وقتی که روحانی شیاد در جلوی دوربین های رسمی رژیم کارنامه رئیسی جلاد را که کاندیدای اصلی ولی فقیه است به فضاحت بارترین صورت ممکن در ۳۸ سال گذشته فقط اعدام و زندان اعلام می کند و صراحتا و بصورت تحقیر آمیز به او می گوید که هیچ نوع سابقه مدیریتی و شناخت از امور ندارد جز اینست که زیر آب کل نظام و در درجه اول زیر آب ولی فقیه خودش را می زند . و وقتی رئیسی جلاد خطاب به روحانی او را غارتگر ۸ هزار میلیارد ذخیره صندوق فرهنگیان و به دروغ گویی در تمامی زمینه ها متهم می کند . آیا جز این که کل این حاکمیت منحوس و شخص دوم آن زیر سؤال می رود.

درست است که صراحتا از اسم بردن ولی فقیه بنا بر مصلحت  کل نظام و ترس از قیام مردم یاد نمی شود ولی هر بچه محصل ابتدایی هم می داند  که مسئول تمامی این جنایات در درجه اول خود  ولی فقیه است و بس . یا به عنوان مثال دیگر . موقعی که پاسدار قالیباف به صراحت می گوید که فقط ٪۴ مردم، از وضع فعلی راضی هستند و ٪۹۶ مردم، دچار فقر و فلاکت و منزجر از رژیم هستند آیا به قول معروف جای آبادی برای رژیم از زبان اصلی ترین سردمداران رژیم باقی می گذارد؟

این است، آن سرنوشت شومی که امروزها در انتظار نظام پوسیده آخوندی است، که تماما نامشروع و ضد مردمی از همان آغاز روی کار آمدن خمینی ملعون بوده و در مراحل تکاملی خود سیر سقوط و قهقرا را در منجلاب فساد و بحران ها طی کرده است . در خاتمه چند نتیجه گیری را در معرض اطلاع و قضاوت خوانندگان محترم به استحضار می رسانم

0-         بازنده  اصلی این نمایش تحمیلی، باندهای متخاصم رژیم و در رأس آنها متزلزل شدن خیمه عمود نظام و برنده واقعی آن، مردم و مقاومت ایران است. از نظر مردم ایران و به اعتراف باندهای مافیایی هر دو جناح رژیم، فاسد – جنایتکار – شیاد و نامشروع هستند

1-         تنش و مخاصمات باندی با ادبیات قهر آمیز و خشن و بی سابقه در نوع خود، با اعمال نفوذ ولی فقیه و ارگان های امنیتی ونظامی مهار شدنی نیست . و وروز بروز به زیان کل رژیم عمیق تر شده و از این پس امکان زندگی مسالمت آمیز را  به مخاطره جدی انداخته است.

2-         صحنه این نمایش فقط تبدیل به افشاءگری باندها علیه یکدیگر و کل هیئت حاکمه شد و هیچ برنامه و راه حل سیاسی نه تنها ارائه نشد بلکه نمایشی بود از ورشکستگی و افلاس و عدم کارایی این رژیم قرون وسطایی، که نتیجه بلا فصل آن ریزش هرچه بیشتر نیروهای سرکوبگر و مزدور رژیم است .

3-         اثبات شد که خط مشی مقاومت سازمان یافته، از ابتدای روی کار آمدن خمینی اصولی و مردمی و بر حق بوده و تنها راه حل همانا نه بر جلاد و نه به شیاد و رأی به سرنگونی است . هرکس و هر جریان تحت هر عنوان، مردم به جان آمده را به نفع این و یا آن جناح تشویق به شرکت در این انتخابات قلابی کند. از دید  مردم ایران خدمت به ولی فقیه و کل نظام است و در پیشگاه مردم ایران خائن، و همدستی در جنایت است .

4-         اعتراض و تنفر اقشار مختلف مردم ایران از جوانان تا کارگران و ----- در میتینگ های انتخاباتی روحانی علیرغم کنترل شدید امنیتی این میتینگ ها در شهرهای ارومیه – همدان –کرمانشاه – تهران و در محل قربانیان معدن، بخوبی عمق حالت انفجاری جامعه و آمادگی مردم را برای سرنگونی تمامیت این رژیم نشان داد و این گواهی آشکار به عمله و اکره و شرکای داخلی و خارجی رژیم است  که مردم ایران تسلیم آخوندها نشده اند بلکه به محض این که فرصتی برای بروز عقاید خود داشته باشند عزم خود را برای سرنگونی رژیم نشان می دهند . بخصوص که پیشتازان آنها قوی تر و متشکل تر از هر زمان در صحنه پیکار حضور دارند و مؤسسان چهارم و فعالیت های داخلی شعار رزمندگان، در ایام اخیرگواه آشکار آن است که بیخود نبود، که کاندیدای مطلوب ولی فقیه به صراحت به روحانی گفت که شما حرف های اپوزیسیون نشسته در پاریس را می زنید. و بارها شاهد سریال های تلویزیونی رژیم و ترس و وحشت آخوندها از مجاهدین و مقاومت در ایام اخیر بودیم . شرایط برای سرنگونی رژیم آخوندها روز بروز آماده تر می شود . بکوشیم تا با اتحاد و همبستگی تمامی قشرهای گوناگون ایران این رژیم سفاک را به زباله دان تاریخ بیندازیم .

کنفرانس امنیتی مونیخ و انزوای مطلق رژیم آخوندی

با مروری مختصر به مواضع و سخنرانی شرکت‌کنندگان در کنفرانس سه روزه مونیخ به‌وضوح روشن می‌شود که دست آورد کلیت رژیم آخوندی از این همایش بین‌المللی جز انزوای بی‌سابقه و مطلق رژیم آخوندی در سطح جهانی و منطقه‌ای نبوده است.

اجماع و اشتراک نظر بی‌سابقه منطقه‌ای و بین‌المللی علیه تجاوزگری‌ها و صدور ارتجاع و تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه و جهان از زبان بازیگران اصلی و مهم به‌قدری آشکار و شدید بود که بی‌تردید در طی ۳۸ سال حاکمیت ننگین آخوندی بی‌سابقه است؛ که خود حاکی از آغاز یک نقطه عطف در مسیر شتابان دوران سرنگونی آخوندها است.
بی‌جهت نیست که عمله و اکره گوناگون رژیم آخوندی از هر دو باند حسرت دوران مماشات را می‌خورند و اما به مصداق ضرب‌المثل معروف آن سبو شکست و آن پیمانه به ریخت. بی‌گمان اگر دست آوردها و رنج و شکنج
۳۸ سال مقاومت بی‌امان فرزندان رشید خلق و تلاش‌های حماسی رئیس‌جمهوری مقاومت خانم مریم رجوی در عرصه بین‌المللی آن‌هم با پشتوانه بیش از ۱۲۰۰۰۰ هزار جاودانه فروغ به‌دقت و منصفانه بررسی شود.
آنگاه معلوم می‌شود که نقش عنصر داخلی و مردمی مقاومت چه قدر در آرایش سیاسی کنونی مؤثر بوده است؛ که خود البته شرح و تفصیل مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.
و اما در میان هیئت‌های گوناگون دیپلماتیک، هیئت آمریکایی با وزن سنگین سیاسی از شرکت معاون رئیس‌جمهور تا وزیران خارجه و دفاع و سناتورهای بانفوذی همچون لیندزی گراهام و جان مک‌کین نقش ویژه‌ای در دوران جدید پس از مماشات داشت.
معاون رئیس‌جمهوری آمریکا در سخنرانی خود رژیم را بزرگترین حامی تروریسم دولتی در جهان معرفی کرد و با صراحت و قاطعیت اعلام داشت که آمریکا با تمام قوا مانع دستیابی رژیم به سلاح اتمی خواهد شد او در دیدار با عبادی نخست‌وزیر عراق به وی گوشزد کرد که آمریکا به رژیم ایران اجازه دخالت و بی‌ثبات کردن عراق را نخواهد داد وی همچنین در دیدار با نخست‌وزیر ترکیه از همکاری ترکیه با متحدان منطقه‌ای آن علیه تروریسم انگشت گذاشت.
که در ادامه این موضع‌گیری‌های تندوتیز وزیر خارجه ترکیه با شدیدترین لحن رژیم آخوندی را مقصر فرقه‌گرایی و بی‌ثباتی در منطقه دانست.
قبل از آن رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه با صراحت اعلام کرده بود که رژیم آخوندی در صدد بی‌ثبات کردن عربستان و بحرین است.
این موضع‌گیری یک چرخش آشکار از طرف ترکیه در سیاست منطقه‌ای علیه رژیم آخوندهاست و باعث خشم و به‌هم‌ریختگی آن‌ها شد به طوریکه بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه رژیم سراسیمه و هراسان به نحو ابلهانه‌ای و با تاکتیک فرار به جلو مدعی شد که رژیم آخوندی بیشترین نقش! را در مقابله با تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه دارد. شدت ضربه به‌قدری شدید بود که اخیراً وزارت خارجه آخوندی سفیر ترکیه در تهران را فراخواند تا مراتب اعتراض خود را به دولت ترکیه اعلام دارد بدیهی است که این عکس‌العمل‌ها جز تشدید تضاد بین ایران و ترکیه هیچ منفعتی برای رژیم ندارد.
در ادامه جلسه لیندزی گراهام سناتور بانفوذ و پر سابقه در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود صحبت از اعمال تحریم‌های جدید و سخت علیه رژیم کرد و تصریح نمود که اکثر نمایندگان کنگره و سنا آماده تصویب این طرح‌ها هستند. پا به‌پای این حملات تند سیاسی مقام‌های نظامی طراز اول ترکیه و آمریکا در یک نشست مشترک طرح همکاری‌های نزدیک را در رابطه به جنگ با داعش و مقابله با بحران سوریه را به بحث گذاشتند که نشان آشکار از چرخش مواضع ترکیه از همکاری تنگاتنگ با روسیه و جایگزین کردن و اولویت دادن نقش اصلی به آمریکا است که این ابتکار به حاشیه راندن رژیم آخوندی منجر می‌شود. به همین سیاق وزیران خارجه عربستان و اسرائیل نیز در سخنرانی‌های این کنفرانس مواضع شدیدی برعلیه سیاست‌های آخوندها داشتند. عادل الجبیر صریح‌تر و قاطع‌تر از هر زمان رژیم ملایان را منشأ صدور تروریسم و بی‌ثباتی در منطقه دانست و هشدار داد که رژیم ایران بزرگترین حامی تروریسم دولتی است و در یمن و بحرین و عربستان دخالت مستقیم دارد و مروج فرقه‌گرایی است (نقل به مضمون).
او تصریح کرد که هیچ‌گونه رابطه سیاسی در صورتیکه رژیم ایران کاملاً دخالت‌های خود را بالکل ترک نکند عملی نیست. مهمتر اینکه رئیس کنفرانس مونیخ در پایان این اجلاس با صدور اطلاعیه به اتحادیه اروپا فراخوان داد که باید سیاست فعالی در قبال بحران سوریه از طرف اتحادیه به‌عمل‌آمده و درخواست نمود که این اتحادیه در راه ایجاد یک منطقه امن با سایر کشورهای ذینفع کوشا باشد. تا راه‌حل درست برای جلوگیری از هجوم میلیون‌ها پناهنده و سوری به کشورهای دیگر به عمل آید که این موضع‌گیری درست برخلاف نیت شوم رژیم است. به‌طورکلی مجموعه این مواضع منجر شد که صحنه به‌شدت علیه رژیم بچرخد و احتمال می‌رود که با انتقال مذاکرات صلح به ژنو زمینه طرد کامل رژیم آخوندی از بحران سوریه تکمیل شود؛ که یک ضربه آشکار به‌اصطلاح عمق استراتژیک رژیم است.
در هفته‌های اخیر در یک تحول دیگر در لبنان، سعد حریری نخست‌وزیر در مراسم سالروز ترور پدرش در جمع بزرگی از هواداران خود به صراحت اعلام کرد که داشتن سلاح در دست حزب‌الله! مشروعیت ندارد. از نکات جالب اینکه ظریف به‌عنوان وزیر خارجه رژیم کاملاً منزوی و حتی یک دیدار در سطح مقامات اثرگذار از وی دیده و شنیده نشد؛ و او فقط در یک کنفرانس در اوج استیصال و درماندگی مدعی شد که زبان تهدید علیه رژیم جواب مطلوب نیست و کمکی به صلح و ثبات نمی‌کند (نقل به مضمون) و چند بار تکرار کرد که رژیم به دنبال سلاح اتمی نیست.
با توجه به‌مراتب فوق که فقط خلاصه‌ای از فضای کنفرانس بود. به‌وضوح شاهد انزوای کامل و شکست سیاست خارجی آن بودیم به‌طور یقین بازتاب این شکست در درون و بیرون رژیم در روزهای آینده بیشتر و بهتر نمایان می‌شود.
آخوندها برای سرپوش گذاشتن بر این شکست مفتضحانه طبق معمول با راه انداختن مانورهای پوشالی نظامی سعی در روحیه دادن به مزدوران خوددارند که البته نتیجه‌ای جز افزایش تنش با جامعه بین‌المللی نخواهد داشت.
در این میان مجموعه این شرایط تضادهای درون باندهای رژیم را گسترش می‌دهد و اصلی‌ترین سرمایه روحانی که همانا برجام باشد بیش‌ازپیش رنگ‌باخته و طبیعتاً در جنگ باندی با ولی‌فقیه در آستانه انتخابات به‌شدت ضربه خورده است؛ که نتیجه آن تضعیف کل نظام و به هم خوردن تعادل کل رژیم به نفع مردم و مقاومت ایران می‌شود.

نگاهی به تاریخچه مماشات و وحشت آخوندها از تغییر این سیاست

نگاهی به تاریخچه مماشات و

وحشت آخوندها از تغییر این سیاست

apeasment b4793در یک بررسی واقع بینانه و مستند از رابطه دولت های مختلف آمریکا با رژیم آخوندها از ابتدا تاکنون سیاست مماشات وجه غالب سیاست آمریکا و تمامی دولت های غربی در قبال آخوندها بوده است . که در هردوره متناسب با شرایط و دیدگاههای سیاسی داخلی و بین المللی طرفین در اشکال  گوناگون عمل کرده است .نطفه اولیه مماشات و زد و بندسیاسی با چراغ سبز آمریکا و دول غربی برای سرقت رهبری انقلاب توسط خمینی  در اوایل کاشته شد . بدین معنی که جایگاه ژئوپولوتیک  ایران در خاورمیانه با داشتن طولانی ترین  مرز مشترک با شوروی سابق یکی از مهمترین عوامل اثر گذار در کنفرانس معروف به گوادالوپ در فرانسه بود که نهایتا آمریکا و کشورهای اروپایی بدنبال قیام درایران  تصمیم گرفتند که عنصر  مرتجعی که بنا حق رهبری انقلاب را ربوده به دلیل ماهیت ارتجاعی آن فرد مناسبی برای جلوگیری  از نفوذ شوروی و بلوک کشورهای  سوسیالیستی آن زمان می باشد.ودر جبهه بندی  جنگ سرد بین دو ابرقدرت زمان یعنی آمریکا و شوروی متحد مطلوبی برای آمریکا و متحدان آن می باشد .متأسفانه و شوربختانه تا آنجا که به منافع ارتجاع و استعمار و همسویی آنها بر علیه منافع عالی و انقلابات رهایی بخش مربوط است  تشخیص درستی داده بودندبی جهت نبود که مرور زمان نشان داد که عملکرد خائنانه و وطن فروشانه آخوندها تا چه حد بر زیان مردم ایران و به نفع غارتگران ایران شد .عمق خیانت آنقدر در زمینه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و انسانی و ... از مرزهای متعارف گذشت که رهبرمقاومت آقای مسعود رجوی با ارائه انبوه فاکت های معتبر و اسناد و مدارک  مبسوط و غیر قابل  انکار در سال های اخیر با تفصیل و شرح کامل تاریخچه استعمار در ایران بصراحت اعلام کرد که از زمان حکومت قاجار تاکنون و هیچ کدام از حکومت های دیکتاتوری در ایران به اندازه رژیم خمینی و آخوندها مورد حمایت استعمارگران نبوده است . به همین منوال در طول سی و هشت سال حکومت ننگین آخوندی سیاست مماشات نه تنها علیرغم تمامی کش و قوس ها و تحولات سیاسی متوقف نشد بلکه بر ادامه آن تا به امروز از طرف آمریکا و دولت های غربی به زیان بارترین صورت علیه منافع ایران و مردم منطقه تا آخر زمامداری اوباما ادامه داشت .ودر طرف مقابل این مردم ومقاومت ایران بودند که تحت شدیدترین سرکوب ها و خیانت های همه جانبه و ویرانگر انسانی و اقتصادی و اجتماعی قرار گرفتند.که البته این سیاست شوم در ادامه حیات ننگین و ظالمانه خود پس از حمله به عراق و افغانستان و متعاقبا خیزش مردم سوریه به تبع مماشات با آخوندها دامن این خلق های محروم را نیز گرفت. و اصرار و پافشاری بر ادامه این سیاست خانمان برانداز بخاطر پاره ای از منافع حقیر و زود گذر  سیاسی و اقتصادی آنقدر به لحاظ زمانی طولانی شد که نتایج حاصل از آن منجر به پیدایش وحشی ترین نوع تروریسم کور در پنج قاره جهان از استرالیا تا آمریکا شد وچه خسارت های انسانی و ...که تا به امروز ببار نیاورده است . و به این زودی هم برطرف شدنی نیست . ادامه شوم این سیاست در درجه اول دامن مردم ایران و اکنون چندین سال است  که مردم عراق و افغانستان و یمن و لبنان و فلسطین و کشورهای منطقه را در بر گرفته و حاصل آن خسارت جبران نا پذیر از اقتصادی تا انسانی وسیاسی و فرهنگی است  که مردم این دیار را به خاک سیاه نشانده است .و جبران آن سالهای سال طول می کشد. کشته و بی خانمان شدن ابعاد میلیونی در عراق و سوریه ونابودی زیرساخت های  این کشورها فقط بخشی از این خیانت و جنایت بزرگ است .

که منشأ آن از آخوندها سرچشمه گرفته شده است .

چشم پوشی عامدانه و بسیار مشمئز کننده از صدور تروریسم بنیادگرای آخوندی آنهم بسیار مدت دار وطولانی تا آنجا پیش می رفت که آمریکا و دول غربی بطور شگفت انگیزی و غیر قابل باور از قربانی شدن پرنسیب های سیاسی و فرهنگی و انسانی خود بوسیله رژیم هیچ پروایی نداشتند نمونه ها و فاکت های این گونه اغماض بقدری در کمیت و کیفیت زیاده از حد متعارف است که فقط به ذکر چند نمونه از دهها و صدها مورد بسنده می شود. به عنوان نمونه همگان به یاد دارند که در سال های دهه 1980 میلادی بود که سپاه پاسداران  رژیم به صراحت مسئولیت  انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت را از زبان فرمانده وقت آن یعنی رفیق دوست شنید  که گفت ایدئولوژی و مواد انفجاری آن مربوط به ایران است .ونمونه دیگر  انفجار و حمله تروریستی در سال های  اخیر به مقر نظامیان آمریکا در خود عربستان بود که آنهم دهها کشته و زخمی برجای گذاشت . درکمال ناباوری در هیچ کدام از این موارد دولت آمریکا عکس العمل لازم را علیرغم شواهد کافی در برابر رژیم نشان نداد .و برخوردی جدی با این مسئله نشد . آش آنقدر شور شد که تحقیقات لوئیس فری در مورد انفجار در عربستان به عنوان رئیس FBI پرده پوشی شد . که بعدها لوئیس فری افشاکرد که رسما از طرف رئیس جمهوری و مقامات امنیتی به وی دستور داده شده بود که از پی گیری پرونده انفجار صرف نظر شود که این رفتار یک شوک سیاسی به رئیس وقت FBI  وارد کرده بود که این خاطره شوم را همیشه در سخنرانی های مقاومت اعلام کرده است.

و این در حالی است که اگر به جز رژیم اخوندی این اعمال تروریستی را علیه منافع و مردم و نظامیان آمریکایی در جايي، حتی در مقیاس بسیار کوچکتر از این ها انجام می داد  .بلافاصله جواب قاطع سیاسی و نظامی شدیدتری دریافت می کرد .تا دردنیا همگان بفهمند که با ابر قدرت آمریکا نمی شود از این شوخی ها و گستاخی ها کرد .

و فاجعه بارتر از همه اینها که امروز نتایج آن در عراق و سوریه بیشتر و بیشتر ملموس شده است .قربانی کردن این کشورها پای سیاست مماشات و زد و بندبا آخوندها است . که احتیاجی به توضیح بیشتر ندارد .و اما پابه پای این سیاست بغایت ور شکسته و زیان بار در طول بیش از سه دهه که در میان تاریکی مطلق که جهانی را در کام خود فرو می برد یک شمع کوچک ولی پر نور و پر حرارت همیشه و در همه حال در میان این تباهی و سیاهی مدام می درخشید و خاموشی نداشت و آن شعله و شمع مقاومتی چون مجاهدین و یاران آنها بودند که بر علیه این تاریکی مهیب و غول آسا شوریدند  افشا کردند مقاومت کردند خسته نشدند –از بمباران ها و کودتاها و کشتارها هراسی بدل راه ندادند با تهمت ها و برچسب های ننگین به شکل ناباورانه و غیر متصورآن در برابر دشمنان بزرگ جنگیدند تا بقول مسعود رجوی در اثر مقاومت خود چشم جهانیان را بالاخره پس از سه دهه به این روش ظالمانه باز کردند. ویک شیر زن بی همتا بنام مریم رجوی با اندک یاران خود در اروپا و آمریکا و 5قاره جهان در میان کودتا و تهمت و فشار و رنج و خون آن چنان جنبشي به پا کرد  که هزاران هزار شخصیت برجسته و سیاسی و حقوقی و نظامی مخصوصا در خود آمریکا به تأیید این خط ومشی پیوستند تا این که پس از طی شانزده سال تلاش همه جانبه و عبور از هفتصد خوان توطئه با فدایی بی کران از پیکر رنجور و زخم خورده و خونی مقاومت ایران سیاست شوم مماشات را رسوا کرده و یک ضربه کاری به پیکر فرتوت آن وارد کردند. تغییر دوران و شکست این سیاست های ننگین با رفتن اوباما واقعی است . نیرویی عظیمی که خانم رجوی از مجموعه بزرگ از سیاست مداران و نظامیان و قانون گزاران و وجدان های بیدار  در آمریکا و در کشورهای اروپایی و مسلمان حول سرنگونی رژیم گرد آورده است .تعادل بین رژیم و مقاومت ایران را به سود مردم ایران در داخل و خارج را به هم زده است . پابه پای روی کار آمدن رئیس جمهور جدید که سیاست اعلام شده اش قاطعیت در برابر رژیم است .23 تن از مقامات کشوری و لشکری و سیاسی سابق طی پلاتفرم سیاسی بسیار سنجیده و دموکراتیک با ارائه فاکت های سیاسی روشن در 18 محور  خواستار به رسمیت شناختن مقاومت ایران از دولت جدید شدند. ضربه بقدری کارا و عمیق است  که سراپای رژیم آخوندی را که در بحران های ناشی از زهر اتمی و منطقه ای و اقتصادی و سیاسی دست و پا می زند به فغان آورده است و بدون فوت وقت ورق پاره های مهم این رژیم از قبیل جوان – تسنیم –ایسنا – کیهان –اسرار –رسالت و تلویزیون رژیم فغان برآوردند که مقامات سابق آمریکا از قبیل رودی جولیانی سناتور لیبرمن و ژنرال شلتون و جان بولتون و گینگریچ و ...  پشت مجاهدین و حمایت از آنها به سرنگون کردن رژیم رفته اند .....به تمامی دار و دسته های آخوندها علی الخصوص ولی فقیه ارتجاع آنهم بعد از مرگ رفسنجانی به عنوان لنگر تعادل رژیم باید گفت که باش صبح دولتت بدمد و این هنوز از نتایج سحر است –دوران طلایی مماشات با آخوندها طبق گفته صریح صادق زیبا کلام از باند روحانی با رفتن اوباما خاتمه یافته و تمامی ارتزاق آخوندی از این سیاست شوم در حال رخت بربستن است . رسوایی مماشات پس از رفتن  اوباما با افشای سی بار رفت و آمد تریتا پارسی به عنوات بسیجی کراواتی رژیم در آمریکا بالا گرفته و رسواتر از آن ديدار با موسويان در 3 مرحله بوده است كه يك ننگ پاك نشدني در مماشات با تروريست هاست.

تازه این سندهای  خائنانه فقط جزیی ازمماشات و زد وبندبا رژیم ملایان است .وای به آن روزی که سند این جنایات در رابطه با عراق و سوریه و یمن نیز جز به جز به اطلاع جهانیان برسد . تغییر دوران و شکست سیاست قبلی آمریکا و شرایط بحرانی بین المللی رژیم از یک طرف و نارضایتی انفجاری مردم ایران راه را بر سرنگونی رژیم بیش از هر زمان دیگر در چشم انداز قرار داده است بکوشیم با ضربات کاری بر پیکر فرتوت رژیم آخوندی هرچه سریعتر به عمر ننگین این رژیم خاتمه داده شود

روحانی و حربه زنگ زده گفتار! درمانی در آستانه انتخابات

rohani 2 f2c94روحانی شیاد که با انبوهی وعده و وعید های تو خالی و با کلید پوسیده! تدبیر و امید، بالاجبار به عنوان رئیس جمهور، بر ولی فقیه تحمیل شد؛ اکنون که اواخر دوران خود را می گذراند با دستی کاملا خالی و کارنامه ننگین در همه زمینه ها و حوزه های حکومتی خیز برداشته است، که برای بار دوم نیز منصب غصب شده ریاست جمهوری را اشغال کند؛ و به عمر ننگین این رژیم که در محاصره انبوه بحران های فزاینده داخلی و خارجی دست و پا می زند، بیفزاید. اما مردم آگاه ایران و وجدان های بیدار بخوبی به یاد دارند که این شیاد بندباز امنیتی با سابقه، با چه شعارهای پر طمطراق از قبیل آزادی بیان و احزاب و مطبوعات و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از موسوی و کروبی و زهرا رهنورد و رونق اقتصادی و مبارزه با بیکاری و حقوق شهروندی و تعامل با جهان و ... ، چه دود و دمی به پا کرده بود و کم نبودند افراد و دستجات بیرون و درون او را حلوا حلوا می کردند . و در مقابل چه فشارها و سرکوب های وحشیانه مخصوصا چهارده سال پایداری رزمندگان مقاومت و یاران آنها به مردم و پشتیبانان آنها تحمیل کرده و جنایات و جنگ افروزی های بی رحمانه رژیم در داخل و منطقه را پرده پوشی می کردند.

در این فضای پرگرد و غبار سیاسی و بموازات این تبلیغات پوشالی و دروغین، روحانی حقه باز و عوام فریب از همان ابتدای کار تمامی اعتبار و مشروعیت ناداشته سیاسی خود را بر روی باز سازی رابطه آمریکا و غرب از طریق زهرخوران اتمی بنا کرده بود؛ تا علاجی برای برون رفت از خفگی اقتصادی و تحریم ها پیدا کند و از طرفی در جنگ قدرت با خامنه ای دست بالا را پیدا کند. روحانی یادش رفته بود که اسلاف او در منصب های ریاست جمهوری ولایت فقیه به چه سرنوشتی دچار شده اند و فراموش کرده بود که سلف او خاتمی در شرایط متفاوت داخلی و خارجی در حالیکه موقعیت بسیار برتری بر روحانی داشت: مجبور شد اعتراف کند که رئیس جمهوری در نظام ولایت فقیه تدارک چی ای، بیش نیست. در شرایط کنونی رژیم و با توجه به تجربه تمامی دوران های ریاست جمهوری و پروسه سه سال و نیم حاکمیت روحانی او باید به این نتیجه رسیده باشد که منصب رئیس جمهوری نه تنها در حد تدارک چی نظام ولی فقیه نیست حتی نقشی به مراتب نازل تر از نقش آبدارچی دربار ولایت دارد.
و ما اکنون به تبع تغییر و تحولات در انتخابات آمریکا و پایان دوران شانزده ساله مماشات و دست آوردهای باد آورده و امدادهای غیبی! و امتیاز دادن های نامشروع به رژیم از کیسه مردم و مقاومت ایران شاهدیم که رویای روحانی در پیشبرد اهداف زهر خوران اتمی و اتصال به استکبار! به سراب تبدیل شده است. پیش از این هم در دوران طلایی ریاست اوباما خطوط سیاسی وی و رفسنجانی در تقابل حاد با جناح دلواپسان ولی فقیه تحت عنوان برجام های دو و سه و ... با موانع و حملات باندی گسترده تری مواجه بوده و هست. اکنون او که در آستانه پایان دوره اول دولت است؛ از طرفی با آینده ناروشن و تیره و تار برجام مواجه است و از طرف دیگر با اشراف به ضعف مفرط ولی فقیه طلسم شکسته، نمی خواهد از منصب ریاست و قدرت کنار زده شود. با توجه به شرایط فوق او به شگردها ی تبلیغاتی لو رفته و عوام فریب در روزهای اخیر دست زده است. که در عین حال بسیار ناشیانه است. از این جمله است برگزاری سمینارها و جلسات با بخشی از روحانیون و مریدان اهل سنت و دم زدن از برادری و برابری شیعه و سنی، آنهم در حالیکه سالیان سال است که هموطنان سنی مذهب از داشتن یک مسجد و نمازخانه در تهران محروم شده اند.
 تبعیض و سرکوب و افروختن آتش جنگ فرقه ای در کشورهای مسلمان منطقه از حمله عراق و سوریه و عامل ظهور پدیده ای خطرناک همچون داعش و سرکوب اهل سنت مردم ایران در مناطق سنی نشین چون کردستان و بلوچستان و اهواز در دوران حکومت روحانی نه تنها کم نشده بلکه با شدت و حدت هر چه بیشتر ادامه دارد. دامنه فقر در مناطق سنی نشین بمراتب بیشتر از سایر شهرها بیداد می کند و آمار خودکشی ها در میان مناطق محروم سنی حتی در میان نوجوانان از دوازده ساله و در سنین جوانی با کمال تأسف سیر تصاعدی داشته است. گماشته مشاور زنان روحانی به نام شهین ملاوردی یکبار افشاْ کرد که دریکی از دهات مردم محروم سنی نشین بلو چستان تمامی مردان آن ده اعدام شده اند. با این وصف آخوند جنایت پیشه وقیح تر از آن است که این فجایع را در حق هموطنان سنی به روی نامبارک خود بیاورد.
مضحک تر و مشمئز کننده تر از همه این ها تبلیغات و هیاهوی اخیر وی در مورد رونمایی از منشور حقوق باصطلاح شهروندی است. کسی نیست از این شیخک بپرسد از کی به فکر حقوق شهروندی افتاده است. در حالیکه رکوردار اعدام هستی و رقم اعدام های رسمی و علنی شده از مرز دو هزار و ششصد گذشته است. شیخک مزور و مکار یکبار درباره علت افزایش سیر صعودی اعدام ها در برابر رسانه های رژیم باوقاحت بی نظیر اعلام کرد که قوه قضائیه مستقل است و او در کار آنها دخالتی ندارد. اخیرا نیز پا به پای گفتاردرمانی های! مسخره و لو رفته که از اسلاف خود نظیر رفسنجانی و خاتمی آموخته است؛ دریک تناقض آشکار با تبلیغات و هیاهوی دروغین او اندر باب برابری شیعه و سنی، کشتار بی دفاع مردم حلب را به بشار اسد جنایتکار و به ارباب خود ولی فقیه تبریک گفت؛ در حالی که افکار عمومی و وجدان های بیدار در کشورهای مسلمان و جهان و دولت های متمدن فاجعه و کشتار مردم مظلوم مسلمان حلب را به عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت رسانده اند.
در یک رأی گیری در سازمان ملل در اوایل دی ماه صد و پنج کشور دنیا با حداکثر آرا به نفع تحقیقات در مورد جنایت علیه بشریت در حلب رأی دادند و بموازات آن شصت و سومین قطعنامه نقض حقوق بشر بر علیه رژیم به تصویب رسید.
با توجه به موارد فوق است که شارلاتانیستم روحانی اندر باب حقوق شهروندی و در نزد افکار عمومی داخل و خارج مضحکه ای بیش نیست و درخارج کشور هیچ انعکاسی در مورد این تبلیغات پوچ و دروغین در رسانه ها جدی گرفته نشد. رقبای او در داخل در سطح وسیع، روحانی را به سخره گرفتند؛ به عنوان نمونه ای از این موضع گیری های باند ولی فقیه کافی است که به شکست مانور تبلیغاتی انتخاباتی وی پی برده شود.
روزنامه کیهان شریعتمداری به طعنه به وی گوشزد می کند که حقوق شهروندی را ول کن و به حقوق های نجومی بچسب. روزنامه جوان متعلق به پاسداران آن را عوام فریبی و فرافکنی می خواند. روزنامه دیگری به نقل از وزیر اقتصادی وی نقل می کند که حقوق های نجومی بر مبنای قانون بوده است.
و دهها مورد دیگر که هر روزه در رسانه های باند رقیب سر تیتر روزنامه های آنها است. لازم به یاد آوری است که مقاومت ایران طی اطلاعیه ای روشنگرانه مانورهای تبلیغاتی و لو رفته و بی حاصل روحانی را مانور در قبال جنبش رشد یابنده دادخواهی علیه قتل عام شصت و هفت و پرده پوشی محکومیت رژیم در مجمع عمومی ملل متحد بخاطر نقض فاحش حقوق بشر اعلام کرد.
کلام آخر این که با توجه با واقعیت های انکار ناپذیر درون و بیرون رژیم هیچ ترفندی قادر نیست این رژیم را از بحران های لاعلاج فراگیر نجات بدهد. هردو جناح رژیم هیچ راه حل روشنی برای برون رفت از بحران سرنگونی ندارند .مردم ایران و مقاومت ایران خود را برای دوران پایانی رژیم هرروز آماده تر می کنند.
دامنه اعتراض های اقشار مختلف بجان آمده از بحران اقتصادی ـ فساد بی حد و مرز باندهای رژیم علیرغم سرکوب وحشیانه رو به افزایش تصاعدی است روزی نیست که هزاران نفر از اقشار مختلف در جلوی مجلس ارتجاع و یا در مراکز شهرها و روستاها علیه بیدادهای لجام گسیخته و دزدی و غارت رژیم آخوندی اعتراض نکنند. سیر تحولات هم در درون رژیم و هم در بیرون آن با سرعت و شتاب بیشتر به ضرر موجودیت کل نظام آخوندی پیش می رود.
باندهای رژیم مخصوصا ولی فقیه ارتجاع کنترل خود را از دست داده و قادر به حل معضلات مردم نیستند. جوانان غیور ایران در روز پاسداشت کوروش کبیر شعار می دادند حکومت آخوندی ـ فقط ظلم فقط جنگ. این شعار بسیار مردمی و موجز وصف حال حکومت ننگین سی و هشت ساله آخوندهاست که باید به دست مردم و مقاومت ایران به زباله دان تاریخ افکنده شود و آن روز دور نیست.

رود خروشان خون شهيدان ضامن پیروزی محتوم خلق ماست

شعار آرمانی و انگیزاننده فوق سالیان است که زینت‌بخش اختتامیه اغلب اطلاعیه‌ها و موضع‌گیری‌های رهبری مقاومت آقای رجوی می‌باشد. این شعار به‌ظاهر ساده نشان از عمق ایمان و بینش ژرف رهبری تاریخی مجاهدین دارد که تا بن استخوان به‌درستی و اصالت و حقانیت راهی که شهدا مظلومانه در آن جان‌باخته‌اند باور دارد. اکنون‌که پس از گذشت بیست‌وهشت سال از جنایات هولناک علیه بشریت و قتل‌عام بیش از سی هزار رزمنده آزادی یک سند تکان‌دهنده از آقای منتظری درباره این جنایت عظیم افشا شد اصالت عقیدتی و سیاسی این شعار بیشتر و بهتر قابل‌درک و لمس است.

زلزله شدید سیاسی و اجتماعی این افشاگری به‌قدری دامنه‌دار و گسترده است که سرتاپای رژیم خونخوار آخوندی را با بحران بی‌سابقه مواجه کرده است. پرونده این جنایت به یک پرونده کاملاً ملی و بین‌المللی تبدیل‌شده است؛ و جدا از تحول کیفی در داخل کشور مرزهای بین‌المللی را هم درنوردیده است. روزنامه‌ها و نشریات معتبر بین‌المللی ازجمله واشینگتن پست و نشریه کنگره آمریکا (هیل) با درج آن این جنایت را به‌عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت دادند؛ و پارلمانترهای آمریکایی و هزاران پارلمانتر از کشورهای مختلف اروپایی و کشورهای مسلمان طی نامه‌ای به سازمان ملل درخواست تحقیق و تفحص از این جنایت را در دستور کار خود قرار دارند. تلویزیون‌ها و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور نیز طی مصاحبه‌های فراوان حتی باکسانی که هیچ رابطه سیاسی با شورا و مجاهدین ندارند و چه‌بسا سابقه همکاری با رژیم آخوندها را دارند مصاحبه‌های متعددی به که همه آن‌ها با هر بینش و تفکر سیاسی که دارند این قتل‌عام را محکوم کرده‌اند. فرزند آقای منتظری علیرغم تهدیدها و بازجویی‌های مکرر تا این لحظه از اقدام خود نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده بلکه تصریح کرده است که پرونده‌های زیادی از این نوع در دست دارد که در سراسر جهان پخش‌شده است و این در حالی است که عاملان این جنایت بیست‌وهشت سال تمام بود که نگذاشته بودند پرونده این جنایت حتی در ابعاد اندک فاش شود و به درون اجتماع راه پیدا کند. آری برخلاف تصورات باطل خمینی و خامنه‌ای خون‌آشام و سایر دیکتاتورهای تاریخ تا زمانی که یک انقلاب و جنبش اصیل همچون مجاهدین و یارانشان بر روی اصول و پرنسیپ های مبارزاتی پافشاری می‌کنند و آماده هرگونه پرداخت سنگین‌ترین بها هستند و مهمتر از اینها رهبران هوشیار و بیدار وشایسته ای دارند. خون شهیدان هیچ‌وقت به فراموشی سپرده نمی‌شود و سرانجام می‌جوشد و می‌خروشد و دژخیمان را با تمامی سبعیت و تصور باطل آنان در مقابل میز عدالت قرار می‌دهد عاملان این جنایت و در رأس آن‌ها خامنه‌ای مات و مبهوت قریب به دو هفته پس‌ازاین افشاگری خفقان مطلق گرفته بودند. تا این‌که خامنه‌ای به‌ناچار و بالاجبار موضع گرفت؛ و خطاب به اراذل‌واوباش خود گفت که عده‌ای می‌خواهند مجاهدین را تطهیر کنند و آن‌ها را مظلوم جلوه بدهند. بعد از خامنه‌ای آخوندها و عمال وی یک‌به‌یک و به تکرار اباطیل خامنه‌ای پرداختند و نقش خود را علیرغم میل خود در این جنایت دوباره با اعتراف خود مهر کردند؛ که برخلاف تصورآنها غلیان و آتشفشان خون شهیدان مظلوم در داخل و خارج اوج بیشتری گرفت و نسل جدید بیشتر و بیشتر به این جنایت عظیم پی برده و می‌برند.
همانطوریکه اشاره شد به دنبال این افشاگری شکافی عمیق و بی‌سابقه در رأس و بدنه این رژیم ایجادشده و علی مطهری به‌عنوان نایب‌رییس مجلس ارتجاع از دژخیم پورمحمدی خواست که در برابر این جنایت موضع بگیرد. وی از جنایت خود دفاع کرده و با وقاحت تمام اعلام کرد که به این جنایت خود افتخار می‌کند. مطهری در جواب او را به مغلطه گویی متهم کرد. جلسه مجلس ارتجاع به دنبال این موضع‌گیری‌ها متشنج و سی نماینده مجلس ارتجاع طی نامه‌ای خواستار استعفا و کنار گذاشتن مطهری از هیئت‌رئیسه مجلس ارتجاع شدند.
و بدین ترتیب است که بحران درون رژیم هرچه گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود. به دنبال این وقایع بود که در یک افشاگری تکان‌دهنده مهدی خزعلی پسر آخوند خزعلی با ذکر جزئیات بیشتر و تکان‌دهنده‌تری با ارائه فاکت های مستند به افشا این جنایت در برابر دوربین‌های رسانه‌های خارجی پرداخت و در ادامه این افشاگری به افشای توطئه قتل کشیشان مسیحی به دست معاون وزارت اطلاعات پرداخت و پرده‌های دیگری از جنایت هولناک علیه بشریت را کنار زد. قبل از آنهم یکی از نادمین معروف رژیم پرونده بمب‌گذاری در حرم امام رضا را افشا کرد که رژیم آخوندی هر دوی این جنایت را برای شیطان سازی به مجاهدین نسبت می‌داد. به‌این‌ترتیب یک جام زهر مهلک‌تری بنام جام زهر حقوق بشر مؤثرتر و عمیق شونده تر از جام زهر اتمی و منطقه‌ای در راه است؛ که رژیم آخوندی غرق در بحران را با ضریب بیشتری به‌سوی سقوط حتمی می‌کشاند. به دنبال این سونامی و طوفان سیاسی عظیم جنبش دادخواهی عظیمی که با فراخوان خانم مریم رجوی به راه افتاده مورد استقبال فراوان و بی‌نظیر تمامی محافل سیاسی در داخل و خارج ایران قرارگرفته خانواده‌ها و مردم به‌جان‌آمده از ستم آخوندی در داخل کشور با شور و شوق فراوان اطلاعات جدیدی از مزار گمنام شهیدان و گورهای دسته‌جمعی به اطلاع عموم می‌رسانند. در محافل و اجتماعات گوناگون در ایران از کوچه و بازار گرفته تا ادارات و دانشگاه‌ها تابوی کلمه ممنوعه مجاهد از هم دریده شده و همه‌جا صحبت از این جنایت و خیانت و مظلومیت مجاهدین است و تتمه قداست کذایی خمینی دژخیم با علنی شدن صحبت‌های آقای منتظری که رسماً اعلام کرده است که مردم ا ز ولی‌فقیه چندششان می‌آید و تاریخ از خمینی به‌عنوان سفاک و خونریز یاد خواهد کرد. در میان مزدوران وزارت اطلاعات و سپاه و سایر ارگان سرکوب لطمه جدی خورده است؛ و یک ضربه روحی و روانی شدید دیگر به دستگاه سراسر ظلم و جنایت و سرکوب واردشده است؛ که آثار آن در تحولات آینده به‌خوبی مشاهده خواهد شد. جنبش دادخواهی که توسط خانم رجوی و با پشتیبانی عظیم داخلی و بین‌المللی به راه افتاده راه خود را به جلو باز خواهد کرد و با یقین و اطمینان بار خود را به زمین خواهد گذاشت کما این‌که قبل از این با رهبری خانم رجوی پرونده سنگین لیست سیاه را علیرغم ناممکنات به ممکن تبدیل کرد و از رده خارج نمود. آری این جنبش می‌رود که به یک ابزار کارای سرنگونی رژیم ارتقا پیدا کند؛ و در خاتمه بازهم از قول رهبر مقاومت تکرار می‌کنیم رود خروشان شهدا هرروز جوشان‌تر و خروشان‌تر ضامن پیروزی محتوم خلق ماست

فرجام ناکام برجام و بطلان شعارهای روحانی

جام زهر اتمی آن‌چنان در تاروپود رژیم آخوندی رسوخ کرده که هم چنان موضوع درجه اول جدال باندهای متخاصم رژیم است؛ و کلیت رژیم را در یک بحران عمیق شونده فرو برنده است که پایانی متصور نیست.

باند روحانی و رفسنجانی که تمامی سرمایه‌گذاری سیاسی و داخلی خود را هم در تاکتیک و هم در استراتژی منوط به حل‌وفصل بحران اتمی کرده بود این روزها شاهد آینده تیره‌وتار برجامی است که قرار بود تحریم‌ها را به‌کلی لغو کند. راه سرمایه‌گذاری و مراودات سیاسی و اقتصادی با آمریکا و کشورهای اروپایی را باز کند. رژیم را از انزوای بین‌المللی و منطقه‌ای خارج کند - بحران خطرناک و رکود و تورم فلج‌کننده اقتصادی را حل کند- چرخ‌های اقتصادی را بچرخاند و از ورشکستگی و گرانی و بیکاری میلیونی جوان‌ها مقابله کند. تا برای رژیم متزلزل و بی آینده فرصت تجدیدقوا و لاجرم ثبات و ماندگاری به ارمغان بیاورد. روحانی به‌تبع این سیاست می‌خواست دامنه برجام را گسترش داده و با اجرای برجام های یک و دو سه - در صورت توفیق رفورم‌های حتی بسیار سطحی از قبیل نوشتن منشور حقوق شهروندی و آزادی جزئی مطبوعات و رسانه‌ها ازنظر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی به داخل سیستم ولی‌فقیه وارد کند. تا از پوسیدگی و سقوط محتوم رژیم جلوگیری به عمل‌آورده و نهایتاً در تقابل با جناح خامنه‌ای دست بالا را در رژیم برای قدرت و چپاول داشته باشد امانگاهی هرچند مختصر به تحولات وقایع درون و بیرون رژیم حاکی از شکست اهداف وی دارد که نتیجه بلافصل آن تضعیف بیش‌ازحد کلیت رژیم نیز شده است اکنون‌که بیش از سه سال از عمر چهارساله ریاست جمهوری وی سپری‌شده هیچ معجزه‌ای که بتواند دست‌مایه سیاسی وی در جنگ قدرت با ولی‌فقیه برای برتری باشد امکان بروز ندارد. خامنه‌ای مدت‌هاست که طی سلسله روضه‌خوانی‌های پی‌درپی و با فواصل زمانی اندک با الفاظ تند و بی‌سابقه در عمر رژیم آخوندی برجام را که تمامی سرمایه رفسنجانی و روحانی است زیر ضرب گرفته و تمامی باندهای قدرت وابسته به وی اعم ا زسپاه و ائمه جمعه و سایر مزدوران سرکوبگر در رسانه‌ها و مطبوعات تهاجم بی‌وقفه و سنگینی را علیه وی و برجام به راه انداخته‌اند به‌طوری‌که روحانی و رفسنجانی مدت‌هاست که قادر به مقابله جویی مؤثر با آن نیستند و آش برجام آن‌قدر شور شده که وزیر خارجه و سایر دولت‌مردان و خود روحانی هم قطع امید می‌کنند و سخن از بدعهدی آمریکا و دول غربی می‌کنند –نمونه‌های ابراز یأس و ناامیدی بسیار زیاد است و فقط کافی است که به دو نمونه برجسته آن اشاره شود از آن جمله می‌توان به موضع‌گیری رییس بانک مرکزی رژیم در مقابل دوربین‌ها و مطبوعات آمریکایی اشاره کرد که جنجال بزرگی برانگیخت و به‌صراحت گفت که نتیجه برجام صفر است؛ و یک بهانه شاخص به دست باند خامنه‌ای داد که جملات خود را علیه وی گسترش و تعمیق دهند و یا اخیراً مرد شماره یک دیپلماسی و همه‌کاره روحانی صحبت از بدعهدی آمریکا می‌کند و تهدید می‌کند که در صورت ادامه این روش برجام به خطر خواهد افتاد (نقل به مضمون)
و اما در ماهها و روزهای اخیر خامنه‌ای عمله و اکره او هیچ حدومرزی را در تیغ کشی علیه روحانی و رفسنجانی ملاحظه نمی‌کنند. خامنه‌ای مرتب تکرار می‌کند که آمریکا قابل‌اعتماد نیست و همچنان دشمن است و به‌تبع وی علم الهدی نماینده پرقدرت خامنه‌ای در خراسان مرتباً به روحانی حمله می‌کند و اظهار داشته که روحانی ساده‌لوح است و این عزت نیست که غربی‌ها به ایران بیایند و اینجا سرمایه‌گذاری کنند... آخوند دیگر بنام حمید روحانی با لحن بی‌سابقه‌ای می‌گوید که روحانی باید به جرم خیانت محاکمه شود. احمد خاتمی امام‌جمعه موقت و عضو خبرگان رهبری به‌طور صریح و آشکارتر از هر زمان می‌گوید که بعد از صحبت‌های خامنه‌ای هر کس به دنبال مذاکره با آمریکا باشد ضد ولایت‌فقیه است؛ و شریعتمداری در کیهان روزی نیست که با توهین‌آمیزترین عبارات باند روحانی و رفسنجانی را به باد حمله نگیرد ولی مرتباً تکرار می‌کند که هم چرخ سانتریفیوژها از کار افتاد و هم‌سفره مردم خالی ماند و هم چرخ کارخانه‌ها متوقف شد.
در آمریکا هم که طرف اصلی دعوای اتمی است دامنه مخالفت‌ها با برجام روزبه‌روز اوج بیشتری می‌گیرد؛ و مرتبا و پیگیرانه سیاستمداران و مطبوعات و اکثریت کنگره و سنا شخص اوباما را به خاطر مماشات بیش‌ازحد و امتیازهای بسیار غلط و نامشروع به رژیم زیر ضرب قرار می‌دهند. در روزهای اخیر افشای پرداخت چهارصد میلیون دلار پول نقد با هواپیما به‌عنوان باج در مقابل رژیم در ازای آزادی زندانیان اوباما را زیر ضرب انتقادهای گزنده قرارداده‌اند و مهم‌تر از آن افشای سند محرمانه قرارداد اتمی با رژیم که دولت اوباما با تمام قوا در مخفی نگهداشتن آن مصر بود عرصه را برطرفداران مماشات و قرارداد برجام تنگ‌تر کرده است. شواهد و قرائن سیاسی آشکارا حکایت از آن دارد که بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری اوباما هیچ‌یک از کاندیداها حاضر نیستند به برجام امتیاز بدهند و جمهوری خواهان حتی صحبت از بطلان قرارداد می‌کنند بانک‌های بزرگ کماکان در اروپا و آمریکا از قراردادهای بانکی با رژیم و سرمایه‌گذاری در ایران امتناع می‌کنند. در جبهه اروپایی افشاگری اخیر و مهم دولت آلمان در مورد خریدهای اتمی بعد از قرارداد برجام و موضع‌گیری شخص صدراعظم ضربه شدید دیگری در اروپا به قرارداد برجام زده است. پا به‌پای خالی کردن پای برجام در داخل و خارج افزایش اعدام‌های جمعی وحشیانه مداوم و تشدید سرکوب در داخل و تلاش‌های تروریستی و صدور ارتجاع رژیم در سوریه و لبنان و یمن و عراق و بحرین اوضاع منطقه‌ای به‌شدت به زیان رژیم پیش می‌رود و ادعای دروغین روحانی مبنی بر اعتدال تبدیل به مضحکه عام و خاص شده است. باند روحانی و رفسنجانی در برابر حملات بی‌سابقه جناح ولی‌فقیه آچمز شده و روحانی علیرغم وعده و عید خود در مقابله جویی با حملات باند خامنه‌ای بسیار حقیر و ضعیف در تلویزیون رژیم ظاهر شد و نتوانست هیچ پاتکی را علیه باند رقیب به اجرا درآورد.
سیل تهاجمات روزبه‌روز اوج بیشتری می‌گیرد و ارگان‌های رنگارنگ ولی‌فقیه از قبیل شورای نگهبان –نیروی تروریستی قدس و سپاه پاسداران و ائمه جمعه به زبان‌های مختلف صریح می‌گویند که نخواهند گذاشت روحانی برای دوره دوم رئیس‌جمهور شود و بی دلیل نیست که فرد ورشکسته و آبرو باخته مثل پاسدار احمدی‌نژاد درصدد کاندید شدن ریاست جمهوری آینده است با توجه به مطالب بالا به‌وضوح روشن است که تمامی باندهای رژیم در باتلاق بحران‌های منطقه‌ای ازجمله سوریه و بحران خارجی گرفتار آمده و هیچ راه برون‌رفتی برای خروج از آن برای رژیم مفلوک متصور نیست. راه‌حل همانا سرنگونی این رژیم در تمامیت آن است. اعتراضات و نارضایتی روزافزون مردم از بحران گرانی و بیکاری و سرکوب روزبه‌روز بیشتر می‌شود؛ و نشان از سیل بنیان‌کنی دارد که از راه خواهد رسید.

چهار تهدید عمده موجودیت رژیم ولایت فقیه

iran spring 14 cd1ba

سی و هشت سال حاکمیت سیاه رژیم نشان داد که عملکرد آنها فقط نابودی وانهدام حرث و نسل و زیر ساخت های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی بوده و هست.

حاکمیت آخوندی به دلیل ساختار قرون وسطایی و ضد تاریخی خود از نخستین روزهای سلطه خود نشان داد که نه می خواهد و نه می تواند پاسخگوی خواسته ها و مطالبات بر حق انقلاب ضد سلطنتی مردم باشد. سی و هشت سال حاکمیت سیاه آنها نشان داد که عملکرد آنها فقط نابودی وانهدام حرث و نسل و زیر ساخت های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی بوده و هست. و این تباهی را از طریق صدور ارتجاع و تروریسم و فرقه گرایی جهت حفظ حاکمیت در تهران از عراق تا سوریه و یمن و فلسطین و لبنان و افغانستان گسترش داده اند . دلیل دوام این حکومت تا به امروز نیز جز سرکوب وحشیانه و صدورارتجاع در منطقه وچشم پوشی مماشات قدرت های غربی خصوصا آمریکا بر جنایات رژیم نبوده است.

اما اکنون پس از این همه تبهکاري و جنایات و خيانت بی سابقه در حق مردم ایران و منطقه ظرفیت ها ی این رژیم و ذخائر استراتژیک بقا آن به انتها رسیده و تمامی شواهد و قرائن نشان از فاز پایانی این رژیم خونخوار دارد .برای ولی فقیه و کلیت رژیم که در محاصره انبوه بحران های لا ینحل داخلی و خارجی قرار دارد هیچ راه برون رفتی در چشم انداز آتی قابل تصور نیست . در یک نگاه اجمالی امروزه حاکمیت آخوندی با چهار چالش عمده و جدی روبرو و سمت که به تربیت اولویت عبارت از یکم: بحران عمیق شونده اقتصادی دوم:‌بحران بین المللی و منطقه ای سوم: بحران و شکاف عمیق شونده در رأس و بدنه نظام چهارم:‌ بحران محیط زیست و بی آبی که البته شرح کامل و مفصل هر یک ا زاین بحران ها مستلزم نوشتارها و مقالات طولانی است که خود مثنوی هفتاد من كاغذ می شود ولی د راین نوشتار سعی می شود که فقط به رئوس و محورهای برجسته اشاره شود.
یکم:‌بحران عمیق شونده اقتصادی
به طور خلاصه وضعیت اقتصادی رژیم پس از اعمال تحریمم های ناشی از افشاٌ برنامه اتمی و بدنبال آن کاهش بیش از حد قیمت نفت به وخامت گرایید – بقسمي که تبعات ناشی از آن به افزایش جمعیت بیکاران مخصوصا قشر جوان – تورم و رکود بی سابقه و گرانی طاقت فرسای و تعطیلی باقیمانده کارخانه ها و مراکز تولید فرسوده و اخراج میلیونی کارگران و زحمتکشان منجر شد که اکنون به نقطه ای رسیده که موضوع درجه اول جدال باندهای رژیم و تبدیل به بحران امنیتی درجه یک شده است و باند روحانی و رفسنجانی تمامی توان و کوشش خود را برای رفع این خطر عاجل در زهر خوران اتمی و اتصال به اقتصاد و سرمایه داری آمریکا وارد یا جستجو می کنند که کاملا دودر روی باند ولی فقیه است که اصرار بر تسلط سپاه و ادامه روش های قبلی دارد .هر دوجناح رژیم بشدت از قیام گرسنگان و بیکاران وحشت دارند ولی نیروی همدیگر را خنثی می کنند و روز به روز بر خطر قیام و طوفان خشم مردم و اعتراضات افزوده می شود. در کنار این ها فساد بی سابقه و بی حدو مرز سران رژیم وفاصله طبقاتی هولناک بین سردمداران رژیم و جامعه فقر زده ایران بر عمق نارضایتی و بحران می افزاید سیر تحولات نشان می دهد که باندهای متخاصم قادر به کمترین تغییر در این وضعیت کاملا فلج اقتصادی ندارند و و هر آن ممکن است که طوفان و سیل بنیان کن قیام همگانی دودمان آخوندها را از جا برکند بانک ها ورشکسته اند و به دلیل فسادو پولشویی بانک ها ی بین المللی و بزرگ بخاطر صدور تروریسم و نقض حقوق بشر و ماجراجویی موشکی همچنان داوطلب برقراری ارتباط و مراودات مالی با بانک های رژیم میشدند .ودرست بر خلاف تبلیغات روحانی مکار هیچ گرهی پس از برجام از نظر اقتصادی گشوده نشده و به همین دلیل است که هر دو باند متخاصم رژیم اعتراف می کند که از برجام جز خسارت و خفت چیز دیگری وصل نشده وحاصل آن جز تشدید تخاصمات باندی نیست.
دوم: بحران منظقه ای و بین المللی
پس از حمله وحشیانه به سفارت عربستان بدنبال تحولات یمن و بی عملی دولت آمریکا در جلوگیری از این تاخت و تاز عربستان سعودی که خطر را در نزدیگی مرزهای خود می دید دست به کار شد و ائتلافی بزرگ از کشورهای رژیم د رکشورهای مسلمان افزود . هسته های تروریستی رژیم در کویت و بحرین و عربستان و ... پی در پی ضربه خورده و کشتار مردم سوریه به دست پاسداران رژیم تنفر کشورهای مسلمان را برانگیخته است حزب الشیطان لبنان که بیش از دو دهه به عنوان بازوی صدور ارتجاع د رکشورهای مسلمان منطقه بدروغ به عنوان نیروی جنگنده برای خلق فلسطین مطرح شده بود به علت شرکت در کشتار مردم سوریه کاملا منزوی و از طرف کشورهای مسلمان منطقه یک گروه تروریستی شناخته شد و تمام حساب های بانکی آن در جهان و آمریکا و کشورهای منطقه بسته شد. رژیم آخوندها که از کشورهای مسلمان و امکانات آنها برای پولشویی و دور زدن تحریم ها استفاده می کرد از این زاویه شکست سختی خورده است. باند روحانی و رفسنجانی که نیاز مبرم رژیم برای آرامش و بهبود روابط مخصوصا با عربستان را به جد برای رفع وضعیت بحرانی لازم می دانند با مخالفت ولی فقیه و سپاه پاسداران مواجهند و این خود یک عامل تضاد بین باندهای متخاصم شده است به گواهی مواضع باندهای رژیم جام زهر اتمی و ادامه آن در درون رژیم هم به بن بست کشانده شده و تحریم های ناشی از تروریسم وحقوق بشر و موشکی نیز تمامی آرزوهای باند روحانی رفسنجانی را برای وصل کامل به آمریکا و اروپا بر باد داده و چشم انداز گشایش کاملا تیره و و تار است رژیم آخوندی در باتلاق سوریه گرفتار آمده و قادر به خروج از آن نیست به تلفات و شکست های پاسداران رژیم روز بروز افزوده می شود و رفسنجانی در یک موضع گیری آشکار گفت که کشورهای همسایه با ما به مخالفت برخاسته اند و تصریح کرد که در کشور سوریه وعراق به بن بست رسیدند و برای خروج از این وضعیت باید چاره ای کرد که البته این موضع گیری ها درست بر خلاف خط ولی فقیه است و خود یک عامل جنگ قدرت بین جناح ها شده است.
سوم: تضادهای غیر قابل مهار درون رژیم
جام زهر اتمی وشکست ولی فقیه در پی روی آمدن روحانی به عنوان رئیس جمهور تحمیلی به خامنه ای بخاطر ترس از قیام. و نتایج انتخابات قلابی رژیم در هفت اسفند و فروریختن اتوریته خامنه ایا حتما در حوزه های علمیه جهل و جنون و قرار گرفتن خامنه ای در رأس یک باند ولی فقیه رژیم روزمره بر عمق بحران و تضادهای درون رژیم می افزاید تقابل آشکار رفسنجانی روحانی و ولی فقیه با استفاده از تندترین و خشن ترین کلمات که در نوع خود در مقایسه با حذف و تصفیه بازرگان و بنی صدر و منتظری و خاتمی بسیار شدیدتر است خطر بزرگی را برای کلیت رژیم به ارمغان آورده و امکان زندگی مسالمت آمیز را از باند های رژیم سلب کرده است و تمام انرژی دستجات رژیم به جای حل موضوعات عدیده صرف جنگ و تبلیغ علیه یکدیگر می شود و او ضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کاملا فلج است. اگر خامنه ای در فکر حذف و تصفیه باشد منجر به تلاش کلی نظام می گردد و اگر اوضاع به همین منوال و پیش برود. رویارویی جناح ها هیچ انرژی برای حل بحران ها باقی نخواهد گذاشت و این او ضاع هیچ دوامی و قوامی است و شرایط را برای قیام فراهم می کند- تلاش باندهای رژیم برای مهار زدن به تضادهای عمیق شونده همیشه ناکام می ماند. وباندهای متخاصم رژیم هر روز به آن اذعان می کنند ولی قادر به کنترل آن نیستند. آثار ضعف و طلسم شکستن ولی فقیه هر روز عمیق تر و ملموس تر می شود.
چهارم:‌ بحران محیط زیست و بی آبی
تخریب سیستماتیک محیط زیست و از بین رفتن و نابودی جنگل ها و مراتع و خشک شدن پی در پی رودخانه ها و دریا چه ها و تالاب ها در اثر بی لیاقتی و عدم مدیریت آخوندها تبدیل به یک معضل بزرگ اجتماعی شده است آلودگی هوا در استان ها و شهرهای بزرگ کشور چند سالی است که بیداد می کند و زندگی و محیط زیست مردم را در کنار سایر بلایا کاملا به خطر انداخته و تلفات جانی و بیماری های مزمن از حد و مرز گذشته است. علیرغم شعر و شعارها که مردم به جان آمده بخاطر بی آبی و آلودگی در شهرهای بزرگ مثل خوزستان و تهران و آذربایجان – دست به اعتراض نزنند. جواب مردم معترض طبق معمول رژیم آخوندی فقط سرکوب بوده و هست. به عنوان مثال فقط خشک شدن دریاچه ارومیه زندگی پنج میلیون نفر را در آذربایجان و کردستان به خطر جدی مواجه می کند. بی آبی در کشور از حد قرمزها گذشته و نود درصد ذخایر زیرزمینی به دلیل استفاده غیر استاندارد رژیم مصرف شده و بنا به گفته عیسی کلانتری وزیر کشاورزی سابق در عرض پنج سال آینده چهل و پنج تا پنجاه میلیون در معرض بی آبی قرار دارند و باید کوچ کنند و در پانزده سال آینده کل ایران تبدیل به کویر خواهد شد ولی طبق معمول آخوندها عاجز از حل این معضلات فقط و فقط به فکر سرکوب به هر قیمت و ادامه سلطه خود هستند نتیجه این که همچنانکه اشاره رفت – تا این رژیم هست هیچ معضل و تضاد بنیادین که محصول حکومت سرتاسر فساد است حل نشده و نخواهد شد تا این که در اثر تشدید این بحران ها قیام مردم بجان آمده این جرثومه و ننگ ابدی تاریخ را از صحنه روزگار حذف کند جنبش مقاومت ایران پس از سه دهه جانفشانی برای سرنگونی این رژیم اکنون آماده تر از هر زمان با تکیه بر نارضایتی مافوق تصور مردم سازماندهی قیام را هر روز بهتر از روز قبل پیش می برد. به این دلیل است که دستگاه تبلیغاتی رژیم با تمام قوا برای مقابله این وضعیت هر توطئه ای را برعلیه آن بکار می گیرد ولی مقاومت سازمان یافته آن بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. رژیم آخوندها به مراحل پایانی خود نزدیک شده است.
حمید معاصر

بن بست و بحران بی درمان اقتصادی رژیم آخوندی

iran spring 11 a3de6

ازمجموعه به هم پیوسته بحران های ریز و درشت رژیم آخوندی که پس از شکست های زنجیره ای ولی فقیه ْ موجودیت آنها را به خطر انداخته، بحران فزاینده و خطرناک اقتصادی است . امروزه بر هیچ کس پوشیده نیست ،عامل اصلی که آخوندها را وادار به زهر خوردن اتمی کرد تا از مهمترین تضمین استراتژیک بقا‌ی رژیم بالاجباردست بردارند، همانا ترس از قیام میلیونی توده های بیکاران و گرسنگان ْ  بوده است وهست که با تحریم ها به مرز خطرناک رسیده است .  علاوه برآن فسادهای نجومی رژیم و سرکوب وحشیانه بر دامنه نارضایتی و تنفر مردم افزوده است   به قسمی که خامنه ای و سایر باندهای متخاصم و عمال ریز و درشت آنها مرتبا" از بحران اقتصادی به عنوان تدبیر امنیتی عاجل صحبت می کنند. تشدید بحران اقتصادی از ابتدا ی اعمال تحریم ها روند صعودی و رو به رشد داشته و دامنه اعتراضات میلیونی اقشار مختلف مردم تهیدست اعم از کارگران ، کارمندان ، بازاریان ، پرستاران ، معلمان و ...را روز به روز گسترده تر می شود .
  راه حلی که هر دو باند متخاصم رژیم برای برون رفت از بحران ارائه می دهند در تقابل آشکار با یکدیگرند .خامنه ای در هر روضه خوانی مدام تأکید بر اقتصاد مقاومتی دارد .بدون آنکه یک تعریف علمی و یک برنامه ریزی مشخص اقتصادی برای مقابله با آن ارائه دهد.
سینه چاکان و تئوری پردازان ولی فقیه نیز تا بحال مثل خود خامنه ای ، در این زمینه دستشان خالی است و به کلی گویی های بی معنی بسنده می کنند که البته انتظاری هم از آن ها نیست .
اخیرا در یک شوی تلویزیونی آخوندها  ،یک تحلیل گر رژیم برای جا انداختن مقوله  "اقتصاد مقاومتی" زندگی یک روستایی را مثال می زند که آنها با دامداری و کشاورزی همه نیازهای معیشتی و سایر را با همان سرمایه خود حل و فصل می کنند و به هیچ منبعی برای ادامه زندگی وابسته نیستند . فرد مذکور به طور مضحکی این الگوی ساده روستایی را به عنوان راه حل "اقتصاد مقاومتی "ارائه می کرد که البته این افاضات همیشه اسباب تمسخر مردم آگاه ایران می شود. .
   مردم به تنگ آمده از وضعیت وخیم اقتصادی و کارشناسان مستقل همگی می دانند که در لابلای روضه خوانی های بی سرو ته و ملال آور خامنه ای منظور او از شیوه "اقتصاد مقاومتی" ادامه تسلط کامل ارگان های نظامی و پاسداران و امنیتی و دفتر بیت بر امور زیر بنایی و اقتصاد کلان است که به هیچ کس پاسخگو نباشند و د رآمدهای مردم را یا د رحساب های مشخص خود و آقازاده ها پس انداز کرده یا صرف تروریسم و صدور ارتجاع و سرکوب مردم ایران و منطقه می کنند..
فریبکاری و دجال گری آخوندها وعوامل آنها هیچ حد و مرزی نمی شناسد..پاسدار سبز علی رضایی که هر از گاهی تحت عنوان تئوریسین همه جانبه آخوندها در تلویزیون رژیم اظهار نظر می کند در یک مصاحبه   بی سروته و خالی از محتوا که در پانزده فروردین از تلویزیون رژیم پخش میشد ،در برابر انبوه سؤال های متعدد خبرنگار رژیم اندر تعریف" اقتصاد مقاومتی" پس از انبوهی پرت و پلا گویی بالاخره گفت که در اقتصاد مقاومتی مورد نظر اودولت باید یک پارچه عمل کند و هر وزیری مثلا به عنوان وزیر کشاورزی یا وزیر صنعت به تنهایی تصمیم نگیرند و بلافاصله د رادامه تکمیل حرفهایش در یک تناقض آشکار مدعی شد که به استان ها باید اختیارات لازم و بیشتر برای پیش برد اقتصاد مقاومتی داده شود .
باند روحانی ـ رفسنجانی د ربرابر روش ولی فقیه  ، ساز دیگری می زنند و برای برون رفت از بحران اقتصادی علاج را در آویختن به دامن آمریکا و غرب می دانند و شخص روحانی با تمام توان خود مرتبا از پیروزی برجام و از تحقق برجام دو وسه و ... دم می زند.در کشاکش دو روش متفاوت طرف های متقابل دست همدیگر را با تمام قوا رو می کنند .روحانی با دروغ های آشکار که در وعده های میان تهی در باب رفع تحریم ها ی بانکی و نفتی وآمار دروغ اقتصادی سعی در جا انداختن راه حل خود دارد که البته خشم بیشتر ولی فقیه و طرفداران و ی را به همراه دارد . جنگ باندی و تک و پاتک های اخیر ولی فقیه با الفاظ بی سابقه و تیز و تند که تؤام با تهدید به حذف واتهام های سنگین مثل خیانت است .شعله نزاع باندی را به اوج رسانده و بدنبال خائن نامیدن رفسنجانی از طرف ولی فقیه پاسدار جعفری نیز دولت و مجلس دست نشانده روحانی را تهدید به حذف می کند .
خبر های دست دوم و رسانه ها و سایت های هر دو باند به طور بی سابقه و د رحجم فراوان شدیدترین الفاظ ممکن را مستقیما و بدون کنایه به سران همدیگر رد و بدل می کنند.
  این در حالی است که هر دو طرف دعوا می دانند که اگر زود نجنبند آن انفجار اجتماعی و طوفانی که هر دو از آن بدرستی می ترسند از راه خواهد رسیدو دودم آنها را بر باد خواهد داد .جالب این جاست که طرف آمریکایی درست بر خلاف روحانی هر روز بر موانع بزرگی که در راه است اشاره می کنند و ....این موضع گیری ها  بهانه به دست ولی فقیه و عمال او می دهد که هرچه بیشتر به رفسنجانی و روحانی بتازند . به عنوان نمونه مارک تونر در همین ایام به عنوان سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد :" دولت آمریکا به رژیم ایران اجازه دسترسی به بازارهای مالی آمریکا را نمی دهد" .پل رایان رییس کنگره می گوید که "تحریم هاعلیه رژیم   بدلیل آزمایش موشکهای بالستیک باید سخت تر شود" .اوباما در کنفرانس هسته ای در میان نمایندگان پنج قدرت جهانی رییس آژانس اتمی می گوید که" لغو تحریم های اقتصادی علیه رژیم ایران احتیاج به مدت زمان بیشتری دارد".روحانی که مدعی بود که تحریم های بین المللی مالی د رمورد ایران برطرف شده است ْ بدنبال لغو سفر وی به اتریش رییس جمهوری اتریش تصریح نمود که اتریش توان واسطه گری برای تأمین نیاز رژیم برای رفع محدودیت از خدمات بانکی سولفیت را ندارد و البته  اتریش جز کوچکی از این مجموعه است .
بر ملا شدن دروغ های روحانی در مورد راهگشایی برجام بهانه بدست رقیب داد  که با تمام توش و توان باند او و رفسنجانی را به باد حملات بی سابقه بگیرند که در نوع خود بی سابقه است .به عنوان یک نمونه از دهها و صدها نمونه ، تلویزیون رژیم در یک مصاحبه از کارشناس رژیم به استناد حرف های خامنه ای گفت که برجام خسارت محض است . حمید رسایی در مجلس فریاد می زند که آمریکا زیر آب تعهدات خود را زده و ظریف و لاریجانی هم به این امر اعتراف می کنند و جملاتی از قبیل برجام مایه ذلت است نه عزت در سطح گسترده ای بر زبان و قلم باندهای خامنه ای جاری است و رادیکال تر هم میشود. .
  تازه ترین آنها لشکر کشی بیش از دویست نماینده   علیه مواضع روحانی و رفسنجانی است ودر نهایت این همان بن بستی ناگشودنی است که هر دو طرف رازمین گیر کرده و در یک جنگ فرسایشی تمام عیار بر شدت بحران وبلاتکلیفی می افزاید که نهایتا هیچ راه حلی جز سرنگونی رژیم باقی نمی گذارد..
  کلام ‌آخر اینکه جا دارد که د رراستای هرچه روشن شدن حقایق  و اتفاقات تاریخی در مورد مقوله تحریم نمونه هایی ذکر شود که هرچه بیشتر به عمق بی کفایتی و وطن فروشی و خیانت رژیم آخوندی پی برده شود.   سابقه تحریم های معروف آمریکایی به عنوان ابر قدرت مسلط اقتصادی و نظامی جهان به دوران انقلابات سوسیالیستی برخی کشورها در اوایل قرن بیستم بر می گردد که بر علیه دیکتاتوری های دست نشانده آمریکا شوریده و دولت وقت آمریکا برای جلوگیری از نفوذ و گسترش سوسیالیزم در آ ن دوره کشورهای انقلاب کرده را تحریم می کردندکه نمونه روشن آن تحریم پنجاه ساله کوبا بود که امروز به دست او باما لغو شد  .همچنین مصداق بارز آن در کشورمان تحریم نفتی علیه دولت ملی دکتر مصدق بود ولی از آنجا که این نوع تحریم ها ناعادلانه و علیه ترقی خواهی بود دولت ها و ملت های آزاد شده از قید استعمار با همکاری و همدلی ومشارکت مردمی می توانستند فشارها وکمبودهای ناشی از این تحریم ها را به خاطر منافع استقلال طلبانه خود تحمل کنند و البته هر کدام از این کشورهای آزاد شده تجربه و برنامه مدونی با مشارکت مردمی برای مقابله با آن ارائه می دادند . در   دولت ملی دکتر مصدق مردم ایران شاهد همکاری صمیمانه با دولت در زمینه مقابله با تحریم بودند و دولت مصدق علیرغم تمامی فشارها و تهدیدها توانست با صدور اوراق قرضه ملی و با حمایت مردمی و برنامه ریزی عملی و واقعی برای تقویت تولید ملی  ، کشور را به نحو احسن اداره کند که نهایتا حربه استعمار با تحریم کارساز نیافتاد ومنجر به کودتا علیه دولت ملی شد.و اما تحریم امروز آخوندی از طرف دولت های غربی و آمریکا درست بر خلاف تحریم علیه انقلابات ضد استعماری علیه دکتر مصدق است این تحریم ناشی از ماجراجویی و صدور تروریسم وبنیادگرایی و تولید بمب هسته ای برای فقط بقای یک رژیم جنایتکار است که از قضا این تحریم ها باید تشدید هم بشود تا سرمایه مردم به هدرنرود.   به همین دلیل است که دار و دسته آخوندی هیچ گاه به خود اجازه نمی دهند حتی کلامی در مورد تحریم ها علیه دکتر مصدق و استفاده از تجارب آن برای مردم بازگو گنند .چون بخوبی واقفند که این دو تحریم کاملا از نظر ماهوی تفاوت بنیادین دارد. و حنای آخوندها برای جعل حقایق تاریخی در برابر مردم ایران رنگ باخته است  .امید است که با سرنگونی هرچه سریعتر آخوندها به تمامی بلاها و مصائب حاکمیت منحوس رژیم آخوندی خاتمه داده شود و ایران سراسر صلح و تمدن و آزادی شود.
حمید معاصر

منتخب ویدئوکلیپ