Menu

موسیقی

چهره های ماندگار موسیقی ایران و جهان ـ بخش اول موسیقی ایرانی (۷ـ روح‌الله خالقی)

a2 c91c2 روح‌الله خالقی در سال ۱۲۸۵ خورشیدی درماهان، کرمان بدنیا آمد ، استاد موسیقی ایرانی، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن بود. وی آهنگساز سرود «ای ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده می‌شود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقی‌دانان و نوازندگان ایرانی هم‌عصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریه‌ای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشته‌است

a5 0e9bcروح الله خالقی (ایستاده سمت چپ) در پانزده سالگی

تحصیلات ابتدایی‌اش در تهران و شیراز و اصفهان گذراند. در تهران به مدرسهٔ آمریکایی‌ها رفت و در آنجا همراه سایر شاگردان سرود هم می‌خواند

علاقه و توجه به موسیقی در خانوادهٔ خالقی امری معمول بود؛ پدر و مادر هر دو تار می‌نواختند و پدر مدتی شاگرد استادان مطرح این ساز بوده‌است. همچنین خانوادهٔ او با میرزا غلامرضا شیرازی، نوازندهٔ تار، رفت‌وآمد و آشنایی داشته‌است و فرزندان، وی را «عمو» می‌خوانده‌اند.

در سال ۱۳۰۲ به مدرسهٔ عالی موسیقی رفت و در آنجا تحت نظر علینقی وزیری آموختن موسیقی و نواختن ویولن را آغاز کرد.

در سال ۱۳۰۳ با وجود مخالفت پدرش، تصمیم گرفت صرفاً به مدرسهٔ موسیقی برود. پدرش با وجود علاقه‌ای که به موسیقی داشت، با موسیقی یاد گرفتن وی مخالف بود و در نتیجه او مدتی پنهانی به مدرسهٔ موسیقی می‌رفت. گویا در این مورد، وزیری و یحیی دولت‌آبادی نزد پدرش وساطت کرده‌اند که بی‌تأثیر بوده‌است. وی بالاخره با گرفتن حکم تدریس موسیقی به پدرش ثابت می‌کند که «پیِ مطرب شدن نبوده‌است». در تابستان سال ۱۳۰۴، چهار کنسرت به رهبری وزیری در مدرسه اجرا شد که خالقی نیز در آن‌ها به عنوان نوازنده حضور داشت.

روح الله خالقی در دوره رياست علينقی وزيری در هنرستان عالی موسيقی يار و همکار نزديک او بود و بار دوم حتی به معاونت هنرستان برگزيده شد.

خالقی همزمان با کار در هنرستان عالی موسيقی ملی، چهار پنج ماهی را به عنوان سرپرست موسيقی راديو ايران با آن سازمان همکاری داشت. به گفته خودش فکر می کرد می تواند سر و سامانی به در هم ريختگی های برنامه های موسيقی ببخشد.

روح الله خالقی در قلمرو آهنگسازی، همان شيوه ای را دنبال کرد که در مکتب وزيری آموخته بود. از يک سو برای ريتم و وزن اهميت ويژه ای قائل بود و از سوی ديگر معتقد بود که موسيقی ايران نيز بايد به راه چند صدايی شدن برود تا از ملالی و يکنواختی در امان بماند و تاثير و جاذبه بيشتری پيدا کند.

به نظر خالقی پيوند تاريخی و اغراق آميز شعر و موسيقی، در جامعه ای که به شعر عشق می ورزد، نمی گذارد موسيقی خالص پرورش پيدا کند. به همبن جهت می کوشيد تا به موسيقی خالص نيز فرصت عرض اندام بدهد. برنامه ای را در راديو تهيه و پخش می کرد با عنوان موسيقی بی کلام. علاوه بر آن خود مانند وزيری به آفرينش آهنگ هايی می پرداخت که از قيمومت شعر رها باشد.

در اين گونه آثار او آسوده تر می توانست روش های نوآورانه خود را در زمينه چند صدايی شدن موسيقی تجربه کند.

در ميان آفريده های خالقی "رنگارنگ" ها جای ويژه ای دارد. قطعاتی است در پيوند نزديک و محتوايی با مايه های موسيقی سنتی و لی در عين حال بهره مند از ساز آرايی های رنگين و جذاب علينقی وزيری، رنگارنگ های خالقی را دلچسب و از نظر ترکيب و هماهنگی، فوق العاده لطيف و زيبا ارزيابی کرده است.

روح الله خالقی آفريده های دل انگيز ديگری نيز دارد. پيش از همه بايد از سرود ای ايران ياد کرد که همراه با متن برانگيزاننده"حسين گل گلاب" در سال های اخير عملا به سرود ملی مردم ايران تبديل شده است.

a3 b7655روح‌الله خالقی (ایستاده راست) در حال رهبری ارکستر، خواننده بنان، مایستر ابوالحسن صبا، ۱۹۴۸ میلادی.

خالقی قطعات، تصنیف‌ها و سرودهای بسیاری دارد.

قطعات

رنگارنگ ۱ در دستگاه اصفهان، رنگارنگ ۲ در دستگاه ماهور، نغمه‌های ماهور (بر اساس غزل «دل می‌رود ز دستم...» از حافظ)، می ناب (بر اساس غزل «دیشب به سیل اشک...» از حافظ)، آه سحر (بر اساس غزلی از فروغی بسطامی)، بوی جوی مولیان (گل‌های رنگارنگ شماره ۲۵۴)، جام‌جم، شب هجران، حالا چرا .

تصنیف‌ها

یار رمیده، هستی عاشقان، پیمان‌شکن، وعدهٔ وصال، لالهٔ خونین، نغمهٔ نوروزی، بهار عاشق، آتشین لاله، خاموش، امید زندگی، شب جوانی و شب هجران.

قطعات امید زندگی، شب جوانی و شب هجران آثاری از خالقی هستند که در فیلم طوفان زندگی استفاده شده‌اند.

سرودها

پند سعدی، دانش، شادی، هنر، امید، آذربایجان (شعر از رهی معیری)، اصفهان، ای ایران و نفت از کارهای وی است. سرود نفت در سال ۱۳۳۱ به مناسبت ملی شدن صنعت نفت تصنیف شده‌است و شعر آن از معیری است. سرود ای "ایران" تبدیل به سرود ملی اما غیر رسمی ایرانیان شده است.

خالقی به جز آهنگسازی، به تنظیم و اجرای بسیاری از تصنیف‌های قدیمی شیدا و عارف قزوینی برای ارکستر نیز پرداخته‌است. وی تعدادی از آهنگ‌های علینقی وزیری مانند شکایت، نی، خریدار تو، دلتنگ، و کاروان را با ارکستر اجرا و رهبری کرده‌است.

تصنیف خاموش آخرین اثر خالقی است. این آهنگ در دستگاه ماهور ساخته شده‌است و ارکستر گل‌ها آن را به رهبری خالقی و با همراهی پیانوی جواد معروفی به شمارهٔ گل‌های رنگارنگ ۲۳۷ اجرا کرده‌است. شعر این تصنیف از رهی معیری است.

از اين سرود جاودانه که بگذريم بايد از ترانه هايی جون "بوی جوی موليان" (بر روی شعری از رودکی)، لاله آتشين، می ناب، جام جم و حالا چرا؟ بگوييم که هنوز پس از سالها که از آفريدن آنها می گذرد، بهترين نمونه های تصنيف سازی و تلفيق درست شعر و موسيقی به شمار می رود.

از روح الله خالقی چند کتاب ارزنده نيز بر جای مانده است. "نظری به موسيقی" در دو جلد، سرگذشت موسيقی ايران، در سه جلد و قواعد هارمونی که برگردانی از منابع اروپايی است

خالقی، در بيست و يکم آبان ماه سال ۱۳۴۴ در شهر سالزبورگ در اتريش چشم از جهان فرو بست

ادامه مطلب...

چهره های ماندگار موسیقی ایران و جهان ـ بخش اول موسیقی ایرانی ( 6 ـ علینقی وزیری )

median 3e0ccموسیقی همیشه با روح و جان آدمی سرو کار داشته است

موسیقی ایرانی با پیشینه درخشان و طلایی در تاریخ موسیقی ایران، همواره گویای فرهنگ، تمدن و تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین پهناور بوده و در این راه مردانی بزرگ رنج بسیاری کشیدند تا نام این هنر ایران زمین را برفراخور این ملت برکشند
در سلسه مطالبی در معرفی تاثیر گذاران بر موسیقی ایران و جهان ، در بخش اول به هنرمندان نام آور ایرانی اشاره می شود و در بخش دوم اساتید برجسته موسیقی جهان خصوصا" موسیقی کلاسیک معرفی می گردند.
در قسمت اول مختصری با استاد ابوالحسن صبا آشنا شدیم.

براستی موسیقی سنتی ایرانی مرهون زحمات خاندان فراهانی در ایران است . در قسمت دوم  به خاندان فراهانی پرداختیم و با اساتید تاثیر گذار این خاندان در موسیقی ایرانی آشنا شدیم.

musik 39041

کلنل علی‌نقی وزیری

در این قسمت ششم به علینقی وزیری  موسیقی‌دان و آموزگار موسیقی و از پیشگامان آهنگ‌سازی  می پردازیم..

علینقی وزیری یکی از فرزندان بی‌بی‌خانم استرآبادی، نویسنده، بنیان‌گذار اولین دبستان دخترانه و یکی از نخستین پیشگامان حقوق زنان ایران بود. از دیگر خواهر و برادران علینقی می‌توان حسنعلی وزیری، مولود وزیری، خدیجه افضل وزیری، علیرضا وزیری را نام برد.[۳] پدرش موسی وزیری افسر قزاقخانه بود. از ۱۴ سالگی با موسیقی آشنا شد. نزد دایی دکترش حسینعلی خان مقدمات نواختن تار را آموخت. برادر کوچکتر او حسنعلی خان در جایی گفته بود که برادرم هر جا که ساز می‌دید نمونه‌ای از آن را برای خود تهیه می‌کرد و به تدریج اتاقش پر از ساز شده بود اما او به ویولن و تار علاقهٔ بیشتری داشت. در میان افسران دسته موزیک از سلیمان خان ارمنی موزیک نظام درس گرفت و با مطیع الدوله حجازی دوستش -که مشق ویولن می‌کرد- شاگرد کشیشی شدند که معلم مدرسه سن لویی بود و به آنان موسیقی علمی مغرب زمین و ارگ می‌آموخت. وی در تمرین تار آنقدر افراط می‌کرد که به قول همسر اولش شام و ناهار نداشت. خود را در صندوقخانه منزل حبس می‌کرد و در تاریکی ساز می‌زد تا انگشتانش به جای پرده‌ها عادت کنند.

وی‌ در ‌31‌ سالگی‌ به‌ مدت‌ ‌5‌ سال‌ در پاریس‌ و برلین‌، به‌ تحصیل‌ و تجربه‌ در علوم‌ متعارف‌ موسیقی‌ غرب‌ پرداخت‌‌.

وزیری قبل از آن که به اروپا مسافرت کند بعضی سازها را می‌نواخت و از مقدمات موسیقی نظری و خط موسیقی هم اطلاع داشت. سپس به وسیله صمصام الملک بیات به فرانسه مسافرت کرد و مدت سه سال در آموزشگاه عالی موسیقی به تحصیل علم هماهنگی و آواز مشغول گردید و در خارج از مدرسه هم در رشته‌های مختلف موسیقی مطالعاتی کرد و سپس به آلمان رفت و بیش از یک سال در هنرستان عالی موسیقی برلن (موزیک هوخشوله) در کلاس‌های مختلف حاضر شد. چون منظور وزیری این بود که به محض بازگشت به ایران آموزشگاهی تأسیس کند و در ایران هم متخصصی وجود نداشت، مجبور شد شخصاً در رشته‌های مختلفی بررسی کند تا در ایران در تدریس قسمت‌های مختلف دچار مشکل نشود.

وزیری‌ در ‌1302‌ که‌ به‌ ایران‌ بازگشت‌‌ مدرسه‌ عالی‌ موسیقی‌ را تأسیس‌ کرد و به‌ چاپ‌ کتاب‌های‌ متعدد و کنسرت‌ها و ضبط صفحات‌ گرامافون‌ اقدام‌ کرد.

وزیری سمفونی نفت را به مناسبت ملی شدن صنعت نفت ایران ساخت که یک بار نیز از رادیو ایران در همان زمان پخش شد. او در این خصوص در نامه به اداره کل انتشارات و تبلیغات چنین نوشت: «در این دو سالی که مبارزات استقلال طلبانه ایران شروع گشته و مستمسک آن نفت بوده‌است، فرزندان این آب و خاک با دلاوری‌ها و جانبازی‌های خود موفقیت‌هایی به دست آورده‌اند که موضوع نفت در درجه دوم و سوم واقع گشته و امید می‌رود که طی این مبارزه استقلال واقعی، نفت و بسیاری از مشکلات دیگر ما به نفع خود ما حل و فصل گردد. بدیهی است که هرچه صمیمیت و اتحاد ملت بیشتر گردد، زودتر و بهتر به نتیجه قطعی خواهیم رسید.

musik1 3e0d7علینقی وزیری سرانجام در بامداد روز یکشنبه هجدهم شهریورماه ۱۳۵۸ در سنین بین ۹۱–۹۲ سالگی در بیمارستان جم تهران درگذشت و در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد.

ادامه مطلب...

چهره های ماندگار موسیقی ایران و جهان ـ بخش اول موسیقی ایرانی ( 5 ـ ابوالحسن صبا )

saba1 c8930

یکی از هنرمندان بزرگ ایران که خدمت مهمی به عالم هنر کرده است، ابوالحسن صبا می باشد که از خانواده ای هنرمند بود و پدر و پدربزرگ و جدش نیز از هنرمندان زمان بودند و شاگردان زیادی در کشور ما تربیت کرده اند.
ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند جعفرخان حکیم باشی معروف به صدرالحکماء و از نواده های فتحعلی خان صبا ملک الشعرای دربار قاجار بوده است. ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشیدی در خانواده ای تولد یافت که اهل هنر و ادبیات و طبابت بودند. به علت تسلط پدر صبا به ادبیات فارسی و عربی به او لقب کمال السلطنه را دادند. مادر صبا نقل کرده است که ابوالحسن از بچگی لب ایوان می نشست و چند تار به انگشت خود می بست و با دهان صدای سازهای مختلف را در می آورد. کمال السلطنه پسر دیگری داشت به نام عبدالحسین و سه دختر داشت که همه هنرمند و دلبسته به موسیقی بودند. با این که برادرش عضو وزارت خارجه بود و صاحب مقاماتی شد ولی به کار هنری ادامه میداد.
دکتر گلشن ابراهیمی می نویسد: ابوالحسن صبا تحصیلات مقدماتی را در مدرسه علمیه و سپس در کالج آمریکایی به پایان رسانید و به زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی آشنایی یافت.
ابوالحسن صبا در سال 1308 به مدیریت مدرسه صنایع ظریفه رشت منصوب شد و شاگردان زیادی تربیت کرد. با تمام علاقه ای که به مردم گیلان داشت به علت آب و هوای گیلان که برایش مساعد نبود به تهران آمد و خانه موروثی خود را در کوچه ظهیر الاسلام برای تدریس موسیقی در نظر گرفت که بعداً به (موزه صبا) تبدیل شد.
ابوالحسن صبا قبل از فوتش در مصاحبه ای گفت، تا کنون سه هزار تن را تعلیم داده است. از بدشانسی موسیقیدانان ایران و دوستداران هنر، ابوالحسن صبا خیلی زود از جهان رفت و در تاریخ 29 آذر سال 1336 چراغ عمرش خاموش شد و دوستان و علاقمندان بیشمار خود را دچار حرمان ابدی نمود.

saba2 53f7d
ابوالحسن صبا درباره فراگرفتن موسیقی چنین می گوید:
پدرم علاقه مفرطی به موسیقی داشت، یعنی خودش هم آشنا به ساز ایرانی بود و از کودکی یعنی از شش سالگی مرا نزد اساتید وقت راهنمایی کرده بود. قبل از این که شروع به مشق ویلن بکنم با سازهای ایرانی از قبیل سه تار، تار، سنتور و ضرب آشنا شدم، حتی قدری هم کمانچه زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ویلون منتقل کردم و تقریباً یک مکتب خصوصی برای ویلون ایجاد شد و کتابهایی در این خصوص نوشته و انتشار دادم.
صبا از کودکی در نواختن انواع سازهای اصیل ایرانی مهارت داشت، اما شگفتی هنر او را باید از زمان تأسیس مدرسه عالی موسیقی دانست که در سال 1302 به همت استاد علینقی وزیری و با یاری سردار سپه در تهران آغاز به کار کرد. تأسیس این مدرسه میدانی برای عرضه مهارت و نبوغ او بود.

saba3 7f98a

استاد ابوالحسن صبا همرا خانم مرضیه هنرمند نام آورمیهنمان

ابوالحسن صبا در سال ۱۳۰۲ در مدرسهٔ عالی موسیقی که توسط علی‌نقی وزیری بنیان گذاشته شده بود، مشغول به تحصیل شد. صبا در ۲۲ سالگی دانشجوی ممتاز و تک‌نواز برنامه‌های مدرسهٔ عالی موسیقی شد و مورد احترام و تشویق اساتید و دوستانش قرار گرفت. نخستین اثر ضبط‌شدهٔ صبا قطعهٔ زرد ملیجه با ویولن بود که در میان دو بند سرود ای وطن با صدای روح‌انگیز در سال ۱۳۰۶ در قالب صفحه تولید شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت

ابوالحسن صبا، در سال ۱۳۰۶ از طرف استاد علینقی وزیری مأمور شد تا در رشت مدرسه‌ای مخصوص موسیقی تأسیس کند. او نزدیک ۲ سال در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و ارمغان‌هایی از این سفر به همراه آورد. آهنگ‌های دیلمان، رقص چوبی قاسم‌آبادی، کوهستانی و امیری مازندرانی یادگار این دوره از زندگی اوست

صبا در نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی همچون سنتور، تار، سه‌تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و نیز پیانو را در حد استادی می‌نواخت ولی ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید. سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد.

در سال ۱۳۱۸ که رادیو تهران تأسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی همچنان در هنرستان موسیقی مشغول آموزش و پژوهش در زمینهٔ موسیقی بود و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و به علاقه‌مندان آموزش می‌داد. در سوگ مرگ ابوالحسن صبا.

ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و درتمام جریان‌های موسیقی ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت. وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت، زبان انگلیسی می‌دانست و دانشنامهای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود.

مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید و شاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.

saba5 85eeb

شاگردان بسیاری توانستند در مکتب صبا پرورش بیابند که هر کدام اساتید موسیقی ایران شدند. از شاگردان ِ بسیار صبا می‌توان به حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، علی تجویدی، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمت‌الله بدیعی، ساسان سپنتا، حسین خواجه‌امیری (ایرج)، فرهاد فخرالدینی و بسیاری اساتید بنام دیگر اشاره کرد.

ادامه مطلب...

ساخت ويولون با تار عنكبوت

violon e37a2

محققان دانشگاه امپریال کالج لندن با استفاده از تار عنکبوت «گوی طلایی» استرالیایی یک ویوولن ساخته‌اند.
بنوشته مجلات علمي ـ تحقيقي، تار عنکبوت به دلیل استحکام بسیار بالا در کنار منعطف بودن آن شناخته شده است. تار عنکبوت شکار را با قدرت در خود می‌گیرد و همچنین عنکبوت را با انتقال ارتعاش‌های ایجاد شده در اثر تقلای شکار از وجود آن آگاه می‌کند.
این ویولون دارای سه تار طلایی عنکبوت است که در بدنه کامپوزیت ساز جاسازی شده‌اند. این بدنه نیز از الیاف ابریشم ترکیب شده با یک عامل اتصال ساخته شده است.
زمانی که نت‌های موسیقی روی این سیم‌ها نواخته می‌شوند، ارتعاشات از طریق سه سیم اصلی و درون بدنه تشدید شده و صدا را بوجود می‌آورند. این اصل که به سرعت انتشار شهرت دارد، به شکل مشابهی در طراحی ویولن‌های ساخته شده از چوب و فیبر کربن استفاده می‌شود.
اما در ماده کامپوزیت جدید محققان،‌ صوت را می‌توان به شکل ظریفی با تغییر شیوه ترکیب الیاف ابریشمی با بایندر اصلاح کرد. این امر نه تنها به ویولون‌های مختلف اجازه می‌دهد تا از صداهای از پیش‌ تعیین‌شده متفاوتی برخوردار باشند، بلکه همچنین می‌توان از این ماده در دستگاه‌های صوتی مانند بلندگوها و هدفون‌ها نیز استفاده کرد.
محققان اکنون این فناوری را ثبت اختراع کرده‌اند و به دنبال شرکای صنعتی برای توسعه آن هستند. آنها امیدوارند ویولن‌های ابریشمی تا سال آینده وارد بازار شوند.

ادامه مطلب...

چهره های ماندگار موسیقی ایران و جهان ـ بخش اول موسیقی ایرانی ( 4 ـ غلامحسین درویش )

iran spring 15 34902

موسیقی همیشه با روح و جان آدمی سرو کار داشته است

موسیقی ایرانی با پیشینه درخشان و طلایی در تاریخ موسیقی ایران، همواره گویای فرهنگ، تمدن و تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین پهناور بوده و در این راه مردانی بزرگ رنج بسیاری کشیدند تا نام این هنر ایران زمین را برفراخور این ملت برکشند
در سلسه مطالبی در معرفی تاثیر گذاران بر موسیقی ایران و جهان ، در بخش اول به هنرمندان نام آور ایرانی اشاره می شود و در بخش دوم اساتید برجسته موسیقی جهان خصوصا" موسیقی کلاسیک معرفی می گردند.
در قسمت اول مختصری با استاد ابوالحسن صبا آشنا شدیم.
براستی موسیقی سنتی ایرانی مرهون زحمات خاندان فراهانی در ایران است . در قسمت دوم به خاندان فراهانی پرداختیم و با اساتید تاثیر گذار این خاندان در موسیقی ایرانی آشنا شدیم.
در قسمت سوم به علی اکبر شیدا موسیقی دان ، شاعر و ترانه سرا پرداختیم

در این قسمت به معرفی استاد غلامحسین درویش معروف به درویش خا ن از اساتید برجسته تار و سه تار می پردازیم

iran spring 14 2392b

.. غلامحسین درویش (۱۲۵۱، تهران - ۲ آذر ۱۳۰۵، تهران) معروف به «درویش‌خان» از هنرمندان نامی و استادان موسیقی ایرانی در اواخر دورهٔ قاجاریه است.
زندگی
غلامحسین درویش، در سال ۱۲۵۱ هجری خورشیدی در تهران زاده شد. پـدرش حاجی بشیر از اهالی طالقان و مادرش از ترکمانان بود. علت شهرت وی به نام درویش خان، این بود که پدرش هنگام صدا زدن وی، از لفظ «درویش» استفاده می‌کرد و همین نام بعدها به عنوان نام خانوادگی غلامحسین برگزیده شد و او به درویش خان یا غلامحسین خان درویش معروف شد.
پدر درویش‌خان، که کمی با موسیقی آشنا بود و سه‌تار می‌نواخت، او را در ده سالگی به شعبه موسیقی مدرسه نظام، وابسته به دارالفنون، سپرد که به سرپرستی موسیو لومر فرانسوی ایجاد شده بود. او در دارالفنون به فراگیری خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل کوچک مشغول شد.
غلامحسین به دربار شاهی رفت و آمد داشت و ساز نوازندگان را می‌شنید. سپس پیش آقا حسینقلی به تکمیل فن خود پرداخت و بعد از سال‌ها تمرین در نواختن تار و به ویژه سه‌تار مهارت یافت و بهترین شاگرد استاد خود شد. در این دوران، آشنایی با برادر بزرگتر آقا میرزا حسینقلی، میرزا عبدالله که نوازندهٔ تار و سه‌تار بود، به کار او غنای بـیشتری بخشید.

iran spring 15 11e0f

با ظهور جنبش مشروطه در نخستین کنسرتهایی که در انجمن اخوت تشکیل شد وی سمت ریاست و رهبری ارکستر را داشت. کـنسرت برای جمع‌آوری کمک برای قحطی زدگان روسیه، کنسرت برای ایجاد مدرسهٔ فرهنگ، کنسرت برای حریق زدگان آمل، کنسرت برای بازسازی خرابی‌های آتش‌سوزی بازار و نیز کنسرت برای غارت شدگان ارومیه از جمله تلاش‌های او در این دوران بود.
درویش خان نوعی آهنگ ضربی به نام پیش درآمد ساخت که تا سال‌ها بعد از او رواج بسیار داشت. او شاگردان بسیار زیادی داشت، ولی تنها چند تن از آنها به پیشرفت و شهرت رسیدند. او به شاگردانی که دوره‌های مختلف درسش را با موفقیت می‌گذراندند، نشانی به شکل تبرزین هدیه می‌داد که از جنس مس و نقره و برای شاگردان سطوح عالی، از جنس طلا بود. از جمله شاگردان او که موفق به دریافت تبرزین طلا شدند، می‌توان مرتضی نی‌داوود، ابوالحسن صبا، موسی معروفی و سعید هرمزی را نام برد.
سعدی حسنی در کتاب تاریخ موسیقی دربارهً پیدایش موسیقی نوین ایران می‌نویسد: «نخستین تحول واقعی موسیقی را غلامحسین درویش (۱۲۵۱ - ۱۳۰۵ هجری شمسی) آغاز کرد.»
درویش در نواختن تار دست داشت. تا آن زمان تار دارای پنج سیم (دو سیم سفید، دوسیم زرد، و یک سیم بم) بود و درویش از روی سه‌تار به فکر افتاد سیم دیگری به تار بیفزاید و از آن هنگام تار دارای شش سیم شد. درویش خان شیفتهٔ گل و گیاه بود و در حیاط خانه‌اش گل‌های رنگارنگ بسیاری داشت که همه را به دست خود پرورش داده بود.
درویش در زمان تحصیل در مدرسهً موزیک نظام که تحت نظر لومر اداره می‌شد متوجه یکنواخت بودن موسیقی ایرانی شد، به این جهت آواز را که تا آن زمان بدون ضرب و طولانی بود، خلاصه کرد و به صورت ضربی در آورد و علاوه بر «درآمد» که پیش از آواز نواخته می‌شد قطعهً ضربی دیگری به نام پیش درآمد به آن افزود.
او دو بار برای ضبط صفحه به خارج از ایران سفر کرد. در سفر اول با مشیر همایون شهردار ، سید حسین طاهر زاده ، رضا قلی خان نوروزی ، حسین هنگ آفرین ، باقرخان رامشگر ، اسدالله خان و اکبر خان فلوتی از راه روسیه به لندن رفتند و در جشن شرکت هیزمستر زویش صفحاتی ضبط کردند. این سفر حدود سال ۱۹۱۰ میلادی انجام گرفت و حدود سه ماه در لندن اقامت کردند. سفر دوم حدود یکسال بعد بود که به اتفاق باقرخان ، طاهرزاده،اقبال السلطان و عبدالله دوامی به تفلیس رفتند و صفحه هایی در آنجا ضبط کردند که به علت تقارن با جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ میلادی فقط تعدادی از آن صفحه به تهران رسید.
محمد هاشم میرزا متخلص به «افسر» در مدح این استاد و درویش عبدالمجید طالقانی، استاد خط شکسته فارسی، که هر دو طالقانی هستند دو بیت زیر را سروده‌است:

درویش زمان ما و درویش نخست

هریک به رهی رسم تجدد می‌جست
آن یک خط راست را شکسته بنوشت

وین موسیقی شکسته را کرد درست

ایرج میرزا نیز در وصف او از زبان «زهره» در منظومهً «زهره و منوچهر» گفته‌است:
تار نهم در کف درویش خان

تا  بدمد  بر بدن  مرده  جان
در پایان شب دوم اسفند ماه سال ۱۳۰۵ هجری خورشیدی برای بازگشت درویش خان از محفل موسیقی به خانه درشکه‌ای دو اسبه کرایه می‌کنند و استاد سوار بر درشکه به طرف خانه حرکت می‌نماید. درآن زمان خودرو به تازگی وارد خیابان‌های شهر شده بود و شمار آنها به سختی به ۵۰ دستگاه می‌رسید. زمانیکه درشکه درویش خان از خیابان امیریه به سمت شمال می‌پیچد، خودرو فوردی از جهت مخالف بادرشکه و اسب‌های آن برخورد می‌کند، اسب‌های درشکه درجا تلف می‌شوند و استاد از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر به زمین برخورد می‌کنند، بی درنگ مردم رسیده و زخمی را به بیمارستان نظمیه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود می‌رسانند. ولی ضربه سنگین بوده و استاد گرانقدر موسیقی ایران پس از ۵ روز، به انگیزه ضربه مغزی فوت می‌نماید

ادامه مطلب...

چهره های ماندگار موسیقی ایران و جهان ـ بخش اول موسیقی ایرانی ( 3 ـ علی اکبر شیدا )

 

iran spring 14 2bb95

موسیقی همیشه با روح و جان آدمی سرو کار داشته است

موسیقی ایرانی با پیشینه درخشان و طلایی در تاریخ موسیقی ایران، همواره گویای فرهنگ، تمدن و تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین پهناور بوده و در این راه مردانی بزرگ رنج بسیاری کشیدند تا نام این هنر ایران زمین را برفراخور این ملت برکشند
در سلسه مطالبی در معرفی تاثیر گذاران بر موسیقی ایران و جهان ، در بخش اول به هنرمندان نام آور ایرانی اشاره می شود و در بخش دوم اساتید برجسته موسیقی جهان خصوصا" موسیقی کلاسیک معرفی می گردند.
در قسمت اول مختصری با استاد ابوالحسن صبا آشنا شدیم.

براستی موسیقی سنتی ایرانی مرهون زحمات خاندان فراهانی در ایران است . در قسمت دوم  به خاندان فراهانی پرداختیم و با اساتید تاثیر گذار این خاندان در موسیقی ایرانی آشنا شدیم.

در این قسمت به علی اکبر شیدا موسیقی دان ، شاعر و ترانه سرا می پردازیم..

iran spring 9 63a1e

علی اکبر شیدا

علی اکبر شیدا در سال 1295 قهری در شهر طالقان بدنیا آمد و در سال   ۱۳۲۴ (قمری) در تهران درگذشت . شیدا  موسیقی‌دان، شاعر، ترانه‌سرا و خوشنویس ایرانی معاصر بود.
تخلصش در شعر و ترانه شیدا نیز به خاطر پیوستگی با حلقه درویشان، لقب مسرور علی را برای خود انتخاب کرد و با وجود حمایت والی شیراز، آنجا را ترک گفت و در خدمت صفا علیشاه ظهیرالدوله در خانقاه صفی علیشاه خاکسار شد و تن به درویشی (نعمت اللهی صفی علیشاهی) و فقر عارفانه داد. علی‌اکبر شیدا، صاحب مشهورترین آثار موسیقی ایرانی در یکصد سال گذشته‌است. تصنیف‌ها، اشعار و آهنگ‌های عاشقانه او بخش موثری از خاطرات نسل‌های ایرانی از دهه ۱۳۲۰ به بعد است که در رادیو ایران بنا گذاشته شد. این اثرگذاری عمیق هنوز پس از ۶۰ سال و با وجود سانسور گسترده آثار ساخته شده براساس تصنیف‌های شیدا که توسط خوانندگان زن خوانده شده همچنان پابرجاست.
با وجود اهمیت و شهرت شیدا به جز چند نقل قول از عارف و روح‌الله خالقی که در همه منابع تکرار می‌شوند، هنوز هیچ مطالعه مستقلی در باره شیدا انجام نگرفته‌است. او هم، اشتهار به شیرازی داشت و هم اصفهانی و در تهران و در سلک دراویش نعمت اللهی از دنیا رفت. پیوندش با انجمن اخوت و تصنیفی که با نام میلاد نبی در مجالس انجمن خوانده می‌شد و به شیدا منسوب است تنها رد پایی است که از حضورش در عرصه‌های همگانی داریم. اگر چه تاثیر تصنیف‌هایش بر عارف قزوینی باعث شده تا نشانه‌های سبک او را در تصنیف‌های عارف و دیگر تصانیفی که در دوره مشروطیت سروده شده‌است به عیان ببینیم.

iran spring 12 640cciran spring 13 98330

علی اکبر شیدا در سنین مختلف

اگر بتوانیم دوره‌ای را به عنوان دوره معاصر موسیقی ایرانی بدانیم، بی‌گمان علی اکبر شیدا یکی از پیشگامان چنین دورانی است.
«روح‌الله خالقی» که شاید بتوان او را بنیان‌گذار تدوین تاریخ موسیقی ایران دانست، در مقدمه کتاب خود «سرگذشت موسیقی ایران»، انقلاب مشروطیت را نشان تاریخی آغاز دوره معاصر می‌داند. اما درمطالعه خود عملاً تبارشناسی موسیقی‌دانان و نوازندگان دوره احیا را از دوره فتحعلی شاه قاجار (۱۲۱۲-۱۲۵۰ هجری قمری) دنبال می‌کند. مبنای تبارشناسی خالقی نوازندگان دربارهای تازه شکل گرفته قاجار هستند. او نخستین گروه‌های موسیقی ایران را دو گروه زیر نظر «زهره» و «مینا» می‌داند که گروه‌های رقیب در دربار محمد شاه قاجار هستند. زهره و مینا، بی‌واسطه زیر نظر یک ارمنی اصفهانی و یک یهودی شیرازی موسیقی را فرا می‌گیرند. روشن است که چنین اقدامی در دربار ایران برای پیوستن «عمله طرب» – حتی با چنین نام نکوهیده‌ای– به جمله باشندگان حکومت تنها پس از فروپاشی حکومت روحانی‌مدار صفوی و ثبات نسبی پس از بر روی کار آمدن حکومت قاجار امکان‌پذیر بوده‌است.
شیدا در چنین پس زمینه‌ای از تاریخ موسیقی فعالیت می‌کرد اما او به دربار راه پیدا نکرد و در گمنامی به کار موسیقی با همان گروه‌های موسیقی شناخته شده، جدای از محافل نزدیک به حکومت ادامه داد و اطلاعات زیادی از او به دست تدوین‌گر نخستین اثر تدوین شده تاریخ موسیقی ایران نرسید.
ویژگی شیدا آن بود که او موسیقی هم سلکان خود را در محافل عارفانه محدود نساخت و آن را با حضور در موسیقی رایج مجالس عموم مردم با نوع علائق مردم که در سبک ضربی تصنیف‌های مردم‌پسند رایج بود، پیوند زد. او به تعبیر یحیی آرین پور به تصنبف سر و صورتی داد.
به هر حال به نظر می‌رسد توجه جدی به شیدا و سهم او از زمان آغاز کار رادیو ایران شروع می‌شود که به عنوان یک رسانه با مخاطب گسترده نیازمند موسیقی مورد پسند همه مردم بوده‌است. تصنیف‌هایی که شیدا ساخته بود و سبک کار او خیلی بهتر از سبک کار تصنیف خوانانی مانند «عبدالله دوامی» و «رضا قلی خان تجریشی» که به همراه درویش خان برنامه اجرا می‌کردند، مورد استقبال عامه قرار گرفت و در واقع استقبال مردم ایران بود که شیدا را دوباره به مرکز توجه در موسیقی معاصر برکشید. از این دوره به بعد با همت روح‌الله خالقی، جواد معروفی، بزرگ لشکری و پرویز یاحقی و با صدای مرضیه، پوران، نادر گلچین، عبدالوهاب شهیدی، پروین و بعدها سیما مافیها، سیما بینا، پریسا و محمد رضا شجریان مجموعه‌ای از ترانه‌های ماندگار ایرانی بر اساس کارهای شیدا ساخته شد که یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های موسیقی ایرانی محسوب می‌شود.
از مهم‌ترین تصانیف ساخته شیدا می‌توان به تصنیف دل شیدا - امشب شب مهتابه - ماه غلام رخ زیبای توست - کیه کیه در میزنه من دلم می‌لرزه و عقرب زلف کجت اشاره کرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 منابع :

ویکی پدیا

سایت قطره

سایت های موسیقی ایرانی

 

ادامه مطلب...

چهره های ماندگار موسیقی ایران و جهان ـ بخش اول موسیقی ایرانی (2ـ خاندان فراهانی)

iran spring 6 e9909

موسیقی همیشه با روح و جان آدمی سرو کار داشته است

موسیقی ایرانی با پیشینه درخشان و طلایی در تاریخ موسیقی ایران، همواره گویای فرهنگ، تمدن و تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین پهناور بوده و در این راه مردانی بزرگ رنج بسیاری کشیدند تا نام این هنر ایران زمین را برفراخور این ملت برکشند
در سلسه مطالبی در معرفی تاثیر گذاران بر موسیقی ایران و جهان ، در بخش اول به هنرمندان نام آور ایرانی اشاره می شود و در بخش دوم اساتید برجسته موسیقی جهان خصوصا" موسیقی کلاسیک معرفی می گردند.
در قسمت اول مختصری با استاد ابوالحسن صبا آشنا شدیم.

براستی موسیقی سنتی ایرانی مرهون زحمات خاندان فراهانی در ایران است . در این مختصر به خاندان فراهانی  می پردازیم و با اساتید تاثیر گذار این خاندان در موسیقی ایرانی آشنا می شویم .
بنیان گذاران موسیقی سنتی امروزه ایران
هنر موسـیقی در ایـران در طـول تـاریخ پرفـراز و نشـیب خـود ،مراحـل سـخت و دشـواري را طـی کـرده اسـت تـا بـه امـروز رسـیده اسـت
آنچـه امـروزه تحـت عنـوان موسـیقی سـنتی ایـران خوانـده مـی شـود مجموعـه اي از مقـام هـا و دستگاه ها و ردیف هاي مختلف است کـه در طـول ایـن دوران هـا بـه هـم پیوسـته و شـکل گرفتـه اسـت
بـا ایـن حـال موســیقی ســنتی امــروزه ایــران ،روایــت خاصــی از موســیقی هــاي مختلــف نــو احی ایــران اســت
ایــن روایــت بیشــتر حاصــل تــلاش هــا و کوشــش هــاي خانــدان برجســته اي از فراهــان اراك بــود کــه بســیاري از ایــن دســتاوردها را بــا زحمــات فــراوان کســب کــرده بودنــد و بــه نســل هــاي آینــده انتقــال دادنــد
 امــروزه مــا بخشــی از موسیقی نواحی مختلـف ایـران را کـه در مجموعـه ردیـف هـا و دسـتگاه هـاي موسـیقی سـنتی وجـو د ندارد،بـه عنـوان موســیقی محلــی مــی شناســیم
بــه واقــع مــا بــا جــدا کــردن موســیقی ســنتی و موســیقی محلــی ،قائــل بــه دو گونــه موسیقی ایرانی شده ایـم
در حـالی کـه موسـیقی ایـران مجموعـه اي از تمـام ایـن مـوا رد یـاد شـده مـی باشـد گونـه اي ارزش گذاري نیـز ممکـن اسـت در گذشـته اسـباب فراموشـی بسـیاري از بخـش هـاي دیگرموسـیقی سـنتی ایـران شـده بوده که ما امروزه از آنها خبـري در دسـت نـداریم بـا ایـن وجـود تـلاش هـاي ایـن خانـدان بـزرگ در راه کسـب جنبـه هاي مختلـف موسـیقی سـنتی ایـران وانتقـال و پـرورش شـاگردان بـه پـرآوا زه اي در ایـن عرصـه بـو د کـه گسـترة ایـن موسیقی را وسعت بخشـید ومسـیري رو بـه تکامـل را درپـیش آن قـرار داد
تـلاش هـایی کـه در یـک سـده گذشـته بـا گذشتن مراحل خا صـی از شـکل و رنـگ و بـوي موسـیقی سـنتی ایـران را دچـار تحـول ودگرگـونی کـرد واز انعطـاف و حساســیت ویــژه اي برخــوردار ســاخت
شــاید نوازنــدگی نوازنــدگان ســده گذشــته امــروزه بــراي مــا لطافــت امــروزي را نداشته باشد ،با این حال مبنـا و پایـه اي بـراي نوازنـدگان امـروز بـه شـمار مـی آینـد
بـا گسـترش فرهنـگ پاسداشـت موســیقی ســنتی، ایــن تحــول بــه صــ ورت تــدریجی و متناســب بــا ذوق و ذائقــه هــر نســلی از مردمــان ایــن ســرزمین دگرگــون شــد وهــر زمــانی شــکل و یــژه اي بــه خــود گرفــت
موسـیقی در ایـران پـس از شـکوفایی آن ، در قـرون نخسـتین اسـلامی بـه دلایـل متعـددي رو بـه زوال نهـاد و ایــن مسیر تا اواسط حا کمیت قاجارها در ایـران ادامـه پیـدا کـرد
در ایـن دوران بـا ظهـور برخـی چهـره هـا ایـن کالبـد نیمـه یر پویـایی و ترقـی خـود را در طـی ایـن یـک قـرن ونـیم ادامـه داد و آنچـه امـروزه تحـت جان ،جانی تازه یافـت و به عنوان موسیقی سنتی در ایران بـه آن پرداختـه مـی شود،حاصـل کوشـش هـا و زحمـات ایـن دسـته از هنرمنـدان بـود که  توانســتند میــراث موســیقی ایــران را حفــظ نماینــد و بــه نســل هــاي آینــده انتقــال   دهنـد
مهمتـرین افــرادي کـه در ایــن دوران چهـره هـاي آشــنایی در ایـن عرصــه بودنـد خانـدانی فراهــانی هسـتند کــه مانند همشـهریان سیاستمدارشـان در دوره قاجار،بنیـان موسـیقی سـنتی امـروزه ایـران را برپـا داشـتند
از ایـن خانـدان شش تن از آنها از همه بیشتر کسب آوازه کرده که عبارتند از:

استاد علی اکبرخان فراهانی ـ استاد میرزا عبدا... ـ استاد میرزا حسینقلی ـ استاد علی اکبر خان شهنازی و استاد احمد عبادی استاد میرزا غلامحسین

iran spring 6 63756

استاد علی اکبر خان فراهانی از برجسته ترین نوازندگان دوره قاجار

استاد علی اکبر خان فراهانی
آقا علی‌اکبر فراهانی ، مشهور به جناب میرزا، یکی از برجسته‌ترین نوازندگان دربار ناصرالدین شاه و استاد نواختن تار بود.
خاندان وی به خاندان هنر معروف است به این دلیل که بنیان‌گذاری و تکوین ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی را منسوب به آنان می‌دانند. از دوران صفویه تا آمدن وی به دربار، از دوره‌های سیاه موسیقی سنتی ایرانی به حساب می‌آید، به این دلیل که در این مدت کار علمی بر روی موسیقی انجام نشده‌است.  آقا علی‌اکبر پس از چند صد سال بر روی موسیقی سنتی کار تئوری انجام داد. وی در هر دو زمینهٔ آهنگ‌سازی و نوازندگی سرآمد بود.
آقا حسینقلی و میرزا عبدالله هر دو از نوازندگان به نام تار، پسران او بودند که سنت او را زنده نگه داشته و به شاگردانِ خود منتقل کردند و خود این شاگردان نیز موسیقی‌دانان و نوازندگانِ موسیقی سنتی نسل امروز را تربیت کردند. وی همچنین پدربزرگ علی‌اکبر شهنازی نوازنده سرشناس تار است. از وی در موزه مفاخر استان مرکزی یاد شده‌است.  همچنین در سفر نامه پولاک و در کتاب سه سال در ایران دوبینو از او به عنوان بهترین نوازندهٔ تار یاد شده‌است. نقل شده‌است که پس از نماز شب یکی از سوره‌های قرآن را می‌نواخته که شنوندگان تشخیص داده‌اند سوره یس بوده‌است. بنابر گفتهٔ نوه‌اش احمد عبادی، آقا علی‌اکبر زاده فراهان اراک است ولی در مورد زندگی وی پیش از آمدن به تهران اطلاعی در دست نیست. همچنین روشن نیست که وی موسیقی را از کجا فرا گرفته‌است.

آنچـه اسـتاد علـی اکبـر فراهـانی بـراي خانـدان خـویش ،بـه عنـوان موسیقی سـنتی ایران،بـر جـاي گذاشـت، مجموعـه اي از نغمـه هـا و مقـام هـا و ردیـف هـا و گوشـه هـایی بـوده اسـت 

بر اساس آنچه گفتـه شـده اسـت بـر مـی آیـد کـه اسـتاد علـی اکبرخـان فراهـانی ردیـف دان خـوبی بـوده اسـت و ردیـف هـا را بــه بـرادرزاده خــود اسـتاد غلامحســین آموخـت
آقا علی اکبر در دانش موسیقی و نوازندگی (نظری و عملی) یگانه ی عصر خود بود و با انتقال این هنر به فرزندانش موجب شد تا نام این خاندان با حفظ و بقای ردیف موسیقی ایرانی پیوند وثیق بیابد. می گویند ، وقتی "کنت دوبینوی فرانسوی" توانست او را ملاقات کند و پس از مشقت فراوان ، صدای سازش را بشنود ، در یادداشت های خود ، او را در زمرهی بزرگان موسیقی جهان به حساب آورد. بلکه در تهذیب نفس و خلوص ایمان نیز سرآمد بود. به طوری که هیچ گاه سازش را نمی گرفت مگر اینکه قبلا وضو گرفته باشد. آقا علی اکبر ، عمری دراز نیافت و حدود چهل سالگی از این جهان رخت بربست.

موسیقی امروز ایران از دوره آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازنده تار دوره ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نامهای میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثالهای ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژه رپرتوار در موسیقی غربی هم معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسله زندیه و اوایل سلسله قاجاریه آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دوره قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقامهای چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیفهایی که اکنون موجود می‌باشند: ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی - ردیف ابولحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نی داوود - و... می‌باشند. و هم اکنون ردیف میرزا عبدالله - صبا و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند. موسیقی ایران، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌ است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.

iran spring 15 859d8

اقا حسینقلی خان فراهانی از نوازندگان سرشناس تار در دوران قاجار

آقا حسینقلی فراهانی

آقا حسینقلی فراهانی فرزند کوچکتر علی اکبر خان فراهانی، از نوازندگان سرشناس تار اواخر دوران قاجار بود.نخست نزد برادر خود میرزا عبدالله و سپس نزد پسر عمویش آقا غلامحسین فراهانی به نواختن تار مشغول شد و آنقدر تمرین و ممارست کرد تا استاد زمان خود گردید آقاحسینقلی در نواختن تار بسیار چابک و زبردست بود، و همه او را در زمان خود بزرگترین استاد تار می دانستند.مجلس درسش منظم بود و در تعلیم کمال دقت را به کار می برد که هنرجویان، آهنگ‌ها را صحیح بنوازند. در ردیف، سبکی مخصوص داشت که از روش برادرش پرکارتر و در نتظیم ان ذوق بیشتری به کار رفته بود. از شاگردان آقاحسینقلی می توان به افراد ذیل اشاره کرد:

ازمع‌الملک که او را بهترین شاگرد آقا حسینقلی گفته‌اند، غلامحسین درویش، میرزا غلامرضا شیرازی، با مرالدوله راد، علینقی وزیری (که علاوه بر شاگردی آن استاد، قسمتی از ردیف وی را هم به خط موسیقی نوشته است.)، علی محمد قحام بهزادی، آقا رضارخان داماد آقاحسینقلی، اسماعیل فرزند داود شیرازی، خلیل فهیمی، یوسف فروتن، علی اکبر شهنازی و محمدحسن شهنازی و عبدالحسین شهنازی از فرزندان اقای حسینقلی هستند که در این هنر استاد و توانا بودند. آقا حسینقلی در حدود سه سال قبل از میرزا عبدالله در گذشته است بنابراین تاریخ فوت او حوالی سال ۱۲۹۴ و در شصت و چند سالگی در تهران است .مرحوم استاد آقا حسينقلي به تأييد همگان تواناترين نوازنده تار در طول تاريخ اين ساز بوده که در دوران قاجار مي زيسته و آثار ضبط شده روي صفحه از ايشان بجا مانده که با بررسي اين صفحات مي توان به اصول و مباني موسيقي دستگاهي ( رديف ) پي برد زيرا آثار بجا مانده از ايشان در واقع معيار و اساس موسيقي ما را تشکيل مي دهد . نمونه هاي زيباي اجراي ادوار ايقاعي را مي توان در آثار آقا حسينقلي مشاهده نمود از جمله پيش در آمدهاي ماهور، تصنيف چهارگاه و شهر آشوب چهارگاه همچنين ضربيهائي که در دورهاي پيچيده و مشکل به صورت بداهه همراه ضرب يا بدون همراهي ضرب نواخته شده که نشانگر تسلط ايشان بر ادوار ايقاعي مي باشد. از لحاظ تمپو ( سرعت )، تغيير در اين عامل ( تند و کند شدن سرعت ) يکي از عوامل ايجاد حرکت در کارهاي آقا حسینقلی است که همراه با تغيير در شدت نواخت در ريزها و تکها حرکتي نشاط انگيز ايجاد مي کند. علاوه بر تزئين و تکرارهائي که خود ساختار رديف بوده و در تار آقا حسينقلي به زيبائي مورد استفاده قرار گرفته مي توان در اين قسمت به نحوه اجراي مضراب ريز و همچنين واخوان اشاره کرد ريزهاي آقا حسينقلي به حدي پيوسته و مرتب و به هم بافته شده است که هر قدر هم دور نوار را کم کنيم باز اين پيوستگي و تنيده شدن راست و چپ ها از بين نمي رود و با ايجاد شدت نواختها و سرعتهاي متفاوت و حالت اجرا ( از نظر زمان بين راست و چپ ها در ريز )، ريزهاي متنوع، متناسب با موقعيت ساختاري زير بوجود مي آيد که زيبائي وصف ناپذيري دارند، همچنين استفاده بجا و مناسب از واخوان در تمام طول نوازندگي ( که در واقع نوعي هارموني را ايجاد مي کند ) از ويژگي هاي جناب استاد است. و ايشان از اين دو عنصر بگونه اي استفاده مي کنند که در عين اينکه بافت و زمينه و بسترنغمات را ايجاد مي نمايند و انگار که شنيده نمي شوند اما با حذف حتي يک واخوان يا ريز فوراً جاي خالي آن احساس شده و به کار لطمه مي خورد و شايد بخاطر همين حساسيت هاست که جناب ميرزا از تار پنج سيم استفاده مي کرده و هر جا تاري با شش سيم به او مي دادند بلافاصله سيم ششم ( زير سيم بم ) را باز مي کرده و بعد مي نواخته با بررسي آثار آقاحسينقلي مي توان گفت که نحوه بيان موسيقي جدي است و تمام ويژگي هاي موسيقي سنتي را دارا مي باشد و با اينکه داراي تکنيک فوق العاده بالائيست اما جنبه ويرتئوزيته و نشان دادن مهارت و کسب شهرت ندارد. نکته اي که با توجه به آثار قدما و هم عصران آقا حسينقلي به آن پي مي بريم اينست که همه آنها اين موارد را رعايت مي نمايند اما آنچه آقا حسینقلی را از ديگر اساتيد زمان خودش ممتاز مي نمايد رسيدن به حد کمال در ایشان است . تا جائي که اين زيبائي و کمال در ظاهر نيز نمودار شده بطوري که اگر هيچ صفحه اي از آقا حسینقلی نمي ماند، تنها از ديدن تصوير ايشان که به زيبايي ساز را در آغوش گرفته است مي توانستيم صداي زيباي ساز ايشان را به گوش جان بشنويم. ميرزا حسينقلي فراهاني به رمزوارگي قصه ها وافسانه پيوسته و باذات اسطوره پرور سرزمين خود يكي شده است .اما ميراث فرهنگي جناب ميرزا را نه تنها از صفحاتش و رديف روايتي فرزندانش ،بلكه از آثار ساير شاگردان او مي بايست جستجو كرد كه هركدام در گوشه دفينه اي ، به اميد روزگاري نامشخص ، نگاه داشته شده اند . امروزه حتي مزاري هم از او شناخته شده نيست تا اهل نظر به درودي وسرودي و شاخه گلي ، حرمتش بگذارند و تكريمي كنند . .آرامگاه وی در قبرستان کلیمی ها در ابتدای شهر ری بود که بعدها به آرامگاه رضا شاه معروف شد و در حال حاضر فضای سبز استتربت او نه درزمين ، بلكه در سينه هاي مردمان معرفت خواه است . سرنوشت همه

هنرمندان اصيل وحقيقي ايران ، رنگ وبويي چنين دارد و به كوي عشق ، نشان زبي نشان نيست

iran spring 15 a5439

استاد میرزا عبدا... فراهانی نوازنده سرشناس تار و سه تار

استاد میرزا عبدا... فراهانی

میرزا عبدالله فراهانی (۱۲۲۲، تهران - ۱۲۹۷)، استاد برجستهٔ موسیقی ایرانی و نوازندهٔ سرشناس سه‌تار و تار بود. او از چهره‌های تأثیرگذار در موسیقی ایرانی بود و ردیف موسیقی ایرانی را به نظم درآورد. میرزا عبدالله، فرزند آقاعلی‌اکبر خان فراهانی، نوازندهٔ تار دوران ناصرالدین‌شاه و پدر احمد عبادی نوازندهٔ بزرگ سه‌تار بود. میرزا عبدالله، دومین فرزند آقا علی‌اکبر فراهانی (بعد از میرزا حسن) بود و در سال ۱۲۲۲ (۱۲۶۱ قمری) در تهران زاده شد. وی نخستین آموزش‌های خود را نزد برادر بزرگترش میرزا حسن گذراند و پس از آن نزد پسر عمو و ناپدریش آقا غلامحسین آموزش‌های خود را تکمیل کرد  و به برادر کوچکتر خود آقا حسینقلی هم آموخت . میرزا عبدالله در تهران در محله امامزاده یحیی کلاس درسی ترتیب داد که جوانان و متجددین دورش جمع شدند. ولی بر اثر تحریکات، مخالفان به خانه‌اش ریختند و با شکستن وسایل تعلیم بساط درسش را تعطیل کردند. با این حال تا دم مرگ دست از تعلیم نکشید و دربستر بیماری با سه‌تار قطعاتی به‌عنوان یادگار به شاگردان برجسته خود تعلیم می‌داد. وی با تجدید نظر در دستگاه‌های دوازده گانه موسیقی ملی ایران و ادغام بعضی از آنها با هم، هفت دستگاه کامل و مجزا پدید آورد  که این هفت دستگاه توسط سه تن از شاگردانش به نام‌های میرزا نصیر، فرصت شیرازی و مهدی‌قلی هدایت طی هفت سال نت‌نویسی شد. از شاگردان او می‌توان مهدی‌قلی هدایت، فرصت شیرازی، ابوالحسن صبا، حسین هنگ‌آفرین، سید حسین خلیفه، مهدی‌خان صلحی، اسماعیل قهرمانی، سید مهدی دبیری، حاج آقا مجرد ایرانی و فرزندش احمد عبادی را نام برد. ابتکار ساختن برخی قطعات ضربی از اوست که در قطعات مجلسی توام با آواز پس از اجرای چند گوشه، برای تنوع قطعه ضربی می‌نواخت. مضراب ریز و تک مضراب‌ها در ساز او در تعادل و جملات موسیقی او منظم است و در همراهی با آواز پس از خاتمه یک بیت توسط خواننده او خود گوشه جدیدی را شروع کرده‌است وخواننده را هدایت می‌کند. در حفظ وزن قطعه دقیق بوده و غالبا نوازندگی خود را با قطعه تند رنگ مانندی پایان می‌داد.میرزا عبدالله، در نواختن تار هم استاد بود، ولی شهرت وی بیشتر در نواختن سه‌تار است. او چهار فرزند به نامهان مولود، ملوک، جواد و احمد داشت که همه آنها با موسیقی مانوس بودند. وي در سال ۱۲۷۹هجري شمسي(۱۹۱۸م) درتهران و در سن ۷۵ سالگي درگذشت.))

iran spring 15 fdf55

استاد علی اکبر خان شهنازی نوازنده چیره دست  تار

علی اکبر خان شهنازی (پسر آقا حسینقلی)
علی‌اکبر شهنازی، آموزش تار را از سن ۸ سالگی نزد پدرش آغاز کرد و در مدت ۶ سال ردیف موسیقی ایرانی را از پدرش آموخت. و مدتی از محضر درویش خان بهره برد. اولین صفحه‌اش را با جناب دماوندی در سن ۱۴ سالگی در بیات ترک و افشاری در تهران ضبط کرد. پس از درگذشت پدر در سال ۱۲۹۴، او در سن ۱۸ سالگی جانشین پدرش شد و آموزش شاگردان پدرش را به‌عهده گرفت. در سال‌های دههٔ ۱۳۰۰ معروفترین نوازندهٔ تار در تمام محافل هنری بود.  در اواسط ۱۳۰۵ به دعوت کمپانی هیز ماسترز ویس صفحاتی از او با آواز اقبال ضبط گردید. در سال ۱۳۰۸ هنرستان موسیقی شهنازی را تأسیس نمود. با تأسیس رادیو در برنامه‌های هفتگی موسیقی رادیو به همراه ادیب خوانساری، روح بخش و... نوازندگی می‌نمود. در سال ۱۳۳۴ در هنرستان آزاد موسیقی به آموزش مشغول شد. در سال ۱۳۴۱ ردیف آقا حسینقلی و در سال ۱۳۵۶ ردیف دوره عالی را ضبط نمود.علی‌اکبر شهنازی به جز تار، با سازهای دیگری از جمله سه‌تار و پیانو نیز آشنایی داشت. از شاگردان وی می‌توان از حسن مشار، میرزا عیسی خان حاتم، باصرالدوله، منتظم الحکما (دکتر مهدی صلحی)، حاج آقا محمد ایرانی مجرد، جلیل الله صالحی، احمد نکوزاد، هوده‌ای، نصرالله زرین پنجه، هوشنگ ظریف، فرهنگ شریف، ژان دورینگ، رضا وهدانی، اسدالله حجازی، داریوش طلایی، محمد رضا لطفی ، حسین علیزاده ، عطاءالله جنگوک، داریوش پیرنیاکان و محسن نفر نام برد. علی‌اکبرخان شهنازی ذهنی و حافظه‌ای شگفت‌انگیز داشت و در نقل ویژگی‌های حافظه او سید علیرضا میرعلنیقی، مورخ ومحقق تاریخ موسیقی ایران به سال‌های نوجوانی او اشاره می‌کند که هم پدر و هم عمویش(میرزا عبدالله) متفقا تصمیم می‌گیرند که او یک سالی نت نزد علینقی وزیری کار کند و سپس این ردیف‌ها را بزند که از قرار تنها ردیف چهارگاهی که او از نواخته‌های عمو و پدرش نت کرده باقی مانده است.همچنین نقل است که مرحوم احمد عبادی درباره حافظه و مانده‌های او از ردیف تردید نداشت و به همه می‌گفت که ردیف میرزاعبدالله و عمویم هر دو نزد علی‌اکبر است. حبیب ا... صالحی از شاگردان مرحوم شهنازی هم می گفت یک مضراب چپ و راست علی اکبرخان از وقتی که به ما درس می داد تا حالا تغییر نکرده! او دستی چیره در آهنگسازی و تصنیف‌سرایی داشت و برخی از چهارمضراب‌ها و پیش‌درآمدها و رنگ‌ها و تصانیف او در زمره آثار ماندگار تاریخ موسیقی ایران به شمار می‌آیند.از تصانیفی که ساخته می‌توان به تصنیف ای نوع بشر، به اصفهان رو، سرود جوانان وطن، تصنیف چهارگاه، (زد لشکر گل) اشاره کرد. شهنازی با شاعرانی چون ملک‌الشعرای بهار، وحید دستگردی، امیر جاهد و حسین مسرور همکاری کرده و خوانندگانی نظیر اقبل السلطان، حسین علی خان نکیسا، رضا قلی ظلی، طاهرزاده، قمر و ادیب خوانساری آثارش را اجرا کرده‌اند.او در روز سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۶۳ در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان شرکت نفت درگذشت. آرامگاهش در امامزاده عبدالله ری قرار دارد.

iran spring 15 f7692

استاد احمد عبادی موسیقیدان و نوازنده زبردست سه تار

احمد عبادی (پسر میرزا عبداله )
(۱۲۸۵-۱۳۷۱) از استادان موسیقی ایرانی و نوازنده سه‌تار و فرزند میرزا عبدالله فراهانی بود. از هشت سالگی با موسیقی آشنا شد و اصول نوازندگی را از خواهران خود مولود و ملوک، که از تعلیمات پدر برخوردار بودند فرا گرفت.
احمد عبادی مدت‌ها در وزارت پیشه و هنر به تدریس و تحقیق در موسیقی ایرانی و سه تار پرداخت و در جهت معرفی موسیقی ملی ایران کنسرت‌های متعددی در داخل و خارج از کشور از جمله فرانسه، ایتالیا، آلمان و اتریش داشت که مورد استقبال هنردوستان واقع شده‌است.عبادی در نواختن سه‌تار دارای سبک و شیوه‌ای مخصوص به خود بود که کمتر کسی توانسته از عهده تقلید آن بر آید. عده‌ای سبک خاص ساز زدن او را مربوط به امکانات و وسایل صدا برداری زمان وی می‌دانند. مضرابهای تک سیم و دومضراب‌ها از مشخصه‌های بارز سبک وی هستند.از کارهایی که او در نوازندگی سه‌تار ایجاد کرد، ابداع کوک‌های مختلف در سه تار است که در آلبوم کوک سه تار آنها راعرضه کرده‌است.عبادی شاگردان بسیاری تربیت کرد که از میان آن‌ها مهربانو توفیق، بهرام وادانی و بهداد بابایی را می‌توان نام برد. او در رادیو نیز فعالیت می‌کرد و صفحه‌ها و کاستهای زیادی ضبط کرده از جمله صفحه آواز شور همراه رضا ظلی و همچنین تکنوازی‌ها و بداهه نوازی‌ها و همراهی با نوازندگان و خوانندگان مختلف. همنوازی‌های او با غلامحسین بنان و محمدرضا شجریان آثاری ماندگار در قالب برنامهٔ گل‌ها به جا گذاشته‌است.

منابع:

ـ ویکی پدیا

ــ سایت همراز

 ـ سایت فرهنگ مرکزی

و سایت های موسیقی

ادامه مطلب...

جواد لشگری ، استاد ارزنده موسیقی ایران درگذشت

iran spring 13 5862b

جواد لشگری نیز مانند بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش پس از انقلاب ضد سلطنتی در سال ۱۳۵۷ به حاشیه رانده شد و سال‌ها خانه‌نشین بود.

جواد لشکری از هنرمندانی است که خدمات با ارزشی به موسیقی ایران کرد و آثاری که از وی به جا ماند، نمایانگر استعداد او در ساختن آهنگ هائی در مایه‌های اصیل موسیقی ایرانی است.

او به سال ۱۳۰۲ در تهران متولد شد و در جوانی برای فراگیری و نواختن ویلن به ترتیب نزد استاد ابوالحسن صبا و مهدی خالدی و پس از این دو نفر به کلاس احمد فروتن راد رفت و ردیف‌های موسیقی ایرانی و چند کتاب خارجی را نزد او فرا گرفت.

جواد لشکری ابتدا همکاری خود را با رادیو، در سال ۱۳۲۶ با نواختن آهنگی به نام فتنه که شعر آن از رهی معیری بود آغاز کرد و از سال ۱۳۲۸ رسماً در ارکسترهای مهدی خالدی، مرتضی محجوبی، ابراهیم منصوری و حسین یاحقی شرکت نمود.

اولین آهنگ وی فتنه نام دارد با شعری از رهی معیری و صدای دلکش.

در سال ۱۳۳۲ به سرپرستی ارکستر بزرگ رادیو انتخاب شد و تا سال ۱۳۳۵ سرپرستی این ارکستر را به عهده داشت و در حدود ۳۵۰ آهنگ برای خوانندگانی چون دلکش، مرضیه،  پوران، پروین، سیمین آرین، سیمین غانم و ... ساخت. تعداد زیادی از آنها از بهترین آهنگهای ایرانی محسوب می‌شود ترانه‌هایی نظیر نوای دل، تنهایی، فتنه با صدای دلکش، لاله صحرایی، تو بخوان، خنده گل، زورق شکسته با صدای مرضیه، چون موی تو با صدای پوران،   یاد تو و گلها، شهره شهر با صدای پروین، به یاد صیاد، رؤیا، ٰتاک، دردآشنا، طوطی، زلف یار با صدای الهه ،خوش آمدی با صدای بانو شمس، فصل گل با صدای یاسمین، گل میخک، رقص پروانه، چنگ زهره، تمنای دل با صدای سیمین آرین و غم تنهایی، ابر پائیز با صدای سیمین غانم. وی در سال ۱۳۴۷ طی دعوت نامه‌ای به همکاری با ارکستر گل‌ها خوانده شد.

جواد لشکری جلد اول آثار خود را با شعر شعرای طراز اول به نام صد آهنگ به چاپ رسانیده و جلد دوم آن نغمه‌های دل‌انگیز نام دارد؛ و جلد سوم آن را نیز در دست تهیه دارد. وی در قالب چند آلبوم با نام‌های خوش آمدی، گل میخک و عشق گمشده، ترانه‌ها و تصانیف قدیمی بانضمام آثار جدید خود را   منتشر کرد که جزو پرفروشترین آلبوم‌های موسیقی ایران محسوب می‌گردند.

جواد لشگری نیز مانند بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش پس از انقلاب  ضد سلطنتی   در سال ۱۳۵۷ به حاشیه رانده شد و سال‌ها خانه‌نشین بود.

استاد جواد لشگری در 17 فروردین 1395 در سن 93 سالگی درگذشت. روانش شاد و یادش گرامی باد!

ادامه مطلب...

چهرهای ماندگار موسیقی ایران و جهان ـ بخش اول موسیقی ایرانی (1 ـ استاد ابوالحسن صبا)

Unbenannt 89d38

موسیقی همیشه با روح و جان آدمی سرو کار داشته است

موسیقی ایرانی با پیشینه درخشان و طلایی در تاریخ موسیقی ایران، همواره گویای فرهنگ، تمدن و تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین پهناور بوده و در این راه مردانی بزرگ رنج بسیاری کشیدند تا نام این هنر ایران زمین را برفراخور این ملت برکشند

موسیقی نیاز انسان

موسیقی نیازی فیزیولوژیک, ذهنی, احساسی, اجتماعی و فرهنگی در زندگی انسان است و از طریق این نیاز ها ریشه گسترده ای در تار و پود زندگی بشر پیدا کرده است.موسیقی رابطه زیستی و فیزیولوژیک با مغز آدمی دارد.
ریتم, محرک بیولوژیک و ملودی مولد لذت,خوشی و خیال انگیزی است به این دلیل کوچک ترین کنش ریتمیک و نوای موزون روح و جسم را بر می انگیزد و تحریک می کند. از آغا نوزادی بدون آن که آموزشی در کار باشد توجه به ریتم و ملودی وجود و مغز به هماهنگی, نظم و سازماندهی اصرار و گرایش دارد. بخش های مختلف مغز در تجزیه و تحلیل موسیقی مشارکت دارند. نیمکره چپ مغز با شنیدن موسیقی به تجزیه و تحلیل اصوات موسیقی می پردازدو نیمکره راست هماهنگی و کل(گشتالت) صدا و عواطف آن را درک می کند. به بیانی دیگر نیمکره راست مغز در دریافت کلی پیام های موسیقایی, ترکیب فضایی روابط و درک وحدت موسیقی موثر است .شایان ذکر است کشش های قسمت راست مغز توسط سیستم لیمبیک(مرکز عواطف) توسعه می یابد.
از سوی دیگر موسیقی با عناصر ذهنی مانند تخیل, حافظه, تداعی, الهام و... در آمیخته که در نتیجه از آن مقوله ای شناختی به وجود آورده است.اما بیش از هر چیزی موسیقی نیاز عاطفی و احساسی است.موسیقی سیستم عواطف (لیمبیک) مغز را به سرعت تحریک می کند و به تحریک احساسی و فرافکنی حالت های درونی و هم حسی منجر می شود و در بسیاری از مواقع زندگی که کلام و بیان پاسخگو نیست, می تواند موجب همدردی و هم حسی شود و از همه مهم تر احساس ها را وسعت بخشد.
همچنین موسیقی نیازی اجتماعی است و همبستگی در ذات مطبوع آن وجود دارد هر جا موسیقی جاری است گروهی در کنار و گرد هم جمعند زیرا موسیقی به راحتی می تواند احساس ها و بیان مشترکی را در جمع به وجود آورد و نیروی عمومی را برانگیزد موسیقی نیروی همدلی است به همین خاطر قدرت وحدت و پیوستگی دارد و از آن می توان در تفاهم اجتماعی و سلیقه ملی بهره جست و محبت و همدلی را در جامعه تقویت کرد. در مقیاس و دیدی وسیع تر موسیقی طنین وحدت عالم است.

سایت بهار ایران در نظر داردبرای آشنایی بیشتر هنردوستان بخصوص نسل جوان با نام آواران و هنرمندان بنام موسیقی ایران  و جهان سلسه مطالبی را در این زمینه ارائه دهد. در بخش اول به موسیقی ایرانی ، پیشینه ، نام آوران در عرصه ساز ، آواز و ترانه سرایی پرداخته می شود

مقدمه
تاریخچه موسیقی ایرانی
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا می‌پرداختند. در اوستا بخش یسناها آمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان می‌کردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده‌است، همچنین در جشن‌های طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژه‌ای اجرا می‌شد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانه‌هایی به نام هوره در جنگ‌ها و جشن‌ها اجرا می‌کردند که امروزه در ایلام و سرزمین‌های غرب ایران با همین نام رایج است. در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقی‌دان‌هایی زیر نظر وزیر دربار خرم باش کار می‌کردند. در جشن‌های بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگ‌های گوناگون اجرا می‌کردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایکوبی مردم به ایران آورد.

iran spring 6 0f26b

موسقی‌دانان ایران باستان

مشهورترین موسیقی‌دان‌های این دوران قبل از اسلام به شرح زیر بودند
• باربد
• سرکش
• رامتین
• بامشاد
• آفرین
• نکیسای چنگ نواز
باربد برای هر روز هفته نوایی ساخت که به هفت خسروانی معروف است. همچنین برای هر روز ماه سی لحن یا سی دستان و برای ۳۶۰ روز سال غیر از پنجه دزدیده، ۳۶۰ آهنگ یا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران که در ردیف موسیقی ایرانی است از ساخته‌های نکیسا است که با چنگ نواخته‌است. دستان دیگری به نام دستگاه راست است که باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه‌های هفت‌گانه موسیقی ایرانی است، همچنین باید به آهنگ‌ها و دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید، ماه بر کوهان (ماه بالای کوهسار)، کین ایرج، سوگ سیاوش و گنج باد، گنج کاووس، تخت تاقدیس، فرخ روز، سوگ شیدیز و باغ شیرین اشاره کرد   
موسیقی دانان بزرگ ایرانی در عربستان و دستگاه امویان
نشیط فارسیاز استادان نامی موسیقی و از خوانندگان و نوازندگان نامی سده نخست اسلامی است. نشیط در روزگار عبدالله بن جعفر (عبدالله بن جعفر بن عبدالله بن ابی طالب) یا در زمان خلافت عبدالملک اموی به مدینه رفت. سرودهای پارسی می‌خواند. عبدالله او را موردتوجه قرار داد و به عنوان برده خریداری کرد نشیط بنا به تمایل عبدالهس بن جعفر که از بزرگان قریش بود غنای عربی را از «سائب خاثر» فراگرفت و در این فن نیز استاد شد و شماری از موسیقیدانان عرب نزد او به آموختن موسیقی پرداختند. (از جمله ابن سریج، معبد، جمیله و عزة المیلاء)
مسلم بن محرز ابن محرز اصلاً ایرانی بود و پدرش پرده دار کعبه بود. او از موسیقی دانان به نام دوره بنی امیه‌است. در زمان هشام بن عبدالملک می‌زیست و در موسیقی ایرانی و رومی استاد بود، وی موسیقی ایرانی را در مکه و مدینه نشر داد. ابوالفرج اصفهانی در نسک «اغانی» گوید: «وزن رمل (وزن سه ضربی و در عروض چهار بار فاعلاتن در هر بیت است) را که آهنگ ضربی تندی بود، او ساخت و نخستین کسی است که در بحر رمل تغنی کرده‌است.» او نخستین مکتب علمی را در موسیقی به وجود آورد و آوازها را به طور درست تنظیم نمود و خود روشی در موسیقی به وجود آورد و به درست نمودن و تکمیل آن پرداخت. برای چامه‌های (اشعار) عربی آهنگ ساخت و موسیقی عرب را دگرگون کرد. کوششهای او در موسیقی عرب و بنای آن براساسی درست، سبب شد که او را «صناع العرب» لقب دادند. از جمله کارهای او تشکیل دسته‌های دختران خواننده بود (تشکیل این چنین دسته‌هایی در زمان ساسانیان نیز در ایران معمول بوده‌است). دسته‌ای از ۵۰ دختر خواننده تشکیل داد که در راس آنان جمیله، زن موسیقیدان نامی آن دوره، آهنگ اصلی را می‌خواند. هنگامی که «فضل بن یحیای برمکی» از یکی از استادان موسیقی پرسید که: بالاتر از همه موسیقیدانان کیست؟ او در پاسخ گفت: ابن محرز. اسحاق الموصلی، خواننده و موسیقیدان نامی دوره عباسی، پیوسته می‌گفته فحول موسیقیدانان، ابن سریج و پس از او ابن محرز بوده‌است. ابن محرز به اندازه‌ای در موسیقی توانمند و در هنر خود نامی و برتر بود که اگر آهنگ دیاری می‌کرد بازار موسیقیدانان آن دیار کساد می‌شد و به عناوین مختلف در بازگرداندن او می‌کوشیدند. گویند وقتی آهنگ عراق کرد «حنین بن حیری» در قادسیه از او پرسید: در این سفر چه نفعی در نظر گرفته‌ای؟ گفت: هزار دینار. وی پانسد دینار به او داد و از او درخواست کرد که بازگردد او نیز چنین کرد.
یونس کاتب؛ یونس بن سلیمان بن کاتب شهریار، ملقب به ابوسلیمان از نسل هرمز، از نخبه‌های موسیقیدان دوره خود بود و افزون بر موسیقی در شعر مقام استادی داشت و در دوره بنی امیه در دیوان مدینه کاتب و نویسنده بود، گاهی هم به کار بازرگانی می‌پرداخت. یونس موسیقی را نزد استادان فن مانند ابن سریج و ابن محرز و «معبد» و دیگر موسیقیدانان آن دوره فراگرفت و شاگرد برتر معبد بود. نوشته‌اند نخستین نسک موسیقی را پس از اسلام یونس نوشته و نسک او مورد اعتماد و استشهاد اهل فن بود. ابن ندیم نویسنده نسک «الفهرست» می‌نویسد: " یونس کاتب نسکهای نامداری دربارهٔ موسیقی و موسیقیدانان نوشته و از آنجمله سه نسک است: «مجرد یونس»، «القیان» و «النغم». ولید بن یزید از خلفای اموی که خود از موسیقیدانان بود و در این فن ابتکاراتی از خود داشت بنا به سابقه‌ای که از آوای یونس داشت او را به دربار خویش دعوت کرد و او را در سلک مغنیان و ندیمان و نزدیکان درگاه خویش قرار داد.
سائب خاثر؛ اصلاً ایرانی و پدرش بشاء از بردگان آزاد شده بود. سائب مانند نشیط فارسی از غلامان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب بود. سائب به دستور عبدالله بن جعفر آواز عربی را از نشیط فارسی که تازه به مدینه آمده بود آموخت. نخست آواز را بدون همراهی ساز می‌خواند و ضرب آن را با چوبی که روی زمین می‌نواخت نگاه می‌داشت. سپس عود آموخت و نخستین کسی است که در مدینه عود ساخته و نواخته‌است. نویسنده اغانی می‌نویسد: او نخستین کسی است که همراهی ساز را با آواز در میان اعراب معمول داشت. سائب خاثر تحت تأثیر نشیط و آهنگهای ایرانی او نخستین آهنگ عربی را به نام «ثقیل» با قاعده‌های درست و میزان ملایم ساخته‌است. این موسیقیدان استاد و بنام ایرانی در زمان نخستین خلفای بنی امیه می‌زیسته و در دستگاه معاویه و یزید راه یافته برای آنان خوانندگی کرده‌است. سائب خاثر شاگردان بسیاری تربیت کرد و تربیت شدگان و و دیگر استادان موسیقی ایرانی در کشورهای عربی آواز را بدون انحراف از اصول ایرانی آن در میان عرب رواج دادند و برخی از خوانندگان نامی عرب نیز شاگرد او بوده‌اند، مانند: عزة المیلاء.
بنابر آنچه گذشت بنیان و پایه موسیقی عرب به دست ایرانیان گذاشته شد؛ و از سده دوم هجری بیشتر موسیقیدانان بزرگ در میان عرب، ایرانی و ایرانی نژاد بوده‌اند.

iran spring 18 53464

iran spring 17 e0adb

آقا علی اکبر فراهانی نوازنده تار دوره ناصرالدین شاه

موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران 

موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی‌مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر زاده آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود

iran spring 18 c143a

استادان میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثال‌هایی موسیقایی از هر کدام از گوشه‌های یک دستگاه‌است که بیانگر نسبت نت‌های مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است.
گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.
از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجودند شامل ردیف میرزا عبدالله، ردیف آقاحسینقلی، ردیف ابوالحسن صبا، ردیف عالی علی اکبر شهنازی، ردیف موسی معروفی، ردیف دوامی، ردیف طاهرزاده (که شیوه او توسط نورعلی خان برومند بصورت ردیف گردآوری شد)، ردیف محمود کریمی، ردیف سعید هرمزی، ردیف مرتضی نی‌داوود و... هستند.[نیازمند منبع] امروزه، ردیف میرزا عبدالله، ردیف صبا، ردیف شهنازی و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.[نیازمند منبع]
دستگاه موسیقی 
هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:
• دستگاه شور
• دستگاه سه‌گاه
• دستگاه چهارگاه
• دستگاه همایون
• دستگاه ماهور
• دستگاه نوا
• دستگاه راست‌پنج‌گاه
آواز
آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد.

آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:
• آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)
• آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)
• آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)
• آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)

• آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون،

نام آوران و هنرمندان برجسته موسیقی ایرانی

Unbenannt 37304

ابوالحسن صبا

ابوالحسن صبا، (۱۲۸۱ در تهران - ۱۳۳۶ )، استاد موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی بود.

او از برجسته‌ترین چهره‌های موسیقی ایران در هفتاد سال گذشته‌است. صبا پس از سال‌ها کوشش و پرورش شاگردان فراوان در شب جمعه ۲۹ آذر سال ۱۳۳۶ دیده از جهان فروبست و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
ابوالحسن صبا، فرزند ابوالقاسم کمال‌السلطنه در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در خانواده‌ای آشنا به موسیقی و اهل ادب متولد گردید. پدرش، کمال‌السلطنه، پزشک، ادیب و دوست‌دار موسیقی بود. او سه‌تار می‌نواخت و اولین استاد پسرش بود. 
صبا نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد میرزا عبدالله فراهانی، درویش خان و علی‌نقی وزیری تار و سه‌تار، نزد حسین هنگ‌آفرین ویولن، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد علی اکبر شاهی سنتور، نزد اکبرخان نی و نزد حاجی خان ضرب را آموخت.

iran spring 12 e0029

نشسته از راست: ادیب خوانساری، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی
ایستاده از راست: حسن همدانیان، حسن کسایی، علی تجویدی، جهانگیر شنجرفی، رضا ورزنده

او در جوانی به مدرسه کمال‌الملک رفت و نقاشی را فرا گرفت. هم‌چنین، در رشته‌هایی مانند سوهان‌کاری، نجاری، ریخته‌گری، معرق‌کاری و خاتم‌کاری مهارت کسب کرد که بعداً در ساختن آلات موسیقی به کار بست  صبا، آثار نیما و هدایت را می‌خواند و با نیما و شهریار روابط نزدیک داشت  
صبا، در سال ۱۳۱۱ با یکی از شاگردان خود با نام منتخب اسفندیاری کوه نور، دختر عموی نیما، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج، سه دختر به نام‌های غزاله، ژاله و رکسانا می‌باشد. ابوالحسن صبا در سال ۱۳۳۶ و به علت ناراحتی قلبی در سن ۵۵ سالگی درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. بعد از مرگ، بر طبق وصیت او، خانه‌اش در ۲۹ آبان ۱۳۵۳، توسط دانشکدهٔ هنرهای زیبا به موزه تبدیل شد. این موزه که در سال ۱۳۸۳ به کوشش نوهٔ استاد سبا خویی، که آنقدر پیگیر ماجرای مرمت خانه و موزه شد تا بالاخره کار نتیجه داد به وضعیت فعلی‌اش رسیده مهمان هنردوستان ایرانی است. سبا فرزند رکسانا آخرین و کوچک‌ترین دختر استاد صبا و اسماعیل خویی ست و دستی به تار دارد و فعالیت‌های هنری مادربزرگش را در کار تهیه مزون لباس‌های محلی ایرانی ادامه می‌دهد. سبا خویی در حال حاضر مجری اتاق خبر تلویزیون من و تو ۱ و یکی از برنامه‌سازان این شبکه تلویزیونی است. نوه دیگر استاد صبا ابولحسن میر ولی پسر غزاله دختر بزرگ استاد است که مانند پدر بزرگ به آموزش موسیقی مشغول است. ابوالحسن صبا در سال ۱۳۰۲ در مدرسهٔ عالی موسیقی که توسط علی‌نقی وزیری بنیان گذاشته شده بود، مشغول به تحصیل شد. صبا در ۲۲ سالگی دانشجوی ممتاز و تک‌نواز برنامه‌های مدرسهٔ عالی موسیقی شد و مورد احترام و تشویق اساتید و دوستانش قرار گرفت. نخستین اثر ضبط‌شدهٔ صبا قطعهٔ زرد ملیجه با ویولن بود که در میان دو بند سرود ای وطن با صدای روح‌انگیز در سال ۱۳۰۶ در قالب صفحه تولید شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت.   

iran spring 11 4bfa8

استاد ابوالحسن صبا

iran spring 7 2566f

ابوالحسن صبا، در سال ۱۳۰۶ از طرف استاد علینقی وزیری مأمور شد تا در رشت مدرسه‌ای مخصوص موسیقی تأسیس کند. او نزدیک ۲ سال در رشت ماند و در آنجا ضمن آموزش موسیقی، به روستاها و کوهپایه‌های شمال رفت و به جمع‌آوری آهنگ‌های محلی پرداخت و ارمغان‌هایی از این سفر به همراه آورد. آهنگ‌های دیلمان، رقص چوبی قاسم‌آبادی، کوهستانی و امیری مازندرانی یادگار این دوره از زندگی اوست   
صبا در نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی همچون سنتور، تار، سه‌تار، تنبک، نی، کمانچه، ویولن و نیز پیانو را در حد استادی می‌نواخت ولی ویولن و سه‌تار را به عنوان سازهای تخصصی خود برگزید. سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد.
در سال ۱۳۱۸ که رادیو تهران تأسیس شد، صبا در رادیو به کار نوازندگی پرداخت ولی همچنان در هنرستان موسیقی مشغول آموزش و پژوهش در زمینهٔ موسیقی بود و در اواخر عمر نیز در منزلش کلاس موسیقی دایر کرده بود و به علاقه‌مندان آموزش می‌داد.

ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز نواخت، تعلیم داد، در ارکسترها شرکت کرد، کتاب نوشت و درتمام جریان‌های موسیقی ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت وی در تمام رشته‌های موسیقی ایران و حتی سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت، زبان انگلیسی می‌دانست و دانشنامه‌ای جامع از علم و عمل موسیقی ایرانی بود.
مکتب نوین موسیقی ایرانی که از درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید وشاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند.
حسین تهرانی، حسن کسایی، داریوش صفوت، فرامرز پایور، منوچهر صادقی ، غلامحسین بنان، لطف‌الله مفخم پایان، علی تجویدی، جهانگیر کامیان، همایون خرم، اسدالله ملک، رحمت‌الله بدیعی، ساسان سپنتا، ابراهیم قنبری مهر، اسماعیل چشم آذر، مهدی خالدی، عباس شاهپوری، مهدی مفتاح، محمدعلی بهارلو، حبیب‌الله بدیعی، محمد طغانیان دهکردی، سعید قراچورلو، شهریار، بابک رادمنش، حسین خواجه امیری (ایرج)، ایرج کیایی پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی از شاگردان صبا بودند.
از صبا صفحات بسیاری حاوی تکنوازی‌ها و همنوازی‌های او منتشر شده‌است که مهارت فوق‌العاده او را در نواختن ویولن نشان می‌دهد. همچینین نوارهای خصوصی بسیاری پر کرده که مرجع هنرجویان و گویای تسلط فوق‌العاده او در نواختن سه‌تار است.
از استاد صبا، سه دوره آموزش ویولن، چهار دوره تعلیم سنتور، یک دوره تعلیم تار و سه‌تار منتشرشده و باقی آثار او هنوز منتشر نشده‌اند.
شعر، سرود با آهنگ‌سازی حسین ملک است نیز از اوست. صبا نخستین موسیقی‌دان ایرانی است که موزه‌ای ویژه از او (منزل شخصی صبا) تأسیس شده و به نام خود او در خیابان ظهیرالسلام تهران واقع است.
روی هم رفته کارهای به‌جا مانده از استاد ابوالحسن صبا را می‌توان این گونه دسته‌بندی کرد:
کارهای مستقل
1. کتاب دوره اول، دوم، سوم ویلون
2. کتاب دوره اول و دوم، سوم، چهارم سنتور
3. کتاب دوره اول سه تار
کارهای غیرمستقل
1. سلوی ای وطن کتاب دستور ویلون وزیری
2. چهار مضراب سه گاه، کتاب دستور ویلون وزیری
3. رنگ بیات ترک، کتاب ۲۳ قطعه ضربی
4. پیش درآمد ترک، ۱۸ قطعه پیش درآمد
5. نوید بهار، کتاب اول ویلون
6. چهار مضراب ساده در ماهور، کتاب اول ویلون
7. دستور ضرب
8. ردیف کامل آوازهای ایرانی
9. چهر مضراب نوا
کارهای الهام گرفته از موسیقی محلی
1. دیلمان (دشتی)
2. امیری یا مازندرانی (دشتی)
3. زرد ملیجه (دشتی)
4. به زندان (شوشتری)
5. در قفس (دشتی)
6. رقص چوپی (افشاری)

7.کوهستانی (دشتی)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از سایت های مختلف موسیقی و ویکی پدیا

 

ادامه مطلب...

بیاد استاد حسین قوامی (فاخته )آوازه خوان گلهاي رنگارنگ

iran spring 6 e08a8

بیاد استاد حسین قوامی (فاخته)و ترانه بیاد ماندنی "تو ای پری کجایی"

  حسين قوامي هنرمندي كه بيش از نيم قرن در خدمت موسيقي ايراني بود ، نامي آشناي صاحبدلان است و مقام والاي او بر كسي پوشيده نيست مردي فروتن و بي ادعاكه آواي دلنشين او در دلها جاي دارد و صفحات يا نوارهاي آواي جاوداني اش را در هر خانه اي مي توان سراغ گرفت .

قوامي نه تنها خدمتگزار موسيقي بلكه مروج شعر و ادبيات نيز بود . شعر ها را چنان واضح و آشكار مي خواند كه هر شنونده اي مي فهميد ، احساس مي كرد و بدان گوش مي سپرد . با قوامي " رضي الدين آرتيماني " را شناختيم و به حال و هواي اشعار سعدي و حافظ و مولانا نزديك شديم . صداي نرم و بي مانندش ، درك فوق العاده اش از شعر و آگاهي ژرف اش از موسيقي ايراني ، نام وياد او را هرگز از قلب دوستدارانش نخواهد زدود .
سال 1288 خورشيدي در تهران زاده شد ، مادرش آواي گرمي داشت و به گفته ي استاد " ..... هنگام تلاوت قرآن متوجه صداي گيرا و جذابش مي شديم ...." از ده – دوازده سالگي با صفحاتي كه در دسترس بود به تقليد از صداي خوانندگان پرداخت ، هر چند كه كار آساني نبود و مخالفت پدر را نمي توانست سرسري بگيرد .

مرحوم حسين خان اسماعيل زاده استاد بزرگ موسيقي نزديك خانه ي قوامي كلاس تعليم داشت . استادي كه هنرمند اني مانند : صبا - مرتضي محجوبي - رضا محجوبي - حسين يا حقي - حسين تهراني و .... از شاگردان او بودند . رفت و آمد خانوادگي سبب شد تا مرحوم اسماعيل زاده به قدرت صداي حسين پي ببرد و به او پيشنهاد تعليم بدهد اما پدر تسليم نا پذير مي نمود . همسايگان و اهل محل چون ديدند حسين ضمن علاقمندي به آداب مذهبي صداي خوشي دارد ، شبهاي ماه رمضان دنبالش مي رفتند و او را به مسجد سپهسالار مي بردند و از روي دفترچه اي كه به دستش مي دادند نزديك به نيم ساعت در گلدسته ها مناجات خواني مي كرد . اين نيز چندان نپاييد و با ممنوعيت پدر رو برو شد . از آن پس حسين تنها مي توانست در خانه و دور از چشم پدر با استفاده از صفحه به تمرين آواز سرگرم شود .
پس از در گذشت پدر ، مادر روشنفكر فرمان آزادي حسين را صادر كرد و چون برادرش مشغول ياد گيري تار بود به كمك وي با استاداني چون احمد عبادي و حسين يا حقي آشنا شد . سال 1308 تصادف به ياري او شتافت و مرحوم " ظلي " را شناخت . شناختي كه به دوستي نزديك انجاميد و تا پايان عمر " ظلي " ادامه يافت . سال 1312 نخست با برادران وفادار و به دنبال آن با يكي از خوانندگان مشهور و سطح بالاي آن دوران " مرحوم عبدالله حجازي " آشنا شد و مدت 6 سال نزد او به تعليم آواز و شناخت رديفهاي موسيقي ايراني گذراند . همزمان از محضر ديگر استادان كسب فيض كرد و به مقامي رسيد كه اساتيد موسيقي معتقد شدند كه او دستگاههاي و مقام ها را به كمال مي شناسد و اجرا مي كند .
سال 1325 شادروان حسينقلي مستعان نويسنده ي مشهور كه رياست راديو را داشت از او خواست تا همراه برادران وفادار برنامه اي در راديو اجرا كند . او خود در اين مورد گفته " .... شب قول دادم اما صبح پشيمان شدم . مي خواستم تلفني انصراف خود را اطلاع دهم اما مستعان شبانه خبر را به راديو داده بود .كار از كار گذشته بود . ساعت 5/1 همراه با برادران وفادار و مرحوم همدانيان برنامه اجرا شد و بدنبال آن تلفن هاي راديو براي شناختن اين خوانند ه به صدا در آمد . اما كسي جواب قانع كننده اي نگرفت ، قوامي افسر ارتش بود و خوانندگي براي نظاميان ممنوع . اين برنامه آوازي در مايه ي ابوعطا بود و او خود احساسش را چنين بيان كرده " بار اول كه مي خواستم اجراي برنامه كنم ، وحشت كرده بودم و حتي در شروع برنامه از فكر اينكه ميليون ها نفر صداي مرا مي شنوند و اگر وسط كار ، برنامه خراب شود ، چه آبرو ريزي خواهد شد ، بدنم به لرزه افتاد . ولي بعدها اين مسئله عادي شد
او شش ماه با نام ( نا شناس ) آواز خواند و پس از آن به پيشنهاد مرحوم روح الله خالقي نام مستعار ( فاخته اي ) را برگزيد و تا سال 1341 كه باز نشسته شد ، توانست با نام واقعي خودش برنامه اجرا كند . شادروان قوامي از سال 1325 تا سال 1331 هر هفته روز هاي جمعه در راديو برنامه داشت و نزديك به 300 برنامه اجرا كرد كه متاسفانه به دليل كمبود امكان ضبط و پخش مستقيم اثري از آنها بر جاي نمانده .
از سال 1331 تا 1337 به علت ماموريت هاي نظامي خارج از تهران ، از راديو كناره گيري كرد . سال 1337 مرحوم داوود پيرنيا باني برنامه ي " گلها " استاد را به همكاري دعوت كرد ، او كه شش سال در راديو برنامه اجرا نكرده بود ، ابتدا نپذيرفت . اما وقتي دانست چگونگي برنامه هاي موسيقي راديو تغييراتي كرده و به خصوص برنامه ي گلها وضع آبرومندانه و فرهنگي دارد ، و اركستر بزرگ گلها را از نزديك ديد ، با شرط موافقت ارتش پذيرفت . مرحوم پير نيا هم با نفوذ و اعتباري كه داشت اين موافقت را كسب كرد ، و چنين بود كه استاد بين سالهاي ( 45- 1337 ) يكي از پركارترين خوانندگان برنامه ي گلها بود .

دست آورد اين دوران نزديك به 400 برنامه در ( گلهاي رنگارنگ 162 برنامه ، گلهاي جاويدان 44 برنامه ، برگ سبز 87 برنامه ، شاخه گل 39 برنامه ، گلهاي تازه 27 برنامه و متفرقه 18 برنامه است).

استاد قوامي در تلويزيون نيز فعاليت داشت و شاگرداني تعليم داد ، او خود گفته " در سالهاي آغازين كار تلويزيون ، كلاسي در ساختمان تلويزيون تاسيس شد و از بين گروهي داوطلب 18 نفر براي تمرين آواز انتخاب شدند . حدود يك سال به همراهي استاد حنانه ، زرين پنجه و استاد بهاري به تعليم شاگردان پرداختيم و هر كدام از ما آموزش يكي از رشته هاي موسيقي را بر عهده داشتيم " .
سال 1346 به دعوت سازمان يونسكو ، همراه با گروهي از هنرمندان برنامه هايي در آلمان و فرانسه اجرا كرد . برنامه ي او چنان مورد توجه مردم قرار گرفت كه قوامي و يارانش را گلباران كردند . برنامه اي نيز به مدت يك هفته با همراهي 17 تن از هنرمندان ايراني در ( كابل ) اجرا كرد كه بي نهايت چشمگير بود و مورد تشويق مردم افغانستان قرار گرفتند .

در همين سال به همراهي استادان ( جليل شهناز و كسايي ) برنامه اي در سالن دانشكده ي ادبيات براي گروهي از بزرگان موسيقي جهان ، اجرا كرد كه بسيار جالب بود و يكي از استادان خارجي طي مصاحبه اي مطبوعاتي گفت " من تصور مي كردم كه آواز ايراني داراي ريتم نمي باشد ولي در اجراي برنامه هاي قوامي متوجه شدم كه اين خواننده ريتم را در آواز رعايت ميكند و به نوازندگانش توجه ندارد و حاكم برنامه است . درست موقعي كه بايد آواز شروع كند شروع ميكند و همين امر باعث شد كه متوجه شوم ريتم آواز ايراني ، چهار ضربي است و تنها قوامي اين را رعايت ميكند و من اين رعايت ريتم را در خوانندگان ديگر نديدم و نشنيدم . قوامي در آواز ايراني در سطح عالي و بالاتر از ديگر خوانندگان قرار دارد .

استاد نورعلي برومند نيز نظري همانند اين داشت و معتقد بود كه در آن شرايط و برهه از زمان در بين خوانندگان ، قوامي در سطح بالاتري قرار دارد و خواننده اي ندا شتيم كه بتواند همپايه ي او بخواند .

مرحوم قوامي با هنرمندان معاصر خود روابطي دوستانه داشت و با همكاري استاداني مانند : مرحوم خالقي ، مرحوم بديعي ، و عزيزاني چون : تجويدي ، پرويز ياحقي و مهندس همايون خرم آهنگ هاي به ياد ماندني اجرا كرد ، ترانه هاي گيتي افروز ( داد از دل ) ساخته ي استاد تجويدي ، سرگشته ( تواي پري كجايي ) ساخته ي همايون خرم ، جواني از پرويز ياحقي ، ( ساقي نامه ) از مرحوم بديعي ، آهنگ بختياري شوشتري ( محلي دو صدايي ) از مرحوم خالقي ، بخشي از اين همكاري هاست .

ادامه مطلب...

بیاد استاد احمد عبادی هنرمند برجسته معاصر

iran spring 6 68509

استاد احمد عبادی هنرمتد و نوازنده برجسته سه تار

هفدهم اسفند مصادف با درگذشت استاد احمد عبادي، هنرمند و استاد برجسته سه تار و موسيقي اصيل ايراني است . استاد عبادی در سال 1283ش در تهران به دنيا آمد.وي در كودكي پدر را از دست داد و تحت تكفل برادرش قرار گرفت. احمد عبادي از نوجواني به فراگيري موسيقي ايران پرداخت و پس از سال‏ها نواختن سه‏تار، شيوه جديدي را در نواختن اين ساز ارايه و اين شيوه را متداول كرد. استاد عبادي در تعليم موسيقي به ديگران بسيار كوشا بود و از طريق آموزش پيگير و تشويق شاگردانش به تمرين و ممارست، موسيقي اصيل ايراني را رشد و توسعه داد. احمد عبادي معلمي دلسوز و مهربان بود و با سخاوت فراوان، آنچه را در سينه داشت براي هنرجو در كف قرار مي‏داد. او رديف‏هاي موسيقي ايران را گردآوري كرد و آنها را به شاگردانش آموخت. از استاد عبادي، آثار بسياري در موسيقي به جاي مانده كه براي دوستداران موسيقي سنتي ايران، گنجينه‏اي گران‏بهاست. از جمله اين آثار، اجراي كوك‏هاي مختلف سه تار است كه حاصل هشتاد سال تجربه اوست. استاد احمد عبادي سرانجام در هفدهم اسفند 1371ش در 88 سالگي درگذشت.

ادامه مطلب...

آندرانیک آساطوريان تاریخچه مجسم نیم قرن هنر و موسیقی ایران

 iran spring 7 1821a

بیاد اندرانیک آساطوریان هنرمند مردمی و یار مقاومت ایران در سالکرد درگذشتش

مصاحبه آندرانیک با سیمای آزادی، ۶بهمن ۱۳۹۲

مجری: وقتی از آندرانیک آساطوریان صحبت می‌کنیم، قبل از هر چیز صمیمیت او و ملودیهای ناب و تنظیمهای شگرف به یادمان می‌آید. صمیمیتی پاک توأم با نغمه‌هایی زیبا و جذاب.
با کمال خوشوقتی آقای آندرانیک آهنگساز، تنظیم کننده و خواننده‌یی که صدای گیرا و زیبایش برای مردم ایران آشناست، مهمان ماست.

آندرانیک: متشکرم از این‌که دعوتم کردید، می‌خواهم خدمت هموطنان عزیزم سلام کنم. امیدوارم که همه شما خوش و خرّم باشید.
من آندرانیک آساطوریان در سال 1320در شهر همدان متوّلدشدم. دو ماه بعد خانواده‌ام به خوزستان و به شهر اهواز نقل مکان کردند. در آنجا بزرگ شدم. از 9سالگی به موسیقی روی آوردم. در 18سالگی به تهران رفتم تا در آنجا به تحصیلاتم در رشته موسیقی ادامه دهم. در تهران به هنرستان عالی موسیقی رفتم. اما وقتی خواستم نام نویسی کنم، به من گفته شد که به‌دلیل این‌که سنم بالاست، می‌بایست در نوبت شبانه ثبت‌نام کنم. من هم در شیفت شب نام نویسی کردم و از ساعت 4 تا 8 بعدازظهر به کلاس می‌رفتم و به این ترتیب تحصیلات موسیقی را در این هنرستان ادامه دادم.
بعد از فعالیّتهای بسیار در موسیقی، وارد ارکستر پاپ رادیو تلویزیون شدم و رهبری آن را به مدّت دو سال به‌عهده گرفتم.

iran spring 6 1df00

مجری: چه سالی بود حدوداً ؟

آندرانیک: سال 1976 (1354) بود، که به مدتّ دو سال رهبر ارکستر 55نفره پاپ رادیو تلویزیون بودم.

در سال 1356 تصمیم گرفتم به آمریکا بیایم و قصد داشتم در کار ساخت موسیقی فیلم وارد شوم. از دوران نوجوانی معتقد بودم اگر کسی بخواهد کاری انجام دهد، باید به‌صورت حرفه‌یی در آن وارد شود، نه آماتوری، متأسفانه در مملکت ما زیاد هستند کسانی که به‌صورت آماتوری کارهایی می‌کنند، ولی این به نتیجه‌یی نمی‌رسد. برای همین هم موسیقی ما به آن‌جایی که باید برسد، نرسیده است. اما به‌امید خدا با سرنگونی رژیم و با رفتن بچّه‌های مجاهدمان به ایران، به آن سطح هم حتماً خواهیم رسید.
در هر صورت من اوایل سال 1978به‌آمریکا سفر کردم و در لس‌آنجلس ساکن شدم. آنجا در یک مدرسه موسیقی اسم نویسی کردم و به تحصیلاتم در موسیقی ادامه دادم.
بعد از گذشت یکسال، انقلاب 22بهمن شد. خوب است یادآوری کنم که وقتی هنوز در ایران بودم، با تعدادی از خوانندگان قرارداد ساخت آهنگ برای ترانه‌هایشان داشتم. وقتی به‌ آمریکا آمدم، این قراردادها هم‌چنان به‌قوت خود باقی بود تا این‌که انقلاب شد. با وقوع انقلاب ارتباطم با این خوانندگان قطع شد و این قراردادها هم منتفی شد. به‌همین دلیل چون می‌بایست کار می‌کردم و خرج خانه و زندگی را درمی‌آوردم، مجبور شدم تحصیلاتم را ترک کرده و به آن خاتمه دهم.
تا این‌که گذشت و گذشت و اگر اشتباه نکنم سال 1993 یا 94 بود که یک روز همین طور که در خانه داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم، یکدفعه حین عوض کردن کانال، نگاهم به یک کانال ایرانی افتاد. داشتم به این کانال نگاه می‌کردم که یکی از دوستانم شروع کرد به استنطاق کردن که: «تو چرا رفتی با مجاهدین؟ چرا این کارها را می‌کنی؟ چرا آن کارها را کردی؟!»...، واقعاً مرا با این حرفهایش به‌عصبانیت رساند.

من هم در عوض تلفن را برداشتم و به خانه آن دوست عزیز، که در همان کانال ایرانی دیده بودم؛ و شاید نیاز نباشد که اسم او را بیاورم، زنگ زدم و به او گفتم: «فلانی، من آندرانیک هستم و به‌عنوان یک پیش‌کسوت موسیقی می‌خواهم به‌تو تبریک بگویم که با بچه‌های مجاهد رفتی».
او گفت: «به به!… راست می‌گی؟» گفتم: «آره راست می‌گم. چون تنها کسی که الآن دارد برای آزادی مردم در ایران می‌جنگد، فقط مجاهدین هستند، کس دیگری نیست». او هم گفت: «به تو تبریک می‌گم».
به آن دوست گفتم: «احیاناً شما با بچه‌های مجاهد در ارتباط هستید و با هم صحبت می‌کنید، از قول من به ‌آنها بگویید که در این راه مقدسی که دارید می‌روید، من هم اگر کمکی از دستم بر بیاید، می‌خواهم با شما باشم و خیلی خوشحال می‌شوم.
یکی دو روز بیشتر طول نکشید که برادر عزیزم طاهر سعیدی به من تلفن کرد و گفت: «آقای آندرانیک، شنیدم که شما می‌خواهید با ما همکاری کنید». به او گفتم: «بله، دیگر افتخاری بالاتر از این نمی‌شود».
بعد قرار شد من هم در آن جشنی که در پاریس برگزار شد، که ویگن و خیلی از خواننده‌های دیگر هم در آن حضور داشتند، شرکت کنم.

مجری: جشن همبستگی.
آندرانیک: بله، بله بارک الّله! مسئولان جشن از من خواستند که 7آهنگ را برای این جشن تنظیم کنم. این کار یک ماه طول کشید و من آنها را برای ارکستر تنظیم کردم. اگر یادتان باشد ارکستر بسیار بزرگی بود، تقریباً شبیه به یک ارکستر کوچک سمفونی کلاسیک.
در طول این یک‌ماه بارها و بارها حس می‌کردم که این صحبتهایی که از مجاهدین می‌شنوم، خیلی فرق می‌کند با 53سالی که من زندگی کرده‌ام. (دارم از آن 20سال پیش صحبت می‌کنم که آن موقع 53سالم بود). می‌دیدم که خیلی چیزها فرق می‌کند؛ از صحبتهایی که می‌کنند، سطح تحصیلات بچه‌ها و خیلی چیزهای دیگر، خیلی فرق می‌کرد و من بسیار مشتاق شدم بفهمم یک مجاهد چه کار می‌کند.

مجری: چه فرقی در آنها می‌دیدید؟
آندرانیک: صحبتهایشان با بقیه خیلی فرق می‌کرد و این سطح تحصیلات آنها را نشان می‌داد. چون اگر کسی تحصیلات نداشته باشد، از طرز صحبت کردنش معلوم می‌شود. در حالی‌که از صحبتهای آنها معلوم بود که تحصیلات و شعور بالایی دارند.
به هر صورت، من این 7آهنگ را تنظیم کردم و قرار شد به پاریس بروم. اتفاقاً روزی که به پاریس رسیدم، همان روز ارکستر در حال تمرین بود. در آنجا آقای طاهر سعیدی به من گفت: «آندرانیک جان، تمرین این ارکستر با شماست، ولی اجازه بدهید که آقای محمد شمس آن را رهبری کند. چون محمد شمس از پله اول با مجاهدین بوده». من گفتم: «خیلی از این موضوع هم خوشحالم، چون آمدن من به این‌جا به قول آمریکاییها ”بیزینس“ نیست. چون من آمده‌ام این‌جا که کمکی کرده باشم و هیچ مسأله‌یی نیست. بنابراین آن شب آقای شمس ارکستر را رهبری کرد.
آن شب، شب بسیار خوبی بود. به‌طور خاص که خانم رجوی هم تشریف آوردند و به ما گل دادند و من از دست ایشان گل گرفتم. در یک کلام بخواهم بگویم در این یک ماه که با بچه‌ها صحبت می‌کردم، تقریباً عاشق شدم. عاشق بچه‌های مجاهد شدم.

مجری: جشن همبستگی در پاریس را، که همبستگی هنرمندان با مردم ایران در راه آزادی بود، چگونه دیدید؟ با توجه به این‌که شما بسیاری از جشنها و مراسم را از نزدیک دیده‌اید و با چنین جشنهایی آشنایی دارید.
آندرانیک: ببینید، این را به تعارف نمی‌گویم، از واقعیتی که دیده‌ام دارم می‌گویم. از همان روز که طاهر سعیدی با من صحبت کرد و بعد از آن هم در این یک‌ماه بارها و بارها با من صحبت کرد، او می‌خواست ببیند چه اتفاقی در من افتاده و خلاصه چقدر حاضر به همکاری هستم.
من این حس را داشتم که ایشان دیسیپلین مخصوصی دارند. معتقدم که یک سازمانی که دیسیپلین داشته باشد، به نتیجه کارش خواهد رسید. در شب جشن هم که من در بین تماشاچیان بودم، این دیسیپلین را حس کردم. می‌دیدم که یک کار جدی است. برای این‌که من سالهای سال در کنسرتهای مختلف بودم. همیشه رهبری ارکسترهای بزرگ را برعهده داشتم. ولی این کنسرت یک چیز دیگر بود، دیسیپلین مخصوص خود را داشت.
در شب جشن من خیلی خوشحال بودم. در یک کلام بخواهم بگویم، به‌خاطر آشنایی‌ام با مجاهدین، خیلی خوشحال بودم. چون بالاخره آن راهی را که می‌خواستم، به آن رسیدم.
من بایستی همرزم مجاهدین باشم، چون همیشه می‌خواستم به ملتم خدمت کنم. جز خدمت هم هیچ کاری تا کنون از من سر نزده است. من موسیقی را یاد گرفتم به‌خاطر این‌که مردم وطنم موسیقی بهتری داشته باشند.
چرا باید ملت ایتالیا، اسپانیا، آمریکا و جاهای دیگر موسیقی خوبی داشته باشند، ولی ما هنوز در موسیقی اندر خم یک کوچه باشیم. من سعی کردم که فرهنگ موسیقی‌مان را غنی کنم. همین کار را هم کردم.
می‌دانید که من سالهای سال طبق استاندارد آمریکایی در موسیقی کار کردم. به موسیقی آمریکایی و ایتالیایی و حتی اسپانیایی، آشنایی داشتم. بنابراین سعی کردم موسیقی ما هم به آن سمت کشیده شود و من این کار را کردم و در این زمینه خیلی پیشرفت حاصل شد. بیشتر مردم هم واقعاً خوششان آمده بود.
در یک کلام بخواهم بگویم، از سالهای گذشته که این افتخار را پیدا کردم که عضو شورای ملی مقاومت بشوم، به یک خانواده بزرگ متصل شدم. الآن که 73سال دارم، زندگی من به تمام و کمال به بچه‌های مجاهدم، به خواهران و برادران مجاهدم بسته است.
من روزهایی هم در اشرف بودم. همان‌طور که برادر مسعود گفت: «یک، دو، سه، صد، هزار اشرف می‌سازیم»، حتماً هم می‌سازیم و در این شکی نیست. من عاشق این بچه‌ها هستم، اینها خانواده بزرگ من هستند.

مجری: آقای آندرانیک، آخرین ترانه‌یی که از شما شنیدیم و سیمای آزادی هم آن را پخش کرد، فکر می‌کنم در مورد اشرف بود. اگر ممکن است درباره این ترانه کمی برایمان بگویید.
آندرانیک: بله حتماً. شعر این آهنگ، از بچه‌های اشرف، یعنی از البرز است که شعر زیبا و بسیار خوبی است. به عقیده من او یکی از بهترین شعرای ایران است. انشاءالله یک روز برای بچه‌های ایران در خود ایران شعر و ترانه بگوید.
من تا به‌حال خیلی آهنگ ساخته‌ام. خودم هم در آنها خوانده‌ام. با روزبه خوانده‌ام، با خواهر ماندانا، با خواهر نصرت و با سایر بچه‌های اشرف خوانده‌ام؛ اما باور کنید وقتی شعری از البرز می‌آید، مخصوصاً همین شعر اشرفی، وقتی من داشتم آهنگش را می‌ساختم، همسرم آیدا می‌گفت: «بابا بسه! چشات کور می‌شه، بس که گریه می‌کنی». آخر من با گریه این کار را ساختم.

مجری: با تمام عواطفتان
آندرانیک: با تمام زندگی‌ام آن را ساختم. آخر اشرف یک شهر فراموش نشدنی است. ما این شهر را دوباره باید بسازیم. من به خواهر مریم گفتم که وقتی به ایران برسیم، شما خیلی کار خواهید داشت، ولی من یک قطعه زمینی پیدا می‌کنم و یک اشرف دیگر را در آنجا می‌سازیم و خودمان هم در آن زندگی می‌کنیم. البته می‌دانم که خیلیها هم دوست دارند بیایند داخل آن زندگی کنند.

مجری: آقای آندرانیک، در ایران آزاد فردا خیلیها به‌کار و مسئولیت و به هنر و عواطف شما نیاز دارند.
آندرانیک: بله، من تا هستم، یعنی تا زنده هستم، این کار را خواهم کرد. تا به آخر با این فامیل و خانواده بزرگ خود خواهم بود و به امید خدا ما آزادی را برای ایران به ارمغان خواهیم آورد.
همین جا می‌خواهم از هواداران خوب و بی‌نظیرمان به‌خاطر کارهای بزرگی که می‌کنند، تشکر کنم. آنها روزی در ایران آزاد فردا به‌خاطر کمکهایی که به بچه‌های مجاهد کردند، به خود خواهند بالید. چرا؟ چون آن روز معلوم می‌شود که آنها چه کار کردند و با کمکهایشان چه اتفاقی افتاد. آن روز مملکت آزاد و پیشرفته‌یی خواهند داشت و هیچ بعید نیست که به سطح آمریکا برسیم. آخر ما از یک فرهنگ خوب و غنی برخورداریم. ما در فرهنگ پیشتازیم و شک ندارم و بارها و بارها گفته‌ام که با مجاهد، ایران به گلستان تبدیل خواهد شد.

ادامه مطلب...

تاریخچه ویولن ; سازی با صدای جادویی

iran spring 6 301c7

ویولن از سازهایی است که صدای بسیار دلنشینی دارد

ویولن ساز زهی و آرشه ای است. این ساز کوچک ترین عضو سازهای زهی آرشه ای است. برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می گیرد و با آرشه که در دست

راوک سیم های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم).
اصوات سیم های مجاور نسبت به یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچکتر از آن را اجرا نماید.
تاریخچه ویولن
تاریخچه ویولن در اروپا به قرن 9 میلادی باز میگردد. بسیاری معتقدند که ویولن نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن بوجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در حدود 5000 سال قبل از میلاد بوده است و برخی دیگر ریشه ان را در آفریقا و حتی کشورهای عربی میدانند. فرمهای اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با چهار سیم سرآغاز ساز ویلن تکامل یافته در سالهای آینده شد. در اروپا از قرن 11 به بعد ساز ویولون به صورت تکامل یافته دیده می شود. برخی ایرانیان بر این باورند که این ساز از ساز ایرانی کمانچه مشتق شده است.
ست نوازنده است نواخته می شود.
سازندگان
از اولین سازندگان ویولن می توان به گاسپارو برتولونی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن های آنتونیو استرادیواریوس برابری نماید.
تا کنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.
بخش های ویولن

iran spring 5 68825

خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاه رنگ در عقب) و سیم های ویولن

این ساز از 58 قطعه مختلف ساخته می شود. وزن آن در حدود 400 گرم می باشد.
ویلن از بخش های زیر تشکیل شده است:
آرشه:
یا کمان ترکه ای چوبی است که رشته های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده است.
جعبه طنینی (جعبه ریزونانس):
جعبه ای است که از سه بخش صفحه روئی، صفحه زیرین و زوارهای دور تشکیل شده است. گریف، خرک و سیم گیر در این ساز از جنس چوب آبنوس (به دلیل استحکام بیشتر)می باشد.
دسته یا گردن:
در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند. انتهای دسته به جعبه کوچکی (جعبه کوک) ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور گوشی های کوک پیچیده می شوند.
خرک:
پلی است بین سیم ها و جعبه طنینی. نقش خرک تقسیم راه سیم ها، نگه داشتن سیم ها با ارتفاع خاص برای عبور بر روی جعبه طنینی و انتقال ارتعاشات سیم ها به جعبه طنینی. در داخل جعبه طنینی استوانه چوبی کوچکی قرار دارد (تقریباً در زیر محلی که خرک قرار دارد)، که نقش آن انتقال ارتعاشات به صفحه زیرین ساز و مانعی در جهت عدم شکسته شدن صفحه روئی ساز از فشار سیم ها و خرک.
گریف:
از آبنوس ساخته شده و در طول دسته ویلن چسبیده است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف بخشی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می کند و نت های مختلف را می نوازد.
سیم گیر:
از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک یا سیم به دکمه ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می شود.
سیم ها:
سیم ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه گاه سیم ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم گیر مهار می شوند. سیم های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می شد. امروزه در سیم های بم تر، روی روده سیم فلزی نازکی می پیچند و در سیم های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می شود.
نوازندگی ویولون
نقش این ساز چه در ارکسترها، به صورت گروه نوازی و چه در ارکستر مجلسی و ختی بصورت تکنوازی پر اهمیت است و بیشترین نقش را در ارکستر بر عهده دارند. نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی بسیار پر اهمیت است. وجهه جهانی ویولن را می توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف و حضور این ساز در موسیقی ملل مختلف دید.
تاریخچه ویولن در ایران 
.

iran spring 5 1e811

ابوالحسن صبا، (۱۲۸۱ در تهران - ۱۳۳۶[)، استاد موسیقی ایرانی، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی.

ویولون از ادوات و آلات موسیقی جدید است که در زمان ناصرالدین شاه پس از تآسیس شعبه موزیک دارالفنون
و آمدن مستشاران خارجی برای معلمی این شعبه و آوردن سازهای جدید مانند فلوت و قره نی در ایران معمول گردید.
مسیو دوال فرانسوی که در اواخر عصر ناصری به ایران آمد و دو سال بیشتر در ایران نماند معلمی قسمتی از شعبه موزیک دارالفنون را بر عهده داشت و استاد و نوازنده ویولون بود و این ساز را با قواعد مخصوص آن تعلیم میداد.و ظاهرا قدیمی ترین معلم و مربی ویولون بود.
"حسن مشحون"در کتاب تاریخ موسیقی ایران حسین هنگ آفرین را قدیمی ترین ایرانی نوازنده ی ویولون معرفی کرده است.ولیکن"روح الله خالقی"در کتاب سرگذشت موسیقی"تقی دانشور"{اعلم السلطان}را نخستین ایرانی مینویسد که با ویولون آشنا شده است.
از معروفترین ویولینست های ایرانی می توان از ابوالحسن صبا ، ابراهیم لطفی ، رکن الدین مختاری ، حسینعلی وزیری ، علی تجویدی ، همایون خرم ، حبیب ا... بدیعی پرویز یاحقی و... نام برد

ادامه مطلب...

"ادل" خواننده بریتانیایی در صدر فهرست برندگان جوایز موسیقی بریتز

iran spring 5 ac041

آدل بهترین خواننده روز جهان 

"ادل" خواننده بریتانیایی، با کسب چهار جایزه از جمله جایزه بهترین خواننده زن و بهترین آلبوم سال در صدر فهرست برندگان جوایز موسیقی "بریتز" قرار گرفت.

به گزارش رادیو فرانسه سی و ششمین مراسم برندگان جوایز موسیقی بریتز، شامگاه چهارشنبه ۲۴ فوریه، در لندن برگزار شد. ادل که با آلبوم تازه خود در این مراسم شرکت کرده بود برایبه نق تک آهنگ "Hello" جوایز "بهترین تک‌آهنگ و موفقیت جهانی" را کسب کرد.

جاستین بیبر نیز برنده جایزه بهترین خواننده جهانی مرد شد. او در این مراسم دو آهنگ از پرفروش‌ترین آهنگ‌های خود را اجرا نمود.
گروه موسیقی "کولد پلی"* برای چهارمین بار برنده جایزه بهترین گروه موسیقی شد. این گروه موسیقی، جایزه خود را به "تمامی مردان و زنان عرصه موسیقی که در اردوگا‌ه‌های مهاجران" به سر می برند، اهدا نمود.

همچنین، در جریان مراسم جوایز موسیقی بریتز، یاد "دیوید بویی" ستاره تازه درگذشته موسیقی پاپ و راک نیز گرامی داشته شد.

ادامه مطلب...

منتخب ویدئوکلیپ